قم/ حسینیهٔ حضرت ابوالفضل(ع)/ دههٔ اول جمادیالثانی/ زمستان 1399ه.ش./ سخنرانی پنجم
42 مطلب یافت شد
کتاب آیین اشک و عزا در سوگ سیدالشهدا(ع) از آثار ارزشمند انتشارات دارالعرفان
" "تجلی اوج معرفت الهی در دعای عرفه و واقعه عاشورا" "حقیقت دوم قلب امام حسین ع گواه توحید" "امام حسین ع تجلی خون خدا" "حقیقت سوم امید سیدالشهدا ع به تحقق وعدههای الهی" "حقیقت چهارم پیشتازی روح امام حسین ع و اصحابشان در اتصال به پروردگار" "گریه بر سیدالشهدا ع از والاترین لذات
نگاهی به کتاب «آیین اشک و عزا در سوگ سیدالشهدا(ع)» اثر استاد حسین انصاریان
ع ؛ تجلی اوج معرفت الهی در دعای عرفه و واقعه عاشورا؛ حقیقت دوم قلب امام حسین ع گواه توحید؛ امام حسین ع تجلی خون خدا؛ حقیقت سوم امید سیدالشهدا ع به تحقق وعدههای الهی؛ حقیقت چهارم پیشتازی روح امام حسین ع و اصحابشان در اتصال به پروردگار؛ گریه بر سیدالشهدا ع از والاترین لذات
عبرت
در سایه اسلام از عزت کامل برخوردار بودند و پس از غرق شدن در لذات حیوانی و مغرور شدن به جاه و مال زهر ذلت را چشیدند و داستان فلسطین در امروز برای ما جالبترین درس عبرت و زندگی است شکست ها و پیروزی ها عزت یافتن و ذلت دیدن در اوج
درك مقامات عالى معنوى با علوّ همت
معشوق از بلا روی نتابد بلکه به زبان ذات گوید •در بلا من دیدهام لذات او ای بلای تو زدولت خوبتر انتقام تو زجان محبوبتر •مات اویم مات اویم مات او و به لسان استعداد سراید •بلایی کز تو ای پرناز آید کجایی ای بلا بنواز ما را به اوج
درك مقامات عالى معنوى با علوّ همت
بلا روی نتابد بلکه به زبان ذات گوید در بلا من دیدهام لذات اومات اویم مات اویم مات اوای بلای تو زدولت خوبترانتقام تو زجان محبوبتر 2 و به لسان استعداد سراید بلایی کز تو ای پرناز آیدبه راهش دل به چشم باز آیدکجایی ای بلا بنواز ما رابه اوج
حضرت زهرا(سلام الله علیها) همراز جبرئیل
اوج معنویآن بزرگوار حکایت میکند; زیرا در باره کیفیت ایجاد رابطهجبرئیل و فرشتگان با انسان دو نظریه است. نظریهای که فلاسفهبرآن تاکید دارند این است که میگویند انسان تا در طبیعت وماده است در حجاب است و نمیتواند به ملا اعلی دستیابد. همینکه خود را از معاصی و لذات
سیره اخلاقی امام هادی(ع)
اوج عزت و وقار دو جهان رسیده بود. زهد و عبادت امام امام هادی ع از تمام لذات زودگذر و مادی این جهان روی گردانده و به ضروریات آن اکتفا کرده بود کمترین توجهی به جلوه های فریبنده
سیره اخلاقى امام هادى(ع)
اوج عزت و وقار دو جهان رسیده بود. زهد و عبادت امام امام هادی ع از تمام لذات زودگذر و مادی این جهان روی گردانده و به ضروریات آن اکتفا کرده بود کمترین توجهی به جلوه های فریبنده
حضرت زهرا(س) همراز جبرئیل
اوج معنوی آن بزرگوار حکایت می کند; زیرا در باره کیفیت ایجاد رابطه جبرئیل و فرشتگان با انسان دو نظریه است. نظریه ای که فلاسفه برآن تاکید دارند این است که می گویند انسان تا در طبیعت وماده است در حجاب است و نمی تواند به ملا اعلی دست یابد. همین که خود را از معاصی و لذات
علوّ همّت و عظمت روح
روی نتابد بلکه به زبان ذات گوید در بلا من دیدهام لذات او مات اویم مات اویم مات او ای بلای تو زدولت خوبتر انتقام تو زجان محبوبتر و به لسان استعداد سراید بلایی کز تو ای پرناز آید به راهش دل به چشم باز آیدکجایی ای بلا بنواز ما را به اوج
قلب محروم از نور خدا ، علّت تمام مفاسد
مخالف خدا و میل به لذات فانیه کاسده از یاد حضرت دوست غافل شود و از معموره ذکر رو به خرابه غفلت آورد چنین مییابد که گویا از نورانیت به ظلمت و از انس به وحشت آمده در اینجا قلب دچار حجاب و غفلت گشته و به کدورت قساوت و تجاوز مبتلا میشود و چه بدبخت است کسی که از اوج
قلب محروم از نور خدا، علّت تمام مفاسد
مخالف خدا و میل به لذات فانیه کاسده از یاد حضرت دوست غافل شود و از معموره ذکر رو به خرابه غفلت آورد چنین مییابد که گویا از نورانیت به ظلمت و از انس به وحشت آمده در اینجا قلب دچار حجاب و غفلت گشته و به کدورت قساوت و تجاوز مبتلا میشود و چه بدبخت است کسی که از اوج
کربلا شکست یا پیروزی (2)
اوج بگیرید. از شعر بنی آدم اعضای یکدیگرند آن فقط یک شعر است. دریافت مساله غیر از فهمیدن آن است آن هم در قالب شعر این دریافت اندوهی دارد و چه مقدس است این اندوه چه مقدس آن چشمی که برای انسان ها بگرید و چه مقدس است آن دو قطره اشکی که برای انسان ها ریخته شود. آن روحی که نمی گذارد تمام لذات
حلال و حرام مالی - جلسه دوازدهم (متن کامل +عناوین)
لذات ما را جمع میکنند و دست ما را از همه چیز کوتاه میکنند کافی است.بعد از بسم الله میفرماید اذا وقعت الواقعه* لیس لوقعتها کاذبه* خافضه رافعه* اذا رجت الارض رجا* و بست الجبال بسا* فکانت هبآ منبثا این برای ما کافی است که میفرماید تمام کوههای روی زمین مانند پنبه کنار زه حلاج زده میشوند. ناعلاج بودن درد مرگمقداری گوشت پوست و استخوان در مقابل مرگ چه مقاومتی میتواند داشته باشد؟ ما میتوانیم امید ببندیم به این که همیشه زندهایم؟ ما میتوانیم دل خوش کنیم که دائم در دنیا هستیم؟ابن سینا میگوید از جرم حضیض خاک تا اوج
کمالات على (علیه السلام) پاک مرد بزرگ
الهی داند و به زبان ذات گوید در بلا من دیده ام لذات او***مات اویم مات اویم مات اوای بلای تو زدولت خوب تر***انتقام تو زجان محبوب ترو به لسان استعداد سراید بلائی کز تو ای پرناز آید***به راهش دل به چشم باز آیدکجائی ای بلا بنواز ما را***به اوج
ویژگیهای عبادت پاکان عالم
اوج تشنگی و گرسنگی بمیرد اما از خدا و پیغمبر ص و امیرالمؤمنین ع دست برندارد. همه ابوذر نیستند و چون همه ابوذر نیستند شما اداریها بعضی از برادران روحانی بعضی از برادران مداح خیلی مواظب خودتان باشید که وجودتان اره پای درخت دین عقاید و ارتباطات مردم با اهلبیت علیهمالسلام نشود. متاسفانه این اتفاق افتاده و دراینزمینه جامعه ضررهای زیادی در این چهل ساله کرده است. این خسارت است؛ من باید مواظب باشم که به خسارت برنخورم؛ مواظب باشم که بود و نبود سرمایههای الهی من از دست نرود. لذات
تفاوت ادیان آسمانی و اسلام با مکاتب عرفانی شرقی و غربی
اوج گیری خود مراتبی را از تجرد خیالی تا تجرد مافوق مقام عقل طی می کند که در هر مرتبه ای رب او به نحوی برایش تجلی و ظهور می کند . این تجلی و ظهور در مرتبه تجرد خیالی محدود و مقید است اما اگر کسی به مرتبه مافوق عقل نائل شود تجلی و ظهور رب برایش نامحدود و بی پایان خواهد بود . اغلب افراد بشری از رسیدن به این مرتبه یعنی مرتبه تجرد مافوق عقل عاجزند بجز انبیا الهی و قلیلی از پیروان پاک طینت ایشان که در طی مراتب کمال قدم به قدم تابع آنها هستند . در این مرتبه است که خودیت انسان بطور کامل در خودیت حضرت رب العالمین مضمحل می شود و در مقام فنای در ذات الهی فرد به مقام نبوت نائل می گردد و از آن پس تعالیم و احکام الهی از مقام ذات بر نبی الهی نازل می شود . اما حقیقت یابی در مقامات مادون این مقام خالی از شائبه رهزنی خیال و وهم نیست لذا فنای در ذات نیز محقق نمی شود پس می بینیم که بنیانگزاران مکاتب عرفانی نیز هیچوقت ادعای نبوت و رسالت نداشته اند بلکه تعالیم خود را بعنوان تجربیات معنوی شخصی خود در اختیار دیگران قرار داده اند . این محدودیت در وصول به حقیقت هستی در مکاتب عرفانی و نامحدود بودن وصول به حق در مکاتب الهی دعوت آنها را موصوف به همین وصف کرده است . این تفاوت را اساسیترین تفاوت بلکه اساس همه تفاوتهای مکاتب الهی و مکاتب عرفانی می توان محسوب کرد .2- کمال گرایی در مکاتب الهی و معنا گرایی در مکاتب عرفانیهمچنانکه در مقدمه بیان شد انسان غربی در گرایش به مکاتب عرفانی شرقی هدفی جز لذت جویی ندارد لذا بدنبال راهکارهای عملی زودبازده برای رسیدن به لذات … لذات دنیوی خسته شد به سراغ لذت متفاوتی در عالم معنا برود . جالب این است که پیروان و مروجین این مکاتب به خود جرات می دهند در رابطه با ادیان آسمانی مانند اسلام اظهار نظرهای غیر منصفانه ای می کنند . بطور مثال مناسک و اعمال دینی را دست و پاگیر و استرس زا معرفی می کنند یا اینکه تشکیلات دینی را تشکیلاتی منفعت طلبانه می دانند . ما در اینجا ضمن ذکر تفاوتهای اساسی ادیان آسمانی با عرفانهای شرقی و غربی پاسخ این اشکالات نیز ارائه خواهیم کرد .تفاوتهای ادیان آسمانی بخصوص اسلام با عرفانهای شرقی و غربی 1-راهیابی به حقیقت مطلق در ادیان آسمانی و کشف حقیقت مقید در عرفانهای شرقی و غربیبین پیامبران الهی و بنیانگزاران عرفانهای معروف شرقی و غربی نقاط اشتراک و افتراق مهمی وجود دارد که موجب اتصال و انفصال آنها می گردد . هم پیامبران الهی و هم بنیانگزاران مکاتب عرفانی از خصوصیات روحی ویژه ای برخوردار بوده اند که آنها را از افراد عادی بشر متمایز می سازد . اما اختلاف مراتب این دو گروه در برخورداری از این ویژگیها خود باعث تمایز آنها می شود .اساسا ارتباط با عالم معنا و کشف حقایق هستی در عین تلبس به لباس مادی جسمانی نیازمند صفا و قدرت روحی است که بطور معمول در همه انسانها بصورت بالفعل وجود ندارد . این ویژگی تنها در افراد معدودی یافت می شود . آنها از همان اوان کودکی تفاوتهای خود را با دیگران نشان می دهند . اینها کسانی اند که از ابتدا قادرند با دو نشاه ماده و معنا حشر و نشر توام داشته باشند . بر اساس عقاید دینی ما که نشات گرفته از روایات ماست تمام پیامبران الهی از ابتدای طفولیت خود از این ویژگی برخوردار بوده اند . مبنای بحث عصمت پیامبران الهی هم بر همین ویژگی استوار است . برخی از افراد مرتبه نازلتری از این ویژگی را دارا هستند که در گذر ایام و با یک سری اعمال سخت و سنگین قوت پیدا کرده و ارتباط قوی تری را نسبت به افراد عادی با عالم معنا برقرار می کنند . این گروه همان بنیانگزاران مکاتب عرفانی اند که از لحاظ اصل برخورداری از توانایی های روحی با پیامبران الهی اشتراک دارند اما تفاوتشان اینستکه این توانایی در آنها ضعیف بوده و می بایست در یک تجربه عملی غالبا سخت و طاقت فرسا تقویت شده و به اوج
شكست و پيروزى انسان الهى
اوج می گیرد و بقیه را اجزا خود می بیند. از شعر بنی آدم اعضای یک پیکرند بالاتر می رود. آن ها فقط شعر هستند. دریافت مساله غیر از دانستن مساله است آن هم در قالب شعر این دریافت اندوهی دارد و چه مقدس است این اندوه چه مقدس است آن چشمی که برای انسان ها می گرید و چه مقدس است آن دو قطره اشکی که به حال انسان ها می ریزد.آن روحی که نمی گذارد لذات
انسان اسلامى
لذات چاره ای جز کار و کوشش و خوردن و آشامیدن و ارضای غریزه جنسی به هر شکلی که ممکن باشد برای خود نمی بینند. آنچه من در اروپا دیده ام و در رابطه با ملت آمریکا شنیده ام از نوشتن و بیانش شرم دارم تنها چیزی که می توانم در رابطه با غربیان اظهار کنم این است که غربیان با تمام وجود از هویت انسانی خالی شده و تبدیل به حیواناتی غیر از حیوانات صحرا و دریا و هوا شده اند حیواناتی که در میان تمام حیوانات اعم از وحشی و اهلی نمونه ندارند. این حقیقت را هم ناگفته نگذارم که از نظر علمی و حاکمیت قوانین مربوط به امور مادی و رعایت نظم و انضباط کاری برای زنده ماندن و شکم چرانی و شهوت رانی بی قید و شرط در سطح بالایی قرار دارند. شما نمونه مسائل تربیتی و اخلاقی اسلام را در جهت رشد و تکامل انسان در هیچ مکتبی از مکاتب موجود جهان حتی ادیانی که در ادعای آسمانی بودن آن را دارند نمی یابند. دراین زمینه به گوشه ای از واقعیات و حقایق اسلامی که برای شکوفا کردن شخصیت انسان و رسانیدن او به اوج
English