لطفا منتظر باشید

حقیقتِ انتخاب

حقیقتِ انتخاب
بر اساس آموزه‌های عمیق مکتب امامیه، اگرچه تمام هستی و پدیده‌های آن تحت سیطره قدرت، قضا و تقدیر الهی قرار دارند، اما این حاکمیت تکوینی هرگز اراده آزاد و مسئولیت انسان را نفی نمی‌کند. خداوندِ حکیم اراده کرده است که انسان با برخورداری از ابزار عقل، وجدان و هدایت وحیانی، سرنوشت خود را با دست خویش رقم بزند. بنابراین، قضا و قدر الهی نه تنها زنجیری بر پای انسان نیست، بلکه بستر و تضمین‌کننده آزادی و انتخابگری او در مسیر کمال است.

عناوین این مقاله

با کلیک روی هر عنوان به محتوای مربوط به آن هدایت می شوید

مقدمه

یکی از دیرینه‌ترین و محوری‌ترین مسائل در حکمت اسلامی و کلام اعتقادی، تبیین رابطه میان «قضا و قدر الهی» و «اختیار انسان» است. تفکر در این مسئله، مرز میان هدایت عقلی و سقوط در ورطه مغالطات فکری را روشن می‌سازد. مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام با ارائه فرمول طلایی و عمیق «أمرٌ بَینَ الأمرَین» (نه جبر مطلق و نه تفویض مطلق)، دقیق‌ترین نظام تبیینی را برای حفظ توحید افعالی خداوند در عین اثبات مسئولیت و اختیار انسان ارائه کرده است. در این نوشتار، تلاش می‌کنیم تا ضمن تصحیح کج‌فهمی‌های رایج درباره قضا و قدر، با بهره‌گیری از براهین عقلانی و وجدانی، حقیقتِ انتخاب و مسئولیت انسان را به تصویر بکشیم.

۱. کج‌فهمی‌های رایج در معنای قضا و قدر

در اندیشه توده مردم و حتی برخی از خواصِ کم‌دقت، واژه‌های «قضا» و «قدر» به عنوان عاملی مرموز، نامرئی و قدرتی قاهره تصور می‌شود که بر تمام مقدرات جهان سایه افکنده است؛ گویی سناریویی از پیش نوشته‌شده وجود دارد که انسان بدون هیچ حق انتخابی، مجبور به بازی کردن نقش خود در آن است. این تفسیر نادرست، انسان را موجودی مقهور و بی‌اراده تصویر می‌کند که از تولد تا مرگ، در مسیری جبری سوق داده می‌شود.

این پندار عامیانه که انحراف عظیمی از معارف ناب توحیدی است، پیامدهای مخربی همچون بی‌مسئولیتی اخلاقی، توجیه گناهان و سستی در حرکت به سوی کمال را به دنبال دارد. در حالی که بر اساس معارف اهل‌بیت علیهم‌السلام، حقیقت امر کاملاً متفاوت است.

۲. معنای صحیح «قضای الهی» و پیوند آن با علیت طولی

«قضا» در لغت به معنای یکسره کردن، فیصله دادن و به انجام رساندن است. در اصطلاح فلسفی و کلامی، هر پدیده‌ای برای تحقق خود نیازمند فراهم شدن تمامی اسباب، مقدمات و علل (علت تامه) است. هرگاه علت تامه یک شیء محقق شود، وجود آن پدیده ضرورت یافته و حتمی می‌شود؛ این ضرورتِ حتمی و تحقق قطعی پدیده پس از تمامیت علل آن، همان «قضای تکوینی الهی» است.

نکته کلیدی و گره‌گشا این است که این ضرورت و قطعی شدن، هیچ منافاتی با اختیار انسان ندارد. چرا؟ زیرا اراده و اختیار خودِ انسان، یکی از اجزای اصلی و جدایی‌ناپذیرِ همان علت تامه است. به عبارت دیگر، اراده انسان و فاعلیت الهی در طول یکدیگر قرار دارند، نه در عرض هم. انسان در اصل وجود و افعال خود مستقل از خدا نیست و به او وابستگی مطلق دارد، اما خداوندِ متعال اراده کرده است که افعال اختیاری انسان، دقیقاً مجرای اراده و انتخاب خودِ او تحقق یابند. بنابراین، ضرورتِ فعل ناشی از قضای الهی، صفتِ اختیاری بودن را از فعل انسان سلب نمی‌کند، بلکه آن را تثبیت می‌نماید.

۳. برهان وجدانی بر اثبات اختیار انسان

بدیهی‌ترین و در دسترس‌ترین دلیل بر مختار بودن انسان، درکِ درونی و وجدانی اوست. هر انسان عاقلی بالوجدان می‌یابد که در تصمیم‌گیری‌ها و کارهای روزمره خود آزاد است. ما به اراده خود سخن می‌گوییم، حرکت می‌کنیم و در زمان نیاز، غذا و آب می‌خوریم، بدون اینکه دست غیبی یا نیرویی بیرونی ما را مجبور به این کار کند.

حتی کسانی که در زبان مدعیِ جبر هستند، در عمل و رفتار روزمره خود منکر آن می‌شوند. برای نمونه، اگر کسی به یک شخصِ مدعیِ جبر آسیب یا ضربه‌ای وارد کند، فرد آسیب‌دیده به شدت خشمگین شده، خاطی را سرزنش می‌کند و حتی برای احقاق حق خود به مراجع قضایی شکایت می‌برد. اگر انسان واقعاً از خود اختیاری نداشت، شکایت کردن از او و مجازات وی کاملاً بی‌معنا و ظالمانه بود؛ چرا که شخص مجبور شایسته ملامت و دادگاهی شدن نیست. این رفتار عملی، بهترین گواه بر وجدانی بودنِ اصل اختیار است.

۴. ادله و شواهد عقلی بر اراده آزاد انسان

علاوه بر درک وجدانی، شواهد و براهین عقلی متعددی وجود دارند که این حقیقت را تایید و تقویت می‌کنند:

الف) تصمیم‌گیری و دو دلی (تردید در انتخاب)

انسان در مواجهه با دوراهی‌های زندگی دچار تردید و تامل می‌شود؛ اینکه فلان کار را انجام دهد یا به سراغ کار دیگر برود. این حالت تردد و تفکر برای انتخاب، بزرگترین گواه بر وجود نیروی اختیار است. جلال‌الدین مولوی در این باره چه زیبا می‌سراید:

این که فردا این کنم یا آن کنم

این دلیل اختیار است ای صنم

در تردد مانده‌ایم اندر دو کار

این تردد کی بود بی‌اختیار

ب) فلسفه پاداش و کیفر (وعده و وعید الهی)

پاداش‌ها و عقاب‌های الهی که در ادیان آسمانی مطرح شده‌اند، تنها در صورت وجود اختیار معنا پیدا می‌کنند. اگر انسان‌ها در رفتارهای خوب یا بد خود مجبور بودند، پاداش دادن به نیکوکاران لغو و بیهوده، و مجازات گناهکاران زشت و ظالمانه بود. عدل الهی اقتضا می‌کند که ثواب و عقاب، تابع مستقیمِ انتخاب آزاد انسان باشد.

ج) احساس لذت و رضایت از افعال شایسته

هنگامی که انسان کار نیکی انجام می‌دهد یا شاهد فداکاری و نیکوکاریِ انسانی بزرگوار است، در درون خود احساس خشنودی، لذت و تکریم می‌کند. در مقابل، در مواجهه با ستم و جنایت دچار انزجار می‌شود. اگر همه چیز جبری و بی‌اختیار بود، ستایش فداکاری و نکوهش جنایت کاملاً بی‌معنا می‌شد؛ چرا که در فضای جبر، مفاهیم اخلاقی رنگ می‌بازند.

د) پشیمانی و حسرت (شرمساری از کار بد)

احساس پشیمانی و ندامت پس از انجام کارهای ناشایست، نشانه‌ای آشکار از این حقیقت است که فرد می‌توانست آن کار را انجام ندهد. اگر انسان خود را مجبور می‌دانست، دلیلی برای عذاب وجدان و خجالت وجود نداشت. مولوی در این باره می‌گوید:

زاری ما شد دلیل اختیار                             خجلت ما شد دلیل اختیار

گر نبودی اختیار این شرم چیست؟              این دریغ و خجلت و آزرم چیست؟

جبر کردی کی پشیمان بودی؟                    ظلم بودی کی نگهبان بودی؟

هـ) انزال کتب و بعثت پیامبران (ع)

هدف از فرستادن پیامبران و نازل کردن کتاب‌های آسمانی، هدایت، تربیت و دعوت انسان‌ها به سوی کمال است. اگر سرنوشت انسان‌ها از پیش بدون دخالت خودشان تعیین شده بود، دعوتِ پیامبران امری لغو، بیهوده و عبث می‌شد و دیگر تفاوتی میان صالح و فاسق، و مومن و کافر وجود نداشت. تکلیف و هدایت فرعِ بر اراده و توانِ انتخاب است.

خلاصه و نتیجه‌گیری

بر اساس آموزه‌های عمیق مکتب امامیه، اگرچه تمام هستی و پدیده‌های آن تحت سیطره قدرت، قضا و تقدیر الهی قرار دارند، اما این حاکمیت تکوینی هرگز اراده آزاد و مسئولیت انسان را نفی نمی‌کند. خداوندِ حکیم اراده کرده است که انسان با برخورداری از ابزار عقل، وجدان و هدایت وحیانی، سرنوشت خود را با دست خویش رقم بزند. بنابراین، قضا و قدر الهی نه تنها زنجیری بر پای انسان نیست، بلکه بستر و تضمین‌کننده آزادی و انتخابگری او در مسیر کمال است.


برگرفته از کتاب آموزش عقاید (مصباح یزدی)

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه