گریه بر ابیعبدالله ع گناهان را میآمرزد دل زهرا س را شاد میکند فرشتگان را وادار به دعا برای آدم میکند و باعث میشود خدا از انسان راضی باشد.
620 مطلب یافت شد
باران اشک جمیع مخلوقات بر سیدالشهدا(ع)
گریه کردهاند. سفارش ائمه به گریۀ بر ابیعبدالله ع اگر ما برای وجود مقدس ابیعبدالله ع گریه کنیم با تمام موجودات عالم در عزا برای ابیعبدالله ع شرکت کردهایم. … گریه ندارد امام صادق ع میفرمایند که اگر اشک ندارد تباکی کند. یک چشمی هست که اشک ندارد عیبی ندارد و نمیشود به او عیب گرفت؛ ولی خودش را به شکل گریهکنندگان دربیاورد تا با تمام موجودات عالم برای گریه بر حضرت سیدالشهدا ع شریک شود. این گریه دستور است و از پیغمبر اکرم ص تا امام زمان عج بر گریه بر ابیعبدالله … ابیعبدالله ع گریه کردهاند؛ حتی مؤمنین گذشته فرشتگان و فرشتگان مقرب برای ایشان گریه کردهاند. در تفسیر علیبنابراهیم نورالثقلین برهان و دیگر تفاسیر آمده است که جبرئیل از طرف خدا برای حضرت آدم ع روضه خواند هم آدم گریه کرد و هم خود جبرئیل. پس گریه کردن بر
گریهٔ بر ابی عبدالله(ع)، دین آسمانیان و زمینیان
ابیعبدالله ع . گریه بر … گریه بر ابیعبدالله ع در روایات اهلبیتاما روایات بعد که درباره گریه بر ابیعبدالله ع است گریه آسمانها و زمین بر ابیعبدالله ع امام حسین ع داشتند … ابیعبدالله ع دین آسمان و زمین است. در واقع دین عالم ظاهر و عالم باطن است. بزرگترین آزار شیعه بر ائمه علیهمالسلام در روایات داریم که گاهی پیغمبر ص فاطمه زهرا س امیرالمؤمنین ع و ائمه علیهمالسلام در گریه برای ابیعبدالله
اهلبیت(علیهمالسلام)، مصداق آیات قرآن
بر آنها واجب میشود. امام هشتم نیز میفرمایند فعلی مثل الحسین فلیبک الباکون فان البکا علیه یحط الذنوب العظام 7 هر که گریه دارد واجب است بر کسی مانند حسین ع گریه کند که گریه بر ابیعبدالله … ائمه ما میگویند این هم فلسفه عجیبی دارد در گریه بر ابیعبدالله ع آرامآرام گریه نکنید بلکه ولیصرخ الصارخون داد بزنید و صرخه کنید. … ع میگویند خدایا رحمتت را بر این اشکها و فریادها نازل کن. یقینا دعای امام صادق ع امام معصوم مستجاب است و به اجابت میرسد. امام معصوم برای گریه بر ابیعبدالله ع دعا کردهاند.
راه سعادتمندی در کلام امام صادق(ع)
ع گریه آسمانها و زمین بر ابیعبدالله ع گریه انبیای الهی بر ابیعبدالله ع گریه ماهیان دریا بر ابیعبدالله ع . … ابیعبدالله ع شما در کاملالزیارات ببینید؛ گریه فرشتگان بر ابیعبدالله ع گریه جن بر ابیعبدالله ع گریه وحشیهای بیابان بر ابیعبدالله … ع گریه داریم. در واقع بخشی از سلامت اعصاب باطن ما و دل ما مدیون گریه است. امام صادق ع میگویند گریه نور قلب میآورد؛ واقعا روشن میکند من هر وقت در تهران دعای کمیل میخوانم مخصوصا ماه رمضان که فعلا با این سنم خیلی هم برایم پرفشار است بعد از تمامشدن دعای کمیل انگار دارم در بهشت زندگی میکنم. اینقدر راحت و آرام هستم در حرم ابیعبدالله ع هم گاهی بچههایم دنبالم هستند و مرا بیرون میکشند؛ چون فکر میکنند الآن از شدت گریه در حرم میمیرم اما وقتی بیرون میآیم میبینم تمام درهای رحمت و مغفرت به روی من باز استگریه بر
فهم دین در گرو فهم حسین(ع)
است گریه بر ابیعبدالله ع را به بچههایتان یاد بدهید. … لازم و ضروری است که از این سرمایه به عنوان گنج معنوی از آن بهره ببرند در حفظش با جان و دل بکوشند و به بعدیهای خودشان وصیت کنند و آن گریه بر ابیعبدالله ع … هر گونه بیتابی و گریه مکروه است ...سوی الجزع و البکا علی الحسین مگر بیتابی و گریه بر ابیعبدالله ع .
نجاتیافتگان روز قیامت
گریه ما دنباله گریه امیرالمؤمنین ع است شنیده شده که بعضیها گفتهاند گریه و عزاداری بر ابیعبدالله ع نه جز فروع دین و نه جز اصول دین است. … شما مقابل آیتاللهالعظمی سید محمدهادی میلانی بچه هم حساب نمیشوی ایشان کتبا فتوا داده که عزاداری و گریه بر ابیعبدالله ع از ضروریات مذهب است. … فروع یعنی چه؟ خیلی بالاتر از فروع دین و از ضروریات مذهب است؛ یعنی کسی که گریه و عزاداری بر ابیعبدالله ع را قبول ندارد شیعه نیست؛ حتی سنی هم نیست
دین کامل در پرتو قرآن و اهلبیت
ابیعبدالله ع است.ما در گریه بر … ابیعبدالله ع هم بهاندازه کل هستی است. گریههای امام حسن ع بر مصائب ابیعبدالله ع چند روایت بسیار مهم درباره گریه برایتان بخوانم؛ فکر کردم که امروز میرسم هر چند تای آن را بخوانم. … من اگر برسم فردا یا پسفردا ده تا برنامه نوشتهام و برایتان میگویم که ما در گریه بر ابیعبدالله ع با همه عالم شریک هستیم.
شناخت خدا از طریق آیات و نشانههای الهی
این چیزی که میگویم شدنی است؛ دیدهام و شنیدهام که کسانی در حال گریه بر ابیعبدالله ع از دنیا رفتهاند. … ع در آغوشش بود و گریه میکرد از دنیا رفت. برای خدا سخت نیست تا مرگ ما را در حال گریه بر ابیعبدالله ع قرار بدهد. … بر ما نگذشته که نمک تو را بخوریم و نمکدان نشکنیم. یک درخواست عاجزانه از تو داریم؛ فقط یک نظری به ما کن که اگر نظر کنی مس وجود ما را طلا میکنی. فقط یک نگاه و یک نظر کن و به این میکروب بگو کرۀ زمین را رها کن. کار دکترها علم و دانشگاهها نیست کار خودت است. فقط یک نگاه تو کافی است. یک نگاه هم به حال دیگر ما کن و گذشتۀ ما را ببخش و در آینده ما را بندۀ شایستهات قرار بده.کار ما بهجایی نرسد تا آنهایی که تو را قبول ندارند ما را سرزنش کنند و بگویند بیا این هم خدا چهارده شب است به او التماس میکنید چه شد؟ اگر نظر کند چه خواهد شد یک نظر مستانه کردی عاقبت****عقل را دیوانه کردی عاقبتحالا این دو نظر را که به حال ما نکردی؛ نه نظر مستانه و نه آن نظری که عقل را دیوانه کند اما این یک نظر را به ما داشتی با غم خود آشنا کردی مرا****از خودم بیگانه کردی عاقبتدر دل من گنج خود کردی نهان****جای در ویرانه کردی عاقبتسوختی در شمع رویت جان من****چارۀ پروانه کردی عاقبتمولا جانقطرۀ اشک مرا کردی قبول****قطره را دردانه کردی عاقبتمن کجا و تو کجا من خاک هستم و تو مالکالملک؛ من عبد هستم و تو مولا؛ من ذلیل هستم و تو عزیز؛ من فقیر هستم و تو غنی؛ من بیمار هستم و تو طبیب.مولا جانکردی اندر کل موجودات سیر****جان من کاشانه کردی عاقبتخودت محبتت را به ما دادی؛ خودت زبان حرفزدن را به ما عنایت کردی و دستور دادی که دعا کنیم؛ پس مولا جان اللهم اذقنا حلاوه ذکرک؛ اللهم اذقنا حلاوه عبادتک؛ اللهم اذقنا حلاوه معرفتک؛ اللهم اذقنا حلاوه احسانک؛ اللهم اذقنا حلاوه فضلک؛ اللهم اذقنا حلاوه کرمک؛ اللهم اذقنا حلاوه مغفرتک؛ اللهم اذقنا حلاوه رحمتک؛ اللهم اذقنا حلاوه وصالک؛ اللهم اذقنا حلاوه مشاهدتک . دعای پایانیبه حقیقتت فرج ولیات را برسان.این بیماری را از کرۀ زمین علیالخصوص از شیعه بردار.مرگ ما را در نماز قرار بده.مرگ ما را در دعای کمیل قرار بده.مرگ ما را در دعای عرفه قرار بده.مرگ ما را در ایام عاشورا قرار بده.لحظۀ مرگ امضای امیرالمؤمنین ع را به پروندۀ ما بزن.لحظۀ مرگ صورتهای ناقابل ما را روی قدمهای حسینت قرار بده. الهی به حقیقتت به انبیایت به امامان به گریههای نیمهشب زینب کبری س در نماز شب یازدهم محرم مرگ ما را در حال گریه بر ابیعبدالله
شکوفایی حقایق وجود انسان در پرتو دین الهی
ع گریه دوم که در اوج ارزش است گریه بر ابیعبدالله ع است. … حالا ببینیم که نگاه ائمه به این گریه چیست؟ ائمه ما در کتاب شریف کاملالزیارات کتاب کمنظیر عالی و مستند قطعی میگویند گریه بر ابیعبدالله ع در بین … ابیعبدالله ع یک روضهخوان خوب و بااخلاص به نام شیخ امیر محمدی که مردم پای منبرش خیلی خوب گریه میکردند در شرح حال نوشته است در اصفهان یک شب جمعهای یک ساعت بعد از نیمه شب بلند شدم و به تخته فولاد رفتم تا در دعای کمیل دعای کمیلخوانهای خیلی مهم شرکت بکنم. به تکیهای رسیدم که مرحوم آیتالله العظمی واقعا آیتاللهالعظمی سید محمدباقر درچهای دفن بود. این سید محمدباقر پرورشدهنده بالای صد تا مرجع بود که من دو سه نفرشان را اسم میبرم آیتاللهالعظمی بروجردی آیتاللهالعظمی سید جمالالدین گلپایگانی و آیتاللهالعظمی شیخ مرتضای طالقانی. صدتا آیتاللهالعظمی از درس ایشان درآمدند که از نفس این مرد هر کدام غیر از مرجعیت از اولیای خدا هم بودند. ایشان میگوید وقتی به تکیه رسیدم مردم خواب بودند و یک ساعت به شروع دعای کمیل مانده بود. گلیمها همه تا کرده بود و من روی یکی از این گلیمهای تاکرده نشستم و منتظر بودم که یواشیواش بیدار بشوند گلیمها را پهن کنند و دعا شروع بشود. ناگهان چشمم به قبر سید محمدباقر افتاد و گفتم تو بهیقین پیش پروردگار آبرومندی. من یک روضهخوان هستم و انگشت کوچک تو هم نمیشوم؛ المؤمن حی عند الله مرزوق اما اگر ممکن است به من از برزخ خودت یک خبر بده؛ حالا به هر شکلی که میشود. در حال خودم بودم که چشمم گرم شد و خوابم برد. در خواب دیدم جمعیت بسیار قابلتوجهی وجود دارد که عدهای ایستادهاند و عدهای از آنها هم نشستهاند. آیتاللهالعظمی درچهای هم با لباس سفید بین این جمعیت است. کامل برگشت و به من گفت شیخ امیر جلو بیا در عالم رؤیا بلند شدم و آمدم و زانو زدم. به من گفت از برزخ خبر میخواهی؟ گفتم بله. این مطلب برای قیامت نیست و میفهمم چه میگویم؛ کار برای قبل از قیامت است. من برای این مسئله تا دلتان بخواهد تایید در روایات دارم. من اهل نقلکردن خواب نیستم مگر اینکه خواب با قرآن و روایات وفق بدهد. ایشان گفت در دنیا که بودم هر قدمی که برای ابیعبدالله ع برداشتم و هر کار خیری که برای ابیعبدالله ع انجام دادم اینجا در برزخ پای من حساب میکنند. این برای برزخ است قیامتش بماند آنجا چیز دیگری است. بعد به من گفت شیخ امیر تا وقتی ملکالموت میآید که تو را بیاورد هرگز هرگز از حسین ع راه حسین ع و در خانه حسین ع دستبرندار. اینجا بیایی میبینی که همهاش حسین ع است.بار گشایید شهیدان عشقکعبه همینجاست در ایمان عشقهر که زده جرعه جام بلابارگشاید به صف کربلارونق دیر و حرم از کربلاستجلوه باغ ارم از کربلاستطوفگه عرش برین کربلاستمهبط جبرئیل امین کربلاست کربوبلا درس وفا میدهدتربت عشق است و شفا میدهد کلام آخر؛ پذیرایی عجیب از مهمانان کربلاامیرالمؤمنین ع روی زین اسب خواب بودند. اسب به کربلا رسید و امام هنوز بیدار نشده بودند. یکمرتبه روی زین از خواب بیدار شدند. ابنعباس نزدیکشان بود و دید که امیرالمؤمنین ع مثل مادر جوانمرده گریه میکند. گریه جز دین است و علی ع گریه میکردند. اگر گریه جز دین نبود علی ع یک دفعه هم گریه نمیکردند و میگفتند من کاری خارج از دین نمیکنم. علی ع میدانند که گریه برای ابیعبدالله ع چقدر ثواب دارد زهرا س هم میدانستند که چقدر گریه برای حسین ع ثواب دارد. ابنعباس گفت علی جان خدا چشمت را نگریاند. چرا گریه میکنی؟ فرمودند الآن خواب بودم و در خواب دیدم که این منطقه یک دریای خون است. یک نفر از لابهلای این دریای خون با تن صدای مخصوصی میگوید هل من ناصر ینصرنی و هل من معین یعیننی؟ . خاک بر
خودشناسی، عامل دستیابی به خداشناسی
بر ابیعبدالله ع قرار بده.لحظۀ مرگ صورتهای ناقابل ما را روی قدمهای حسینت قرار بده. گریه بر ابیعبدالله … بر آشیان جان پریدند **** که چون در کوی جانان آرمیدندکه آنان را نشان زان بینشان داد****دو چشمی در فراقش خونفشان دادکه چون آن تشنهکامان آب جستند****در این تاریکشب مهتاب جستندکه جام عشق آنان کرد لبریز****که جز یار از همه کردند پرهیزکه آنان را ز حیوانی رهانید****به اوج قدس انسانی رسانیدکه کرد آن عندلیبان را به گلزار****نکوفکر و نکوذکر و نکوکاربگو اوصاف آن پاکان که چونند****به تن در این جهان وزدل برونند دنیا محل گذرمعرفت به خدا چقدر زیباست خودم را بشناسم که چهکسی هستم و چه مقاماتی برای من قرار داده شده است. خودم را بشناسم که من اینجا مسافرم و دنیا هم سر راه من از رحم مادر تا برزخ تنها یک قهوهخانه است؛ یک چای و نان و آبگوشتی باید بخورم و بگذرم. نه اینکه اینجا و در این قهوهخانه هزار میلیارد خانه بسازم و چنان هم بتنآرمه کنم که هیچ بمبی خرابش نکند؛ یا در این قهوهخانه پیوسته پول انباشته کنم و بعد هم پول انباشته را بگذارم و بدنم را با دوسه متر پارچه در قبر بیندازند بالای قبرم هم نایستند و برگردند. حتی جنازهام را شب نگه ندارند؛ چون زن و بچهام میترسند به بهشتزهرا تلفن بزنند و آمبولانس بیاید و من را ببرد. از مرده میترسند میخواستید از خدا بترسید چرا از مرده میترسید؟ که کرد آن عندلیبان را به گلزار****نکوفکر و نکوذکر و نکوکاراینها خودشان را شناختند که مخلوق و مملوک هستند. مملوک هستند یعنی تا لحظۀ مرگ نمیتوانند مالک هیچچیزی شوند. لباسشان امانت و برای کسی دیگر است پول و خانهشان و حتی زن و بچهشان برای کسی دیگر است. لمس میکنند که در کمال فقر هستند و مالک هیچچیزی نیستند؛ لذا پای عبادت که در کار میآید خیلی راحت بدن را در عبادت میگذارند. پای پول دستوردادهشده که در کار میآید خیلی راحت پول دستوردادهشده را رد میکنند و اصلا به آن نگاه نمیکنند؛ این معرفت است. کلام آخرحرفهای زیبایی دربارۀ این پنج حرف دارند که کلمۀ معرفت را درست کرده م ع ر ف و ه اینها هر کدام اشاره به یک سلسله حقایق زیبا دارد.خدایا ما گدای معرفت هستیم؛ هیچچیز نمیدانیم. این دو کلمهای هم که میدانیم کسی دیگر یادمان داده. خودت معلم ما شو و این شراب معرفت را در جام قلب ما خالی کن تا بیدار و بینا شویم حرکت و صعود کنیم و به لقای تو و اولیایت برسیم و فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی سورۀ فجر آیۀ 29-30 شویم.نمیدانم این هشت میلیارد جمعیت در این قهوهخانه معطل چه هستند؟ آن وقت از صد قهوهچی این قهوهخانه 99 نفر آن مشرک کافر بتپرست شهوتپرست پلید کثیف و ناروا هستند؛ کنار اینها بنشینم و تغذیه شوم؟ از هزاران اندکی زین صوفیاند*** باقیان در دولت او میزیندخدایا توقع ما از تو خیلی زیاد است؟ یعنی ما از تو توقعی داریم که در قبالش به ما بگویی نمیشود توقعت را جواب بدهم؟ ما گدای قانعی هستیم. به ما معرفت بده؛ بقیهاش را هم که کمکمان میکنی و راه را میرویم.نکند یکوقت ما بهعنوان مقیم قهوهخانه گرفتار دود قلیان و سایر دودها و حرامخوری از دست آلودگان شویم. آن وقت تازه سروکلۀ ملکالموت که پیدا شد بیدار شویم که عجب باختهایم یک نگاه و نظری کن ما را نگهدار و حفظ کن. شخصیتی مثل امیرالمؤمنین ع که شخصیت دوم عالم است به پروردگار التماس میکند واحفظنی برحمتک خدایا علی را در این فسادخانۀ جهان با رحمتت حفظ کن تا علی بماند. یک نظر مستانه کردی عاقبت****عقل را دیوانه کردی عاقبتبا غم خود آشنا کردی مرا****از خودم بیگانه کردی عاقبتدر دل من گنج خود کردی نهان****جای در ویرانه کردی عاقبتسوختی در شمع رویت جان من****چارۀ پروانه کردی عاقبتچه سوختن با لذتی از این شعله و سوزندگی عشق سه شب دیگر بیشتر نمانده.قطرۀ اشک مرا کردی قبول****قطره را در دانه کردی عاقبتاگر قطرۀ اشک این ملت سوخته را در شبهای احیا قبول نکرده بودی امروز اعلام نمیکردند که نود درصد جغرافیای ایران از حالت قرمز بیرون آمده؛ گریههایتان کار کرد باز هم کار میکند. دعای پایانی اللهم اذقنا حلاوه ذکرک؛ اللهم اذقنا حلاوه عبادتک؛ اللهم اذقنا حلاوه معرفتک؛ اللهم اذقنا حلاوه احسانک؛ اللهم اذقنا حلاوه فضلک؛ اللهم اذقنا حلاوه کرمک؛ اللهم اذقنا حلاوه مغفرتک؛ اللهم اذقنا حلاوه رحمتک؛ اللهم اذقنا حلاوه وصالک؛ اللهم اذقنا حلاوه مشاهدتک .به حقیقتت مرگ ما را در نماز قرار بده.مرگ ما را در دعای کمیل قرار بده.مرگ ما را در دعای عرفه قرار بده.مرگ ما را در ایام عاشورا قرار بده. لحظۀ مرگ پروندۀ ما را بهعنوان شیعه به امضای علی ع برسان.به عزت و جلالت به آیاتت به انبیایت به گریۀ سوزناک زهرا س لحظهای که ابیعبدالله ع به دنیا آمد به گریۀ جد و پدر و برادرش مرگ ما را در حال گریه
تباهی دنیا و آخرت، پیامد پذیرفتن معبودان باطل
