مسیر رسیدن به حقیقت اللهاکبر من عرف الله و عظمه 1 کسیکه خدا را بشناسد چه خودش عالم شود چه دست در دست یک عالم پاک ربانی بگذارد و خدا را از زبان
32 مطلب یافت شد
ظهور اشک از قلب صاف و پاک از گناه
که ما میگوییم این نماز واجب نمیخواند ولی این چگونه نماز شب میخواندشب مردان خدا روز جهانافروز استروشنان را به حقیقت شب ظلمانی نیستبا پای برهنه آهسته روی خاکها آمد وقتی اللهاکبر
شرايط ذكر خداوند چيست؟
حقیقت ذکر و نتیجه آن و خسران از دست دادن اندیشه منتج. البته اگر عادت ذکر بطوری رسوخ پیدا نکند که آگاهی و اختیار روح را منتفی بسازد در این صورت اقبال و اشتیاق روح به مفاد ذکر ممکن است تحقق داشته باشد.3ـ تطبیق اعمال و عموم رفتار با معنای ذکری که میگوید گوینده ذکر شریف اللهاکبر
شرایط ذکر خداوند چیست؟
حقیقت ذکر و نتیجه آن و خسران از دست دادن اندیشه منتج. البته اگر عادت ذکر بطوری رسوخ پیدا نکند که آگاهی و اختیار روح را منتفی بسازد در این صورت اقبال و اشتیاق روح به مفاد ذکر ممکن است تحقق داشته باشد. 3ـ تطبیق اعمال و عموم رفتار با معنای ذکری که میگوید گوینده ذکر شریف اللهاکبر
خوانسار حسینیه آیتالله ابنالرضا ربیعالثانی 1395 سخنرانی ششم
اللهاکبر هم میگویند. این ایمان درست است؟ باور کاربردی خدا والیوم الآخر قیامت والملائکه فرشتگان والکتاب قرآن والنبیین . خود این باور و این پنج حقیقت … حقیقت اما باور اثرگذار لیس البر اسم دین را خدا بر گذاشته است. ان تولوا وجوهکم قبل المشرق و المغرب بندگان من بدو بدو نرو طرف مغرب طرف مشرق بازی نکن نه رو به مشرق و مغرب و عبادتهای مندرآوردی نداشته باش. و لکن البر بر وجود این انسانهاست و دین در اینهاست. من آمن بالله که خدا را باور دارند باور اثرگذار نه مثل رباخوری که طرفی که باید پول اضافه به او بدهد دوروز است دیرکرده بلند میشود و در خانهاش یا در مغازهاش میرود میگوید چرا پول ما را نمیدهی؟ میگوید میدهم. میگوید خب دوروز است دیر کردی لاالهالاالله من نمیدانم از دست تو چهکار کنم؟ این لاالهالاالله در این زبان نجس و لقمه نجس این خداباوری است؟یا یک کسی یک قرارداد نامشروع با یک نامحرم میگذارد میگوید پنج منتظرت هستم او هم هشت میآید میگوید اللهاکبر
جلوههایی از شخصیت امیرالمؤمنین(ع)
حقیقت حضرت به حاکمان هر کشوری میگویند که جمعیت بیتالمال دین و فرهنگ یک استان را به دست هر کسی ندهید؛ شما را در قیامت بیچاره میکنند. به عثمان فرمودند اگر ظلمی در دورترین نقطه کشور اتفاق بیفتد غیر از اینکه در پرونده ظالم مینویسند در پرونده تو هم مینویسند. چرا یک شخص ظالم یا دزد برای یک استان فرستادهای؟خودشان در انتخاب استاندار غوغا کردهاند کمیل و عثمانبنحنیف آدم کمی نبودند. مالکاشتر در راس همه استاندارانش است که وقتی خبر شهادتش به کوفه رسید در منبر گفتند مردم مادری را در روزگار سراغ ندارم که مانند مالک را بزاید. جایگاه مالک برای من جایگاه من برای پیغمبر ص بود. اللهاکبر
قرآن، معمار ساختمان سعادت بشر
اللهاکبر چهکار میکنی؟ اسم رسول خدا ص را که برد ه رسولالله که در جمله شهادت بر نبوت از دهانش بیرون آمد یک نفس زد و افتاد و مرد. با مادر مانوس بود گریهکنان پیش امام صادق ع آمد و گفت آقا مادرم شیعه شد و مرد. امام ع فرمودند نگذار که مسیحیها برای جنازه بیایند ما زنهای خودمان را میفرستیم تا غسل و کفن کنند و در بقیع دفنش کنند. جوان گفت یابنرسولالله مادر من که نه یک رکعت نماز و نه یک روزه داشت حالا اهل کجاست؟ فرمودند بهشتی است. رقمخوردن سعادت انسان در آزادی او-برابری جذبه الهی با عمل جن و انس در عالمآزادی گاهی سعادت دنیا و آخرت را با یک کلمه یا با یک حال برای آدم رقم میزند. نمیدانم این حرف برای کیست اما غوغا حرفی است جذبه من جذبات الرحمان توازی عمل الثقلین اگر کششی از طرف پروردگار رحمان به تو برسد و آن کشش تو را جذب بکند آن کشش الهیه با عمل کل جن و انس در عالم برابر است. -شناخت پنج حقیقت
عبادت خالصانه و خاشعانهٔ پروردگار
