حقیقت جبر و اختیار در کلام حضرت صادق ع -انکار اختیار انسان بهمنزلۀ انکار بعثت انبیازیباترین سخنی که درباره جبر و اختیار گفته شده از زبان امام … جبر را بپذیریم آنوقت باید بگوییم که بعثت انبیا باطل است. چون به انسان مجبور که امرونهی نمیکند او مجبور است و دست خودش نیست که بگویند این کار را بکن یا آن کار را نکن. این حقیقت … جبر زوری در کار نبوده است که میخواهم اینگونه بشود و غیر از این نشود. فشاری در حرکات اعمال اخلاق و عقاید پشتسر انسان نیست که انسان نتواند از حالی به حال دیگر انتقال پیدا کند. اگر کسی این را بگوید معنیاش این است که بعثت انبیا نزول کتب آسمانی امر و نهی پاداش و کیفر بیهوده است. -اعمال اختیاری مستحق بهشت یا جهنماگر اعمال بر اثر فشار خدا بوده بدون اینکه خود انسان اختیاری در آن داشته باشد این انسان نه باید به بهشت برود و نه به جهنم؛ برای اینکه عملش پاداش ندارد و کار خودش نبوده است. هرچه عبادت کرده است به خودش ربطی ندارد و نباید به بهشت برود؛ هرچه هم گناه معصیت و ستم کرده و تجاوز داشته کار خودش نبوده و نباید به جهنم برود. بر حکیم آنهم حکیمی چون پروردگار قبیح است که عبد را بر کاری جریمه کند که به اختیار خودش انجام نداده یا معنی ندارد که اگر کار خودش نبوده است به او پاداش بدهد. -ارزش اعمال انسان در گرو آزادی انسانهمه ارزش اعمال ما به آزادی ماست که میتوانم انجام بدهم یا میتوانم انجام ندهم. من میتوانم فردا صبح نماز بخوانم میتوانم نخوانم؛ اینکه آزادی اختیار و خواست خودم را در عبادتالله دخالت میدهم این ارزش است. من میتوانستم عبادت نکنم ولی همه موانع عبادت را به اختیار خودم کنار زدم و به خواب گفتم نه به سستی گفتم نه به رختخواب گفتم نه؛ ولی به نماز گفتم آری میخوانم تو را بهجا میآورم. این ارزش است؛ چون این کار من پسزدن موانع و تحققدادن تکلیف کاملا برمبنای لا اله الا الله است. -حقیقت
210 مطلب یافت شد
بخش سوم - همه هستند سرگردان چو پرگار
یعنی اگر جبری الهی در مورد انسان وجود دارد در حقیقت جبر در داشتن اختیار و آزادی است و اگر تقدیر و مشیتی هم از سوی پروردگار متعال وجود دارد این … جبر و اختیار علم الهی مبتنی است و می توان آن را ذیل عنوانهای یاد شده مطالعه کرد. اراده الهی در حکمت اسلامی صفات الهی عین ذات خداوندی است و باید به گونه ای تعریف شود که کثرت در ذات او و مغایرت با آن را لازم نیاورد. بدین گونه بحثی که درباره اراده الهی در فلسفه اسلامی آمده است مبتنی بر اصل کلی صفات است. آنچه اراده الهی را از اراده مخلوق یکسره متمایز می سازد این است که مخلوق در اراده ای که می کند جویای چیزی است که خویشتن را با داشتن آن کامل تر می شمارد. حکما این حالت را که لازمه هر گونه حرکت الهی است به استکمال تعبیر کرده اند. اراده مخلوق به آنچه ندارد تعلق می گیرد و از همین رو اگر آنچه می جوید نزدش حاصل باشد اراده کردن آن بی معناست؛ اما ذات الهی چیزی را فاقد نیست که به یافتن آن بر آید و ساحت او از استکمال مبراست. مفهوم قدرت پیوند نزدیکی با اراده دارد. قدرت را حالتی در فاعل دانسته اند که صدور فعل از او تنها به خواستش بستگی داشته باشد... در مورد ذات الهی صفت قدرت باید به گونه ای تعریف شود که از شائبه امکان به دور باشد. در این صورت قدرت الهی چیزی نیست جز صدور فعل از او به اراده. دایره المعارف بزرگ اسلامی ج 7 ص 409. واژه اراده دست کم به دو معنا به کار می رود خواستن و دوست داشتن و دیگری تصمیم گرفتن بر انجام دادن کار. اراده به معنای خواستن و دوست داشتن در نفوس حیوانی و انسانی از قبیل کیفیات نفسانی است؛ ولی معنای تجرید شده آن - که حاکی از شئون وجود مجردات است - قابل نسبت دادن به مجردات تام و به خدای متعال نیز هست و می توان حب را یکی از صفات ذاتی الهی دانست که بالاصاله به خود ذات و بالتبع به آثار ذات از جهت خیریت و کمال آنها تعلق می گیرد. بنا بر این اراده را به همین معنا می توان از صفات ذات دانست و حقیقت
بخش شانزدهم- ساز و برگ حیات آدمى
انسان در میدان عمل تعبیر آلات بسط و ادوات قبض درسخن امام کنایه از آزادی انسان در میدان عمل و توانایی او بر انجام دادن هر کاری است و در حقیقت رد نظریه جبر … جبر قایل اند؛ نظریه ای که می گوید اراده بشر در کاری که انجام می دهد دخالتی ندارد؛ زیرا که بشر آلت فعل است نه فاعل فعل. بشر مانند ماشین است و مانند ابزار کار و فاعل افعال بشر خداست. بشر خیال می کند که فاعل فعل خود است و آن خیالی است باطل. در این نظریه از افعال بشر علیت اراده سلب شده است؛ اما وجدان ما این نظریه را باطل می داند؛ چون ما می بینیم که بسیاری از کارهای ما معلول اراده ماست. گروهی دیگر از مسلمانان به نام معتزله به نظریه تفویض قایل شده اند. نظریه تفویض این است که بشر فاعل فعل خود است و فعل او معلول اراده خود اوست و اراده اش برای فعلش علیت تامه دارد. خدا چنین قدرتی را به بشر داده و سپس کنار رفته و دیگر تاثیری در صدور فعل از بشر نیز ندارد و حتی قدرت جلوگیری از افعال بشر را نیز ندارد و بشر هر چه بخواهد می تواند انجام دهد. این نظریه در حقیقت
تكلف در اعمال
باب لطف و مرحمت و محبت حضرت حق به عبد است.آری عملی که پایه در معرفت و عشق و خلوص نداشته باشد عمل نیست و آن کسی که به زور و جبر و از روی تکلف کاری میکند در حقیقت … جبر و تکلف و بیرغبتی باشد که به فرموده حضرت صادق در ابتدای روایت باب تکلف هر که خود را به زور به عملی وادار کند که در شرع مطهر آمده باشد گرچه اصل عمل به دستور انجام گرفته ولی آن عمل را ثواب و اجری نیست بلکه کننده عمل خطا کار و آثم استو هر که از باب رغبت و شوق و عشق و محبت به حضرت دوست عملی انجام دهد هر چند از طرف شارع نرسیده باشد بلکه آن عمل را از روایات باب من بلغ گرفته باشد به ثوابش میرسد و اجرش در پیشگاه حضرت او ضایع نشود.مثال در توضیح جمله اول مثل نماز شب یا سایر واجبات که در آیات قرآن و روایات صحیحه حکم دارد اگر کسی آن را از باب اجبار و زور و بیمیلی بجا آرد خطا کار و بیثواب است.مثال در توضیح جمله دوم مثل شخصی در حدیثی دیده یا شنیده هر کس فلان عمل را انجام دهد فلان ثواب را دارد و یا اتیان واجبات و ترک محرمات این اجر را دارد و او آن عمل را که در آن روایت رسیده گرچه در حقیقت
شناخت افراد بیدین در آموزههای الهی
عقیدۀ درست عقیدۀ امر بین الامرین است یعنی نه جبر است و نه تفویض بلکه حقیقتی بین جبر و تفویض است. آن حقیقت
حقیقتِ انتخاب
