حکایتی شنیدنی از زائر مسیحی کربلافکر کنم من این مطلب را یادداشت کردهام البته نه در کار چاپی در دفتر خیلی بزرگی یادداشت کردهام.چهارتا شیعه از
25 مطلب یافت شد
چهرۀ معنوی و ملکوتی ابیعبدالله(ع) در آیات قرآن
مسیحی است. فرمودند آیا در حیطه کربلای من بود؟ عرض کرد بله. فرمودند بنویسید که او هم زائر من است.
امکان نجات بشر، تنها در سایهٔ رحمت پیامبر(ص)
فرمودند پس این مسیحی چه؟ گفت مگر این زائر شماست؟ فرمودند بله.
راههای شناخت اهلبیت(علیهمالسلام)
حکایتی شنیدنی از زائر مسیحیچهارتا شیعه از بغداد راه افتادند که بیایند کربلا. یک کاسب مسیحی
تهران حسینیهٔ همدانیها - رمضان 1396 – سخنرانی هشتم
مسیحی هم راه افتاد گفتند نیا آنجا جای شماها نیست گفت من داخل نمی آیم من را بگذارید دم در شما داخل بروید گفتند بیا حالا که آمدی دیگر ما کفش هایمان را ندهیم به کفش داری همه ما ده پانزده نفر کفشهایمان را اینجا می گذاریم تو پیش کفشها بمان ما زیارت برویم و بیاییم گفت باشد می مانم آخر تو زائر
انسان کامل، مطلعالفجر نور الهی
مسیحی خوابش برد در خواب دید که سه نفر از در صحن بیرون آمدند. هر سه نفر کنار من آمدند آن نفری که ممتاز و وضعش از این دوتا جدا بود به آن دو نفر فرمودند اسم همه زائران را نوشتهاید؟ گفتند بله همه را نوشتهایم. آخر زائر
مسجد امیر ماه رمضان 95 سخنرانی نهم
مسیحی است اگر اهل فهم بود الان یک شیعه واقعی بود دو میلیارد را هم شیعه واقعی میکرد فهم ندارد. رهبران دیگر مذاهب فهم ندارند اگر آخوندهای وهابیت در عربستان فهم داشتند اولا شیعه ناب بودند ثانیا سه میلیون زائر را هر سال با فرهنگ اهل بیت گره
تلبيه، شعار بلند ملكوتى
مسیحی شرق و غرب و هر کس برای شما و دین شما ضرر دارد منع کنید.به حقیقت تلبیه بگویید به راستی ندای حق را اجابت کنید به درستی و پاکی در این مقام قرار بگیرید که اگر در این حریم قبول شوید قبول شدید و اگر قبول نشوید از بدبختترین مردم روی زمین خواهید بود. اجابت ندای حق با تسلیم روحبرادر مؤمنی داشتم که از هر جهت مورد اطمینان بود بیست و پنج سال خدمتگزاری زائران خانه حق را به عهده داشت نیکان و پاکان سعی داشتند در این سفر ملکوتی در معیت او باشند.روزی در محضر او از این مقوله سخن بود داستان اعجابانگیزی در یکی از سفرهایش برایم تعریف کرد.گفت تعدادی زائر
ميقات
مسیحی شرق و غرب و هر کس برای شما و دین شما ضرر دارد منع کنید.به حقیقت تلبیه بگویید به راستی ندای حق را اجابت کنید به درستی و پاکی در این مقام قرار بگیرید که اگر در این حریم قبول شوید پذیرفته شده اید و اگر قبول نشوید از بدبخت ترین مردم رویزمین خواهید بود. اجابت ندای حق با تسلیم روحبرادر مؤمنی داشتم که از هر جهت مورد اطمینان بود بیست و پنج سال خدمتگزاری زائران خانه حق را به عهده داشت نیکان و پاکان سعی داشتند در این سفر ملکوتی در معیت او باشند.روزی در محضر او از این مقوله سخن بود داستان اعجاب انگیزی را که در یکی از سفرهایش رخ داده بود برایم تعریف کرد.گفت تعدادی زائر
ثمرۀ اتصال معنوی به اولیای الهی چیست؟/ ارزشهای ناشناختۀ حضرت معصومه(س)
مسیحی آنچنان ظرف ارزشها میشود که منا اهل البیت میگردد. نسبت به خود عالم مردم و پروردگار فکر بد نداشته باشیدمبلغ برجسته بین الملل ادامه داد پیغمبر ص میفرمودند من رآنی فقد رای الحق هر کس من را ببیند خدا را دیده است. خدا با چشم سر دیده نمیشود چون ظرفیت چشم ما بسیار محدود و پروردگار وجود بینهایت است هیچوقت بینهایت در این دو ظرف محدود چشم جای نمیگیرد. در نهجالبلاغه نیز امیرالمؤمنین ع میفرمایند اگر میخواهید خدا را ببینید قرآن را ببینید؛ قرآن تجلیگاه پروردگار است . پروردگار میفرماید اگر کسی بخواهد قرآن را با همان حقیقتی که هست لمس کند حتما میتواند و راه آن این است که لا یمسه الا المطهرون سوره واقعه آیه 79 طهارت عقل داشته و نسبت به خودش عالم مردم و پروردگار فکر بد نداشته باشد. وقتی این طهارتها پدیدار شود انسان به قرآن میرسد و حقایق و واقعیات قرآن را لمس میکند. معرفت راه اتصال به اولیای الهیاستاد برجسته اخلاق حوزههای علمیه بیان کرد اولیای الهی منابع همه ارزشها هستند و شما باید اتصال قلبی محبتی و عاشقانه به آنها پیدا کنید که امام صادق ع میفرمایند راه این اتصال