حضرت آیت الله حسین انصاریان از آیاتی که در قرآن مجید مقام خلافت کرامت معرفت هدایت و فضیلت انسان را بازگو کرده و این همه را مستند به حقیقت انسان و باطن … این نمونه آیات معلوم میدارد که انسان سر خداست و خداوند سر او و انسان عالم کبیر و جهان عالم صغیر است و این همه مربوط به باطن اوست که تجلی گاه … انسان از مقامات بسیار بلندی که برایش مقرر شده بهرهمند گردد. در این نقطه است که جایگاه تربیت و تزکیه و نقش انبیا و امامان معلوم میشود.در معارف الهیه آمده اگر قوای ظاهر و باطن را هماهنگ با مسائل الهی نمودی
3,451 مطلب یافت شد
ارزش توبه در باطن انسان
یعنی باطن فکر قلب و نفس را آلوده میکند.اینجا لازم است به چند مورد از گناهان اشاره کنم برای این که بدانید گناه میتواند همه جا نفوذ کند سندش هم قرآن مجید است بلی من کسب سیئه و احطت به خطیئته فاولئک اصحب النار هم فیها خلدون به ضمیری است که به انسان
آثار گناه در باطن انسان
امام فرمود او باطن پدرت بود. نفس انسان با گناه کردن بد قیافه میشود. … باطن او دارد برای او جلوه میکند یوم تبلی السرآئر چهرهها چه قیافهای به خود میگیرد و اما من خاف مقام ربهی و نهی النفس عن الهوی * فان الجنه هی الماوی حالت دیگر نفس رهینه بودن است کل نفس بما کسبت رهینه * الا اصحاب الیمین مجموع گناهانی که نفس مرتکب میشود زندانی را میسازد که تا ابد هم دری ندارد که انسان
معنا کردن باطن انسان در سایۀ ربوبیت
انسان این نیروی درون و استعداد درون را به پروردگار بسپارد ـ لغت سپردن در قرآن مجید اسمش تسلیم است ـ چه کارها میکند. بالاخره ابراهیم یک روزی در رحم مادر یا در صلب پدر یک نطفه بوده ولی ایام جوانی و ابتدای کار است که پروردگار به او میگوید اذ قال له ربه اسلم بقره 131 ابراهیم همۀ باطنت را به دست من بده. قال اسلمت لرب العالمین همۀ باطن … باطن این چوب چه غوغایی است. پروردگار فرمود و الق ما فی یمینک طه 69 دستت را از این چوب بردار و روی زمین بینداز. آمد فرار بکند کسی که الان پیغمبر شده هیولای عظیمی و یک اژدهای بینظیری که کسی ندیده از پنهان این چوب درآمد. خطاب رسید فرار نکن لا یخاف لدی المرسلون نمل 10 کنار من انبیا نمیترسند موسی نترس دوباره دستت را دراز کن و این اژدها را بگیر. دست موسی که به این اژدهای عظیم رسید همان چوبدستی شد نه یک مثقال به آن اضافه شد و نه چاقتر شد و نه آثار حیات در آن بود. در کمون این چوب قدرتی از ربوبیت الهی بود که کل دستگاه فرعون را این چوب نابود کرد. یک تلنگر دیگر به خودم بزنم؛ اندازۀ یک چوب هم بعد از شصت سال نشدی کاخ فرعون هوا و هوست را بریزی این فرعون نفس و نفس اماره را غرق بکنی. والله اندازۀ یک چوب هم نشدم اگر شده بودم که الان هوای نفسی در من عرض اندام نمیکرد. این یک مطلب است. عمر گرانمایۀ علمایک حقیقتی به ما عطا شده که خودش اسمش را گذاشته عمر زمان. عمر به نظر ما یک حقیقت سیال است یعنی از وقتی به دنیا آمدیم در حرکت است هنگام مرگ هم از حرکت میافتد. در کمون این عمر چه غوغایی است؟ خدا میداند. چه میشود از این عمر بیرون کشید؟ علامه حلی سیزده سالش بود مجتهد جامعالشرائط بود ولی قابل تقلید نبود چون مکلف نبود یعنی در سیزده سال مجتهد شدن را از این عمر بیرون کشید چون اجتهاد در عمر بود. ایشان تا هشتاد و چهار سالگی به تنهایی بیکمک و بیکامپیوتر و بدون این ابزارهای علمی یک قلم چوبی بوده و یک دوات مرکب و کاغذهایی که قرن هفتم دستی میساختند؛ از درون این عمر که وصل به ربوبیت الهی بود پانصد و بیست و سه جلد کتاب علمی بیرون کشید. تو به ما نگو ما را شرمنده کنی بگذار خودمان به خودمان میگوییم که تو با این عمر شصت هفتاد ساله چهل ساله سی ساله بیست ساله چه کار کردی؟ چه درآوردی؟ علامه مجلسی هفتاد و دو سه سال بیشتر سنش نبود هفتاد و چند جلد کتاب علمی در سایۀ آیات و روایات نوشت. از این هفتاد و چند جلد یک کتاب بالای پنجاه هزار صفحه است. شما همین امشب رفتی خانه بشین دو صفحه مهمل روی کاغذ بنویس ببین حوصلهات میکشد؟ یک کتاب از آن هفتاد تا مرآت العقول است نزدیک بیست هزار صفحه است. بقیۀ کتابها هم هزار صفحه هزار و ... اینها را از کجا آورده؟ از عمرش بیرون کشید. بقیه را بخواهم مثل بزنم دیگر منبر تمام میشود به نام مبارک عالمان بزرگ شیعه که از عمرشان چه چیزی بیرون کشیدند. تقریبا چهل سال است که انقلاب شده چند سال قبل از انقلاب سال 40 که نزدیک شصت سال پیش میشود آیتالله العظمی بروجردی از دنیا رفته پنجاه سال است لجنهای یعنی هشت نفر ده نفر نه نفر روی کارهای علمی ایشان کار میکنند و چاپ میکنند هنوز کار تمام نشده اینها را از کجا درآورده؟ از عمرش. یک بار علما دیدنش آمده بودند صحبت عمر شد ایشان فرمودند از شش هفت سالگی که وارد زندگی شدم تا الان که هشتاد و هشت سالم است یک لحظه عمرم را تباه نکردم؛ بیشتر نخوابیدم بیکار نماندم. من در یکی از سالگردهای ایشان این مطلب را گفتم من ده سال است سالگردش مسجد اعظم منبر میروم.خیلی عمر درونش سرمایههای عظیمی قرار دارد معدن است معدن الهی است باید این معدن را استخراج کرد. این مطلب دوم است. مبدا ناچیز انسانبه هر کسی بگویی آقا دو سه قطره منی را ببینی خوشت میآید؟ میگوید خیلی بدم میآید بوی بدی هم دارد لجن است یک قطرهاش به لباس برسد نجس میشود یک قطرهاش از بدن بزند بیرون کل بدن نجس میشود؛ این دید مردم عالم به نطفه است. در کمون و پنهان این نطفه تمام این کارخانههای کرۀ زمین تمام این هواپیماسازیها تمام این قطارسازیها تمام صنعت کرۀ زمین تمام کتابخانهها همه در همین نطفه بوده است. از کجا آمده؟ این نطفه بود که همه چیز را با خودش داشت وقتی تبدیل به انسان
انعکاس تابش نور ولیالله در اعماق باطن انسان
-دل انسان ظرف معرفت و آگاهی و القلب للمعرفه من برای تو دل ساختم که این دل ظرف معرفت است جاهل و نفهم زندگی نکن عالم بیدار فهمیده آگاه و باخبر بشو. -عمق باطن … باطن و حسن فاعلی پیدا کردی. بعد هم وقتی حر از اسب میافتد چقدر زیبا به او سردوشی میدهد انت حر فی الدنیا و الآخره کما سمتک امک حرا یعنی هیچ گیری نداری؛ نه در دنیا گیری داری که حالا مردم 1500 سال بنشینند و با اشک چشم بگویند لعن الله امه اسرجت الجمت تنقبت تهیات لقتالک یا اباعبدالله این گیر را نداری. انت حر فی الدنیا یعنی نهتنها یکنفر تو را در کره زمین لعنت نمیکند بلکه به کربلا که میآید تا قبرت را زیارت نکند برنمیگردد. پس تو اصلا گیر دنیایی نداری گیر آخرتی هم نداری؛ برای اینکه وقتی پدر من امیرالمؤمنین ع به این سرزمین رسیدند رو به خاک کردند و گفتند واها لک ایتها التربه خوشبهحالت ای خاک یخرجون منک اقوام یدخلون الجنه به غیر حساب از تو افرادی بیرون میآیند که اصلا پرونده ندارند. حقیقت معنایی عشق اصیلپس ما عشق اصیل را با اشتهای کاذب قاتی نکنیم عشق به پول اشتهای کاذب است؛ خدا پول را بهعنوان نعمت داده نه معشوق در جیب خودت دست بکن مثل سخاوتمندان عالم خرج بکن و آخرتت را آباد بکن؛ خیلی هم جای خرج زیاد است. همین مجالس جای خرجش زیاد است. گاهی با جیب خود احوالی از اینهایی بپرسید که برای ابیعبدالله ع واقعا خالصانه کار میکنند. پول معشوق نیست و اگر معشوق بشود باید عشق را از روی آن باید برداشت و اشتهای کاذب گذاشت. زن و دختر محرم یا نامحرم معشوق نیست؛ بلکه نعمتالله است. خدا در قرآن میگوید که من زنان را لیسکنوا فیه سوره نمل آیه 86 برای آرامش شما خلق کردهام. حالا اگر زنی بیعلت آرامش شوهر را بههم ریخت این از جاده خواست خدا که زن باید آرامشبخش شود بیرون زده است.معشوق یکنفر است؛ معشوق آنکسی است که ازلی و ابدی است تغییر نمیکند به فنا نمیرسد کلید همه هستی در دست اوست و از همه مهمتر این برای شما باشد هیچ اغراضی ندارد که تو را بهخاطر غرضی رد کند یا از تو نفرت پیدا کند. این معشوق خیلی صاف است توبه شکستی و توبه شکستن پیش خودت خیلی سنگین و بد است بیا هر آنچه هستی بیا که دوست دارم؛ آمدنت و صدایت را دوست دارم. خورشید روح ولیالله فراریدهندۀ ظلمت درون انساناین یک خورشید بود که ابراهیم ع گفت نمیتواند معشوق باشد؛ چون گذری رفتنی و تمامشدنی است. حالا خورشید دوم را ببینیم. در این عالم چه خبر است؟ این خورشید دوم چهکار کرده است که اصلا قابلمقایسه با خورشید منظومه شمسی نیست. خورشید دوم حرارت و نورش را از مادهای درونی به نام هلیوم نمیگیرد بلکه تمام نیرویش نورش و ارزشهایش را از وجود مقدس حضرت حق میگیرد و همان صفات در این خورشید است؛ ابدی است کهنه نمیشود تغییر نمیکند بیریخت نمیشود و در بهره دادن غوغا میکند هیچ بهرهای هم نمیگیرد و فقط بهره میدهد. اینکه من میگویم تکیهام به یکی از آیات سوره احزاب است سراج؛ خورشید . این خورشید روح ولیالله است. بدن مدتی در معرض فناست ولی ابدا در این خورشید روح ولیالله قلب ولیالله و فکر ولیالله فنا وجود ندارد. آنوقت حرارت و نوردهیاش حرارت و نوردهی عجیبی است خورشید میتابد اما داخل خانهات میتوانی ده سوراخ تاریک پیدا کنی؛ ولی خورشید روح ولیالله که میتابد هرچه ظلمت در اعماق روح فکر عقل و قلب انسان
شناخت سرمایهها
از گذشتههای دور بزرگان عالم برای تماشای ملکوت عالم و شئون آن ملکوت متوجه باطن انسان بودهاند و نظام عالم را از راه باطن انسان ثابت میکردهاند. … آنان اسما و صفات الهی را از راه تماشای باطن انسان ثابت کردهاند و براستی هیچ دلیلی را بر وحدانیت و وحدت عالم غیب به مانند مساله نفس و باطن انسان … اقامه ننمودهاند.رسالهای به نام انه الحق به قدری عالی ـ البته با نثری مشکل ـ تمام واقعیات ملکوت را از طریق تماشای باطن انسان ثابت کرده که جای
توبه «نصوح» يعني چه؟
درحدیث دیگری از امامهادی ع نقل شده که در پاسخ این سؤال فرمودند ان یکون الباطلن کالظاهر؛ توبه نصوح آن است که باطن انسان درتوبه کردن همانند ظاهر … دیگری نیز به این مضمون وارد شده و همه آنها این حقیقت را تائید میکند که مراد از توبه نصوحهمان توبه خالص است که بازگشتی در آن نباشد و ظاهر و باطن انسان
توحيد و انسان شناسي
برای شناخت باطن انسان چند راه وجود دارد راه اول به سخن او دقت کنید. سخنی که از زبان او صادر میشود باطن او را نشان میدهد. … گفتار یکی از ابزارهای شناخت باطن انسان است.
بصيرت از ديدگاه قرآن
برای اهل حقیقت نیز ثابت و یقینی است که آنچه در ظاهر انسان می گذرد در باطن او هم می گذرد. … امیرالمؤمنین علیهالسلام می فرماید همان طور که جسم انسان بیمار می شود باطن انسان هم بیمار می شود. 40 یعنی همان طور که انسان از چشم ظاهر برخوردار … مایه های دید باطن به همه انسان ها داده شده و علاج کوری باطن امکانپذیر است که شاهد آن توبه واقعی تائبان عالم است.
تغيير سيرت انسان با لقمه ناپاك
آنها باطن انسان نیست بلکه باطن حیوان است. … تمام نواحی وجود خود را تغذیه نامناسب میکنند توجه میکنیم که میفرمایند الصوره صوره انسان و القلب قلب حیوان ظاهر آنها ظاهر جنس دوپا و انسان است اما باطن … عالم در قرآن مجید و ائمه معصومین در روایات در ارتباط با نفس مطالب و مسائل بسیار مهمی را مطرح کردهاند.نتیجه حرف قرآن مجید این است که اگر انسان در باطن
بصيرت از ديدگاه قرآن
برای اهل حقیقت نیز ثابت و یقینی است که آنچه در ظاهر انسان میگذرد در باطن او هم میگذرد. … امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرماید همان طور که جسم انسان بیمار میشود باطن انسان هم بیمار میشود.یعنی همان طور که انسان از چشم ظاهر برخوردار است
ثمره نفس پاك
خود اعضا و جوارح در کشور وجود انسان کارهای نیستند و اختیاری ندارند بلکه همه بر طینت باطن میچرخند. … به بیان سادهتر همه اعمال و رفتار انسان را که صحیح و شایسته است میوه آن باطن پاک و الهی و ملکوتی میداند. … این آیات چشم گوش زبان دست شهوت و پا را غلام و برده و مامور میداند که حاکم این بردگان و ماموران باطن انسان است.
نعمت های الهی - جلسه دوازدهم (1) - (متن کامل + عناوین)
از گذشتههای دور بزرگان عالم برای تماشای ملکوت عالم و شئون آن ملکوت متوجه باطن انسان بودهاند و نظام عالم را از راه باطن انسان ثابت میکردهاند. … آنان اسما و صفات الهی را از راه تماشای باطن انسان ثابت کردهاند و براستی هیچ دلیلی را بر وحدانیت و وحدت عالم غیب به مانند مساله نفس و باطن انسان … اقامه ننمودهاند.رسالهای به نام انه الحق به قدری عالی ـ البته با نثری مشکل ـ تمام واقعیات ملکوت را از طریق تماشای باطن انسان ثابت کرده که جای
پیرایش و آرایش !
یک سوم دین اخلاق است که شامل دو بخش پیرایش و آرایش است.پیرایش اخلاق یعنی کنار گذاشتن آنچه خدا در باطن انسان نمیپسندد مثل حسادت حرص و دورویی و
بخش دوم: نبودن اخلاص در اعمال
مرتبه دیگری از عمل این است که ظاهر و باطن انسان برای خدا نیست. طرح ظاهر الهی نیست اخلاص در نیت عمل وجود ندارد.
تسخیر جن در فقه امامیه؟
ملاک حرکت در مسیر تقوا و طهارت و بهره جویی از استعدادهای خدادادی در ضمیر و باطن انسان است نه این که قوای خود را تعطیل کند و به قوای دیگران روی
اخلاق در معبود باطل
معبود باطل اخلاق را در سه بخش جهت میدهد اخلاق حیوانی؛ اخلاق سبعی؛ و اخلاق شیطانی.باطل باطن انسان را به حالات چهارپایان و شیطانی تبدیل میکند.
معناى كبر
اگر بخواهیم یک معنای روشن و واضحی را از کبر به دست بیاوریم باید به آیات و روایات رجوع کنیم کبر؛ یعنی یک نوع سنگینی شدید در باطن انسان که نمیگذارد
مؤمن نسبت به دستورات پروردگار اهل چون و چرا نمی باشد
اینگونه حیات است که بهشت ساز است .مؤمن عاقل و بینا و خوش فهم و آینده نگر است و در طول عمر خود معمار ساختن آخرت آباد است .وقتی باطن انسان شکل
انتظار
کمک کرده ایم زیرا در انتظار حکومتی بودیم که این مشکلات را حل کند و خداوند همین نیت را عمل نیک حساب می کند. 85 این چنین سخن اهل بیت و قرآن باطن انسان
English