در آن مرحله حقیقت بسیط قرآن را یکباره دریافت میکند و در شب قدر نیز توسط جبرئیل ـ سلام الله علیه ـ فرشته امین و معصوم وحی آن را بدون هیچ کم و
127 مطلب یافت شد
ایمان، نخستین ویژگی اولیاءالله
ایمان حقیقتی مرکبخود ایمان چیست؟ باز جملهای علمی بگویم؛ خود ایمان آیا یک حقیقت بسیط است یا یک حقیقت مرکب؟ آیا ایمان یک واحد قلبی است یا یک معنای
استاد انصاریان: قناعت در خواسته ها را پیش بگیرید که حرص انسان را وارد جهنم می کند
به نظر حضرت رضا ع ایمان یک حقیقت مرکبی است نه بسیط. … بسیط یعنی من بگویم خدا را قبول دارم اما امام هشتم ع میفرماید این یک شعار پوک باطنی است نه ایمان. در این عالم همه چیز مرکب استاستاد انصاریان گفت در ابتدای سوره بقره پروردگار عالم ایمان را بهصورت مرکب تعریف کرده است. در سوره حمد نیز ایمان مرکب تعریف شده و این ایمان ترکیبی از چند حقیقت … حقیقت مجسم بودند بهت زده می شود. ائمه مردم را به ایمان دعوت کردند و عاشق بودند که مردم این دعوت را قبول کنند اما زمان آنها بیشتر مردم این دعوت را قبول نکردند. وی در ادامه به روایتی از حضرت عبدالعظیم حسنی ع اشاره و بیان کرد حضرت عبدالعظیم حسنی ع از راویان بسیار مهم با اطمینان با اعتماد و مورد وثوق ائمه طاهرین است و زمان حضرت هادی ع و حضرت عسکری ع و امام جواد ع را درک کرده بودند. این روایت را ایشان از حضرت باقر ع نقل می کنند که در جنگ صفین که چهار ماه طول کشید رهبری جمعیت با امیرالمؤمنین ع بود در جنگ صفین یاران واقعی مطیع و مؤمن امیرالمؤمنین ع به چهل نفر نمیرسیدند که در آخر لشکر امیرالمؤمنین ع با معاویه و عمروعاص وابستند و جنگ را به نفع معاویه تمام کردند و سپس از دل همینها خوارج نهروان بیرون زد. بسیار باید مراقب زندگی کرد ما در معرض انواع امتحانات الهی هستیم محقق مفسر و پژوهشگر علوم قرآنی به ایمان حقیقی از نگاه امام رضا ع اشاره و خاطرنشان کرد بسیار باید مراقب زندگی کرد ما در معرض انواع امتحانات الهی هستیم؛ باید پایه ای بسیار قوی داشته باشیم که در برخورد با این میدانها شکست نخوریم. همه ائمه از امیرالمؤمنین ع تا امام عصر مردم را به ایمان دعوت کردند. اما سؤال اینجاست که آیا ایمان امر بسیط
نقد مبانی سلفیه در توحید
3637 اما چون از جهت معناشناختی تاویل در آیات متشابه را نمیپذیرند و آیات صفات را از متشابهات میداند بنابراین خدایی ار که اثبات میکنند یک حقیقت بسیط
رکن اساسی دعوت انبیا
به نظر حضرت رضا ع ایمان یک حقیقت مرکبی است نه بسیط ایمان بسیط یعنی من بگویم خدا را قبول دارم بعد هم بگویم کاری به کار چیز دیگری ندارم حالا خدا … به نظر وجود مقدس امام هشتم ایمان ترکیبی از سه حقیقت است که حالا من فردا به بعد اگر خدا لطف کند این ایمان مرکب را از آیات قرآن مجید برایتان میخوانم. همین ابتدای سوره بقره پروردگار عالم ایمان را بهصورت مرکب تعریف کرده است نه بسیط … ترکیب عالم هستیدر سوره حمد اولین سوره قرآن ایمان مرکب تعریف شده یعنی ترکیبی از چند حقیقت است؛ مثل یک درخت که بسیط نیست و ترکیبی است از ریشه آب
تفسیر قرآن ـ جلسه شصت و هشتم