جبر مفاهیم اخلاقی رنگ میبازند. د پشیمانی و حسرت شرمساری از کار بد احساس پشیمانی و ندامت پس از انجام کارهای ناشایست نشانهای آشکار از این حقیقت است که فرد میتوانست آن کار را … جبر آسیب یا ضربهای وارد کند فرد آسیبدیده به شدت خشمگین شده خاطی را سرزنش میکند و حتی برای احقاق حق خود به مراجع قضایی شکایت میبرد. اگر انسان واقعا از خود اختیاری نداشت شکایت کردن از او و مجازات وی کاملا بیمعنا و ظالمانه بود؛ چرا که شخص مجبور شایسته ملامت و دادگاهی شدن نیست. این رفتار عملی بهترین گواه بر وجدانی بودن اصل اختیار است. ۴. ادله و شواهد عقلی بر اراده آزاد انسانعلاوه بر درک وجدانی شواهد و براهین عقلی متعددی وجود دارند که این حقیقت … امر بین الامرین نه جبر مطلق و نه تفویض مطلق دقیقترین نظام تبیینی را برای حفظ توحید افعالی خداوند در عین اثبات مسئولیت و اختیار انسان ارائه کرده است. در این نوشتار تلاش میکنیم تا ضمن تصحیح کجفهمیهای رایج درباره قضا و قدر با بهرهگیری از براهین عقلانی و وجدانی حقیقت
نیایش در دفع مكر دشمنان
بسیار دیدگان حادثات را که بر دوختی و چه بسیار پرده های سوگ آور را که به یک سو زدی ̶ و چه بسا نیک گمانی را که درباره ی من به حقیقت پیوستی و چه بسا بی چیزی را که به جبر
فضیلت شب قدر
گروهی دیگر نیز فکر میکنند انسان موجودی مجبور است که هیچ اختیار و آزادی ندارد و همه چیز با قضا و قدر تعیین میشود؛ در حالی که حقیقت امری میان این دو نظر است؛ یعنی نه جبر
درباره جبر و اختیار توضیح دهید؟
شدم عرضه داشتم از قول امام صادق علیهالسلام روایتی را بدین مضمون نقل میکنند لا جبر ولا تفویض بل امر بین آمرین .ترجمه این روایت و تفسیرش چیست؟امام فرمود آنان که عقیده دارند انسان هرچه انجام میدهد در حقیقت … جبر است. و این را نیز میدانیم که تمام نیروهای ما بدون خواست ما در اختیار ما نهاده شده و بر ما معلوم است که استخدام نیروها و طرح نقشهها و به اجرا گذاشتن آنها یا باز ایستادن نیروها و دست برداشتن از فعالیتها همه در اراده و اختیار ما است و به تعبیر روشنتر اصل قدرت و حقیقت … جبر است و کننده اصلی خدا است مزد در برابر نیکی و عقاب در برابر بدی معنی ندارد به چه علت از انسان بپرسند چرا کار بدی کردی چرا در مقابل عمل نیک به انسان مزد بدهند جایی که انسان هیچ اختیاری از خود ندارد مزد و جریمه چه معنا دارد؟ و اگر برنامهها به تمام حیثیت به ما واگذار شده پس کتاب آسمانی و مساله هدایت و بعثت انبیا یعنی چه؟ اگر ما به تمام معنی به خود واگذار شدهایم معنا ندارد دیگری در راهنمایی ما و برنامههای حیاتی ما دخالت کند. راستی ما در همه افعال مجبوریم به حقیقت
راه تحصيل ايمان
حقیقت دارد.چاره این تردید در تحصیل علم است اما بسیاری در این مرحله به ظن و گمان بسنده میکنند حال آن که گمان ذرهای از حق بینیاز نمیسازد . 3آری بسیارندکسانی که جز گمان را دنبال نمیکنند و جز تخمین نمیزنند . 4قرآن کریم تاکید دارد که پس از حصول شک آدمی جز علم را دنبال نکند و از آنچه بدان یقین ندارد پیروی ننماید. 5پس انسان سعادت جو باید در باب امور مهمی چون توحید نبوت و معاد دامان دلیل و برهان را گیرد تا به علم و یقین دست یابد. علم زمینهساز ایمان و شرط لازم برای آن است؛ از همین رو است که از میان بندگان خدا تنها عالمانند که خشیت خدا دارند . 6و میدانیم که خشیت از آثار ایمان است.علم با همه اهمیتی که در گسترش ایمان دارد علت تامه آن نیست زیرا همیشه علم به ایمان نمیانجامد بلکه پس از علم یافتن به وجود خدا معاد و حقانیت پیامبر انسان مختار است که ایمان بیاورد یا نیاورد.چنین نیست که پس از علم حصول ایمان به قهر و جبر
