امام صادق علیه السلام میفرماید آدم و حوا در بهشت آخرت نبودند. … فی سدر مخضود* و طلح منضود* و ظل ممدود* و مآ مسکوب * و فکهه کثیره* لامقطوعه و لاممنوعه* و فرش مرفوعه از این آیه شریفه روشن میشود این بهشت آدم و حوا … مکرر در آیات قرآن تاکید شده که جنت تجری من تحتها الانهر خلدین فیها کسی را بیرون نمیکنند.در بعضی از کتابها در مورد آخرتی یا دنیایی بودن بهشت آدم و حوا
409 مطلب یافت شد
بهشت آدم و حوا
امام صادق علیه السلام میفرماید آدم و حوا در بهشت آخرت نبودند. … فی سدر مخضود* و طلح منضود* و ظل ممدود* و ما مسکوب و فاکهه کثیره* لا مقطوعه و لا ممنوعه* و فرش مرفوعه از این آیه شریفه روشن میشود این بهشت آدم و حوا … در آیات قرآن تاکید شده که جنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها کسی را بیرون نمیکنند.در بعضی از کتابها در مورد آخرتی یا دنیایی بودن بهشت آدم و حوا
نسل آدم و حوا
را مبد دانسته است و اگر غیر از آدم و حوا … مییابد ولی باید دانست که این آفرینش از نطفهی پس از آن صورت گرفت که یک مرد و یک زن از این نوع را بیسابقه نر و مادهای از گل آفرید و آن آدم و بعد از او حوا … مردی یا زنی غیر از بشر دخالت میداشت میفرمود و بث منهما و من غیرهما و یا عبارتی دیگر نظیر این را ذکر میکرد تا بفهماند که غیر از آدم و حوا
توبه میراث آدم و حوا
و باعث تواضع و فروتنی در پیشگاه حضرت رب است که اگر شیطان هم به همین صورت رفتار می نمود رجم از حریم نمی شد و به لعنت ابدی گرفتار نمی گشت .آدم و حوا … آدم به عنوان خلیفه ی خداوند و نایب حضرت رب العزه آفریده شد و پس از اعتدال و استوا بدن روح خدایی در او جلوه کرد 2 و شایسته ی مقام علم الاسمایی گشت و فرشتگان به خاطر عظمت و کرامتش به امر حضرت حق در برابر او سجده کردند آنگاه به فرمان خداوند همراه با همسرش در بهشت ساکن شد 3 . تمام نعمت های بهشت در اختیار او قرار گرفت و استفاده از آن مجموعه برای او و همسرش بلامانع اعلام شد جز اینکه از هر دو خواستند به درختی معین نزدیک نشوند که با نزدیک شدن به آن درخت از ستمکاران خواهند شد 4 . شیطان که به خاطر سر تافتن از سجده بر آدم از حریم حق رانده شده بود و آثار لعنت حق او را زجر می داد و تکبر و خودبینی اش نمی گذاشت به پیشگاه مقدس یار برگردد از باب کینه و دشمنی نسبت به آدم و همسرش در مقام وسوسه نمودن آنان بر آمد تا آنچه را از اندامشان پنهان بود آشکار سازد و با اطاعت نمودن از او مقام کرامت و عظمتشان را از دست بدهند و از بهشت عنبر سرشت اخراج شوند و روی رحمت و لطف حق از آنان برگردد .او با این جملات به وسوسه کردن آنان برای خوردن از میوه ی آن درخت اقدام کرد ای آدم و حوا … و ماجوج حدیث 291; بحار الانوار 12 341 باب 10 حدیث 2.2 ـ کافی 72 .3 ـ بقره 2 30 ـ 35 .4 ـ اعراف 7 19 ویا آدم اسکن انت وزوجک الجنه فکلا من حیث شئتمـا ولا تقربا هذه الشجره فتکونا من الظالمین .از آن بخورید فرشته می شوید یا در این باغ سرسبز و خرم تا ابد خواهید ماند .و برای اینکه پای وسوسه ی خود را در قلب آن دو نفر محکم و ثابت نماید برای آنان سوگند خورد که من جز خیر شما را نمی خواهم 1 . وسوسه ی پرجاذبه و قسم شیطان حرص آن دو نفر را شعلهور ساخت . حرص بین آنان و نهی حق حجاب شد . به وسوسه ی او فریب خوردند و مغرور شدند و به عرصه ی تاریک نافرمانی از خداوند درافتادند و بر مخالفت با خواسته ی حق جرات یافتند و باطل در نظرشان زیبا آمد از آن درخت خوردند اندامشان آشکار شد لباس وقار و هیبت و نور و کرامت را از دست دادند شروع کردند به قرار دادن برگهای بهشتی بر یکدیگر تا آنان را در پوشد پروردگارشان آنان را مورد خطاب قرار داد که آیا شما را از نزدیک شدن به آن درخت نهی نکردم ؟ و اعلام ننمودم که شیطان برای شما دشمنی است آشکار 2 ؟آدم و حوا
توبه میراث آدم و حوا
پروردگارشان آنان را مورد خطاب قرار داد که آیا شما را از نزدیک شدن به آن درخت نهی نکردم ؟ و اعلام ننمودم که شیطان برای شما دشمنی است آشکار ؟آدم و حوا … و باعث تواضع و فروتنی در پیشگاه حضرت رب است که اگر شیطان هم به همین صورت رفتار می نمود رجم از حریم نمی شد و به لعنت ابدی گرفتار نمی گشت .آدم و حوا … آدم به عنوان خلیفه خداوند و نایب حضرت رب العزه آفریده شد و پس از اعتدال و استوا بدن روح خدایی در او جلوه کرد و شایسته مقام علم الاسمایی گشت و فرشتگان به خاطر عظمت و کرامتش به امر حضرت حق در برابر او سجده کردند آنگاه به فرمان خداوند همراه با همسرش در بهشت ساکن شد تمام نعمت های بهشت در اختیار او قرار گرفت و استفاده از آن مجموعه برای او و همسرش بلامانع اعلام شد جز اینکه از هر دو خواستند به درختی معین نزدیک نشوند که با نزدیک شدن به آن درخت از ستمکاران خواهند شد. شیطان که به خاطر سر تافتن از سجده بر آدم از حریم حق رانده شده بود و آثار لعنت حق او را زجر می داد و تکبر و خودبینی اش نمی گذاشت به پیشگاه مقدس یار برگردد از باب کینه و دشمنی نسبت به آدم و همسرش در مقام وسوسه نمودن آنان بر آمد تا آنچه را از اندامشان پنهان بود آشکار سازد و با اطاعت نمودن از او مقام کرامت و عظمتشان را از دست بدهند و از بهشت عنبر سرشت اخراج شوند و روی رحمت و لطف حق از آنان برگردد .او با این جملات به وسوسه کردن آنان برای خوردن از میوه آن درخت اقدام کرد ای آدم و حوا
توبه میراث آدم و حوا
و باعث تواضع و فروتنی در پیشگاه حضرت رب است که اگر شیطان هم به همین صورت رفتار می نمود رجم از حریم نمی شد و به لعنت ابدی گرفتار نمی گشت .آدم و حوا … و همسرش بلامانع اعلام شد جز اینکه از هر دو خواستند به درختی معین نزدیک نشوند که با نزدیک شدن به آن درخت از ستمکاران خواهند شد . شیطان که به خاطر سر تافتن از سجده بر آدم از حریم حق رانده شده بود و آثار لعنت حق او را زجر می داد و تکبر و خودبینی اش نمی گذاشت به پیشگاه مقدس یار برگردد از باب کینه و دشمنی نسبت به آدم و همسرش در مقام وسوسه نمودن آنان بر آمد تا آنچه را از اندامشان پنهان بود آشکار سازد و با اطاعت نمودن از او مقام کرامت و عظمتشان را از دست بدهند و از بهشت عنبر سرشت اخراج شوند و روی رحمت و لطف حق از آنان برگردد .او با این جملات به وسوسه کردن آنان برای خوردن از میوه ی آن درخت اقدام کرد ای آدم و حوا … آدم اسکن انت وزوجک الجنه فکلا من حیث شئتمـا ولا تقربا هذه الشجره فتکونا من الظالمین . از آن بخورید فرشته می شوید یا در این باغ سرسبز و خرم تا ابد خواهید ماند .