او انثی و هو مومن یعنی حسن فاعلی داشته باشد و هم حسن فعلی یکی از آنها نمیشود به همین خاطر است که نگاه ائمه ما و قرآن این است که حقیقت یک امر مرکب است بسیط … حقیقت این نیست که خداوند متعال در رحم مادر یابعد از ولادت به انسان عنایت کند. این ایمان از طرقی که شنیدید وقتی تحصیل میشود که انسان به نقطه باور برسد این نسبت به غیب. چه غیب مطلق چه غیب نسبی به تعبیر اهل خدا خود این ایمان تحصیل شده از طرق لازم در قلب انسان به صورت یک چشم که این چشم از رصدخانه قلب حقایق را میبیند که با دیدن حقایق که همه آنها عاشق میشود و بر اساس همان زیبای من معشوق انسان به حرکت وا داشته میشود به عمل واداشته میشود.بحث دیگری که در ایمان مطرح است این است که نتایجش هم فرق میکند آیا ایمان یک امر بسیط
تعریف دعاى مكارم
یا معصومی چنین حدیثی را گفته باشد می توانیم بگوئیم که البته خداوند صورت ندارد زیرا او یک وجودی نیست که محصول عرض و ترکیب باشد بلکه او یک حقیقت بسیط
ارزش ملکوتی انسان در گرو انتخاب درست
شما باید عنایت داشته باشید که ایمان یک حقیقت مرکب است و بسیط نیست؛ نه قرآن و نه روایات ایمان را بسیط نمیدانند. … حقیقت ایمان در کلام حضرت رضا ع چقدر این روایت حضرت رضا ع عالی است آنچه که ارزش کامل به ما میدهد. حضرت میفرمایند الایمان عقد بالقلب 8 آن دین واقعی خدا یک گره محکم است. این در لغت عرب است؛ عقد یعنی گره محکم نه گره شل. ایمان خوردن گره محکم دل به پروردگار است؛ یعنی آدم وابسته واقعی به خالق آفریننده و روزیدهندهاش بشود. همچنین یک گره محکم به معاد قیامت انبیا قرآن و ملائکه باشد. این یک بخش از ایمان است. حالا فرض کنید که فردا صبح هشت میلیارد جمعیت جلوی من صف بکشند و بگویند عالم خدا ندارد پیغمبران مسئلهای نیستند و قرآن مطلبی نیست. من در مقابل این هشت میلیارد نفر واقعا خندهام میگیرد و پیش خودم میگویم اینها هشت میلیارد با هم جمع شدهاند و یک جوک دروغ پوک میگویند کلا جوک یک دروغ شاخو برگدار است که مردم از آن خندهشان میگیرد. درحالیکه آدم از حقایق خندهاش نمیگیرد؛ قرآن وحی خداست امیرالمؤمنین ع وصی و خلیفه بلافصل پیغمبر ص است ابیعبدالله ع کلیددار دنیا و آخرت است. آدم از شنیدن اینها خندهاش نمیگیرد؛ اما آنچه آدم را میخنداند دروغ و جوک و یک کلام پوک است. هشت میلیارد نفر هم بلند شوند و بگویند دین و قیامت و برزخ دروغ است من همینجوری نگاهشان میکنم و میخندم. بعد میگویم این دیوانهها و بدبختها چه میگویند؟ این عقد و یک گره محکم است که هر روز سی تا تلفن همراه هم به من نشان بدهند که خناسها صدجور وسوسه نسبت به دین ریخته باشند اثری در من ندارد. و لفظ باللسان دین اعلام ایمان به زبان است. بعدا این اعلام را برای شما توضیح میدهم؛ اگر خدا لطف کند. و عمل بالجوارح ایمان این است که تمام هفت عضو رئیسه من چشم گوش زبان دست شکم شهوت و پا مطابق نقشه خدا حرکت داشته باشند. این حرف امام هشتم است. چقدر این روایت زیباست ایمان مرکب است و بسیط
قم/ بیت آیتاللهالعظمی بروجردی/ دههٔ اول ذیالحجه/ تابستان1396/ سخنرانی سوم
روزهشان به حلال و حرامشان ندارم و فقط عاشق هستم نه این ولایت نیست؛ ولایت یک امر ترکیبی است و بسیط نیست و ظاهرا ما در اسلام کار بسیط نداریم بسیط یک حقیقت
