گاهی نمیگذارند حرف بزنی؛ غیر از اینکه نمیگذارند میگویند آقا برو بیرون تا صدایت کنیم شیعه نه حرام میخورد و نه کار ضداخلاقی میکند این شاقول امام صادق ع … امام صادق ع میگوید یابنرسولالله تعدادی در این شهر مدینه زندگی میکنند این را دقت بفرمایید از گناه رویگردان نیستند و منتظرند ببینند چه سفرهای از گناه پهن میشود با حرص سر این سفره بروند منتظرند چه گناهی پیش بیاید تا آن گناه را مرتکب شوند. ما بهعنوان امربهمعروف و نهیازمنکر البته با شرایطش و با زبان آرام و نرم به آنها میگوییم که شما چرا به هر گناهی آلوده هستید؟ این زندگی درستی نیست و به فرموده قرآن از زندگی حیوانات پستتر است؛ چون حیوانات محکوم به یک سلسله قوانین الهی هستند که تخلف نمیکنند. شما چرا هر گناهی را مرتکب میشوید؟ یابنرسولالله به ما میگویند ما شیعه امام صادق ع هستیم و هر گناهی هم که مرتکب میشویم غصهای نداریم؛ چون چشم امیدمان به امام صادق ع است که روز قیامت عذر ما را در پیشگاه پروردگار بخواهد و به خدا بگوید اینها شیعیان من بودند حالا خیلی هم گناه مرتکب شدهاند و معذورشان بدار. راوی میگوید امام صادق ع شکل نشستن خودشان را عوض کردند از ناراحتی و از رنجی که از این یاوهگویی کشید و به من فرمودند من ملاکی به دست تو میدهم که با این ملاک بفهمی شیعه کیست از حالا تا روز قیامت یک شاقول
18 مطلب یافت شد
راه زندگی بدون انحراف
امام صادق ع فرهنگ و معارف خود را به شاقول تشبیه میکنند و به ما سفارش میکنند اگر میخواهید زندگی بدون انحراف داشته باشید خود را با معارف اهل بیت
استاد انصاریان: خودتان را با شاقول امامان میزانگیری کنید/ حمایت اهل بیت(ع) از گناهکار در قیامت، تبلیغی انحرافی است
امام رضا ع گفت یکی از آن روایات این است آنهایی که گناه کبیره میکردند آنهایی که بی در و پیکر زندگی میکردند آنهایی که کار زشت میکردند و میگفتند ما شیعهایم دست ما را میگیرند؛ امام هشتم ع که نسبت به این مسائل دغدغه شدید داشتند شیعه واقعی را معرفی کردند که این روایت لطایف مهمی دارد. امام میفرمایند شیعتنا الذین یقیمون الصلاه و یؤتون الزکاه و یحجون البیت الحرام و یصومون شهر رمضان و یوالون اهل البیت و یبرئون من اعدائنا و اوج روایت در این سه مساله پایانیاش است اولئک هم اهل الایمان و التقی و الامانه . حضرت نه مساله را بهعنوان اینکه شیعه واقعی آراسته به این نه واقعیت است بیان کردند و اگر آراسته نباشد نمیتواند بگوید من شیعهام فقط میتواند بگوید من امام رضا ع را دوست دارم امام صادق ع را دوست دارم؛ چون اولاد پیغمبر امام عالم و سید هستند اما نمیتواند بگوید من شیعهام. استاد انصاریان اظهار کرد امام انحرافات را با این حرفها میکوبد شیعه واقعی را معرفی میکند و نه مساله را بیان میکند. خیلی جالب است امام صادق ع میفرمایند حرفهای ما شاقول … امام صادق ع را ببینم و حرفهایم را با ایشان بزنم بعد به حمام میروم و غسل میکنم؛ پس در زد وجود مبارک امام ششم ع پشت در آمدند در را باز نکردند ولی با محبت به آن مسافر پشت در فرمودند اول برو خودت را پاک کن بعد به دیدن من بیا. اگر سینه شما پر از حسد کینه و بخل باشد در محضر پروردگار وارد نمیشویدمبلغ عرصه بین الملل ادامه داد ما در قرآن میخوانیم والطیبات للطیبین سوره نور آیه 26 پاک با پاک الخبیثات للخبیثین ناپاک با ناپاک. من وقتی برای مغرب و عشا میآیم و وارد نماز میشوم در محضر خصوصی پروردگار عالم وارد شدهام و اگر پاک نباشم مرا راه میدهند؟ یعنی شکمم پر از حرام خونم از لقمه حرام اخلاقم اخلاق درندگان؛ آن وجود پاک مرا با اینهمه ناپاکی میپذیرد؟ اصلا میشود من با او در باطن ملاقات داشته باشم؟ اگر سینه من جای حیوانات وحشی خطرناکی مانند حسد بخل کینه تنگنظری کبر و ریا باشد به پروردگار راه پیدا میکنم؟ باور میشود که راه پیدا میکنم؟ نباید باور کرد. قرآن به توبه اصرار دارد چرا که خدا آلودگی را نمیپسندد او به روایتی از کتاب شریف اصول کافی در مورد پاکان اشاره و خاطرنشان کرد در اصول کافی آمده است که امام باقر ع میفرمایند الجنه لا یدخلها الا الطیب بهشت جای پاکان است. در قرآن و روایات بسیار بر توبه اصرار است چرا که خدا پاکی را میپسندد و آلودگی را نمیپسندد. خدا همه آلودگیهای مالی اخلاقی و اجتماعی را در قرآن رد کرده است روایاتمان هم رد کردهاند. استاد انصاریان با تاکید بر اینکه برای ورود به حرم مطهر امام رضا ع نیز باید دل و جانی پاک داشته باشید گفت اسماعیل بزنطی میگوید نزدیک غروب به خراسان آمدم و در خانه حضرت رضا ع را زدم خود امام هشتم ع پشت در آمدند نفرمودند کیست در را باز کردند. گفتم یابنرسولالله مساله دارم. امام رئوف و مهربان فرمودند اسماعیل جواب مسالهات را دم در نمیدهم داخل خانه بیا. در همه عمر ما یکبار هم به ما بگویی داخل خانه بیا ما سرمان به عرش میرسد. گفت داخل رفتم امام فرمودند مطالبت را بگو جوابم را با یک دنیا محبت دادند. گفتم یابنرسولالله اجازه میدهید بروم؟ فرمودند نه دوست دارم که امشب شام پیش من بمانی. گفتم یابنرسولالله دستور میدهید شام خدمتتان بمانم میمانم. فرمودند غذای دو نفره داخل یک ظرف بیاورید سپس به من فرمودند اسماعیل دوست دارم با من همغذا باشی و همان دستی که من داخل این ظرف میبرم تو هم ببری. غذایم را خوردم عرض کردم آقا جان بروم؟ فرمودند نه دوست دارم امشب همینجا بخوابی. گفتم میمانم؛ حالا در دلم دارم میجوشم خدایا چقدر دارد به من محبت میشود چقدر دارد به من لطف میشود؛ مگر من چه کسی هستم؟ وی افزود امام رضا ع خادم را صدا کردند و به خادم فرمودند من از مدینه که به خراسان آمدم یک تشک یک روانداز و یک متکا مخصوص خودم آوردم که شبها در این رختخواب میخوابم آن رختخواب را بیاور و برای اسماعیل بینداز؛ به من هم فرمودند در رختخواب خودم بخواب و خودشان هم به اتاق دیگر رفتند. من وقتی در رختخواب خوابیدم مرا هوا برداشت و به خودم گفتم ببین چه مقامی داری که حضرت رضا ع تو را داخل خانه برد جوابت را داد به تو شام داد و گفت دوست دارم که بمانی و رختخواب خودش را برایم انداخت؛ دیدم امام هشتم ع در را باز کردند و فرمودند اسماعیل مواظب خودت باش که مغرور نشوی. امام رضا ع نگران بود که شیعه مغرور و بداخلاق نشودمترجم کتاب ارزشمند اصول کافی به دیگر دغدغه امام رضا ع نسبت به شیعه اشاره و تصریح کرد امام هشتم این دغدغه را راجعبه شیعه داشتند که شیعه مغرور نشود بداخلاق نشود بدعمل نشود حرامخوار نشود ستمکار نشود و گول این مکتبهای غرب و شرق را نخورد. زمان خودشان یک عدهای را گول زدند و شستوشوی مغزی دادند که البته این شستوشوی مغزی از اواخر عمر زینالعابدین ع شروع شد که شما شیعهاید اینقدر نمیخواهد در چهارچوب دین اخلاق و عمل صالح باشید و دلتان گرم باشد که اگر گناهی هم کردید اگر ظلمی هم کردید اگر حرامی هم خوردید ائمه ع دست شما را در قیامت میگیرند. این یک تبلیغ بهشدت انحرافی بود که میخواست عمل به قرآن و فرهنگ اهلبیت ع را در شیعه ضعیف کند و شیعه را از نظر اعتقاد و اخلاق و عمل هماهنگ با غیرشیعه کند درهای بهشت را به روی شیعه ببندد درهای دوزخ را به روی شیعه باز کند و سفره تشیع واقعی را با این شستوشوی مغزی جمع کند. امام روایاتی را صادر کردند تا این روایات را امثال اسماعیل بزنطی و اباصلت ببرند و بین شیعه پخش کنند و شیعه را از گول خوردن حفظ کنند. خودتان را با شاقول
دغدغهٔ امام رضا(ع) نسبت به شیعه
امام فرمودند مطالبت را بگو جوابم را با یک دنیا محبت دادند. گفتم یابنرسولالله اجازه میدهید بروم؟ فرمودند نه دوست دارم که امشب شام پیش من بمانی. یابنرسولالله فقط اسماعیل بزنطی نبود ما هم گداییم؛ او را شام نگه داشتی. یابنرسولالله ما نان و برنج نمیخواهیم ما دهان قلبمان باز است یک قاشق از آن دریای فیوضاتی که خدا به خودت داده است امشب در دهان تکتک ما هم بریز. ما به تو امید داریم و به امید به اینجا آمدهایم ما به دلسردی به اینجا نیامدهایم ما با دست خالی آمدهایم و میخواهیم با دست پر برگردیم. یابنرسولالله این برای ما خیلی زشت است که به شهرهایمان برگردیم به ما بگویند چهچیزی به تو دادند و ما سرمان را پایین بیندازیم. گر خسته میپذیری ما سخت خستهایم . -مهماننوازی حضرت رضا ع گفتم یابنرسولالله دستور میدهید شام خدمتتان بمانم میمانم. فرمودند غذای دو نفره داخل یک ظرف بیاورید سپس به من فرمودند اسماعیل دوست دارم با من همغذا باشی و همان دستی که من داخل این ظرف میبرم تو هم ببری. امشب باید به این یقین برسیم که حضرت رضا ع ما را دوست دارد یا نه؟ این خیلی مهم است. غذایم را خوردم عرض کردم آقا جان بروم؟ فرمودند نه دوست دارم امشب همینجا بخوابی. گفتم میمانم؛ حالا در دلم دارم میجوشم خدایا چقدر دارد به من محبت میشود چقدر دارد به من لطف میشود؛ مگر من چه کسی هستم؟ تو چه کسی هستی؟ تو انسانی تو مؤمنی تو بزرگواری تو بااخلاقی تو بامحبتی تو ماموم واقعی حضرت رضا ع هستی. -هشدار امام به اسماعیل بزنطیامام خادم را صدا کردند و به خادم فرمودند من از مدینه که به خراسان آمدم یک تشک یک روانداز و یک متکا مخصوص خودم آوردم که شبها در این رختخواب میخوابم نقل میکنند حضرت شبها روی آن تشک نازک نماز میخواندند و گریه میکردند . آن رختخواب را بیاور و برای اسماعیل بینداز؛ به من هم فرمودند در رختخواب خودم بخواب و خودشان هم به اتاق دیگر رفتند. من وقتی در رختخواب خوابیدم مرا هوا برداشت و به خودم گفتم ببین چه مقامی داری که حضرت رضا ع تو را داخل خانه برد جوابت را داد به تو شام داد و گفت دوست دارم که بمانی و رختخواب خودش را برایم انداخت؛ دیدم امام هشتم در را باز کردند و فرمودند اسماعیل مواظب خودت باش که مغرور نشوی. تبلیغات انحرافی دشمن علیه شیعهامام هشتم این دغدغه را راجعبه شیعه داشتند که شیعه مغرور نشود بداخلاق نشود بدعمل نشود حرامخوار نشود ستمکار نشود و گول این مکتبهای غرب و شرق را نخورد. زمان خودشان یک عدهای را گول زدند و شستوشوی مغزی دادند که البته این شستوشوی مغزی از اواخر عمر زینالعابدین ع شروع شد که شما شیعهاید اینقدر نمیخواهد در چهارچوب دین اخلاق و عمل صالح باشید و دلتان گرم باشد که اگر گناهی هم کردید اگر ظلمی هم کردید اگر حرامی هم خوردید ائمه دست شما را در قیامت میگیرند. این یک تبلیغ بهشدت انحرافی بود که میخواست عمل به قرآن و فرهنگ اهلبیت علیهمالسلام را در شیعه ضعیف کند و شیعه را از نظر اعتقاد و اخلاق و عمل هماهنگ با غیرشیعه کند درهای بهشت را به روی شیعه ببندد درهای دوزخ را به روی شیعه باز کند و سفره تشیع واقعی را با این شستوشوی مغزی جمع کند. امام روایاتی را صادر کردند تا این روایات را امثال اسماعیل بزنطی و اباصلت ببرند و بین شیعه پخش کنند و شیعه را از گول خوردن حفظ کنند. نشانههای شیعه حقیقی در کلام امام رضا ع یکی از آن روایات این روایت است آنهایی که گناه کبیره میکردند آنهایی که بی در و پیکر زندگی میکردند آنهایی که کار زشت میکردند و میگفتند ما شیعهایم دست ما را میگیرند؛ امام هشتم که نسبت به این مسائل دغدغه شدید داشتند شیعه واقعی را معرفی کردند که این روایت لطایف مهمی دارد. فردا شب اگر خدا بخواهد لطایفش را برایتان میگویم. امام میفرمایند شیعتنا الذین یقیمون الصلاه و یؤتون الزکاه و یحجون البیت الحرام و یصومون شهر رمضان و یوالون اهل البیت و یبرئون من اعدائنا و اوج روایت در این سه مسئله پایانیاش است اولئک هم اهل الایمان و التقی و الامانه . حضرت نه مسئله را بهعنوان اینکه شیعه واقعی آراسته به این نه واقعیت است بیان کردند و اگر آراسته نباشد نمیتواند بگوید من شیعهام فقط میتواند بگوید من امام رضا ع را دوست دارم امام صادق ع را دوست دارم؛ چون اولاد پیغمبر امام عالم و سید هستند اما نمیتواند بگوید من شیعهام. -کلام امام معصوم در حکم شاقولامام انحرافات را با این حرفها میکوبد شیعه واقعی را معرفی میکند و نه مسئله را بیان میکند. خیلی جالب است امام صادق ع میفرمایند حرفهای ما کار شاقول
استاد انصاریان: برخی پس از کسب ثروت و مقام، دلشان را از خدا پس می گیرند/ شیعه باطن، اعمال و اخلاق بسیار پاکی دارد
کنند جز اینکه این دل را شیطان ببرد کلام اهلبیت ع به منزله شاقول معنویبه گزارش روابط عمومی و امور بین الملل مؤسسه علمی فرهنگی دارالعرفان استاد حسین انصاریان در سخنرانی خود در صحن جامع رضوی مشهد اظهار کرد وجود مبارک حضرت باقر امام صادق
تأثیر لقمۀ حلال در نسل انسان
امام صادق ع میفرماید این مطالبی که ما برای شما میگوییم معیار و میزان است به عبارت فارسی شاقول است؛ وقتی مطالب مسائل و روایات ما را میشنوید خودتان
شیعه بودن، ارزشمندترین نعمت الهی