معرفت است؛ یعنی وقتی اولیای الهی را بشناسید قهرا عاشق آنها میشوید؛ انسان فقط از طریق مطالعه حالات خلقیات اعمال و ارزشهای اولیای خدا معرفت پیدا میکند و معرفت پایه محبت میشود و محبت اتصال به همراه میآورد. استاد انصاریان نسبت به ولیالله بودن حضرت معصومه س تاکید و اظهار کرد مسائل ملکوتی عجیبی در آخر زیارت حضرت معصومه س وجود دارد که یکی این است یا فاطمه اشفعی لی فی الجنه اگر من در قیامت گیر کردم به مانع برخوردم و به این نتیجه رسیدم که مرا راه در بهشت نمیدهند و آبروی بهدردخوری ندارم شما بهسراغ من بیا و با آبرویی که داری از من پیش خدا میانجیگری کن واسطه بشو و به پروردگار بگو این شخص شیعه پدران من زائر
لباس احرام
مسیحی شرق و غرب و هر کس برای شما و دین شما ضرر دارد منع کنید.به حقیقت تلبیه بگویید به راستی ندای حق را اجابت کنید بهدرستی و پاکی در این مقام قرار بگیرید که اگر در این حریم قبولشوید پذیرفته شده اید و اگر قبول نشوید از بدبخت ترین مردم رویزمین خواهید بود.اجابت ندای حق با تسلیم روحبرادر مؤمنی داشتم که از هر جهت مورد اطمینان بود بیست و پنج سال خدمتگزاری زائران خانه حق را به عهده داشت نیکان و پاکان سعی داشتند در این سفر ملکوتی در معیت او باشند.روزی در محضر او از این مقوله سخن بود داستان اعجاب انگیزی را که در یکی از سفرهایش رخ داده بود برایم تعریف کرد.گفت تعدادی زائر … مسیحی بودنش هم لامذهب بود ولی این لامذهبی پس از عصر رنسانس به اوج بی قیدی و افسارگسیختگی رسید جنس مرد پس از انقلاب صنعتی هجوم عجیبی به شخصیت زن برد. پرده حرمت او را گرفت تا بتواند هر زنی را بخواهد ببیند و هرگونه تمتعی از او ببرد مانعی برای او نباشد.آری انسان غربی خود را از نظرکردن به هر زن و دختری ممنوع می دید و این ممنوعیت را از چشم دین می دانست اساس دین و اصول اخلاق را ویران کرد تا دسترسی او به جنس زن از هر جهت آسان شود و از راه رسیدن به وصال او بتواند برای ارضای غرایز حیوانی اش تا آنجا که ممکن است از او استفاده کند.ظهور مفاسد پیدا شدن خیانت های بی سابقه افتادن زن و مرد در وادی گمراهی فرار دختران از محیط خانواده پناه بردن همه غربی ها و مقلدانشان به انواع بی بند و باری ها پدید آمدن مراکز فحشا و منکرات لاقیدی و بی بند وباری همه و همه دلیل بر غلط بودن خط زندگی غربیان است و عجیب تر از زندگی غربی ها زندگی مقلدان شرقی و بعضی از مسلمانان است که بدون فکر و اندیشه و بدون غور در حقایق و عاقبت کار به دنبال آنان روانند.سراسر ممالک غربی و بعضی از ممالک شرقی از حکومت فساد در همه شؤون زندگی در ناله اند و به خاطر متلاشی شدن اوضاع اجتماعی و اخلاقی به علت این بی بند و باری در عزایند. فقط خدای عالم می داند که از این راه چه ضرر و چه ضربه های خطرناکی به حیات انسان در کره زمین وارد شده است.آری اگر مرد نتواند به هر صورت که بخواهد زن را ببیند و زن نتواندبه هر صورت که می خواهد با مرد رابطه برقرار کند این همه خسارت به بار نخواهد آمد.در مکتب سعادتبخش اسلام مسئله حجاب و پوشش زن و مسئله محرم و نامحرم در همه جا و همه وقت از ضروریات دین قلمداد شده و منکر آن با علم به ضرورت دینی بودن آن کافر است.این دستور گرانبها سدی عظیم در برابر سیل انحرافات جنایت ها و خیانت ها و انواع مفسده هاست.حرام بودن تماس مرد با زن خود در وقت احرام به صورت لمس بدن یا آمیزش یا بوسیدن تمرینی برای مرد و زن است که به فضای ملکوتی تقوا نزدیک تر شده و قدرت اراده آنان برای ترک این سه برنامه در مسیر نامشروع افزون گردد.علاوه بر این باید هر نوع لذتی در این برنامه بر مرد و زن حرام شود تا به درک و فهم لذت وصال محبوب حقیقی نائل آیند و آن بهره الهی و حظ معنوی را از آیین حج ببرند.7 ـ پوشاندن روی پاتوجه داشته باش که در حریم مقدسی هستی حریمی که وادی سینا و طور از آن کسب نور می کند هم چون موسی علیه السلام کفش تعلقات از پای جان و پای پوش عادی از پای بدن به درآر سزاوار نیست در این وادی ملکوتی همراه با زر و زیور پا از قبیل کفش و جوراب حرکت کنی. انک بالواد المقدس طوی .زیرا تو در وادی مقدس طوی هستی.اگر بتوانی به کلی پا برهنه حرکت کن اگر نه از کفش بسیار ساده آن هم در حدی که روی پا را نپوشاند به سوی مسجد الحرام متوجه شو تا از نظر ظاهر نهایت تواضع را در پیشگاه کبریایی او رعایت کرده باشی و از نظر باطن به تدریج به حال خشوع برسی و برای شنیدن ندای محبوب دلربایت از وادی سینای قلب و طور جان آماده گردی.کفش متکبران از پای به در کن جلال و جبروت ظاهری و اعتباری را از سراسر وجود بریز آهسته قدم بردار با وجود مبارک مولایت زمزمه کن و حال معنوی خود را ادامه بده تا جواب آن جناب را از درون قلب بشنوی در حالی که از دیدگانت اشک شوق یا اشک ندامت از گذشته خویش بر چهره ات جاری است با کمال ذلت و خاکساری به حریم مقدس او عرضه بدار کسی که روی تو دیده ست حال من داند *** که هر که دل به تو پرداخت صبر نتواندهر آدمی که دو چشمش بر آن جمال افتاد *** دلت ببخشد و بر جانت آفرین خواندچه روزها به سر آورد جان منتظرم *** به بوی آن که شبی با تو روز گرداندمگر تو روی بپوشی و گرنه ممکن نیست *** که آدمی که تو بیند نظر بپوشاندبه دست رحمتم از خاک آستان برگیر *** که گر بیفکنی ام کس به هیچ نستاندچه حاجت است به شمشیر قتل عاشق را؟ *** حدیث دوست بگویش که جان برافشاندپیام اهل دل است این سخن که سعدی را *** نه هر که گوش کند معنی سخن داند8 ـ قسم خوردنقواعد عالی اسلام در شرایط عادی هم انسان را از قسم خوردن منع می کند مگر در جایی که احتیاج به اثبات حقی آن هم در محضر قضاوت شرعی باشد.باور کردنی نیست که زائر
یزد هیئت خادمین شهدای گمنام میدان امیر چخماق سخنرانی ششم.دهه سوم صفر 94
زائر نباشد بیگانه نباشد برود در حرم سلام بدهد و برگردد گوش بدهد به حرفهایش او را امام واجب الاطاعه بداند یک چنین زائری با زیارت پاره تن من حرم الله جسده علی النار خدا بدنش را به آتش دوزخ حرام میکند این ارزش قبرش یک کسی برود او را زیارت کند خودش را که نمیبیند قبرش را زیارت میکند.لا یجتمع المال الا بخمس خصال ثروتی انباشته نمیشود متراکم نمیشود جمع نمیشود به زبان روز میلیاردی نمیشود مگر از پنج راه یک ببخل شدید به این که پول جمع کن دستش را از هزینه کردن مال در مواردی که پروردگار فرموده ببندد هر چی هم بهش مراجعه کنند بگوید به من چه اینجا مدرسه میخواهد به من چه مسجد میخواهد به من چه ده تا خانه زمستان است گاز نکشیدند پول ندارند به من چه دختر و پسر سی تا چهل تا عقدشان دارد به هم میخورد طولانی شده نتوانستند خانواده دختر جهازیه تهیه کنند به من چه ببخل شدید من یک روایت نصف خط درباره بخل برایتان بگویم اسم کتابش هم ببرم بعضی کتابها واقعا محبوب من است حدود پنجاه و پنج سال است من با انواع کتابهای شیعه سنی مسیحی
مشهد حسینیه همدانیها سخنرانی نهم
زائر من ایراد گرفتی او که حرف بیربطی نزد راست گفت پسر حضرت رضا را خواب دید فرمود درست گفتی من آمدم دیدنت فردا بیا حرم دیدن من. تو شیعه باش کارت نباش آنها خودشان تو را میبرند سلام بهت میکنند در بهشت را برایت باز میکنند تعارفت میکنند هدیه بهت میدهند آدمی که شیعه واقعی است راحت است کسی دیگر کارهایش را میکند.این یادتان بماند اینی که من میگویم هم در کتابها دیدم هم تجربه خودم را بهتان میگویم هم تجربه اولیای الهی را که دیده بودمشان تو شیعه واقعی باش راحت راحت باش دیگری مامور است که کارت را انجام بدهد امروز روز جمعه است ما در زیارت امروز امام عصر خواندیم بهش گفتیم و انت مامور بضیافه و الاجاره امام زمان تو از جانب خدا مامور هستی هم از ما پذیرایی کنی هم به ما پناه بدهی مامور هستی. نگرفتید چی شد انت مامور امر شده به شما امر واجب که از شیعه پذیرایی کن شیعه را پناه بده. فکر میکنید از ما پذیرایی نکرده؟ پناه نداده اگر پذیرایی نکرده بود که الان ماهوارهها از ما پذیرایی میکردند اگر پذیرایی نکرده بود که رقاصههای ماهوارهها الان از ما پذیرایی میکردند خب پذیرایی کرده که پر هستیم احساس نیاز به گناه نمیکنیم.اگر پناه نداده بود که ما تا حالا صد دفعه بیدین شده بودیم صد دفعه اگر پناه نداده بود ما الان یک رکعت نماز نمیخواندیم در پناه هستیم که داریم این کارها را میکنیم سلام کرد به این چند نفر فرمود والله این خیلی مهم است راوی روایت امام صادق است میگوید پدرم به این چند نفر فرمود والله والله قسم جلاله است انی یقینا من احب ریحکم و ارواحکم و الله من عاشق روح شما شیعیان هستم و عاشق بوی شما هستم چه خبر است؟ من عاشق بویتان هستم عاشق روحتان هستم مگر شیعه بو دارد؟ اگر شیعه بو نداشت که وقتی اویس آمد مدینه در خانه پیغمبر گفتند نیست مسافرت است دو سه روز دیگر میآید به خاطر اینکه مادرش گفته بود پیغمبر را دیدی نمان برگرد برگشت یمن سه روز بعد پیغمبر از سفر آمد رسید سر کوچه خانهاش برگشت به طرف یمن فرمود انی لاشم رائحه رحمان من طرف الیمن بوی خدا از یمن استشمام میکنم کی امده بود اینجا؟ بله شیعه بو دارد. شیعه بهترین بو را دارد بوی توحید میدهد بوی نبوت میدهد بوی ولایت میدهد بوی عبادت میدهد بوی خدمت میدهد بوی اخلاص میدهد من شامهام قوی نیست این بو را حس نمیکنموالله انی احب ریحکم و ارواحکم.بعد فرمود یک کاری برای مااهل بیت بکنید فاعینونا علی ذلک بورع و اجتهاد این بوی خودتان را این شیعه بودن خودتان را این محبوب بودن خودتان را در قلب ما با اجتناب از گناهان و کوشش در عبادت و خدمت به مردم نگه دارید نپرد شیعه نباشی بعد مسیحی
تأثیر سلوک بر مسیر دین و جذب الطاف الهی
زائر خدا هستم. عراق را طی کردیم و بعد آمدیم اردن و از اردن از جاده تبوک به مدینه آمدیم. روزی که میخواستیم مکه برویم آمدیم مسجد شجره آن مسجد را من دیده بودم؛ تیرچوبی بود و دویستمتر بود؛ همه آنجا محرم میشدند و همه این سی مسافر من محرم شدند و تلبیه گفتند؛ ۲۹ نفر بیرون آمدند و همین یک نفر ماند. گفتمن جلو نروم میخواهد بین خودش و خدا حالی داشته باشد. دیدم معطل کرد آمدم در مسجد گوشه مسجد بود و اشک از چشمش سرازیر بود؛ گفتم آقا تلبیه گفتید؟ لبیک؟ لبیک عبد به مولا معنیاش این است که آمدم. گفت نه. گفتم چرا نمیگویی؟ گفت لبیک یعنی چه؟ من معنیاش را باید بدانم که بگویم. گفتم لبیک یعنی خدایا دعوتت را قبول کردم و آمدم. گفت عجب این را باید به خدا بگویم که من دعوتت را قبول کردم و آمدم؟ اصلا گریهاش سه برابر شد و با همان حال به پروردگار گفت دعوتم کردی و آمدم اما آمدم بهطرف خودت. ناگهان افتاد و از دنیا رفت و پشت مسجد هم دفنش کردیم؛ چون هم حوله داشت و همه کارهایش را کرده بود؛ غسلش را کرده و احرامش را بسته بود و تلبیهاش را هم عربی گفت و فارسیاش را هم اینجوری گفت. اینجوری مکه میرفتند. ویژگی سالک راه الهیفخرالدین عراقی در این دیوانش که اشعار دیوانهای دارد در یک غزلش میگوید به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادندکه برون در چه کردی که درون خانه آیی؟ 7 دین راه است؛ نه علم است و نه فلسفه. سالک در این راه باید سالک باشد. به شما جوانها بیشتر میگویم؛ سالک یعنی کسی که تا لحظه مرگ عمرش را تباه و ضایع نمیکند. عمرش را سطل زباله شیطان نمیکند که هر آشغالی مثل حسد کبر حرص بخل ریا نفاق بددلی و کینه را در این ظرف خالی کند. از این هفت میلیارد جمعیت جهان بالای شش میلیارد سطلآشغال شیطان هستند و خودشان هم بیخبر هستند و نمیدانند که سطل آشغال هستند؛ اما شما را بهخدا ببینید؛ یک دختر مسیحی
میزانگیری اعضا و جوارح
مسیحی یهودی زرتشتی بودایی لائیک مشرک و منافق اینها همه جز للناس هستند حرف بزنید حسنا حرف بزنید نیکو. سریع داوری نکنید. سریع منفی نگویید. به برادران طلبۀ جوانم بگویم بد حرف زدن آدم را تاریک میکند. بد حرف زدن آدم را عقب میاندازد. حکایت میرزا جواد آقا ره و چهل روز دور افتادن از خداسفارش میکنم گاهی به قبرستان شیخان سر قبر مرحوم میرزا جوادآقای ملکی تبریزی ره بروید. من وقتی در قم طلبه بودم مرتب میرفتم. روزی ایشان در مجلسی نشسته بود. یک نفر کت و شلواری هم در آن مجلس نبود. همه طلبه بودند. عالمی آمد غیبت کند ایشان اصلا نگذاشت جملۀ اولش را کامل کند. حاج میرزا جواد آقا از جا بلند شد با اشک چشم به او گفت با این کلماتی که بی اختیار شنیدم چهل شبانه روز مرا از خدا دور کردی. چه جانی باید بکنم دوباره خودم را به حالت اول برگردانم. نکنید به صلاح دین قرآن مرجعیت و حوزه نیست. با کلنگ زبان این بنای هزار سالۀ شیخ طوسی ره را تخریب نکنید که بخشی از آن حوزۀ قم شده است. نکنید این گناه از کبیره هم آن طرفتر است قولوا للناس حسنا این یکی از وظایف زبان. زبان دعوت کننده به خدادوم و من احسن قولا ممن دعا الی الله 10 کدام گفتار زیباتر از گفتار کسی است که وقتی شروع به حرف زدن میکند مردم را به خدا دعوت میکند؟ کدام گفتار؟ زبان مبلغ دینسوم الذین یبلغون رسالات الله و یخشونه و لا یخشون احدا الا الله 11 زبان در مسیر تبلیغ دین مزدش کفی بالله حسیبا پای خودم است؛ چون هیچ کس نمیتواند مزد او را حساب کند. این گوشهای از آیات زبان. چشم و گوش و... در قرآن بماند. الله اکبر از این معارف الهیه که اقیانوس بیساحل است. چقدرش را میتوان گفت؟ به ناچار باید بگویم حرفم تمام. عظمت اربعینایام اربعین چه ایام با عظمتی است هر کس این کاروانها و این جوانها را میبیند قلبش میشکند که چرا توفیق ندارد در ایام اربعین در پیادهروی شرکت کند. ائمه علیهم السلام فرمودهاند اگر نمیتوانی به زیارت بروی رو به قبله بایست و به ابیعبدالله ع سلام بده زائر
استاد انصاریان: رنجیدگی و آزردگی از دیگران را تا آخر عمر در قلب خود نگاه ندارید/از کسانی که به ناحق موجب آزار شما شدند، گذشت کنید
مسیحی و زرتشتی با بیدینی که با شما جنگ ندارد و مزاحمتان نیست ظلمی در حق شما روا ندارد مهربان باشید. خود پروردگار مهربان به کل است و اگر مهربان نبود که روزی همه را نمیداد اگر مهربان نبود که نعمتها را سر راه همه قرار نمیداد. جای عفو آنجایی است که من از کسی به ناحق آزار ببینممحقق مفسر مترجم و پژوهشگر علوم و معارف قرآنی عفو را یکی دیگر از اخلاقیات خداوند دانست و اظهار کرد جای عفو آنجایی است که من از کسی به ناحق آزار ببینم یک نفر اشتباه کرده خطا کرده پدرم است یا مادرم یا همسرم یا دامادم یا عروسم یا برادرم یا قوم و خویش دیگرم یا همسایهام یا مردم کوچه و بازار به ناحق من را آزرده است این آزردگی خشم درگیری و رنجیدگی نباید تا آخر عمر در قلبم بماند چرا که خدا راضی نیست. گذشت از آنهایی که به ناحق شما را آزردند انتخاب کنیدنویسنده کتاب ارزشمند زیبایی های اخلاقی گفت شما آیات قرآن مجید را ببینید خذ العفو اعراف 199 گذشت از آنهایی که به ناحق شما را آزردند انتخاب بکنید و دو دستی به دامن عفو متمسک شوید؛ عفو ظاهری هم فایدهای ندارد اگر بناست عفو بکنی قلبا گذشت کن خدا از قلبت خبر دارد خدا که آشکار و نهان را میداند. اگر بنا به گذشت باشد و بناست حکم پروردگار عملی شود قلبا باید گذشت کرد. اگر پای گذشت در کار بیاید کینه عصبانیت قهر دشمنی خشم طرد کردن دیگر جایی ندارد.وی تاکید کرد اگر مردم به خواست خود اهمیت ندهند گوش خود را تسلیم خدا نکنند قلب خود را هماهنگ با اخلاق پروردگار نکنند طبق فرموده پیامبر مسلمانان ضعیف بیارزش بیمایه ناتوان در معنویت هستند اینان روز قیامت نمی توانند مقامات را طی کنند چون ناتوان و ضعیفند. اخلاق خداوند بر این مبناست که آزار مردم را نسبت به خودتان به رخشان نکشیداستاد انصاریان به یکی دیگر از اخلاقیات خداوند که آن را عجیب دانست اشاره و خاطرنشان کرد اخلاق خداوند بر این مبناست که آزار مردم را نسبت به خودتان به رخشان نکشید. شخصی فهمیده اشتباه کرده شما هم به دستور پروردگار گذشت کردید دیگر او را رها کن تا آخر عمر به رخش نکش که تو بودی که با من اینگونه رفتار کردی یادت است چه کار بدی کردی یادت است با اینکه کار بدی کردی من دندان روی جگر گذاشتم و چشمپوشی کردم و از تو گذشت کردم. بندگان خدا را خجالت ندهید و شرمنده نکنید.وی در رابطه با حفظ آبروی بندگان به نمونه ای اشاره و تصریح کرد شخصی در خانه حضرت رضا ع را زد امام هشتم خودشان پشت در آمدند در را باز نکردند و فرمودند چه کسی هستی و چه کار داری؟ گفت مکه بودم از حج برگشتم پولم تمام شده خانه من هم در شهر مرو نیست من باید یک مسیر طولانی را بروم تا برسم به منطقه زندگیم یابن رسولالله شیعه هستم یک پول قرض در حدی که من را به وطنم برساند به من بدهید من رسیدم وطن عین پول را میدهم که برایتان بیاورند.وی ادامه داد امام فرمودند مانعی ندارد تشریف بردند و در خانه یک پول قابل توجهی آوردند و خودشان را کشاندند پشت در که دیده نشوند روزنه در را باز کردند و فقط تا مچ مبارکشان را دادند بیرون و به این حاجی از راه مانده فرمودند آنچه که خواستی بگیر و در را بست و بعد به او فرمود به وطنت رسیدی پول را برنگردان چون من نیت قرض نکردم پول برای خودت است. حاجی رفت یاران امام به حضرت گفتند یابن رسولالله در را تمام باز میکردید و یک زیارت قبولی میگفتید یک مصافحهای میکردید یک معانقهای میکردید بعد پول را به او میدادید این چه شکل پول دادن بود؟ امام فرمودند آدم محترمی بود زائر