راه تحصیل ایمان
حقیقت دارد. چاره این تردید در تحصیل علم است اما بسیاری در این مرحله به ظن و گمان بسنده می کنند حال آن که گمان ذره ای از حق بی نیاز نمی سازد. آری بسیارند کسانی که جز گمان را دنبال نمی کنند و جز تخمین نمی زنند. قرآن کریم تاکید دارد که پس از حصول شک آدمی جز علم را دنبال نکند و از آنچه بدان یقین ندارد پیروی ننماید.پس انسان سعادت جو باید در باب امور مهمی چون توحید نبوت و معاد دامان دلیل و برهان را گیرد تا به علم و یقین دست یابد.علم زمینه ساز ایمان و شرط لازم برای آن است ؛ از همین رو است که از میان بندگان خدا تنها عالمانند که خشیت خدا دارند و می دانیم که خشیت از آثار ایمان است. علم با همه اهمیتی که در گسترش ایمان دارد علت تامه آن نیست زیرا همیشه علم به ایمان نمی انجامد بلکه پس از علم یافتن به وجود خدا معاد و حقانیت پیامبر انسان مختار است که ایمان بیاورد یا نیاورد. چنین نیست که پس از علم حصول ایمان به قهر و جبر
شرایط ذکر خداوند چیست؟
حقیقت ذکری باشد که گفته میشود. و در ذکر قلبی که عوارض لفظ و صوت وجود ندارد روح بهتر میتواند بطور مستقیم به معانی ذکر متوجه باشد. 2ـ ادای ذکر باید در حال اقبال و اشتیاق روح باشد نه مستند به عادت شبه جبری. روشن است که هر کار و گفتاری که مستند به عادت رسوخ یافته باشد وقوع آن کار و گفتار حالتی شبیه به جبر
شرايط ذكر خداوند چيست؟
حقیقت ذکری باشد که گفته میشود. و در ذکر قلبی که عوارض لفظ و صوت وجود ندارد روح بهتر میتواند بطور مستقیم به معانی ذکر متوجه باشد.2ـ ادای ذکر باید در حال اقبال و اشتیاق روح باشد نه مستند به عادت شبه جبری. روشن است که هر کار و گفتاری که مستند به عادت رسوخ یافته باشد وقوع آن کار و گفتار حالتی شبیه به جبر
شرایط ذکر خداوند چیست؟
حقیقت ذکری باشد که گفته میشود. و در ذکر قلبی که عوارض لفظ و صوت وجود ندارد روح بهتر میتواند بطور مستقیم به معانی ذکر متوجه باشد. 2ـ ادای ذکر باید در حال اقبال و اشتیاق روح باشد نه مستند به عادت شبه جبری. روشن است که هر کار و گفتاری که مستند به عادت رسوخ یافته باشد وقوع آن کار و گفتار حالتی شبیه به جبر
رابطه علم خداوند و سرنوشت انسان
جبر و اختیار از موضوعاتی است که همواره انسان را به تامل واداشته است. بسیاری از مردم تصور میکنند خداوند از پیش سعادت و شقاوت انسانها را مقدر ساخته و کوشش آنان در این مسیر بیفایده است. اما اگر درست بیندیشیم پیمیبریم این مساله نمیتواند با عدل الهی و بسیاری از آیات قرآن سازگاری داشته باشد. خداوند در قرآن مجید میفرماید و ان لیس للانسان الا ما سعی. و ان سعبه سوف یری .و اینکه برای انسان جز آنچه تلاش کرده هیچ نصیب و بهرهای نیست و اینکه تلاش او به زودی دیده خواهد شد.آنچه در دنیا و آخرت نصیب انسان میشود از عمل و کوشش خود انسان نشات میگیرد.