بعضی از مفسرین غیرشیعه گفتهاند این ومن عنده علم الکتاب یهودیها و مسیحیهای باسواد مکهاند. … کجا آوردهاید؟ محل زندگی یهود و مسیحیت مدینه بوده نه مکه یعنی پیغمبر به مردم بگوید شاهد پیغمبربودن من این موسیو قاراپت یا حاخام است؟ مفسرین بزرگ غیرشیعه
17 مطلب یافت شد
احاطهٔ چهارده نور مقدس بر عرش الهی
این آیه و اینهم حرف بزرگترین مفسرین محدثین و متعصبین غیرشیعه؛ حالا توضیح آیه را میدهم. … قبل از ورود به بحث معنوی آیه شریفه لازم است نظر بزرگترین مفسرین و محدثین غیرشیعه را بشنوید که این نظر تقویتی برای ارتباط شما با این ذوات مقدسه … ناپاکترین و پستترین عالم غیرشیعه یعنی ابنتیمیه در کتاب منهاج السنه خودش جلد هفتم صفحه 178 میگوید مجموعه تفاسیر ما که این آیهها را در حق اهلبیت نوشتهاند متضمنه للمنقولات التی روایاتی دارد که یعتمد علیها باید بر این روایت تکیه کرد و قابل رد نیست؛ اگر همه محدثین و مفسرین
امیرالمؤمنین(ع)، میزان شناخت حق
من هم از قول مفسرین نقل میکنم؛ بسیاری از مفسرین شیعه و غیرشیعه میگویند این هفتهشت باری که کلمه ویل در قرآن مجید آمده ویل یومئذ للمکذبین فویل
تقوای الهی، راه رهایی از بنبستها
نظرات عجیب مفسرین غیرشیعهعلمای مفسر غیرشیعه این کار را مرتکب شدهاند؛ یا احکام قرآن را قیاس کرده و گفتهاند چون مسئله آن حکم این است و ما مسئله
عظمت میزان
بنا به نگاه بزرگترین مفسرین شیعه و غیرشیعه که اگر بخواهم اسم ببرم امشب باید 40 نفرشان را اسم ببرم میگویند کلمۀ میزان که در سورۀ حدید ذکر شده
شکر بنده، تنها راه حفظ مقام انسانی
د امتیاز ویژه بر جمیع موجودات وفضلناهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلا ؛ 16 کثیر در این آیه بنا به نگاه مهمترین مفسرین شیعه و غیرشیعه بهمعنی کل و جمیع
حسین(ع)، حقیقتی که تا ابد با ما میماند
ستارگان یعنی چه؟ هر دو طرف را گفتم هم شیعه و هم اهل سنت سهتا از مهمترین مفسرین را هم اسم بردم که به شما یقین بدهم یعنی بدون شک و تردید امروز جلسه را ترک کنید.در تفاسیر شیعه حدودا سی و دو روایت و در تفاسیر مهم غیرشیعه
راههای شناخت اهلبیت(علیهمالسلام)
مفسرین قرآن میدانستند و میدانند که این من در ادبیات عرب من تبعیضیه است و در آیه اینطوری معنی میشود کسی که مقداری عمل صالح داشته باشد حالا اگر همه را ندارد قبول است. عنایت اهلبیت علیهمالسلام به شیعیان-نظری به آیه مباهلهیکی به امام هشتم گفت بعضی از شیعیان لغزشهایی دارند میتوانیم به اینها بگوییم فاسق؟ فرمودند نخیر شیعیان ما فاسق نیستند. یکخرده کمکار هستند ولی ما قبولشان داریم. به امام هشتم گفت آقا من را دعا کنید. فرمودند کل شیعیان در محضر ما اهلبیت هستند و ما هم دائم دعا میکنیم؛ اگر دعایتان نکنیم که رفتید و اگر به شما نظر نداشته باشیم تمام است کارتان. اهلبیت علیهمالسلام سبب سعادت شما هستند. شما بگو انبیای دیگر چه نقشی دارند؟ وجود انبیای دیگر در اهلبیت تجلی دارد. دلیلش هم میخواهید از قرآن برایتان بخوانم؛ بعدا هم از همین علمای بزرگواری که در جلسه هستند بپرسید در آیه مباهله فقل تعالوا ندع ابنانا و ابناکم و نسانا و نساکم و انفسنا و انفسکم آلعمران 61 ابنا از نظر ادبی چیست؟ جمع مذکر است؛ نسا چیست؟ جمع است؛ انفس چیست؟ جمع است. دوباره برمیگردیم به اول آیه؛ این نا در ابنانا چیست؟ ابنا جداست بعد خدا چسبانده به نا ؛ نسا جداست خدا چسبانده به نا ؛ انفس جداست چسبانده به نا . این نا چیست؟ این هم ضمیر جمع است. ابنا که اسم جمع است چسبیده به ضمیر جمع و شده ابنانا ؛ کلمه نسا جمع است چسبیده به ضمیر جمع و شده نسانا ؛ لغت انفس جمع است چسبیده به نا که آن هم جمع است. سؤال کنید که اضافه شدن جمع به جمع چه معنی میدهد؟ یعنی پروردگار ابنا جمع را اضافه کرده به ضمیر جمع؟ همه جواب میدهند جمله افاده عام میکند و فارسیاش این میشود ابنانا یعنی کل فرزندان نسانا یعنی کل زنان انفسنا یعنی کل افراد. مگر آیه جمع نیست؟ جمع به جمع اضافه نشده؟ پس چرا تمام کتابهای غیرشیعه
چرا ما عاشق حسین(ع) هستیم؟
مفسرین سنی و شیعه بین الله و نور السماوات و الارض تقدیر گرفتند نور را اسم فاعل گرفتند. من وقتی در تفسیر حکیم به این آیه رسیدم حدود هفتاد هشتاد صفحه بحث کردم اصلا نور را اسم فاعل نگرفتم در تحقیقات روایتی و علوم جدید دیدم معنی ندارد نور را اسم فاعل بگیرم که معنی آیه بشود اللهم منور السماوات و الارض حقیقت این است که الله نور السماوات و الارض تمام آسمانها و زمین بافتشان نور است این را دانشمندان امروز هم ثابت کردند که ذات تمام هستی نور است. الله نور السماوات و الارض مثل نوره کمشکاه فیها مصباح المصباح فی زجاجه الزجاجه کانها کوکب دری از آیات عجیب قرآن مجید است. یوقد من شجره مبارکه زیتونه این درخت مادی نیست لا شرقیه و لا غربیه نه جانب شرقی دارد و نه جانب غربی دارد درخت ملکوتی و الهی است. یکاد زیتها یضی و لو لم تمسسه نار نور علی نور یهدی الله لنوره من یشا و یضرب الله الامثال للناس نور 35 .یک آیه است در تمام قرآن مجید که در این آیه پنجبار کلمۀ نور آمده است هیچ جای قرآن پنجبار در یک آیه کلمۀ نور نیامده است. آیه آخرش میگوید یهدی الله لنوره من یشا هر کس لیاقت نشان بدهد خودم دستش را میگیرم و در دست نور میگذارم. فهم خدا از طریق پنج نور آلعباتو بگو محرم بله من دستت را در دست ابیعبدالله ع میگذارم؛ تو بگو محرم نه برو گمشو پست بدبخت. پنجبار اسم نور را برده بعد آدرس میدهد که این نور کجاست چون آیۀ بعد استقلال ندارد آیۀ بعد با جار و مجرور شروع شده؛ یعنی آیه نشان میدهد که من وصل به آیۀ قبل هستم چسبیده به آیۀ قبل هستم خودم آیۀ مستقلی نیستم.بیچاره غیرشیعه
نشان دادن راه هدایت در قرآن
مفسرین بزرگ میگویند و ریشهی رحمت قیامتی پروردگار ایمان و عمل صالح بندگان است حرفشان هم درست است. اگر در قیامت رحمتاش را به صورت اجر و پاداش و به عبارت دیگر به صورت بهشت پخش میکند این رحمت الله است که عامل رسیدن این رحمت الله ایمان و عمل صالح است. حالا آن چیزی که مرد یا زنی از کلیات مسائل الهی خبر دارد که یکی از آن مسائل رحمت الهی است حالا میخواهد خودش را به رحمت خدا برساند چه کار باید بکند؟ قرآن مجید هدایت میکند که راه رسیدن به رحمت الله چیست. البته من فقط نمونه عرض میکنم نه اینکه این یک آیهای که میخوانم آدرس رحمت را فقط این آیه داده باشد نه صدها آیه در قرآن آدرس رحمت الهی را دادهاند که از چه راهی باید بروی تا به رحمت برسی و اگر این جاده را طی نکنی به رحمت نمیرسی این آیهای برای نمونه است و اطیعوا الله و الرسول لعلکم ترحمون آلعمران 132 از خدا و پیغمبر ص اطاعت کنید تا مورد رحمت قرار بگیرید نه اینکه شایدی باشد در این آیاتی که تمام آیه جملهی مثبت است لعل به معنی قطعی بودن و حتمی بودن است ترجمههایی که زیر لعل نوشتند شاید و یقینا این ها غلط هستند چون در حریم پروردگار عزیز عالم تردیدی وجود ندارد اگر بگوییم لعل به معنی شاید است معنیاش این میشود که خدا و پیغمبر ص را اطاعت کن شاید به رحمت خدا برسی و شاید هم نرسی؛ یعنی این دو لنگه دارد شاید برسی و شاید نرسی این شاید را به پروردگار وصلش میکنند که شاید تو را به رحمت برساند و شاید هم نرساند این درست نیست ادیبان بزرگ عرب مانند صاحب کتاب مغنی در حرف لعل میگوید لعل در جملات مثبت عربی به معنی قطعی بودن است خدا و پیغمبر ص را اطاعت کن برای اینکه به رحمت خدا برسی و میرسی وقتی مسالهی قرآن مطرح است دیگر جای شک نیست.در قرآن مجید هم آمده است که مردم متفاوت هستند و ظرفیتها مختلف است شخصی از خدا و پیغمبر ص اطاعت میکند و یک سال نمیگذرد که پیغمبر ص بالای منبر میآید و به کل انصار مدینه و مهاجران مکه که پایمنبر هستند میفرماید دربارهی سلمان با هم دعوا نکنید شما مهاجرین ننشینید بگویید چون از ایران آمده جزو ماست شما مهاجرین نگویید چون به مدینه وارد شده و زیر پوشش ما قرار گرفت مال ماست من قبول ندارم مهاجرین و انصار سلمان برای شما نیست السلمان منا اهل البیت . شخصی اطاعتش از نظر اخلاص خیلی پربار است سلمان میشود عمار ابوذر و ابوالهیثم بن طیحان میشود فرق میکنند همه را هم خدا مومن میداند. تناسب ظرفیتها و ایمانهاشما سورهی نسا را نگاه کنید که میفرماید البته اول این آیه را بگویم بعد سورهی نسا را بگویم ان المنافقین فی الدرک الاسفل من النار النسا 145 یعنی منافقان از کفار و مشرکان بدتر هستند کافر و مشرک به دوزخ میروند اما منافق در بدترین و پستترین درکات جهنم است این آیه به این پرزوری دیگر بیشتر از اینکه زوری لازم نداشت پرزورترین آیهی عذاب برای منافقین است. پروردگار میفرماید اگر همین منافقین توبه کردند اگر حال و عمل-شان را اصلاح کردند جزو شما مردم مومن میشوند و مورد آمرزش و رحمت من هستند. ظرفیتها فرق میکند خیلیها در جهاد کنار پیغمبراکرم ص آمدند به خاطر ایمانشان شمشیر هم زدند خدا هم تعریفشان را کرده است دیدید در سورهی نسا میفرماید فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما النسا 95 همه شمشیر زدند امیرالمومنین ع هم در خندق یک ضربه شمشیر زده است دربارهی آن یک ضربه شمشیر شیعه و غیرشیعه … مفسرین کتاب شریف کافی گویندهی روایت حضرت موسی بن جعفر ع است این روایت سه بخش هم دارد؛ یک بخشش این است یک امر طبیعی است که پروردگار به کسی که محبت داشته باشد و شخصی که محبوب خدا باشد محال است خدا محبش را به دوزخ ببرد محال است نمیشود خدا آدم را دوست داشته باشد و بعد هم به فرشتگان قیامت بگوید این دوست رفیق و محبوب من را با سر داخل جهنم بیندازید اصلا امر محالی است و امکان ندارد و الله یحب المحسنین آلعمران 134 . حالا باز آقا یا خانمی در ذهنش این است که من خودم را چگونه به آمرزش پروردگار برسانم که رساندن به آمرزش پروردگار برایم راحت باشد و زجری نکشم و باری روی دوشم نیاید؟ این را هم خداوند در سورهی نور آدرس داده است. چقدر زیباست اینکه میگوید هدی این هدایتگریهای قرآن است.دوست دارم خدا هم من را بیامرزد یعنی از گناهانم بگذرد و پروندهام را پاک و صاف کند گناهانی که بین من و خودش است و گناهانی که بین من و مردم است توفیق بدهد من آنها را هم حل کنم راهش چیست که هم به آمرزش برسم و هم به رحمت برسم؟ قرآن راهنمایی میکند این راهنماییش خیلی عجیب است اما به نظر من از هر ده نفر دو نفر فقط زیر بار این آیه بروند اینطور که من پنجاه سال تجربهی جلسه با مردم داشتم آنهایی که با هم اختلاف دعوا دعوای خانوادگی دعوای پدر و پسری و... داشتند پیش من آمدند حالا خود من گنهکارم اشتباه داشتم و بد کردم بین خود و خدا خوب معامله نکردم اما دلم میخواهد به رحمت و به مغفرت خدا آسان برسم راهش این است این را در سورهی نور راهنمایی و هدایت میکند ببینید چقدر زیباست اما به نظر بعضیها عمل کردنش مشکل است ولی مشکل نیست فقط تصمیم مثبت میخواهد. خدا سوال میکند ا لا تحبون ان یغفر الله لکم النور 22 بندگان من مردم مومن و زنان با ایمان آیا دوست ندارید در معرض مغفرت و بخشندگی من قرار بگیرید؟ دوست دارید یا دوست ندارید؟ ا لا تحبون ان یغفر الله لکم النور 22 خب کدام مومنی به خدا میگوید نه من دوست ندارم مغفرت تو شامل حال من شود هیچ مومنی این را نمیگوید مگر آدمهایی که واقعا مصلوبالعقل باشند. میگویند استاد روی کرسی درس داشت دروس علمی را به شاگردانش میداد. از بیرون کلاس صدایی بلند شد بزرگواری میگفت من الاغم را گم کردم هر کس خبر دارد و پیدایش کرده به من بگوید من به او جایزه میدهم. این صدا داخل کلاس آمد و استاد از روی کرسی درس رو به شاگردان کرد و گفت کدامتان از صدای خوب بدتان میآید؟ اگر شخصی خیلی زیبا قرآن روضه و شعر بخواند کدامتان بدتان میآید؟ محصلی دستش را بلند کرد و گفت من استاد به یکی از شاگردها گفت بپر داخل کوچه و بگو الاغت اینجاست بیا بردار برو. راه آمرزش گناهان چه کسی دوست ندارد خدا او را بیامرزد؟ هیچ کس چه کار کنید که خدا شما را راحت بیامرزد و لیعفوا النور 22 از آنهایی که با شما بد کردند گذشت کنید. و لیصفحوا النور 22 گذشتتان هم زیبا باشد؛ یعنی گذشتی که من بپسندم. اگر گذشت کنید چه میشود؟ و الله غفور رحیم النور 22 هم آمرزشم را سراغت میفرستم و هم رحمتم را و الله غفور رحیم النور 22 . باز همین بحث هدایت قرآن را که خیلی سودمند است یعنی آیاتی که آدرس مغفرت رحمت حل مشکل و بیرون آمدن از تنگیها را داده اگر لطف او بدرقهمان باشد و بخواهد فردا شب دنبال میکنم. جسارت دشمنان به حضرتزهرا س وقتی صدای در بلند شد چه دری؟ آن دری که نه سال پیغمبراکرم ص یک بار چفتش را بلند نکرد به گل میخ بزند هر وقت آمد روبهروی در ایستاد گفت السلام علیکم یا اهل بیت نبوه و معدن الرساله . اما این مرتبه چهل پنجاه نفر از اشرار مدینه با مشت و لگد به در کوبیدند خانه که خیلی بزرگ نبود خانه صد متر هم نبود بین در و دوتا اتاق شش هفت قدم فاصله بود صدیقه کبری س خودش پشت در آمد که رد مردم را کند تا جسارتی به امیرالمومنین ع نشود. اینکه امیرالمومنین ع نیامد چون حضرتزهرا س نگذاشت یعنی به حضرت عرض کرد اجازه بدهید من بروم شاید اینها حرمت من را نگهدارند که دختر پیغمبرم اگر با شما بد هستند به خاطر اینکه در جنگها قوم و خویشهایشان را کشتی و یا حسود هستند به خاطر اینکه توهینی به شما نشود من میروم. حضرت زهرا فرمود پشت در چه کسی است؟ گفتند در را باز کن فرمود ما عزاداریم برای چه در را باز کنم؟ گفتند علی را میخواهیم فرمود نه علی با شما کاری ندارد من در را باز نمیکنم. اینجا بزرگترین دانشمندان غیرشیعه
تهران/ حسینیۀ هدایت/ دهۀ اوّل محرّم/ پاییز 1395هـ.ش. سخنرانی سوم
مفسرین اهل سنت نقل کردند چون از همان ابتدا با راویان متعددی روایت نقل شده بود پس راه فرار از ثبت این روایت را نداشتند. این روایت را تمام کتابهای روایی و تفسیری شیعه نقل کردند. توضیحی دربارۀ این روایت نمیخواهم بدهم فقط به یک نکتهاش میخواهم متوسل بشوم تا بحثی که دارم نورانیتر و درخشانتر در قلب مبارک همۀ شما طلوع کند.کلام برای دو ساعت مانده به وفات رسول خداست انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی لن یفترقا همین جملهاش موردنظرم است یعنی لن یفترقا . این قرآن و اهل بیت من جدایی از یکدیگر ندارند و نخواهند داشت. یک حقیقت که به صورت دو چراغ جلوه کرده است؛ یکی چراغ قرآن مجید و یکی هم چراغ اهل بیت من است که این دو چراغ ریشهشان یک حقیقت است و آن نور است و انزلنا الیکم نورا مبینا النسا 174 . امام باقر علیه السلام قسم والله خورده -بنا به نقل از کتاب کافی شریف تالیف کلینی- که نور ما هستیم. نور هم قابل تقسیم نیست جز حقایق غیرقابل تقسیم است؛ یعنی شما در هیچ کتاب فلسفی عرفانی دینی و به ویژه قرآن مجید نمییابید که نور با تقسیم بیان شده باشد. در همۀ سی جز قرآن نور مفرد است؛ اما این نور به صورت چراغهای متعدد خودش را نشان داده است.قرآن نور است اهل بیت علیهم السلام هم همان نور هستند و آثاری که بر نور قرآن و بر نور اهل بیت علیهم السلام هست یقینا در جهان و در هیچ نور مادی و حسی و معنوی نیستاین یک نکته از روایت ثقلین و اما بحث ما با همدیگر وارد سه آیه میشویم؛ البته دل را به کمک میگیریم عقل را به کمک میگیریم نابترین روایات را هم به کمک میگیریم تا این سه آیه برای ما کشف شود که چه میگوید؟ ما ظاهر هر سه آیه را معمولی میبینیم اما غیرمعمولی است. هر سه آیه را وقتی قرائت میکنیم فکر نمیکنیم کمترین رابطهای با حضرت ابی عبدالله الحسین داشته باشند؛ ولی وقتی از روایات دعاها زیارتها دل خودمان و عقل خودمان کمک میگیریم میبینیم عجب ارتباط مستقیمی این سه آیه با وجود مبارک حضرت ابی عبدالله دارداما آیۀ اول از سه آیه اسرار آیه را من نمیگذارم آخر سخن به تدریج و جمله به جمله که جلو میآییم اسرار آیه را هم تماشا میکنیم؛ با چشم دل با چشم عقل با چشم فطرت. و نفخ فی الصور قیامت در صور دمیده میشود. دربارۀ کلمۀ صور خیلی حرف زده شده لغت صور به معنی شیپور است؛ ولی این صوری که قرآن مجید میگوید نمیدانیم چیست فقط چیزی است که به اذن خدا آن دمی که در او دمیده میشود در جا این دم این کار را میکند فصعق من فی السماوات و من فی الارض با دمیده شدن در صور هرچه موجود زنده در عوالم بالا و در زمین است میمیرد؛ یعنی عالم غرق سکوت میشود. هر که در آسمانها و در زمین است موجود جاندار میمیرد و فقط چهار نفر میمانند؛ اسرافیل میکائیل عزرائیل جبرائیل. من فارسی میگویم ولی همۀ این فارسیها در مهمترین کتابهایمان است در مهم ترین تفاسیرمان است در مهمترین کتابهای حدیثمان است؛ اسرافیل هم میمیرد میکائیل هم میمیرد ملک الموت هم میمیرد؛ خداست و جبرئیل و هیچ کس دیگر نیست آنگاه پروردگار به جبرئیل میگوید امین من لحظۀ مرگ تو هم رسیده پس به سجده میافتد و در سجده جانش گرفته میشود. این برای اول آیه نفخ فی الصور فصعق من فی السماوات و من فی الارض ؛ ولی خدا از جمیع موجودات زنده یک تعدادی را استثنا کرده که در خود آیه آمده است الا من شا الله کل آسمانیان و زمینیان میمیرند مگر آنهایی را که خدا بخواهد نمیرند. اینها چه کسانی هستند که نفخۀ صور سراغشان نمیرود؟ اجازه هم ندارد سراغشان برود اجازه ندارد تلنگر مرگ به آنها بزند به جبرئیل می زند به میکائیل میزند به اسرافیل میزند به خود ملک الموت میزند؛ اینها که مقربان درگاه و عرشیان اند ولی اجازۀ تلنگر زدن به الا ما شالله ندارد. خدا در محشر میماند و الا ماشاالله پیغمبر میفرماید این آیه که به من نازل شد به جبرئیل گفتم این الا ماشاالله چه کسانی هستند؟ اینها خیلی فوق العاده هستند که نفخۀ صور اجازه ندارد تا سراغ اینها برود. اینها که هستند؟اول یک روایت از خود پیغمبر بگویم تا بعد جواب جبرئیل را بگویم. رسول خدا میفرمایند روایت هم نقل شدۀ غیرشیعه
راههای شناخت اهلبیت (علیهمالسلام)
مفسرین قرآن میدانستند و میدانند که این من در ادبیات عرب من تبعیضیه است و اینطوری در آیه معنی میشود کسی که مقداری عمل صالح داشته باشد حالا اگر همه را ندارد قبول است. عنایت اهلبیت علیهمالسلام به شیعیان-دعای اهلبیت علیهمالسلام برای شیعهیکی به امام هشتم گفت بعضی از شیعیان لغزشهایی دارند آیا میتوانیم به اینها فاسق بگوییم؟ فرمودند نخیر شیعیان ما فاسق نیستند. آنها یکخرده کمکار هستند ولی ما قبولشان داریم. به امام هشتم گفت آقا مرا دعا کنید فرمودند کل شیعیان در محضر ما اهلبیت هستند و ما هم آنها را دائم دعا میکنیم؛ اگر دعایتان نکنیم و به شما نظر نداشته باشیم رفتهاید و کارتان تمام است -تجلی وجود انبیا در اهلبیت علیهمالسلام اهلبیت علیهمالسلام سبب سعادت شما هستند. شما بگو انبیای دیگر چه نقشی دارند؟ وجود انبیای دیگر در اهلبیت تجلی دارد؛ اگر دلیل آن را هم میخواهید از قرآن برایتان بخوانم؛ بعدا هم از همین علمای بزرگواری بپرسید که در جلسه هستند. خدا در آیه مباهله میفرماید فقل تعالوا ندع ابنانا و ابناکم و نسانا و نساکم و انفسنا و انفسکم سوره آلعمران آیه 61 ؛ ابنا از نظر ادبی چیست؟ جمع مذکر است؛ نسا چیست؟ جمع است؛ انفس چیست؟ جمع است. دوباره به اول آیه برمیگردیم؛ این نا در ابنانا چیست؟ ابنا جداست بعد خدا به نا چسبانده؛ نسا جداست خدا به نا چسبانده؛ انفس جداست به نا چسبانده است. این نا چیست؟ این هم ضمیر جمع است. ابنا که اسم جمع است به ضمیر جمع چسبیده و ابنانا شده؛ کلمه نسا جمع است به ضمیر جمع چسبیده و نسانا شده؛ لغت انفس جمع است به نا چسبیده که آنهم جمع است. از علمای بزرگوار سؤال کنید که اضافه شدن جمع به جمع چه معنی میدهد؟ یعنی پروردگار ابنا جمع را به ضمیر جمع اضافه کرده است؟ همه جواب میدهند جمله افاده عام میکند و فارسیاش این میشود ابنانا یعنی کل فرزندان نسانا یعنی کل زنان انفسنا یعنی کل افراد. مگر آیه جمع نیست؟ جمع به جمع اضافه نشده است؟ مگر از قول خدا به نصارای نجران با این ترکیب نگفته است کل فرزندان؛ پس چرا تمام کتابهای غیرشیعه
هدایتگری قرآن برای اهل تقوا
مفسرین بزرگ این را میگویند. -ایمان و عمل صالح ریشۀ رحمت قیامتی خداوندهمچنین ریشه رحمت قیامتی پروردگار ایمان و عمل صالح بندگان است که حرفشان هم درست است. اگر خدا رحمتش را در قیامت بهصورت اجر و پاداش و بهعبارت دیگر بهصورت بهشت پخش میکند این رحمتالله است که عامل رسیدن این رحمتالله ایمان و عمل صالح است. -اطاعت از خدا و رسولش راه رسیدن به رحمتاللهحالا مرد یا زنی که از کلیات مسائل الهی خبر دارد و رحمت الهی یکی از آن مسائل است میخواهد خودش را به رحمت خدا برساند چهکار باید بکند؟ قرآن مجید هدایت میکند که راه رسیدن به رحمتالله چیست. البته من این آیه را فقط برای نمونه عرض میکنم نه اینکه فقط این آیه آدرس رحمت را داده باشد صدها آیه در قرآن آدرس رحمت الهی را دادهاند و گفتهاند که از چه راهی باید برویم تا به رحمت برسیم و اگر این جاده را طی نکنیم به رحمت نمیرسیم. این آیهای برای نمونه است و اطیعوا الله و الرسول لعلکم ترحمون سوره آلعمران آیه 132 از خدا و پیغمبر اطاعت کنید تا مورد رحمت قرار بگیرید؛ نه اینکه شایدی باشد. در آیاتی که تمام آیه جمله مثبت است لعل بهمعنی قطعی و حتمی بودن است و ترجمههایی که زیر لعل شاید و یقینا نوشتهاند اینها غلط هستند؛ چون تردیدی در حریم پروردگار عزیز عالم وجود ندارد و اگر بگوییم که لعل بهمعنی شاید است معنیاش این میشود خدا و پیغمبر را اطاعت کن شاید به رحمت خدا برسی و شاید هم نرسی . این دو لنگه دارد شاید برسی و شاید نرسی؛ یعنی این شاید را به پروردگار وصلش میکنند که شاید تو را به رحمت برساند و شاید هم نرساند. این درست نیست ادیبان بزرگ عرب مانند صاحب کتاب مغنی در معنای حرف لعل میگوید لعل در جملات مثبت عربی بهمعنی قطعی بودن است خدا و پیغمبر را اطاعت کن برای اینکه به رحمت خدا برسی؛ بدان که میرسی. وقتی مسئله قرآن مطرح است دیگر جای شک نیست. -ظرفیت متفاوت مردم در اطاعت پروردگاردر قرآن مجید آمده است که مردم متفاوت هستند و ظرفیتها مختلف است. شخصی از خدا و پیغمبر ص اطاعت میکند یک سال نمیگذرد که پیغمبر ص بالای منبر میآیند و به کل انصار مدینه و مهاجران مکه که پایمنبر هستند میفرمایند درباره سلمان با هم دعوا نکنید شما مهاجرین نگویید چون از ایران آمده جز ماست و شما مهاجرین هم نگویید چون به مدینه وارد شده و زیر پوشش ما قرار گرفته برای ماست. من این را قبول ندارم مهاجرین و انصار سلمان برای شما نیست بلکه سلمان منا اهل البیت . شخصی که اطاعتش از نظر اخلاص خیلی پربار است سلمان میشود؛ یکی هم عمار ابوذر یا ابوالهیثمبنتیهان میشود. اخلاص اینها با هم فرق میکند و خدا همه را هم مؤمن میداند. شما سوره نسا را نگاه کنید که میفرماید ان المنافقین فی الدرک الاسفل من النار سوره نسا آیه 145 یعنی منافقان از کفار و مشرکان بدتر هستند کافر و مشرک به دوزخ میروند اما منافق در بدترین و پستترین درکات جهنم است. آیه به این پرزوری دیگر زوری بیشتر از اینکه لازم نداشت و پرزورترین آیه عذاب برای منافقین است؛ اما پروردگار میفرماید اگر همین منافقین توبه کردند و حال و عملشان را اصلاح کردند جز شما مردم مؤمن میشوند و مورد آمرزش و رحمت من هستند. ظرفیتها در ایمان فرق میکند؛ خیلیها در جهاد کنار پیغمبراکرم ص آمدند و بهخاطر ایمانشان شمشیر هم زدند خدا هم از آنها تعریف کرده است. در سوره نسا میفرماید فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما سوره نسا آیه 95 همه شمشیر زدهاند امیرالمؤمنین ع هم یک ضربه شمشیر در خندق زده است. شیعه و غیرشیعه
تهران مسجد امیر دهه دوم ذی حجه سخنرانی چهارم
غیرشیعه هم که در کتابهایشان مینویسند بعضی از اجداد پیغمبر مشرک بود و بتپرست خلاف این آیه حرف زدند و نوشتند.خداوند همه خواستههای ابراهیم را مستجاب کرد یکیش هم این بود که در نسلش به خصوص آنهایی که واسطه به دنیا آمدن پیغمبر بودند پدر در پدر جد در جد همه اهل توحید بودند یعنی میدانید مکه مدرسه نداشت مکتبخانه نداشت خواننده نداشت آدمی که بلد باشد چیزی بنویسد نداشت اینها را امیر المومنین فرمودند که زمانی مبعوث به رسالت شد که احدی بلد نبود بخواند احدی بلد نبود بنویسد بنابراین عبدالمطلب یک آدم موحدی بود ولی از یک علم سرشار الهی عرشی ملکوتی برخوردار نبود ولی یک انسان باوقار با متانت والای با ادبی بود.طولی نکشید که ایشان هم از دنیا رفت سرپرستی پیغمبر به عهده عمویشان ابوطالب قرار گرفت خب ابوطالب هم موحد بود و همان اخلاق پدرش عبدالمطلب را وقار او را متانت او را داشت پیغمبر اسلام این همه ارزشهای تربیتی و اخلاقی را پیش از بعثت از کجا تحصیل کرد؟ مکه که مدرسه نداشت مکتبخانه نداشت خواننده نداشت نویسنده نداشت جد و عموی بزرگوارش هم که فقط اهل توحید بودند دارای آن معارف الهیه و اسرار ملکوتیه نبودند. کی ایشان را تربیت کرد؟ که زمانی که میخواست مبعوث به رسالت بشود به فرموده امام صادق عقلش کاملترین عقل بود تربیتش کاملترین تربیت بود ایمانش کاملترین ایمان بود معرفتش معرفت کامل بود کی ایشان را تربیت کرد؟ در این روایتی که از خودشان نقل شده و از قدیمیترین کتابهایمان میفرماید انا ادیب الله مستقیما خدا من را تربیت کرد اما ما دیگر نمیدانیم شکل برخورد خدا صورت برخورد خدا کیفیت برخورد خدا به طور مستقیم با وجود مقدس او چگونه بوده است.اینجا هم واقعا آدم لنگ است مربی مستقیم آداب من و ادب من خدا بود انا ادیب الله درست است سیزده سالی که مکه بودند تمامش را گرفتار کفار مکه بودند در آن سیزده سال هم در بین عامه مردم خواندن و نوشتن رسم نبود یک دو سه نفر اول کار خواندن را یاد گرفتند خدیجه کبری بود که قرآن را یاد گرفت و آنهایی که در پنهان مسلمان میشدند آنها هم قرآن را از افراد یاد میگرفتند همین خب وضع سیزده سالی که بعد از بعثت حضرت در مکه بودند بهتر از قبل از بعثت نبود امیر المومنین چگونه ساخته شد؟ این عظمت این عقل این علم این کرامت که هجده سالگی من الان فرصت تشریحش را ندارم ولی برای علم امیر المومنین یک روایت بسیار نابی را پیدا کردم که مربوط به تورات موسی است این را یادداشت کردم دو صفحه است برای انشالله روز جمعه روز غدیر که آن روایت ناب دو صفحه تورات را اینجا بخوانم. این علم دریاواررا آن ادب و کمالات و اخلاق را از کجا آورده امیر المومنین معلمش کی بوده مکه که معلم و مکتب نداشته آدم حسابی نداشته. آن وقت در سن هفده هجده سالگی قرآن میگوید که بیشتر مفسرین
یزد هیئت خادمین شهدای گمنام میدان امیر چخماق سخنرانی هفتم . دهه سوم صفر 94
غیرشیعه است به نام شیخ سلیمان بلخی حنفی اصالتا بلخی بوده برای خراسان بزرگ گذرش میافتد به ترکیه آنجا مقیم میشود جلسه درس و طلبه و مدرسه و تالیف تشکیل میدهد این کتاب چهار جلدی را در شهر استانبول نوشته.خیلی کم اتفاق میافتد من به مستمع بگویم یا خواهش کنم در این مطلب دقت بفرمایید اما واقعا در این مطلب دقت بفرمایید مخصوصا شما جوانها در جلد اول کتاب ینابیع الموده با سند سند میدانید یعنی چی؟ ارزش روایات به سندش است سند یعنی چی؟ یعنی یک شخصیت عادل آگاهی مثل فضل بن شاذان میگوید من از یونس بن عبدالرحمان یونس بن عبدالرحمان از محمد بن مسلم محمد بن مسلم از حمران بن اعین حمران بن اعین از این انسان والا معاویه بن وهب نقل میکند که من از امام صادق شنیدم خیر دنیا و آخرت در این است این را میگویند سند. بعضی سندهای روایات خیلی سند فوق العادهای است مثلاامام صادق میفرماید من از پدرم امام باقر شنیدم امام باقر از زین العابدین زین العابدین از امام حسین امام حسین از امیر المومنین امیر المومنین از پیغمبر این را میگویند سند طلای بیست و چهار عیار که دیگر کسی داخل سند نیست غیر شیعه یعنی اهل سنت هم روایات با سند زیاد دارند سندهای خودشان شیخ سلیمان عالم فاضل باسواد در جلد اول ینابیع نقل میکند که امیر المومنین به ابن عباس فرمود اگر بیایید بشینید من سوره حمد را برایتان تفسیر کنم از بسم الله تا وا لضالین و شما بنویسید هیچی هم جا نیندازید همه حرفهای من را درباره این هفت آیه بنویسید بنویسید و دسته کنید کنار بگذارید کنار بگذارید زمانی که بهتان گفتم کلاس تعطیل است دیگر حرف نمیزنم برای انتقال این نوشتهها هفتاد شتر جوان باید بیاورید بار کنید ببرند این علوم قرآن است.آن هم در سوره حمد است شما میدانید آیات آخر سوره حشر هزار و پانصد سال است عمقی تا حالا به تفسیر نیامده شما میدانید پیغمبر میفرماید یات القرآن یوم القیامه بکرا روز قیامت قرآن که میآید کل مسلمانها از زمان نزول قرآن تا قیامت میبینند دست نخورده است هنوز هیچی را کشف نکردند شما میدانید علامه مجلسی میفرماید چهارصد و پنجاه سال پیش من در زمان خودم با فرستادن شاگردانم به سفرهای داخلی و خارجی توانستم به دست بیاورم که در کتابخانهها بیست هزار نوع تفسیر نوشته شده که بعضی تفسیرها را خطی را من دیدم هفتاد جلد است بیست هزار نوع تفسیر. در این چهارصد و پنجاه ساله در جهان اسلام چقدر تفسیر نوشتند ما آمار نداریم اما یک روز قم یک عالمی به علامه طباطبایی صاحب بیست جلد المیزان که روزگار ما تفسیر کمنظیری است که مرحوم شهید مطهری میفرمودند صد سال دیگر کار علامه در این تفسیر معلوم میشود چیست الان نه بهش گفت آقا شما مفسرین
سعادتی بزرگ با تبدیل ارز دنیوی به ارز آخرتی
غیرشیعه روش عبادت خود را از سقیفه گرفته بخشی را از بنیامیه و بخشی را هم از بنیعباس گرفته است. در این 250 سال اخیر هم بخشی از امت روش عبادت را از محمدبنعبدالوهاب خبیث کافر و او هم از ابنتیمیه کافر گرفتهاند؛ لذا عباداتشان باطل است. عبادت باید از خدا به انسان تعلیم داده بشود. خدا به ابراهیم و اسماعیل تعلیم داد که چگونه مرا در اینجا عبادت بکنید. طواف و نماز طواف سعی صفا و مروه آمدن در عرفات آمدن در منا برگشت و انجام حج تمتع به تعلیم پروردگار بود؛ نه به تعلیم سقیفه نه به تعلیم بنامیه کافر نه به تعلیم بنیعباس نه به تعلیم محمدبنعبدالوهاب. خدا باید عبادت را به ما ارائه بدهد. ه توجه ویژۀ خداوند به آنها و تب علینا چقدر این دعا زیباست خدایا با رحمت کرم مغفرت احسان و لطفت به ما رو کن. کلمه تب در اینجا بهمعنی توبه از گناه نیست. و تب علینا یعنی به ما توجه ویژه کن و ما را مورد لطف کرم مغفرت رحمت و احسانت قرار بده. انک انت التواب الرحیم تو خدایی هستی که بسیار به بندگان درستت روی میکنی تو ذاتا مهربانی و مهربانی تو تمامشدنی نیست. و بعثت پیغمبری در آینده برای بیان آیات الهی بر مردماما یک دعا هم به ملت آینده کرده است؛ یعنی یک دعا به خودش و اسماعیل یک دعا به نسل حالا در آیه بعد یک دعا به امت بعد کرد. هیچکس آنجا نبود و فقط خودش و اسماعیل بود. کسی نبود و فقط بیابان رمل کوه دره و آفتاب داغ بود؛ اما اینقدر ابراهیم دلسوز ملتها و دلسوز انسانهاست که این دعا را میکند. ایشان به ما یاد میدهد که فقط دلت برای خودت و زن و بچهات نسوزد بلکه دلت برای انسانها هم بسوزد. حضرت گفت ربنا و ابعث فیهم رسولا منهم یتلوا علیهم آیاتک و یعلمهم الکتاب و الحکمه و یزکیهم انک انت العزیز الحکیم سوره بقره آیه 129 . خیلی عجیب است چندهزار سال قبل از پیغمبر ص ابراهیم ع براساس نور باطن پیغمبر اسلام قرآن مجید و تعلیمات قرآن را میدید. ابراهیم ع درخواست میکند خدایا در بین آیندگان پیغمبری را به رسالت مبعوث کن که آیات تو را برای مردم تلاوت بکند. آیات تو چیست؟ عجایب وجود انسان و قرآن مجید آیات خداوند در عالمآیات و نشانههای تو این عالم عجایب وجود انسان و قرآن مجید است. خدایا پیغمبری را بفرست که هم نشانههای تو را در آفرینش برای مردم بگوید هم نشانههای تو را در آفرینش خودشان برای تو بگوید و هم آیات کتابت را برای مردم تلاوت کند. این خیلی عجیب است -نگاه ویژۀ خداوند به رسول خدا ص پروفسوری که از درسخواندههای خارج بود شاید صد دانشگاه برای او تابلو فرستاده بودند و تمام آنها در اتاقش نصب بود به من گفت برای ما ثابتشده است که مغز همه انسانها دارای چهاردهمیلیارد سلول است اما اندکی از این سلولها فعال است یا نهایتا آنهایی که نابغه و بسیار دانشمند هستند یکسوم مغزشان و سلولها کار میکند. البته میگفت من با دقت در روایات و حرفهای پیغمبر ص درباره آفرینش و خلقت انسان با دقت در حرفهای پیغمبر در امور نظامی و پزشکی برایم ثابت شد که چهاردهمیلیارد سلول مغز پیغمبر ص در فعالیت کامل بوده است. انسانی که یک روز هم مکتب ندیده است ایشان تا 53 سالگی در مکه بودند امیرالمؤمنین ع میگویند نه یک نفر در مکه پیدا میشد که بتواند بخواند و نه یک نفر که بتواند بنویسد. در چنین شهر خشک و بیآب و بیگیاه پروردگار عالم نگاه ویژهای به یک نفر میکند که آن یک نفر عالم علوم ملک و ملکوت میشود. -معلمی رسول خدا ص برای قرآنابراهیم ع از خدا خواست که خدایا این مرد را برای انسانهای آینده مبعوث به رسالت کن. و یعلمهم الکتاب و الحکمه تا این مرد قرآن تو را به مردم یاد بدهد به مردم حکمت بیاموزد و روح مردم را از آلودگیها تزکیه کند. ابراهیم ع که میگوید او را مبعوث کن تا کتاب تو را به مردم یاد بدهد شما فکر میکنید قرآن مجید کتاب سادهای است که در مسجدها و روی طاقچه خانهتان میبینید؟ من در شهر قم خدمت علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان میرسیدم. روزی یکی از ایشان پرسید شما که بیست جلد تفسیر المیزان را نوشتهاید با قبلیهایتان تا به ابنعباس برسد این 1500 ساله صدها مفسر آمدهاند بالاخره به کجای قرآن رسیدهاند؟ ایشان سرش را پایین انداخت یکخرده فکر کرد بعد سرش را بالا آورد و گفت از زمان ابنعباس که تفسیر قرآن بهوسیله غیرائمه و دانشمندان شروع شده تا حالا اگر تمام مفسرین
اهلبیت(علیهمالسلام)، هادیان دین الهی
مفسرین حقیقی قرآناین مقدمه مطلب بود. حالا به شما مردمی که عاشق خیر دنیا و آخرت هستند میگوید 11 ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم و یبشر المؤمنین الذین یعملون الصالحات ان لهم اجرا کبیرا . 12 خدا بگوید کبیر آدم را دیوانه میکند آخر هیچچیز پیش خدا کبیر نیست و خودش یک وجود بینهایت در بینهایت است؛ اما با مؤمن چه میکند؟ میگوید اجرا کبیرا . منظورم از جملات این آیه فقط این بخشش است ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم 13 این قرآن من اسلام نازلشده مرا به دست شما میدهد و شما را به اسلام الهی هدایت میکند. اسلامهای ساخت زمین مردود و باطل است. للتی هی اقوم اسلام وحی است؛ ولی این اسلام وحی از قرآن که گرفته میشود قرآن به توضیح و شرح و تفسیر نیاز دارد. پروردگار مهربان اهلبیت را کنار قرآن گذاشته است. در روایاتمان دیدم که اهلبیت یعنی پیغمبر ص تا امام عصر عج ؛ کلمه بیت هم که چند روز پیش برایتان گفتم؛ بیت بهمعنی خانه کاهگلی بتونآرمه و کاخ نیست بلکه در لغت عرب بهمعنی شرف و شریف است. خدا میگوید اهلبیتی که ظاهر و باطنشان شریف و شرف است کنار قرآن گذاشتهام تا کسی در آیات قرآن گیر نکند و کسی هم با آیات قرآن منحرف نشود. تا جایی که من خبر دارم در زمان خودمان گذشته را نمیدانم دو تا تفسیر بسیار خوشقلم نوشته شده است. مؤلف هر دوی آن را هم شما میشناسید و نیازی نیست روی منبر پیغمبر ص اسمشان را ببرم. ارزشی ندارند یک تفسیر آیات را شصتدرصد به ضلالت و گمراهی و اشتباه معنا کرده است. یک تفسیر هم پنججلدی بود که کل این تفسیر از بسم الله تا سوره حمد تا من الجنه و الناس با افکار لنین و استالین تفسیر شده است؛ یعنی دو تا کافر معاند ضد خدا را کنار قرآن گذاشته و بهسراغ امیرالمؤمنین ع صدیقه کبری س امام صادق ع و امام باقر ع نرفته است. تمام صفحات این تفسیر کفر است و بالاترین جنایت به قرآن. کسی که شصتهفتاد درصد تفسیرش انحرافی است بیشتر آن را از سید علیخان هندی گرفته؛ او مامور بسیار مهم انگلیسی در هند بوده و مؤسس دانشگاه علیگره . وی معانیای را در آیات قرآن تحمیل کرده که یک طلبه معمولی هم ماتش میبرد حقیقت معنایی تقوا و توشهاندوزی در تفاسیر اهلبیتقرآن اهلبیت میخواهد من یک نمونه برایتان بگویم؛ بیشتر هم نه. این آیه چه آیهای است یک خط است یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله 14 مردم مؤمن و زنان اهل ایمان تقوا را در کنار پروردگارتان مراعات کنید. او خبیر و بصیر و علیم است؛ همهچیز شما پیش اوست در کنار پروردگار تقوا را مراعات کنید؛ چون همیشه شما کنار خدا هستید. در هستی جای خلوتی برای خدا وجود ندارد؛ جایی که کسی را نبیند وجود ندارد در قرآن میفرماید و ان کل لما جمیع لدینا محضرون 15 از اول تا آخر هستی یکجا پیش من حاضر است. من گذشته و آینده و حال ندارم تقوا را در کنار خدا مراعات کنید؛ سپس در ادامه میفرماید و لتنظر نفس ما قدمت لغد 16 این امر واجب است هر انسانی باید با چشم عقل و اندیشه نگاه کند که چه توشهای برای آخرتش فرستاده است. این باید کار هر روز ما باشد؛ یعنی روز که شب میشود با نگاه اندیشه نگاه کنیم که امروز برای آخرتمان چه فرستادهایم دوباره تکرار میکند و اتقوا الله ان الله خبیر بما تعملون 17 کنار خدا تقوا را مراعات کنید؛ هر کاری میکنید من به آن کارتان آگاهم. چون خارج از دید من نیستید. تفسیر این آیه چیست؟ اول شما بهسراغ تمام علمای غیرشیعه
English