فارسی
يكشنبه 24 تير 1403 - الاحد 6 محرم 1446
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه

0
نفر 0

چشمهای خرابه روشن شد ازسید مسیح شاه چراغی

چشمهای خرابه روشن شد،السلام علیک سر،بابا

 می پرد پلک زخمیم از شوق،ذوق کرده است این قدر بابا


در فضای سیاه دلتنگی،چشمهایم سفید شد از داغ

 سوختم،ساختم بدون تو،خشک شد چشم من به در بابا


این سفر را چگونه طی کردی؟،با شتاب آمدی تنت جا ماند

 گاه با پای نیزه می رفتی،گاه گاهی به پای سر بابا


از نگاهم گدازه می ریزد،اشک نه خون تازه می ریزد

 سینه آتشفشانی از داغ است،دخترت کوه خون جگر بابا


گوشه ی این قفس گرفتارم،شور پرواز در سرم دارم

 تکه ای آسمان اگر باشد،قدر یک مشت بال و پر بابا


شعله ور شد کبوتر بوسه،سوخته شاخه ی لبان تو

 خیزران از لبان شیرینت،قند دزدیده یا شکر بابا؟


شام سر تا به پا همه چشمند،قد و بالای من تماشا شد

 من شهید نگاه می باشم،کشته ی این همه نظر بابا


دارم از داغ کوچه می گویم،باغ آتش بهشت پهلویم

 با تمام وجود حس کردم،مادرت را به پشت در بابا


قدری آغوش عمه پوشیدم،کاش می مردم و نمی دیدم

 یا که معجر بده همین حالا،یا که امشب مرا ببر بابا


عمه در قحط غیرت یک مرد،بین طوفان سنگ و زخم و درد

 خم به ابروش هم نمی آورد،شیر زن بود شیر نر بابا


طعنه ها قد کمانی اش کردند،تیر شد در نگاهشان هر بار

 تا به من خیره شد نگاه سنگ،سینه ی او شده سپر بابا


نه از این بیشتر نمی خواهم،تا که سربار خواهرت باشم

 جان عمه نرو بدون من،قصه ی من رسیده سر بابا      


منبع : سید مسیح شاه چراغی
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

دریا حسین اسرافیلی‏
بر توسن موج خشم،آوا زده بود از سیدرضا بهشتی
از آب هم مضایقه کردند کوفیان از محتشم کاشانی
دیگر رهایم کن برادر آخر راه است از سید مهدی موسوی
با زبان گفت‏ از صابر همدانی
محرم ازعبدالرحیم سعیدی راد
اشعار اقبال لاهوری در مدح امام حسین(ع)
روزهای قافله ازیوسف رحیمی
راه رنج تا رستاخير از سياوش کسرايي
شب بود و من به مطبخ آن خانه آمدم

بیشترین بازدید این مجموعه

دریا حسین اسرافیلی‏
با زبان گفت‏ از صابر همدانی
محرم ازعبدالرحیم سعیدی راد
دیگر رهایم کن برادر آخر راه است از سید مهدی موسوی
بزرگ فلسفه قتل شاه دین حسین این است از خوشدل ...
از آب هم مضایقه کردند کوفیان از محتشم کاشانی
بر توسن موج خشم،آوا زده بود از سیدرضا بهشتی

 
نظرات کاربر

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز



گزارش خطا  

^