لطفا منتظر باشید

عمل صالح از منظر قرآن کريم

عمل صالح از منظر قرآن کريم
اگر قرآن را ورق بزنید، بارها و بارها به عبارت «الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ» برمی‌خورید. این ترکیب بیش از پنجاه بار تکرار شده است. اما «عمل صالح» دقیقاً چیست؟ چه فرقی با «کار خوب» دارد؟ چرا قرآن آن را همیشه در کنار ایمان می‌آورد؟ این نوشتار، پاسخ این پرسش‌ها را از نگاه قرآن و مفسران بررسی می‌کند.

عناوین این مقاله

با کلیک روی هر عنوان به محتوای مربوط به آن هدایت می شوید

 ۱. عمل صالح یعنی چه؟

معنای لغوی: 

«عمل» به کاری گفته می‌شود که از روی قصد و اراده انجام شود [1]. «صالح» از ریشه «صلاح» به معنای ضد فساد است[2].

معنای قرآنی: 

با تدبر در آیات، عمل صالح عملی است که:

- خداوند به آن دستور داده و پیامبران مأمور ابلاغ آن بوده‌اند[3]

- در وسع و توان انسان است، نه خارج از طاقت.

- مانع سقوط انسان به پایین‌ترین درجات می‌شود (تین، ۴-۷).

دیدگاه مفسران: 

علامه طباطبایی می‌گوید: عمل صالح، عملی است که برای رضایت خدا با تحمل دشواری انجام شود و شایسته پاداش باشد[4]. شیخ طوسی می‌نویسد: «اعمال صالح، اعمالی است که خداوند به آنها امر کرده و پیامبران را برای ابلاغ آنها برانگیخته است»[5]. ابن کثیر نیز معتقد است: عملی که مطابق شریعت محمدی (ص) باشد[6].

 نتیجه: عمل صالح، عملی شرعی و الهی است، نه هر کار خوب عقلی یا فطری.

 ۲. چه کارهایی عمل صالح هستند؟

قرآن بیشتر از طریق ذکر مثال، عمل صالح را معرفی می‌کند:

در قرآن:

- تواصی به حق و تواصی به صبر (عصر، ۳)

- عبادت خدا، احسان به والدین، خویشان، یتیمان و مسکینان، سخن نیکو، نماز و زکات (بقره، ۸۲-۸۳)

- صدقه دادن (منافقون، ۱۰)

- جهاد و تحمل سختی‌های آن (توبه، ۱۲۰)

- احسان به والدین (عنکبوت، ۷؛ احقاف، ۱۵)

- ادای امانت و اطاعت از اولی‌الامر (نساء، ۵۷)

- مودت اهل بیت پیامبر (شوری، ۲۳)

 ۳. تفاوت عمل صالح با عمل خیر و عمل حسن

- عمل خیر: معنای گسترده‌تری دارد؛ شامل هر سود دنیوی یا اخروی می‌شود و گاهی به مال و دارایی نیز گفته می‌شود (بقره، ۱۸۰). اعم از عمل صالح است.[7]

- عمل حسن: یعنی کار نیکو و ضد قبیح[8]. دامنه‌اش وسیع‌تر از عمل صالح است. در سوره شوری (آیات ۲۲-۲۳)، پاداش عمل حسن «افزونی حسنات و آمرزش» است، ولی پاداش عمل صالح «روضات جنات و هرچه بخواهند نزد پروردگار» می‌باشد.

- عمل سیئ: ضد عمل صالح؛ شامل فساد، ستم، قتل، زنا، پیروی از شهوت و ضایع کردن نماز (سجده، ۱۲؛ فرقان، ۶۳-۷۰؛ مریم، ۶۰).

 ۴. چرا همیشه ایمان و عمل صالح با هم می‌آیند؟

ایمان و عمل صالح دو قرین جدانشدنی هستند. قرآن بیش از پنجاه بار این دو را در کنار هم ذکر کرده است. 

- ایمان، منشأ عمل صالح است. 

