بايد ببينيم اين مخزن را در برابر چه خانوادهاى، چه مدرسهاى و چه حزبى قرار مىدهيم. پيامبر صلىاللهعليهوآله مىفرمايد:
«اَبواه يهوّدانه وَيُنَصّرانه وَيُمَجِسانَه»
پدر و مادر هستند كه فرزند را يهودى يا نصرانى...
22 مطلب یافت شد
موسى و فرعون مصداق پاكىها و ناپاكىها
دربار فرعون يكى از كثيفترين دربارها بود. در سوره قصص، خداوند دربار او را ترسيم فرموده است:
« إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلاَ فِى الْأَرْضِ ... يُذَبِّحُ أَبْنَآءَهُمْ »
به اندازهاى در اين دربار، فساد حاكم بود كه همه ممل...
منظور از بزرگترین اعجاز قرآن در مقوله اعجاز هنری آن است چیست؟
این هنر چه در بیان صحنههای طبیعت تبیین ارزشها و ضد ارزشها پاکیها و ناپاکیها قصهها و داستان سراییها و چه در طرح مثلها و به تصویر کشیدن مراحلی
ارزشها و لغزشهای نفس - جلسه سیزدهم
و مادر از پاکیها پر شده بود.نفس زلیخا نیز در دربار مصر از آلودگی پر شده بود. عقلش خاموش نبود و میتوانست تشخیص دهد ولی تشخیص او تشخیص خوبی نبود. او بدی را انتخاب کرد. اگر مخزن از آلودگی پر شود جایی ندارد که روشن کند و پر از لجن است. این لجن باید پاکسازی شود تا عقل بتواند کار کند. عقل در دریای لجن نمیتواند کاری بکند. موسی و فرعون مصداق پاکیها و ناپاکیها … و وجودش مانند سد آبی است که در پشت آن که با اعضای بدن ارتباط دارد پاکیها آبگیری و یا آلودگیها جمع میشوند. هم با کمک عوامل بیرونی و هم عوامل درونی کار این آبگیری تا پایان عمر ادامه مییابد. این مخزن ذخیرههای خود را به اعضا و جوارح انتقال میدهد. اگر در این مخزن پاکی وجود داشته باشد مانند ایمان به خدا و قیامت و محبت مخزن پاک و رشد یافته است و سرزمین اعضا و جوارح را سیراب میکند و آنها را وادار میسازد که عمل صالح انجام دهند والبلد الطیب یخرج نباته باذن ربه 1.سرزمین پاکیزه گیاهانش به اذن خدا میروید .عبد الله است سرزمین پاکیها و ناپاکیها … و جوارح ابزار تحرک آنند. اگر مخزن این سرزمین وجود انسان از پاکیها پر باشد والبلد الطیب یخرج نباته باذن ربه تمام رویدنیهای بیرون از این مخزن که از آن سیراب میشوند گیاه الهی خواهند شد یخرج نباته باذن ربه ؛ یعنی زارع این زمین پروردگار است انتم تزرعونه ام نحن الز رعون 3 آیا شما زارع هستید یا خداوند زارع است آن گاه از چشم صاحب این مخزن پاک نظر پاک ظهور میکند. از گوش پاک علم الهی ظهور میکند. امیر المؤمنین علیه السلام میفرماید وقفوا اسماعهم العلم النافع لهم 4 .از گوشی که به مخزن پاکی وصل است گیرندگی علم ظهور میکند.از دست نیز همین طور است. شهوت فقط در امر حلال یا در عصمت و عفت و تقوا خرج میشود. پا در مجالسی شرکت میکند که مجالس به پروردگار وصل است فرقی نمیکند که این مجلس عرفه کمیل یا مجلس کسب پاک با درآمد پاک باشد والبلد الطیب یخرج نباته باذن ربه والذی خبث .اما سرزمین آلوده و ناپاک و پر از آشغال لا یخرج الا نکدا گیاه مختصر به درد نخور بیرون میدهد که نه انسان سراغ آن میرود و نه حیوانات والذی خبث لا یخرج الا نکدا .و در سرزمینی که ناپاک است گیاه ناقص میروید . پاک سازی نفس از آلودگیها لطیفهای در سوره مبارک قصص هست که با این بحث ارتباط دارد. از رودها و مخزنهای درونی و پاکی و ناپاکیها
درس تفسیر قرآن ـ جلسه صد و بيست و يكم
فرقی بین آخرت و دنیا است دنیا هم مرده هم زنده دارد اما آخرت مرده ندارد.آیه دیگر فرق دیگر دنیا و آخرت این است در دنیا خوبیها و بدیها پاکیها و ناپاکیها
نام مبارک امام حسین(ع) در تورات و انجیل
طیبات و پاکیها را حلال و خبائث و ناپاکیها را حرام مینماید. تکالیف و گناهان سخت را بر میدارد.