توحید (2) - جلسه نهم – (متن کامل + عناوین)
نیست؛ ولی قرائت بسیط میباشد. 14 سه حقیقت … حقیقت وحی بودن قرآن و اینکه کتاب حق تجلی علم الله است میفرماید آیا شک دارید؟ اگر چنین است فاتوا بسوره مثله 4 مانند یک سورۀ آن را بیاورید. نمیتوانند بگویند که عناصر و مصالح ساختمان این کتاب اگر در اختیار ما بود ما هم یک سوره مثل آن میساختیم.در ابتدای سورههایی از قرآن حروف مقطعه دارد مثلا الم حم طس . یک هدف این حروف مقطعه این است که کل قرآن از حروف الفبا ساخته شده است. حروف الفبا در اختیار همه است و علم و قدرت ذهنی هم که دارید. اما نمیتوانید از هنر جملهسازی و ادبی که دارید آیهای بسازید. بعد اعلام میکند فان لم تفعلوا و لن تفعلوا فاتقوا النار التی وقودها الناس و الحجاره اعدت للکافرین 5 اگر فن و هنر خود را به کار بردید و نشد پس یاوهگویی و باطلگویی نکنید.دست کم در کنار این قرآن خود را از گرفتاری در آتش قیامت که هیزم و ماده آن خودتان هستید بپرهیزید. یعنی هرچند با وسوسه و تردید و تبلیغ باطل و یاوهگویی در برابر این کتاب بایستید آتش قیامت قطعا شما را به اسارت خواهد گرفت.در سورۀ مبارک اسرا بیان میکند قل لئن اجتمعت الانس و الجن علی ان یاتوا بمثل هذا القرآن لایاتون بمثله و لو کان بعضهم لبعض ظهیرا 6 اگر تمام جن و انس یار و پشتیبان یکدیگر شوند و همۀ ابزار قدرتشان را جمع کنند که مانند این قرآن را بیاورند لایاتون بمثله ؛ امکان ندارد بتوانند این کار را به انجام برسانند. باور کردن قرآندر این بخش قرآن مجید به ما یقین میدهد که این کتاب خدا کتاب وحی پروردگار است و تا ایمان و باور و تصدیق قلب ما را تسخیر نکند نمیتوانیم از قرآن کریم بهرهای داشته باشیم. چون عمل همراه با تردید و مخلوط با خناسگری خناسان ارزش ندارد.در آخر سورۀ بقره وقتی میخواهد چهرۀ الاهی و ملکوتی باطن پیامبر را نشان دهد میفرماید آمن الرسول بما انزل الیه 7 اول سخن از باور پیامبر اکرم ص به میان میآورد. سرمایۀ قلبی پیغمبر را نسبت به قرآن کریم بیان میکند و بعد در آیات دیگر مسالۀ عمل و اخلاق پیغمبر را که بر اساس این ایمان انجام میگرفت طرح میکند.قلب همراه با تردید و شک قلب بیمار و آلوده است. ما باید اول دل را از هر آلودگیای پاکسازی کنیم. این یک بخش کار است که خود قرآن به ما کمک میدهد که چگونه دل در گرو قرآن بگذاریم؛ چگونه به او یقین کنیم؛ چگونه او را تصدیق کنیم و به او مؤمن شویم. هدف از نزول قرآناما هدف از نزول قرآن چه بوده است؟پروردگار متعال در سورۀ مبارک اسرا هدف قرآن کریم را چنین بیان میکند ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم 8 این کتاب شما را راهنمایی میکند؛ للتی هی اقوم به راهی که استوارترین و مستقیمترین راه است. شما را که در این راه قرار داد و یبشر المؤمنین الذین یعملون الصالحات ان لهم اجرا کبیرا 9 به مؤمنانی که دارای عمل صالح هستند اجر کبیر را مژده میدهد. تفاوت قرائت با تلاوت در قرآنخداوند کریم در سورۀ مبارک فاطر میفرماید ان الذین یتلون کتاب الله 10 نفرموده یقرؤون کتاب الله. این نکته جالب است که آیات مربوط به قرائت آیاتی است که در اوایل بعثت نازل شده است. یعنی زمانی که هنوز مردم جاهل بودهاند و زمینهای برای کلاس فهم قرآن وجود نداشت. آیات قرائت آن زمان نازل شده است؛ مثل آخرین آیۀ سورۀ مبارک مزمل فاقرؤا ما تیسر من القرآن علم ان سیکون منکم مرضی و آخرون یضربون فی الارض 11 قرآن را بخوانید چه در بستر بیماری یا در میدان جنگ یا در بازار و در داد و ستد باشید؛ زیرا در مکه جنگی نبود و همۀ مردم هم مریض نبودند. ولی مسالۀ تلاوت در آیاتی است که در مدینه نازل شد و یک نمونۀ آن همین آیه است. الذین آتیناهم الکتاب یتلونه حق تلاوته اولئک یؤمنون به 12 تلو به معنی دنبال کردن است. و الشمس و ضحاها * و القمر اذا تلاها 13 قسم به ماه هنگامی که دنبال خورشید در حرکت است. البته همراه زمین به دنبال خورشید در حرکت است.راغب اصفهانی در کتاب مفردات مینویسد تلاوت یک امر مرکب است و بسیط
خودشناسی، راهی بهسوی بهشت پروردگار
هندیها هم به زبان خودشان میگفتند دانشمندان ایرانی هم میگفتند آب بسیط است؛ ولی بعدا اروپاییها کشف کردند که آب بسیط است دروغ است و حقیقت ندارد.
توحيد ذات و صفات
حقیقت جمله مزبور به این صورت است. لا اله غیر الله بموجود معبود حقی که غیر خدا که لایق پرستش وجود ندارد جمله مزبور فقط برای نفی معبودهای خیالی است که مشرکین برای خود انتخاب کردند نه این که دو مطلب را در برداشته باشد یکی نفی آن معبودها و دیگر اثبات وجود خدا چون گفته شد الا در اینجا برای استثنا نیست تا دلالت بر نفی و اثبات کند چرا که قرآن مجید اصل وجود خدا را از بدیهیات دانسته و محتاج به استدلال نمیبیند و تمام توجهش به اثبات صفات مانند یگانگی خالقیت علم قدرت و امثال آن است. آری حضرتش در ذات و صفات مثل و کفوی ندارد در استحقاق عبادت یعنی در الهیت فرداست تبعیض و تجزیه بر ذاتش روا نیست در ازلیت و ابدیت ذات یگانه است. ایمان به الوهیت واحد است که از هر عبودیت دیگر و کفر و کتمان میرهاند و استعدادها را برای کمال و به سوی تکامل برمیانگیزد عبادت هر معبودی جز کمال و قدرت مطلق چون هم سطح انسان یا پستتر است موجب انحطاط و توقف میگردد و استعدادها را خاموش و مکتوم و حقایق را مسخ و محرف مینماید.آن بتپرستی که سنگ و چوب را میپرستد تا ماده پرست و شهوتپرستی که به مظاهر آنها سر فرود میآورد و احکام خدا و هدایت را برای تقرب به آنان تاویل و کتمان مینماید تا عقیده و مرامپرست جامدی که همه حقایق بسیط
ابرکوه یزد مسجد کوثر سخنرانی چهارم
کلمه بسیط کلمه مرکب بسیط در عالم ماده به معنای عنصری است که یک حقیقت است اما مرکب عنصری است که از دو حقیقت سه حقیقت چند حقیقت ترکیب شده و یک … حقیقت ترکیبی است یعنی چند واقعیت به همدیگر گره زده شده تا به عنوان ولایت جلوه کرده است. کدامشان است؟در پاسخ این پرسش ما میبینیم که علمای بزرگ شیعه چهرههای برجسته آگاه به مکتب اهل بیت ولایت را امر بسیط نمیدانند و به عبارت علمی دیگر
خدای سمیع و علیم
پس در حقیقت می توان گفت شب و روز گهواره ای است عمومی که عناصر بسیط عالم و موالیدی که از ترکیب آنها با یکدیگر متولد می شود همه در آن گهواره تربیت
آغاز آفرينش
حقیقت محمدی صلی الله علیه و آله و سلم مبدا حیات و روح همه چیز حیات آنها واسطه فیض بین خدا و بندگان و منبع فیض عارفان است. 30 14. اول ما خلق الله محمد است او قبل از آفرینش آب عرش کرسی آسمانها زمین لوح قلم بهشت و دوزخ فرشتگان آدم حوا آفریده شد. 31 به گفته ابن عربی نزد عرفا نخستین موجودی که پا به عرصه هستی گذاشتحقیقت محمدیه صلی الله علیه و آله و سلم است و اهل حکمت حکما او را عقل اول مینامند عقل اول همان قلم اعلی است که حقتعالی از لا شی آفرید. 32 15. محمد وعترت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود خداوند متعال پیش از آن که آدم را بیافریند من و اهل بیت مرا از یک نور آفرید . 33 امام صادق علیه السلام نیز میفرماید محمد و علی علیمها السلام از یک نور آفریده شدند آفرینش آنان قبل از خلقت آسمانها زمین وعرش صورت گرفت. 34 امام سجاد علیه السلام نیز میفرماید خداوند محمد علی و پاکان از ذریه آنان را از نور عظمتخود قبل از سایر مخلوقات آفرید. 35 امام باقر علیه السلام میفرماید آفرینش جهان هستی از محمد وعترت او علیهم السلام آغاز شد. 36 امام جواد علیه السلام فرمود خداوند هماره به وحدانیتیکتا بود سپس محمد علی و فاطمه را آفرید آن گاه پس از هزار دهر کنایه از مدتی بسیار طولانی همه اشیا را آفرید. 37 در برخی روایات اول ما خلق الله محمد و عترت او تا حضرت مهدی ائمه اثنی عشر به شمار آمدهاند. 38 16. ارواح پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم - خطاب به علی علیه السلام - فرمود نخستین چیزی که خدا خلق کرد ارواح ما بود و بعد از ما فرشتهها را آفرید. 39 17. نفوس مقدس خداوند نفوس مقدس و پاکی را در ابتدای خلقت آفرید. 40 18. مروارید سپید نخستین چیزی که آفریده شد دره بیضا مروارید سپید بوده است. 41 کاشانی دره بیضا را عقل اول - به عنوان نخستین مخلوق خداوند - دانسته است. 42 19. فرشته کروبی برخی از دانشمندان نخستین آفریده پروردگار را چیزی به نام فرشته کروبی قلمداد کردهاند. 43 20. عقل خداوند در آغاز خلقت عقل را آفریده است اول ما خلقالله العقل این حدیثشریف را ابن بابویه درکتاب گرانسنگ من لا یحضره الفقیه و مجلسی اول ملا محمد تقی در کتاب ارزشمند روضه المتقین و ابن ابیالجمهور در غوالی اللئالی ذکر کردهاند.تعجب از مجلسی دوم رحمه الله ملا محمد باقر است که در بحار مینویسد و اما خبر اول ما خلق الله العقل فلم اجده فی طرقنا وانما هی فی طرق العامه حدیث اول ما خلق الله العقل را من در طرق و مستندات شیعه نیافتم و تنها از طریق اهل سنت وارد شده است. 44 به روایت کلینی رحمه الله این عقل نخستین چیزی است که از روحانیون و قبل از آنها آفریده شده و بر آنها تقدم دارد. 45 دیدگاه عرفا و حکما درباره عقل انکساغورس معتقد است نخستین چیزی که آفریده شد عقل فعال است. 46 عقل فعال عبارت است از جوهری بسیط
آیات قرآن مربوط به رابطهی ظهوری جهان با خدا