آری خداوند مهربان عالم انتساب امور به قضا و قدر الهی را نمیپذیرد و آن را غلط و باطل اعلام میکند. خداوند میفرماید پرونده از پیش تعیین شدهای در این رابطه وجود ندارد.نابرده رنج گنج میسر نمیشود مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد. هیچ گنجی بیزحمت نصیب کسی نمیشود. بنابراین رضایت و بهشت پروردگار نیز در قیامت بیکوشش به کسی تخصیص نمییابد یا از پیش به نام او نوشته نمیشود. در دعاهای ماه مبارک رمضان هست که ائمه ما به پروردگار مهربان عالم عرض میکنند اگر نام ما در دفتر سعاتمندان نیست در این ماه رمضان نام ما را به دفتر سعادتمندان منتقل نمابدین ترتیب مشخص میشود پرونده از پیش تعیین شدهای برای انسانها وجود ندارد تا لازم باشد براساس آن یک گروه بدبخت و گروه دیگر خوشبخت شوند. در حقیقت
رابطه علم خداوند و سرنوشت انسان
جبر و اختیار از موضوعاتی است که همواره انسان را به تامل واداشته است. بسیاری از مردم تصور میکنند خداوند از پیش سعادت و شقاوت انسانها را مقدر ساخته و کوشش آنان در این مسیر بیفایده است. اما اگر درست بیندیشیم پیمیبریم این مساله نمیتواند با عدل الهی و بسیاری از آیات قرآن سازگاری داشته باشد. خداوند در قرآن مجید میفرماید و ان لیس للانسان الا ما سعی. و ان سعبه سوف یری . و اینکه برای انسان جز آنچه تلاش کرده هیچ نصیب و بهرهای نیست و اینکه تلاش او به زودی دیده خواهد شد.آنچه در دنیا و آخرت نصیب انسان میشود از عمل و کوشش خود انسان نشات میگیرد.آری خداوند مهربان عالم انتساب امور به قضا و قدر الهی را نمیپذیرد و آن را غلط و باطل اعلام میکند. خداوند میفرماید پرونده از پیش تعیین شدهای در این رابطه وجود ندارد.نابرده رنج گنج میسر نمیشود مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد. هیچ گنجی بیزحمت نصیب کسی نمیشود. بنابراین رضایت و بهشت پروردگار نیز در قیامت بیکوشش به کسی تخصیص نمییابد یا از پیش به نام او نوشته نمیشود. در دعاهای ماه مبارک رمضان هست که ائمه ما به پروردگار مهربان عالم عرض میکنند اگر نام ما در دفتر سعاتمندان نیست در این ماه رمضان نام ما را به دفتر سعادتمندان منتقل نما بدین ترتیب مشخص میشود پرونده از پیش تعیین شدهای برای انسانها وجود ندارد تا لازم باشد براساس آن یک گروه بدبخت و گروه دیگر خوشبخت شوند. در حقیقت
تفويض امور به خداوندبه چه معناست؟
دلایل بر نفی آن بیش از دلایل نفی جبر است و توجه به نفی تفویض بیشتر از نفی جبر مورد نیاز است؛ برای آنکه به وادی شرک نیفتاده و خیال استقلال و بی نیازی از خداوند در خود ننماییم.یکی از دلایل عقلی مسئله آن است که حقیقت … جبر تکوینی است؛ یعنی در نظام خلقت بشر در اعمال خود مجبور نیست و منظور از نفی تفویض نفی آن در مقام تشریع و قانون است؛ یعنی انسان ها از نظر شریعت و احکام به حال خود رها نشده اند و منظور نفی اباحی گری است.ولی هر دو باطل است. زیرا اگر منظور ین دو تفسیر بود فهمیدن آن ابهام و پیچیدگی چندانی وجود ندارد؛ تا ائمه? دربارهﯼ آن بفرمایند نمی فهمد امر بین الامرین را مگر عالم کامل یا کسی که نزد او این مسئله را آموخته باشد؛ چنانکه در روایت کافی با سندش از صالح بن سهل از بعضی از اصحابش از امام صادق ع نقل می کند. کافی ج1 ص159 یا آنکه بفرمایند این مطلب امر بین الامرین دریای عمیق است؛ چنانکه در کتاب توحید با سند خودش از عبدالملک بن عنتزه شیبانی از امیر المؤمنین ع آمده است. توحید ص365 یا آنکه در روایت ابن سنان از مهزم از امام صادق ع در پاسخ به سؤال از حقیقت
قضا و قدر چیست؟ آیا مقابل اراده و اختیار انسان است؟
برابر هر تعهد و مسئولیتی شانه خالی کنند و حتی امروزه در میان گروهی از اروپاییها و غربزدگان مسئله جبر تاریخ جای قضا و قدر را گرفته و بسیاری از کوتاهیهای خود را به گردن آن میگذارند. اما حقیقت
بررسی ادعای بزرگ «من مؤمنم»
جبر یعنی زور یعنی پروردگار زورکی ما و موجودات را به وجود آورده؟ یا نه ما محصول ارادهی حکیمانه و محصول محبت او و محصول خواست او هستیم؟ ابنسینا هم در همین کتاب اشاراتش یک اشارهای دارد به یک سبک دیگری که تمام موجودات با عشق به وجود آمدند او خودش عاشق خودش بوده و عاشق فعلش بوده و عاشق به وجود آوردن بوده پس مجموع آفرینش هر چه هست و هر کس هست این محصول محبت است؛ به تعبیر شیخ الرئیس محصول عشق است. گاهی جوانها بیشتر تهران میآیند از من میپرسند آقا برای چه خدا ما را خلق کرده؟ به آنها چون جوان است دیگر حالیش میشود من چه میگویم؟ میگویم که عشقش کشیده. میگوید همین؟ میگویم همین. میگوید اگر عشقش کشیده قبول است بیشترشان میگویند قبول است ولی اینکه ما محصول جبریم یا محصول اراده و محبت و عشق و خواست حکیمانهایم به آیات که دقت میکنیم و روایات ما و کل عالم محصول این حقیقت
لزوم كسب معرفت
آن عمل را که در آن روایت رسیده گرچه در حقیقت شارع نگفته باشد با خلوص و رغبت انجام دهد دارای همان ثواب است و این ثواب از باب لطف و مرحمت و محبت حضرت حق به عبد است.آری عملی که پایه در معرفت و عشق و خلوص نداشته باشد عمل نیست و آن کسی که به زور و جبر … حقیقت شیطانی و فرشتگی این معانی است که گفته آمد و آدمی را فرمودهاند که به نور عقل که از آثار انوار و فرشتگان است تلبیس و مکر شیطان کشف میکند تا وی را رسوا شود و هیچ فتنه نتواند انگیختن چنان که رسول صلی الله علیه و آله گفت هر آدمی را شیطانی است و مرا نیز هست لیکن خدای تعالی مرا بر وی نصرت داد تا مقهور من گشت و هیچ شر نتواند فرمود و نیز آدمی را فرمودهاند که این خنزیر حرص و شهوت و کلب غضب را به ادبدار و زیر دست تا جز به فرمان وی نخیزد و ننشیند اگر چنین کند وی را از این اخلاق و صفات نیکو حاصل شود که آن تخم سعادت وی باشد و اگر به خلاف این کند و کمر خدمت ایشان بربندد در وی اخلاق بد پدید آید که تخم شقاوت وی گردد 9 تکلف در اعمالانبیای عظام و ائمه بزرگوار و کتب آسمانی و ناصحان مشفق و عارفان پاک دل مردم را به عقاید صحیح و ناصحیح اعمال خوب و بد حسنات و رذائل اخلاقی آشنا نموده و راه آراسته شدن به تمام نیکیها و پیراسته شدن از تمام بدیها را به انسان آموختهاند.انسان غرق انواع نعمتهای متصل و منفصل مادی و متصل و منفصل معنوی است و هیچ جای عذری برای او باقی نیست با این لطف و کرمی که حضرت حق در حق او روا داشته روا نیست که این نعمتهای گران را در راه رسیدن به کمال مصرف نکند و از آن بدتر اگر بخواهد بر عبادت و اطاعت بر نخیزد از روی جبر
English