لطف عظیم پروردگار به گنهکاران
غسل در اشک زنم که اهل طریقت گویند پاک شو اول و پس دیده بر آن پاک انداز گرههای گناه پاکیها خیلی کار میکند و ناپاکیها تا آدم زنده است چه گرههایی
چهره ملكوتى يوسف عليه السلام-جلسه دوم (متن کامل+عناوین)
صاحب پاکیها در مرتبهای قرار داشت که دست ناپاکیها از تسلط بر آن پاکیها کوتاه و از دسترس آن خارج و بسیار دور بود. … الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی جمیع الانبیا والمرسلین ئو صل علی محمد و آله الطاهرین.از آیات سوره مبارکه یوسف استفاده میشود که درگیری به وجود آمده در کاخ عزیز مصر درگیری بین ناپاکیها و پاکیها … آن ظرفی که ناپاکیها در او جمع بود عاشق بود و آن ظرفی که پاکیها در او جمع بود نیز عاشق بود.
نفس مرکز خیر و شر
قرآن مجید نقطه آغاز پاکیها درستیها پیروزیها و سعادت دنیا و آخرت را نفس میداند ؛ هم چنین نقطه ناپاکیها و بدبختیها را نیز نفس میداند.
پاك سازى نفس از آلودگيها
از رودها و مخزنهای درونی و پاکی و ناپاکیها نفس زکی و یا خبیث میشود که نمادش در این سوره یوسف و زلیخا هستند. یوسف یک مخزن دارد که از راه خانواده و به ویژه پدر و مادر از پاکیها
طلب علم
منبع انرژی است و اعضا و جوارح نسبت به نفس همانند کارگر خرج کننده هستند .اگر نفس ظرف درستیها و پاکیها باشد اعضا و جوارح با عمل خود همان پاکیها و درستیها را در حقیقت خرج میکنند و اگر نفس ظرف ناپاکیها … و جوارح بالاجبار با عمل خود خرج کننده همان ناپاکیها و آلودگیها خواهند بود .باید گفت ملاک سعادت و شقاوت انسان و علت خوشبختی و بدبختی او در دنیا و آخرت نفس است .انسان باید با کمال جدیت به دنبال علمی که مصالح و مفاسد نفس را شرح داده ـ که در واقع همان علم اخلاق است ـ برود و چون آگاه به علل خوشبختی و بدبختی نفس شد با کمال شدت آن علم را به کار بندد یعنی از طریق تمرین و ریاضت نفس را به حسنات آراسته کرده و از رذایل پاک نماید و بدون به دست آوردن این علم و آراسته شدن به این دانش و منور شدن به نور این معرفت تهذیب نفس امکان ندارد .این معرفت است که تحصیل آن از اهم واجبات است و به همین خاطر پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآله آن را فریضه دانسته است . این معرفت و عمل به آن به انسان برترین قیم را میدهد و از انسان موجودی الهی و ملکوتی میسازد . امام امیرالمؤمنین علیهالسلام در روایتی فرمودند هیچ حرکتی نیست مگر این که انسان قبل از آن احتیاج به معرفت دارد چون بدون معرفت حرکت انسان حرکت جاهلانه و حرکت جاهلانه حرکت در تاریکی و ظلمت و رفتن به سوی بدبختی است .قال علی علیهالسلام یا کمیل ما من حرکه الا وانت محتاج فیها الی معرفه.علی علیهالسلام فرمود ای کمیل هیچ حرکتی نیست مگر این که تو در آن نیازمند به شناخت و معرفتی .یزید بن مذعور میگوید اوزاعی را پس از مرگ به خواب دیدم و به او گفتم بهترین عملی که به آن تقرب جویم چیست ؟ گفت درجهای بلندتر از درجه اهل معرفت ندیدم .