شاقول معنویبرادران و خواهرانی که از جلسه قبل در این وادی مقدس و منبع نور مشرف بودند شنیدند که وجود مبارک حضرت باقر امام صادق حضرت موسیبنجعفر و امام هشتم علیهمالسلام بیش از دیگر ائمه ویژگیهای یک انسان بهمعنای واقعی شیعه را بیان کردهاند. دانستن این ویژگیها برای ما واجب است چراکه بیانات این بزرگواران در عالم معنا بهمنزله شاقول است که ما خودمان را با این شاقول معنوی ارزیابی کنیم و بهدست بیاوریم که آیا ما آن شیعهای هستیم که ائمه طاهرین علیهمالسلام میخواهند یا نه اگر هستیم خدا را بر این نعمت بینظیر شکر کنیم؛ چون پروردگار مهربان عالم بالاترین باارزشترین عالیترین و مفیدترین نعمت را به ما عنایت کرده است؛ و اگر نیستیم تا در دنیا فرصت داریم و عمر ما باقی است بکوشیم که شیعه واقعی بشویم. -گشایش درهای فیض الهی برای شیعیان واقعیشیعه واقعی بهسوی کمالات اخلاقی کمالات نفسی کمالات روحی و کمالات عملی در حد ظرفیت خودش راه دارد؛ یعنی همه این درهای فیوضات الهیه با شیعه بودن به روی او باز است. من یک آیه از سوره مبارکه صافات به شماره 83 برایتان قرائت میکنم که پروردگار عالم کلمه شیعه را در این آیه بهکار برده و ذکر کرده است. آیاتی قبل از آیه 83 است که خداوند مهربان کمالات عقلی کمالات اخلاقی کمالات روحی و کمالات انسانی اولین پیغمبر اولوالعزم وجود مبارک حضرت نوح ع
حجت باطنی و ظاهری، دو چراغ هدایت جدانشدنی
ع که تا حالا بنیامیه بنیعباس و ستمگران دیگر یکمیلیون نفر را کشتهاند پس این آمنا یعنی چه؟ این مسئله به کمک نیاز دارد. البته خیلی از چیزهای دیگر هم به کمک نیاز دارد. الآن خود دانشمندان غرب مسائل را با ابزار میفهمانند نه با عقلشان؛ چون عقلشان قد نمیدهد میگویند پشت این تلسکوپ بنشین تا من ستاره شعرای یمانی را به تو نشان بدهم. این آدرسش است در این جای فضا و با این نور و وضع این شعرای یمانی است. یک ستاره که چندمیلیون برابر خورشید است؛ اما اگر تلسکوپ نداشت اصلا با عقلش درک نمیکرد. ممکن بود اسم این را که شعرا گذاشتهاند به ما بگوید که این است ولی بعد نمیتوانست بگوید که حجم حرکت وزن و جرمش چقدر است. اینها را با کمک فهمیده است اصلا ما در همهچیز کمک لازم داریم. ما خودمان میتوانیم در خانه بنشینیم و برای خودمان کتوشلوار بدوزیم؟ کل پارچه را خراب میکنیم و باید دور بیندازیم؛ نه بلد هستیم شکل کتوشلوار ببریم و نه بلد هستیم بدوزیم. اگر ما دیوار خودمان را پنجشش رج بچینیم خراب میشود. ما کمک میخواهیم و باید یک بنا بیاید که آن بنا هم برای چیدن دیوار کمک میخواهد و حتما باید شاقول و تراز در دستش باشد وگرنه دیوار کج بالا میرود. اصلا جهان را اینجوری ساخته و جهان یاریدادن و یاریگرفتن است. عقل هم همین است و او هم یاری میخواهد. به ما یاری میدهد اما تا اندازهای؛ آنجایی که باید به ما یاری بدهد و دیگر نمیتواند یار بیرونیاش به او کمک میکند و میفهماند. و اما الباطنه چراغ باطنی که خدا در مسیرتان روشن کرده عقل است. انسان موجودی مختار و مکلف با این مقدمهای که شنیدید با مطالب امام صادق
شکر، ارزشمندترین جایگاه انسانی
امام عصر عج است. کلمه بیت هم که اهل به آن وصل است بهمعنی خانه خشتی و گلی و آجری نیست. لغتشناسان بزرگ عرب چون لغت عرب خیلی گسترده است یک معنای حقیقی برای بیت آورده و گفتهاند بهمعنای شرف و شرافت است. شرف و شرافت یعنی ارزش بزرگی بلندی معنوی و عظمت روحی. آیه انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت 1 یعنی شما اهل شرف و شرافت بزرگی و عظمت. اهلبیت یک بار دیگر هم در قرآن درباره خاندان حضرت ابراهیم ع آمده که آن هم به همین معناست. علتش هم این است که خاندان ابراهیم ع خودش ساره هاجر اسماعیل و اسحاق واقعا معدن شرف شرافت ارزش و بزرگواری بودند. قرآن معیار و میزان شناخت روایات صحیحاین هم که معروف است منبریهای قدیم میگفتند و در کتابها هم هست من مطلقا قبول ندارم؛ چون هرچه نوشتهاند که فورا نباید قبول کرد آدم باید درباره این مطالبی که نوشته شده است فکر و اندیشه کند و ببیند اینهایی که بهعنوان روایت و تاریخ نوشتهاند با آیات قرآن و روایات صحیحه میزان است یا نه در زمان خود پیغمبر اکرم ص منافقین مدینه کار دروغبستن به پیغمبر ص را شروع کردند. آنها از قول حضرت روایت جعل کرده و پخش میکردند و این کار هم مردم را دچار مشکل کرده بود. مردم میگفتند اینهایی که در کوچه و بازار میگویند قال رسول الله درست است؟پیغمبر اکرم ص یک منبر راجعبه دروغهایی که بهعنوان قال رسول الله و روایت از پیغمبر ص به حضرت میبستند رفتند و فرمودند از قول ما اهلبیت هر روایتی نقل شد اگر خودتان متخصص هستید روایت را با قرآن میزانگیری کنید. قرآن معیار میزان و شاقول حق است. اگر قرآن روایت را قبول کرد ما گفتهایم؛ اما اگر قرآن قبول نکرد این روایت را حالا روی کاغذ یا پوست نوشته شده است گل بمانید و به دیوار بزنید. 2 یعنی این سخنی که دارند از قول ما نقل میکنند دروغ است و بیارزش و باطل. روایت صحیحی نیست شرایط استجابت دعااهلبیت علیهمالسلام روایاتی دارند که خیلی کوتاه است. این روایات دعاست که یا پیغمبر اکرم ص دعا کرده یا امیرالمؤمنین ع یا صدیقه کبری س و یا ائمه دیگر. دعایشان هم با این جمله شروع میشود رحم الله ؛ این دیگر دعای مستجاب است. خدا هیچوقت دعای پیغمبر ص را برنمیگرداند؛ چون نه دعا ناقص است و نه دعاکننده. در واقع هم دعا درست است و هم دعاکننده. دعاکننده صادق
عظمت میزان
امام صادق ع میفرمایند آسمان اول که هر کهکشانش 300 میلیون ستاره دارد و 30 میلیون کهکشان تاکنون با دوربینها کشف شده است که فاصلۀ بین کهکشان ما با کهکشان بالایی دو میلیون سال نوری است یعنی اگر با یک مرکب ثانیهای 300 هزار کیلومتر نه دقیقهای که هر دقیقه 60 ثانیه است اگر کسی با یک مرکب ثانیهای 300 هزار کیلومتر از کهکشانی که در همین بیابانهای سمنان و دامغان پیداست میگویند خط شیری یا راه مکه این کهکشان اول و پایینترینشان است و کل خورشید زمین مریخ زهره عطارد زحل اورانوس نپتون و پلوتون گوشۀ بازوی این کهکشان هستند یعنی کل منظومۀ شمسی با این همه فاصله از هم که از زمین تا خورشید چقدر فاصله زیاد است چقدر مریخ زحل عطارد اورانوس نپتون و پلوتون از همدیگر فاصله دارند بدون اینکه فاصلهاش را کم کنیم این مجموعه در گوشۀ بازوی این کهکشان است و حرکت از لب کهکشان برای رفتن به لب کهکشان دوم مرکبی میخواهد که ثانیهای 300 هزار کیلومتر سرعت برود به سال نوری دو سال بعد به دومی میرسد. حال سومی و چهارمی و... آخرین خبری که از کتابهای علمی بیرون دارم 30 میلیون کهکشان تاکنون کشف کرده یادداشت کردهاند. فاصلۀ آخرین کهکشان آخرین سی میلیونیمیاش با ما 500 میلیون سال نوری است یعنی اگر کسی بخواهد به آن سی میلیونیمی برود باید با سرعت ثانیهای 300 هزار کیلومتر از زمین حرکت کند تا 500 میلیون سال بعد به آنجا برسد. چه خبر است؟ چه قدرت علم عدل و حکمتی است که این عوالم با این همه گردشهایی که همگی دارند با هم تصادف نمیکنند و به هم نمیخورند؟ چون کل عالم در حال گردش است. قرآن میفرماید کل فی فلک یسبحون 9 کل ولی تاکنون دو ستاره یا کهکشان نیز با هم تصادف نکردهاند. تازه اینها که میگویند خبر از آسمان اول است. آسمان دوم کجاست؟ آسمانهای سوم تا هفتم چه خبر است؟ آن را نمیدانم. میزان و عظمت عالم در کنار یکدیگراین را عنایت کنید اصلا هوش از سر هر کسی میپراند. امام صادق ع میفرمایند خداوند متعال هجده قندیل آفریده است که به جایی وصل نیستند. کل هفت آسمان را به یکی از این قندیلها آویخته است. این دورنما را عنایت فرمودید؟ آیه را بخوانم و رد شوم و السما رفعها 10 من این عوالم بالا را برافراشتهام. بلافاصله میفرماید و وضع المیزان یعنی آنقدر میزان الهی پرارزش است که کنار خلقت آسمانها ذکرش کرده و به انتهای سورۀ الرحمن یا جای معمولی قرآن که جای معمولی هم ندارد نبرده است؛ چون میخواهد ما را به عالم بالا توجه بدهد که چه خبر است. بعد از توجه به این عالم من خدا که برپا کنندۀ این عوالم هستم برای شما ترازو قرار دادم که عقل اندیشه عمل فکر رفتار و کردارتان را با این ترازو بسنجید ببینید غلط است یا درست. اگر غلط بماند در جهنم به رویتان باز است و اگر درست است اهل نجات هستید. اگر نادرست است در همین دنیا درستش کنید باز اهل نجات هستید. فقط نگذارید کجیها بمانند. میزان خود قرآن است و وضع المیزان یعنی کل قرآن. بنا به نگاه بزرگترین مفسرین شیعه و غیرشیعه که اگر بخواهم اسم ببرم امشب باید 40 نفرشان را اسم ببرم میگویند کلمۀ میزان که در سورۀ حدید ذکر شده است انزلنا معهم الکتاب و المیزان 11 چون خداوند ابتدا کتاب آسمانی را میفرماید این میزان کل فرهنگ الهی اهلبیت علیهم السلام است که عبارتاند از مجموعۀ روایات صحیح. این دو میزان که ذکر شد. شش حقیقت بهشتسازروایتی را دو سه شب قبل شروع کردم که در بخش اولش ماندم. پیغمبر ص میفرمایند تقبلوا لی بسته اتقبل لکم بالجنه اذا حدثتم فلا تکذبوا و اذا وعدتم فلا تخلفوا و اذا اوتمنتم فلا تخونوا و غضوا ابصارکم و احفظوا فروجکم و کفوا ایدیکم و السنتکم. 12 عمل به شش مسئله را از من بپذیرید من هم بهشت را برای شما ضمانت میکنم؛ اما جدی باشید؛ هم قبول کنید و هم اجرا نمایید. قبول تنها که فایدهای ندارد. من بگویم قرآن نور است خوب تو از این نور چقدر بهره داری؟ روایات اهلبیت علیهم السلام شاقول … شاقول از چه ارزشی برخوردارند باید به این دو آیۀ سورۀ الرحمن عنایت کنید که کنار هم است. آیۀ اول و السما رفعها 4 دو مطلب در یک آیه خداوند آسمان را برافراشت. این آسمان چیست؟ خیلی جالب است که قرآن مجید میفرماید اگر خبری از آسمان ندارید چقدر راهنمایی قرآن مهم است فسئل به خبیرا 5 هرچه را نمیدانی برو از افراد خبره و از آگاهش بپرس. سلسلهای از مسائل مربوط به آسمانها را در روایات اهلبیت علیهم السلام داریم که خیلی شگفتانگیز است. اینکه اهلبیت علیهم السلام در مدینه کوفه یا سامرا از عوالم بالا خبر دادهاند در حالی که حتی عینک نیز در دستشان نبوده چه برسد به دوربینهای نجومی که پشتش مینشینند و چند میلیون سال نوری را میتوانند ببینند که چه خبر است. بخشی را باید رفت از روایات به دست آورد که در عوالم بالا چه خبر است. دقت روایات اهلبیت علیهم السلام دربارۀ جهان هستیعلامه مجلسی ره 500 سال پیش در کتاب 110 جلدی بحار الانوار از کتابهای قرن تقریبا سوم تا زمان خودش مجموعهای را به عنوان روایات اهلبیت علیهم السلام جمعآوری کرده که حدود 6-7 جلد است. اسم این چند جلد را السما و العالم؛ آسمانها و جهان گذاشته است یعنی روایات اهلبیت علیهم السلام دربارۀ عوالم بالا را در این سلسله کتاب میتوان دید. انسان بهت زده میشود و ایمان پیدا میکند که علم دانش و دید ائمۀ طاهرین علیهم السلام صددرصد الهی است؛ چون زمانی که آنان دربارۀ عوالم بالا نظر دادند یونان هند رم رم شرقی و ایران که در زمان ساسانیان دانشگاه جندی شاپور داشته و از کشورهای دیگر دانشجو به ایران میآمد هنوز اسلام طلوع نکرده بود در دانشگاههای بزرگ جهان در کشورهایی که اسم بردم کلاسهایی که دربارۀ عالم بالا درس میدادند اولا علم اساتیدشان محدود بود ثانیا به دانشجوها میگفتند کرۀ زمین مرکز عالم و سیارات است و حتی خورشید دور زمین میچرخد. تا وقتی که اهلبیت علیهم السلام آمدند و علوم دانشگاههای این چند کشور را نسبت به عوالم بالا باطل کردند. اولا گفتند زمین مرکز عالم نیست. امام صادق ع
زندگی استوار و ماندگار در نسخهٔ جامع پروردگار
امام مجتبی ع ابیعبدالله ع و امثال سلمان مقداد و ابوذر است. اینها حفظ شد و به بعدیها ارث رسید تا زمان امام صادق ع و امام باقر ع که این دو بزرگوار بیانات پیغمبر ص را دریاوار پخش کردند و مصر به نوشتنش شدند. شیعه تا زمان امام عسکری ع چهارصد کتاب ریشهدار و اصولی روایتی داشت. این چهارصد تا در عصر غیبت صغری به چهار کتاب بنیانی منتقل شد و از پراکندگی در آمد و تا الآن به یادگار مانده است. این خدمت حیاتی اهلبیت علیهمالسلام و شیعه به توضیحات پیغمبر ص و ائمه طاهرین علیهمالسلام نسبت به آیات قرآن کریم بود. خدمتی که ارزیابش فقط خداست و ما نمیتوانیم ارزیابی کنیم که اهلبیت و عالمان شیعه چه خدمت عظیمی کردهاند حقایق و ظرایف وحی در قلب اهل ذکر پیغمبر اکرم ص تا لحظه آخر عمرشان قرآن را توضیح دادند. قرآن مجید بعد از پیغمبر ص راهنمایی دیگری برای رجوع به معلمان قرآن کرد و در یک آیه نصفهخطی فرمود فاسالوا اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون 3 همه شما نسبت به دین و قرآن من جاهل هستید. شما ای لا تعلمون ها برای تعلمون شدن به اهل ذکر مراجعه کنید نه به اهل تسبیحاندازها. کلمه ذکر در اینجا یعنی قرآن. قرآن 52 تا اسم دارد که یک اسمش ذکر است انا نحن نزلنا الذکر . 4 به اهل ذکر مراجعه کنید یعنی به آنهایی که کل وحی و حقایق لطایف دقایق و ظرایف وحی در قلبشان است. سلامت همهجانبه زندگی در گرو عمل به سفارش قرآنما شیعیان تا حدی به این حرف گوش دادهایم نه بهطور کامل آنهایی که مثل شماها باقی ماندهاند زندگیشان از سلامت نسبی در کسب و کار خانوادهداری تربیت بچه عبادت و خدمت به خلق باقی مانده است؛ ولی سلامت در هیچکدام از زوایای زندگی دومیلیارد امت اسلام وجود ندارد. حاضر هستم با قرآن و روایات پیغمبر ص 5 ثابت کنم که کل بدنه زندگی این دومیلیارد بیمار است و باید به دکتر بروند؛ اما دکترها یعنی امیرالمؤمنین ع تا امام عصر عج را قبول ندارند و دکترهای دیگری انتخاب کردهاند که خود آن دکترها مغزشان علیل و مریض است. معروفشان چهار تا هستند که اسمشان را نمیبرم. ای دارندگان نعمت قدر نعمت را بدانید و سپاسگزاری کنید؛ چون خطر بزرگی کنار این نعمت قرار دارد و قرآن آن خطر را گوشزد میکند. اگر این نعمت را نخواهید البته نه اینکه زبانی بگویید ما اهلبیت و امامان و طبیبان را نمیخواهیم بلکه نمیخواهیم عملا نشان بدهید که با این نسخه قرآن و اهلبیت علیهمالسلام زندگی نمیکنید این خطر بزرگ کنار گوشتان است. ان یشا یذهبکم و یات بخلق جدید 6 شما را رها میکنم و نسخه را به ملتی میدهم که عمل کنند. سه قدم اصولی تا زندگی استوار و ماندگاربه راستی این نسخه چه میگوید؟ این مهم است این نسخه میگوید اگر میخواهی زندگیات مستقیم استوار و باقوام باشد الیالابد ماندگار شود و هم در دنیا مستقیم باشی هم وقت جاندادن هم در برزخ و هم در قیامت باید سه تا قدم اصولی و ریشهدار برداری الف معرفت در حد ظرفیتقدم اول معرفت در حد خودت است. این نسخه توقع بیشتری از ما ندارد و به قول طلبهها توقع شناخت تفصیلی ندارد. نسخه دعوت نمیکند که شناختت باید شناخت ابراهیم ع موسی ع عیسی ع رسول الهی ص و ائمه طاهرین علیهمالسلام باشد. شناخت آنها شناخت تفصیلی است؛ یعنی تمام زوایای همه حقایق را میدانند. امیرالمؤمنین ع میفرمایند معرفت مثل سیل از وجود من سرازیر است. مثل سیل نه جوی آب و نه رودخانه هنوز دانشمندان مسلمان و دانشمندان خارجی که با نهجالبلاغه اندکی سروکار دارند عقلشان در یکسوم خطبه اول نهجالبلاغه لنگ است. وقتی حضرت ساختمان آفرینش را بیان میکنند هنوز این یکسوم خطبه جلوتر است از همه دانشمندان روزگار ما که جهانشناس هستند؛ یعنی فیزیک و دینامیسم جهان را میشناسند. انگار میکنی که خدا اول امیرالمؤمنین ع را آفریده است و بعد به او گفته بغل دست من بنشین. من میخواهم آفرینش را بهوجود بیاورم نگاه کن و ببین که خلقت را بدون هیچ ابزار خطکش شاقول
گریه، جزئی از دین و دانهای پرقیمت
ع هم نخواست؛ فقط از رسول خدا ص خواست. پروردگار گفت به مردم بگو که من در برابر رسالتم و زحمات 23سالهام هیچچیزی از شما نمیخواهم. پاداش و اجر و سپاسی از شما نمیخواهم؛ چون هیچچیز در این عالم هموزن رسالت تو برای پاداش نیست. اگر امت تمام جهان هستی را هم مالک بشوند و ملکیتش را به شما واگذار بکنند این پاداش رسالت تو نیست. پاداش رسالت تو یک حقیقت است قل لا اسالکم علیه اجرا الا الموده فی القربی 3 تمام بزرگان دین حتی بزرگان غیرشیعه میگویند که القربی در این آیه اهلبیت هستند؛ چون دیگران آنقدر مایه نبودند که مزد رسالت پیغمبر ص باشند؛ نه زنان پیغمبر ص نه عموهای پیغمبر ص نه پسرعموهای پیغمبر ص نه داییهای پیغمبر ص نه پسرداییهای پیغمبر ص و نه عمههایشان هیچکدام آن مایه را نداشتند که مزد رسالت پیغمبر باشند. تفاوت معنایی لغت مودت با محبت خدا کسانی را پاداش رسالت قرار داد که هموزن خود پیغمبر ص و قرآن بودند. این میتوانست پاداش باشد لا اسالکم علیه اجرا الا الموده فی القربی نه الا المحبه فی القربی . در آیه دقیق بشویم بزرگترین دانشمندان عرب در کتابهایشان و دانشمندان غیرشیعه در تفاسیرشان که خیلی هستند اگر من از آنها با تفاسیرشان اسم ببرم آن تفاسیر در اختیار شما نیست که ببینید. اینها نوشتهاند مودت با محبت فرق میکند؛ محبت یک امر قلبی بهتنهایی است. درحالیکه مودت مرکب است بسیط نیست و به قلب اختصاص ندارد. مودت یعنی محبت همراه با اقتدا. این مودت است. ضلالت و گمراهی سرانجام انحراف از دو شاقول الهیاز متن قرآن معلوم میشود که شاقول تشخیص دین واقعی پروردگار اهلبیت علیهمالسلام هستند. همچنین از آیه ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم و یبشر المؤمنین الذین یعملون الصالحات ان لهم اجرا کبیرا 4 هم معلوم میشود که هدایت قرآن شاقول است. اگر این دو شاقول بهکار گرفته نشود جامعه اسلامی دچار هزار نوع جاده میشود که مارک دین روی آن خورده است. در کنار دین اسلام هزاران جادۀ ساختهشده اهل زمین است که هیچ ارتباطی به وحی خدا پیغمبر ص و اهلبیت علیهمالسلام ندارد. تمام این جادههای ساختهشده ضلالت و گمراهی است؛ ولی مهر و اسلام روی آن است. این جادهها همه انحراف است و بیدینی به نام دین انحراف به نام هدایت کژراهه به نام صراط مستقیم. بنابراین سفارش قرآن به شما و همه ما این است و ان هذا صراطی مستقیما فاتبعوه 5 این دین یعنی دین خدا که با شاقول قرآن و اهلبیت شناخته میشود راه راست من است؛ پس در این راه حرکت کنید. و لا تتبعوا السبل فتفرق بکم 6 از اینهمه جادههای انحرافی پیروی نکنید که شخصیت انسانیت دنیا و آخرت شما را قطعهقطعه و نابود میکند.پس در زمان ما اینهمه ماهواره و تلفنهای همراه که به کل مراکز شیطنت و وسوسه اتصال دارد اگر دین واقعی خدا را برای سعادت خودم زن و بچهام و جامعهام میخواهم تشخیص واقعی دین خدا قرآن و اهلبیت است. هرچه غیر از قرآن و اهلبیت علیهمالسلام است یقین کنید که گمراهی است. گریه جزئی از دین خداحالا بهسراغ قرآن و بعد هم بهسراغ اهلبیت میرویم تا بهدست بیاوریم و ببینیم که نگاه این دو شاقول یعنی قرآن و اهلبیت به گریهکردن چیست؟ به قرآن و اهلبیت مراجعه میکنیم که ببینیم اصلا گریه موضوعیت دارد یا نه امروز این بحث را برایتان باز کردم که با کمک قرآن و روایات به تمام لاطائلات وسوسهها و افکار پوسیده شیطانی جواب داده شود. شما اگر میخواهید گریه کنید و یا گریه میکنید با این مسئله در قرآن و روایات با یقین صددرصد گریه کنید و بدانید که این گریه عبادتالله است؛ چون در صریح قرآن مطرح است و در روایات نیز بیکنایه و با کلمه بکا مطرح است. اگر کسی در خانوادهتان دوستان شما تلفنها و ماهوارهها برای خاطر گریه به شما حمله کرد که گریه چیست؟ دین دین گریه نیست بله. دین دین گریه نیست بلکه گریه یک جز دین است؛ نه اینکه دین دین گریه است جزئی از دین خدا گریه است. دین وحی است لذا شما اگر در جمعیتهای غیرشیعه بروید که با اسلامهای ساخت زمین زندگی میکنند گریه و حال و معنویت نمیبینید. ادبیات ما هم براساس همین آیات و روایات به گریه معرکه کار کرده است. این راست است گریه بر هر درد بیدرمان دواستچشم گریان چشمه فیض خداست 7 در مسیر بحث گریه کنید؛ اما صدایتان مزاحم شنیدن مردم و ردهبندی مطلب من نشود تا رشته از ذهن من فرار نکند؛ چون خیلی دقیق است از این تذکرم عذر میخواهم و شرمنده هستم. در ذکر مصیبت بنا به دستور امام صادق
چگونه بفهیم عاقبت به خیر میشویم یا نه؟