و برای اینکه پای وسوسه ی خود را در قلب آن دو نفر محکم و ثابت نماید برای آنان سوگند خورد که من جز خیر شما را نمی خواهم . وسوسه ی پرجاذبه و قسم شیطان حرص آن دو نفر را شعلهور ساخت . حرص بین آنان و نهی حق حجاب شد . به وسوسه ی او فریب خوردند و مغرور شدند و به عرصه ی تاریک نافرمانی از خداوند درافتادند و بر مخالفت با خواسته ی حق جرات یافتند و باطل در نظرشان زیبا آمد از آن درخت خوردند اندامشان آشکار شد لباس وقار و هیبت و نور و کرامت را از دست دادند شروع کردند به قرار دادن برگهای بهشتی بر یکدیگر تا آنان را در پوشد پروردگارشان آنان را مورد خطاب قرار داد که آیا شما را از نزدیک شدن به آن درخت نهی نکردم ؟ و اعلام ننمودم که شیطان برای شما دشمنی است آشکار ؟آدم و حوا
فضاى توبه آدم و حوا
آدم و همسرش را ـ چنان که در آیات قرآن و روایات مطرح است ـ به خاطر نزدیک شدن به شجره ممنوعه از بهشت بیرون راندند و از همنشینی با فرشتگان محروم کردند و از مقام و منزلتی که داشتند به سقوط نشاندند و کویری خشک را به جای بهشت سرسبز و خرم در اختیارشان گذاردند . آن دو که بر اساس معرفت دینی و آگاهی عقلی خدا را میشناختند و به حضرت او عشق میورزیدند درد فراق از محبوب را حس کردند و بدون این که به خاطر از دست دادن مقامات ذرهای در قلب خویش نسبت به محبوب نگران باشند با یک دنیا ادب و تواضع و فروتنی متوسل به توبه و درخواست آمرزش شدند تا درد فراق را به وسیله توبه و مغفرت علاج نموده به محبوب ازلی و ابدی در کمال خاکساری و فروتنی گفتند ربنا ظلمنا انفسنا وان لم تغفر لنا وترحمنا لنکونن من الخاسرین .گفتند پروردگارا ما بر خود ستم ورزیدیم و اگر ما را نیامرزی و به ما رحم نکنی مسلما از زیانکاران خواهیم بود . پروردگار مهربان هم بازگشت آنان را پذیرفت و هر دو را به پیشگاه مبارکش قبول کرد و علت پذیرش و قبولی را در قرآن مهربان بودن خود نسبت به بندگان بویژه تائبان اعلام کرد . . . . فتاب علیه انه هو التواب الرحیم . . . . و پروردگار توبهاش را پذیرفت ؛ زیرا او بسیار توبهپذیر و مهربان است . اگر یک بار دیگر در دو آیهای که ذکر شد دقت کنیم میبینیم که محبت آدم و حوا
توبه ميراث آدم و حوا
پروردگارشان آنان را مورد خطاب قرار داد که آیا شما را از نزدیک شدن به آن درخت نهی نکردم؟ و اعلام ننمودم که شیطان برای شما دشمنی است آشکار 2 ؟آدم و حوا … آدم به عنوان خلیفهی خداوند و نایب حضرت رب العزه آفریده شد و پس از اعتدال و استوا بدن روح خدایی در او جلوه کرد 2 و شایستهی مقام علم الاسمایی گشت و فرشتگان به خاطر عظمت و کرامتش به امر حضرت حق در برابر او سجده کردند آنگاه به فرمان خداوند همراه با همسرش در بهشت ساکن شد 3 . تمام نعمتهای بهشت در اختیار او قرار گرفت و استفاده از آن مجموعه برای او و همسرش بلامانع اعلام شد جز اینکه از هر دو خواستند به درختی معین نزدیک نشوند که با نزدیک شدن به آن درخت از ستمکاران خواهند شد 4 . شیطان که به خاطر سر تافتن از سجده بر آدم از حریم حق رانده شده بود و آثار لعنت حق او را زجر میداد و تکبر و خودبینیاش نمیگذاشت به پیشگاه مقدس یار برگردد از باب کینه و دشمنی نسبت به آدم و همسرش در مقام وسوسه نمودن آنان بر آمد تا آنچه را از اندامشان پنهان بود آشکار سازد و با اطاعت نمودن از او مقام کرامت و عظمتشان را از دست بدهند و از بهشت عنبر سرشت اخراج شوند و روی رحمت و لطف حق از آنان برگردد.