استقامت كردن در پاكىها
اين آيه، در زمان ما معنا شده است. دو نسل قبل ما، در همين شهر تهران، به خدا قسم، يك ساعت مانده به نماز صبح، صداى گريه از شوق خدا يا ترس از عذاب، تا توى كوچه مىآمد. شب ماه رمضان، نزديك سحر، مردم روى پشت بام مىرفتند و آن دو مناجات «اغثني يا غياث المستغيثين» و «استغفر اللّه العظيم» را مىخواندند و گريه مىكردند. در بازار تهران، ساعت هفت صبح كه مىخواستند در مغازه را باز كنند، دو يا سه دقيقه دعا مىخواندند و بعد در را باز مىكردند. وقتى مىخواستند بنشينند، ميز و صندلى نبود، بلكه قاليچهاى كف مغازه پهن بود و قبل از معامله، رحل قرآن را باز مىكردند و نيم جزء قرآن را با قرائت مىخواندند. اگر در خريد و فروش شك مىكردند و با مسأله جديدى روبهرو مىشدند، به مدرسه علميه درون بازار، نزد فقيه مىرفتند و مسأله فقهى آن را از او مىپرسيدند.
منبع :
English