شاقول و شاخصی به دستتان خواهد داد که می توانید از همین اکنون و قبل از برپایی قیامت دریابید که آیا آخرالامر اهل نجات خواهید بود یا خیر؟طبق کریمه 71 سوره مریم بدون ذرهای تردید همه بندگان حتی اهل تقوا که مصداق کامل وفرد اتمشان پیامبران الهی هستند در قیامت وارد جهنم میشوند ولی در نهایت خداوند متقین را نجات میدهد؛ وان منکم الا واردها کان علی ربک حتما مقضیا*ثم ننجی الذین اتقوا...ذیل این آیه بین اهل تفسیر غوغایی است که منظور از "ورود" در جهنم چیست؟به طور کلی دو مبنا وجود دارد برخی معتقدند ورود به معنای مشرف شدن است. شاهد مثالشان هم آیهای است که میگوید موسی ع به آب مدین مشرف شد نه اینکه داخل شود ؛ ولما ورد ما مدین وجد علیه امه من الناس یسقون 1 برخی دیگر ورود را به معنای دخول گرفتهاند درست مثل کریمه 95 انبیا که میفرماید انکم وما تعبدون من دون الله حصب جهنم انتم لها واردون شما و آنچه غیر خدا میپرستید هیزم جهنم خواهید بود؛ و همگی در آن وارد میشوید. یا کریمه 98 هود که میفرماید یقدم قومه یوم القیامه فاوردهم النار وبئس الورد المورود ؛ روز قیامت او در پیشاپیش قومش خواهد بود؛ و به جای چشمههای زلال بهشت آنها را وارد آتش میکند و چه بد آبشخوری است آتش که بر آن وارد میشوند در این میان دیدگاه دو مفسر معاصر مرحوم علامه طباطبایی و شاگرد ماجدش استاد جوادی آملی نکتهآموز است.نظر مرحوم علامه طباطباییبنا بر نظر علامه با اینکه از عبارت آیه بعد که میفرماید ونذر الظالمین فیها جثیا ورود به معنای دخول فهمیده میشود اما نجات متقین از آتش مستلزم این نیست که داخل آتش شده باشند زیرا نجات همانطور که با انقاذ شخص داخل مهلکه صادق است با دور کردنش از مهلکه نیز صادق است و اگر کسی را که مشرف به هلاکت شده از هلاکت دور کنیم او را نیز نجات داده ایم... پس حق مطلب این است که ورود بر بیش از حضور و اشراف البته اختیاری دلالت ندارد... و معنای این دو آیه چنین است که هیچ یک از شما - متقیان و ظالمان - نیست مگر آنکه به زودی در لبه و پرتگاه آتش قرار میگیرید. 2 صادق آل محمد علیهالسلام میفرماید صراط در دنیا عبارتست از امامی که اطاعتش بر خلق واجب شده و اما صراط در آخرت پلی است که بر روی جهنم زده شده هر کس در دنیا از صراط دنیا به درستی رد شود یعنی امام
امیرالمؤمنین(ع)، میزان شناخت حق
امام صادق ع در تاویل آیه شریفه من قتل نفسا بغیر نفس او فساد فی الارض فکانما قتل الناس جمیعا ومن احیاها فکانما احیا الناس جمیعا سوره مائده آیه 32 میفرمایند بیدین کردن یک نفر حالا پدر یا مادر بچهاش را بیدین میکند برادر برادر را بیدین میکند استاد شاگرد را در کلاس بیدین میکند مرد همسرش را از دین بیرون میکند یا زن شوهر را از دین بیرون میکند. امام صادق ع اسم این را کشتن دین گذاشته است و در ذیل این آیه میفرمایند گناه کشتن دین یک نفر مساوی با کشتن دین کل انسانهایی است که خدا خلق کرده و میکند.بیشتر مردم به اینها خیلی کمدقت هستند و فکر میکنند که اگر در یک جلسه مهمانی چهارتا وسوسه بیندازند و چهارتا پسر و دختر جوان بیدین بشوند یا از خدا و پیغمبر ببرند مسئله خیلی مهمی نیست قرآن مجید میگوید کشتن دین یک نفر برابر با کشتن دین کل انسانهای آفریدهشده خداست. چه کسی تحمل جواب این پرونده را در قیامت دارد؟ چه کسی میتواند جواب بدهد؟ هیچکس نمیتواند کسی گرده این جوابها را در قیامت ندارد. ترازوی پروردگار در تشخیص حق از باطلهمینطوری که پروردگار خودش در نظام مادی ترازو برپا کرده است و میفرماید و السما رفعها و وضع المیزان سوره الرحمن آیه 7 در امر معنوی هم ترازوی سالم و صحیحی برپا کرده است تا مردم با تکیه بر این ترازوی سالم الهی حق و باطل را بفهمند مکتبهای انحرافی را از سالم و راه مستقیم را از انحرافی بفهمند. همچنین با این ترازوی سالم بهشت و جهنم را در اعمال اخلاق و رفتارشان تشخیص بدهند. بزرگان و علمای مایهدار اهلسنت روایت بسیار پرقیمتی را درهمینزمینه از وجود مبارک رسول خدا ص نقل کردهاند. آدرس روایت کجاست؟ همه کتابها برای علمای اهلسنت است و باید به اینها بارکالله گفت که چنین روایات پرارزش پرنور و پرمعنویتی را نقل کردهاند حداقل به ما کمک دادهاند که در طول عمرمان حق را از باطل راه را از چاه و بهشت را از دوزخ بشناسیم. روایت در این کتب اهلسنت آمده است؛ البته چاپ این کتابها هم عوض شده و ممکن است صفحات چاپهای مختلف با هم فرق کند. روایت سهچهار صفحه اینطرف یا آنطرف در چاپهای بعدی دیده میشود جلد سیزدهم کتاب تاریخ بغداد صفحه 188؛ جلد چهلودوم کتاب تاریخ مدینه دمشق صفحه 472؛ جلد یازدهم کتاب کنزالعمال نوشته فاضل هندی صفحه 614. -عماریاسر شخصیتی معتبر در کتب شیعه و اهلسنتابوایوب انصاری که در زمان پیغمبر ص بوده میگوید خودم شنیدم که پیغمبر عظیمالشان اسلام به عماریاسر گفتند؛ عمار شخصیت بسیار معتبری است و کتب شیعه و اهلسنت نقل کردهاند که آیه شریفه الا من اکره و قلبه مطمئن بالایمان سوره نحل آیه 106 در حق عمار نازل شده است. خیلی حرف است خدا این و قلبه مطمئن بالایمان را میگوید؛ خدایی که به ذات و باطن قلب بندگانش اشراف دارد برای همیشه در قرآن امضا کرده که قلب عمار مطمئن بالایمان است. در حقیقت خداباوری پیغمبرباوری قرآن باوری و معادباوری عمار کامل است. -ناراحتی امیرالمؤمنین ع از شهادت عماریاسرکتابها این مطلب را نقل کردهاند و من آن را از کتاب مجالسالمؤمنین نوشته شهید قاضی نورالله شوشتری مدفون در کشور هند نقل میکنم. عمار وقتی در جنگ صفین در حال جنگ با دشمن بود در نودسالگی شهید شد. جنگ مغلوبه بود و برای اینکه جنازه عمار زیر دستوپای اسبها تکهتکه نشود یاران جنازه را بهسرعت از میدان بیرون بردند و در خیمهای گذاشتند بعد به امیرالمؤمنین ع خبر دادند. امام از جنگ دست کشیدند به آن خیمه آمدند خیلیها این را نوشتهاند و سر عمار را روی دامنشان گذاشتند. بلندتر از دامن علی ع کجا را میخواهیم؟ عرش خداست دیگر نگاهی به چهره خونآلود عمار کردند و اشک ریختند. علی ع برای آدم گریه کند معلوم است که آدم خیلی مقام دارد حضرت اشک ریختند سرشان را بلند کردند و درحال گریه گفتند ملکالموت تو که تا زمین آمدی و جان عمار را گرفتی جان علی را هم میگرفتی که من دیگر بعد از عمار زنده نمانم. آیا آدم به اینجا هم میرسد؟ رسیدند دیگر که علی ع به آدم بگوید من دیگر بعد از مرگ تو زندگی و عمر نمیخواهم نمیخواهم در این دنیا بمانم؛ چون بعد از مرگ تو احساس غربت میکنم. -امیرالمؤمنین ع میزان و شاقول
صراط روشن
شاقول فرستادیم؛ چرا این همه به مردم محبت کردیم بینات کتاب و میزان؛ چرا؟ لیقوم الناس بالقسط برای اینکه مردم زندگی درون و بیرونشان را بر اساس عدالت جهت بدهند. میزانی که در این آیه میفرماید و کنار کتاب است چیست؟ بینات مسئلۀ روشنی است یعنی معجزات. کتاب نیز روشن است یعنی یک سلسله معارف کامل و جامع؛ اما میزان چیست؟ بهترین نظری که دربارۀ میزان داده شده و تقریبا بزرگترین مفسرین پذیرفته و قبول کردهاند به معنای دین است. کتاب مجمل است و دین تفصیل کتاب میباشد. بنابراین از آیۀ شریفه خیلی راحت استفاده میشود که در نبوت پیغمبر اسلام ص کتاب قرآن است و دین مجموعۀ روایات رسول خدا ص و اهلبیت علیهم السلام . قرآن و اهلبیت علیهم السلام ؛ مکمل یکدیگرنکتۀ خیلی جالبی صاحب کتاب شریف اصول کافی نقل میکند که فکر میکنم کمتر به این نکته توجه شده این است که راوی به وجود مبارک حضرت باقر ع میگوید یک روایت سنددار برایم بگو. روایت سنددار روایتی است که چند نفر عادل موثق باتقوا در مسیر سندش هستند. مثلا در یک روایت پنج نفر را میبینیم که اولی میگوید من از فلان کس دومی میگوید من از فلان شخص سومی میگوید من از فلان مؤمن مورد اطمینان از کسی شنیدهام که او از امام صادق
ارزیابی قلب سلیم در آیات و روایات
شاقول را از آیات قرآن برایتان بگویم حالا یکی برای نمونه از سوره مبارکه انبیا میخوانم و نضع الموازین القسط لیوم القیامه سوره انبیا آیه 47 من معیارهای عدالتم را فردای قیامت وارد محشر میکنم که یکی از این معیارها قرآن یک معیار انبیا و یک معیار هم ائمه طاهرین علیهمالسلام هستند. نزدیک اربعین است به نجف میروید در زیارت امیرالمؤمنین ع میخوانید السلام علیک یا میزان الاعمال ای شاقول سنجش اعمال؛ یعنی خدا در قیامت هر رئیسجمهور سلطان و حاکم مسلمان هر صندلیدار وزیر و وکیلی که کارگردانی مردم را داشته با امیرالمؤمنین ع میزانگیری میکند؛ یا قبول میشود یا رفوزه. خدا میزانگیری میکند و باید حکومتش ریاستش سلطنتش وکالتش و وزارتش در حدی نزدیک به روش امیرالمؤمنین ع باشد نه مثل او؛ عین او که نمیشود خود حضرت میفرمایند الا و انکم لا تقدرون علی ذلک شما علیبشو نیستید؛ چون خدا توان و قدرتش را به شما نداده اعینونی بورع و اجتهاد و عفه و سداد اما شما میتوانید تقوا داشته باشید و به علی نزدیک بشوید؛ شما میتوانید استواری و ثابتقدمی داشته باشید و به علی نزدیک بشوید؛ شما میتوانید پاکی در شکم غریزه جنسی چشم زبان و گوش داشته باشید و به امیرالمؤمنین ع نزدیک بشوید؛ شما میتوانید در کل کارهای مثبت تنبل نباشید و به علی نزدیک بشوید؛ اما خود علی نمیشوید اگر اینها را داشته باشید شما را در قیامت با امیرالمؤمنین ع معیارگیری کنند و داشتن اینها نمره قبولی به شما میدهد؛ اما اگر کسی نداشته باشد رفوزه میشود. پروردگار عالم که بهشت را زبالهدانی درست نکرده تا کفار مشرکین منافقین بیدینها و بیبندوبارها که خودشان را اصلاح نکردهاند در روز قیامت به بهشت بریزد. و ازلفت الجنه للمتقین سوره شعرا آیه 90 بهشت برای کسانی است که خود را با معیارگیری قرآن پیغمبر ص و اهلبیت علیهمالسلام از هرزگیها حفظ کردهاند. و سیق الذین اتقوا ربهم الی الجنه زمرا سوره زمر آیه 73 پاکان را بهسوی جنت آدرس میدهند و راه برایشان باز میکنند. سنجش قلب سلیم با آیهای از کلام وحی-ارزیابی انسان با خودش در روز قیامتیک سلسله آیات و روایت هست که آدم خودش میتواند قلبش را با آن آیات و روایات بسنجد و از وضع کیفیت قلب آگاه شود. بعضی از آیات کلی است بعضی از آیات هم نه مواردی را بیان کرده است؛ مثلا یکی از آیاتی که کلی است یوم لا ینفع مال سوره شعرا آیه 88 قیامت بر فرض که کسی مالک مالی باشد البته هیچکس مالک نیست این ثروت سودی برای او ندارد؛ چون بازار قیامت بازار معامله تجارت خریدوفروش و کارخانه نیست و اگر پول هم باشد به درد نمیخورد. ولا بنون بچههایتان هم فریادرس قیامت شما نیستند. بچههایتان خیلی آدمهای خوبی هستند مزد عمل خودشان را میبینند؛ آنها به شما چه ربطی دارد؟ شما خودت مسئول و مکلف بودی خودت را در قیامت ارزیابی میکنند؛ نه با بچهات نه با پسرت نه با دخترت حتی آدم را با قوموخویش هم ارزیابی نمیکنند. بنیعباس قوموخویشهای اهلبیت علیهمالسلام بودند؛ عباس عموی پیغمبر ص بود و عبداللهبنعباس فضیلبنعباس و عبیداللهبنعباس پسرعموهای امیرالمؤمنین ع بودند. همینطور جلو بیایید تا عبدالله سفاح منصور دوانقی هارون و مامون اینها هم قوموخویشهای نزدیک پیغمبر ص و اهلبیت بودند. همه از عموزادگان پیغمبر ص هستند؛ اما شما وقتی وارد حرم حضرت رضا ص میشوید اگر خلوت باشد و بالای سر حضرت دو رکعت نماز بخوانی قبل از نماز سرت را بهطرف حرم بالا کن کاشیکاری زیبایی است که دو خط شعر عربی روی آن است و اینطوری شروع میشود قبران فی طوس دو قبر در این منطقه است که یک قبر برای پاکترین مردم یعنی امام هشتم و یک قبر هم برای آلودهترین افراد یعنی هارون است. بین قبر حضرت رضا ع و هارون چقدر فاصله است؟ یک جزر بسیار نازک که اگر به آن قبر فشاری بیاید جزر میریزد و جنازه امام هشتم و هارون کنار هم قرار میگیرد. بعد در خط دومش میگوید نه از ارزشهای حضرت رضا ع به هارون چیزی میرسد که عموزادهاش بوده است و نه از آلودگیها و عذاب هارون به حضرت رضا ع چیزی میرسد. در قیامت هم هارون را با حضرت رضا ع ارزیابی نمیکنند. حضرت رضا ع مستقلا ارزیابی خدا هست و هارون هم مستقلا ارزیابی میشود کاری به همدیگر ندارند. -ارزیابی شیعه با عمل اخلاق و پاکی قلبخیلی روایت عجیبی است؛ ما در این روایات که میگردیم دنیادنیا حرف حسابی گیرمان میآید. روزی جوانی پیش امام صادق
صدق و صداقت
شاقول ترازو یا میزانی باید انتخاب کرد که انسان را به بهشت برساند؟ یعنی چه کنم که راهم از دنیا به آخرت راه جنت الله شود؟ البته در این راه مسئلۀ رحمت مغفرت و رضوان خدا نیز تحقق پیدا میکند. شش عمل در قبال بهشتپیغمبر ص میفرمایند تقبلوا لی بسته اتقبل لکم بالجنه اذا حدثتم فلا تکذبوا و اذا وعدتم فلا تخلفوا و اذا اوتمنتم فلا تخونوا و غضوا ابصارکم و احفظوا فروجکم و کفوا ایدیکم و السنتکم. 4 شش مسئله را از من بپذیرید نه فقط کلمات را بشنوید. روایت خیلی جالب است. حضرت نمیفرمایند اسمعوا بیایید من شش مطلب را برایتان بگویم تا شما بهشتی بشوید بلکه میفرمایند شش حقیقت را از من بپذیرید و قبول کنید تا من هم ورود شما به بهشت را برای شما ضمانت و قبول کنم.وعدۀ هیچ پیغمبری تخلف نداشته است. هیچ پیغمبری به مردم غیر از حقیقت نگفته و دیگران را بدون دلیل تشویق نکرده است. انبیای الهی علیهم السلام حق بودند و حق میگفتند. وقتی رسول خدا ص میفرمایند من ضامن بهشت شما میشوم این ضمانت را خدا قبول میکند میپذیرد و امضا میکند. پرهیز از دروغگوییاما این شش مسئله اذا حدثتم فلا تکذبوا تا آخر عمرتان هنگام حرف زدن به هیچ کس دروغ نگویید. دروغ کار منافقان و افراد دورو است؛ چون یعنی من چیزی در قلب و نیتم هست غیر از آن را به طرف مقابلم میگویم. پوچگویی و یاوهگویی میکنم. دارم بیهوده میگویم. چیزی که اصلا واقعیت ندارد به صورت امری واقعی جلوه میدهم. این کار خیلی زشتی است که من غیر حقیقتی را با مردم به گونهای صحبت کنم که مردم فکر کنند حقیقت است. به خودتان و به پروردگار عالم دروغ نگویید. به پدر و مادر زن و بچه اقوام و مردم دروغ نگویید منافقانه برخورد نکنید. روراست و درست باشید. وقتی در پیشگاه حضرت حق میگویید ایاک نعبد و ایاک نستعین 5 من فقط معبود قابل پرستشم تویی اما اگر در زندگی پول شهوت صندلی و مقام معبودم باشد این دروغ به پروردگار است.آنگاه این دروغ را در قیامت میتوانم به عنوان حرف راست به پروردگار بقبولانم بگویم من شصت سال اینگونه میگفتم راست میگفتم؟ فکر کنم ببینم در دادگاه قیامت دروغها را میتوانم به عنوان سخن صدق بقبولانم؟ پروردگاری که کرارا در قرآن میفرماید از باطنتان معنی گفتارتان و نیتهایتان خبر دارم و علیم بذات الصدور 6 هستم چگونه در قیامت میشود دروغم را راست بقبولانم؟ اینکه ممکن نیست. برای پروردگار عالم غیبی وجود ندارد بلکه و ان کل لما جمیع لدینا محضرون 7 همه چیز نزد او حاضر است. برای خدا پنهان و خلوت وجود ندارد. دروغ نگویید. جواز دروغ برای حفظ جان مال و آبروالبته روایات میگویند اگر مال محترم کسی در خطر قرار گرفت و شما وسط افتادی مطلبی گفتی که آن مال محفوظ ماند و یا جانی در خطر قرار گرفت و شما مسئلهای گفتی که آن جان محفوظ بماند و نیز آبروی مرد و زنی در خطر قرار گرفت شما مطلبی را عنوان کردی که آبروی آنها محفوظ ماند ولی چیزهایی که گفتی واقعیت نداشت این را دروغ نمیگویند یعنی مهر دروغ روی این حرف نمیزنند؛ چون جان مال و آبروی مردم آنقدر در پیشگاه خدا قیمت دارد که میگوید شما با یک حرفی که از خودت ساختی آن را حفظ میکنی من مهر دروغ بر آن نمیزنم. نه اینکه دروغ نیست قبول دارم؛ اما عیبی ندارد. امام صادق ع
میزانها در قرآن
شاقول معیار و ترازوی شما این زن و شوهر و بچهاند. اگر مرد در حد سعۀ وجودی خودش عمران باشد اگر زن خودش را با این خانم میزانگیری کند فرزندشان حضرت مریم س میشود. نه آن مریم مادر مسیح ع بلکه مریم کوچکی میشود پاک و مقدس که وقتی حامله شود به فرزندی پاک حامله میشود. مسئولیت بسیار سنگین؛ اما ارزشمند معلمیچهارم معلم. هیچ نهادی در هیچ کشوری مسئولیتش از کوه سنگینتر از آموزش و پرورش نیست. میگویند طبق آمار امسال 17 میلیون کلاس اولی تا دانشگاهی در ایران وجود دارد. تمام این 17 میلیون امانت الله دست معلمها دبیرها و اساتیدند تا ببیند این معلمها و اساتید با این امانتها چه میکنند؟ با کلنگ بدفکری و فرهنگهای غربی ساختمان این امانتها را ویران میکنند یا انسان میسازند؟ قرآن میگوید اگر معلم یک نفر را بیدین و گمراه کند گناهش برابر با بیدین و نابود کردن تمام انسانهایی است که من آفریدهام. اینقدر سنگین و سخت است. معلم کلاس ابتدایی دبیرستان دانشکده دانشگاه با ما هم فرقی نمیکند. ما هم معلم هستیم. اگر روی منبر عقل مردم را منحرف کنیم دین مردم را بکشیم مطالبی بگوییم که دینی نیست و با قرآن و روایات تطبیق نمیکند و مردم به گمراهی کشیده شوند ما هم همان گناه را داریم.معلم حضرت مریم س زکریا بود. مادرش امراه عمران و پدرش عمران بود. خودش فرزندی به تمام معنا شایسته بود. این معلم در تربیت این محصل چهکار کرد؟ کفلها زکریا 15 معلم. امام حسین ع فرزندی داشت به سن مدرسه رسید نه وجود مبارک زین العابدین ع یکی دیگر از فرزندان حضرت. او را مدرسه برد. روز اول که به خانه آمد ابیعبدالله ع او را در بغل گرفت فرمود امروز در مدرسه به تو چه چیزی یاد دادند؟ گفت آن چیزی که یادم دادند بخوانم؟ فرمود بله عزیزدلم بخوان. سورۀ حمد را تا و لا الضالین خواند. امام دیدند این معلم الوهیت رحمانیت رحیمیت پروردگاری خدا قیامت عبادت و صراط مستقیم خدا را همین روز اول به این فرزندش یاد داده است. فرمود برو معلمش را بیاور معلم آمد. ابیعبدالله ع حواله نوشت فرمود به بازار میروی هزار متر پارچۀ حولهای یمن برابر با هزار دینار طلا نوشتهام. همانجا داخل خانه به او داد. بعد فرمود دهانت را باز کن دهان آن معلم را پر از شی قیمتی کرد؛ عقیق بود یا فیروزه نقره یا طلا. بعد فرمود برو. ایرادگیرها ایراد گرفتند گفتند چه خبر است؟ چرا به یک معلم اینقدر محبت کردید؟ آنگاه امام حسین ع این ابیات را یادآور شدند اذا جادت الدنیا علیک فجد بهعلی الناس طرا قبل ان تتفلتفلا الجود یفنیها اذا هی اقبلتولا البخل یبقیها اذا ما تولتیعنی زمانی که دنیا چیزی بر تو ببخشد تو نیز دست عطایت را بر همه مردم بگشا قبل از آنکه از دست تو برود نه بخشش آن را از بین می برد اگر به تو رو آرد و نه بخل آن را نگه می دارد اگر دنیا به انسان پشت کند. چیزهایی که من به این معلم دادم کجا به ارزشی آنچه که معلم به فرزند من داده میرسد؟ 16 امام حسین ع میخواهند بفرمایند که به معلمها برسید. اینها به نسل حیات میدهند. میزانگیری لقمه برای ایجاد نسل پاکو اما پنجم سفره است کلما دخل علیها زکریا المحراب وجد عندها رزقا قال یا مریم انی لک هذا قالت هو من عند الله ان الله یرزق من یشا بغیر حساب 17 سفره کم یا زیاد نان آبگوشت چلوکباب کوبیده و برگ یا نان و دوغ نان و کشک هرچه که باشد باید وصل به خدا باشد. آدم لقمه را از جیب شیطان بیرون نیاورده باشد بخورد؛ چون همه جا خصوصا فرزندان را نجس میکند. این قرآن به عنوان میزان تا هر شب هم به قرآن هم به روایات برسیم و خود را میزانگیری کنیم ببینیم در کجا قرار داریم و چه میکنیم؟تا بیخبری ز ترانۀ دلهرگز نرسی به نشانۀ دلروزانه نیک نمیبینیبیناله و آه شبانۀ دلتا چهره نگردد سرخ از خونکی سبزه دمد ز دانۀ دلاز خانۀ کعبه چه میطلبیای از تو خرابی خانۀ دلدر مملکت سلطان وجودگنجی نبود چو خزانۀ دلجانا نظری سوی مفتقرتکاسوده شود ز بهانۀ دل روضۀ دفن ابیعبدالله ع خانمهای متدینه به شوهرانشان گفتند دو شبانه روز است بدنهای قطعه قطعه روی خاک افتادهاند. اگر شما اقدام نمیکنید ما میرویم بدنها را دفن میکنیم. مردها آمدند؛ اما معطل و متحیر ماندند؛ این بدنها که سر ندارند لباس ندارند. هر کدام را دفن کنیم بعدا کسانی که میآیند از کجا بفهمند صاحب این قبر چه کسی است. متحیر ماندند که دیدند از طرف کوفه شترسواری دارد میآید. خواستند فرار کنند؛ اما خیلی بامحبت فرمود فرار نکنید. من تمام این بدنها را میشناسم. پیاده شد تک تک بدنها را با کمک بنیاسد دفن کرد. آخرین بدن بدن ابیعبدالله ع است. حسین جان توفیق نبود پابرهنه از نجف تا کربلا بیاییم؛ اما اینجا شبها مینشینیم برایت گریه میکنیم و اسم مبارکت را میبریم. امام صادق
English