او با این جملات به وسوسه کردن آنان برای خوردن از میوهی آن درخت اقدام کرد و یا آدم اسکن انت و زوجک الجنه فکلا من حیث شئتما و لا تقربا هذه الشجره فتکونا من الظالمین .ای آدم و حوا … و حوا در فضای پرقیمت نور اندیشه و تفکر و تعقل و توجه و بینایی و بیداری که همراه با ندامت و پشیمانی و اشک چشم بود آنچنان ادب و خاکساری نشان دادند که نگفتند اغفر لنا ما را بیامرز بلکه عرضه داشتند و ان لم تغفر لنا اگر ما را نبخشی و به عرصهگاه رحمت در نیاوری لنکونن من الخاسرین 1 از زیانکاران خواهیم شد.به دنبال این توجه و بیداری و فروتنی و خاکساری و ندامت و پشیمانی و گریه و انابه و درآمدن از خودی و خدایی شدن ابواب رحمت به روی آنان باز شد لطف دوست به دستگیری از آنان شتافت عنایت محبوب به استقبال از آنان آمد فتلقی آدم
فضاى توبه آدم و حوا
و پروردگار توبهاش را پذیرفت؛ زیرا او بسیار توبهپذیر و مهربان است.اگر یک بار دیگر در دو آیهای که ذکر شد دقت کنیم میبینیم که محبت آدم و حوا به
خلقت آدم و حوا و نسل آنان
را مبد دانسته است و اگر غیر از آدم و حوا … آن را با دست قدرتش به هم آمیخت و آدم را از آن آفرید بخشی از آن اضافه آمد پس حوا … از اضافهی گلی که آدم از آن آفریده شد ساخته شد و این هنگام ورود آدم به بهشت بود.روایاتی هم در برخی از کتابها آمده که حوا
توبه و توسّل آدم و حوّا(علیهماالسلام)
آدم و حوا علیهماالسلام بیرون از بهشتشنیدید که آدم و حوا بدون تفاوت و با یکدیگر یکی از زیباترین توسلات به پروردگار مهربان عالم را داشتند.علتش … هم این بود که به جفای بر خود توجه کردند اما ابلیس این توجه را نداشت؛ لذا وقتی آدم و حوا با اغوای شیطان از آن بهشت بیان شده در قرآن بیرون آمدند … اینکه بیرونشان کردند بلکه خودشان سبب شدند که از آنجا بیرون بیایند.شیطان هم طبق آیات قرآن بر آنها مسلط نبود؛ تنها یک دعوت غلط و اشتباهی کرد و آدم و حوا
بررسی محتوای توبهٔ آدم و حوّا(علیهماالسلام)
بیان آدم و حوا علیهماالسلام در توبه و پذیرش آنمتن زیبا و پرمعنای توبه آدم و حوا علیهماالسلام در سوره مبارکه اعراف بیان شده است و قبولی این توبه … حضرت فرمودند میخواهی درباره توبه آن مرد بپرسی که با همدیگر بحث داشتید؟ توبهاش قبول شد و از اهل بهشت است.برگردیم به توبه آدم و حوا و متنی که بکار … حوا را ببندد و به زور میوه آن درخت را در دهانشان بگذارد. در قرآن کریم هم از زبان شیطان آمده که هیچ تسلطی بر آنها نداشت وقال الشیطان لما قضی الامر ... وما کان لی علیکم من سلطان الا ان دعوتکم فاستجبتم 5 ؛ همه قدرت من دعوت کردن است.دعوت میکنم که بیا این پول حرام را بردار شما به من بگو نمیخواهم.برو زنا کن بگو نمیخواهم.برو حالا این گیلاس مشروب را بخور بگو نمیخورم.حالا یک بار هم که شده مزه سیگار را بچش بگو نمیخواهم.اینها صرفا یک دعوت است و خداوند متعال در مقابل دعوتهای ابلیس یک لا به ما یاد داده است.از مدینه تا روز عاشورا در کربلا که عمرسعد درخواست جلسه خصوصی کرد بین دو لشکر امام ع قبول کرد و نشستند در آن چادر و صحبت کردند.از مدینه تا آنجا فرستادگان متعدد از طرف یزید از ابیعبدالله درخواست بیعت با یزید داشتند که کار به کشتار نکشد و امام ع زندگی آرامی را درپی بگیرد و در مدینه به راحتی زندگی کند.