جهاد تدافعى در قرآن
منابع مقاله:
کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه، جلد دهم
نوشته: حضرت استاد حسین انصاریان
جهاد تدافعى را در موارد و تحت عناوين كلى زير مىتوان مطرح و بررسى كرد: «1» 1- اسلام، دفاع را حق مشروع در برابر ظلم و تجاوز و تبهكارى مىداند، و جنگ را به عنوان يك وسيله دفاع تجويز مىكند:
اذِنَ لِلَّذينَ يُقاتَلُونَ بِانَّهُمْ ظُلِمُوا وَ انَّ اللَّهَ عَلى نَصْرِهِمْ لَقَديرٌ* الَّذينَ اخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ الَّا انْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ» «2»
به كسانى كه [ستمكارانه] مورد جنگ و هجوم قرار مىگيرند، چون به آنان ستم شده اذن جنگ داده شده، مسلماً خدا بر يارى دادن آنان تواناست.*
همانان كه به ناحق از خانههايشان اخراج شدند [و گناه و جرمى نداشتند] جز اين كه مىگفتند: پروردگار ما خداست.
ولى با وجود توصيه و تأكيد در استفاده از حق مشروع دفاع، از زيادهروى و تجاوز منع مىكند:
وَ قاتِلُوا فِى سَبيلِ اللَّهِ الَّذينَ يُقاتِلُونَكُمْ وَ لا تَعْتَدُوا انَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ» «3»
و در راه خدا با كسانى كه با شما مىجنگند بجنگيد، و [هنگام جنگ از حدود الهى] تجاوز نكنيد، كه خدا تجاوزكاران را دوست ندارد.
2- اسلام، گروههائى را كه نه منطق و نه پيمان، مانع از شيوه خصمانهشان نمىشود، متجاوز تلقّى مىكند و درباره اين گونه متجاوزان جنگ تدافعى را چنين دستور مىدهد:
فَاذَا انْسَلَخَ الاْشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَ خُذُوهُمْ وَ احْصُرُوهُمْ وَ اقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ» «4»
پس هنگامى كه ماههاى حرام سپرى شود، مشركان را هر جا يافتيد، بكشيد و به اسيرى بگيريد و محاصره كنيد و در هر كمينگاهى به كمين آنان بنشينيد.
آنگاه در پايان چنين فرمان به ظاهر تندى، براى نشان دادن ماهيّت انسانى دفاع، توصيه مىكند:
فَانْ تابُوا وَ اقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ انَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ» «5»
ولى اگر توبه كردند و نماز را بر پا داشتند و زكات پرداختند، پس آزادشان گذاريد؛ زيرا خدا بسيار آمرزنده و مهربان است.
3- در برابر آنها كه به جنگ با خدا و راه خدا برخاستهاند و فساد در زمين و تبهكارى را شيوه خود قرار دادهاند، مىفرمايد:
انَّما جَزاءُ الَّذينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِى الاْرْضِ فَساداً انْ يُقَتَّلُوا اوْيُصَلَّبُوا اوْتُقَطَّعَ ايْدِيهِمْ وَ ارْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ اوْيُنْفَوْا مِنَ الاْرْضِ ذلِكَ لَهُمْ خِزْىٌ فِى الدُّنيا وَ لَهُمْ فِى الآْخِرَةِ عَذابٌ عَظيمٌ» «6»
كيفر آنان كه با خدا و پيامبرش مىجنگند، و در زمين به فساد و تباهى مىكوشند، فقط اين است كه كشته شوند، يا به دارشان آويزند، يا دست راست و پاى چپشان بريده شود، يا از وطن خود تبعيدشان كنند. اين براى آنان رسوايى و خوارى در دنياست، و براى آنان در آخرت عذابى بزرگ است.
4- در مورد پيمان شكنى و پيمان شكنان كه آنها را متجاوزى ماجراجو و شايسته سركوب مىشمارد:
الا تُقاتِلُونَ قَوْماً نَكَثُوا ايْمانَهُمْ وَ هَمُّوا بِاخْراجِ الرَّسُولِ وَ هُمْ بَدَؤُوكُمْ اوَّلَ مَرَّةٍ اتَخْشَوْنَهُمْ فَاللَّهُ احَقُّ انْ تَخْشَوْهُ انْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ» «7»
چرا و براى چه نمىجنگيد؟ آن هم با گروهى كه پيمانهاى خود را شكستند، و عزمشان را بر بيرون كردن پيامبر از وطنش جزم كردند و هم آنان بودند كه نخستين بار با شما جنگيدند، آيا از آنان مىترسيد؟! در صورتى كه اگر مؤمن هستيد، خدا سزاوارتر است كه از او بترسيد.
5- سران و سردمداران تجاوز به حريم آزادى تفكّر انسانى و همكاران شيطان:
فَقاتِلُوا اوْلياءَ الشَّيْطانِ انَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ كانَ ضَعيفاً» «8»
پس شما با ياران شيطان بجنگيد، كه يقيناً نيرنگ و توطئه شيطان [در برابر اراده خدا و پايدارى شما] سست و بىپايه است.
6- پيشوايان كفر و استكبار و قدرتهاى سلطهجو و ابرقدرتها كه جز به ظلم و فساد و منافع خود نمىانديشند و به هيچ پيمانى و تعهّدى احترام نمىگذارند و بدان پايبند نيستند:
فَقاتِلُوا ائِمَّةَ الْكُفْرِ انَّهُمْ لا ايْمانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنْتَهُونَ» «9»
در اين صورت با پيشوايان كفر بجنگيد كه آنان را [نسبت به پيمانهايشان] هيچ تعهدى نيست، باشد كه [از طعنه زدن و پيمان شكنى] بازايستند.
قرآن در اين پيكار ابراز خوشبختى مىكند لَعَلَّهُمْ يَنْتَهُونَ كه هرگاه نيروهاى من صادقانه عليه اينان به جنگ تدافعى دست بزنند، آنها را مجبور خواهند كرد كه از سلطهجوئى و خودكامگى و زير پا گذاشتن تعهّدهاى خود و پايمال كردن حقوق انسانها و سوء استفاده از نيروها و امكانات مردمى در مسير اهداف شوم خود دست بردارند.
7- مدّعيان پيروى از كتابهاى آسمانى (يهوديان، مسيحيان، زردشتيان) كه نه حاضر به تسليم در برابر منطق و عقلند، و نه حدود و قانون خدا را مراعات مىكنند، و على رغم ادّعايشان، خدا و دين حق را گردن نمىنهند، و زندگى و همزيستى توأم با تفاهم مسلمين را هم ردّ مىكنند، متجاوزانى هستند كه اسلام در برابر آنها به جنگ تدافعى متوسّل مىشود تا حداقل، پيمانهاى دو جانبه شرافتمندانهاى را بپذيرند:
قاتِلُوا الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْيَوْمِ الآْخِرِ وَ لا يُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ لا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذينَ اوتُوا الْكِتابَ حَتّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ» «10»
با كسانى از اهل كتاب كه به خدا و روز قيامت ايمان نمىآورند، و آنچه را خدا و پيامبرش حرام كردهاند، حرام نمىشمارند، و دين حق را نمىپذيرند، بجنگيد تا با دست خود در حالى كه [نسبت به احكام دولت اسلامى] متواضع و فروتناند، جزيه بپردازند.
8- در مواردى كه مسلمين در معرض خطر حمله و تهديدهاى جدّى قرار گرفته باشند كه اگر جلوگيرى نكنند غافلگير خواهند شد:
يا ايُّها الَّذينَ آمَنُوا قاتِلُوا الَّذينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفّارِ وَ لْيَجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَةً وَ اعْلَمُوا انَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقينَ» «11»
اى اهل ايمان! با كافرانى كه همجوار شما هستند، نبرد كنيد؛ و آنان بايد در شما سرسختى و شدت يابند؛ و بدانيد كه خدا با پرهيزكاران است.