اللهاکبر خدایا این جوان به این خوشگلی را آفریدی چرا دو شاخ روی کلهاش گذاشتهای؟ اینکه خیلی او را زشت کرده است به او گفتم جوان چرا اینجوری هستی؟ گفت من آدمیزاد نیستم من نماز مغرب و عشای تو هستم؛ من تجسم نمازت هستم امشب در نمازت دو نگاه بیخود به اینطرف و آنطرف کردی این دو شاخ برای آن دو نگاهت است. گاهی عیبی در نماز است که قابلبخشش است؛ اما اگر آن فروتنی یعنی گوشندادن به خواستههای خدا راجعبه پاکیهای قبل از نماز نباشد این عیب غیرقابلبخشش میشود و نماز را باطل میکند؛ اینکه میگوید قوموا لله قانتین یعنی نمازی برای من بخوانید که چیزی خلاف فرمان من در لباس فرش زمین خانه خوراک و لقمهتان نباشد. آن نماز قانت میشود. دعای پایانیخدایا ما خیلی ضعیف و ناتوان هستیم در عبادت تو هم بسیار کم آوردهایم و غیر از تو هم یاری نداریم الهی و ربی من لی غیرک ؛ به حقیقت
تهران/ حسینیهٔ محبانالزهرا/ دههٔ دوم ذیالحجه/ تابستان1396هـ.ش./ سخنرانی سوم
حقیقت در زندگیشان موفق بشوند طبق آیات قرآن و روایات سعادت دنیا و آخرت را نصیب خودشان کردهاند. گوینده دریای علم خداست حجت خداست معصوم است امام است واجبالاطاعه است عقل کامل است نور کامل است وجود جامع است و جالب این است که حضرت این چهار جمله را در هنگام دفن یکی از عاشقان دلباخته مؤمن کمنظیرش فرمودند که حالا آن عاشق هم یک داستان مفصلی دارد و یک وقتی باید با لطف خدا برایتان بگویم که حضرت از او اسم هم میبرد و نامبردن امام از او در نهجالبلاغه در باب حکمتهاست.جمعیت زیادی برای تشییع جنازه و دفن آمده بود وقتی دفنش کردند یک مطالب مهمی بر سر قبر او برای شخص او گفت و بعد هم به تشییعکنندگان رو کرد و این چهار مطلب را به آنها گفت طوبی -این "طوبی" همین خوشبهحال فارسی است- لمن ذکر المعاد خوشبهحال آن که در زندگیاش نه پای منبر نه یک شب در مسجد بلکه خوشبهحال آن که در زندگیاش خانه کسب مغازه معاشرت و مهمانی قلبا به روز قیامت توجه داشته باشد. ذکر معانی متعددی دارد که یک معنی آن گفتن است. ذکر الحدیث یعنی آمد و برای مردم روایت گفت؛ یک معنی ذکر گفتن اللهاکبر
بخشش و نماز، دو تکلیف الهی
اللهاکبر بسمالله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین . کلی با این دو رکعت نماز با تو عشقبازی میکنم و خستگی و کسالت ندارد؛ عشقبازی با معشوق خستگی ندارد.آنوقت حضرت ع میفرمایند مؤمن را که داخل قبر میگذارند اولین چیزی که بالای سرش ظهور میکند نمازش است. نور میتابد میت میگوید تو کیستی؟ من که تا حالا تو را ندیدهام تو را هم با من دفن کردهاند؟ میگوید من نمازهایت هستم؛ هیچ ترس غربت تنهایی و تاریکی نداری و من تا قیامت با تو هستم. اهمیت نماز نزد امام حسین ع اینقدر نماز مهم است که فردا عصر وقتی زینب کبری س به ابیعبدالله ع فرمودند عمرسعد دستور حمله داده که عصر تاسوعا کار باید تمام شود امام حسین ع فرمودند بگو عباس بیاید. فرمودند برادر ارجع الیهم اینها دستور حمله دادهاند. چرا خود ابیعبدالله ع نرفتند؟ نمیدانم؛ اما شیخ مفید در ارشاد مینویسد وقتی قمربنیهاشم ع پیش ابیعبدالله ع آمدند در اولین حرف به قمربنیهاشم فرمودند بنفسی انت یا اخی عباس جان حسین فدایت ارجع الیهم برو پیش لشکر فان استطعت ان تؤخرهم الی الغدوه 9 با این شخصیت و زبانت به لشکر بگو جنگ را برای فردا بگذارید. عباس جان یک شب هم یک شب است. من این یک شب زندهماندن را برای چهار تا کار میخواهم یکیاش این است که میخواهم تا صبح بیدار باشم و نماز بخوانم. حسین جان در 57 سال مگر کم نماز خواندید مگر چقدر عاشق نماز بودید چون نماز و حقیقت
فضائل و سیره فردی امام موسی کاظم علیه السلام
اللهاکبر آیا چنین اجری دارم؟ حضرت سه بار فرمود بلی. 8 شیعه و قرائت قرآن حضرت کاظم به مردی فرمود آیا دوست داری در دنیا بمانی؟ پاسخ داد بلی پرسید برای چه؟ گفت به خاطر قرائت قل هو الله احد آنگاه حضرت ساکتشد و پس از زمانی گفت ای حفص هرکس از دوستان و شیعیان ما بمیرد و قرآن راخوب نداند در عالم برزخ آموزش داده میشود تا خدا به واسطه آن درجه و مقامشرا بالا ببرد زیرا درجات بهشتبه قدر آیههای قرآن کریم است به قاری گفتهمیشود بخوان و ترقی کن پس او میخواند و ترقی میکند. حفص گوید در عمرم ندیدم کسی را که از امام کاظم ع بیشتر خدا ترس و به رحمتحقامیدوارباشد و قرآن خواندنش همراه با حزن بود و گویا هنگام قرائتبه شخصیخطاب میکند. 9 پرهیز از بحثهای بیفایده همچنانکه امروزه پرداختن به طرح و حل بسیاری از معماهای قرآنی وقتگیرکمفایده و مایه غفلت از اهداف اصلی قرآن کریم است در گذشته نیز مباحثیچون مخلوق بودن یا قدیم بودن قرآن به صورت مشکلی جنجالی درآمده بود ومایه درگیری و خونریزیها و اتلاف وقت و... میشد. هنگامی که در این باره ازامام کاظم ع نظرخواهی و گفته شد مردم در این باره اختلاف دارند برخیقرآن را مخلوق میدانند و بعضی غیر مخلوق; فرمود من آنچه را آنان میگویند نمیگویم ولی میگویم انه کلام الله قرآن سخن خداست. 10 این روش و منشباید سرمشق امروز و همیشه ما باشد که از مباحث نظری بیفایده و مشکلآفرینبپرهیزیم. عنایتبه تفسیر قرآن به جاست که قاری به معنی و تفسیر هم توجه نماید در سخنان امام کاظم ع مواردی از تفسیر آیات بیان شده مثلا توبه نصوح در آیه یا ایها الذین آمنوا توبوا الی الله توبه نصوحا 11 را چنین تفسیرمیفرماید بنده به درگاه خدا توبه میکند و دیگر برنمیگردد و توبه نمیشکند وبراستی که محبوبترین بندگان خدا در پیشگاه حق فریب خوردگانتوبهکنندهاند. 12 تفسیر واژههای مشکل در تفسیر الذین هم عن صلاتهم ساهون 13 سهو در نماز را تضییعنماز میداند. 14 و یا در تفسیر الله الصمد 15 میفرماید الصمد الذیلا جوف له 16 یعنی صمد کسی است که توخالی نیست; بدیهی است که اجسام همهتوخالی و دارای هسته مرکزی و پروتون هستند و طبق این تفسیر صمد یعنی غیرمادی و غیر جسم. بیان مصداق و مورد آیه شان نزول و یا روشنترین مصداقهای برخی آیات در سخنان امام بیان شدهاست مثل مصداق ما معین که منظور از آن غیبتحضرت مهدی امام زمان ع است. در این آیه از انسان سؤال شده قل اریتم ان اصبح ماوکم غورا فمنیاتیکم بما معین 17 یعنی بگو به من خبر دهید اگر آب شما فرو رودچه کسی آب روان برایتان خواهد آورد؟ و در توضیح فجار در آیه کلا ان کتاب الفجار لفی سجین 18 میفرماید بدکاران و فاجران کسانی هستند که در حق ائمه علیهم السلام نافرمانی و برآنان قلدری کردند. 19 گفتنی است که بیشترین تفسیرهای آن بزرگوار در شرحآیههایی است که در اثبات امامت و رهبری و یا بیزاری و مذمت منحرفان از امامتنازل شده است. در معرفی مهمترین مصداق منافقان کسانی را نشان میدهد که به ولایتحضرتعلی ع ایمان نمیآوردند قرآن کریم میفرماید هنگامی که منافقان نزد تو آیند میگویند ما شهادت میدهیم که یقینا تو رسول خدایی خداوند میداند که تو رسول اوهستی ولی خداوند شهادت میدهد که منافقان دروغگو هستند... 20 این به خاطرآن است که نخست ایمان آوردند سپس کافر شدند از اینرو بر دلهای آنان مهرنهاده شده و حقیقت
بشارت پروردگار به اهل تقوا
حقیقت آیه میگوید دقت کنید که چهچیزی بهخاطر تقوا گیر شما آمده است. از هرچه در این دنیاست برایتان بهتر است؛ چون هرچه در این دنیاست هرچه هم که خوب باشد ازدسترفتنی است ولی بهشت ماندگار است. جنات تجری من تحتها الانهار یک مورد از زیبایی بهشت جاری بودن نهرها در زیر پای بهشتیان است. قرآن مجید چهار نهر را میشمارد که از هر کدام یک مایع بسیار لذتبخش جاری است؛ این نتیجه تقواست. اما این بهشتهایی که به شما میدهم دیگر پس نمیگیرم. خیلی از چیزها را در دنیا به انسان میدهند بعد پس میگیرند؛ خود پروردگار هم خیلی از چیزها را به انسان میدهد و پس میگیرد؛ مثلا جوانی را میگیرد توان بدن را میگیرد نور چشم را میگیرد شنوایی گوش رامیگیرد و گاهی هم تمام هستی آدم را با یک سیل میگیرد. این چند استانی که دچار سیل شد تمام آنها مردم آبرومند مسلمان و اهل خدایی بودند که خیلیهایشان ثروتمند بودند و کارخانه داشتند؛ ولی صبح که بیدار شدند خودشان و زن و بچهشان به یکدست لباس نیاز داشتند و برای شکمشان نیازمند یک وعده غذا بودند. اینکه خداوند میگوید به امور مادی دلخوش نکنید چون امور مادی نسبت به انسان سیریشام ندارد که این چسب وا نرود. با یک آب یک آتش یک حرکت زمین یک رانش زمین یا یک طوفان کل آن از دست میرود. بهشتهایی که من به شما میدهم خداوند در این آیه خیال مردم باتقوا را راحت میکند با که لازم است به پروردگار اطمینان داشته باشند و بدانند وعدههای پروردگار صد درصد عملی میشود عکسالعمل تقوایتان است للذین اتقوا عند ربهم جنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها از شما پس نمیگیرم و دیگر برای خودتان است. مرگ پیری درد و بیماری و مرض را هم در بهشت به سراغتان نمیفرستم و حتی در این بهشت که ابدی هستید یک سردرد نخواهید داشت لا یصدعون عنها و لا ینزفون سوره واقعه آیه 19 . صداع یعنی سردرد یعنی تا ابد خوش و خرم جوان سرزنده شاد و پر از نشاط زندگی میکنید و یک سردرد مختصر هم به سراغتان نمیآید. واقعا باید گفت اللهاکبر
ارزش و قیمت اهل توبه
حقیقت آنها حاملان علم هستند.معنای دومیک معنای عرش هم تدبیر و کارگردانی و کارفرمایی پروردگار در آفرینش است که این کارگردانی را خدا با واسطه انجام میدهد. خداوند میتواند بیواسطه هم انجام دهد ولی نمیخواهد؛ میتواند انسان را بدون واسطه پدر و مادر بیافریند که این کار را انجام داد و آدم ع را آفرید؛ میتواند بدون پدر و فقط با یک مادر انسان را خلق کند که به همین ترتیب عیسی ع را آفرید؛ ولی اراده حکیمانهاش بر این تعلق گرفته است که انسان را طوری خلق کند که بین اراده او و خلقت انسان یک پدر و مادر واسطه باشد. مگر خدا دینش را بیواسطه به ما ارائه کرده است؟ خیر بلکه خداوند دینش را بهسبب انبیا به ما ارائه کرده است و اینطور خواسته. او حکیم عالم دانا توانا و مصلحتخواه است. او خواسته تا دینش را بهواسطه انبیا 114 کتاب و ائمه طاهرین علیهمالسلام به ما برساند و فرمانرواییاش را در آفرینش بهوسیله فرشتگان تحقق میدهد. این معنای عرش است؛ یعنی کسانی که علم الهی بر دوش تکلیف آنهاست و واسطه بین خدا و جریانات هستی هستند. ملائکه عرش از ملائکه والامقام خداونداین یک گروه ملائکه هستند که بالاترین ملائکهاند؛ در روایت داریم که در شبانهروز دیگر ملائکه به احترام آنها میآیند و سلام میکنند و درود میفرستند. حق این ملائکه عرش خیلی بالاست. ومن حوله فرشتگان والامقام باعظمتی که در محور علم و فرمانروایی خدا هستند. اینها چهکار میکنند؟ اینها عرش علم و فرمانروایی را به دستور خدا به دوش تکلیف برداشتهاند. تسبیح و تقدیس فرشتگان عرش به درگاه پروردگار یسبحون بحمد ربهم این فرشتگان و فرشتگان اطراف این علم و فرمانروایی همواره و بدون قطع کار پروردگارشان را از هر عیب و نقصی مبرا میکنند؛ یعنی دائما به عالم تلقین میکنند که پروردگار ما بیعیب و نقص و جامع همه کمالات است و وجود مقدس او هیچ کمبودی ندارد. این یک کار آنهاست که دائمی است.این برای ما درس است که بعد از نماز صبح ظهر عصر مغرب و عشا با توجه قلبی 33 بار سبحانالله بگوییم؛ البته بعد از 33 بار الحمدلله و 34 بار اللهاکبر
بررسی سرعت سیر تحول و تکامل انسان
اللهاکبر ظهر را نگفته بودند که در فردوس اعلی قرار گرفت. این فاصله بین عمق جهنم و عالیترین مرتبه بهشت است. منبع خیر و خوبیهااین ارزشها و کمالات طبق قرآن نور است. کسی که یکمرتبه بیدار میشود و آینه وجودش را روبهروی پروردگار میگیرد وقتی آدم آینه را بهطرف پروردگار میگیرد و خداوند این نور را بر آن میتاباند فلاسفه الهی تعریف خوبی از آن نور دارند و میگویند نور وجود منبع کل خیر است همه ارزشها در آن موج میزند. یکی از بهترین دلایل این مسئله داستان جادوگران زمان فرعون است که یک بار آیاتش را توضیح دادهام. نوکران حلقهبهگوش حقوقبگیر و نانخور فرعون که منبع تمام فسادها بودند به نیت شکستدادن پیغمبر اولوالعزم خدا آمدند. جادوگران میخواستند با سحر و جادوگری آبروی این پیغمبر اولوالعزم را ببرند؛ چون فرعون به آنها گفته بود میخواهم با جادوگریتان مقام من را بالا و آبروی این گلیمپوش را ببرید. به قول امروزیها سکه یک پولش کنید. این کار را میکنید؟ گفتند بله. در جادوگری خیلی به خودشان مطمئن بودند. کاری کردند که خدا در قرآن میگوید موسی با دیدن ابزار جادویی اینها ترسید؛ از ترسیدن پیغمبر اولوالعزم خدا آدم میفهمد اینها در جادوگری چه قدرتی به میدان آوردند ابزار جادوگری زمان حالآن جادوگری دیگر جمع شده و نیست.الآن با مغز ملتها جادو میکنند و ابزار جادوگریشان هم ماهوارههاست. قویترین ابزار دوره تاریخ است که شب دیندار را بیدین میکنند و بیدین تحویل صبح میدهند روز دیندار را بیدین میکنند و کافر تحویل شب میدهند. دیگر جادو از این بالاتر نیست. خیلی جادوگریشان قوی است. من در یک شهر انگلیس فکر کنم منچستر برای تبلیغ رفته بودم؛ آنهایی که دعوت کرده بودند قبلا ایران پای منبر میآمدند و حالا مقیم آنجا هستند. یکی را به من نشان دادند و گفتند این از حوزه علمیه نجف با زن و دوتا بچهاش برای تبلیغ دین اینجا آمد که نماز بخواند حلال و حرام بیان کند و دین خدا را به مردم برساند؛ اما الآن خودش کتوشلواری و کراواتی است زن و دو دخترش هم مثل زنان انگلستان نیمهعریان هستند؛ این جادوست. عاقبتبهخیری ساحران فرعوناگر روحیه و خلق موسایی در ما نباشد جادویمان میکنند؛ ولی اگر باشد یکذره میترسیم بعد پروردگار ترس ما را علاج میکند که به موسی خطاب شد لا تخف انی لا یخاف لدی المرسلون 4 موسی از جادوگریهای اینها نترس اینها حقیقت
مکتب تشیع، تنها مکتب نجاتبخش
اللهاکبر از این آیه و پیشبینی آن در آخر آیه چون آیه آینده را میگوید و ما کان لمؤمن و لا مؤمنه سوره احزاب آیه 36 بر هیچ مرد و زن مؤمن و باایمانی سزاوار نیست حق نیست مسئولیت و وظیفه نیست که اذا قضی الله و رسوله امرا اگر خدا و پیغمبرش کار بسیار مهم الهی را واجب کردند ان یکون لهم الخیره من امرهم فرمان خدا را در قالب کارهای خودشان بریزند و بگویند حالا امر و فرمان الهی را انتخابات میکنیم. اذا قضی الله و رسوله امرا ان یکون لهم الخیره اصلا بر آنها شایسته نیست که کار خدا را با کارهای خودشان قاتی بکنند و حرام است؛ حالا آخر آیه میفرماید و من یعص الله و رسوله اگر در کار فرمان و انتخاب خدا معصیت خدا و پیغمبر را کردند این یعنی در آینده یعنی سقیفه فقد ضل ضلالا مبینا تمام آنها در گمراهی آشکار قطعی افتادهاند. -انتخاب امام از سوی مردم عصیان پروردگار و رسولشآیا ما میتوانیم مجلس گمراهی را ملاک قرار بدهیم؟ علی ع را رها کنیم و بهسراغ یکمشت کاسب جز مکهای بیاییم که شما انتخاب کردهاید و نه عالم به قرآن نه عالم به ارادهالله نه عالم به حقایق هستند. این انتخاب عصیان پروردگار و پیغمبر بوده است؛ چون امر الهی قابلانتخاب و رایگیری نیست. چه آیهای است و من یعص الله و رسوله فقد ضل ضلالا بعیدا . این هم یک نکته بود. همه جهان نیازمند امیرالمؤمنین ع نکته دیگر اینکه یک عالم سنی جملهای دارد که من نمیتوانم بگویم این جمله را با قلم 24 عیار طلا روی صفحه 24 عیار طلا بنویسید جمله خیلی بالاتر از این حرفهاست که ما با قلم طلای 24 عیار روی یک صفحه 24 عیار بنویسیم؛ جملهاش غوغا کرده است جملهاش را گوش میدهید؟ ایشان میگوید علی بن ابیطالب ع احتیاج الکل الیه و استغنائه عن الکل علی ع بعد از پیغمبر ص در علم فکر عقل بصیرت راهنمایی اخلاق و عمل تا قیامت به هیچ انسانی احتیاج نداشته و همهچیز پیش اوست. اینقدر سرمایه معنوی امیرالمؤمنین ع بالاست اما بعد از پیغمبر ص تا قیامت همه برای تامین سعادت دنیا و آخرتشان گدای علی ع هستند. این دو حقیقت
خشوع مايه آسانى عبادت
حقیقت دانیم که مشاهده دل و سر جان علی مر جلال و جمال و عزت و هیبت الله را بیش از مشاهده زنان بیگانه بود مر یوسف مخلوق را پس ایشان چنین بیخود شدند و از درد خود خبر نداشتند اگر علی چنان گردد که گوشت و پوست وی ببرند و از درد آن خبر نشود عجب نباشد و غریب نبود. 7 از حضرت صادق ع خطاب به مسمع که از یاران با کرامت حضرت بود روایت شده است یا مسمع ما یمنع احدکم اذا دخل علیه غم من غموم الدنیا ان یتوضا ثم یدخل مسجده فیرکع رکعتین فیدعو الله فیهما اما سمعت الله یقول و استعینوا بالصبر و الصلاه 8 ای مسمع چه چیزی شما را باز میدارد از این که هر گاه غمی از غمهای دنیا به شما هجوم کند وضو بگیرد و به مسجد آید و دو رکعت نماز بخواند و در آن دو رکعت رفع هم غم را از خدا بخواهد؟ آیا نشنیدی خدا میفرماید از صبر و نماز کمک بخواهید و از این دو منبع قدرت و قوت یاری بطلبید.ملاقات رب و رجوع به اوپیش از توضیح این جمله باید به این مسئله توجه داشت که لغت ظن در این آیه شریفه به نظر اکثر مفسران و اهل دل به معنای یقین است دلیل بر این مطلب این است که خشوع از نشانههای مؤمن شمرده شده الذین هم فی صلاتهم خاشعون 9 و مؤمن کسی است که در آیات قرآن مجید از او به عنوان دارنده یقین به آخرت یاد شده است و بالآخره هم یوقنون 10 و کتابهای پر قیمت احتجاج توحید و تفسیر عیاشی از امیرمومنان روایت کردهاند که آن حضرت فرموده یوقنون انهم یبعثون والظن منهم یقین 11 به برانگیخته شدن در قیامت یقین دارند و ظن آنان یقین قطعی است.و این یقین به لقا حق و رجوع به حضرت او در قیامت است که سبب پدید آمدن خشوع و انکسار و فروتنی در قلب است که به خاطر آن عبادت و بندگی و به ویژه صبر در برابر همه جریانات تلخ و شیرین و انجام نماز با شرایط بر انسان سهل و آسان میشود.گمان و ظن که مرتبهای بسیار نازل از یقین و باور است میوه پر قوتی چون خشوع که بتواند بار امانتی چون نماز را تحمل کند ندارد.برخی هم گفتهاند مسئله قبر و قیامت و اوضاع هولناک آن و دادگاههای دقیق و عذابهای دردناکش چنان عظیم و سخت و هراسناک است که گمان به آن برای پدید آمدن خشوع قلب نسبت به حق کافی و بس است وقتی گمان به چنین حادثه دردناک و هولانگیزی خشوعآور باشد یقین به آن سبب چه مرتبهای از خشوع خواهد شد؟این نکته بسیار مهم را نیز نباید از نظر دور داشت که لقا به معنای رؤیت با چشم و دیدن با دیده سر نیست بلکه به معنای یافتن و برخورد داشتن است انسان هنگامی که موانع بین خود و خدا را که عبارت از وساوس و هواجس و رذایل اخلاقی و حالات شیطانی و معاصی و گناهان است برطرف کرد و به بندگی خالص و بیشائبه رسید و به حسنات اخلاقی به خصوص خشوع در برابر حضرت او نائل شد و دل را با تابش نور ایمان چون آئینه صاف کرد به یقین حس میکند که در محضر حضرت رب است و با چشم دل به مشاهده جمال از دل و ابد موفق میشود و به خشوعش افزوده میگردد و با خشوع افزون شده به عبادت کامل و بندگی عاشقانه و مشتاقانه دستمییابد و با برکنار رفتن موانع لقا رب خود را در برابر او بینهایت کوچک و او را بینهایت بزرگ مشاهده میکند و خشوعی بینهایت در برابر حضرت بینهایت برایش حاصل میشود و در آن هنگام است که وقتی به نماز میایستد و اللهاکبر
خشوع مايه آسانى عبادت
حقیقت دانیم که مشاهده دل و سر جان علی مر جلال و جمال و عزت و هیبت الله را بیش از مشاهده زنان بیگانه بود مر یوسف مخلوق را پس ایشان چنین بیخود شدند و از درد خود خبر نداشتند اگر علی چنان گردد که گوشت و پوست وی ببرند و از درد آن خبر نشود عجب نباشد و غریب نبود. 7 از حضرت صادق ع خطاب به مسمع که از یاران با کرامت حضرت بود روایت شده است یا مسمع ما یمنع احدکم اذا دخل علیه غم من غموم الدنیا ان یتوضا ثم یدخل مسجده فیرکع رکعتین فیدعو الله فیهما اما سمعت الله یقول و استعینوا بالصبر و الصلاه 8 ای مسمع چه چیزی شما را باز میدارد از این که هر گاه غمی از غمهای دنیا به شما هجوم کند وضو بگیرد و به مسجد آید و دو رکعت نماز بخواند و در آن دو رکعت رفع هم غم را از خدا بخواهد؟ آیا نشنیدی خدا میفرماید از صبر و نماز کمک بخواهید و از این دو منبع قدرت و قوت یاری بطلبید. ملاقات رب و رجوع به اوپیش از توضیح این جمله باید به این مسئله توجه داشت که لغت ظن در این آیه شریفه به نظر اکثر مفسران و اهل دل به معنای یقین است دلیل بر این مطلب این است که خشوع از نشانههای مؤمن شمرده شده الذین هم فی صلاتهم خاشعون 9 و مؤمن کسی است که در آیات قرآن مجید از او به عنوان دارنده یقین به آخرت یاد شده است و بالآخره هم یوقنون 10 و کتابهای پر قیمت احتجاج توحید و تفسیر عیاشی از امیرمومنان روایت کردهاند که آن حضرت فرموده یوقنون انهم یبعثون والظن منهم یقین 11 به برانگیخته شدن در قیامت یقین دارند و ظن آنان یقین قطعی است.و این یقین به لقا حق و رجوع به حضرت او در قیامت است که سبب پدید آمدن خشوع و انکسار و فروتنی در قلب است که به خاطر آن عبادت و بندگی و به ویژه صبر در برابر همه جریانات تلخ و شیرین و انجام نماز با شرایط بر انسان سهل و آسان میشود.گمان و ظن که مرتبهای بسیار نازل از یقین و باور است میوه پر قوتی چون خشوع که بتواند بار امانتی چون نماز را تحمل کند ندارد.برخی هم گفتهاند مسئله قبر و قیامت و اوضاع هولناک آن و دادگاههای دقیق و عذابهای دردناکش چنان عظیم و سخت و هراسناک است که گمان به آن برای پدید آمدن خشوع قلب نسبت به حق کافی و بس است وقتی گمان به چنین حادثه دردناک و هولانگیزی خشوعآور باشد یقین به آن سبب چه مرتبهای از خشوع خواهد شد؟این نکته بسیار مهم را نیز نباید از نظر دور داشت که لقا به معنای رؤیت با چشم و دیدن با دیده سر نیست بلکه به معنای یافتن و برخورد داشتن است انسان هنگامی که موانع بین خود و خدا را که عبارت از وساوس و هواجس و رذایل اخلاقی و حالات شیطانی و معاصی و گناهان است برطرف کرد و به بندگی خالص و بیشائبه رسید و به حسنات اخلاقی به خصوص خشوع در برابر حضرت او نائل شد و دل را با تابش نور ایمان چون آئینه صاف کرد به یقین حس میکند که در محضر حضرت رب است و با چشم دل به مشاهده جمال از دل و ابد موفق میشود و به خشوعش افزوده میگردد و با خشوع افزون شده به عبادت کامل و بندگی عاشقانه و مشتاقانه دستمییابد و با برکنار رفتن موانع لقا رب خود را در برابر او بینهایت کوچک و او را بینهایت بزرگ مشاهده میکند و خشوعی بینهایت در برابر حضرت بینهایت برایش حاصل میشود و در آن هنگام است که وقتی به نماز میایستد و اللهاکبر
ولایت امیرالمؤمنین(ع)، حصار و قلعۀ پروردگار
حقیقت و بامعرفت با علی باشد هم با خدا خواهد بود هم با پیغمبر ص هم با انبیا هم با ائمه و هم با قیامت. برادرانم آنهایی که صدای مرا در تمام ایران میشنوید امام باقر ع زارزار گریه میکردند در حال دعا به پروردگار التماس میکردند و میگفتند مرا در قیامت با ولایت علی ع وارد کن. امام را میگویم این یعنی انسان بدون ولایت محبت اقتدا و قبول کردن وجود مقدس تو هیچچیزی ندارد. برادرانم شیعیان امام صادق ع میفرمایند احب الی من ولادتی منه؛ لان ولایتی له فرض و ولادتی منه فضل ولایت علی ع برای من امام صادق ع محبوبتر از این است که من بچه علی هستم. مدام بگو که امام صادق ع تو سید و بچه امیرالمؤمنین ع هستی. آنچه برای من محبوبتر از سید بودن و بچه علی بودن است ولایت امیرالمؤمنین ع است. این حرف و اعلام خداست که در مهمترین کتابها نقل شده است ولایه علی بن ابی طالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی ولایت علی ع حصار و قلعه من خداست. هر کسی دارای ولایت علی ع باشد یکذره عذاب سختی و شکنجه در قیامت نمیبیند و دلهره نخواهد داشت. -ائمۀ اطهار دعاگوی شیعیانآیا این داستان یکطرفه است؟ یکی از عاشقان حضرت به ایشان گفت علی جان تمام وجود من عشق به توست. امیرالمؤمنین ع فرمودند وجود من هم عشق به توست و این عشق یکطرفه نیست. اگر یکطرفه باشد شما سودی نمیکنید. امام زمان عج به شیعیان پیغام دادهاند و فرمودهاند من اصلا شما را فراموش نمیکنم؛ نمیخواهد به ما بگویید التماس دعا ما دعاگوی شما هستیم. همچنین شخصی به امام هشتم گفت یابنرسولالله مرا دعا کنید. حضرت فرمودند چرا این حرف را به من میزنی و این پیشنهاد را به من میکنی؟ پرونده همه شما شیعیان پیش ماست و ما به شما دعا میکنیم. اگر به ما دعا نمیکردند آیا ما روزه میگرفتیم نماز میخواندیم و دخترانمان حجاب داشتند؟ اگر به ما دعا نمیکردند آیا ما اهل خدا نبوت امامت و قیامت بودیم؟ حقیقتا نبودیم. امامان چه دعاهایی کردهاند دعاهای ایشان را نوشتهاند. این جمله را هم بگویم؛ چون میدانید تمام داستان را نمیگویم. میثم خرمافروش برای حج آمده بود ولی برای حج نایستاد حج عمره را انجام داد و گفت حالا که عمرهام تمام شده چون ابیعبدالله ع در مکه است چهرهشان را فقط دم در خانه ببینم و بروم. به در خانه آمد و در زد. امسلمه همسر پیغمبر ص پشت در آمد میثم گفت من ابیعبدالله ع را میخواهم. امسلمه گفت بیرون تشریف بردهاند و در خانه نیستند. میثم گفت من عجله دارم؛ عجله داشت که به عشق علی ع برسد و در کوفه سر دار برود. اگر ابیعبدالله ع آمدند سلام من را به ایشان برسان. امسلمه گفت بگویم چه کسی به تو سلام رساند؟ میثم گفت بگو میثم آمده بود. امسلمه گفت اللهاکبر
مصادیقی از اهل استقامت در آیات الهی
حقیقت لحظهبهلحظه با خطر و سختی مواجه بود ولی ایستاد؛ چون بیم این میرفت که مکار حیلهگر روباهصفتی از حرکات و روش او بو ببرد و بگوید این شخص به موسیبنعمران ایمان آورده است. او آماده خطرپذیری بود بهخاطر ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا . آسیه سرمشقی نیکو برای تمام اهل ایمانحکایت آن نجاری که در یک روستا بود و خدا به احترام این نجار از روستا من در کتابها خواندهام که فقط دوازده خانوار بودند به شهر تعبیر کرده است اگر فرصت کنم همه آیات مربوط به این نجار را در روزهای آینده برایتان میخوانم و بعد وارد شش مسئله دیگر این دو سه آیه میشوم.یک خبری هم از آن خانم در استقامت بگیریم. این خانم شخصی است که دیشب حداقل پانصدمیلیون شیعه وقتی قرآن روی سرشان گذاشتند گفتند اللهم بحق هذا القرآن و بحق من ارسلته به و بحق کل مؤمن مدحته فیه یکی از این مؤمنهای مدحته فیه همین خانم است. عجب مقامی پانصد میلیون گدا خدا را به این خانم قسم میدهند و گردنشان را هم کج کردهاند که ما را راه بده و دعای ما را مستجاب کن. آیهاش را بخوانم ضرب الله مثلا للذین آمنوا سوره تحریم آیه 11 به خود خدا قسم این قطعه اول آیه خیلی شگفتآور است برای کسی که به قرآن دل بدهد نه اینکه زبان بدهد. من خدا میخواهم برای تمام اهل ایمان تا قیامت از مرد و زن عالم و عامی مرجع تقلید و مقلد استاد و شاگرد یعنی کل مردان و زنان مؤمن یک سرمشق معرفی کنم. این سرمشق چه کسی است؟ امرات فرعون زن فرعون را که یک زن درباری است بغل بیتالمال زندگی میکند مقام دوم کشور است و همه به حرفش گوش میدهند. حالا معلوم شده که این زن به موسی ع مؤمن شده خدا و قیامت را پذیرفته است. درباریان به او پیشنهاد میکنند که به فرهنگ فرعونی برگرد اما جواب میدهد محال است حقی را که پیدا کردهام از دست بدهم. به خداوند هم گفت رب ابن لی عندک بیتا فی الجنه ونجنی من فرعون وعمله ونجنی من القوم الظالمین . با او چهکار کردند؟ دستور مستقیم فرعون بود که این زن جوان را به پشت روی زمین بخوابانید روی دو کف دستش و روی دو گودی پایش که ما مسح را آنجا تمام میکنیم با چهار میخ بلند به زمین بدوزید. مامورها دستش را باز کردند اول دو میخ بلند با چکش سنگین به دو کف دستش و بعد هم روی دو پایش کوبیدند. خدایا اگر بخواهی ما را اینجوری امتحان کنی ما چطوری از آب درمیآییم؟ آیا کنارت میایستیم یا غزل خداحافظی را با تو میخوانیم و میرویم؟ ایمان ما در چه حد است؟ وقتی آسیه را به چهار میخ دوختند فرعون دستور داد که مامورها یک تکه سنگ دویستسیصد کیلویی را بالا ببرند از بالا روی بدنش میزان بگیرند و روی بدنش بیندازند. وقتی سنگ را بالا میبردند این زن خیلی عاشقانه به خدا گفت رب ابن لی عندک بیتا فی الجنه ونجنی من فرعون وعمله ونجنی من القوم الظالمین یک خانه برای من در بهشت درست کن اما کنار خودت. من میخواهم در خانهای باشم که آنجا هم تا ابد به یاد تو باشم؛ نه اینکه میوههای بهشتی مرا از ذکر تو بازبدارد. اللهاکبر
اشتیاق و پایبندی متقین به عَهدِ اللّه
حقیقت مال من است. امام فرمودند این ملک که برای من است ولید گفت این ملک آباد برای تو نیست بلکه برای من است. امام عمامه ولید را از سرش برداشتند و بهصورت شال به گردن ولید انداختند دو طرف شال را گرفتند و یکخرده کشیدند. بعد فرمودند این باغ برای من است. ولید گفت به تو میگویم که برای من است مروان حکم که داستان را تماشا میکرد گفت حسینبنعلی کسی را ندیدم که به مقام حکومتی بیاحترامی کند. خود ولیدبنعقبه گفت ساکت باش حسود ما با ابیعبدالله درگیری داریم به تو چه تو از بردباری من استفاده میکنی و تملق میگویی در این هنگام ابیعبدالله ع دو طرف عمامه ولید را رها کردند و فرمودند حالا ملک برای توست. ولید گفت صددرصد؟ حضرت فرمودند بله ملک برای توست. یکمرتبه ولید به ابیعبدالله ع گفت میدانی که من زور میگویم و این ملک برای توست؟ از این زورگوها همیشه بوده و الآن هم هست. حضرت فرمودند آیا اقرار داری که برای من است؟ عرض کرد بله اقرار میکنم. حضرت فرمودند بایست تا من سندش را به نام تو بنویسم. ملک برای تو باشد. شعر سعدی اینجا جا دارد دوستان را کجا کنی محروم ××××××××× تو که با دشمنان نظر داری ما از تو نداریم به غیر تو تمنا حسین جان ملک برای تو بود و دشمن هم اقرار کرد؛ اما وقتی میخواستی بروی سند ملک را به نام ولیدبنعقبه نوشتی. ما از تو هیچ سندی نمیخواهیم ما از تو چه میخواهیم؟ ما از تو نداریم به غیر تو تمنا ××××××× حلوا به کسی ده که محبت نچشیده استحسین جان من راست میگویم و خودت میدانی که راست میگویم. کام ما به تو شیرین و مرگمان بهوسیله تو راحت است. ما از برزخ و قیامتمان نگرانی نداریم. خودتان از اینها به ما خبر دادهاید. شما به ما خبر دادهاید که پنج نفرتان در وقت مردنمان میآیید. پیغمبر ص به ملکالموت سفارش میکنند که وقتی میخواهی جانش را بگیری مثل پدر مهربان با او باش. بسیاری از مطالب آیه ماند؛ اگر زنده بمانم و خدا لطف کند برای جلسه بعد میگویم. حکایتی شنیدنی از آیتالله میلانییک عالمی بود که خیلی اهل گریه و اهل حال بود. در حادثهای با من آشنا شد. هفتهشت سالی با او آشنا بودم و رفتوآمد داشتم تا از دنیا رفت. ایشان از شاگردان مرحوم آیتاللهالعظمی میلانی بود. اللهاکبر
English