ابیعبدالله ع هم از شروع حرکت در مدینه تا روز عاشورا یک جواب دادند که در کتابها نیز آمده است لا والله سوگند به خداوند من جواب شما را نمیدهمشیعه واقعی هم باید اینگونه باشد.در این فراز والدین ما به ما یاد میدهند که ما تقصیر را گردن ابلیس نینداختیم چون او زورش به ما نمیرسید؛ او تنها ما را دعوت کرد که بیایید ورشکسته شوید و ما نباید دعوتش را میپذیرفتیم.این است که گفتند ظلمنا انفسنا ما به خودمان جفا کردیم؛ یعنی اگر جفاکار هم شدیم به غیر خودمان جفا نکردیم. ما که اخلاق فرعون و نمرود و ترامپ را نداریم؛ جفا کردیم اما به خودمان.نه من به حوا جفا کردم و نه حوا به من بلکه ظلمنا انفسنا .این اقرار و این راستگویی و اینکه بدون تقلب در کلام اشتباه خود را پذیرفتند و اینگونه توبه که دریا دریا ادب و اقیانوس اقیانوس صداقت و تواضع و خاکساری در آن است حتما آدم
خلقت آدم و حوا و نسل آنان
را مبد دانسته است و اگر غیر از آدم و حوا … آن را با دست قدرتش به هم آمیخت و آدم را از آن آفرید بخشی از آن اضافه آمد پس حوا … از اضافهی گلی که آدم از آن آفریده شد ساخته شد و این هنگام ورود آدم به بهشت بود. روایاتی هم در برخی از کتابها آمده که حوا
خلقت آدم و حوا و نسل آنان
از اضافهی گلی که آدم از آن آفریده شد ساخته شد و این هنگام ورود آدم به بهشت بود.روایاتی هم در برخی از کتابها آمده که حوا … آنچه به طور صریح از آیات قرآن مجید و معارف حقه اهل بیت و کتابهای علمی مورد اعتماد در زمینه خلقت آدم و حوا استفاده میشود این است که خداوند با … از دنده چپ آدم آفریده شده که اینگونه روایات مخالف با متن آیه شریفه و در تضاد با روایات استواری است که آفرینش حوا
برگشت اثر خوبى و بدى آدم و حوا
و اما یک نمونه از خوبی؛ حضرت آدم و حوا در آن باغی که آنها را قرار دادم فریب دوز و کلک و بند بازی و زبان بازی ابلیس را خوردند. … هر چه هم برایت قسم بخورند بگویند به صلاح تو است.خداوند به آدم و حوا میفرماید بیرون بروید اما در برابر من هر دو ادب نشان دادند و تکبر نکردند به
انتشار کتاب قرآنی تصویری "آدم و حوا" در روسیه
کتاب تصویری "آدم و حوا" جهت نوجوانان روس زبان توسط بنیاد مطالعات سلامی در مسکو منتشر شد. … کتاب "آدم و حوا" نوشته کمال سید یکی از کتابهای سری قرآنی است که توسط بنیاد مطالعات اسلامی در روسیه منتشر گردید. … ترجمه روسی "تفسیر سوره لقمان" اثر استاد قرائتی با همکاری اداره مفتیات روسیه در دست چاپ می باشد.به گزارش شیعه آنلاین به نقل از صداقت کتاب "آدم و حوا
جلوات معرفت و ادب در توبهٔ آدم و حوّا(علیهماالسلام)
ویژگی کلمه رب در توبه آدم و حوا علیهماالسلام توبه آدم و حوا با اعتقاد کامل هر دو به ربوبیت پروردگار مهربان عالم از افق قلبشان طلوع کرده از بین … اوج ادب و تواضع در توبه آدم و حوا علیهماالسلام در ادامه اوج ادب این زن و شوهر نمایان میگردد که نمیگویند ارحمنا واغفر لنا بیا به ما دو تا رحم … علیهماالسلام با معرفت اسم اصلی که به توبه مربوط است را انتخاب کردند قالا ربنا با توضیحی که درباره رب شنیدید بنگرید که آدم و حوا
اگر انسان جایز الخطاست پس چرا خداوند آدم و حوا را از بهشت بیرون راند؟
و خوشبختی خود را روی زمین با اختیار خود به دست آورند. خداوند از ابتدا به ملائک فرموده بود که من روی زمین جانشین قرار می دهمپیش از آن که در بهشت قرار گرفتن انسان مطرح باشد.2ـ بهشتی که حضرت آدم در آن سکونت داشته اند بهشت اخروی نبوده و بهشت برزخی بوده است به دلائل مختلفه ای از آن جمله این که بهشت اخروی هرگز جای ابلیس نمی باشد و آنجا محدوده ای نیست که شیطان و شیطنت و عصیان در آن راه داشته باشد. اساسا خیال باطل و نافرمانی در آن جا نیست.از سوی دیگر کسی که به جنت الخلد وارد شود دیگر خارج نخواهد شد.پس بهشتی که آدم و حوا … و اسکان در این بهشت از همان ابتدا اسکانی موقت برای پیمودن مرحله ای آزمایشی بوده تا آدم با مکرها و حیله های دشمن خود آشنا شود و تلخی عصیان و آثار دردآور آن را بچشد. نیز راه توبه و بازگشت را بیاموزد.یا این که لذت بهشت و نعمت های بهشتی را به انسان بچشاند تا در او شوق رسیدن به آن و ترک هواهای نفسانی را در درون انسان زنده نگهدارد و به انسان بفهماند که جایگاه اصلی تو آن جا استو باید به آن دست یابی.هر کسی کو دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگار وصل خویش .حال بعد از این دو مقدمه نتیجه سخن این که از ازل اراده و حکمت الهی بر این تعلق گرفته بود که حضرت آدم بعد از توقف کوتاهی در بهشت برزخی به دنیا منتقل شودو آدم و نسل او در دنیا با اختیار خود اعمال خیر و شر را انجام دهند.اما این که خداوند آدم را برای نافرمانی شان از بهشت بیرون راند نه به خاطر آن بود که آن ها دچار گناه شده باشند و خداوند آن ها را به خاطر این عمل مجازات نموده باشد تابگوئیم که خداوند می توانست به و اسطه جایز الخطا بودن انسان یا به و اسطه توبه ای که نمودند آن ها را مورد عفو و بخشش قرار داده و دوباره به بهشت باز گرداند. بلکه بیرون آمدن از بهشت و ساکن شدن در زمین یک اثر و ضعی و تکوینی خوردن از آن درخت بود و اثر وضعی و تکوینی خود به خود بر یک عمل مترتب می شود.جهت توضیح بیشتر دو نکته را در این جا بیان می کنیم1-اوامر و نواهی الهی دو قسم است الف - مولوی یا قانونیب - ارشادی.قسم اول تکلیف آور است و خداوند به طور جدی خواستار انجام آن میباشد و نافرمانی از آن گناه میباشد.قسم دوم در حقیقت تکلیفی از ناحیه پروردگار نیست بلکه خداوند بدان وسیله آدمی را به حکم عقل یا واقعیتی تکوینی و عینی که نتیجه آن عمل است ارشاد میکند مانند طبیبی که به مریض دستور میدهد فلان غذا را نخور. این دستور یک تکلیف قانونی نیست که اگر خلاف کند او را به مجازات رسانند بلکه به این معنا است که تخلف از آن با بهبودی ناسازگار است و به صورت تکوینی آثار و عوارض خود را دارد.بهشتی که آدم در آن بوده مرحله پیش از تکلیف و تشریع بوده و نهی جنبه ارشادی داشت یعنی نزدیک شدن به آن درخت و تناول کردن از میوه آن اثر تکوینی ویژهای داشت. از این رو به مقتضای آیه فبدت لهما سواتهما پس از خوردن میوه آن شرایط زیستی دیگری برای آنان پیش آمد.2- کیفر یا عقوبت سه نوع است که به تشریح دو قسم آن بر حسب نیاز میپردازیم.قسم اول قرار دادی است و آن عبارت است از مقررات جزایی که در جوامع بشری به وسیله قانون گذاران وضع گردیده است مثلا سرقت مسلحانه کیفرش زندان ابد یا اعدام است یا برای رشوه کلاهبرداری قتل و غیر آن که در کشورهای مختلف قوانین جزایی خاصی وجود دارد.