- عمل صالح، تقویت‌کننده ایمان و بالابرنده درجه آن است (فاطر، ۱۰). 

- عمل غیرصالح، از ایمان می‌کاهد و ممکن است آن را نابود کند (روم، ۱۰).

قرآن می‌فرماید: مؤمن حقیقی کسی است که با جان و مال جهاد کند (حجرات، ۱۵). همچنین: وقتی آیات خوانده شود، بر ایمانشان افزوده می‌گردد (انفال، ۲). 

پیامبر (ص) فرمود: «الایمان و العمل قرینان لا یصلح کل واحد منها إلا مع صاحبه»؛ ایمان و عمل قرین یکدیگرند و هیچ یک بدون دیگری صحیح نیست[9].

 ۵. آثار و برکات عمل صالح

قرآن آثار زیر را برمی‌شمارد:

اثر عمل صالح

آیه 

بخشش گناهان و تبدیل سیئات به حسنات

عنکبوت، ۷؛ فرقان، ۷۰

حیات طیبه؛ زندگی پاکیزه

نحل، ۹۷

محبوب شدن در دل‌ها

مریم، ۹۶

خلافت و جانشینی در زمین

نور، ۵۵

استجابت دعا

شوری، ۲۶

امنیت از ترس‌های قیامت

طه، ۱۱۲

پاداش مضاعف

سبأ، ۳۷

پاداش جاودان و بی‌نقص

تین، ۶

 ۶. چه چیزهایی به عمل صالح کمک می‌کنند؟

۱. یاد خدا (فاطر، ۳۷؛ شعراء، ۲۲۷) 

۲. توبه و بازگشت به سوی خدا (فرقان، ۷۰-۷۱؛ آل عمران، ۸۹) 

۳. صبر و شکیبایی (هود، ۱۱؛ قصص، ۸۰) 

۴. روزی حلال (مؤمنون، ۵۱)

 ۷. چه چیزهایی مانع عمل صالح می‌شوند؟

۱. پیروی از هوای نفس و شهوات (مریم، ۵۹-۶۰) 

۲. استکبار و سرپیچی از حق (نساء، ۱۷۳؛ جاثیه، ۳۰-۳۱) 

۳. شرک در عبادت (کهف، ۱۱۰) 

۴. حب دنیا و دلبستگی به مال و فرزند (سبأ، ۳۷؛ قصص، ۷۹-۸۰؛ کهف، ۴۶)

 نتیجه‌گیری

- عمل صالح عملی شرعی، الهی و ابلاغ شده توسط پیامبران است؛ نه هر کار خوب عقلی.

- رابطه آن با ایمان متقابل و تنگاتنگ است؛ هیچ یک بدون دیگری کامل نیست.

- آثار آن از بخشش گناهان تا حیات طیبه، خلافت در زمین و پاداش جاودان را شامل می‌شود. 

- زمینه‌های آن یاد خدا، توبه، صبر و روزی حلال، و موانع آن هوی‌پرستی، استکبار، شرک و دنیادوستی است.

سخن پایانی: 

اگر خواهان زندگی پاک، محبوبیت، امنیت و پاداش بی‌پایان الهی هستیم، باید ایمان خود را با عمل صالح – همان دستورات دین – پیوند بزنیم. خداوند ما را از «الذین آمنوا و عملوا الصالحات» قرار دهد.


پی نوشت:
[1] راغب اصفهانی، المفردات، ص ۳۵۱
[2] ابن منظور، لسان العرب، ج ۲، ص ۵۱۶
[3] طوسی، التبیان، ج ۳، ص ۴۰۵
[4] المیزان، ج ۱، ص ۴۵۸
[5] التبیان، ج ۳، ص ۴۰۵
[6] تفسیر القرآن العظیم، ج ۳، ص ۱۴۰
[7] طباطبایی، المیزان، ج ۳، ص ۵۹۷
[8] جوهری، الصحاح، ج ۵، ص ۲۰۹۹
[9] رستگار جویباری، تفسیر روایی، ص ۲۷۷
منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه