عرفان عبد واقعی به پروردگاراگر عنایت بفرمایید کلمه عبد از سه حرف عین با و دال ترکیب شده است؛ افرادی که از آنها به اهل دل و اهلالله تعبیر شده … -امیرالمؤمنین ع عبد واقعی پروردگارامیرالمؤمنین ع یک عبد واقعی بودند که فرمودهاند ما عبدتک خوفا من نارک و لا طمعا فی جنتک محبوب من ترس از دوزخ … عبد یعنی بر. این یعنی عابدان و بندگان واقعی از هیچ خیر و نیکوکاری رویگردان نیستند و همه وجودشان بر و نیکی است. دال عبد یعنی دنو به حق .
856 مطلب یافت شد
آیا شما یک عبد واقعی هستید؟
عبد در تمام هستی و کمالات خود را مدیون مولای خود میداند. به همین دلیل؛ تسلیم اوست و همین نادیده گرفتن خود و هوا و هوسش او را به رنگ کمالات مولا در میآورد. تا آن جا که به فرموده رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله بنده حقیقی حضرت پروردگار کسی است که اطاعت و فرمانبرداری خدا شیرینی او و محبت خدا لذتش باشد. حاجت به خدای خود برد و حکایت خویش به او گوید و توکل و اعتماد خود بر او بندد . شیخ بهایی محمد اربعین نقش نیت در عبادتنیت نقش تعیین کننده ای در ارزش اعمال انسان ایفا می کند. شیعه و سنی حدیث شریفی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل کرده اند که آن حضرت فرمود انماالاعمال بالنیات و لکل امری ما نوی بحار ۷۰ ۲۱۰ ارزش کارها به نیت است و هرکس متناسب با نیت خود بهره خواهد برد. البته منظور از نیت این نیست که انسان انگیزه خود را از انجام اعمال به زبان یا ذهن بیاورد و مثلا بگوید من این کار را برای خدا انجام می دهم بلکه منظور این است که انگیزه واقعی
وعده حتمى پروردگار در انتظار عبد واقعى
واقعی آنها خدا است. وقتی کسی با تمام وجود باور کند که مالکش خداست و او مملوک این مالک است این قبول کردن مالکیت خدا با مملوکیت عبد اتصال و ارتباط دارد.امکان ندارد
وعده حتمى پروردگار در انتظار عبد واقعى
واقعی آنها خدا است. وقتی کسی با تمام وجود باور کند که مالکش خداست و او مملوک این مالک است این قبول کردن مالکیت خدا با مملوکیت عبد اتصال و ارتباط دارد.امکان ندارد
استاد انصاریان: بیشترین عبادت زبانی رسول گرامی اسلام(ص)، سخن گفتن از امیر مؤمنان علی(ع) بود
از هیچ خیر و نیکوکاری رویگردان نیستند؛ همه وجودشان بر است.استاد اخلاق حوزه علمیه قم حرف د از لفظ عبد را تفسیر به دنو کرده و تصریح کردند بندگان واقعی … رضایت معشوق است و از این همین رو پی عبادت معشوقش میرود.ایشان در بخش دیگری از سخنان خود به تفسیر حرف ب از لفظ عبد به بر و نیکوکاری اشاره و تاکید کردند بندگان و عابدان واقعی … عرفان به پروردگار دارد و به درستی این حس را میپذیرد که موظف به بندگی خدای حق تعالی است.ایشان ادامه دادند امیر مؤمنان علی ع یک عبد واقعی بوده
امتيازهاى حضرت يوسف در قرآن
صدیق است یک جا میگوید یوسف علیم است یک جا میگوید یوسف حفیظ است یک جا میگوید یوسف صابر است یک جا میگوید یوسف کوه تقواست یک جا میگوید یوسف عبد واقعی
سرّ شستن دو دست
معنای شستن دست از دنیا و جنس و نقد آن جدایی محض از حرام دنیا و اکتفا به ضرورت و معنای شستن دست از آخرت بریدن طمع از نعمتهای اوست که عبد واقعی