خوشا به حال آن مردمی که قدر و ارزش خود را شناختند به موقعیت عالی خود در این عالم شگفتانگیز پیبردند ودر جستجوی علم و معرفت برخاسته و به نور آگاهی و دانش روشن شدند و قدم در راه سیر و سلوک تا رسیدن به لقا حق گذاشتند و به جایی که باید برسند و آنجا فقط جای انسان است رسیدند .خوشا به حال آن مردمی که با تمام وجود به فرمان خدای مهربان با دیو خطرناک هوای نفس به مبارزه برخاستند و بر این دشمن جانی پیروز شده نفس را از آلودگیها پیراستند و به حسنات و پاکیها
طلب علم
منبع انرژی است و اعضا و جوارح نسبت به نفس همانند کارگر خرج کننده هستند.اگر نفس ظرف درستیها و پاکیها باشد اعضا و جوارح با عمل خود همان پاکیها و درستیها را در حقیقت خرج میکنند و اگر نفس ظرف ناپاکیها … و جوارح بالاجبار با عمل خود خرج کننده همان ناپاکیها و آلودگیها خواهند بود.باید گفت ملاک سعادت و شقاوت انسان و علت خوشبختی و بدبختی او در دنیا و آخرت نفس است.انسان باید با کمال جدیت به دنبال علمی که مصالح و مفاسد نفس را شرح داده- که در واقع همان علم اخلاق است- برود و چون آگاه به علل خوشبختی و بدبختی نفس شد با کمال شدت آن علم را به کار بندد یعنی از طریق تمرین و ریاضت نفس را به حسنات آراسته کرده و از رذایل پاک نماید و بدون به دست آوردن این علم و آراسته شدن به این دانش و منور شدن به نور این معرفت تهذیب نفس امکان ندارد.این معرفت است که تحصیل آن از اهم واجبات است و به همین خاطر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله آن را فریضه دانسته است.این معرفت و عمل به آن به انسان برترین قیم را میدهد و از انسان موجودی الهی و ملکوتی میسازد.امام امیرالمؤمنین علیه السلام در روایتی فرمودند هیچ حرکتی نیست مگر این که انسان قبل از آن احتیاج به معرفت دارد چون بدون معرفت حرکت انسان حرکت جاهلانه و حرکت جاهلانه حرکت در تاریکی و ظلمت و رفتن به سوی بدبختی است.قال علی علیه السلام یا کمیل ما من حرکه الا وانت محتاج فیها الی معرفه 1 .علی علیه السلام فرمود ای کمیل هیچ حرکتی نیست مگر این که تو در آن نیازمند به شناخت و معرفتی.یزید بن مذعور میگوید اوزاعی را پس از مرگ به خواب دیدم و به او گفتم بهترین عملی که به آن تقرب جویم چیست؟ گفت درجهای بلندتر از درجه اهل معرفت ندیدم 2 .خوشا به حال آن مردمی که قدر و ارزش خود را شناختند به موقعیت عالی خود در این عالم شگفتانگیز پیبردند ودر جستجوی علم و معرفت برخاسته و به نور آگاهی و دانش روشن شدند و قدم در راه سیر و سلوک تا رسیدن به لقا حق گذاشتند و به جایی که باید برسند و آنجا فقط جای انسان است رسیدند.خوشا به حال آن مردمی که با تمام وجود به فرمان خدای مهربان با دیو خطرناک هوای نفس به مبارزه برخاستند و بر این دشمن جانی پیروز شده نفس را از آلودگیها پیراستند و به حسنات و پاکیها
چهره ملكوتى يوسف عليه السلام-جلسه هفتم (متن کامل +عناوین)
و ناپاکینماینده پاکیها در مقابل ناپاکیهاتهران حسینیه همدانیهارمضان 1385الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی جمیع الانبیا والمرسلینو صل علی محمد و آله الطاهرین.اگر حضرت یوسف علیه السلام نماینده پاکی راستی و فضیلتها بود که البته باید هم این گونه باشد؛ زیرا قرآن کریم از او به عنوان مظهر درستی پاکی و کرامت یاد میکند زلیخا نیز نماینده آلودگی ناپاکی پستی و خست بود.باید گفت بین این دو انسان تفاوت اصولی و ریشهای وجود داشت و هیچ نقطه مشترکی در انسانیت با هم نداشتند به جز در بشریت که جنبه مادی انسان است. قل انما انا بشر مثلکم نه انسان مثلکم کلمه بشر در فرهنگ قرآن کریم فقط جنبه مادی زمینی و جسمی انسان را در نظر دارد. در زمینه بشریت میلیاردها انسان با هم در خلقت یکسان هستند البته نه در جرم بدن. چنان که به پیغمبر صلی الله علیه و آله با آن عظمت میفرماید به اهل مکه بگو قل انما انا بشر مثلکم من از حیث بدنی مانند شما هستم. اهل بیمار شدن خواب خنده گریه ازدواج خوردن آشامیدن و مردن هستم. در این جنبه من از شما امتیاز بیشتری ندارم اما یوحی الی 1 امتیاز من در انسانیت عقل روح فطرت وجدان قلب و باطن من است؛ چون من در مقام قرب حضرت حق و گیرنده وحی هستم. این برای جنبه انسانیت من است نه برای جنبه بشری من؛ چون در بشر بودن من مانند شما هستم.تمام افراد بشر دارای ماهیت واحدی هستند ولی در انسانیت با هم تفاوتهای بسیار شگفت انگیزی دارند.نه تنها انسانها در جرم بدن تفاوت دارند بلکه در مواردی که یک رنگ یکسان یک شکل و یک وزن هستند ولی در همین موارد چندگانه تفاوتهای عجیب و شگفت انگیزی هست. تا ثابت شود مظهر پاکیها با نماینده آلودگی و ناپاکیها
جهل نسبت به نفس ، بزرگترين خطر
صالح و کردار پسندیده خواهند افتاد ؛ زیرا اعضا و جوارح به منزله ابزار نفساند و نفس چون آراسته به پاکیها باشد اعضا و جوارح را با پاکیها تغذیه میکند اما اگر منبع رذایل شود تمام اجزا وجود انسان از آن رذایل و ناپاکیها
جهل نسبت به نفس، بزرگترين خطر
صالح و کردار پسندیده خواهند افتاد؛ زیرا اعضا و جوارح به منزله ابزار نفساند و نفس چون آراسته به پاکیها باشد اعضا و جوارح را با پاکیها تغذیه میکند اما اگر منبع رذایل شود تمام اجزا وجود انسان از آن رذایل و ناپاکیها
تهران مسجد شهید بهشتی دههٔ اوّل جمادیالاوّل 1395 سخنرانی دوم
پاکیها و ارزشهای پاک را در خودشان جمع کردند. یک منبع ارزشها در این عالم هستند. یک بدن دارند اما یک جانی بهاندازه عالم دارند. این باطنشان تجلیگاه ارزشهای الهی است. اینها عاشق ارزش بودند و ارزشها را جمع کردند و محبوب پروردگار شدند. ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین .خب این یک قسمت بحث اما قسمت دوم این آیه را دقت بفرمایید که با فعل مضارع شروع شده است. فعل مضارع یعنی فعلی که زمانش زمان آینده است. در فارسی هم ما فعل مضارع داریم. یکی به ما میگوید خانه ما میآیی؟ میگویم انشاالله خدمت میرسم. این خدمت میرسم فعل مضارع است؛ یعنی در آینده خدمتتان میآیم این کار را هفته دیگر انجام میدهم این نامه را هفته دیگر میخوانم این عقد را هفته دیگر برقرار میکنم این آینده است. یسبح فعل مضارع است دلالت بر آینده دارد و علاوهبر این بر استمرار دلالت دارد یعنی قطعشدنی نیست. یسبح لله ما فی السماوات و ما فی الارض الملک القدوس العزیز الحکیم هرچه در آسمانهاست اگر حوصله داشتید من چندتا کتاب را درباره آسمانها آدرس میدادم که بخوانید تا به قدرت خدا به عظمت خدا به اراده خدا به حکمت خدا به خلقت خدا پی ببرید. حداقل کهکشانی که تا الآن کشف کردند یعنی با دوربینهای عظیم نجومی دیدند و عکسبرداری کردند و شرح حال برایش نوشتند. کهکشان که شبهای صاف آسمانی آن که به ما نزدیک و قابل مشاهده است دوتا خط نوری همعرض همدیگر است که این کهکشان میلیونها منظومه شمسی است؛ یکدانهاش منظومه ماست که در بازوی کهکشان است یعنی خورشید مریخ زمین زحل عطارد زهره اورانوس نپتون پلوتو این یک منظومه است که مرکزش خورشید است.زمین ما سالی یکبار دور خورشید میچرخد چون فاصلهاش با خورشید 150میلیون کیلومتر است اما آخرین ستاره منظومه پلوتو هر 83سال یکبار میتواند دور خورشید بچرخد چون فاصلهاش دور است. خورشید و این نهتا سیاره یک منظومه است که در بازوی کهکشان است. کهکشان میلیونها منظومه است که با همدیگر ترکیب شده و یک کهکشان شدهاند. و از این نوع کهکشان تا حالا صدمیلیون عدد کشف کردند که خورشید منظومه بعضی از آن کهکشانها پانصدمیلیون برابر خورشید ماست و اگر حرارتش به ما میرسید که اصلا دیگر حیاتی در کره زمین نبود. حالا آیه میگوید آنچه در آسمانهاست مگر میشود عدد تعیین کرد مگر میشود طول و عرض فهمید مگر میشود عمق فهمید آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است. آنچه در زمین است یعنی چه؟ شما یک لیوان آب که میخورید این یک لیوان آب از دو عنصر اکسیژن و هیدروژن ساخته شده است. یک لیوان آب میدانید چندتا دانه اکسیژن دارد؟ یک لیوان آب میدانید چندتا هیدروژن دارد؟ شمرده نمیشود یک لیوان آب میلیاردها اکسیژن دارد؛ یک اتم اکسیژن و یک اتم هیدروژن. میلیاردها حالا آنچه در آسمانها و زمین است اقیانوس کویر و اطلس و هند و منجمد شمالی و منجمد جنوبی چه تعداد اکسیژن دارد؟ برگهای درختها چه تعداد اتم هستند؟ تنه درختها چه تعداد اتم هستند؟ کوههای عالم چه تعداد اتم هستند؟ آنچه در آسمانها و زمین است پروردگار میفرماید خدا را به پاکبودن از هر عیب و نقصی ستایش میکنند؛ یعنی کل موجودات عالم با زبان دارند میگویند که خدا تمام ارزشها در او هست و یک عیب و نقص ندارد این خدا یعنی پاکی محض. حالا هرچه پاک است و میل صعود بهجانب پروردگار عالم را دارد. هرچه پاکی است دلیلش هم در قرآن و در سوره فاطر است الیه یسعد الکلم الطیب در ذات ارزشها میل صعود بهطرف پروردگار است.حالا یک آیه دیگر الطیبات للطیبین کل پاکیها حالا یا در وجود انسان یا در وجود غیرانسان میل حرکت بهسوی پروردگار را دارد؛ پس هر آدم پاکی در قیامت به لقای خدا و قرب خدا میرسد چون این میل ذاتی پاکی است و هرچه خباثت و آلودگی و ناپاکی است میل حرکت بهطرف ابلیس و پستی را دارد؛ یعنی هرچه آدم ناپاک در این عالم است از زمان آدم تا قیامت در روز قیامت با ابلیس محشور میشود. نمیتواند محشور نشود چون ذات ناپاکیها
ارزشها و لغزشهای نفس - جلسه چهاردهم
و گناهکار که کتاب تورات را به ارث بردند به جای ایشان قرار گرفتند . استقامت کردن در پاکیها این آیه در زمان ما معنا شده است. دو نسل قبل ما در همین شهر تهران به خدا قسم یک ساعت مانده به نماز صبح صدای گریه از شوق خدا یا ترس از عذاب تا توی کوچه میآمد. شب ماه رمضان نزدیک سحر مردم روی پشت بام میرفتند و آن دو مناجات اغثنی یا غیاث المستغیثین و استغفر الله العظیم را میخواندند و گریه میکردند. در بازار تهران ساعت هفت صبح که میخواستند در مغازه را باز کنند دو یا سه دقیقه دعا میخواندند و بعد در را باز میکردند. وقتی میخواستند بنشینند میز و صندلی نبود بلکه قالیچهای کف مغازه پهن بود و قبل از معامله رحل قرآن را باز میکردند و نیم جز قرآن را با قرائت میخواندند. اگر در خرید و فروش شک میکردند و با مساله جدیدی روبهرو میشدند به مدرسه علمیه درون بازار نزد فقیه میرفتند و مساله فقهی آن را از او میپرسیدند. پاک دلان بنده هفده ـ هجده ساله بودم که کاسبی هفتاد ساله را میشناختم. صبح که به مغازه میآمد به شاگردش میگفت امروز خرج خانه و مغازه جمعا پنج تومان است. الان ساعت هشت صبح است. هر چه را فروختی به من خبر بده. پس از مدتی میگفت پنج تومان امروز فراهم شد از حالا تا پایان روز هر کس آمد جنسها را به نرخ خرید بفروش تا در قیامت پیامبر ما را به عنوان کاسب با انصاف بپذیرد.همچنین میگفت صبح که از منزل میآمدم مغازهها را نگاه میکردم دیدم صاحب مغازه سوم محزون است. به او گفتم چه مشکلی داری؟ گفت امروز بیست تومان بدهی دارم اما هنوز فراهم نشده است به همین علت این کاسب با خدا آن روز مشتریهای خود را برای خرید به مغازه آن همسایه گرفتار میفرستاد تا پول بدهی او فراهم شود و میگفت اجناسی که شما میخواهید دارم ولی نمیفروشم ؛ چون پیامبر به من فرموده است من اصبح ولا یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم 7 .کسی که غصه مسلمانان را نخورد دین ندارد.آری اگر این فرهنگ و این منش در میان جامعه و بین دولت و ملت رواج یابد جامعه علوی میشود و زندگی معنی و مفهوم حقیقی خود را پیدا میکند. نیکیهای فراموش شده در گذشته وقتی جوانها میخواستند ازدواج کنند دختر دیگری را نمیدیدند و گمان میکردند که مادرشان زیباترین دختر را برای او انتخاب کرده است. همیشه میان زن و شوهرها عشق و محبت حاکم بود اما امروزه میان زن و شوهرها دعوا و طلاق فراوان است. میگویند چگونه جلوی طلاق را بگیریم؟ اگر یک جا قرآن را به درستی اجرا کنید و حجاب را آن گونه که باید به کار بگیرید خواهید دید که آمار طلاق و اختلاف بسیار کاهش مییابد.نسل قبلی شب عروسی اسب را زین میکردند و داماد دهانه اسب را میگرفت و به خانه عروس میرفت. عمهها و خالههای او و همه خانمها دور او را میگرفتند و مشخص نمیشد که عروس کیست ؛ اما امروزه عروس را به همه نشان میدهند و ته مانده او را ساعت دو بعد از نیمه شب به داماد تحویل میدهند. ناپاکیها
ارزشها و لغزشهاى نفس - جلسه دوازدهم – (متن کامل + عناوین)
و وجودش مانند سد آبی است که در پشت آن که با اعضای بدن ارتباط دارد پاکیها آبگیری و یا آلودگیها جمع میشوند. هم با کمک عوامل بیرونی و هم عوامل درونی کار این آبگیری تا پایان عمر ادامه مییابد. این مخزن ذخیرههای خود را به اعضا و جوارح انتقال میدهد. اگر در این مخزن پاکی وجود داشته باشد مانند ایمان به خدا و قیامت و محبت مخزن پاک و رشد یافته است و سرزمین اعضا و جوارح را سیراب میکند و آنها را وادار میسازد که عمل صالح انجام دهند والبلد الطیب یخرج نباتهو باذن ربه 1 عبدالله است. سرزمین پاکیها و ناپاکیهاباید ببینیم این مخزن را در برابر چه خانوادهای چه مدرسهای و چه حزبی قرار میدهیم. پیامبر صلیاللهعلیهوآله میفرماید ابواه یهودانه وینصرانه ویمجسانه 2 پدر و مادر هستند که فرزند را یهودی یا نصرانی یا مجوسی تربیت میکنند پدر و مادر دو رود هستند که باید دید چه چیزی را در این مخزن میریزند. مدرسه جامعه احزاب و کتابها همگی رودهایی هستند که به این مخزن میریزند. این مخزن هم نمیتواند آرام باشد. خداوند آن را متحرک آفریده است و این اعضا و جوارح ابزار تحرک آنند. اگر مخزن این سرزمین وجود انسان از پاکیها پر باشد والبلد الطیب یخرج نباته باذن ربه تمام رویدنیهای بیرون از این مخزن که از آن سیراب میشوند گیاه الهی خواهند شد یخرج نباته باذن ربه یعنی زارع این زمین پروردگار است انتم تزرعونه ام نحن الز رعون 3 آیا شما زارع هستید یا خداوند زارع است. آن گاه از چشم صاحب این مخزن پاک نظر پاک ظهور میکند. از گوش پاک علم الهی ظهور میکند. امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرماید وقفوا علی اسماعهم العلم النافع لهم 4 از گوشی که به مخزن پاکی وصل است گیرندگی علم ظهور میکند. از دست نیز همین طور است. شهوت فقط در امر حلال یا در عصمت و عفت و تقوا خرج میشود. پای انسان در مجالسی شرکت میکند که مجالس به پروردگار وصل است 5 فرقی نمیکند که این مجلس عرفه کمیل یا مجلس کسب پاک با درآمد پاک باشد والبلد الطیب یخرج نباته باذن ربه والذی خبث اما سرزمین آلوده و ناپاک و پر از آشغال لا یخرج الا نکدا گیاه مختصر به درد نخور بیرون میدهد که نه انسان سراغ آن میرود و نه حیوانات والذی خبث لا یخرج الا نکدا و در سرزمینی که ناپاک است گیاه ناقص میروید. پاک سازی نفس از آلودگیهالطیفهای در سوره مبارکه قصص هست که با این بحث ارتباط دارد. از رودها و مخزنهای درونی و پاکی و ناپاکیها
نفس - جلسه پنجم
نفس مرکز خیر و شر قرآن مجید نقطه آغاز پاکیها درستیها پیروزیها و سعادت دنیا و آخرت را نفس میداند ؛ هم چنین نقطه ناپاکیها و بدبختیها را نیز نفس
چهره ملكوتى يوسف عليه السلام-جلسه دھم (متن کامل +عناوین)
و ملتش را احسن القصص نام گذاری نکرد. یا درگیری حضرت ابراهیم علیه السلام با نمرودیان را احسن القصص نگفت.تمام پاکیها در برابر تمام ناپاکیها اما اینجا یک طرف داستان حضرت یوسف علیه السلام
English