نظریه اضافه موجودات به حقیقت وجود اضافهی اشراقی نه اضافهی ماهوی یا عرضی است. 9 اگر امکان وجودی مناط فقر و حاجت موجودات به واجبالوجود باشد پس موجودات که عین ربط و تعلق به جاعل هستند بدون تکیه بر جاعل واجبالوجود هیچ ظهور و بروزی هم ندارند. از اینجاست که صدرا نظریهی بسیط … واجبالوجود و از حقیقت واجبالوجود به شناخت موجودات میرسد به آیهی شهد الله انه لا اله الا هو والملائکه واولوا العلم قائما بالقسط لا اله الا هو العزیز الحکیم آل عمران 18 مدلل میکند. 12 او همچنین آیهی ... ان السماوات والارض کانتا رتقا ففتقناهما... انبیا 30 را شاهد شمول وجود بسیط … بسیط دارد در حالی که فتق در این آیه تفصیل آسمانی زمینی عقلی نفسی فلکی و ملکی وجود است. 13 صدرا آیهی شهد الله را بلندمرتبهترین برهان وجود خداوند معرفی میکند؛ 14 زیرا بر ظاهرترین چیز که طبیعت وجود مطلق بما هو مطلق است مبتنی است و از آیهی اولم یکف بربک انه علی کل شی شهید فصلت 53 نتیجه میگیرد که حقیقت
حجاب نورانى و حجاب ظلمانى
براندازد و پرده اغیار و خودبینی و خودنمایی که ساتر چشم حقیقتبین است برطرف سازد تا حقیقت خود آشکار گردد چهره شاهد مقصود را به دیده دل بیحجاب ظلمانی مشاهده کند اما بدون اشاره حسی و عقلی ؛ زیرا چون آن ذات بینشان بسیط … حقیقت که منتهای مقصد سالکان راه خداست به جذب احدیت عارف را میسر شود و تا آن جذبه پنهانی معشوق عاشق را دعوت نکند عاشق قدم به کوی وصال نگذارد و عشق معشوق چون به عاشق رخصت دیدار دهد در مرحله ثانی عشق عاشق پدید آید وسالک تا طی مراتب عشق و سیر مقامات عاشقی نکند هرگز به مقام وصال نرسد و به خلوتگاه شهودش راه ندهند و خلاصه نخست حب حق به خلق و جذبه عشق او که اثر عشق به ذات خود است مبدا عشق عاشق است آنگاه عشق و شوق عاشق منشا سیر و صعود او به درگاه شهود است .باز کمیل را شوق و هیجان افزوده گشت و از حضرت توضیح بیشتر خواست حضرت فرمود نور یشرق من صبح الازل فیلوح علی هیاکل التوحید آثاره یعنی آن حقیقتی که مورد سؤال توست نور الهی است که صبح ازل اشراق بر هیاکل توحید کرد یعنی بر ماهیات که از خود وجود ندارند و وجودشان آیت وحدت حق است . و مراد از صبح ازل میتوان عالم عنایت ازلی و عالم ربوبیت و نظام ربانی مقصود باشد پس مراد به تابش نور حق و شمس حقیقه الوجود و اشراق معشوق مطلق بر هیاکل توحید ظهور آثار تجلی در مظاهر و مجالی اوست و به عبارت دیگر مراد از تجلی نور حق در ماهیات امکانی به ظهور پیوستن اشیا و کلیه مراتب از ذات و ذاتیات ماهیات و جواهر و اعراض و مجرد و مادی و بسیط
حجاب نورانى و حجاب ظلمانى
براندازد و پرده اغیار و خودبینی و خودنمایی که ساتر چشم حقیقتبین است برطرف سازد تا حقیقت خود آشکار گردد چهره شاهد مقصود را به دیده دل بیحجاب ظلمانی مشاهده کند اما بدون اشاره حسی و عقلی؛ زیرا چون آن ذات بینشان بسیط … حقیقت که منتهای مقصد سالکان راه خداست به جذب احدیت عارف را میسر شود و تا آن جذبه پنهانی معشوق عاشق را دعوت نکند عاشق قدم به کوی وصال نگذارد و عشق معشوق چون به عاشق رخصت دیدار دهد در مرحله ثانی عشق عاشق پدید آید وسالک تا طی مراتب عشق و سیر مقامات عاشقی نکند هرگز به مقام وصال نرسد و به خلوتگاه شهودش راه ندهند و خلاصه نخست حب حق به خلق و جذبه عشق او که اثر عشق به ذات خود است مبدا عشق عاشق است آنگاه عشق و شوق عاشق منشا سیر و صعود او به درگاه شهود است.باز کمیل را شوق و هیجان افزوده گشت و از حضرت توضیح بیشتر خواست حضرت فرمود نور یشرق من صبح الازل فیلوح علی هیاکل التوحید آثارهیعنی آنحقیقتی که مورد سؤال توست نور الهی است که صبح ازل اشراق بر هیاکل توحید کرد یعنی بر ماهیات که از خود وجود ندارند و وجودشان آیت وحدت حق است.