-گریه بر ابیعبدالله ع نیرویی قدرتمنداین را رفیق من میگفت که یک ویژگیاش گریه خاص بر ابیعبدالله ع است؛ البته این را به شما بگویم که باید اهل توجه … باشید کارهای زیادی از گریه بر ابیعبدالله ع میآید. … ابیعبدالله ع بروی بدن را داخل خانه میگذاری و روحت را برمیداری زمان را کوتاه میکنی مکان را هم زیر پا میگذاری و در یک چشمبههمزدن وارد حرم ابیعبدالله ع میشوی؛ سپس با حس کردن و نه با خیال قشنگ زیارت میکنی صدای خودت را در کنار ضریح میشنوی و گریه میکنی کارت که تمام شد برمیگردی و دوباره وارد بدنت میشوی به کسی هم چیزی نمیگویی. این مقام خلع است.-تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دارخدا آیتالله علوی را رحمت کند ایشان یکبار برای من گفتند که استادی در تهران بودند ایشان هم دارای مقام خلع بودند. من الآن اسمش را یادم رفته است و شاید در حال بحث یادم بیاید. یک حجره در مسجد سپهسالار قدیم داشت ایشان میفرمودند که یکی از رفقای خودم شبی در تهران برف میآمد وارد مسجد سپهسالار میشود و در حجرهاش میرود روی شیشه حجره میزند و میگوید استاد به زیارتت آمدهام. میگوید داخل بیا. استاد زیر کرسی نشسته بود احوالپرسی میکند و استاد به او میگوید چه عجب من قصد زیارت حضرت معصومه س دختر باعظمت موسیبنجعفر ع را داشتم. گفتم کی؟ گفت الآن الآن یعنی هفتاد سال پیش . گفتم الآن استاد؟ با اسب که نمیشود رفت جادهها پر از برف است؛ با گاری هم که نمیشود رفت ماشینباریهای پستی هم که اصلا الآن نیست و ماشینهای کامیون هم که بار میبرند نیست تازه فردا هم اگر ماشینی از تهران به قم برود یکی یا دوتا از صبح تا ظهر برود؛ اصلا جاده هم پر از برف است. گفت من نمیخواهم با اسب و قاطر و ماشین بروم و میخواهم همین الآن بروم. پیش خودم گفتم این بنده خدا یکخرده سنش بالا رفته و بههم ریخته است؛ الآن میخواهم به قم بروم یعنی چه؟ امیرالمؤمنین ع میفرمایند مردم در آن زمان فکر میکنند که اینطور آدمها را دیوانهاند اما دیوانه نیستند و مردم آنها را درک نمیکنند.گفت استاد الآن میخواهی بروی؟ آقای علوی میگفتند که من رفیق این طرف بودم. خیلی آسان گفت بله الآن میروم؛ مگر الآن چطور است؟ الآن طوری نیست؛ میخواهی تو را هم ببرم؟ تو دلت نمیخواهد که حضرت معصومه س را زیارت کنی؟ بسم الله الرحمن الرحیم گفت دیدم در ایوان آینه حضرت معصومه س هستم به من گفت درست نگاه کن اینجا قبر دختر موسیبنجعفر ع است؛ خیالاتی نباشی چه زیارتی کردیم استاد چه حالی داشتتو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار××××××که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند این کارها از هیچکس دیگری برنمیآید و فقط از یک خدا برمیآید که آنهم خدای بر
بازگشت اهل بیت علیهم السلام به حرم رسول الله (ص)
ع با عمهها و خواهرهایش به سرزمین شما آمده و پشت دروازهی مدینه جا گرفته است. هیچ زن و مردی نماند مگر این که با فریاد و ناله و گریه و ضجه و گفتن وا محمداه وا حسیناه با سر و پای برهنه به بیرون مدینه دویدند. وضعی شد که تا آن روز کسی در مدینه ندیده بود. مردان مدینه به خیمه حضرت سجاد ع آمدند دیدند دستمالی به دست دارد و اشک مبارکش را از چهره پاک میکند و چنان گریه میکند که گریه گلویش را گرفته و قدرت سخن گفتن ندارد. از طرف دیگر زنان مخصوصا ام سلمه ام البنین با ناله و گریه به طرف خیمهی زنان اهل بیت علیهم السلام رفتند و با دیدن زینب س و امکلثوم س به شدت ناله و زاری میکردند. بعد از آن مرد و زن همراه اهل بیت علیهم السلام با گریبان چاک شده نالههای سوزان لباس عزا در آن روز که روز جمعه بود وارد مدینه شدند و پس ازآن وارد حرم پیغمبر شدند. زینب س تا چشمش به قبر پیامبر ص افتاد آمد حلقهی در حرم را گرفت صدا زد یا جداه انی ناعیه الیک اخی الحسین جد من من خبر مرگ برادرم حسین ع را برایت آوردم. امکلثوم هم مثل زینبکبری س با پیغمبر ص سخن گفت. امام سجاد ع صورت روی قبر پیغمبر ص گذاشت ناله زد گریه کرد. مردم به دنبال اهل بیت علیهم السلام مثل ابر بهار اشک میریختند. وا محمداه وا علیاه وا حسناه وا حسیناه میگفتند. تا پانزده روز مدینه لحظهای از گریه بر ابیعبدالله … ع ناله عمهیشان را شنیدند به نظرشان رسید اهل بیت علیهم السلام دوست ندارند بدون خبر وارد مدینه شوند. دستور دادند همه پیاده شوند و دو خمیه بزنند یکی برای خودشان که مردان مدینه وقتی میآیند وارد آن خیمه شوند. و یکی هم برای زنان اهل بیت علیهم السلام . این کار عملی شد. سپس به بشیر بن جذلم فرمودند رحم الله اباک لقد کان شاعرا خدا پدرت را رحمت کند شاعر بود آیا تو هم از شعر بهرهای داری؟ فهل تقدر علی شئ منه عرض کرد بله. فرمود برو مردم مدینه را از شهادت ابیعبدالله و برگشت اهل بیت علیهم السلام خبر کن. بشیر وارد مدینه شد با کسی حرف نزد تا وارد مسجد شد با صدای بلند در مسجد پیغمبر گریه کرد و این دو شعر را سرود یا اهل یثرب لا مقام لکم بها قتل الحسین فادمعی مدرارا اهل مدینه دیگر مدینه جای شما نیست حسین ع را کشتند اشک از چشم من فراوان می ریزد. الجسم منه بکربلا مضرج بدن او در کربلا به خون آغشته شد. و الراس منه علی القناه یدار سر مبارکش را بر
استاد انصاریان: یقیناً همه ما شیعهایم/ خداوند، آمرزندهٔ همهٔ گدایان درگاه الهی است
ع میفرمایند حضرت زهرا س در شناخته نشدن مانند لیلهالقدر است در حقیقت آنچه از حضرت زهرا س تاکنون شناخته نشده است شخصیت الهی ایشان میباشد و این هم لطف ویژه حق به او بوده که ایشان در هجده سال حداقل و25 سال حداکثر به کتاب عظیم عرشی و ملکوتی تبدیل شده است. آنهایی که اهل دل هستند و چشم باطن دارند وقتی دورنمای وجود ایشان را نگاه میکنند به این نتیجه میرسند که گویا پروردگار عالم کل ملک و ملکوت را در ایشان خلاصه کرده است. استشمام بوی بهشت از حضرت زهرا س مبلغ برجسته بین الملل ادامه داد هر وقت این دختر وارد اتاق شخصیت اول هستی میشد پیامبر اکرم ص تمامقد از جا بلند شده خم میشدند و دستش را میبوسیدند البته نه بهعنوان اینکه دخترم است. معنی احترامش این بود که او شخصیت بینظیری در عالم است و پیغمبر ص با این معنا به او احترام میکردند دستش را میبوسیدند و گاهی هم به او میگفتند جان پدرت فدایت شود. حضرت زهرا س بوی همه نعمتهای خدا را میدهدوی گفت وقتی یکی از خانمهای کمظرفیت محدود به حضرت ایراد گرفت که برای چه خم میشوی دستش را میبوسی و او را بو میکشی؟ پیغمبر ص به او گفتند من زهرا را بو میکشم چون زهرا بوی بهشت میدهد؛ یعنی بوی همه نعمتهای خدا را میدهد. سه درخواست زهرا س از ذات بینهایت خداونداستاد انصاریان به سه درخواست صدیقه کبری س از پروردگار مهربان عالم اشاره و اظهار کرد اللهم انی اسئلک الهدی والتقی ؛ والعفاف والغنا ؛ والعمل بما تحب وترضی ؛ حضرت میگوید خدایا به من عنایت کن؛ نه نمازی بخوانم که خودم خوشم میآید نه دستبهجیب کردنی که خودم خوشم میآید دست در جیب کنم؛ نه گریه کردنی که خودم خوشم میآید. چون عملی که برای خوشامد خودم باشد به درد خودم میخورد و سود و نتیجهای ندارد. توفیق انجام عملی را به من بده که آن عمل را تو دوست داری و با انجامش تو خشنود میشوی. چشم آیندهنگر رسول خدا ص وی در بخش دیگری از سخنان خود به چشم آیندهنگر رسول خدا ص در اوج کمال اشاره و تصریح کرد رسول خدا ص روایتی در کتاب تفسیر علیبنابراهیم قمی دارد که چهار صفحه است. این کتاب در اوایل قرن چهارم نوشته شده و روایت برای حجهالوداع آخرین حج پیغمبر است. رسول خدا ص در شهر مکه و در مسجدالحرام تمام اوضاع زمان فعلی جهان را که گوشهای هم از وضع ایران است خبر داده. فکر میکنم هیچچیزی از این روایت نمانده که اتفاق نیفتاده باشد و همه آنها اتفاق افتاده است؛ حتی راجعبه لباس خانمها و جوانان که در زمان خودشان این لباسها وجود نداشت خبر داده است؛ راجعبه آرایش زنان رابطه آزاد بین مردان و زنان حاکم شدن ربا بر جهان و پستهای مهم خانمها در دولتها خبر داده است. یقینا همه ما شیعهایماستاد برجسته اخلاق حوزههای علمیه در پاسخ به این پرسش که آیا ما شیعه هستیم؟ گفت یقینا شیعهایم. یک دلیل مهم آن این است که به عشق اهلبیت علیهمالسلام در مراسمهای عزاداری شرکت میکنیم یک دلیل دیگر اینکه نماز مغرب و عشا را آنگونه خواندیم که اهلبیت علیهمالسلام به ما یاد دادهاند دلیل آن هم گریه بر ابیعبدالله
انتخاب نبی و امام، تحت سیطرۀ ارادۀ پروردگار
آنوقت من هنوز طلبه نبودم حاجآقا رضا نقل کردهاند؛ البته من از خودشان نشنیدهام و واسطهای بین من و ایشان بود که یک امتیاز بزرگ این واسطه گریه بر ابیعبدالله ع … بر سر زانوی ناز ×××××××××××× گفت کهای بالید سرو سرفرازای ز طرف دیده خالی جای تو ×××××××××××× خیز تا بینم قد و بالای تواین بیابان جای خواب ناز نیست ×××××××××× ایمن از صیاد تیرانداز نیستخیز تا بیرون از این صحرا رویم ×××××××××× نک بهسوی خیمه لیلا رویمبیش از این بابا دلم را خون مکن ××××××××××× زاده لیلا مرا محزون مکن همه شما شنیدهاید و در مقتلهاست فقطعوه بسیوفهم اربا اربا من به عمر منبرم این اربا اربا معنی نکردهام و نمیتوانم هم معنی کنم ابیعبدالله ع دیدند اگر بخواهند این بدن را از وسط میدان کنار ببرند هیچ راهی ندارند مگر اینکه عبایشان را آرامآرام زیر بدن بکشند؛ چون اگر میخواستند هر کجای بدن را حرکت بدهند یک طرف دیگر بدن قطع میشد و روی زمین میماند. دیگر تمامقد هم بلند نشدند و سر زانو بلند شدند؛ بعد از اینکه عبا را زیر بدن کشیدند رو به خیمهها کردند و فرمودند یا فتیان بنی هاشم احملوا اخاکم الی الفسطاط قدیمیهای ما چقدر درست گفتهاند خدا داند که من طاقت ندارم ××××××××× علی را بر در خیمه رسانم -دعای پایانیخدایا به سوز دل ابیعبدالله ع کنار بدن جوانش محرم را از ما نگیر. خدایا به گریههای شب یازدهم زینب کبری س گریه … گریه این مرد به آخر نمیرسد و میمیرد. گریهکن عجیب و دیوانه ابیعبدالله ع بود ایشان برای من نقل کرد روزی دو نفر با لباس کارگری به دفتر مسجد اعظم همین دست چپ بود میآیند و به حاجآقا رضا میگویند که اسم ما را هم بنویس تا ما هم در اینجا عملگی کنیم. تازه دیوارهای مسجد بالا آمده بود. به دل حاجآقا رضا نشست و گفت چشم من به این دو کارگر گفتم که ما مزد کارگرها را هفتهبههفته عصر پنجشنبه میدهیم آنها هم گفتند مانعی ندارد. عصر پنجشنبه نیامدند که مزد یک هفته کارشان را بگیرند و رفتند؛ هفته دوم کار کردند اما پنجشنبه مزد نگرفتند و رفتند؛ هفته سوم گفتم نمیخواهم پول شما پیش من بماند پول را بگیرید آنها گفتند نه تو برای ما از بانک بهتر هستی؛ ما هم زن و بچه داریم حقوق ما را آخر کار ذخیره کن وقتی دیگر نتوانستیم بمانیم و خواستیم به شهرمان برویم پول ما را بده. ایشان میفرمودند این دو یک سال تمام با جان و دل هر طور کاری در این مسجد کردند؛ ماسه و سیمان کشیدند سنگ کشیدند آجر کول گرفتند. یک سال تمام گذشت من در دفترم نبودم وقتی آمدم دیدم روی میز یک نامه است که این دو نوشته بودند بسم الله الرحمن الرحیم؛ امین مسجد ما دو نفر در شهر خودمان جز تاجران رده اول آن شهر هستیم و وضع مالیمان هم خیلی خوب است ناشناس هم پول حسابی به مسجد دادهایم؛ اما دلمان میخواست یک سال هم بدنمان را در این مسجد قاتی کنیم. منتظر ما هم نباش آدرس هم به تو نمیدهیم و اسم خودمان را هم نمیبریم . این همانی است که حضرت جواد ع میفرمایند اللهم اجعلنا ممن نوی آنهم یک نیت الهی فعمل وقتی نیت کرد حالا عمل کند. وای که با خدا ساختن چقدر عالی است وای که با خدا زندگی کردن چقدر عشق نشاط لطف و نور دارد. از کتابها و دیوان اشعار فیض کاشانی که سه جلد است و بالای 1500 صفحه شعر دارد استفاده میشود که عاشقانه با خدا زندگی میکرد و عاشقانه با خدا سخن میگفت. چند خط آن را برایتان بخوانم یار را روی دل بهسوی من است ×××××××××× منبع لطف روبهروی من استنظر لطف هر کجا فکند ×××××××××××× گوشه چشم او بهسوی من استوصل او منتهای مقصد من ×××××××××× جلوه حسنش آرزوی من استسخنم گفتوگوی اوست مدام ××××××××× سخنش نیز گفتوگوی من استکار من جستوجوی او دائم ××××××××× کار او نیز جستوجوی من است کلام آخر؛ این بیابان جای خواب ناز نیستیابنرسولالله بعد از اینکه در 25سالگی شهید شدید بدن مقدس شما را تشییع کردند و کنار جد بزرگوارتان موسیبنجعفر ع با احترام دفن کردند. فقط به شما زهر دادند و شهید شدید بدن شما کجا بدن آن جوانی که ابیعبدالله ع دیدند امکان حرکت دادنش وجود ندارد پس بیامد شاه معشوق الست ×××××××××× بر