9- گروه و جبهههاى درگير جنگ با ديگران كه مرتكب تجاوز و ظلم مىشوند، و جنگ افروزان و زورگويانى كه به اتّكا و قدرت بر ملّتها و گروههاى ديگر مىتازند، اسلام با اعلان جنگ به متجاوزان زورگو از حق كشورها و ملّتها و گروههائى كه مورد تهاجم و تجاوز قرار گرفتهاند دفاع مىكند:
وَ انْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنينَ اقْتَتَلُوا فَاصْلِحُوا بَيْنَهُما فَانْ بَغَتْ احْداهُما عَلَى الاْخرى فَقاتِلُوا الَّتى تَبْغِى حَتَّى تَفىءَ الى امْرِ اللَّهِ فَانْ فاءَتْ فَاصْلِحُوا بَيْنَهُما بِالْعَدْلِ وَ اقْسِطُوا انَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطينَ» «12»
و اگر دو گروه از مؤمنان با يكديگر بجنگند ميان آنها صلح و آشتى برقرار كنيد، و اگر يكى از آن دو گروه بر ديگرى تجاوز كند، با آن گروهى كه تجاوز مىكند، بجنگيد تا به حكم خدا باز گردد. پس اگر بازگشت، ميانشان به عدالت و انصاف، صلح و آشتى برقرار كنيد؛ و همواره دادگرى را پيشه سازيد كه خدا دادگران را دوست دارد.
در آغاز آيه گرچه اعلان جنگ در مورد دو كشور و يا دو ملّت و يا دو گروه مسلمانى كه يكى متجاوز است بيان شده، ولى كلّيت فَقاتِلُوا الَّتى تَبْغى حَتَّى تَفىءَ الى امْرِ اللَّهِ نشانگر عموميّت قانون نسبت به هر گروهى است كه در صحنه جنگ به ديگرى ستم و تجاوز روا مىدارد.
10- در مورد تحريكات و توطئهها و زمينه سازى آشوبهاى كلّى و اغتشاشات و ايجاد تفرقه و فتنه، كه عاملان آن متجاوز و دشمن در حال جنگ تلقّى شدهاند، و جهاد تدافعى در مقابل آنان اجتنابناپذير مىگردد:
يَسْأَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فيهِ قُلْ قِتالٌ فيهِ كَبيرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ وَ كُفْرٌ بِهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ اخْراجُ اهْلِهِ مِنْهُ اكْبَرُ عِنْدَ اللَّهِ وَالْفِتْنَةُ اكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَ لايَزالُونَ يُقاتِلُونَكُمْ حَتّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دينِكُمْ انِ اسْتَطاعُوا» «13»
از تو درباره جنگ در ماه حرام مىپرسند. بگو: هر جنگى در آن [گناهى] بزرگ است، ولى هر نوع بازداشتن [مردم] از راه خدا و كفرورزى به او و [بازداشتن مردم از] مسجد الحرام و بيرون راندن اهلش از آن، نزد خدا بزرگتر [از جنگ در ماه حرام] است؛ و فتنه [شرك و بتپرستى] از كشتار بزرگتر است. و مشركان همواره با شما مىجنگند تا شما را اگر بتوانند از دينتان برگردانند.
پی نوشت ها:
______________________________
(1)- جهاد از ديدگاه امام على عليه السلام: 14
(2)- حج (22): 39- 40.
(3)- بقره (2): 190.
(4)- توبه (9): 5.
(5)- توبه (9): 5.
(6)- مائده (5): 33.
(7)- توبه (9): 13.
(8)- نساء (4): 76.
(9)- توبه (9): 12.
(10)- توبه (9): 29.
(11)- توبه (9): 123.
(12)- حجرات (49): 9.
(13)- بقره (2): 217.
English