گریۀ موجودات آسمان و زمین وما فیهن وما بینهن این خیلی عجیب است که امام ششم میفرمایند آنچه موجود در آسمانها و زمین بود همه برای ابیعبدالله ع گریه کردهاند. -گریۀ ماموران پروردگار در بهشت و دوزخ ومن یتقلب فی الجنه والنار و آنهایی که در بهشت و دوزخ زیرورو میشوند و رفتوآمد دارند حالا از ماموران پروردگار یا اهل بهشت هستند همه برای ابیعبدالله ع از عظمت مصیبت واردشده بر … ابیعبدالله ع همه ما تقریبا این حقیقت را میدانیم و نسبت به آن معرفت و شناخت داریم که هر چیزی که به شخصی منتسب است عظمتش را از عظمت آن شخص کسب میکند. وجود مبارک حضرت سیدالشهدا ع بنا به گفته یکی از حکیمان عظیمالعظما یعنی بزرگ تمام بزرگان جهان که از نظر شخصیت و عظمت گل سر سبد است. عظمت حادثهای که در کربلا برای ایشان ایجاد کردند متناسب با عظمت خودشان است. خودشان بزرگ بودند و حادثهشان هم بزرگ است. خودشان از نظر عظمت در عالم ماندگار هستند مصیبتشان هم ماندگار است و هرگز آتش این حادثه سرد نخواهد شد. گریۀ جمیع مخلوقات در شهادت ابیعبدالله ع لذا وجود مبارک امام صادق ع در رابطه با عظمت حادثه کربلا میفرمایند وبکی له جمیع الخلائق وقتی این حادثه اتفاق افتاد نه فقط انسانها بلکه آنچه خدا آفریده بود برای حضرت ابیعبداللهالحسین ع گریه کرد. امیرالمؤمنین ع به حضرت حسین ع فرمودند پدرم فدای تو که گویا میبینم بعد از حادثه کربلا وحشیهای بیابان حیوانات بهطرف قبرت گردن میکشند و برای تو عزاداری میکنند. زینالعابدین ع نیز در سخنرانی مسجد شام فرمودند مردم شما کسی را کشتید که همه مخلوقات از پرندگان فضا ماهیان دریا درختان و سنگها تا عوالم بالا و زمین برای او گریه کردهاند. -گریۀ آسمانها و زمینامام صادق ع در ادامه این روایت میفرمایند وبکت له السماوات السبع والارضون السبع تمام آسمانها و زمین گریه کردهاند. مگر آسمان و زمین گریه دارند؟ ما گریهشان را حس نمیکنیم ولی قرآن مجید میفرماید عدهای بر … سفارش ائمه به گریۀ بر ابیعبدالله ع اگر ما برای وجود مقدس ابیعبدالله ع گریه کنیم با تمام موجودات عالم در عزا برای ابیعبدالله ع شرکت کردهایم.
69 مطلب یافت شد
الگوهای ابدی برای بشر
انبیا سرمشق بشریتهیچکس از ما هیچچیز نمیخرد مگر با گریۀ بر ابیعبدالله ع از ما جنس بخرید. … گریۀ بر ابیعبدالله ع سهتا کار میکند؛ 1ـ سبب آمرزش گناهان است گناهانی که بین خودمان و بین پروردگار است. … شادشدن با گریهمیخواهید امشب با همین گریههایی که میکنید گریۀ بر ابیعبدالله ع کمی شاد شوید؟ اولا گریه برای پروردگار از پر قیمتترین گریههاست یک
معنا و مصداق سعادت در کلام پیامبر اکرم(ص)
گریۀ بر ابیعبدالله ع مستحب است؛ درحالیکه نماز روزه و خمس واجب. ببینید پروردگار عالم برای این کار مستحب چه پاداشی قرار داده است. … بر عهدهاش است عمل کند؛ مثلا کسی میگوید که میخواهند مریضی را از بیمارستان مرخص کنند و دومیلیون تومان نیاز دارند اما خانوادهاش دوهزار تومان هم ندارند ما به حرف این آدم خوب گوش میدهیم و با پرداخت پول بیمارستان بیمار را ترخیص میکنیم. با گوشدادن به این راهنمایی خدا را عبادت کردهایم؛ زیرا حرف خدا این است تعاونوا علی البر و التقوی 4 همه با هم به تمام نیکیها کمک بکنید. پروردگار به هزینهکردن مال در نیکیها امر کرده است. من هم دلم میخواهد نیکی کنم اما نمیدانم نیکی چیست اینقدر درگیر کارخانه مغازه و کار هستم که نمیدانم پولم را کجا هزینه کنم آدم خوبی به من میگوید فلان مسجد که جای خوبی است و محله هم تراکم جمعیت دارد با پنجاهمیلیون تومان کامل میشود. من هم پول را میدهم و مسجد را کامل میکنم. کاری ندارم که کسی بفهمد یا نفهمد باخبر بشود یا نشود. پروردگار گفته به نیکیها کمک بکنید و هدف من هم این است که حرف خدا را گوش بدهم. با پرداخت این پول من خدا را عبادت کردهام؛ ولو اینکه کس دیگری من را راهنمایی کرده باشد. داستان شکستهشدن قفل مسجدداستان کوتاهی برایتان بگویم که بسیار شیرین و جالب است. شخصی در محلهای که نیاز به مسجد داشت مسجد ساخت. از هیچکس هم کمک نگرفت. اهل محل هم او را میشناختند و میدانستند که مسجد میسازد. مسجد را موکت کرد و با دعوت از یک امامجماعت خوب راه انداخت؛ هم ظهر پر میشد هم شب. ظهرها را کاسبهای محل پر میکردند چون محل کسب گستردهای بود و شبها هم اهل محل میآمدند. خادم خوبی آورد و قرار گذاشت که روزها پیش زنوبچهاش برود و شبها آنجا بماند تا آدم نابابی وسایل مسجد را نبرد. یک شب خادم مسجد در محلۀ دوری مهمان شده بود. شب که نماز جماعت را خواندند امامجماعت هم صحبت کرد و افراد تکتک نماز فرادا خواندند و رفتند؛ در مسجد را قفل کرد و به مهمانی رفت. زمستان بود و مهمانی طول کشید؛ مثلا ساعت نه شب رفت و ساعت دو نصفهشب برگشت. دید قفل را شکستهاند و یک زنجیر و قفل معمولی به در مسجد زدهاند. بهتش برد گفت اگر دزد به مسجد زده باید در را باز میگذاشت. برای چه در را با زنجیر بسته و یک قفل به آن زده خادم قفل را شکاند و وارد مسجد شد. کلید کنتور را که زد دید از کنار محراب تا دم در خروجی یکدست فرش دستبافت دوازدهمتری پهن است شخصی که این جریان را برای من نقل کرد نمیدانست پول این فرشها چند میلیون است؛ اما میگفت بهترین فرش دستبافت بود.گوشۀ مسجد هم هفتادهشتاد تا کارتن بسته روی همدیگر گذاشته و یک دستنوشته روی کارتنها چسبانده بود. روی کاغذ نوشته بود چند شب است آنطرف خیابان مینشینم که تو از مسجد بیرون بروی اما نمیرفتی. خوشبختانه دیشب دیدم در را قفل کردی و رفتی. به نظرم آمد خانه مهمانی یا بیرون شهر رفتهای. خیلی خوشحال شدم قفل مسجد را شکستم و کل مسجد را فرش کردم. این فرشها و کارتنها استکان نعلبکی لیوان بشقاب دیس قاشق چنگال و تمام وسایل پذیرایی برای ششصدهفتصد نفر وقف مسجد است. چون میدانم خیلی دلت میخواهد من را ببینی و بشناسی؛ اما بدان من اسم و آدرس ندارم دیر نمیشود؛ روز قیامت اگر خدا خواست من را نشانت میدهد؛ چون هیچ آرزویی ندارم که من را ببینی عبادتکردن شیطانچه کسی آدرس مسجد را به این شخص داده است؟ این شخص که حرف آدرسدهنده را به این زیبایی گوش داده و این کار را کرده طبق فرمودۀ امام صادق ع خدا را عبادت کرده است . حضرت در ادامه میفرمایند فقد عبد الشیطان 5 کسی که حرف بدان گمراهان نامردان پلیدان و مجرمان را گوش بدهد مثلا بگوید یکی از رفیقهایم فیلم خیلی لذتبخشی از لندن واشنگتن یا تلآویو آورده؛ امشب بیا تماشا کنیم یا امشب یکجا عرقخوری باحالی است بیا برویم یا فلان جا مردوزن قاتی هستند و من را دعوت کردهاند تو هم بیا برویم شیطان را عبادت کرده است. چنین شخصی در برابر پروردگار سینه سپر کرده و به جای عبادتی که حق خداست شیطان را پرستیده.خدا انسان را آفریده نه ماه در رحم مادر حفظ کرده و به او تغذیه سلامتی دندان و زنوبچه داده و مرگ و حیات انسان به دست پروردگار است؛ به همین دلیل عبادت حق خداست و بندگان باید حرف او را گوش بدهند؛ اما آدمی که وسوسۀ پلیدان و گنهکاران را گوش میدهد این بیست سالی که نماز خواندی در این جلسات رفتی و برای حسینبنعلی علیهماالسلام که 1500 سال پیش کشته شده گریه کردی چه به دست آوردی؟ به فرمودۀ امام صادق ع دارد شیطان را عبادت میکند. اگر بخواهم طبق آیات قرآن و روایات برایتان بگویم که از نماز روزه رفتوآمد در این مجالس و گریۀ بر ابیعبدالله
گریه، از نشانههای اثبات ایمان
غفران رحمت و شفاعت در گریۀ بر ابیعبدالله ع گفتیم یک عبادت چشم هم گریه کردن است. … بر ابیعبدالله ع سبب سهچیز است رحمتالله غفرانالله و شفاعت ما اهلبیت است. روایت عجیبی هم هست که طریحی جواهرالکلام و مستدرک سفینهالبحار ده جلدی نوشته مرحوم شیخ علی نمازی شاهرودی نقل میکند که اصل آن هم در کاملالزیارات است. امام صادق ع میفرمایند اعملوا ان الحسین ع حی عند ربه یرزق من حیث یشا و بعد امام میفرمایند و هو دائما ینظر الی الباکین علیه و المقیمین العزا یعنی ایشان بدون قطع نظر به تمام گریهکنها و آنهایی که مجالسی را برای او برپا میکنند نگاه میکند. با این نگاه هم دوتا کار میکند خودش از پروردگار عالم میخواهد که این گریهکنها و تشکیلدهندگان مجالس را مورد مغفرت قرار دهد بعد هم از جدش پدرش مادرش و برادرش درخواست میکند که برای گریهکنندگان بر من و برپاکنندگان مجالس من از خدا آمرزش بخواهید. این گریه هم بعد از انبیا در اسلام بهخاطر ابیعبدالله ع اضافه شد. ارزش یک قطره اشک از خوف الهی حالا من به سراغ گریه اول بروم که دیروز در روایت امام باقر ع بود ودمعه من خوف الله فانه لیس لها مثقال یک قطره اشک نه اشک ریختن از خوف الهی که در این عالم هموزن ندارد. بهخاطر این است که ما خیلی مهم هستیم یا چشم ما خیلی مهم است یا اشک ما خیلی مهم است؟ نه این یک قطره اشک که هموزن در این عالم ندارد بهخاطر خوف من الله یعنی بهخاطر حضرت حق است و اگر این قید خوف من الله را از روایت بردارند ما یک شیشه یک لیتری هم پر از اشک کنیم کسی از ما نمیخرد قیمت و ارزشی ندارد و یکذره آب شور است چیز دیگری نیست. اما وقتی این گریه به ابیعبدالله ع یا پروردگار وصل میشود هموزنی در این عالم ندارد. حضرت فرمودند اگر این گریه از چشم دربیاید و روی صورت سرازیر شود لم یرهقه قتر ولا ذله بعدها ابدا این چهره در قیامت سیاه ذلیل و خوار نخواهد بود؛ یعنی این گریه عامل آبرو و ارزش دادن به انسان است. وجود مبارک حضرت سجاد ع هم روایت نابی در سه بخش راجعبه همین گریه دارند که در بیشتر کتب رواییمان نقل شده است.من سه آیه قرآن را برایتان میخوانم که پشتسرهم و وصل به هم است؛ خود پروردگار مسئله گریه را در این آیات مطرح کرده و با توجه به قیدی که کنار گریه است باید گفت گریه بامعرفت؛ البته ما گریه بیمعرفت نداریم ما تا وقتی ابیعبدالله ع را نمیشناختیم گریه نداشتیم؛ او را شناختیم که حالا گریه داریم. ما اگر خدا را نمیشناختیم گریه نداشتیم؛ خودش به ما توفیق داد بک عرفتک من تو را بهوسیله خودت شناختم و حالا گریه داریم. -شعور حسینی در گریۀ
استاد انصاریان: حرام ها اوضاع بدن، فکر، خانواده و جامعه را از هم میپاشد
پروردگار از پر قیمتترین گریههاستوی با اشاره به اینکه گریه برای پروردگار از پر قیمتترین گریههاست و شستوشوی عجیبی به انسان میدهد اظهار کرد گریۀ بر ابیعبدالله ع
دو ویژگی مهم مؤمن
دعای آخرخدایا به حقیقت زینب کبری گریۀ بر ابیعبدالله ع را از ما و نسل ما نگیر.خدایا مرگ ما را در حال گریۀ بر ابیعبدالله ع قرار بده.خدایا ما را
امنیت کامل در سایۀ عمل به فرهنگ انبیا
مرگ ما را در حال گریۀ بر ابیعبدالله ع قرار بده. لحظۀ مرگ صورتهای ما را روی قدمهای حسینت قرار بده. … ع و اهلبیت اهل نجات هستند. همین شیعه در دایرۀ کشور خودش اگر به فرهنگ نبوت و اهلبیت همۀ مردان و زنان و جوانان عمل کنند امنیت مالی و امنیت جانی و امنیت آبرویی یقینی است یعنی کشور بهشت میشود. حرف همۀ انبیا و ائمه این بود ایمان و عمل صالح. من خیلی حرف در این دوتا موضوع داشتم که متاسفانه زمان یاری نکرد و جلسۀ این دهه به پایان رسید. طلب عفو استاد انصاریانخدایا پروندۀ خوبی پیشت نداریم هیچکس هم از گوشههای پروندۀ ما خبر ندارد ما اگر با این وضع از دنیا برویم حسابی گیر میکنیم هم در برزخ و هم در قیامت من حالا نرسیدم آثار ایمان را هنگام مرگ و در برزخ و قیامت برایتان بگویم گر بماندیم زنده بردوزیم جامهای که از فراق چاک شده ور بمردیم عذر ما بپذیر ای بسا آرزو که خاک شده .