لطفا منتظر باشید

 درباره نياز انسان به خدا

روزى، شخصى به محضر مبارك حضرت سجاد، عليه السلام، عرضه داشت: يابن رسول اللّه، زندگى را چگونه مى‏گذرانيد؟ امام مى‏توانستند در پاسخ او به گفتن «الحمد اللّه» بسنده كنند و سخن را ختم نمايند، اما اخلاق انبيا و ائمه طاهرين، عليهم السلام، اين‏گونه بود كه از هر فرصتى براى هدايت مردم استفاده كنند و آنان را راهنمايى سازند. چيزى كه براى اين بزرگواران ارزش داشت هدايت مردم بود؛ چه يك نفر باشد و چه مردمان يك شهر يا يك كشور. لذا، امام چهارم فرمودند: زندگى‏ام را درحالى مى‏گذرانم كه هشت طلبكار از من طلب خويش را مى‏خواهند!

 شايد همان وقت به نظر سؤال‏كننده رسيده باشد كه چرا حضرت طورى زندگى كرده‏اند كه گرفتار هشت طلبكار باشند و حالا به خاطر بدهى‏هايشان ناراحت باشند؟ مگر نمى‏توانستند زندگى‏شان را طورى سامان دهند كه مشكلى با مردم پيدا نكنند؟ اما وقتى امام اين هشت طلبكار را توضيح دادند، سؤال‏كننده معناى سخن امام را دانست و متوجه شد كه هر انسانى تا قيامت دچار اين طلبكارها هست. خواه اين فرد مؤمن و ديندار باشد و خواه نباشد. زيرا خداوند متعال انسان را آفريده و در محاصره اين هشت طلبكار قرار داده است. در نتيجه، برخورد آدمى با اين طلبكارها بايد به گونه‏اى باشد كه در دنيا و آخرت، و در زندگى امروز و فردا گرفتار و اسير نشود و به مشكل برنخورد.

امام فرمودند: طلبكار اول من خداست. او مرا آفريده و مالك و ربّ و رزّاق من است و، ازاين‏رو، بر من حق عبوديت و بندگى دارد. حق دارد از من عمل به واجبات و فرائض را بخواهد.

ادامه دارد ... 

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه