اميد
اميد واقعيت و حالتى است قلبى كه بايد اهل ايمان به خصوص آنان كه از گناه توبه مىكنند به رحمت حضرت حق و عفو و غفران او داشته باشند.
آنان كه معتقد به حقند، و يقين به آخرت دارند، و در حد استعداد خود به واجبات عمل مىكنند، و از محرمات پرهيز مىنمايند، بدون آلوده شدن به عجب و خودپسندى و غرور و منيّت، بايد اميدوار باشند كه خداوند مهربان در قيامت به آنان عنايت مىكند و از ايشان دست گيرى مىنمايد، و بهشت و رضوانش را نصيب آنها مىكند، اينان بايد با اين سرمايهى عظيمى كه به توفيق حق نصيبشان شده از يأس و نا اميدى و دلسردى نسبت به رحمت حضرت او سخت بپرهيزند، و بدانند كه سند نجات آنان به خاطر ايمان و عملشان، قرآن مجيد است.
قرآن در آيات فراوانى مردم مؤمن را كه داراى عمل صالح و اخلاق پسنديدهاند بشارت به بهشت و فوز عظيم داده، و وعدهى خداوند وعدهى تخلف ناپذير است.
«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ» .
همانا كسانى كه ايمان آوردند، و همانان كه هجرت نمودند، و در راه خدا كوشيدند، اينان اميدوار به رحمت خدا هستند، و خداوند آمرزنده و مهربان است.
«وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ» .
و به آنان كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، بشارت ده كه همانا براى اينان بهشتهايى است كه زير درختانش نهرهايى جارى است.
نمونهى اين آيات در كتاب خدا فراوان است و براى مؤمن با اين سند متين و محكم خداوندى معنا ندارد نسبت به رحمت حضرتش دلسرد باشد، و بشارات قطعى او را ترديد داشته باشد.
آنان كه مدتى از عمرشان را در گناه و عصيان به سر بردند، و از انجام واجبات خوددارى كردند، بايد بدانند كه درِ رحمت و مغفرت به روى آنان بسته نيست، بايد توجه داشته باشند كه خداوند عزيز توبهپذير است، بايد به اين حقيقت يقين داشته باشند كه خداوند قدرت بىنهايت است، و آمرزش گناه عبد، گرچه به اندازهى همهى كوهها و ريگها و پهنهى درياها باشد براى او كار سختى نيست.
«... لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ» .
از رحمت خدا مأيوس نباشيد، همانا خداوند تمام گناهان را مىبخشد، به تحقيق او آمرزندهى مهربان است.
توبه كننده در لحظهى توبه بايد توبهاش توأم با اميد و دلگرمى به رحمت و مغفرت حق باشد كه يأس از غفران و رحمت، به فرمودهى قرآن مساوى با كفر است «2».
توبه كننده بايد بداند كه وضع او چون وضع مريض است، و طبيب بيمارى او خداست، و مرضى وجود ندارد كه خداوند از شفايش عاجز باشد.
يأس از رحمت و مغفرت، بازگشت به اين معناى باطل مىكند كه نعوذ باللَّه خداوند از علاج بيمارى بيمار ناتوان است!
در هر صورت بايد اميد به رحمت حق را محصول ايمان و عمل، و ثمرهى توبه و بازگشت به حساب آورد چرا كه اميد بدون ايمان و عمل و دلگرمى بدون توبه و بازگشت حالتى شيطانى و به تعبير قرآن مجيد امنيه است.
«يَعِدُهُمْ وَ يُمَنِّيهِمْ وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلَّا غُرُوراً» .
شيطان براى گمراه كردن انسان به او وعدههاى پوچ مىدهد، و او را در فضايى از اوهام و خيالات، آرزومند كرده اميد بىريشه مىدهد، و وعدهى او به انسان جز فريب و غرور چيزى نيست.
مردى به اميرالمؤمنين عليه السلام عرضه داشت: مرا موعظه كن، حضرت فرمودند:
لَا تَكُنْ مِمَّنْ يَرْجُو الْآخِرَةَ بِغَيْرِ الْعَمَلِ وَيُرَجِّى التَّوْبَةَ بِطولِ الْامَلِ، يَقولُ فِى الدِّنْيا بِقَوْلِ الزّاهِدِينَ، وَيَعْمَلُ فِيهَا بِعَمَلِ الرّاغِبِينَ .
از آنان مباش كه نجات در آخرت را بدون عمل اميد دارند، و توبه را در فضاى تاريك آرزوى دراز مىخواهند، گفتارشان دربارهى دنيا گفتار اهل زهد ولى عملشان عمل خواهندگان دنياست.
و نيز آن حضرت فرمودند:
اميدواريت به آنچه كه اميد ندارى بيش از چيزى باشد كه اميد دارى، موسى بن عمران به اميد قبسى از آتش از پيش زن و بچه رفت، به مقام كليم اللّهى رسيد و با منصب پيامبرى بازگشت. ملكهى سبا براى ديدن سليمان و كشورش رفت ولى به دست سليمان مسلمان شد، ساحران فرعونى براى عزت گرفتن از فرعون رفتند، اما مؤمنين واقعى بازگشتند .
امام ششم عليه السلام فرمودند:
لَا يَكُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِناً حَتّى يَكُونَ خائِفاً راجِياً، وَلَا يَكُونُ خائِفاً راجِياً حَتّى يَكُونَ عامِلًا لِما يَخافُ وَيَرْجُو .
مؤمن، مؤمن نيست مگر اينكه بترسد و اميدوار باشد، و در ترس و اميد نيست مگر اينكه بر اساس ترس و اميدش عمل كند.
English