فقط استدعایم از شما مرد و زن این است این ده ساعتی که من در ده شب وقت شما را گرفتم این وقت را به من حلال کنید و به من ببخشید که پیغمبر میفرماید یک گوینده برای یکی دو هزار نفر که حرف میزند اگر حرف خوب نزند حرف به درد خور نزند قیامت دو هزار ساعت مال عمر مردم را باید جواب بدهد و گیر میافتد. حالا اگر من در این ده ساعته چیز به درد خوری گاهی نداشتم همین جا حلال کنید که قیامت ما را دادگاهی نکنند. خرما نتوان خورد از این خار که کشتیم دیبا نتوان بافت از این پشم که رشتیم بر لوح معاصی خط عذری نکشیدیم پهلوی کبائر حسناتی ننوشتیم پیری و جوانی چو شب و روز برآمد ما شب شد و روز آمد و بیدار نگشتیم افسوس بر این عمر گرانمایه که بگذشت ما از سر تقصیر و خطا درنگذشتیم گر خواجه شفاعت نکند روز قیامت شاید که ز مشاطه نرنجیم که زشتیم سعدی مگر از خرمن اقبال بزرگان یک خوشه ببخشند که ما هیچ نکشتیم . سوگوارهصدا زد عمر سعد اجازه نمیدهم دست سربازانت برای سوار کردن این زن و بچه به آنها زده شود بگو همه کنار بروند همه رفتند خواهرش ام کلثوم را صدا زد شترها را خواباندند خواهر کمک بده زیر بغل این زنان داغ دیده و بچهها را بگیریم و سوارشان کنیم.همه را سوار کردند و حالا نوبت خودشان دوتا رسید به امکلثوم فرمود بیا تو را هم کمک کنم تو هم سوار شو زن و بچه نگاه میکنند دشمن نگاه میکند که زینب چگونه سوار میشود کمک که ندارد یار که ندارد حسین و عباس و اکبر که نیستند به جای اینکه سوار شود دیدند دوید میان گودال و گلوی بریده را بغل گرفت من کرب و بلا را چو خزان دیدم و رفتم ـ حسین من ـ چون مرغ شب از داغ تو نالیدم و رفتم ـ شهید کفن ندارد لباسش کفنش است منظور زینب این است ـ حسین جان کفنت کو؟ به تن پیراهنت کو؟ ای باغ که داری تو بسی گل به گلستان این خرمن گل را به تو بخشیدم و رفتم حسین جان کفنت کو؟ به تن پیراهنت کو؟ ای کرب و بلا زینت آغوش نبی را آوردم و غلتیده به خون دیدم و رفتم حسین جان کفنت کو؟ به تن پیراهنت کو؟ یاد آیدم آن دم که بگفتی جگرم سوخت من یاد لب تشنۀ تو بودم و رفتم حسین جان کفنت کو؟ به تن پیراهنت کو؟ ممکن چو نشد صورت پاک تو ببوسم آن حنجر پر خون تو بوسیدم و رفتم حسین جان کفنت کو؟ به تن پیراهنت کو؟ افتاد اگر دست علمدار از تن پرچم به سر خاک تو کوبیدم و رفتم حسین جان کفنت کو؟ به تن پیراهنت کو؟ دعای آخرخدایا به حقیقت زینب کبری نعمت گریۀ بر ابیعبدالله
نجاتیافتگان روز قیامت
ع فرمودند اگر طلب او را بدهی خرج رفتوآمد مکه را داری؟ گفت نه ندارم. فرمودند مکه به تو واجب نیست و حرام است؛ اول دین مردم را بده اگر او بیدین و مرجعه است به تو چه ربطی دارد؟ عدهای جنازهای را کنار مسجد پیغمبر ص آوردند خانوادهاش به حضرت گفتند ای رحمتللعالمین بر مرده ما نماز بخوان. پیغمبر ص علنی فرمودند من بر جنازه او نماز نمیخوانم؛ دو درهم به کسی بدهکار بوده که از عمد نداده است. الآن خوردن مال مردم از آبخوردن هم راحتتر شده است در دولت و ملت میلیونی و گاهی میلیاردی در دولتهای قبل و حالا و بعد هم همینطور خواهد بود. وقتی تقوا نباشد همین است سیمیلیارد چهلمیلیارد یا صدمیلیارد دزدی در روز روشن نه شب تاریک؛ باز هم گلی به جمال دزدهای قدیم که شب میآمدند همهچیز را هم نمیبردند. دزدهای قدیم آفتابهدزد بودند اما الآن مملکتدزد بازاردزد و ملتدزد هستند. برادران مسجدی و پای منبر در حلال و حرام خدا دقت کنید؛ آدم وقت مردن برزخ و قیامت گیر میکند. اگر دلتان میخواهد در این زمینه آیات و روایات را حتما بخوانید. خدا نفرموده است اگر کسی ترک نماز کند آتش روی کلهاش میریزد؛ ولی در قرآن علنی فرموده است که حرامخور در شکمش آتش میریزد. فخر رازی حق را خیلی خوب میدانست ولی قبول نمیکرد. حالا کاری به وضع فخر ندارم. من وقتی چشمم به تفسیرش افتاد خیلی خوشحال شدم و به مرجع تقلید این شصتهفتاد میلیون ترکیهای گفتم آقا امکان دارد که یک سؤال از من داشته باشید؟ گفت شما مهمان ما هستی؛ همدیگر را میبینیم پذیرایی میشویم و خداحافظی میکنیم. سؤال برای چه؟ گفتم من دوست دارم که شما از من یک سؤال کنید. گفت چه بپرسم؟ گفتم چند میلیارد اهلسنت در جهان است؟ گفت نزدیک دومیلیارد. گفتم ما شیعیان هم نزدیک چهارصد پانصدمیلیون نفر هستیم. شما از من بپرسید که شما با این تعداد کم چرا از امت اسلام جدا هستید و آیین دیگری دارید؟ گفت چرا جدا هستید و آیین دیگری دارید؟ -نظر فخر رازی دربارۀ بسم الله الرحمن الرحیم من جلد اول تفسیر فخر رازی را بیرون آوردم. فخر رازی در بحث بسم الله الرحمن الرحیم انصافا بسیار عالمانه بحث کرده و گفته که آیا بسم الله الرحمن الرحیم جز حمد است؟ آیا واجب است در نماز بخوانیم یا خواندنش واجب نیست؟ حضرت رضا ع میفرمایند در مکه و مدینه مردم بسم الله الرحمن الرحیم را در نماز نمیخوانند و وقتی پیشنماز بلند میشود از اول میگوید الحمد لله رب العالمین و یواشکی بسم الله الرحمن الرحیم را میدزدد. همچنین میگوید اگر ثابت شود که بسم الله الرحمن الرحیم جز سوره است در نمازها باید بلند بخوانیم یا آهسته؟ وی در مورد چهار مذهب بحث میکند که حرف و دلیل مذاهب شافعی حنفی مالکی و حنبلی این است بعد میگوید من هیچکدام از فتوای این چهار مذهب را قبول ندارم و در تمام نمازهایم بسم الله الرحمن الرحیم را به این عنوان میخوانم که جز سوره است بلند هم میخوانم. بارکالله که با همه عوضیبازیات اینجا انصاف داری میگوید دلیل من این است که برای من ثابت شده علیبنابیطالب بسم الله الرحمن الرحیم را میخوانده جز سوره میدانسته و بلند هم میخوانده است. بعد این جمله را نوشته است ومن اتخذ علیا اماما لدینه فقد استمسک بالعروه الوثقی فی دینه ونفسه 4 هر کس در این دنیا علیبنابیطالب را امام خودش انتخاب کند در دین و دنیایش به محکمترین آویزه چنگ زده است. این صفحه را جلوی مرجع تقلید اهلسنت باز کردم و گفتم ما به این دلیل شیعه هستیم. بزرگترین عالم شما علنی به ما میگوید که هر کس علی ع را امام دین و دنیایش انتخاب کند فقد استمسک بالعروه الوثقی . او در جواب به من گفت خواهش میکنم چایتان را میل کنید که وقت ما الآن تمام میشود. حقیقتا چه بگوید؟ گریۀ بر ابیعبدالله
اخلاق، پشتوانۀ ایمان و عمل
ابیعبدالله ع دارد که چرا با این وجود بینظیر و تک اینگونه عمل شد. درکش خیلی سخت است به نوک نیزه چون خورشید تابان****نمایان شد سر شاه شهیدانهمه هستی به راه دوست داده****رخش بر روی خاکستر نهاده یکی لبخنده بودی بر دهانش****هزاران سر پنهان در نهانشنگاهش گاهی اندر آسمان بود****گهی چشمش بهسوی خواهران بود خوش به حالتان که اول هفتهتان را با گریۀ
محرکهای مثبت و منفی
ابیعبدالله الحسین ع شهری که در خانهها حسینیهها و مساجد و اجناس به روی عاشقان ابیعبدالله ع باز است. آیه شما را میگوید ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خیر البریه مردمی که خداباور قیامتباور پیغمبرباور امامباور و قرآنباور هستید این تعریف ایمان میشود. ایمان یعنی باور داشتن خدا قیامت انبیا قرآن و فرشتگان.اینکه در قرآن ابتدای آیۀ 177 سورۀ بقره بیان کرده است الذین آمنوا و عملوا الصالحات اهل عبادت حق و خدمت به خلق هستند. وقتی به منزل تشریف بردید عمل صالح را در آیۀ 177 ببینید که بخشی از آن عبادت حق و بخشی دیگر خدمت به خلق مخصوصا با پول است.اینجای آیه خیلی سنگین است از کوهها هم سنگینتر اولئک هم هم در ادبیات عرب ضمیر فصل است؛ یعنی بندگانم اینکه میگویم همین است همین یک حقیقت دو تا نیست ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خیر البریه از تمام جنبندگانی که در عالم آفریدهام بهتر هستند. این ارزش حرکت است ولی با محرکی مثل قرآن انبیا و ائمۀ طاهرین علیهم السلام و عالمان ربانی. هشدار نسبت به تخریب چهرۀ علما توسط دشمنان دینجوانها شما را فریب ندهند. در عالمان قم تهران و شهرهای دیگر هنوز عالم ربانی زیاد داریم. هنوز عالمان الهیمسلک صاحب نفس و آخرتی داریم. ماهوارهها با شما کاری نکنند که همه را با یک چوب بزنید و بگویید همه دزد هستند همه بردند و خوردند. مگر ما کنار همه بودهایم که بگوییم دزدیدند خوردند و بردند؟ ما که همه را ندیدهایم. دیدهایم؟ میگویند آخوندها را رها کن میخواهند برای ما یک منبر بروند میگویند ده میلیون تومان به حسابم بریز من چندبار تا الآن به این شهر آمدهام. از آقای نوری که مرا دعوت کرده بپرسید کدام بار این شخص گفته است که من اینقدر پول میگیرم؟ از تهران تا ایلام میآیم. از جلسات در شهرهای دیگر هم بپرسید همه اینطور نیستیم. جوانها همه بد نیستیم یا بخور و ببر نیستیم؛ اما در ما دزد این لباس هست که بخورد ببرد و بدکار باشد ولی همه را با آنها مقایسه نکنید وگرنه در قیامت جواب ندارید بدهید؟ سنگینی گناه تهمت به پاکدامنانامام صادق ع میفرمایند هر که به پاکدامنان تهمت میزند البهتان علی البری اثقل من الجبال الراسیات 7 در قیامت سنگینی گناه تهمتش از تمام کوهها بیشتر است. وقتی در قیامت زنده میشود او را در تلی از آتش میگذارند. زمانی که به حساب اولین و آخرین رسیدگی کردند؛ جهنمیها به جهنم رفتند و بهشتیها به بهشت به سراغ آن تهمتزننده میروند و میگویند تهمتی که به آن پاکدامن زدی ثابت کن تا تو را از این تل آتش بیرون بیاوریم. نمیتواند ثابت کند. کسی که میگوید همه بردند و خوردند مگر کنار همۀ ما بوده؟ کنار ما نبوده و ندیده است که از کجا درآوردیم و آیا خوردیم و بردیم یا نه. همینطوری عالمان ربانی را چوبانداز نگویید خوردند و بردند خراب و نابود کردند.پیغمبر ص میفرمایند عالم ربانی در یک جامعه مانند یک پیغمبر در امت است. باز حضرت میفرمایند وقتی یک عالم ربانی میمیرد تا 40 شبانهروز آسمان و زمین از فقدانش گریه میکنند. میفرماید وقتی عالم ربانی را در قبرستان شهر دفن کنند هرچه مرده در آنجا معذب هستند خدا عذابشان را میبخشد. داستان این است. محرکها را از شما نگیرند که خطرناک است. نمیگویم ماهواره نبینید؛ اما کانالهای بدش را نبینید زبانهای کثیفش را گوش ندهید محرکهای فسادش را نبینید. کانالهای ماهوارهای خوب هم هست. شیعه کانالهای خیلی خوبی دارد که علمی هم هستند. محرکهای الهی را از دست ندهید.امشب بحث مقداری علمی شد. چند قطعۀ ناب میخواستم بگویم که وقت گذشت. منتظر حال خوب شما هستم. من در خیلی از شهرها منبر رفتهام؛ شمال جنوب شرق و غرب ایران. خیلی از شهرها به من حالت خفگی دست داده؛ چون روضه میخواندم مردم گریه نمیکردند. اغلب دیگر آنجا برای منبر قول نمیدادم و فراری میشدم. پیغمبر ص میفرمایند چشم خشک چشم بد و تیرهای است؛ اما الحمدلله خدا به شما این نعمت عظیم را داده. شاید 30 سال است به پروردگار میگویم الهی هرچه به من دادهای اگر ارادهات تعلق گرفت که از من پس بگیری بگیر؛ خانه زندگی بچه دختر پسر و نوه و هرچه به من دادهای. میخواهی پس بگیری بگیر. من یک کلمه حرف نمیزنم؛ اما خدایا گریۀ بر
دو راهی تباهی یا رحمت، حاصل انتخاب انسان
کلام آخر؛ گریۀ بر ابیعبدالله ع رویانندۀ درختهای بهشتیروز شنبه روز پیغمبر ص است خوشبهحال همه ما که ساعت اول هفتهمان را اولا با نشستن در مجلس علم
رحمت و لطف پروردگار بر توبهکنندگان
گریۀ بر ابیعبدالله ع زمینهای برای آمرزشزمینههای آمرزش خیلی زیاد است که من امشب یکی را از کتاب باعظمت کاملالزیارات بگویم.
انسان کامل، مطلعالفجر نور الهی
ابیعبدالله ع میبینید. ابیعبدالله ع در کنار حضرت مجتبی ع این بود که قرآن در آخر سوره بقره میگوید و قالوا سمعنا و اطعنا سوره بقره آیه 285 ما در برابر ولیاللهالاعظم گوش و اطاعت هستیم. این امام مجتبی ع است و بالحسن اعطیتم الاحسان . -سعادت دنیا و آخرت در گرو پیوند با ابیعبدالله ع پیغمبر ص در پایان روایت میفرمایند و بالحسین تسعدون رسیدن به سعادت دنیا و آخرت فقط با اتصال به حسین ع امکان دارد. این خیلی حرف است من مطلبی را برایتان نقل کنم که بهتآور است. عالم بزرگی بهنام میرزا محسن مجتهد اردبیلی بود که حدود دویست سال پیش در اردبیل زندگی میکرد. ایشان از شاگردان رده اول شیخ انصاری صاحب کتابهای جواهر و ضوابط است. خواهش میکنم که با همه به این وجود دقت کنید در اجازات علمی این مرد که در کتابها آمده نوشته شده است اگر حاجمیرزا محسن مجتهد حکمی بدهد و کسی قبول نکند رد بر حاجمیرزا محسن رد علی الله و علی رسوله خدا و پیغمبر ص را رد کرده است؛ یعنی این آدم به معصوم نزدیک است و رد کردن حرفش رد کردن خدا و پیغمبر خداست. خط خودش هم هست که نوشته است عبادت نماز روزه زکات و کار خیر بدون ارتباط با ابیعبدالله ع و بدون محبت او معصیتالله است؛ نه اینکه باطل باشد بلکه تمام عبادات بدون حسین ع معصیتالله است و در قیامت عذاب دارد. این حرف پیغمبر ص است که میفرمایند و بالحسین تسعدون شما با کمک ابیعبدالله ع به سعادت دنیا و آخرت میرسید و به تشبثون شما با چنگ زدن به حضرت سیدالشهدا ع به هر مقامی که باید برسید میرسید. -ابیعبدالله ع دری از درهای بهشتبعد پیغمبر ص فرمودند الا و ان الحسین باب من ابواب الجنه من عاداه حرم الله علیه ریح الجنه آگاه و بیدار باشید بدانید و بفهمید این معنی الا است که همانا حسین دری از درهای بهشت است و کسی که با حسین رابطه ندارد خدا استشمام بوی بهشت را بر او حرام کرده است. به خودتان نمیگویید خوشبهحال من؟ در دلتان به خودتان نمیگویید خوشبهحال من که پروردگار عالم بهخاطر ابیعبدالله ع استشمام بوی بهشت را بر ما واجب کرده و هفت در جهنم را به روی ما بسته است. این چه نعمتی است حکایتی شنیدنی از مرحوم شیخ مجتبی قزوینییکی از علمای بزرگ من میتوانم راحت بگویم و کمنظیر ما در پنجاهشصت سال پیش مرحوم حاجشیخ مجتبی قزوینی بود که بسیاری از بزرگان علمی الآن مشهد و بعضیها که در شهرهای دیگر هستند از شاگردهای ایشان بودند. شخصیت بالایی داشت و چند جلد هم کتاب ناب بهنام بیانالفرقان دارد. آنجا آدم موج علمی این مرد را میبیند -صاحبان حساب یسیر در قیامتایشان میگوید یک هفته به مردنم مانده بود که قیامت را به من نشان دادند. امیرالمؤمنین ع میفرمایند بفهمید و بمیرید بدانید و بمیرید. میلیاردها جمعیت در این صحرا بودند که همه منتظر سؤال و جواب هستند من وسط محشر ایستاده بودم که دیدم دری در محشر است و دستهدسته گروهگروه از این در وارد میشوند هیچکس هم جلوی آنها را نمیگیرد. من به یکی گفتم به پرونده اینها نمیرسند؟ گفت نه آنطوری که خیال میکنی. به قول قرآن مجید حساب اینها حساب یسیر است و خدا خیلی به اینها آسان گرفته که میبینی دستهدسته از این در وارد میشوند؛ ولی بقیه مؤمنین علما و غیرعلما را تکتک میخواهند و از مسئولیتهایی که داشتهاند از آنها سؤال میکنند. گفتم حال من چگونه است؟ گفتند شما هم باید در نوبت باشی. گفتم چه وقتی به ما نوبت میرسد؟ گفتند معلوم نیست؛ جمعیت را نگاه کن همه اینها باید نوبتبهنوبت سؤال و جواب بشوند و بعد بروند. گفتم این چه دری است که مردم بهراحتی دستهدسته وارد میشوند و میروند؟ گفتند سردر آن نوشته که چه دری است من سرم را بلند کردم دیدم که نوشته است باب الحسین . اصرار کردم که مرا هم راه بدهید گفتند تو زمینه نداری گفتم زمینه راه دادن چیست؟ گفتند روضه خواندن و گریه؛ تو عالم بزرگی هستی اما به عمرت یکبار برای ابیعبدالله ع روضه نخواندهای. -حضرت زهرا س شنوندۀ روضهها و گریههاکتاب کاملالزیارات مهمترین کتاب درباره زیارت و گریه بر ابیعبدالله ع است که در قرن چهارم نوشته شده خدا به من لطف کرد و در هفتصد صفحه ترجمه کردهام. اول این کتاب هم در مقدمه نوشتهام خدایا من به نمازها روزهها حج درس خواندن و کارهای دیگرم هیچ امیدی ندارم و همه امید من به این کتاب است. وصیت هم کردم که وقتی مرا دفن کردند این کتاب را روی سینهام بگذارند تا وقتی نکیر و منکر میآیند ببینند من بوی حسین ع میدهم و کاری به کارم نداشته باشند. در این کتاب آمده که امام صادق ع میفرمایند وقتی روضه میخوانید و گریه میکنید مادرم صدایتان را میشنود. -نورانی شدن چهرۀ ملائکه از گریۀ … بر امام حسین ع فکر میکنید که ما در این زمین باز نشستهایم مهم نیست؛ اما خیلی مهم است فکر میکنید که ما مرد و زن فقط در این جلسه شرکت داریم؛ اما امام معصوم میفرمایند وقتی برای ابیعبدالله ع جلسه تشکیل میشود فرشتگان نازل میشوند و با تمام مستمعین در تماس هستند؛ آنها هم میشنوند و هم گریه میکنند. ما کیفیت گریه ملائکه را نمیدانیم ولی وقتی به عوالم بالا برمیگردند ملائکه دیگر میگویند عوض شدهاید اینها میپرسند چگونه شدهایم؟ میگویند نورانی شدهاید؛ کجا بودید؟ این ملائکه میگویند ما در جلسه ابیعبدالله ع بودیم. چه لطف خاصی به همه ما شده است ملائکه به پروردگار میگویند به ما هم اجازه بده که برویم؛ خطاب میرسد جلسه تمام شده روضهشان را خواندهاند گریه کردهاند و رفتهاند؛ ولی برای اینکه محروم نباشید نازل شوید و به آن مجلس بروید. فعلا هیچکس در آن مجلس نیست اما خودتان را به در و دیوار آنجا بمالید. -روضهخوانی بر امام حسین ع راهگشای روز قیامتگفت شما راه نداری چون وسیله نداری به یکی از افراد محشر که به اوضاع وارد بود گفتم چهکار کنم که مرا راه بدهند؟ گفت همین الآن روی زمین بنشین و یک روضه برای ابیعبدالله ع بخوان هم گریه کن و هم بگریان. من نشستم و در عالم مکاشفه روضه خواندم گریه کردم و اطرافیانم هم گریه کردند. بعد بلند شدم و رفتم از آن در وارد شوم و دیدم که هیچکس جلوی مرا نگرفت. ابیعبدالله ع کرم بینهایت و رحمت واسعۀ الهی و بالحسین تسعدون و به تشبثون مردم ابیعبدالله ع کرم بینهایت و رحمت واسعه الهی است. این در تا روز قیامت به روی همه باز است و حضرت حسین ع هر کسی را قبول میکند؛ یعنی کسی که بهطرفش حرکت میکند محال است که او را رد کند. از روز عاشورای اول تا امروز ابیعبدالله ع میلیونها گنهکار پلید معصیتکار مجرم و انسان بیرابطه با خدا را پذیرفته و به او نور روح و فکر داده و او را آماده کرده تا عبدالله بشود. این قطعه را هم بشنوید که چقدر جالب است و چقدر برای شما دلخوشی میآورد یک مسیحی در شهر بصره که تاجر سرشناسی بود با تاجر مسیحی دیگری در بغداد معامله تجارتی داشت. تاجر بغدادی به او نامه نوشت و گفت بصره برای کارهای تجارتی تو کوچک است اگر میخواهی بازار گسترده تجارتی پیدا کنی زندگیات را بار کن و به بغداد بیا. این تاجر هم وسایل خودش را بار کرد و رفت؛ در راه به دزدان قافلهزن برخورد و کل اموالش را بردند. این تاجر ندار تهیدست و سرمایه ازدستداده تا حله آمد و در حله مهمان کسی شد تا آمادگی پیدا کند و پیش آن رفیق تاجرش در بغداد برود و او مشکلش را حل کند. روزی در آنجا صدای ناله و گریه و یا حسین شنید به صاحبخانه گفت چه خبر است؟ گفت اینها کاروان کوچکی هستند که هر سال در این وقت به کربلا میروند. دلش لرزید و گفت من را همراه این کاروان کن تا مرا هم ببرند. صاحبخانه به اهالی کاروان گفت این مرد یک مسیحی است که دلش میخواهد این سفر را با شما بیاید او را ببرید. گفتند عیبی ندارد وقتی به کربلا رسیدند به او گفتند رفیق تو مسیحی هستی و نمیتوانی داخل صحن و حرم بیایی. گفت مرا تا اینجا آوردهاید چهکار کنم؟ گفتند کنار در صحن بنشین ما اثاثهایمان را پیش تو میگذاریم بعد میآییم و با همدیگر میرویم. گفت عیبی ندارد نمیشود به حرم و پیش ابیعبدالله ع بیایم؟ گفتند نه نمیشود. کنار اثاثها نشست و آنها به حرم رفتند زیارتشان هم طول کشید و این مرد مسیحی خوابش برد در خواب دید که سه نفر از در صحن بیرون آمدند. هر سه نفر کنار من آمدند آن نفری که ممتاز و وضعش از این دوتا جدا بود به آن دو نفر فرمودند اسم همه زائران را نوشتهاید؟ گفتند بله همه را نوشتهایم. آخر زائر روضهخوان و گریهکن همه را مینویسند؛ یعنی امروز که جلسه تمام شد و رفتید اسم شما در دفتر ثبت شده است. آن فرد هم گفت همه را نوشتهاید؟ این دو با یک دنیا احترام گفتند یابن رسولالله هیچکس را از قلم نینداختهایم. فرمودند این مسیحی را که ننوشتهاید گفتند آقا خودتان میگویید مسیحی ما برای چه بنویسیم؟ او به قصد زیارت نیامده و با این کاروان آمده که بعد به بغداد برود. ابیعبدالله ع فرمودند داخل حریم من آمده او را هم جز زائران من بنویسید. حسین جان ای رحمت واسعه الهی و ای کرم بینهایتدوستان را کجا کنی محروم ××××××××× تو که با دشمنان نظر داری گریۀ
حق و حقوق در اسلام
از این قسم معلوم میشود گریۀ بر ابیعبدالله ع چقدر باارزش است. … ع اگر بتوانیم به کسی بگوییم که دارای مقام عصمت بوده شیخ است. میگفت خانم حمامی وقتی مادرم را شستی و لباسهایش را پوشاندی من داخل کوچه هستم صدایم کن او را پشت پرده بیاور کنار برو که من تو را نبینم. شیخ به پیرزن چروک خورده میگفت تو نامحرمی به دخترهای کنار پارک و داخل خیابان نمیگفت به پیرزن چروک خورده میگفت برو کنار من تو نامحرم را نبینم. وضع ما خیلی خوب است بعد از مدتی مادر از دنیا رفت. ایشان در نجف دفن است. مدتها شیخ زانوی غم بغل کرده زار گریه میکرد. علمای نجف تعجب کردند مادر 90 سالۀ خمیدۀ پژمرده که دیگر گریه ندارد؟ چرا شیخ با این عظمت برای این پیرزن گریه میکند؟ آخر محضر شیخ آمدند گفتند آقا برای چه اینقدر گریه میکنید؟ گفت فکر میکنید برای مردن مادرم گریه میکنم؟ مرگ حق است مادرم نوبتش بود مرد. گریۀ من برای این است که در عبادت بزرگ خدمت به مادر به روی من بدبخت بسته شد. آنوقت امروزه پدرها و مادرها را دور میاندازند.از این حقهایی که گفتم یکی هم حق حیوانات است که در قرآن و روایات پروندۀ گستردهای دارد. اسلام دین کامل و جامعی است. شما هیچ زاویهای از زوایای زندگی باطنی و ظاهری را پیدا نمیکنید که اسلام برایش برنامه نداده باشد. یکی دو حق مالی را بگویم و حرفم تمام. از مهمترین کتابها بگویم که دیگر هیچ کدام شکی نداشته باشید. معمولا به حرفهای من شک نمیکنید 50 سال است دیگر اعتماد دارید. دو سه نسل است که به من اعتماد کردهاید من هم سعی کردهام از معتبرترین کتابها حرف بزنم. کاری نکردهام که به من اعتماد نکنید. همیشه آبروی لباس پیغمبر ص را حفظ کردهام. چیزی هم ندارم که برایم علم کنند لباسم و چند کتاب است قبرم هم کنده حاضر و آماده است. چیزی در این دنیا ندارم که برایم علم شود. خیال شما راحت باشد سبکبال و سبکبار هستم. هیچ آرزویی ندارم الا یک آرزو که این هم به طور قطع برآورده است. آن هم اینکه به پروردگار گفتهام قبل از اینکه چشم مرا به صورت ملک الموت باز کنی روی پروندۀ من از گناه نماز روزه و هرچه که هست یک قلم قرمز بکش شتر دیدی ندیدی بعد مرا ببر همین. الحمدلله اعتماد دارید. سنگینی حق مردم و تاکید اسلام به رعایت آنپیغمبر ص میفرمایند کسی که از سر کارش برگردد یک درهم از حق مردم به ناحق و حرام به خانهاش ببرد خداوند آن شب به آن خانه تا زمانی که آن یک درهم در آن خانه باشد نظر رحمت نخواهد کرد. این طور زندگی خوب است؟ خانه و خود شخص از دید رحمت پروردگار دور و محروم و خانه در تاریکی باشد زندگی خوبی است؟روایت دیگری برای شما بگویم این هم از عجایب روایات است. اصلا قلب انسان میخواهد از کار بیفتد. اول طلوع صبح امام حسین ع لشکرش را آماده کرد چه لشکری؟ 71 نفر آن هم چند نفرش بچۀ 10-11 ساله مقابل آنها ایستاد فرمود عزیزانم یارانم اهلبیتم هر کدام به مردم بدهکار هستید وارد جنگ نشوید پیش خدا گرفتار خواهید بود. اگر به کسی دینی دارید به اطرافیان خود وصیت کنید وقتی به مدینه رسیدند اول دین شما را بدهند. شهادت دین را صاف نمیکند. این حق مردم است.برادران و خواهرانی که کارمند هستید یا کار دارید و پول درمیآورید آرایشگاه دارید کار دیگری مثلا لباسدوزی زنانه دارید هر شب بدون بدهکاری به مردم به خانه بروید مال و دین کسی به گردن شما نباشد. خیلی سخت است. البته این را هم توجه داشته باشید امام زین العابدین ع میفرمایند حق خدا سنگینتر از حق مردم است. نگویی از حق مردم گذشت نمیکنند خدا حق خودش را گذشت میکند. این جملهای است که به غلط بین مردم معروف شده امام چهارم ع میفرمایند حق خدا حق الله حق اکبر است حق کوچکی نیست. روضۀ امام عصر ع بر جد غریبشحرفم تمام شد. شب شنبه است. قسم چیز سنگینی است. ائمۀ ما علیهم السلام خیلی کم قسم میخوردند. یکی از آنهایی که فکر کنم در دورۀ عمر 1200 سالهاش پنج قسم هم نخورده امام عصر ع است؛ اما به قول طلبهها با تاکید خطاب به ابیعبدالله
خودشناسی، دریچهای بهسوی خداشناسی
این کتاب بهترین کتاب شیعه دربارۀ زیارت و گریۀ بر ابیعبدالله ع است که ترجمهاش حدود ششصدصفحه یا کمی بیشتر شده است.روایت اینجاست که امام صادق ع
عشق و محبت در جهان هستی
ابیعبدالله ع بروید. شما را نمیدانم اما من نسبت به گذشتۀ عمرم بدیها گناهان اشتباهها و خطاهایم چند دقیقه از خدا عذرخواهی میکنم. شصت سال رسمم این است که شب جمعه غیر از روضۀ ابیعبدالله ع روضهای نمیخوانم. امشب شب حضرت رقیه س است و ثواب روضهام برای حضرت رقیه باشد.این عذرخواهی را خودمان بلد نبودیم امیرالمؤمنین ع یاد ما دادهاند. خیلی عذرخواهی جانسوزی است. امیرالمؤمنین ع فرض کرده خدا در قیامت او را به جهنم ببرد؛ میگویند اگر من را جهنم ببری در جهنم چه کار میکنم در جهنم این حرفها را با تو میزنم فبعزتک یا سیدی و مولای اقسم صادقا لئن ترکتنی ناطقا . 10 اگر اجازه بدهی وسط دوزخ با تو حرف بزنم اجازه بدهی گریه کنم لاضجن الیک بین اهلها ضجیج الآملین و لاصرخن الیک صراخ المستصرخین و لابکین علیک بکا الفاقدین و لانادینک این کنت یا ولی المؤمنین یا غایه آمال العارفین یا غیاث المستغیثین یا حبیب قلوب الصادقین و یا اله العالمین . 11 کلام آخر؛ روضه ابیعبدالله ع میان گودال دستانش را دو طرف بدن گذاشت خم شد و لبهایش را روی گلوی بریده گذاشت. کسی گل را به چشم تر نبوسیدکسی گل را ز من بهتر نبوسیدکسی جز من گلش نشکفت در خونکسی چون من گل پرپر نبوسیدبه عزم بوسه لعل لب نهادمبه آنجایی که پیغمبر ص نبوسیدسکینه س گفت عمهجان هذا نعش من؟ این بدن کیست؟ عزیزدلم بدن پدرت حسین ع است. این دختر سیزدهساله بامحبت صورت روی سینهای گذاشت که تیر سهشعبه به قلبش زده بودند اما هیچچیزی برای خودش نگفت. صدا زد یا ابتا انظر الی ... عمتی المضروبه 12 بلند شو ببین عمهام را تازیانه میزنند. خدایا هرچه میخواهی از ما بگیری من به سهم خودم میگویم شما هم اگر دلتان میخواهد بگویید بگیر؛ اما گریۀ بر
تعهد مادی و معنوی
ابیعبدالله ع است. خدا به ما خیلی لطف کرده که امشب ما را اینجا دور هم به عشق ابیعبدالله ع در این خانۀ خودش جمع کرده. برادران و خواهران زمینۀ آمرزش گناهان امشب واقعا آماده است. نیت کنیم خدایا اگر حقی از مردم بر گردن ماست فردا ببریم پس بدهیم. میماند گناهان بین ما و پروردگار. در این رابطه بیش از 50 روایت در معتبرترین کتابها داریم که گریۀ
معنای «کلمه» در قرآن مجید
حالا گریۀ بر ابیعبدالله ع چقدر قیمت دارد که زهرا میگوید خدایا یک خیمه در این محشر برای من بزن که من بنشینم برای حسینم گریه کنم.
قلب انسان در معرض بیماریهای خطرناک
ابیعبدالله ع و کار خیر دارند. اینقدر این قلب را از خوبیها پر کردهاند که بدیها جایی در این قلب پیدا نمیکند. مناجات با پروردگارخدایا من عقبافتاده و دور هستم به من رحم کن. من هم یک گدا از گداهای در خانهات هستم. به دلم یک نگاه با رحمت بینداز و معالجه کن. بیماریهای این دلم را بردار. چهار روز دیگر به در خانهام میآیند مرا با تابوت میبرند و غسل و کفنم میکنند. لطفی بکن و من را بعد از اینکه در قبر میگذارند تحویل جهنم ندهند؛ چون دیگر نجات وجود ندارد. امیرالمؤمنین ع حضرت زهرا س امام حسن ع و امام حسین ع از قیامت میترسیدند دو روایت و دو آیه ناب برای جلسه امشب انتخاب کرده بودم؛ اگر بخواهم وارد آن دو روایت و آیه بشوم شما را خسته میکند. ما هم اجازه نداریم که مستمع را خسته کنیم.با خضر دانش یار شو ای موسی دلشاید کهاز این صحرا کنی طی منازلدر چاه تن تا کی برام ای یوسف جانمصر تجرد را تویی سلطان عادلاز شهر تن جانا بباید رختبستنزادی طلب تا فرصتی داری به منزلجز طاعت و خدمت نباشد زاده این رادر دین و دانش کور شو منشین هیچ غافللذات جسمانی فانی دانه توستزور و زر و جاه است دام ای مرغ عاقلجز ذکر الله است هر ذکری ز شیطانجز یاد حق هر سود و سودایی است باطلبا یاد آن یکتای بیهمتا الهیهمت طلب از هر دو عالم مهر بگسل 16 کلام آخر؛ صیقل دل به گریۀ بر
کاروان ابیعبدالله(ع) و شهود قلبی حق
ابیعبدالله ع عجب ادعایی است البته این ادعا برای انبیا ائمه و اولیا بود؛ برای این کاروان هم بهصورت اکمل بود. نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار ×××××××××× چه کنم حرف دگر یاد نداد استادموقتی حضرت در شب عاشورا فرمودند اینها با من کار دارند شما نمانید؛ چون به هیچکدام از شما نظر ندارند و اگر بمانید قطعهقطعه میشوید. من بیعتم را از شما برداشتم که قیامت جلویتان را نگیرند و نگویند چرا حسین ع را در دست سیهزار گرگ تنها گذاشتید؟ من بیعتم را برداشتم فعلا جنگی نشده و راه هم باز است شما برگردید. اصلا جوابهایی که اینها به ابیعبدالله ع دادند جهان را مات کرده است یکی از آنها بلند شد و گفت حسین جان اگر بمانیم فردا ما را چندبار میکشند؟ ابیعبدالله ع فرمودند هر آدمی یکبار کشته میشود دوبار که کشته نمیشود. گفت حسین جان اگر فردا مرا بکشند و بدنم را قطعهقطعه کنند قطعات بدنم را در آتش بریزند و خاکستر شود خاکسترم را به باد بدهند و خدا دوباره این خاکسترها را جمع و مرا زنده کند دست از تو برنمیدارم؛ حتی اگر این کار هفتادبار تکرار شود. نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار ××××××××××× چه کنم حرف دگر یاد نداد استادمسایه طوبی و دلجویی حور و لب حوض ××××××××××× به هوای سر کوی تو برفت از یادم -شعری زیبا از مرحوم ملااحمد نراقیعشق آمد و از هستی خود بیخبرم کرد ××××××××× دیوانه بدم عشق تو دیوانهترم کردیقین دارم که این حرف شماست؛ چهل سال است شما را میشناسم و پای این منبر دیدهام. خیلیهایتان هم از دنیا رفتهاند که حرف آنها هم همین شعر بود. شعر هم برای عالم بزرگ شیعه مرحوم ملااحمد نراقی است و شعرهای کوچه و بازاری نیست. عشق آمد و از هستی خود بیخبرم کرد شما خانمها مردها و جوانها این نیمبیت بعدش را همین الآن حفظ کنید و برای خودتان بخوانید عشق آمد و از هستی خود بیخبرم کرد ×××××××× دیوانه بدم عشق تو دیوانهترم کردحسین جان عشق آمد و از هستی خود بیخبرم کرد میبینی که بهخاطر تو از خواب و خوراکمان کم میگذاریم لباسهای زیبای خودمان را کنار میگذاریم و سیاهپوش میشویم. به ما میگویند به زیر طاق مسجد و حسینیه نرو و برای ابیعبدالله ع گریه کن؛ ما هم در بیابان خیابان و کوچه میآییم و روزها همه ما نزدیک به سه ساعت در آفتاب برای تو گریه میکنیم. این چیز دیگری هم غیر از عشق هست؟ الآن به میلیاردرهای تهران بسیاری از صاحبمنصبان و صندلیدارهای تهران بگو که نیمساعت زیر آفتاب بنشین و برای ابیعبدالله ع گریه کن نمیآیند این کار دیوانههاست نه کار آنهایی که خودشان را کسی میدانند. عشق آمد و از هستی خود بیخبرم کرد ××××××××× دیوانه بدم عشق تو دیوانهترم کردوصل تو ز فردوس مرا کرد حکایت ×××××××× شبهای فراق تو ز دوزخ خبرم کردصیاد گرم در قفس انداخت ننالم ×××××××× فریاد از آن است که بیبالوپرم کردگفتی که تو را یار طلب کرده صفایی ×××××××× این است اگر هست که آه سحرم کرد ارزش گریۀ
English