فرخنده میلاد امام علی النقی علیه السلام مبارک
مسیحی داشت که احترام بسیاری برای او می گذاشت و به خاطر علاقه اش او را با کنیه ابونوح صدا می زد. عده ای از درباریان گفتند نباید کافر را با کنیه اش صدا زد. متوکل از فقها استمداد کرد؛ اما نتیجه ای نگرفت. سؤال را نزد امام هادی ع فرستاد. امام در پاسخ چنین نوشت بسم الله الرحمن الرحیم. تبت یدا ابی لهب و تب با این پاسخ جایز بودن این عمل و وقوع آن در قرآن را متذکر شد. 11 نظر شما چیه؟1. ویژگی های منحصر به فرد امام هادی ع را بیان کنید.2. شرایط زندگی آن امام را تشریح کنید.3. غلات و واقفیه چه فرقه هایی بودند و سیاست امام درباره آنها چگونه بود؟4. نقش امام هادی ع در مبارزات علیه حکومت عباسی چگونه بود؟5. چند نمونه از قیام های دوران امام هادی ع را برشمارید.6. ایا خود امام در این قیام ها نقش کلیدی داشتند و قیام ها از طرف ایشان هدایت می شدند؟7. چرا به سه امام بعد از امام رضا ع ابن الرضا می گویند؟کتابستان1. تحلیلی از زندگانی امام هادی ع تالیف باقر شریف قرشی ترجمه محمدرضا عطایی مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی 1371 مؤلف در فصل اول کتاب به تاریخ ولادت و رشد آن بزرگوار و به دیدگاه مؤلفان درباره وی پرداخته است. و در فصل دوم مظاهر شخصیت و حضور عینی امام را در جامعه بررسی کرده. فصل سوم با عنوان علوم و معارف آن حضرت که بیانگر بخشی از روایات امام ع است به موضوعات مختلفی رسیدگی کرده و در ضمن به سند متن و شرح های زیارت جامعه نیز اشاره نموده است. در فصل بعد به گزارش اصحاب و راویان امام پرداخته و از 177 راوی یاد کرده است.مؤلف در فصل های دیگر زندگانی امام را در سامرا اوضاع سیاسی و اجتماعی و اقتصادی دوران امامت را نقد و بررسی می کند در ضمن اشاراتی گویا به حرکت های ستم ستیزانه تشیع و نقش شعر و شاعری در آن زمان گزارش تحلیلی جریان های فکری انحرافی و موضع امام ع در مقابل آنها نیز از فصول خواندنی کتاب است.2. چهره های درخشان سامرا حضرت امام هادی و امام عسکری ع تالیف حجت الاسلام والمسلمین آقای حاج شیخ علی ربانی خلخالی انتشارات مکتب الحسین اردیبهشت 1386 کتاب در 9 بخش تنظیم شده است. نگاهی کوتاه به زندگانی امام هادی نگاهی کوتاه به زندگانی امام حسن عسکری نگاهی کوتاه به زندگانی حضرت امام مهدی عجل الله نگاهی به فضایل بانوی بزرگوار حضرت نرجس کراماتی از آستانه سامرا نگاهی کوتاه به کارنامه سیاه ستمگران در هتک حرمت بارگاه امامان نگاهی کوتاه به تاریخچه سامرا از گذشته تاکنون. آخرین بخش ادب زائر
خجسته میلاد امام علی النقی علیه السلام
مسیحی داشت که احترام بسیاری برای او می گذاشت و به خاطر علاقه اش او را با کنیه ابونوح صدا می زد. عده ای از درباریان گفتند نباید کافر را با کنیه اش صدا زد. متوکل از فقها استمداد کرد؛ اما نتیجه ای نگرفت. سؤال را نزد امام هادی ع فرستاد. امام در پاسخ چنین نوشت بسم الله الرحمن الرحیم. تبت یدا ابی لهب و تب با این پاسخ جایز بودن این عمل و وقوع آن در قرآن را متذکر شد. 11 نظر شما چیه؟1. ویژگی های منحصر به فرد امام هادی ع را بیان کنید.2. شرایط زندگی آن امام را تشریح کنید.3. غلات و واقفیه چه فرقه هایی بودند و سیاست امام درباره آنها چگونه بود؟4. نقش امام هادی ع در مبارزات علیه حکومت عباسی چگونه بود؟5. چند نمونه از قیام های دوران امام هادی ع را برشمارید.6. ایا خود امام در این قیام ها نقش کلیدی داشتند و قیام ها از طرف ایشان هدایت می شدند؟7. چرا به سه امام بعد از امام رضا ع ابن الرضا می گویند؟ کتابستان1. تحلیلی از زندگانی امام هادی ع تالیف باقر شریف قرشی ترجمه محمدرضا عطایی مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی 1371 مؤلف در فصل اول کتاب به تاریخ ولادت و رشد آن بزرگوار و به دیدگاه مؤلفان درباره وی پرداخته است. و در فصل دوم مظاهر شخصیت و حضور عینی امام را در جامعه بررسی کرده. فصل سوم با عنوان علوم و معارف آن حضرت که بیانگر بخشی از روایات امام ع است به موضوعات مختلفی رسیدگی کرده و در ضمن به سند متن و شرح های زیارت جامعه نیز اشاره نموده است. در فصل بعد به گزارش اصحاب و راویان امام پرداخته و از 177 راوی یاد کرده است.مؤلف در فصل های دیگر زندگانی امام را در سامرا اوضاع سیاسی و اجتماعی و اقتصادی دوران امامت را نقد و بررسی می کند در ضمن اشاراتی گویا به حرکت های ستم ستیزانه تشیع و نقش شعر و شاعری در آن زمان گزارش تحلیلی جریان های فکری انحرافی و موضع امام ع در مقابل آنها نیز از فصول خواندنی کتاب است.2. چهره های درخشان سامرا حضرت امام هادی و امام عسکری ع تالیف حجت الاسلام والمسلمین آقای حاج شیخ علی ربانی خلخالی انتشارات مکتب الحسین اردیبهشت 1386 کتاب در 9 بخش تنظیم شده است. نگاهی کوتاه به زندگانی امام هادی نگاهی کوتاه به زندگانی امام حسن عسکری نگاهی کوتاه به زندگانی حضرت امام مهدی عجل الله نگاهی به فضایل بانوی بزرگوار حضرت نرجس کراماتی از آستانه سامرا نگاهی کوتاه به کارنامه سیاه ستمگران در هتک حرمت بارگاه امامان نگاهی کوتاه به تاریخچه سامرا از گذشته تاکنون. آخرین بخش ادب زائر
مرگ و فرصتها - جلسه دهم
مسیحی بمانیم جزیه یعنی مالیات نیز نمیدهیم چون تو را به حق نمیدانیم حاضر هستیم با تو مباهله کنیم دست به دعا برداریم هر کدام که بر حق باشیم زنده بمانیم و هر کدام که ناحق هستیم همانجا نابود شویم پروردگار به پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود سریع قبول کن. فردا صبح قرار بگذارید آنها تو را نفرین کنند و تو نیز آنها را نفرین کنپیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله قبول کردند. خدا فرمود بگو که چه کسانی را در جلسه نفرین میخواهند بیاورند.این آیه را ببینید که تمام ضمایرش جمع است و هیچ ضمیر مفردی ندارد فمن حآجک فیه من بعد ما جآک من العلم فقل تعالوا ندع ابنآنا وابنآکم ونسآنا ونسآکم وانفسنا وانفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله علی الکذبین تعالوا ندع جمع هستند؛ همهیاران را صدا میزنیم؛ شما هر چه در شهر نجران اولاد دارید بیاورید ما نیز هر چه اولاد در مدینه داریم میآوریم. تمام جوانها را بیاورید ما نیز میآوریم. بگذار کار را یکسره کنیم شما هر چه زن دارید بیاورید ما نیز میآوریم؛ نسآنا جمع است. شما هر چه مرد دارید و ما هر چه مرد داریم بیاوریم. همه این یازده کلمه به صورت جمع آمده است. در آیه قبل نیز چند جمع بود اما این آیه چهار جمع اضافهتر دارد. فردای آن روز آنها با جمعیت زیادی آمدند جا گرفتند پیغمبر صلی الله علیه و آله نیز به دستور خدا دعوت و نفرین را قبول کرد.پیغمبر صلی الله علیه و آله آمد آنها دیدند از کل زنان فقط یک زن با او است و از کل جوانها دو نفر با او هستند که جوان نیستند بلکه بچه هستند؛ حسن و حسین علیهما السلام. از کل مردان نیز یک نفر با او است که امیرالمؤمنین علیه السلام است.در قرآن خدا حضرت علی علیه السلام را یک نفر نمیداند بلکه ایشان را به تنهایی کل میداند لذا در حق حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام انفسنا را به صورت جمع استعمال کرده یعنی حضرت علی علیه السلام به تنهایی همه مردان عالم از آدم تا خاتم است.احترام پیغمبر صلی الله علیه و آله به امیرالمؤمنین علیه السلامروایتی از اهل سنت است که مسجد پر از جمعیت بود پیغمبر صلی الله علیه و آله روی منبر صدا زد مردم میخواهید آدم علیه السلام را با علمش نوح علیه السلام را با حلمش ابراهیم علیه السلام را با خلتش موسی علیه السلام با کلیم اللهیاش عیسی علیه السلام با روح اللهیاش ببینید؟ مردم خیال کردند که پیغمبر صلی الله علیه و آله اکنون پنج نفر را نشان میدهد اما به درب اشاره کرد همه برگشتند فرمود فلینظر الی علی بن ابی طالب پس علی علیه السلام را ببینید. یعنی نباید در حق او انت هو الذی قال و ... گفت بلکه باید حضرت را به صورت جمع لحاظ کرد باید گفت و اقیموا الصلوه و اتوا الزکوه و ارکعوا مع الر کعین یعنی رکوع حضرت به تنهایی مانند کل رکوعها زکاتش کل زکاتها نمازش کل نمازهای عالم است. او ولی شما مؤمنین است والا اگر او را به امیری قبول نمیکردید مؤمن و مسلمان نبودید.به شما سفارش میکنم از من بشنوید شما که به لطف خدا علی علیه السلام را به عنوان ولی خودتان انتخاب کردهاید. امیرالمؤمنین علیه السلام میفرماید در انجام خوبیها و ترک بدیها به من کمک دهید و مرا تنها نگذارید. شما نمیتوانید مانند من باشید؛ انکم لاتقدرون علی ذلک ولکن اعینونی بورع و اجتهاد و عفه و سداد پاک دامن باشید و در کار خیر بکوشید شکم و شهوت خود را از حرام حفظ کنید و اهل صراط مستقیم باشد. این گونه به من کمک بدهید. اتصال به اهل بیت سنگین کننده پرونده آخرتییکی از چیزهایی که در قیامت پرونده شما را وزن میدهد اتصال شما به اهل بیت علیهم السلام است بعد نماز روزه زکات و حج است. فاما من ثقلت مو زینه* فهو فی عیشه راضیه روایتی از وجود مبارک حضرت موسی بن جعفر علیه السلام است که میفرماید روز قیامت زائران پیغمبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام از همه صفهای اهل محشر جلوتر هستند. 2 چه کسی زائر
تفسیربهرأی و حرامخوری، دستور شیطان
زائر خود عربستان زیر جرثقیل در مقام ابراهیم ع کشته شدند. حالا ومن دخله کان آمنا واقعا معنیاش این است که هرکسی در مسجدالحرام بنشیند از خطر در امان است؟ نه.هرکسی که با شئون ابراهیم ع پیغمبر ص و اهلبیت علیهمالسلام همراه باشد از عذاب قیامت در امان است نه از مصائب دنیا. ممکن است بهخاطر شیعهبودن زندان برود و زیر شکنجه بمیرد با دشمن مسلح رودررو و شهید بشود دزد اموال خانهاش را ببرد یا کسی توجه او را جلب کند ده میلیون از او خرید بکند و مالش را بخورد. این امنیت برای برزخ روح اخلاق و روز قیامت است. گاهی بعضیها در ارزیابی اشتباه میکنند و وقتی مصیبت مشکل مالی و بدنی و داغی به آنها میرسد میگویند من چرا؟ من شیعه هستم نمازهایم را خواندهام روزههایم را گرفتهام و کربلا و مشهد هم رفتهام چرا باید با بلاها تیرباران بشوم؟ نباید اشتباه کرد؛ این ضمانت را قرآن پیغمبر ص و ائمه علیهمالسلام به ما ندادهاند که اگر شیعه واقعی باشی در دنیا مصیبت و بلا سر تو نیاید. کسی به پیامبر ص عرض کرد انی احبک من عاشق و پیرو شما هستم. حضرت ص فرمودند استعد للفقر 6 آماده انواع مشکلات باش.باید ببینیم حوزۀ ومن دخله کان آمنا صد متر مسجدالحرام یا گسترۀ جهانی امامت ائمه طاهرین علیهمالسلام است؟ آن بنده خدا هم دیگر کلاسش را تعطیل کرد. نمونه تفاسیر روایی اهلبیت علیهمالسلام باید یادمان باشد در معنای آیات دخالت نکنیم؛ معنایی را از آیه بگیریم که پروردگار آن معنا را اصلا اراده نکرده است. اگر معنی واقعی قرآن را بخواهیم باید سراغ پیغمبر ص و ائمه طاهرین علیهمالسلام برویم. مگر نظریات پیغمبر ص و ائمه علیهمالسلام الان موجود است؟ بله. کتابهایی به نام تفسیر اهلبیت علیهمالسلام هجده جلد هر جلدی پانصد صفحه تفسیر البرهان ده جلد هر جلدی ششصد صفحه و تفسیر نورالثقلین پنج جلد هر جلدی هشتصد صفحه وجود دارد که فقط نظریات پیغمبر ص و ائمه علیهمالسلام راجعبه معانی آیات را جمعآوری کردهاند. اینجور نیست که الان دسترسی به معانی واقعی آیات نداشته باشیم؛ خیلی هم راحت دسترسی داریم.نزد یکی از مراجع بزرگ شیعه پنج سال درس خوانده بودم. به دستور ایشان بنا شد از اول تا آخر قرآن مجید را تفسیر کنم؛ شاگرد ایشان بودم دوست داشت که این کار انجام بگیرد و علت اصرارش را هم گفت ولی لازم نیست الان بگویم. تفسیر نوشته شده دارد چاپ میشود چهل جلد و هر جلدی هشتصد صفحه است. در خیلی از آیات که گیر میکردم و نمیدانستم این آیه چه میگوید دنبال مفسرین بزرگ اهلسنت و شیعه نمیرفتم اول سراغ پیغمبر ص و ائمه علیهمالسلام میآمدم که ببینم نظر اینها در تفسیر آیه چیست. در همین تفسیر چهلجلدی شاید پنج هزار روایت به کار گرفتهام. ما اجازه نداریم سرخود سراغ قرآن برویم. حلالخوری سفارش قرآنبه اول سخن برگردم. پیغمبر ص فرمودند انی قد جئتکم بخیر الدنیا و الآخره 7 قرآن کل خیر دنیا و آخرت است. معیشت حلال بخشی از آیات مرتبط به خیر دنیا و آخرت ماست. لقمهای را که میخورم و تبدیل به خون گوشت پوست استخوان و موی من میشود باید حلال باشد. اگر غیرحلال بخورم آلوده میشوم و خدا هم به آلوده نظر رحمت ندارد؛ مگر توبه واقعی کند. امیرالمؤمنین ع توبه واقعی را در نهجالبلاغه بیان فرمودهاند حرامخور اینقدر باید حلال بخورد که تمام حرامهای روییدهشده در بدنش آب بشود و مال مردم را به آنها برگرداند. حلالخوری بخشی از آیات قرآن مجید است. وقتی داشتم قرآن را تفسیر میکردم به نکتۀ خیلی مهمی برخوردم که خیلی از آیات یا ایها الذین آمنوا و یا عبادی 8 میگوید اما در مسئله حرام و حلال مالی به کل مردم عالم و تاریخ یهودی مسیحی
English