در این موارد چون مجازات ها قرار دادی است می تواند با توجه به شرایط و وضعیت مجرم و...تغییرات یا تخفیف هائی در آن صورت گیرد.نوع دوم کیفرهایی که رابطه علی و معلولی با جرم دارند یعنی مجازات توسط فرد یا گروهی تعیین نشده بلکه کیفر معلول جرم و نتیجه طبیعی آن است. این گونه کیفرها را مکافات عمل یا اثر وضعی یا تکوینی گناه یا اشتباه مینامند مثلا سم سبب مرگ میشود. اگر کسی به نصیحت و راهنمایی فرد آگاه و دلسوز اعتنا نکند و زهر را سر بکشد خواهد مرد. مردن نتیجه طبیعی و اثر وضعی نوشیدن سم است یا اگر کسی در حین رانندگی خوابش ببرد و به درهای سقوط کند و بمیرد و یا فردی به دلیل ارتکاب فساد اخلاقی به سوزاک و سفلیس یا ایدز مبتلا شود و به رنج و تعب طاقت فرسا گرفتار شود در هیچ یک از این موارد نمیتوان گفت این بیچاره فقط چند دقیقه مرتکب جرم شده یا خوابش برده یا خطا کرده و انسان جایز الخطاست پس چرا به کیفر مرگ یا تحمل رنج و سختی جانکاه گرفتار شده است این جا حساب علت و معلول است.مسئله تناسب جرم با کیفر مربوط به کیفرهای قراردادی است نه کیفرهای واقعی و ذاتی که نتیجه و لازمه و معلول عملند.با توجه به دو مقدمه ذکر شده نتیجه میگیریم که رانده شدن از بهشت و شرایط زیستی که برای آدم و حوا
اگر انسان جایز الخطاست پس چرا خداوند آدم و حوا را از بهشت بیرون کرد؟
و خوشبختی خود را روی زمین با اختیار خود به دست آورند. خداوند از ابتدا به ملائک فرموده بود که من روی زمین جانشین قرار می دهم 1 پیش از آن که در بهشت قرار گرفتن انسان مطرح باشد.2ـ بهشتی که حضرت آدم در آن سکونت داشته اند بهشت اخروی نبوده و بهشت برزخی بوده است به دلائل مختلفه ای از آن جمله این که بهشت اخروی هرگز جای ابلیس نمی باشد و آنجا محدوده ای نیست که شیطان و شیطنت و عصیان در آن راه داشته باشد. اساسا خیال باطل و نافرمانی در آن جا نیست. 2 از سوی دیگر کسی که به جنت الخلد وارد شود دیگر خارج نخواهد شد 3 .پس بهشتی که آدم و حوا … و اسکان در این بهشت از همان ابتدا اسکانی موقت برای پیمودن مرحله ای آزمایشی بوده تا آدم با مکرها و حیله های دشمن خود آشنا شود و تلخی عصیان و آثار دردآور آن را بچشد. نیز راه توبه و بازگشت را بیاموزد. 4 یا این که لذت بهشت و نعمت های بهشتی را به انسان بچشاند تا در او شوق رسیدن به آن و ترک هواهای نفسانی را در درون انسان زنده نگهدارد و به انسان بفهماند که جایگاه اصلی تو آن جا استو باید به آن دست یابی.هر کسی کو دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگار وصل خویش .حال بعد از این دو مقدمه نتیجه سخن این که از ازل اراده و حکمت الهی بر این تعلق گرفته بود که حضرت آدم بعد از توقف کوتاهی در بهشت برزخی به دنیا منتقل شودو آدم و نسل او در دنیا با اختیار خود اعمال خیر و شر را انجام دهند.اما این که خداوند آدم را برای نافرمانی شان از بهشت بیرون راند نه به خاطر آن بود که آن ها دچار گناه شده باشند و خداوند آن ها را به خاطر این عمل مجازات نموده باشد تابگوئیم که خداوند می توانست به و اسطه جایز الخطا بودن انسان یا به و اسطه توبه ای که نمودند آن ها را مورد عفو و بخشش قرار داده و دوباره به بهشت باز گرداند. بلکه بیرون آمدن از بهشت و ساکن شدن در زمین یک اثر و ضعی و تکوینی خوردن از آن درخت بود و اثر وضعی و تکوینی خود به خود بر یک عمل مترتب می شود.جهت توضیح بیشتر دو نکته را در این جا بیان می کنیم1-اوامر و نواهی الهی دو قسم است الف - مولوی یا قانونیب - ارشادی.قسم اول تکلیف آور است و خداوند به طور جدی خواستار انجام آن میباشد و نافرمانی از آن گناه میباشد.قسم دوم در حقیقت تکلیفی از ناحیه پروردگار نیست بلکه خداوند بدان وسیله آدمی را به حکم عقل یا واقعیتی تکوینی و عینی که نتیجه آن عمل است ارشاد میکند مانند طبیبی که به مریض دستور میدهد فلان غذا را نخور. این دستور یک تکلیف قانونی نیست که اگر خلاف کند او را به مجازات رسانند بلکه به این معنا است که تخلف از آن با بهبودی ناسازگار است و به صورت تکوینی آثار و عوارض خود را دارد.بهشتی که آدم در آن بوده مرحله پیش از تکلیف و تشریع بوده و نهی جنبه ارشادی داشت یعنی نزدیک شدن به آن درخت و تناول کردن از میوه آن اثر تکوینی ویژهای داشت. از این رو به مقتضای آیه فبدت لهما سواتهما پس از خوردن میوه آن شرایط زیستی دیگری برای آنان پیش آمد.2- کیفر یا عقوبت سه نوع است که به تشریح دو قسم آن بر حسب نیاز میپردازیم.قسم اول قرار دادی است و آن عبارت است از مقررات جزایی که در جوامع بشری به وسیله قانون گذاران وضع گردیده است مثلا سرقت مسلحانه کیفرش زندان ابد یا اعدام است یا برای رشوه کلاهبرداری قتل و غیر آن که در کشورهای مختلف قوانین جزایی خاصی وجود دارد.در این موارد چون مجازات ها قرار دادی است می تواند با توجه به شرایط و وضعیت مجرم و...تغییرات یا تخفیف هائی در آن صورت گیرد.نوع دوم کیفرهایی که رابطه علی و معلولی با جرم دارند یعنی مجازات توسط فرد یا گروهی تعیین نشده بلکه کیفر معلول جرم و نتیجه طبیعی آن است. این گونه کیفرها را مکافات عمل یا اثر وضعی یا تکوینی گناه یا اشتباه مینامند مثلا سم سبب مرگ میشود. اگر کسی به نصیحت و راهنمایی فرد آگاه و دلسوز اعتنا نکند و زهر را سر بکشد خواهد مرد. مردن نتیجه طبیعی و اثر وضعی نوشیدن سم است یا اگر کسی در حین رانندگی خوابش ببرد و به درهای سقوط کند و بمیرد و یا فردی به دلیل ارتکاب فساد اخلاقی به سوزاک و سفلیس یا ایدز مبتلا شود و به رنج و تعب طاقت فرسا گرفتار شود در هیچ یک از این موارد نمیتوان گفت این بیچاره فقط چند دقیقه مرتکب جرم شده یا خوابش برده یا خطا کرده و انسان جایز الخطاست پس چرا به کیفر مرگ یا تحمل رنج و سختی جانکاه گرفتار شده است این جا حساب علت و معلول است.مسئله تناسب جرم با کیفر مربوط به کیفرهای قراردادی است نه کیفرهای واقعی و ذاتی که نتیجه و لازمه و معلول عملند.با توجه به دو مقدمه ذکر شده نتیجه میگیریم که رانده شدن از بهشت و شرایط زیستی که برای آدم و حوا
تفسیر حکیم (جلد2)
در آن سکنی گزیدند هبوط آدم و حوا به زمین مادی اخراج ابلیس از بهشت ارسال هدایت الهی همراه آدم و ذریه او به زمین و لزوم تبعیت از هدایت الهی … برای نجات مفهوم توبه آدم ع و کیفیت وقوع توبه او مفهوم کلمات و حقیقت آنها که آدم برای توبه از خداوند دریافت کرد و مطالب مهم تربیتی و اخلاقی که در داستان آدم و حوا … توسط ابلیس در بهشتی که آنها در آن ساکن بودند اوصاف بهشتی که آدم و حوا
English