و بتپرستی میشود.در تاریخ بشر اگر کسی شریکی برای خدا قرار داده شرک او شرک در اطاعت … در گردونه اطاعت و تسلیم شدن به خواستههای او و فرمانهای او قرار میگیرد. قرآن مجید معبود حق را فقط الله میداند و انسان چنانچه در مدار فرمانهای غیرخدا قرار گیرد مشرک میشود.انبیای الاهی فرستادگان خود حضرت حق هستند و تنها مسؤولیتی که بر عهده ایشان بوده این است که و داعیا الی الله باذنه ؛ مردم را به خدا دعوت میکردند و از جانب خدا مامور بودند که مردم را به خدا پیوند دهند.بنابراین در فرهنگ انبیا و ائمه فرمانی غیر از فرمان خدا نبوده است. همه داعیا الی الله بودند. آنان مردم را به خود نمیخواندند که اگر این گونه بود آنها هم معبود میشدند؛ ولی آنها فقط رساننده پیامهای خدا هستند الذین یبلغون رسالات الله و یخشونه و لایخشون احدا الا الله و کفی بالله حسیبا انبیا هیچ خوف و دغدغهای نسبت به غیرحق نداشتند. همه دغدغه آنان این بود که مسؤولیتی که خدا بر عهدهشان گذاشته بود ادا کنند. مردم را از معبودهای باطل نجات دهند و به معبود حق کنند. از این رو معبود باطل بت است که خود آدم میسازد و از او جهت میگیرد. لازم نیست که فرمان بت لفظی باشد که معبود باطل بگوید به تو امر میکنم. همین که انسان در مدار جاذبه شیئی خلاف پروردگار قرار گیرد و مجذوبش شود و خود را هزینه او کند این شرک
529 مطلب یافت شد
حقیقت شرک در کلام امام حسین(ع)
این یک جمله از امام حسین ع که شرک در اطاعت چون ظاهرا شرک در خالقیت در دوره تاریخ وجود نداشته و حتی آن عربهای پابرهنه بیسواد مکه نمیگفتند این … شرک در اطاعتمن درباره شرک خیلی حرف دارم و فکر کنم در تفسیر چهل جلدیام به اولین آیه شرک که در سوره مائده رسیدم اگر یادم نرفته باشد آیه 72 بود نزدیک دویست صفحه شرک را توضیح دادهام که در هیچ تفسیری هم سابقه ندارد. معنی شرک برای مردم دنیا خیلی روشن نیست؛ اما زیباترین معنیاش خیلی مختصر همین است که ابیعبدالله ع به فرزدق فرمودند جابهجا کردن طاعت خدا با طاعت شیطان. این شرک در اطاعت … این شرک در اطاعت است؛ یعنی مردمی ملتی یا جامعهای به خیال خودشان برای اداره امور زندگیشان از غیرخدا که ضدخداست اطاعت کنند.
ارتباط نفس انسان با قرآن
در آن روزگار اولا نشان از معجزهبودن قرآن میدهد؛ چون زمانی این مسائل را قرآن بیان کرده است که بسیاری از آنها از دانش و چشم علمی بشر پنهان بود و حتی بعضی از اعضا و جوارح را که اسم برده مثل انگشت و چشم جایگاهش برای بشر روشن نبود. تنها چیزی که آن روزگار دانشمندان از انگشت و چشم خبر داشتند این بود اگر ما این انگشتان را نداشتیم کاری نمیتوانستیم بکنیم اگر این چشم را نداشتیم چیزی را نمیتوانستیم ببینیم. اما قرآن مجید درباره بعضی از اعضای جسمی انسان نمیخواسته توضیح واضحات بدهد میخواسته عقل را به یافتن اسرار این اعضا و کاربرد این اعضا و میدان گسترده این اعضا تحریک کند و بعد از آن هم عقل و قلب را با بیان این اعضا به طرف پروردگار مهربان عالم برای ظهور و پابرجا کردن توحید و نفی شرک جهت بدهد. به خصوص که در آیات شریفه ملاحظه کردید معبودان را مالک نفع و ضرر نمیداند؛ یعنی شما دلبستگی به منابعی پیدا کردید که هیچ کاری برایتان نمیتوانند انجام بدهند. فلسفه بیان آیات کتاب خلقت انسان و کتاب نفس انسان فقط و فقط ظهور دادن توحید در دل مردم و نفی شرک از باطن مردم بوده است. چون تمام بلاهایی که سر بشر در تاریخ آمده از طریق فرهنگ شرک آمده. فرهنگ شرک در یک کلمه یعنی اطاعت
تهران_ مسجد امیر رمضان 94 سخنرانی دوم
ندارد و هر چی شریک برای او ساختند باطل است اگر من هم مثل دیگران دنبال شریک بروم مثل دیگران همه زندگیام باطل میشود این شرکی که قرآن میگوید شرک در اطاعت … است شرک در ربوبیت است به این معنا که میگویند من هم خدا را اطاعت میکنم هم خواسته دیگران را که حالا یا هوای نفس خودم است یا خواسته همسرم … اطاعت میکنم. بعد هم خودم را توجیه میکنم چارهای ندارم زندگیام به هم ریخته خب در کنار خدا زندگیام به هم بخورد مهم نیست من قیامت بروم جهنم به عنوان مشرک ابدی بشوم به خاطر شرکم اما اینجا بگویم برای اینکه زندگیام به هم نخورد باید اطاعت بکنم این معنیاش این است که باید قیامت روم جهنم تا ابد. میگویند در کتابها هم نوشتند که عمرسعد شک داشت برود کربلا یا نرود دودل بود این دودلی را پسرش برطرف کرد آمد پدر را قانع کرد که برو این شرک
امیرالمؤمنین (ع)، روح عبادات
-نابودی انسان در شرک به پروردگار و لا اله الا الله سپس دل در این نقطه تا آخر عمر بماند که خدا شریک ندارد و هرچه شریک برای او ساختهاند باطل است. اگر من هم مثل دیگران بهدنبال شریک بروم همه زندگیام باطل میشود. این شرکی که قرآن میگوید شرک در اطاعت … اطاعت میکنم؛ بعد هم خودم را توجیه میکنم که چارهای ندارم زندگیام بههمریخته است زندگیام در کنار خدا بههم بخورد مهم نیست من در قیامت بهعنوان مشرک به جهنم بروم و بهخاطر شرکم ابدی بشوم؛ اما در اینجا بگویم برای اینکه زندگیام بههم نخورد باید اطاعت بکنم. معنای آن این است که باید در قیامت تا ابد به جهنم بروم. در کتابها هم نوشتهاند که عمرسعد شک داشت به کربلا برود یا نرود و دودل بود. پسرش این دودلی را برطرف کرد و پدر را قانع کرد که برو. این شرک … اطاعت میکرد یعنی شرک به خدا. عمل مشرک قبول نیست. حالا عمرسعد تا روز عاشورا و بعد از عاشورا هم نماز خوانده و روزه گرفته باشد که این کار را هم کرده است یعنی نمازهایش را خواند و روزههایش را هم گرفت؛ علت اینکه به ما میگویند مرتب به قرآن مراجعه بکنید یا از اهل قرآن مطالبتان را بپرسید همین است. اگر عمرسعد به قرآن و این آیه مراجعه میکرد میپذیرفت که خدا به شخص پیغمبر ص فرموده است لئن اشرکت لیحبطن عملک سوره زمر آیه 65 اگر مشرک بشوی تمام اعمال دوره عمرت پوچ میشود و بر باد میرود. خوب است که انسان یکطرفه بشود همه یکطرفهبودن را قبول دارند؛ یا فقط بهدنبال خدا بیاید یا بهدنبال شرکایی برود که برای خدا علم کردهاند. -کوچکی جهان هستی در
بی توجهی به واجبات
در اینجا شرک در مقام اطاعت … در روز رستاخیز به بنده گنهکار خود می گوید بنده من چرا تکالیف خود را خوب انجام ندادی؟ آیا میدانستی و گناه کردی؟ اگر بگوید آری می فرماید چرا به آنچه می دانستی عمل نکردی؟ و اگر بگوید نمی دانستم میگوید چرا یاد نگرفتی تا عمل کنی؟ ... نتیجه آنکه بندگی و عبادت با دو شرط متحقق می شود محبت و اطاعت و اطاعت بدون علم و سپس عمل به خواست معبود و رضای محبوب امکان ندارد. آنها که از خود چیزی می تراشند و پیش خود مطالبی را سرهم می کنند و به عنوان عبادت و اطاعت انجام می دهند آنها بنده خویشند نه بنده خدا. از گناهانی که به کبیره بودنش تصریح شده ترک کردن چیزی از واجبات الهی است. چنان که در صحیحهی عبدالعظیم ـ علیه السلام ـ از حضرت امام جواد حضرت امام رضا حضرت امام کاظم و حضرت امام صادق ـ علیهم السلام ـ است که میفرمایند ترک کردن چیزی از آنچه خدا واجب فرموده گناه کبیره است. زیرا رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ فرمود هر کس نماز را عمدا ترک کند پس از ذمه و امان خدا و رسول او بیرون است. او شیئا مما فرض الله لان رسول الله ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ من ترک الصلوه متعمدا فقد بری من ذمه الله و ذمه رسوله. حضرت امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود ترک کردن چیزی را که خداوند به آن امر فرموده از کفر است . چنان که خداوند فرموده افتؤمنون ببعض الکتاب و تکفرون ببعض ... 12 آیا به بعضی از دستورات کتاب آسمانی و فرمان الهی میگروید و به بعضی دیگر کافر میشوید؟ چیست سزای هر که از شما این کار را میکند جز خواری در زندگی دنیا و در قیامت به سختترین عذاب دچار شود و خداوند از آنچه شما میکنید غافل نیست. امام ـ علیه السلام ـ فرمود خدا آن ها را کافر دانسته به واسطهی ترک آنچه خدا به آن ها فرمان داده است و نسبت ایمان بدآن ها داده ولی از آن ها نپذیرفته و ایمانشان را سودمند برای آن در نزد خودش ندانسته و فرموده است نیست جزای ایشان جز رسوایی در دنیا و عذاب سختتر در آخرت نیست. 13 و خلاصه معنی حدیث شریف این است که ترک کردن واجبی از واجبات الهیمرتبهای از مراتب کفر است چنان که در آیهی مزبور میفرماید و به پارهای از دستورهای کفر میورزید . از این حدیث معلوم میشود که ترک واجب از گناهانی است که در قرآن مجید بر آن وعدهی عذاب داده شده است. چنان که در آخر آیه میفرماید و سزای چنین کسی چیزی جز رسوائی در دنیا و عذاب سختتر در آخرت... . و نیز آن حضرت میفرماید بندهای که یکی از واجبات الهی را ترک کند یا یکی از گناهان کبیره را به جا آوردخداوند به نظر رحمت به او نمینگرد و او را پاک نمیفرماید. راوی تعجب کرده گفت آیا خدا به چنین کسی نظر رحمت نمیفرماید؟ امام ـ علیه السلام ـ فرمود بلی زیرا چنین شخصی مشرک شده و برای خدا شریکی قرار داده است. باز تعجب میکند و میگوید آیا مشرک شده؟ امام ـ علیه السلام ـ فرمود آری زیرا خداوند امر به چیزی فرموده و شیطان هم او را به چیزی امر کرده یعنی ترک آنچه خدا به او امر فرموده است پس آنچه را خدا امر فرموده بود ترک کرده و به امر شیطان رو آورده از ترک واجب و فعل حرام . پس چنین شخصی در اثر اطاعتش از شیطان در درکهی هفتم دوزخ که جای منافقین است با شیطان خواهد بود . 14 از بیان امام ـ علیه السلام ـ ظاهر میشود که مراد به شرک
توحید (1) - جلسه سی و سوم – (متن کامل + عناوین)
و بتپرستی میشود.در تاریخ بشر اگر کسی شریکی برای خدا قرار داده شرک او شرک در اطاعت … در گردونه اطاعت و تسلیم شدن به خواستههای او و فرمانهای او قرار میگیرد. قرآن مجید معبود حق را فقط الله میداند و انسان چنانچه در مدار فرمانهای غیرخدا قرار گیرد مشرک میشود.انبیای الاهی فرستادگان خود حضرت حق هستند و تنها مسؤولیتی که بر عهده ایشان بوده این است که و داعیا الی الله باذنه ؛ 1 مردم را به خدا دعوت میکردند و از جانب خدا مامور بودند که مردم را به خدا پیوند دهند.بنابراین در فرهنگ انبیا و ائمه فرمانی غیر از فرمان خدا نبوده است. همه داعیا الی الله بودند. آنان مردم را به خود نمیخواندند که اگر این گونه بود آنها هم معبود میشدند؛ ولی آنها فقط رساننده پیامهای خدا هستند الذین یبلغون رسالات الله و یخشونه و لایخشون احدا الا الله و کفی بالله حسیبا 2 انبیا هیچ خوف و دغدغهای نسبت به غیرحق نداشتند. همه دغدغه آنان این بود که مسؤولیتی که خدا بر عهدهشان گذاشته بود ادا کنند. مردم را از معبودهای باطل نجات دهند و به معبود حق کنند. از این رو معبود باطل بت است که خود آدم میسازد و از او جهت میگیرد. لازم نیست که فرمان بت لفظی باشد که معبود باطل بگوید به تو امر میکنم. همین که انسان در مدار جاذبه شیئی خلاف پروردگار قرار گیرد و مجذوبش شود و خود را هزینه او کند این شرک … در دنیا با اطاعت از تمام فرمانهای فرعونیان نمرودیان و قارونهایی که همه ضد خدا بودند مشرک میشدند.پیام قرآن مجید این است که اطاعت غیر از خدا بشر را متحرکی میکند که او به طرف بینهایت کوچک شدن حرکت کند و تمام مقام انسانیت را نابود کند. اخلاق در معبود باطلمعبود باطل اخلاق را در سه بخش جهت میدهد اخلاق حیوانی؛ اخلاق سبعی؛ و اخلاق شیطانی.باطل باطن انسان را به حالات چهارپایان و شیطانی تبدیل میکند. این فرهنگ معبود باطل است.این فرهنگ معبودی است که در برابر خدا بر پا شده است. حال یا خود انسان خواسته یا یکی خود را در محور حیات او قرار داده و به او باورانده که من در زندگی نباشم زندگی تو نمیچرخد.کارگردان عالم وجود ذات حق است. کلیدها همه در دست او است. باطلی که خود را باورانده که اگر من نباشم ابدا زندگی تو نمیچرخد دروغ و شرک
حجر الاسود
در محضر حضرت محبوب به شهادت برمی خیزد و با بیانی رسا شهادت خود را عرضه می دارد. و چون استلام و بوسیدن آن و اشاره زائر به او به وقت شروع طواف به دستور شارع مقدس انجام می گیرد نوعی عبادت و دارای اجر و ثواب است; زیرا اطاعت امر حق به هر چه امر فرموده عبادت و عین جلوه توحید در عمل انسان است و هیچ گونه شائبه شرک … در حقیقت اطاعت از امر حق بود نه پرستش آدم. و ابلیس که از آن امر سر برتافت ظهور کفرش را نشان داد و عدم طاعتش محصول خود پرستی خودش بود. بدون تردید آنجا که امور عبادی نسبت به هرکس و هر چیز منهای امر حق صورت گیرد شرک
درس تفسیر نهج البلاغه (خطبة 234) ـ جلسه نودم
در زمان همه انبیا دین یک دین بوده است؟ آیا ثنویت واقعا مربوط به شخص زرتشت که عالم دو آفریدگار دارد یک آفریدگار خیر یک آفریدگار شر نمیدانم مربوط به زمان خود او بوده است و یا اصلا وجود خارجی داشته است یا نه.آن دینی که عامل سعادت است دین خدا است. به شرط اینکه مردم دین خدا را بفهمند. اطاعت از چهرههای ضد خدا یعنی شریک قرار دادن در ربوبیت خدا د تشکیل خدا در قانون گذاری خدا این اطاعت شرک … مشرک زخم به دین میزند میآید در مدینه میگوید قرآن مفاهیمش تدریس نشود به مامور هم پول هم میدهد و سختگیری هم میکند نمیگذارد مفاهیم قرآن درک بشود.مردم قانع به همان قرائت بشوند.امام صادق ع میفرماید نگذاشتم بنی امیه شرک که اطاعت … در مدینه گفت که من به نماز مردم کار ندارم به روزه مردم هم کار ندارم به حج مردم هم کار ندارم به ابن عباس گفت از تشکیل جلسات قرآن برای تحکیم مفاهیم قرآن به شدت بپرهیز و الا کشته میشوی.اگر این جلسات قرآن مردم را به معنای واقعی شرک هدایت میکرد و پرچم توحید را برافراشته میکرد که اطاعت
حكمت در قرآن
در سوره مبارکه لقمان آیات 12 تا 19 مسئله عطای حکمت به لقمان و توضیح حکمت را بدینگونه بیان میدارد ما به لقمان مقام حکمت عطا کردیم و دستور دادیم به شکر خدا برخیز که هر کس شکر حق گوید به سود خود اوست و هر کس ناسپاسی کند به زیان اوست که خدا بینیاز و ستوده صفات است.قسمتی از حکمتهای لقمان دستورها و پندهایی بود که به فرزندش داد آن مرد حکیم به فرزندش فرمود فرزند عزیزم هرگز به خداوند شرک میاور که شرک ستم بزرگی است از سفارشهای حضرت حق به انسان است که در حق پدر و مادر نیکی کن خصوصا مادر که چون بار حمل فرزند برداشته تا مدت دو سال که طفل را از شیر باز گیرد هر روز بر رنج و ناتوانیش افزوده شده است به همین خاطر به مادر بسیار نیکی کن نخست شکر مرا که خالق تو و پدر و مادر و جهان هستی هستم به جای آر آنگه از پدر و مادر تشکر کن که بازگشت همه به سوی من است.و اگر پدر و مادر تو را به شرک به خدا وادار کنند در این زمینه از آنان اطاعت
حكمت در قرآن
در سوره مبارکه لقمان آیات 12 تا 19 مسئله عطای حکمت به لقمان و توضیح حکمت را بدینگونه بیان میدارد ما به لقمان مقام حکمت عطا کردیم و دستور دادیم به شکر خدا برخیز که هر کس شکر حق گوید به سود خود اوست و هر کس ناسپاسی کند به زیان اوست که خدا بینیاز و ستوده صفات است.قسمتی از حکمتهای لقمان دستورها و پندهایی بود که به فرزندش داد آن مرد حکیم به فرزندش فرمود فرزند عزیزم هرگز به خداوند شرک میاور که شرک ستم بزرگی است از سفارشهای حضرت حق به انسان است که در حق پدر و مادر نیکی کن خصوصا مادر که چون بار حمل فرزند برداشته تا مدت دو سال که طفل را از شیر باز گیرد هر روز بر رنج و ناتوانیش افزوده شده است به همین خاطر به مادر بسیار نیکی کن نخست شکر مرا که خالق تو و پدر و مادر و جهان هستی هستم به جای آر آنگه از پدر و مادر تشکر کن که بازگشت همه به سوی من است.و اگر پدر و مادر تو را به شرک به خدا وادار کنند در این زمینه از آنان اطاعت
جایگاه امامت از دیدگاه امام رضا علیه السلام
همچنان که اطاعت از پیامبر صلی الله علیه و آله و اولی الامر به معنای شرک در اطاعت از خداوند نیست زیرا خداوند خود دستور داده است اطیعوا الله و … در اختیار آنان قرار داده است. پیامبران را مبعوث و کتاب آسمانی را بر آنان نازل کرده تا شریعت و معرفت را به انسانها آموزش دهند. یکی از هموارترین راهها برای درس آموزی از مکتب اولیای الهی راه محبت و دوستی است.اطاعت از قانون و پیروی از صالحان به دو صورت امکان پذیر است 1 اطاعت از روی اجبار و پیروی ناخواسته و بدون رغبت.2 اطاعت از روی انتخاب و پیروی با میل و اشتیاق.مادر برای فرزندش وظایف مادری را انجام می دهد اما این وظایف که مشکلات فراوان نیز دارد با عشق و محبت آمیخته است و مادر از انجام وظایف مادری لذت می برد زیرا فرزندش را دوست دارد.بنابر این اگر انجام وظایف و پیروی از الگوهای دینی و الهی همراه با محبت و مودت نسبت به آنان باشد درس آموزی و پیروی از آنان نه تنها سخت و دشوار نمی نماید بلکه لذت بخش و بهجت آفرین نیز هست.خداوند در قرآن رابطه محبت و اطاعت را چنین بیان فرموده است قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله . 22 یعنی؛ ای پیامبر بگو اگر شما خدا را دوست دارید از من که پیامبر او هستم پیروی کنید تا خدا هم شما را دوست داشته باشد. از این آیه استفاده می شود که در فرهنگ قرآنی اطاعت و پیروی از صالحان و مردان الهی با دو محبت همراه است. یک محبت به عنوان مقدمه و انگیزه و یک محبت به عنوان دستاورد و نتیجه.پس می توان نتیجه گرفت که اگر خداوند محبت و مودت اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله را بر مومنان واجب ساخته به خاطر آن بوده است تا مردم با محبت و دوستی راه اطاعت از معلمان الهی را بپیمایند و معرفت خدا و اطاعت از دستورات دین را با زمزمه محبت فراگیرند و این به سود خود مردم است چنان که قرآن به صراحت این نکته را بیان داشته است قل ما سالتکم من اجر فهو لکم ان اجری الا علی الله . 23 یعنی؛ ای پیامبر به مومنان بگو اگر از شما در برابر انجام وظیفه رسالت پاداشی خواستم به خاطر منافع و نتایج ارزشمندی است که برای خود شما دارد وگرنه پاداش حقیقی من بر خداوند است.به راستی اگر کسی جویای حق باشد درمی یابد که تا چه اندازه معارف امامیه به روشنی و آسانی از قرآن فهمیده می شود؛ زیرا پیامبر در سراسر قرآن به فرمان الهی فقط یک پاداش از امت خود درخواست کرده و آن هم محبت اهل بیت علیهم السلام بوده است و سپس درباره همان یک درخواست هم می فرماید هدف و منظور سودرسانی به امت بوده است. و این سود در فرهنگ قرآنی و نبوی عبارت است از هدایت یابی اهل ایمان به معرفت صحیح و اخلاق و معنویت و پاکی در گفتار و رفتار و اندیشه. نتیجه1 محبت و ارادت مسلمانان به اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله ریشه در متن آیات قرآن و فرمایشات رسول اکرم صلی الله علیه و آله دارد.2 اظهار دوستی نسبت به اولیای الهی و انبیا و امامان علیهم السلام هر چند خود مورد خواست و فرمان الهی است اما از آنجا که فرمانهای الهی و امر و نهی او دارای حکمتها و مصلحتهای مختلفی برای تکامل بشر می باشد؛ می توان از فرهنگ قرآنی و نبوی استفاده کرد که یکی از نتایج مهم این دوستی دریافت معارف صحیح درباره توحید وحی رسالت قرآن وظایف انسان مساله معاد و... از مکتب درسی و سیره و سنت آنان است.3 اساس توجه مسلمانان به اهل بیت علیهم السلام رهنمود خود قرآن و پیامبراکرم صلی الله علیه و آله می باشد از این رو ابراز دوستی و محبت به خاندان نبوت هرگز به معنای شرک
مشهد حسینیه همدانیها سخنرانی هشتم
یک معبود خطرناک همین ماهوارههای غربی است اینها دائم دارند مردم را بیدینی بیحجابی به گناهان دعوت میکنند خب اطاعت کردنش شرک است اطاعت کردن یعنی علم کردن یک معبود باطل در … معنی شرک را بفهمد همه را مطیع خودشان کردند و مردم نفهمیدند مشرک شدند نگذاشتند مردم بفهمند شرک یعنی چی؟شرک یعنی اطاعت از معبود باطل دو جور شرک هم داریم خفی و جلی آن هم بحث مفصلی دارد که در … در مملکت ما معبودش بریتانیا بود شما ببینیددر اطاعت از او چه بلاهایی سر مملکت آورد بیحجابی بستن حوزهها تعطیل کردن حوزهها تعطیل کردن منبرها دلسرد کردن مردم از دین که آن زمان برای ما تعریف کردند بیشتر مردم میگفتند زمان دین دیگر تمام شد خیلی از آخوندهای آن زمان هم گول آن جو را خوردند عبا و عمامه را گذاشتند کنار و رفتند کارمند رضاشاه شدند در دادگستری و در اموزش و پرورش گفتند دیگر زمان دین گذشت. هنوز هم بعد از هشتاد ساله ضربههای رضاشاه جبران نشده هنوز.نه در حوزهها جبران شده نه در جامعه جبران شده مرحوم آیت الله العظمی شاهآبادی در زمان رضاخان زمان کشف حجاب در منبر مسجد جامع بازار تهران بلند شد سرپا ایستاد او یک مرد شجاع الهی بود یعنی معبود حق را میپرستید به پامنبریهایش فرمود مردم رضاخان این چاروادار کاری که در این مملکت در حجاب کرد و حجاب را از زنان ما گرفت این کار کمر صد و بیست و چهار هزار پیغمبر را شکست این نتیجه اطاعت از معبود باطل ما اگر خیر دنیا و آخرت بخواهیم چهار اصل را باید تکیهگاه زندگی قرار بدهیم یکیش توحید است فقط اطاعت از خدا فقط.این آیه در سوره بقره دیدید؟ خداوند میفرماید آیه برای زمان جوانیهای حضرت ابراهیم است اذ قال له ربه اسلم پروردگار ابراهیم به ابراهیم گفت فقط در تمام برنامههای زندگیات تسلیم من و خواستههای من باش ابراهیم جواب داد قال اسلمت لرب العالمین البقره 131 تسلیم تو هستم و تا صد سالگی هم در مسیر همین تسلیم بود.هیچ معبودی را انتخاب نکرد حنیفا و ما انا من المشرکین من هیچ معبودی را در برابر خدا علم نکردم خیلیها ما را دعوت به گناه میکنند خیلیها خب این شرک
معناي توحيد و شرك
شرک چیست؟ توحیدی که در برابر شرک مطرح است توحید در عبادت میباشد؛ و شرکی که در مقابل توحید مطرح است شرک در عبادت میباشد.توحید در عبادت یعنی در تمام شؤون زندگی از خدا فرمان بردن و حکم خدا را به اجرا گذاشتن.شرک در عبادت یعنی انسان در کنار پروردگار معبودی را انتخاب کند که فرهنگ این معبود ضد فرهنگ خدا است. نمونۀ بارز شرک قوم فرعون بودند؛ همۀ آنان مشرک بودند. خداوند از جامعۀ فرعون با عنوان آل فرعون یاد میکند. یعنی ملت زمان فرعون فرهنگ فرعون را پذیرفته بودند. فرهنگی که ضد فرهنگ پروردگار بود و این فرهنگ را در تمام شؤون زندگی اقتصادی خانوادگی و اخلاقی پیاده کرده بودند.قرآن مجید میفرماید اطاعت … در اطاعت از فرهنگ فرعون عقلها از حرکت افتاده بود. قبطیان و فرعونیان که به فرهنگ فرعون اقتدا داشتند به موسی و هارون میگفتند جادوگر. در حالی که اینها دو پیغمبر بودند دو معلم دلسوز و دو تربیتشدۀ پروردگار بودند. از مردم چیزی نمیخواستند جز اینکه میگفتند در زندگی به جای عمل به نسخۀ شیطانی فرعون به نسخۀ خدا عمل کنید.گناه در فرهنگ فرعونی که در طول تاریخ جریان داشته اکنون هم جریان دارد و به هر صورت آزاد است. عدالت به هر گونه ممنوع است و ستم به هر شیوه آزاد.کسی که یک مقدار مایه از توحید داشته باشد مواظب است که مورچه را که در مسیری حرکت میکند زیر پا له نکند. اما اقتداکنندگان به فرعون هیچ رحمی ندارند. زن حامله و بچه شیرخواره را میکشند تا موسی ع را از بین ببرند. این شرک
توحيد، بهاي بهشت
چرا من شیئی را در کنار خداوند علم کنم و در شکل و رنگ گرفتن از چند معبود اثر بگیرم؟ شرک یعنی من اطاعت و عبادت را ترکیبی از گوش دادن به چند معبود
بندگى گويندگان
در قرآن مجید اطاعت از پیامبر و امام و عالم ربانی در حقیقت اطاعت از خدا شناخته شده چنانچه در قرآن آمده است من یطع الرسول فقد اطاع الله . هر که از پیامبر اطاعت کند در حقیقت از خدا اطاعت کرده .و نیز قرآن دستور داده از اولی الامر که عبارت از امام معصوم و فقیه عادل است اطاعت کنید؛ چرا که اطاعت از اینان اطاعت از خداست.اما اگر انسان از اطاعت خدا پیروی از پیامبر امام و فقیه جامع الشرایط سر باز زند این طور نیست که از بندگی و فرمان بری آزاد شود و به خیال خود راحت گردد؛ بلکه در این زمینه مطیع غیر خدا خواهد شد حال این غیر یا طاغوتهای بیرونی و یا طاغوت درون که هوای نفس است میباشد.مطیع خدا و تسلیم حق راهی برای فرمان دادن غیر خدا در شئون حیاتش باقی نمیگذارد و مطیع و فرمانبر غیر راهی برای برنامههای الهی در زندگیش قرار نمیدهند و در صورت دو شکل اطاعت هم اطاعت از خدا و هم اطاعت از غیر خدا انسان را به پلیدی شرک
مصادیق شرک در قرآن
آن هنگام که خدا را با تمام اوصاف شناختیم و در اطاعت و تسلیم نیز یگانه بودیم می توان گفت موحد هستیم.شرک به معنای اعتقاد به تعدد و کثرت و عمل بر این اساس است. تبیین و تعریف دقیق مفهوم شرک … شرک در مقام عمل میشود عمدهترین جلوه شرک عملی شرک در عبادت و پرستش است. بت پرستی و پرستش اجرام آسمانی و پدیدههای طبیعی از بارزترین انواع شرک عبادی به شمار میرود که همواره در میان برخی از ملتها و اقوام وجود داشته استملاحظه می کنید که حضرت موسی فرعون مآبی یعنی همان استبداد فرعون را تعبد نامیده است. بنی اسرائیل هیچگاه فرعون را سجده نمی کردند؛ بلکه فرعون آنها را ذلیل ساخته و به اطاعت … در ضمن اقسام آن ممکن است 1- شرک ذاتی یعنی اعتقاد به مرکب بودن ذات خداوند یا اعتقاد به تعدد ذات الهی وجود دو یا چند خدا 2- شرک صفاتی؛ یعنی اعتقاد به این که صفات خدا وجودی مستقل از ذات خداوند دارند به تعبیر دیگر مغایر با ذات و زاید بر ذات هستند.3- شرک افعالی یعنی اعتقاد به وجود دو یا چند مۆثر مستقل در عالم هستی ؛ به گونهای که هیچ یک مقهور اراده و قدرت دیگری نباشد یعنی ذات یگانه الهی را تنها مۆثر مستقل در عالم هستی نداند.یکی از بارزترین مصادیق شرک افعالی اعتقاد به تمایز خالق شرور از خالق خیرات است. پیروان آیین مانی و برخی از پیروان زردشت معتقدند که خداوند فقط خیرها و نیکیها را میآفریند و امور شر و بد به وسیله موجود و مخلوقی شریر اهریمن به صورت مستقل و بدون این که خداوند خالق نیکیها بتواند دخالتی در آن داشته باشد آفریده میشود.4- شرک عملی اگر اعمال و نیات انسان بر اساس توحید نظری و برآمده از آن نباشد انسان دچار شرک در مقام عمل میشود عمدهترین جلوه شرک عملی شرک در عبادت و پرستش است. بت پرستی و پرستش اجرام آسمانی و پدیدههای طبیعی از بارزترین انواع شرک عبادی به شمار میرود که همواره در میان برخی از ملتها و اقوام وجود داشته است. مصادیق شرک در قرآن در قرآن مجید مصادیق گوناگونی برای شرک آمده است که ما به بعضی از آنها اشاره می کنیم که ضمنا معنی توحید عملی قرآن اجمالا روشن می گردد.1 قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمه سوا بیننا و بینکم الا نعبد الا الله و لانشرک به شیئا و لایتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله... آل عمران64 این همان آیه ایست که رسول الله در سال 5 یا 6 هجری به صورت بخش نامه به سران کشورهای دنیا فرستاد.در اسلام کافی نیست که مسلمان تنها در مرحله فکر و اندیشه موحد باشد و خدا را در ذات و صفات و افعال به یگانگی بشناسد و بداند و درک کند که اگر به او پیشنهاد کنند که درباره خداشناسی بحث کند بتواند 6 ماه در اطراف خدا سخن بگوید این چنین شخصی نیمی از توحید را دارد و نیم دیگر آنست که در عمل یگانه گرا باشد؛ بلکه یگانه شده باشدبگو ای اهل کتاب ای کسانی که خودتان را به یک کتاب آسمانی مستند می کنید؛ همگی بیائید به سوی یک حقیقتی که برای همه ما علی السویه یکسان است ؛ نه ما می توانیم بگوییم به ما اختصاص دارد و نه شما می توانید ادعا کنید مخصوص شماست و آن الله است. بیایید؛ هیچ چیزی را شریک او قرار ندهیم تا آنجا که می فرماید و لایتخذ بعضنا بعضا ....برخی از ما برخی دیگر را "رب" و صاحب اختیار نگیریم؛ هیچ کدام دیگری را عبادت و اطاعت
شرکزدایی، برنامهٔ اصلی انبیا
از بتهای جاندار بر مردمانبیا واقعا در مبارزه با شرک مشکلاتی داشتند و فرهنگ بتپرستی آنها را تا سرحد شهادت رساند؛ البته بهتدریج در کنار بتهای بیجان بتهای جاندار را هم جایگزین کردند و اطاعت … شرک ظلمی عظیمکلام در توحید بود؛ انبیای الهی برای اثبات خداوند به رسالت مبعوث نشدند بلکه انبیا برای زدودن آلودگی شرک از جان قلب و اندیشه مردم به رسالت فرستاده شدند؛ شرکی که پروردگار عالم در قرآن مجید از آن بهعنوان ظلم عظیم یاد کرده است؛ شرکی که پایهگذاری شد برای اینکه هویت مال کرامت اندیشه و نهایتا دنیا و آخرت انسان غارت بشود.-قدمت شرک در بین مردمتاریخ اختراع شرک برای ما روشن نیست ولی از قرآن مجید استفاده میشود که در زمان بعثت نوح ع فرهنگ شرک بر مردم حاکم بوده است و فتنهگران بتهایی را ساخته بودند؛ اما چند سال پیش از نبوت نوح ع را نمیدانیم. آنها این بتها را به مردم قبولانده بودند که در همه شئون زندگی مردم از ولادت تا مرگشان تاثیر دارند.-بردگی مردم در برابر بتهاآنوقت یک فرهنگی هم در کنار این بتها ساخته بودند و مردم را به بندگی و بردگی نسبت به این بتها کشیده بودند در کنار آنهم یک سلسله نذر و نذور زیادی را اختراع کرده بودند و متولیان بتکدهها از محصول زحمات مردم جیبی پر میکردند. مردم هم خودباخته شده بودند و در برابر فرهنگ شرک و بتپرستی هزینه میکردند نسبت به بتپرستی پایبند بودند و زحمت انبیا را دراینزمینه سخت و شدید میکردند.-تحمیل اطاعت … اطاعت میکنیم دستور پروردگار است اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم سوره نسا آیه 59 . ما که رابطه مستقیم با خدا نداریم و خدا مستقیم با ما حرف نمیزند تا به پروردگار عالم بگوییم مسئولیتهای ما در این دنیا چیست؟ ما چه مسئولیتهایی نسبت به خودمان باطنمان همسرمان بچههایمان کشورمان نعمتها مردم علم و عبادت داریم؟ خدا باید یک انسان عالم آگاه و معصوم را از جانب خودش بفرستد که به ما بگوید و ما از او اطاعت بکنیم. من یطع الرسول فقد اطاع الله سوره نسا آیه 80 خیلی زیباست اطاعت از پیغمبر من شرک
درس تفسیر قرآن- جلسه یکصد و چهل و پنجم
در آن روزگار اولا نشان از معجزهبودن قرآن میدهد؛ چون زمانی این مسائل را قرآن بیان کرده است که بسیاری از آنها از دانش و چشم علمی بشر پنهان بود و حتی بعضی از اعضا و جوارح را که اسم برده مثل انگشت و چشم جایگاهش برای بشر روشن نبود. تنها چیزی که آن روزگار دانشمندان از انگشت و چشم خبر داشتند این بود اگر ما این انگشتان را نداشتیم کاری نمیتوانستیم بکنیم اگر این چشم را نداشتیم چیزی را نمیتوانستیم ببینیم. اما قرآن مجید درباره بعضی از اعضای جسمی انسان نمیخواسته توضیح واضحات بدهد میخواسته عقل را به یافتن اسرار این اعضا و کاربرد این اعضا و میدان گسترده این اعضا تحریک کند و بعد از آن هم عقل و قلب را با بیان این اعضا به طرف پروردگار مهربان عالم برای ظهور و پابرجا کردن توحید و نفی شرک جهت بدهد. به خصوص که در آیات شریفه ملاحظه کردید معبودان را مالک نفع و ضرر نمیداند؛ یعنی شما دلبستگی به منابعی پیدا کردید که هیچ کاری برایتان نمیتوانند انجام بدهند. شما در کنار این منابع دچار یک فرهنگ منحط پست بیهودهای شدهاید که سردمداران بتخانهها از پرکردن جیب خودشان و ارضاع غرائزشان این فرهنگ را ساختند. فلسفه بیان آیات کتاب خلقت انسان و کتاب نفس انسان فقط و فقط ظهور دادن توحید در دل مردم و نفی شرک از باطن مردم بوده است. چون تمام بلاهایی که سر بشر در تاریخ آمده از طریق فرهنگ شرک آمده. فرهنگ شرک در یک کلمه یعنی اطاعت
برائت از معبودهاى ساختگى
شرک در فرهنگ اسلام عبارت است از انباز گرفتن برای خداوند در الوهیت یا شریک گرفتن در ذات یا در بندگی و اطاعت یا در تدبیر.در جهان هنوز گروهی که … در هر عرصه چهار گونه شرک برای خدا انبازی گرفته باشد یافت نشده جز طایفه ثنویه که قائل به دو خدا میباشند یکی دانا و مصدر نیکیها و دیگری نادان و منشا بدیها که اولی را یزدان و دومی را اهریمن مینامند.اما آنان که در بندگی و تدبیر خدای به انباز معتقدند فراوانند مانند ستارهپرستان ماه پرستان خورشید پرستان و غیره.شرک از نظر اسلام که دین توحید و ضد شرک است محکوم و منکر و گناه نابخشودنی و ظلم بزرگ و مشرک از نظر دین پلید است. 1 در اینجا مناسب است خلاصهای از بحث مفصلی که در کتاب توحید در قرآن درباره انواع شرک آمده آورده شود تا حقیقت توحید و شرک و فرق شرک جلی و خفی روشن شود انواع شرکتوحید نور است و شرک ظلمت و هر جا نور نبود ظلمت است. در مقابل نور واحد ظلمتهای متعددی وجود دارد به همین جهت در قرآن کریم نور به صورت مفرد و ظلمت به صورت جمع ظلمات آمده است. پس در مقابل توحید شرکهای متعددی وجود دارد که شناخت آنها در معرفت توحید ناب مؤثر است. الف شرک در ذات شرک ذاتی در قبال توحید ذاتی و به این معناست که کسی بپندارد در عالم هستی دو واجب الوجود و غنی بالذات وجود دارد. این اعتقاد از نگرش دو قطبی به جهان و تقسیم آن به خیر و شر بیگانه نیست هر چند تفاوت اساسی بین دو مطلب مزبور محفوظ است. ب شرک در صفات ذاتی در بین مذاهب متعدد کلامی در صفات ذاتی واجب الوجود اختلاف است؛ معتزله طبق نسبتی که به آنها داده شده قائل به تعطیل و نفی صفات ذاتی است.محققان از امامیه به عینیت صفات ذاتی با ذات فتوا میدهند و اشاعره به زاید بودن صفات ذاتی بر ذات اعتقاد دارند.این گونه شرک شرک خفی است و قهرا چنین اعتقادی از لحاظ فقهی موجب خروج از قلمرو اسلام و توحید نمیشود. گرچه آثار کلامی آن محفوظ است. ج شرک در صفات فعلی ابتلای به شرک در صفات فعلی خدای سبحان بیشتر صورت میگیرد که به برخی از آنها اشاره میشود.1- شرک در خالقیت توحید افعالی به این معنا که هیچ خالق و مؤثری درعالم جز خدای سبحان نیست.2- شرک در ربوبیت بیشترین مناظره فرهنگی انبیا علیهم السلام پس از محاوره در شرک عبادی با کسانی بوده که به شرک ربوبی مبتلا بودند. بلکه میتوان گفت سبب شرک عبادی همان شرک ربوبی است.علت آن است که آنچه در زندگی فردی و اجتماعی منشا اثر بیشتری است بیشتر در معرض آسیب و تهدید است و توحید ربوبی چون نقش فراگیر و کارسازی در حیات انسانی دارد بیشتر مورد تعرض شیطان و امیال نفسانی بوده است. به همین جهت در بعد تکوین و تشریع ارباب فراوانی پدید آمدند.شرک ربوبی به دو صورت تکوینی و تشریعی قابل تصور است الف- شرک ربوبی تکوینی مشرکان قبول داشتند که جهان را خدا آفریده است ولی میگفتند تدبیر اجزای آن به ارباب جداگانه واگذار شده و هر یک بخشی از جهان را اداره میکنند.ب- شرک ربوبی تشریعی ربوبیت تشریعی در محدوده قانون امر و نهی است و شرک در آن به معنای پذیرش قوانین و مقررات غیر الهی در زندگی فردی یا اجتماعی است.به برخی از نمونههای تاریخی آن اشاره میشود 1- فراعنه مصر ادعای ربوبیت تشریعی داشتند و مردم را به اطاعت
English