استاد حسین انصاریان: قلب تنها خانهای است که گنجایش پذیرش خدای متعال را دارد
قادر به کارهایی نیستند که از ظاهر و حقایق نهان انسان بر میآید.ایشان با اشاره به حدیثی قدسی که خدای متعال در آن به بندگان خود میفرمایند که عبد واقعی
رنگ خدایی
واقعی درمیآید. آخرش این میشود که هرچند دو نفریم و او خداست و ما عبد اما با لحاظ مساله همرنگی یک نفر میشویم. … شما اگر عبد واقعی باشید میتوانید بگویید که صاحب اختیار هستم چون در این صورت صفات الهی را پیدا میکنید. … واقعی خدا بشود ژ ﭞ ﭟ ﭠ ژ 3 و بعد در همین مملوکیتش مالک بر نفس خود و مالک بهشت شود. دور این دایره گشتن نیز عین رحمت است. قانون الهی میآید و میگوید این کارها را انجام بده و این کارها را انجام نده. این اوامر عین رحمت است و قبول کردن آنها توسط ما باز رحمت دیگری از سوی خداست. این سخن پروردگار بزرگ عالم است که میفرماید المعروف هدیه منی الی عبدی المؤمن فان قبلها منی فبرحمتی و منی و ان ردها علی فبذنبه حرمها و منه لا منی 4 این حدیث بسیار جالبی است. "معروف" در اینجا به معنای اوامر و نواهی است. این اوامر و نواهی هدیه و عنایت و لطف خدا به بندهاش است که اگر بنده قبول کند به خودی خودش قبول نکرده است بلکه رحمت خدا سبب شده که قبول کرده است. خود این قبولی نیز عین رحمت است. بنابراین این سمعنا و اطعنای عبد
تهران_ مسجد امیر رمضان 94 سخنرانی سوم
بندگان واقعی از هیچ خیر و نیکوکاری رویگردان نیستند همه وجودشان بر است یعنی نیکی است دال عبد یعنی دنو به حق یعنی اینها عبادت میکنند … یعنی یک نورانیتی دارند که حتی در حروف هم دقت میکنند و از حرف تنها هم معنا بیرون میکشند اینها میفرمایند عین عبد میخواهد بگوید که آنی که عبد واقعی … او باشم وجود مقدس او را بندگی کنم به دنبالهاش هم کاری ندارم که دنباله بندگی بهشت است و امنیت از دوزخ کاری ندارم به این.امیر المومنین یک عبد واقعی
عرفان اسلامي: شرح مصباح الشريعه (جلد 3)
نگارنده براین باور است که عبد شاکر واقعی کسی است که راضی به فعل خداوند متعال بوده و نعمت خدا را در راه گناه به کار نبندد.
بنده مؤمن واقعى
ان من اغبط اولیائی عندی عبدا اولا این عاشق من عبد و بنده واقعی من است. … واقعی را انسان صد در صد تسلیم خدا میداند که تا آخر عمر با خدا چون و چرا ندارد.نمیگوید نماز را میخوانم ولی کاری به خمس و زکات ندارم. روزه را میگیرم ولی حج واجب را نمیروم. به زیارت میروم اما به آیات صله رحم کار ندارم. کسانی که این گونه هستند دارای دین پوک وپوچ هستند بلکه باید اذ قال له ربه اسلم قال اسلمت لرب العلمین اگر محبوب از عبادت حرف بزند عاشق میگوید روی چشم حال آن عبادت میخواهد عملی حالی پولی و یا جانی باشد عاشق میگوید آن چه که پروردگار بخواهد. او عبد
اسرارى ديگر از وضو
نخواهد شد.معنای شستن دست از دنیا و جنس و نقد آن جدایی محض از حرام دنیا و اکتفا به ضرورت و معنای شستن دست از آخرت بریدن طمع از نعمتهای اوست که عبد واقعی … واقعی انجام میگیرد که از محبت دنیا و مال و جاهش چیزی در بساط وجود نماند. سر مسح پامسح دو پا به این است که هر دو از حرکت در راه غیر خدا ظاهرا و باطنا منع شوند البته مراد از دو پای ظاهر معلوم است و مراد از دو پای باطن به نظر عدهای عبارت از دو قوه نظریه و عملیه است و به نظر عدهای دیگر عبارت از دو قوه شهوت و غضب است.آری وقتی وضوی فقهی را گرفتی و این وضو را نیز به آن ضمیمه کردی مصداق آن روایت میشوی که پیامبر بزرگ اسلام صلی الله علیه و آله فرمود الوضو علی الوضو نور علی نور 4 .وضو گرفتن بر وضو نورانیتی بر نور است.یعنی وقتی صفای ظاهر با باطن جمع شود نور علی نور است و به عبارت دیگر وقتی نور شرع که از وضوی فقهی حاصل میشود و نور بصیرت که از توحید و توجه و عمل خالص به دست میآید نور علی نور و سبب ثبات و استقامت سالک در طریق مستقیم دنیا و آخرت است چنان که در قرآن کریم آمده یثبت الله الذین آمنوا بالقول الثابت فی الحیاه الدنیا و فی الآخره 5 .خدا مؤمنان را به سبب اعتقاد و ایمانشان در زندگی دنیا و آخرت ثابت قدم و پابرجا میدارد. بیان اسراری دیگراما وضو نزد اهل حقیقت که از آن به طور مطلق تعبیر به طهارت شده عبارت است از طهارت سر از مشاهده غیر مطلقا.نیت در آن به این است که سالک در سرش نیت کند برای ابد غیر او نبیند و به غیر او توجه نکند؛ زیرا هرکس در باطن به غیر او توجه کند مشرک به شرک خفی است و مشرک چنان که در قرآن آمده نجس است و طهارت جز به این نیت و عمل به آن که عبارت از تحقق توحید حقیقی است میسر نیست توحیدی که با تمام قدرت شرک را از همه نواحی وجود دفع و رفع میکند.اما شستن صورت در حقیقت شستن صورت حقیقی وجود یعنی سر باطن از آلودگی توجه به غیر است همانطوری که غیر وجه کریم حضرت او مشاهده نشود که در قرآن آمده فاینما تولوا فثم وجه الله 6 .پس به هر کجا رو کنید آنجا روی خداست.و غیر ذات محیط او را نشناسد ذاتی که قرآن میفرماید الا انه بکل شی محیط 7 .آگاه باش که یقینا او به همه چیز با قدرت و دانش بینهایتش احاطه دارد.از چنین توحیدی است که قرآن از زبان ابراهیم علیه السلام خبر میدهد انی وجهت وجهی للذی فطر السماوات و الارض حنیفا و ما انا من المشرکین 8 .من به دور از انحراف و با قلبی حقگرا همه وجودم را به سوی کسی که آسمانها و زمین را آفرید متوجه کردم و از مشرکان نیستم.و غسل و شستن دو دست عبارت است از بیالتفاتی نسبت به متاع دنیا و آخرت؛ متاع دنیا مانند مال و جاه و اهل و ولد و متاع آخرت مثل علم و زهد و طاعت البته آن التفاتی که عبد
تنها معبود و مددگار
است معبودی را به عنوان معبود حق نپذیرفتند و نمیپذیرند و فقط فرمانها و اوامر و دستورات آن وجود مبارک را با جان و دل اطاعت کردند و میکنند عبد واقعی … واقعی هستی و مملوکش جز حجاب سرزمین نفس و خودیت و منیت وجود ندارد و هنگامی که محجوب به مالکیت حضرت مالک در آیه رب العالمین و رحمانیت و رحیمیت بینهایت او و این که فقط وجود مقدس حضرتش صاحب اختیار و مالک روز پاداش است با کمک قلب و عقلش آگاه شد یقینا از وادی این حجاب خطرناک عبور میکند و از منیت و خود دیدن و انانیت و خود خواستن خارج میشود و به فضای نورانی مشاهده جمال مالک وارد میشود و حضور او را در ظاهر و باطن خود و حضور خود را در پیشگاه حضرتش مییابد و این سیر و سفر روحانی و معنوی و انجام چنین عبادتی خالصانه و فروتنانه و خاکسارانه و رسیدن به فیض حضور حضرت محبوب جز با یاری او ابدا میسر نیست لذا عبد … واقعی آیه شریفه اتخذوا احبارهم و رهبانهم اربابا من دون الله 3 یهود و نصاری علما و راهبان خود را در برابر خدا رب و پروردگار خود انتخاب کردند.پرسید؟ حضرت فرمود اما والله ما دعوهم الی عباده انفسهم ولودعوهم الی عباده انفسهم لما اجابوهم ولکن احلوا لهم حراما وحرموا علیهم حلالا فعبدوهم من حیث لا یشعرون 4 به خدا سوگند علما و راهبان ملت یهود و نصاری را به این که آنان را به صورت ظاهر بندگی و عبادت کنند دعوت نکردند اگر آنان را به پرستش ظاهری دعوت میکردند قطعا دعوتشان را پاسخ نمیگفتند ولی حرام خدا را در میان آن دو ملت حلال کردند و حلال خدا را حرام نمودند و آنان هم بدون دقت و تحقیق از آنان اطاعت کردند پس براساس بیشعوری و درک حقیقت علما و راهبان خود را بندگی کردند.امام ششم میفرماید من اطاع رجلا فی معصیه فقد عبده 5 کسی که انسانی را در معصیت و گناهی اطاعت کند بیتردید او را عبادت و بندگی نموده است.از حضرت باقر ع روایت است من اصغی الی ناطق فقد عبده فان کان الناطق یؤدی عن الله عزوجل فقد عبدالله وان کان الناطق یؤدی عن الشیطان فقد عبد
جایگاه عبودیت
یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم ؛ 10 بگو ای بندگانم که به زیان خود در ارتکاب گناه زیادهروی کردهایددر این کلام نمیخواهد بگوید که گنهکاران عبد واقعی
خیر دنیا و آخرت در داشتن تقوا
روزی یک عاشق دلداده اهل حال و عبد واقعی خدا بهنام همامبنشریح خدمت امیرالمؤمنین ع میآید و به حضرت عرض میکند صف لی المتقین حتی کانی انظر الیهم
داستان بازگشت انسان در کلام وحی
-بازگشت عبد واقعی بهسوی خداوندبازگشت به عربی رجوع میشود. در قرآن مجید دو رجوع مطرح شده و دو مرحله رجوع بیان شده است. … واقعی متدین حقیقی ولیالله پیغمبر امام و انسانی که واقعا عبدالله بوده لحظهای که باید از این دنیا برود لحظهای که خدا مقرر کرده و پسوپیش نمیشود فاذا جا اجلهم لا یستاخرون ساعه و لا یستقدمون سوره اعراف آیه 34 در این لحظه فرمان رجوع از جانب پروردگار مهربان عالم صادر میشود. و چه زیبا و پربار است که محتضر مستقیما صدای پروردگار عالم را میشنود یا ایتها النفس المطمئنه × ارجعی الی ربک راضیه مرضیه سوره فجر آیات 27-28 از این دنیایی که بودی برگرد به کجا برگرد؟ بهسوی پروردگار و خالقت بهسوی آنکسی که تو را تربیت کرد. بهسوی رب برگرد در حالی که با تمام وجودت از پروردگار خوشنود هستی؛ یعنی وقتی در دنیا زندگی میکردی نسبت به پروردگار عالم در کمال خشنودی بودی. از خدا انبیای خدا کتابهای آسمانی و دستورات خدا خشنود بودی؛ اگر آنوقتی که در دنیا بودی آسیبی به تو میرسید و مشکلی پیدا میکردی خیلی باآرامش میگفتی این آسیب و مشکل امتحان پروردگار است میخواهد مرا پختهتر کند و نمره بیشتری به من بدهد. حالا بهسوی پروردگارت برگرد در حالی که از خدا خشنود هستی و در حالی که خشنودی ملکوت و عالم غیب هم تو را بدرقه میکند. -وارد شدن عبد
نشانههای اولیالألباب از منظر قرآن
طبع انسان طبعی پاک و الهیاینها چگونه بهوسیله عقل عبد واقعی خدا میشوند؟ با این عقلشان چهکار میکنند که عبدالله میشوند؟ من یک مثال مختصر و کوتاه
تفسیر قرآن ـ جلسه چهارم
بکند در میآید.این مقدمه تکمیلی بود بر مسئله جار و مجروری که دیروز شنیدیم که در الفاظ با جر میدهد اما در معنا جار خود حضرت حق است و مجرور هم عبد واقعی … عبد از طریق رحمانیت و رحیمیت فیوضات مادی و معنوی وجود مقدس حضرت حق است این که کرارا عنایت فرمودید فیوضات مادی و معنوی خیلی جالب است که در قرآن مجید رحمانیت و رحیمیت مواردش بیان شده که کجا جلوهی رحمانیت و کجا جلوهی رحیمیت است در هر دو بخش بیان شده هم در بخش مادی و هم در بخش معنوی و هر دو یعنی هم برای رحمانیت هم برای رحیمیت در رابطه با ایمان و عمل صالح دو بخش معنوی در سورهی مریم آیهی 96 ملاحظه میکنید که این آیه هم از آیات بسیار مهم قرآن مجید است کلی مژده و بشارت در این آیه است که حقیقت آیه میخواهد بگوید کسانی که متعلق این آیهاند در دنیا و آخرت تنها نخواهند ماند آیهی 69 سورهی نسا وضع ایشان را بیان کرده و من یطع الله و الرسول فاولئک مع الذین انعم الله علیهم من النبیین و الصدیقین و الشهدا و الصالحین و حسن اولئک رفیقا 3 آیه میدان بحث زیادی دارد که اینجا جایش نیست چون به عنوان نمونه بیان میشود ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات* آنکه مومن واقعی
معرفی و مقدمه خطبه 86 نهج البلاغه | بخش سوم
آدم عبدالله نمیشود.حالا اگر در سوره زمر به گنهکاران میگوید قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم این یک کلامی است که نمیخواهد بگوید گنهکاران عبد واقعی … عبد بودن با جذب همه آن ارزشها که ایشان به مقام باعظمت معراج در بیداری و با بدن مطهرشان برسند. تا قبل از اینکه هیئت بطلمیوس در بغداد ترجمه بشود و وارد زندگی مسلمانان بشود درباره معراج هیچ بحثی و رد و ایرادی نبود. مسلمانها خیلی راحت از طریق قرآن مجید معراج را میپذیرفتند و مطلبی هم نداشتند. اما بعد از هیئت بطلمیوس که مسئله آسمانها و خرق و التیام و این مسائلی که در قبل از قرن 18 همه را خط بطلان رویش کشیدند پیش آمد بحث و ایراد پیش آمد که حالا این معراج در خواب بوده یا در بیداری بوده با روح بوده حالت مکاشفه بوده که واقعا همه اینها یک سلسل مطالب بیهوده ای است که نشات گرفته هیئت بطلمیوسی است که اصلا جای حرف و بحث در روزگار ما با این پیشرفت علمی نیست. صریحا قرآن مجید میگوید عبدش را برد لنریه من آیاتنا تا بخشی از نشانههای خود را من در اینجا من تبعیضیه است. بخشی از نشانههای خودش را ارائه بدهد که پیامبر با چشم ببیند. این جایگاه عبودیت است.در آیه دیگر آمده که بلافاصله بعد از تولد مسیح به اذن پروردگار یهودیان زمینه تهمت را برای مردم آماده میکردند و میگفتند به حضرت مریم ماکان ابوک امرا سو پدرت که آدم بدی نبوده وما کانت امک بغیا مادرت هم که یک خانم پاکدامن و با طهارت معنوی بود. با پدر آن چنانی و مادر آن چنانی اقتضا میکند که یک اولاد پاک و صالح و شایسته داشته باشی. مریم شما این بچه را از کجا آوردی. خانواده تو خانواده درستی بوده. تو شخصیت این خانواده را لطمه دار کردی که قبلا پروردگار به او فرموده بود که با اینها صحبت نکن و حرف نزن که خود بچه از میان گهواره فریاد زد. که حالا ویژگیهای بعدش خیلی مهم است اما اول به این ویژگی اشاره کرد. انی عبدالله من بنده خدا هستم. بنده واقعی
English