تهران/ حسینیۀ بنیالزهرا/ جمادیالاول/ زمستان1397ه.ش./ سخنرانی چهارم
56 مطلب یافت شد
دشمنی با اهلبیت(علیهمالسلام)، خسرانی آشکار
-عبادت ناخالص و بیریشه عامل خسران و من الناس من یعبد الله علی حرف سوره حج آیه 11 عدهای هستند که بیریشه عبادت میکنند و عبادتشان خالص و خدایی نیست
راه های برطرف کردن سستی در نماز اول وقت
به سمت دنیا و منابع آن خواهد بود و در نتیجه لذتی از نماز نمی برد و کم کم کاهل نماز شده و چه بسا نماز را ترک کند و به خسران ابدی گرفتار شود . 3- از جمله مهمترین عامل
ابراهيم
عامل تبدیل انسان به پستترین پستان و علت دچار شدن آدمی به خزی دنیا و عذاب آخرت است. صدرالمتالهین در کتاب اسرار الآیات درباره شومی جهل میگوید دوری از معارف الهی و دانشهای اصیل و علوم نورانی و ستیز با آنها با وجود استعداد و نیروی یادگیری و امکان آموختن آنها اصل همه بدبختیها و عذابها است.جهل و نادانی ریشه تمام بیماریهای باطنی و نفاق درونی و زمینه کشت هر درخت لعنت شده و پلید و ناپاک است.جهل و نادانی تاریکی و ظلمتی است که از درگاه حق و حریم خدا چه در دنیا و چه در آخرت بینهایت فاصله دارد و فاصله و دوری آن تا ابد قابل کم کردن نیست جهل دشمنترین دشمنان انسان است که تنها با اسلحه علم و دانش و معرفت و بینش نابود شدنی است.جهل ریشه و ماده عذاب دردناک قیامت خسران
گفتار بزرگان در مورد نیروهای خدادادی انسان
هر صورت غفلت از خود نسیان نفس و بی توجهی به اهداف عالیه حق از خلقت انسان و روی گرداندن از حقیقت و غرق شدن در لذات و شهوات حیوانی موجب خسران عظیم و عامل … خسران در همه برنامههای زندگی و تمام اعمال و کارهایشان شده است.و به تعبیر دیگر گاه انسان در یک رشته تجارت زیان میکند و در یک رشته دیگر سود و در پایان سال آنها را روی هم محاسبه کرده میبیند چندان زیانی نکرده است ولی بدبختی آن است که انسان در تمام رشتههائی که سرمایه گذاری کرده زیان کند.و تعبیر به گم شدن گویا اشاره به این حقیقت است که اعمال انسان به هر صورت در عالم نابود نمیشود همان گونه که ماده و انرژیهای جهان هر چند همیشه تغییر شکل میدهند اما به هر حال از بین نمیرود ولی گاه گم میشوند چون آثار آنها به چشم نمیخورد و هیچ گونه از آن استفاده نمیگردد همانند سرمایههای گم شدهای که از دسترس ما خارج و بدون استفاده است.آیات بعد به معرفی صفات و معتقدات این گروه زیانکار میپردازد و چند صفت که ریشه تمام بدبختیهای آنهااست بیان میدارد.نخست میفرماید آنها کسانی هستند که به آیات پروردگارشان کافر شدند. آیاتی که چشم و گوش را بینا و شنوا میکند آیاتی که پردههای غرور را در هم میدرد و چهره واقعیت را در برابر انسان مجسم میسازد و بالاخره آیاتی که نور است و روشنائی و آدمی را از ظلمت اوهام و پندارها بیرون آورده به سرزمین حقایق رهنمون میگردد.دیگر این که آنها بعد از فراموش کردن خدا به معاد و لقا الله کافر گشتند. آری تا ایمان به معاد در کنار ایمان به مبدا قرار نگیرد و انسان احساس نکند که قدرتی مراقب اعمال او است و همه را برای یک دادگاه بزرگ و دقیق و سختگیر حفظ و نگهداری میکند روی اعمال خود حساب صحیحی نخواهد کرد و اصلاح نخواهد شد.سپس اضافه میکند به خاطر همین کفر به مبدا و معاد اعمالشان حبط و نابود شده است درست همانند خاکستری در برابر یک طوفان عظیم است.و چون آنها عملی که قابل سنجش و ارزش باشد ندارند لذا روز قیامت وزن و میزانی برای آنها برپا نخواهیم کرد.چرا که توزین و سنجش مربوط به جایی است که چیزی در بساط باشد آنها که چیزی در بساط ندارند چگونه توزین و سنجشی داشته باشند.سپس ضمن بیان کیفر آنها سومین عامل
حضرت ابراهيم علیه السلام
عامل تبدیل انسان به پستترین پستان و علت دچار شدن آدمی به خزی دنیا و عذاب آخرت است. صدرالمتالهین در کتاب اسرار الآیات درباره شومی جهل میگوید دوری از معارف الهی و دانشهای اصیل و علوم نورانی و ستیز با آنها با وجود استعداد و نیروی یادگیری و امکان آموختن آنها اصل همه بدبختیها و عذابها است.جهل و نادانی ریشه تمام بیماریهای باطنی و نفاق درونی و زمینه کشت هر درخت لعنت شده و پلید و ناپاک است.جهل و نادانی تاریکی و ظلمتی است که از درگاه حق و حریم خدا چه در دنیا و چه در آخرت بینهایت فاصله دارد و فاصله و دوری آن تا ابد قابل کم کردن نیست جهل دشمنترین دشمنان انسان است که تنها با اسلحه علم و دانش و معرفت و بینش نابود شدنی است.جهل ریشه و ماده عذاب دردناک قیامت خسران
مراقبت ، بهترين مايه تجارت براى يافتن سعادت
ارتباط با خدا یا با جهان یا با خلق خداست و حرکت و کوشش او یا مایه نجات یا عامل هلاکت است .چنانچه کوشش او در ارتباط با آن سه واقعیت ـ خدا و جهان و خلق ـ براساس حق و حدود الهی باشد مایه سعادت و الا علت شقاوت و ذلت و خسران
معناى ضرر
خسران لغت عربی است. استعمال هر دو جای مخصوص دارد. آن جا که باید ضرر استعمال شود عرب ضرر را استعمال میکند و هیچ وقت ضرر را به جای خسارت نمیگذارد خسارت را هم به جای ضرر استعمال نمیکند. اگر عرب به کسی بگوید خسارت دیده ؛ یعنی اصل راس المالش را باخته و از دست داده و نابود شده است ان الانسان لفی خسر از همین قبیل است چون ان الانسان لفی خسر در قرآن مجید در مقابل الا الذین امنوا وعملوا الصالحات وتواصوا بالحق وتواصوا بالصبر 2 قرار گرفته است آنها که این طرف سوره هستند همه چیز دارند آنها که آن طرف سوره هستند هیچ چیزی ندارند بلکه یک بدن دارند که همین بدن را هم قیامت خدا به آنها برمیگرداند چون تمام شیرینی کرامت شرافت عظمت و بزرگی و آبروی انسان به آن نفس زکیه و مطمئنه اوست و آن است که انسان را به بهشت میبرد. اینها جایی در بهشت ندارند. همین بدن خشک و خالی را مثل هیزم خشک در تنور جهنم میاندازند.بسوزند چوب درختان بیبر سزا خود همین است مر بیبری را3 اینها بیخود به خودشان مغرور هستند. بر دنیایی که دارند و میگویند ما رئیس هستیم و مقام و قدرت از ماست تمام این غرورشان بیخودی است.باغبان وارد باغ شد تمام درختها سبز بود و میوه داشت اما یک درخت خشک خشک بود اره آورد شروع کرد به بریدن درخت. اره را که میکشید صدای درخت بلند می شد درخت میخواست به باغبان بگوید که من راست ایستادهام چرا مرا میبری؟ باغبان گفت این راست ایستادن تو چه سودی برای این باغ دارد تو جز این که شاخ و برگ خشکت مزاحم رسیدن نور آفتاب به درختان دیگر شده است فایدهای نداری. تو مزاحمی مغرور به راست ایستادن خودت هم هستی؟ این قدرت قدرت ایجاد مزاحمت است. این ریاستی که اهل مادیت در دنیا دارند برای مزاحمت است.امیرالمومنین علیه السلام میفرماید این مالی که در دست اهل مادیت است مال نیست ماده شهوات است. هم چنین میفرماید این بدن زیبایی که اینها دارند انسانیت نیست بلکه تابلوی جمع گناه است. این قیافه لباس انگشتر موی سر این طراوت چهره همه عامل
شرایط ذکر خداوند چیست؟
خسران از دست دادن اندیشه منتج. البته اگر عادت ذکر بطوری رسوخ پیدا نکند که آگاهی و اختیار روح را منتفی بسازد در این صورت اقبال و اشتیاق روح به مفاد ذکر ممکن است تحقق داشته باشد. 3ـ تطبیق اعمال و عموم رفتار با معنای ذکری که میگوید گوینده ذکر شریف الله اکبر نباید روح خود را در اختیار خودخواهی و مال و منال و مقام و شهرت و دیگر بتهای طالب پرستش بگذارد زیرا ذاکر با ذکر مزبور خدا را از هرگونه توصیف و از هر چیز بزرگتر و بالاتر تلقی میکند با اینحال اگر چیزی از امور مزبور را مورد عشق و پرستش قرار بدهد روح خود را با عمل تناقضانگیز خود زجر میدهد تا آنگاه معنا و خاصیت ذکر الله اکبر در درونش محو نابود گردد و چیزی جز لقلقه و تکان دادن زبان نباشد در چنین صورتی تناقضی در کار نیست. 4ـ ذکر خداوندی باید مانند عامل
شرايط ذكر خداوند چيست؟
خسران از دست دادن اندیشه منتج. البته اگر عادت ذکر بطوری رسوخ پیدا نکند که آگاهی و اختیار روح را منتفی بسازد در این صورت اقبال و اشتیاق روح به مفاد ذکر ممکن است تحقق داشته باشد.3ـ تطبیق اعمال و عموم رفتار با معنای ذکری که میگوید گوینده ذکر شریف اللهاکبر نباید روح خود را در اختیار خودخواهی و مال و منال و مقام و شهرت و دیگر بتهای طالب پرستش بگذارد زیرا ذاکر با ذکر مزبور خدا را از هرگونه توصیف و از هر چیز بزرگتر و بالاتر تلقی میکند با اینحال اگر چیزی از امور مزبور را مورد عشق و پرستش قرار بدهد روح خود را با عمل تناقضانگیز خود زجر میدهد تا آنگاه معنا و خاصیت ذکر اللهاکبر در درونش محو نابود گردد و چیزی جز لقلقه و تکان دادن زبان نباشد در چنین صورتی تناقضی در کار نیست.4ـ ذکر خداوندی باید مانند عامل
شرایط ذکر خداوند چیست؟
خسران از دست دادن اندیشه منتج. البته اگر عادت ذکر بطوری رسوخ پیدا نکند که آگاهی و اختیار روح را منتفی بسازد در این صورت اقبال و اشتیاق روح به مفاد ذکر ممکن است تحقق داشته باشد. 3ـ تطبیق اعمال و عموم رفتار با معنای ذکری که میگوید گوینده ذکر شریف اللهاکبر نباید روح خود را در اختیار خودخواهی و مال و منال و مقام و شهرت و دیگر بتهای طالب پرستش بگذارد زیرا ذاکر با ذکر مزبور خدا را از هرگونه توصیف و از هر چیز بزرگتر و بالاتر تلقی میکند با اینحال اگر چیزی از امور مزبور را مورد عشق و پرستش قرار بدهد روح خود را با عمل تناقضانگیز خود زجر میدهد تا آنگاه معنا و خاصیت ذکر اللهاکبر در درونش محو نابود گردد و چیزی جز لقلقه و تکان دادن زبان نباشد در چنین صورتی تناقضی در کار نیست. 4ـ ذکر خداوندی باید مانند عامل
مراقبت
ارتباط با خدا یا با جهان یا با خلق خداست و حرکت و کوشش او یا مایه نجات یا عامل هلاکت است.چنانچه کوشش او در ارتباط با آن سه واقعیت- خدا و جهان و خلق- براساس حق و حدود الهی باشد مایه سعادت و الا علت شقاوت و ذلت و خسران
ارزش و منزلت ماه رمضان در پیشگاه پروردگار
عامل فساد در فکر اخلاق و عمل بود. امتها راحت نبودند گرفتار بودند مشکلات زیادی داشتند و خوشی واقعی در زندگی نداشتند. انبیای الهی مردم را به توحید یعنی یکتاپرستی دعوت کردند و به مردم هم ثابت کردند که این بتهایی که شما میپرستید نهتنها سودی برای زندگی شما ندارد بلکه زیان همهجانبه و خسران
بررسی فریضه الهی نماز، تاثیر و جایگاه آن در زندگي انسان
به نحو شایسته در کیفیت صعود نتیجه و اثرش نقش به سزایی دارد.8_ نماز عامل هدایت الهیانسان درزندگانی خود به شدت نیازمند هدایت الهی است اگر دست انسان گرفته نشود و در کوره راه های زندگی دنیوی رها شود بیتردید در منجلاب خسران
از نظر اسلام راز سعادت و خوشبختی چیست؟
خسران مستثنی کرده است و آن افراد مؤمن ونیکوکارند. آن ها به فلاح و رستگار نائل می شوند.خوش بخت کسی است که زندگی خوشایندی داشته باشد و این جز با آرمیدن در بستر خشنودی خداوند امکانپذیر نیست.2- تقوا و خودسازی ؛ قرآن مجید پس از یازده سوگند به صراحت می فرماید .استاد مطهری می گوید پیغمبران الهی آمده اند که به ما راه زندگی و در ورودی زندگی و خوش بختی را نشان دهند. آمده اند به بشر بفهمانند بدی بدکاری هوس بازی دروغ خیانت منفعت پرستی کینه توزی و خود پرستی راه ورودی زندگی و طریق رسیدن به سعادت و آرامش و رضایت خاطر نیست . دروازه ورودی زندگی و خوش بختی نیکی و نیکوکاری راستی و درستی و استحکام اخلاقی و خیرخواهی و مهربانی است . تنها ایمان و اعتقاد به معنویات و سپس نیکوکاری بر اساس آن اعتقادات مقدس است که قلب را آرام و رضایت خاطر را تامین می کند وسعادت را میسر می سازد.3- یاد خدا؛ قرآن مجید مهم ترین عامل
آثار شوم اختلافات انسان در مسالك
خسران به سر برده و به سوی تباهی پیش رفته و رذائل اخلاقی را به جای فضائل اخلاقی قرار داده و در سنگدلی و بیرحمی و درندگی و غارتگری و توحش و بربریت گوی سبقت را از همه حیوانات و چهارپایان و درندگان برده است.و العصر ان الانسان لفی خسر سوگند به عصر که انسان همه سرمایههای هستی خویش را تباه نموده و به باد داده است.لهم قلوب لا یفقهون بها و لهم اعین لا یبصرون بها و لهم آذان لا یسمعون بها اولئک کالانعام بل هم اضل .... آنان را نیروی فهم و دریافت است ولی دنبال فهم حقایق نیستند و دیدگانی است که به وسیله آن نشانههای حق را نمیبینند و گوشهائی است که با آن سخن خدا و پیامبران را نمیشنوند آنان مانند چهارپایان بلکه گمراهترند.حق و حقیقت که اختلافپذیر نیست پس این اختلافات و تقسیم شدن ملتها به زورگو و زورپذیر استعمارگر و استعمار شده و این جنگهای خانمانسوزی که روی انسان را سیاه کرده و تاریخ را به لکه ننگ آلوده بر اساس چه انگیزهای است؟قرآن مجید رمز اختلافات و انگیزه این همه پراکندگی و تشتت را در پیچ و خم هواپرستی و خودخواهی و شرک و جدائی از توحید و حاکمیت طاغوت و بت میداند و عقیده دارد تجاوز انسان از مرز توحید که عامل
آثار شوم اختلافات انسان در مسالك
خسران به سر برده و به سوی تباهی پیش رفته و رذائل اخلاقی را به جای فضائل اخلاقی قرار داده و در سنگدلی و بیرحمی و درندگی و غارتگری و توحش و بربریت گوی سبقت را از همه حیوانات و چهارپایان و درندگان برده است.و العصر ان الانسان لفی خسر سوگند به عصر که انسان همه سرمایههای هستی خویش را تباه نموده و به باد داده است.لهم قلوب لا یفقهون بها و لهم اعین لا یبصرون بها و لهم آذان لا یسمعون بها اولئک کالانعام بل هم اضل ....آنان را نیروی فهم و دریافت است ولی دنبال فهم حقایق نیستند و دیدگانی است که به وسیله آن نشانههای حق را نمیبینند و گوشهائی است که با آن سخن خدا و پیامبران را نمیشنوند آنان مانند چهارپایان بلکه گمراهترند.حق و حقیقت که اختلافپذیر نیست پس این اختلافات و تقسیم شدن ملتها به زورگو و زورپذیر استعمارگر و استعمار شده و این جنگهای خانمانسوزی که روی انسان را سیاه کرده و تاریخ را به لکه ننگ آلوده بر اساس چه انگیزهای است؟قرآن مجید رمز اختلافات و انگیزه این همه پراکندگی و تشتت را در پیچ و خم هواپرستی و خودخواهی و شرک و جدائی از توحید و حاکمیت طاغوت و بت میداند و عقیده دارد تجاوز انسان از مرز توحید که عامل
تهران/ حسینیهٔ حضرت ابوالفضل(ع)/ دههٔ اول محرّم/ پاییز1396هـ.ش./ سخنرانی هشتم
خسران یعنی همه سرمایههای وجودی را به باددادن یعنی تباهکردن همه سرمایههای وجودی.یک جمله دیگر هم اضافه کنم؛ از زمان شیخ مفید که نزدیک عصر غیبت صغری زندگی میکرده است اگر بخواهید ببینید که تعداد علمای شیعه فقهای شیعه حکمای شیعه عاقلان شیعه و عالمان شیعه را از زمان شیخ مفید تا امشب چندنفر هستند آنهایی را که توانستند یادداشت کنند یکدانه کتاب بهنام اعیانالشیعه در جبل عامل
شرف و كرامت آدميان
خسران نشسته.به لقمان گفتند تو برده آل فلان نبودی؟ گفت چرا گفتند از کجا به این مقام رسیدی گفت راستی در گفتار ادای امانت ترک آنچه برایم سود نداشت چشمپوشی از حرام حفظ زبان عفت شکم هر کس کم از اینها دارد پستتر از من و هر که زیادتر دارد بالاتر از من و هر کس این صفات را داراست مثل من است.من لم یعرف الخیر من الشر فهو من البهائم 2 .هر کس خیر و شر را نمیداند او جز حیوانات است.از آنان مباش که در آشکار به لعنت ابلیس برخیزی و در پنهان از وی پیروی کنی.بخیل حمال حفظ ثروت خویش و امانت دار و خزینهدار وارث خود است.جاهل دشمن خویش است. چگونه رفیق غیر است؟خیر در کلام نیست مگر ذکر حق باشد و خیری در سکوت نیست مگر فکر در معاد و قیامت باشد.انسانیت تواضع به وقت دولت و گذشت به وقت قدرت و سخاوت به وقت قلت و عطا و بخشش بدون منت است.سزاوار است عاقل را دو آیینه باشد در یکی بدیها و عیوب خود را بنگرد پس احساس کوچکی نموده و به اصلاح آن تا جایی که قدرت دارد برآید و در دیگری خوبیهای مردم را دیده به آن آراسته شود و به کسب آنچه که از فضایل دیگران میبیند برآید.به حکیمی گفتند زاهد کیست؟ فرمود ترک کننده حرام خدا و قانع به حلال حق به دیگری گفتند. زاهد کیست؟ گفت راغب در آخرت تارک حرام عامل
طهارت و بهداشت جسم و جان
عامل بسیار مهم برای بهداشت روح و تزکیه نفس است.یکی از نویسندگان گذشته در جزوهای که فعلا در گوشه بعضی از کتابخانهها است و از دسترس مردم خارج است ده اصل در بهداشت جسم و تن و ده اصل در بهداشت نفس و روح ذکر میکند که خلاصه هر یک از ده اصل از نظر شما میگذرد تا دورنمایی از دو بهداشت بر اساس قرآن و روایات و مسائل علمی در اختیار شما قرار بگیرد و در ضمن مطالب آن جزوه از زوایای فراموشی خارج گشته و با خواندن و عمل به آن ثوابی به روح نویسنده آن برسد.1- بهداشت غذااکثر مردم از رموز و کیفیت و کمیت و اسرار غذا بیخبرند گمان میکنند سفرههای رنگین و لقمههای چرب و نرم بهترین غذاست و حال آن که سفرههای رنگارنگ بیش از میدان جنگ موجب اتلاف نفوس است.غذاهای بد و فاسد و مانده و آن غذاهایی که در معرض حشرات کثیف بوده نیز موجب مرض و هلاکت است.تا گرسنه نشوید غذا نخورید و هنوز که اشتها باقی است دست از غذا بردارید غذا را کاملا بجوید سحق و صلایه کنید تا توده خمیری شکل حاصل شود آن گاه بلع کنید.از تمام جهاز هاضمه فقط دهان در اختیار شماست پس آهسته بخورید و از پرخوری اجتناب جویید؛ از قدیم گفتهاند پرخورها با دندان گور خود را میکنند.رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود هیچ چیز نزد خدا منفورتر از معده انباشته نیست 1 .غذای خوب آن است که از حیث وزن و حجم کم و از نظر دارا بودن ویتامین و سلولز و چیزهایی که باید بدل ما یتحلل قرار گیرد زیاد باشد و الا پر کردن شکم از غذاهای پر حجم ولی کم انرژی جز خسران
English