و مراد از صبح ازل میتوان عالم عنایت ازلی و عالم ربوبیت و نظام ربانی مقصود باشد پس مراد به تابش نور حق و شمس حقیقه الوجود و اشراق معشوق مطلق بر هیاکل توحید ظهور آثار تجلی در مظاهر و مجالی اوست و به عبارت دیگر مراد از تجلی نور حق در ماهیات امکانی به ظهور پیوستن اشیا و کلیه مراتب از ذات و ذاتیات ماهیات و جواهر و اعراض و مجرد و مادی و بسیط
توحيد ذات و صفات
حقیقت جمله مزبور به این صورت است. لا اله غیر الله بموجود معبود حقی که غیر خدا که لایق پرستش وجود ندارد جمله مزبور فقط برای نفی معبودهای خیالی است که مشرکین برای خود انتخاب کردند نه این که دو مطلب را در برداشته باشد یکی نفی آن معبودها و دیگر اثبات وجود خدا چون گفته شد الا در اینجا برای استثنا نیست تا دلالت بر نفی و اثبات کند چرا که قرآن مجید اصل وجود خدا را از بدیهیات دانسته و محتاج به استدلال نمیبیند و تمام توجهش به اثبات صفات مانند یگانگی خالقیت علم قدرت و امثال آن است. 1 آری حضرتش در ذات و صفات مثل و کفوی ندارد در استحقاق عبادت یعنی در الهیت فرداست تبعیض و تجزیه بر ذاتش روا نیست در ازلیت و ابدیت ذات یگانه است. ایمان به الوهیت واحد است که از هر عبودیت دیگر و کفر و کتمان میرهاند و استعدادها را برای کمال و به سوی تکامل برمیانگیزد عبادت هر معبودی جز کمال و قدرت مطلق چون هم سطح انسان یا پستتر است موجب انحطاط و توقف میگردد و استعدادها را خاموش و مکتوم و حقایق را مسخ و محرف مینماید.آن بتپرستی که سنگ و چوب را میپرستد تا ماده پرست و شهوتپرستی که به مظاهر آنها سر فرود میآورد و احکام خدا و هدایت را برای تقرب به آنان تاویل و کتمان مینماید تا عقیده و مرامپرست جامدی که همه حقایق بسیط
توحيد ذات و صفات
حقیقت جمله مزبور به این صورت است. لا اله غیر الله بموجود معبود حقی که غیر خدا که لایق پرستش وجود ندارد جمله مزبور فقط برای نفی معبودهای خیالی است که مشرکین برای خود انتخاب کردند نه این که دو مطلب را در برداشته باشد یکی نفی آن معبودها و دیگر اثبات وجود خدا چون گفته شد الا در اینجا برای استثنا نیست تا دلالت بر نفی و اثبات کند چرا که قرآن مجید اصل وجود خدا را از بدیهیات دانسته و محتاج به استدلال نمیبیند و تمام توجهش به اثبات صفات مانند یگانگی خالقیت علم قدرت و امثال آن است. 1 آری حضرتش در ذات و صفات مثل و کفوی ندارد در استحقاق عبادت یعنی در الهیت فرداست تبعیض و تجزیه بر ذاتش روا نیست در ازلیت و ابدیت ذات یگانه است. ایمان به الوهیت واحد است که از هر عبودیت دیگر و کفر و کتمان میرهاند و استعدادها را برای کمال و به سوی تکامل برمیانگیزد عبادت هر معبودی جز کمال و قدرت مطلق چون هم سطح انسان یا پستتر است موجب انحطاط و توقف میگردد و استعدادها را خاموش و مکتوم و حقایق را مسخ و محرف مینماید.آن بتپرستی که سنگ و چوب را میپرستد تا ماده پرست و شهوتپرستی که به مظاهر آنها سر فرود میآورد و احکام خدا و هدایت را برای تقرب به آنان تاویل و کتمان مینماید تا عقیده و مرامپرست جامدی که همه حقایق بسیط
English