زندگیِ پر از نور در پرتو کلام امام
ابیعبدالله ع گریه کرد که پلکهای چشمش آسیب دید. او را به بیمارستان بردند و پلکش را عمل کردند. دکتر بعد از دوسه روز گفت تو را مرخصت میکنم اما قول بده که دیگر گریه نکنی. این شخص گفت تو عملت را انجام دادهای پولت را هم که گرفتهای. به گریه من چهکار داری؟ اصلا تا آخر عمرش نشد که برای ابیعبدالله ع گریه نکند و گریهکردن او در تهران نمونه نداشت. همین رسول ترک که در قبرستان حاج شیخ دفن است از مشتریهای او بود. خود من هم وقتی دهیازده سال داشتم کنار رسول ترک مینشستم و از گریه رسول و آن روحانی برای ابیعبدالله ع گریه میکردم. این دو گریه را به من انتقال دادهاند. روزی این شخص به این لات گردنکلفت کمنظیر برخورد کرد در حرفزدن خیلی هنرمند بود به او گفت فدایت شوم تا چه موقع میخواهی لات و تاریک بمانی؟ آخر مردنی برزخی قیامتی دادگاهی و حسابی هم هست کلامی که نور دارد چه میکند این لات تکان خورد و گفت حالا چهکار کنم؟ این شخص گفت پیش آیتاللهالعظمی بروجردی در قم برو و وضعت را بگو. او هم دار و ندارش را به پول نقد تبدیل کرد و در چمدان ریخت برای دیدن آیتاللهالعظمی بروجردی با اتوبوس به قم آمد. آنوقت سواری نبود. ظاهرا اطرافیان آیتاللهالعظمی بروجردی او را نمیشناختند و باید وقت میگرفت؛ میگوید من میخواهم آقا را ببینم میگویند الآن وقت دیدن آقا نیست. این لات هم میگوید یا در اتاق را باز کن که داخل بروم یا تو را از بالای این ایوان با کله پایین میاندازم. بنده خدا هم وحشت میکند و خدمت آقای بروجردی میگوید که چنین کسی آمده است. آیتاللهالعظمی بروجردی هم میگوید اصلا من بهخاطر اینها اینجا نشستهام. او را بیاور. این لات هم با چمدانش میآید. اصطلاحات آخوندی هم بلد نبود که بگوید حضرت آیتاللهالعظمی پسر پیغمبر و مرجع تقلید؛ با تکیهکلام خودش به آیتاللهالعظمی بروجردی میگوید عموجان این چمدان پر از پول حرام است میخواهی چهکار کنی؟ آقای بروجردی میگوید چمدان را بگذار؛ آیا میخواهی توبه کنی؟ او هم میگوید بله میخواهم توبه کنم. حاج عمو اگر من توبه کردم تو در قیامت پیش خدا شهادت میدهی که من را به جهنم نبرند؟ اشک آقای بروجردی میریزد و میگوید آری من شهادت میدهم. چمدان را بگذار و برو. وقتی این لات بلند میشود و به دم در میآید آقای بروجردی صدایش میزند و میگوید کتوشلوارت هم حرام است. آنها را هم دربیاور و با پیراهن و زیرشلواری به تهران برگرد. مرد لات هم میگوید چشم. آنها را درمیآورد و آقای بروجردی میبیند که او واقعا حربنیزید شده است به او میگوید کتوشلوارت را بپوش. آن زمان فکر کنم هفتاد سال پیش میشود آیتاللهالعظمی بروجردی پنجهزار تومان از مال شخصی خودش به او میدهد و میگوید این را ته کیسهات بگذار و با آن کاسبی کن؛ خدا به تو عنایت میکند. او با همان پنجهزار تومان هم آن زمان میلیونر شد. هر سال هم خمس و سهمش را میداد و شبی هم که میخواست از دنیا برود رفیقش به من زنگ زد که فلانی میگوید شب مرگم است بالای سر من بیا. من نمیدانم منبر داشتم یا چهکار داشتم به آن رفیقم گفتم نمیرسم بیایم چهکار کنم؟ نصفه شب از دنیا رفت. آنوقت از خانمش پرسیدم که دیشب چطوری مرد؟ خانمش گفت ساعت دوازده شب که شد چشمش به در اتاق بود و از پهنای صورتش اشکش میریخت؛ چون خودش هیئت درست کرده بود و مدیر هیئت بود با همان اخلاق لاتی گفت حسین جان تا وقتی نیایی من به ملکالموت جان نمیدهم. خانمش گفت که دوسه دقیقهای گذشت یکمرتبه در همان حال گریه به در نگاهی انداخت و گفت حسین جان آمدی؟ من الآن راحت شدم و جان داد. این معنی کلامکم نور است. قدر این کلام را بدانید؛ اروپاییها و آمریکاییها اینها را ندارند. اگر این کلام را داشتند که آدم میشدند. اهلسنت هم این کلام را ندارند و این سرمایه عظیم نور فقط برای شما شیعیان است. دعای پایانیخدایا به حق حضرت هادی ع اثر سخنان ائمه را در ما و زن و بچههایمان بهطور کامل قرار بده. خدایا فردای قیامت ما خجالتزده اینجور لاتها نشویم که به ما بگویند تمام لاتهای تهران از او میترسیدند یک جلسه پیش بنده و نماینده ما آیتاللهالعظمی بروجردی آمد چه آدمی شد. خدا اینها را رو نیاورد و ما شرمنده بشویم.خدایا ما را در قیامت شرمنده عالمان دین و مردم محشر قرار نده. خدایا اهلبیت علیهمالسلام را از ما نگیر؛ گریه بر … ع بر زن بدکارهعیسی ع آن شخص را صدا کرد و گفت تو دیدی که من از کجا بیرون آمدم؟ گفت والله تو را دیدم خیلی هم تعجب کردم و با خودم گفتم پیغمبر اولوالعزم الهی در این خانه که خانه زن بدکارهای است چهکار میکرد؟ مسیح ع به او گفت ما دو جور بیمار داریم یک بیمار با پای خودش به دکتر میرود و دردش را میگوید دکتر هم نسخه مینویسد بیمار نیز عمل میکند و خوب میشود. یک بیمار هم فکرش روانش و بدنش کرخت شده است و نمیتواند به دکتر برود باید دکتر برای او بیاورند. این خانم هم از آنهایی بود که باید دکتر بالای سرش میرفت. من رفتم و از پشت در اتاقش اصلا نگاهش هم نکردم با او راجعبه زنا زناکار دنیا و آخرت زناکار برزخ زناکار و عذاب زناکار صحبت کردم. او نیز توبه کرد. حالا برو و در خانهاش را بزن اگر دیگر راه داد. به این کلام کلام نور میگویند؛ یعنی سخنی که روشنایی هدایت حق دین و انسانیت را به دیگری منتقل میکند. آن شخص دیگر هم خودش را در آن روشنایی میشناسد و میفهمد و حواسش را جمع میکند. قرآن نور مبین و روشنگری برای همه مردماین یک جمله امام هادی ع است که میفرمایند کلامکم نور . شما حتما راجعبه قرآن در قرآن دیدهاید که میفرماید وانزلنا الیکم نورا مبینا 4 نمیگوید فقط به پیغمبر بلکه میگوید من قرآن را به کل شما فرستادهام. مبین یعنی توضیحدهنده و روشنگر؛ من یک نور روشنگر فهماننده بیانکننده نشاندهنده برایتان فرستادهام. کلام ائمه طاهرین علیهمالسلام هم همان نور یعنی نور خداست که اگر آدم یکخرده به خودش زحمت بدهد وخودش را در پرتو آن نور قرار بدهد نور را ببیند و بفهمد لمس کند بپذیرد و عمل بکند آدم خیلی والایی میشود. حکایتی شنیدنی از اثر کلام یک اهل دلیک لاتی در تهران بود که با من هم رفیق بود و پیش من میآمد. این شخص خیلی لات بود خیلی که میگویم یعنی در تهران تک بود. من اگر اسم لاتهای آن روزگار را بشمارم میتوانم ده نفرشان را بشمارم. آنها لاتهای بسیار قویای بودند اما همه از این لات حساب میبردند. من همه آنها را هم دیده بودم. یک کار این لات باج گرفتن از قمارخانهها بود. پنجشنبهها به در قمارخانههای تهران و عرقفروشیها میرفت و میگفت حق مرا بدهید کسی جرئت حرفزدن نداشت. صاحب قمارخانه عرقفروشی و کاباره بیستسی تومان به او پول میدادند؛ اگر پول نمیدادند تمام شیشههایشان را میشکست و همهچیز را هم بههم میریخت. کلانتری آن زمان هم زورش به او نمیرسید و از او میترسیدند. در واقع وقتی نزد رئیس کلانتری میرفتند و شکایت میکردند علنی میگفت من میترسم خودتان یکجوری حل کنید. شخصی هم بود که من او را هم میشناختم؛ اهل حال و اهل گریه بر ابیعبدالله
ارزش و منزلت ماه رمضان در پیشگاه پروردگار
ع چقدر مهم است که روزه روزهدار به گریه بر ابیعبدالله ع وصل شود. … بر ابیعبدالله ع السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار . السلام علیک یا مصباح الهدی و سفینه النجاه . السلام علیک یا رحمه الله الواسعه و یا باب نجاه الامه . بیشتر مردم اول افطار وقتی لقمه را برمیدارند میگویند اللهم لک صمنا و علی رزقک افطرنا 9 خدایا برای تو روزه گرفتیم و از رزق تو افطار میکنیم؛ اما زینالعابدین ع این دعا را نمیخواندند وقتی در آن اتاقی که عبادت میکردند به حضرت خبر میدادند که افطار شده است میآمدند و سر آن سفره مینشستند. اول ظرف آب را برمیداشتند اینقدر گریه … ع میفرمایند اعانه الله تعالی خود پروردگار کمکش میکند. روزی که خیلی از قدمها روی صراط میلغزد و در جهنم میافتند خدا به این آدمی که در دنیا به مؤمنی کمک کرده است کمک میکند تا سالم از صراط رد بشود. مصونیت از خشم پروردگار با فروخوردن خشمامام هشتم در ادامه روایت میفرمایند ومن کف فیه غضبه کسی که در این ماه مبارک رمضان مخصوصا وقتی که روزه است خودش را از خشم نگه بدارد و عصبانی و تلخ نشود کف الله عنه غضبه یوم القیامه خدا روز قیامت خشم خودش را از او بازخواهد داشت. این روزه تجارت خیلی عجیبی است و روزه ماه رمضان آثار عجیبی دارد ما یک ناهار نمیخوریم کار دیگری که نمیکنیم این ناهارنخوردن هم به حکم پروردگار است. خدا فرموده سی روز نخور و نیاشام. همین عبادت و اطاعت کردن این آثار عظیم را دارد. نصرت پروردگار به نصرتدهندگان بر ستمدیدگان ومن نصر فیه مظلوما اگر به ستمدیدهای در این ماه مبارک رمضان کمک کند؛ حالا کسی به او ستم کرده استادش شوهرش زنش یا پدرش و مورد ستم واقع شده این شخص برود و این چتر ستم را از بالای سر این ستمدیده بردارد. آن فرد ظالم را نصیحت کند متوجه ظلمش کند بیدارش کند و به خدا قیامت و روزی توجه بدهد که خودش هم ممکن است مورد ستم قرار بگیرد. وقتی این بار ستم را از روی دوش این ستمدید ه بردارد خداوند نیز اینگونه به او نصرت میدهد نصره الله علی کل من عاداه فی الدنیا خدا او را به کسانی که با او مخالف و دشمن هستند یاری میدهد. ونصره یوم القیامه عند الحساب والمیزان این خیلی عجیب است که یک نفر یک ستمدیده را از ستم ستمکار نجات میدهد خداوند در روز قیامت هنگام محاسبه پرونده میزانکردن و ارزیابی پرونده به او کمک میدهد.در روایاتمان آمده است من همین چند روز پیش هم این روایت را در جلد هشتم محجهالبیضا نوشته فیض کاشانی دیدم که حضرت میفرمایند شخصی بوده که به مردم جنس میفروخته. خانوادهها هرچه جنس نیاز داشتند در مغازهاش بوده و میفروخته. خیلیها هم پول نداشتند و نسیه میفروخته. بعد به شاگردانش در روز معینی میگفته این آدرس مشتریهایمان است بروید و قسطهایشان را بگیرید. یک بار هم به آنها بگویید و اگر گفتند که این هفته نداریم نایستید و برگردید. اگر دوسه بار رفتید و گفتند نداریم دیگر به در خانه مردم نروید. من آنها را بخشیدم. من بخشیدم و عشقم این است که ندار را ببخشم و لذت میبرم روز قیامت که پرونده این آدم را مینویسند میبینند در معنویت و عبادت آنقدر ندارد که سبب نجاتش شود. به او میگویند تو دوزخی هستی راه بیفت او هم راه میافتد. عجب آدم باادبی است که با خدا چونوچرا نمیکند و راه میافتد. خطاب میرسد او را برگردانید این شخص در دنیا از بندگان ندار من گذشت کرده است. حالا که خودش ندارد من گذشت نکنم؟ یعنی من کمتر از این هستم؟ این از ندار گذشت کرده حالا خودش دست من افتاده است و ندارد من گذشت میکنم. خیلی عجیب است کسی که مظلومی بیپولی یا گرفتاری را یاری بدهد خدا او را در قیامت به هنگام حساب و میزان یاری میدهد. ماه توبه و انابه به درگاه احدیتحضرت دوسه جمله دیگر هم دارند و میفرمایند شهر رمضان شهر البرکه وشهر الرحمه وشهر المغفره وشهر التوبه والانابه ماه رمضان ماه توبه و رویآوردن به پروردگار است. خدایا اشتباه کردیم غلط کردیم ما را ببخش. من لم یغفر له فی شهر رمضان ففی ای شهر یغفر له کسی که در ماه رمضان خودش را به آمرزش نرساند دیگر چه زمانی میخواهد خودش را برساند؟ فاسالوا الله ان یتقبل منکم فیه الصیام پس این ماه را غنیمت بدانید دعا کنید و بخواهید خدا این عبادت باارزش را از شما قبول کند. ولا یجعله آخر العهد منکم از خدا بخواهید که این آخرین ماه رمضانتان نباشد و از اینهمه بهره محروم نشوید. وان یوفقکم فیه لطاعته ویعصمکم من معصیته توفیق به شما بدهد که عبادت کنید و از افتادن در گناه حفظتان کند. انه خیر مسؤول همانا پروردگار بهترین وجود مقدسی است که از او گدایی میکنند. کلام آخر؛ شستوشوی دل با گریه بر ابیعبدالله
خلقت هستی در نهایت زیبایی
شما زیاد شنیدهاید گریه بر ابیعبدالله ع عامل یقینی آمرزش گناه است؛ البته گناهان بین خود و خدا. این مصونیت است. … به عزت و جلالت به انبیا و امامان به گریههای دختر سیزدهساله کنار بدن قطعهقطعۀ بابا مرگ ما را در حال گریه بر ابیعبدالله ع قرار بده.حسین جان نمیخواهم
دنیا، تجلیگاه نعم مادی و معنوی
ع به مردم ایرانمگر این منطقه ری با کشتهشدن ابیعبدالله ع معامله نشده است؟ منطقه به آن که قول داده بودند به آنجا بروی و اعلیحضرت بشوی نرسید و او اعلیحضرت نشد مختار هم تکهتکهاش کرد و جلوی سگهای جهنم انداخت؛ اما خدا بیشترین گریه بر … بر ایرانی که از زمان پیغمبر ص مورد توجه پیغمبر ص و بعدا مورد توجه ائمه طاهرین علیهمالسلام بود. علاقه اهلبیت علیهمالسلام به سرزمین فارساهل آن منطقه در مسجد کوفه نشسته بودند کسی روایتش را من خودم دیدم از در مسجد کوفه به آن بزرگی وارد شد و جمعیت هم نشستهاند امیرالمؤمنین ع تمامقد از جا بلند شدند و اشاره کردند که در بغلدست خودم بنشین. مرد آمد و نشست حرفهایش را زد و عشقش را کرد و رفت. مردم گفتند ما این را تا حالا ندیده بودیم چه کسی بود که تمامقد برای او بلند شدی؟ فرمودند اهل ایران بود. امیرالمؤمنین ع به این کشور علاقه داشت پیغمبر ص به این کشور علاقه داشت. دائما هم از آینده خبر میدادند و به آنها میگفتند شما در آینده مرا رها میکنید و ملت دیگری میآیند که دین من را به ثریا میرسانند. عطای نعمت گریه بر ابیعبدالله … ابیعبدالله ع را به این منطقه داده است. شما دهه عاشورا در همهجای ایران با طیاره یا ماشین برو اگر جایی را بهاندازه گریه تهران پیدا کردی. رویش خار در معدن معصیت و آسیب آن به همه انسانهاای مردمی که به تربیت دین آراسته نیستید ای مردمی که به حلال و حرام احترام نمیکنید ای مردمی که به حجاب قرآن و زهرا احترام نمیکنید ای جوانهایی که شب و روزتان به گناه آلوده است چرا به این سرزمین ظلم میکنید و نمیگذارید آباد بشود؟ با معدن بداخلاقی بودن با معدن گناه بودن و با معدن معصیت بودن که در جایی گل نمیرویاند بلکه خار درمیآید و به پای همه هم میرود؛ حتی خوبها هم ضرر میکنند بچههای خوبها هم ضرر میکنند. میگویند نمیشود همه خوب بشوند چرا؟ اگر ما خوب بشویم که بر فراز مردم هستیم همه خوب میشوند؛ اگر ما عاشقانه با مردم برخورد بکنیم مردم خوب میشوند. خلقت بشر بر سرشت توحیدمگر پروردگار مردم را در معدن لجن آفریده است؟ خودش که در سوره روم میگوید فطرت الله التی فطر الناس علیها سوره روم آیه 30 یکنفر را بر سرشت غیر از توحید خلق نکردهام. هر جنینی را که در رحم مادر پرورش میدهم یک قطبنما در ذاتش بهطرف خودم میگذارم که بهطرف من جهتگیری داشته باشد. چه کسانی این اخلال در این قطبنما را ایجاد کردهاند که به جای نشاندادن خدا کفر زنا ربا ظلم و پستی را نشان میدهد؟ طرح مصرفی نعمتهای پروردگار در قرآناما شما که هنوز به عقربه قطبنمای فطرتتان دست نخورده است و انشاالله تا آخر عمرتان هم دست نخورد و انحرافی ایجاد نشود شما آدمهای سودمندی هستید ولی فقط چند نفر هستید. همهچیز نعمت است نعمتساز اوست و نعمتخور انسان است که طرح نعمتخوری را هم در قرآن داده است. پول یک نعمت است که طلا و نقره است و چون نمیشود در دست مردم بچرخد میزان طلا و نقره خزانه را کاغذ چاپ کردهاند. کاغذ حواله است و خودش قیمتی ندارد قیمتش برای پشتوانهاش است. قرآن مجید میگوید لا تاکلوا اموالکم بینکم بالباطل سوره نسا آیه 29 به ناحق پول گیر نیاور ظالمانه پول گیر نیاور به غصب پول گیر نیاور از راه دزدی پول گیر نیاور از راه تقلب پول گیر نیاور؛ نهایتا میشود با پول نجس لباس نخر با پول نجس به زن و بچهات ناهار و صبحانه و شام نده با پول نجس به مشهد و کربلا نرو که قبول نمیشود؛ چون از ائمه ما پرسیدند در کاملالزیارات است بعضیها به کربلا میروند که هیچچیز آنها درست نیست حضرت میفرمایند یکی از آن چیزهایی که درست نیست زیارتشان است و آنها زائر نیستند بلکه سیاح و گردشگر هستند و بهطرف ابیعبدالله ع
گریه، کلید رحمت پروردگار
ع گریه دوم در این دین یعنی دین نازلشده گریه بر ابیعبداللهالحسین ع است. من به شما وعده دادهام؛ انشاالله به من لطف کند این وعده را عملی میکنم. من این را با دلیل ثابت میکنم که بهطور یقین گریه بر ابیعبدالله … گریه ما بهدست اهلبیتامام صادق ع میفرمایند حتما بدانید که شما برای حسین ما با اختیار خودتان جمع نمیشوید و با اختیار خودتان هم گریه نمیکنید. این تشکیل جلسه کشاندن شما و گریهکردن شما کار ماست. شما چهکاره هستید؟ اگر قرآن نباشد شما چهکاره هستید؟ اگر ما نباشیم شما چهکاره هستید؟ گریه کلید رحمتاللهبهبه از این روایت علی جان فدای خاک کف پای قنبرت تو کجایی و ما کجاییم؟ این جمله برای امیرالمؤمنین ع است البکا من خشیه الله مفتاح الرحمه 19 وقتی خلوتی پیدا کرده و گریه میکنید این گریه شما و خود این اشک کلید رحمتالله است. این گریه در فرمایشات اهلبیت علیهمالسلام بود؛ اما گریه دوم که یقینا با گریه اول هموزن است. گریه همه کائنات بر امام حسین ع حسینبنابیفاخته مرد بزرگی است که میگوید به امام صادق ع گفتم جعلت فداک انی اذکر الحسین بن علی فای شی اقول اذا ذکرته 20 من همیشه مینشینم و حرف ابیعبدالله … ع بدهند؛ چون اگر کار نمیکردند زهرا س و بچهها شب نان نداشتند. شما همهچیز را بردید شما دنیا را که برای اینها نگذاشتید دنیا را هم نگذاشتید دو گریه ارزشمند در دین پروردگاردین را باید از قرآن و اهلبیت علیهمالسلام گرفت؛ حالا این دین صدها جز و اجزا دارد. من پنج روز است دارم با جانکندن و مطالعات گسترده ثابت میکنم که یک جز دین وحیشده پروردگار گریه است. کتابهای ما و قرآن دو تا گریه را بیان کردهاند الف گریه از ترس پروردگاریک گریه من خشیه الله برای اهلش همان گریه من خوف الله برای اهلش. این گریه به پروردگار اختصاص دارد که در منابع ما در قرآن و روایات است. تا دیروز چهار تا آیه راجعبه گریه علنی خواندم تری اعینهم تفیض من الدمع ؛ 15 هم کلمه اشک در قرآن است و هم کلمه بکا برای چند بار. ب گریه بر ابیعبدالله
English