لطفا منتظر باشید

به او مى‏گفتم نه!

 

نقل صحيح است كه علّامه حلّى عليه رحمة الخفىّ والجلىّ در وقت احتضار كلمات فرج به او تلقين مى‏كرده‏اند مى‏گفته: لا، پسرش بسيار مضطرب شده و از غايت اضطراب به جناب احديت استغاثه كرد و درخواست نمود كه شيخ را افاقه حاصل شود تا حقيقت حال ظاهر گردد، شيخ را از استغاثه پسر فى الجمله افاقه حاصل شد، از او پرسيد كه من‏ هر چند شهادتين به تو عرض مى‏كردم مى‏گفتى: لا وجه اين چيست؟

شيخ فرمود: تو شهادتين عرضه مى‏كردى و شيطان لعين خلاف او را تلقين مى‏كرد من به او مى‏گفتم: لا، نه به تو، هرگاه علامه حلّى با وجود مناعت شأن در آن وقت از دست او خلاصى نداشته باشد واى به حال ديگران كه چه شود و چه خواهد شد؟!

 

 

 

منبع :
برچسب ها :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه