اعراض نفس از عدالت
خدا مىفرماید : آیهاى از من به مردم رسیده که در آن عدالت را به مردم حکم کردهام، اما نفسْ از عدالت که حکمِ من است، اعراض مىکند. کلمه عدل و ظلم هم که بحث مىشود، بلافاصله ذهن مردم متوجه شاه مىشود و مىگویند : عادل نبوده، ظالم بوده، اما خودش را که تاکنون به مدت سى سال جنس دست دوم را به قیمت یک سوم از مردم خریده، ظالم نمىداند.فیلى را سر چشمه بردند تا به او آب بدهند، تا نگاهش به چشمه افتاد، چون آب بسیار صافى بود، به سرعت به عقب برگشت. صاحبش دوباره او را سر چشمه آورد، ولى باز دوباره تا نگاهش به آب افتاد، به عقب برگشت.به یکى گفت: فیل من آب نمىخورد، پرسید: چرا، فیلت که خیلى تشنه بود، آیا مىدانى چرا آب نمىخورد؟ دلیلش این است که خودش را در چشمه مىبیند و از خودش سخت بدش مىآید و مىترسد. یک چوب بردار و آب را گلآلود کن تا خودش را نبیند. اگر دست ما را بگیرند و در برابر پروردگار یا قرآن قرار دهند و خودمان را در آن چشمه صاف ببینیم، از دست خودمان فرار مىکنیم و به وحشت مىافتیم، اما فعلاً آب زندگى را گلآلود کردیم و نمىبینیم. دو هزار تومان را دویست تومان مىخریم، دویست تومان را بیست تومان مىخریم، پشت سر هر کسى هم که دلمان بخواهد، حرف مىزنیم، به هر کس بخواهیم، تهمت مىزنیم، براى هر کس صفحه کوک مىکنیم، آب گلآلود است، خودمان را نمىبینیم، اما اگر در آیینه صاف قرآن و خدا خود را ببینیم، یک مرتبه مىبینیم که در درون ما چه مارها و عقربها و حیوانات درّنده، گزنده و چه گروه و ارتشى از شیطان مىآیند و داد مىزنند، اما ما نمىدانیم از دست خودمان به کجا فرار کنیم، نمىبینیم به دلیل این که آب گلآلود است. امر به عقل دارد، مست از عقل اعراض مىشود : « وَمَا تَاْتِیهِم مِنْ ایَهٍ مِنْ ایَاتِ رَبِّهِمْ اِلاَّ کَانُوا عَنْهَا مُعْرِضِینَ »6 سفارش دوم حق در این آیه احسان است. احسان به معناى نیکوکارى است، یعنى عمل تو عمل خیر باشد.سفارش سوم : « وَاِیتَاءِ ذِى الْقُرْبَى » قوم و خویش فقیرتان را رسیدگى کنید، به افراد نیازمندتان برسید.
English