نمونهای از آزادی و عشق به ابیعبدالله ع نویسنده کتاب ارزشمند اوصاف اولیای الهی در ادامه به حکایتی از آزادی و عشق به ابیعبدالله ع اشاره و بیان … به خیمهاش رفتم و گفتم اینجا چهکار میکنی؟ گفت اینجا نقطه عشق و معراج من است. گفتم پس زن و بچهات چه میشوند؟ گفت اینقدر دارند که بخورند. گفتم چند سال است که اینجا هستی؟ مرد گفت بیست سال است. گفتم برای چه اینجا هستی؟ گفت از اخبار و روایات شنیدهام که روزی ابیعبدالله … ابیعبدالله ع از دست برود. روی این خاکها و در این گرما نشستهام تا محبوبم بیاید و از اینجا عبور کند من بلند شوم و دامنش را بگیرم به او بگویم حسین جان بیست سال است که اینجا هستم مرا با خودت ببر این شخص میگوید روز عاشورا یا روز یازدهم بین کشتهها آمدم و گشتم دیدم سرش را جدا کردهاند و بدنش قطعهقطعه شده این عشق
483 مطلب یافت شد
دو گوهر گرانبهای مؤمنین
او بالاتر است یا حسین ع ؟ محبت نهفتۀ ابیعبدالله ع در قلوب مؤمنینالبته شما امتیازاتی شما به بنیامین دارید؛ در قلب شما گوهر عشق و دلدادگی به ابیعبدالله … ع نیست؟ این عشق در قلب ما پر است و ما اصلا قلب سرخالی نسبت به ابیعبدالله ع نداریم. … به عشق ما خمیر خلقتشان را ساخت. سنگینترین کفران کفران نعمت ابیعبدالله ع البته بعضیها روزی ندارند و بدبخت و بیچاره هستند؛ حتی همین حرفهای ظاهر را هم درک نمیکنند چه برسد به باطنش
بهرهبردارى از عشق به حسين عليه السلام
این دویست هزار مرد و زن و بچه روز عاشورا یک عشق جوشان خودآگاه و ناخودآگاه نسبت به ابیعبدالله علیه السلام دارند. … بیاییم و رابطهای بین این دویست هزار نفر برقرار کنیم و بگوییم ای دویست هزار نفری که به عشق حسین علیه السلام در روز عاشورا آمدهاید هر کجا؛ در جلسه مسجد محراب منبر و در خانه هستید صندوقی به نام ابیعبدالله
بهرهبردارى از عشق به حسين عليه السلام
این دویست هزار مرد و زن و بچه روز عاشورا یک عشق جوشان خودآگاه و ناخودآگاه نسبت به ابیعبدالله علیه السلام دارند. … بیاییم و رابطهای بین این دویست هزار نفر برقرار کنیم و بگوییم ای دویست هزار نفری که به عشق حسین علیه السلام در روز عاشورا آمدهاید هر کجا؛ در جلسه مسجد محراب منبر و در خانه هستید صندوقی به نام ابیعبدالله
فیوضات الهیه
ببینید اینها فیوضات الهیه و عشق به ابیعبدالله ع است. … به طرف ابیعبدالله ع بروم. سوار نمیشوم.میبینی دختر 6-7 ساله وسط خیابان یا در پیادهرو با یک سینی پر از شکلات نشسته روی سرش گذاشته همین طور مثل مجسمه نشسته است که پیادهروها دارند رد میشوند بیایند شکلات بردارند و دهانی شیرین کنند. هر کس این جاده را میبیند میبیند هر مرد و زن و بچهای هر پیر و معلولی نیز همین طور برای کمک به زائران ابیعبدالله ع چطور دارد پروانهوار کار میکند. دیروز گروهی را نشان داد که آشپزخانهای مفصل سرپا کرده بودند تمامشان لال بودند. چه غذاهایی داشتند خبرنگار با اشاره به آنها گفت برای چه داری این کار را میکنی؟ نمیتوانست بگوید. حدودا 30 ساله بود تمام رفقایش هم لال بودند. به کربلا و دلش اشاره میکرد یعنی میگفت به خاطر عشق
آزادی در فرهنگ قرآنی و اسلامی
به این نقطه برسم جادهای را باید طی کنم و الا نمیرسم. خیلیها گفتند اما رفوزه شدند؛ گفتند اما فراری شدند؛ گفتند اما کم آوردند. -اسارت دنیا و بازماندن از قافلۀ شهدای کربلاضحاک مشرقی در کنار ابیعبدالله ع به کربلا آمد؛ حتما دل سالمی نداشته و با توقع رسیدن به پول و مقامات دنیایی آمده بود. روز عاشورا در تنهایی به ابیعبدالله ع گفت من به این نتیجه رسیدم که دیگر کاری از دست من برای تو برنمیآید به من اجازه بده که پیش زن و بچهام و خانه و زندگیام برگردم. اسیر به عشق … به خیمهاش رفتم و گفتم اینجا چهکار میکنی؟ گفت اینجا نقطه عشق و معراج من است. گفتم پس زن و بچهات چه میشوند؟ گفت اینقدر دارند که بخورند. گفتم چند سال است که اینجا هستی؟ دقت میفرمایید گاهی باورکردنی نیست مرد گفت بیست سال است. گفتم برای چه اینجا هستی؟ گفت از اخبار و روایات شنیدهام که روزی ابیعبدالله … ابیعبدالله ع از دست برود. روی این خاکها و در این گرما نشستهام تا محبوبم بیاید و از اینجا عبور کند من بلند شوم و دامنش را بگیرم به او بگویم حسین جان بیست سال است که اینجا هستم مرا با خودت ببر این شخص میگوید روز عاشورا یا روز یازدهم بین کشتهها آمدم و گشتم دیدم سرش را جدا کردهاند و بدنش قطعهقطعه شده است. این عشق
مؤمنین راستین
به دنیا آمد؛ اما مرگ ندارد. فرمود من پسر رسولالله هستم. رسول الله که خیلی است؛ 124 هزار نفرند. خودت را بهتر معرفی کن فرمود انا بن فاطمه الزهرا شناخت. گفت یک شب مهمان من بودی ما که از کودکی ابیعبدالله ع مهمان دلمان بوده یک شب مهمان با میزبان چه کرد؟ یقین دارم شک هم ندارم و با دلیل ثابت میکنم البته نه امشب. یقین دارم که از رحم مادر ابیعبدالله ع مهمان ما و قلب ما بوده ان للحسین فی بواطن المؤمنین معرفۀ مکتومه 12 عشق … به آنها میافتد در دلم میگویم بدبخت بیچاره یعنی کربلا نمیارزد یک قطره اشک از گوشۀ چشمت برای ابیعبدالله ع بیاید؟ اما ائمه علیهم السلام این طور نگاه نمیکنند. آنها از بالا و با لحاظ کردن ظرفیت نگاه میکنند.این روایت در کتاب کامل الزیارات است. سروران روحانی میدانند که کامل الزیارات از نظر اعتبار در ردۀ اصول کافی و من لا یحضره الفقیه است. در سطح باارزشترین کتابهای شیعه و خیلی فوقالعاده است. به نظرم روحانیونی که اربعین به کربلا میروند باید این کتاب را با خودشان ببرند و متن آن را برای مردم بخوانند ببینند داستان ابیعبدالله ع چه خبر است انسان مات و مبهوت میشود. ائمه علیهم السلام جلسۀ روضه میگرفتند. این روضه خوانیها از امامان ماست. در خانۀ خود برای امام حسین ع جلسه میگرفتند و به شاعر یا اهل حالی میگفتند روضه بخوان اگر روضهخوان یا اهل حال خوب بلد نبود خود ائمه علیهم السلام شروع به روضه خواندن میکردند. در آن جلسه بعضیها گریه نداشتند در دل خودشان خیلی خجالت میکشیدند با خود میگفتند خوش به حال کسانی که اشک دارند و برای مصائب کربلا گریه میکنند. ائمه علیهم السلام رنج آنها را برطرف کرده اعلام عمومی میکردند من بکی 7 کسی که برای حسین ما گریه کند او ابکی کسی که مردم را در مصائب حسین ما بگریاند او تباکی کسی که بین مردم سرش را پایین میآورد دستش را روی پیشانی میگذارد هر کس نگاهش کند فکر میکند گریه میکند؛ اما گریه نمیکند بلکه تباکی میکند. جان ابیعبدالله ع از آخر روایت تعجب نکنید به قرآن نگاه کنید خدا میفرماید و رحمتی وسعت کل شی 8 رحمت من نسبت به هر چیزی در این عالم فراگیر است. به این نگاه کنید که من بکی او ابکی او تباکی وجبت له الجنه بهشت بر او واجب میشود.چه کسی برای امام حسین ع گریه میکند؟ همین شما مؤمنها. چه کسی مردم را به گریه درمیآورد؟ همین منبریها و مداحهای مؤمن. چه کسی خود را به شکل گریهکنها درمیآورد؟ بعضی از جوانها بعضی از خانمها. ائمه علیهم السلام آنها را نیز جز گریهکنندگان به حساب آوردهاند. جز کسانی به حساب آوردند که بهشت بر آنها واجب است. تفضل خدا به دوستداران اهلبیت علیهم السلام من 2-3 سال است در خواندن روایات مقداری احتیاط میکنم که مبادا کسی برداشت غلط کند. پیغمبر ص قسم خوردهاند. این روایتی که میگویم یک روایتش است. شما برداشت غلط نمیکنید. به امیرالمؤمنین ع فرمود به خدا قسم محبین تو و اهلبیت علیهم السلام در قیامت بیتردید اهل نجات هستند. بعد اضافه فرمود و محبی محبیک 9 هر کس در کوچه و بازار و خیابان عاشقان شما را دوست دارد او نیز اهل نجات است. هیچ قید یا محدودیتی هم ندارد. یا ارتباط بیواسطه است یعنی خودم عاشق ابیعبدالله ع هستم گریه میکنم؛ یا نه با واسطه است؛ یکی دیگر مرا دوست دارد به واسطۀ مربوط بودن من به اهلبیت علیهم السلام . بالاخره در دنیا جایی دستش را میگیرند و تلنگر بیداری به او میزنند. از رحمت خدا دور نیست. رحمت خدا که محدود نیست. طبق نقل مناقب ابن شهرآشوب که کتاب خیلی مهم و در چهار جلد است فردی مسیحی شبی کنار سر بریده در راه شام گریه کرد یک مسیحی خیلی گریه کرد. گریه قیمت دارد؛ چه شما گریه کنید چه یک مسیحی. بگذارید گریه کنند بگذارید داخل دسته بیایند بگذارید برنج و روغن بیاورند و بگویند برای ابیعبدالله ع اینقدر وسعم میرسد. بیاور این درگه ما درگه نومیدی نیست .بازآ بازآ هر آنچه هستی بازآ*** گر کافر و گبر و بتپرستی بازآ 10 اینجا به کسی نمیگویند نیا. سابقه ندارد در را به روی کسی ببندند. این گریه کار صورت میدهد . بعد هم در آن شب تاریک در آن بیابان در آن صومعه سر را روی سجادۀ عبادتش بر اساس مسیحیت گذاشته بود گفت تو را به حق کسی که دوستش داری ابیعبدالله ع عاشق خدا انبیا پیغمبر ص صدیقۀ کبری س و فانی در امیرالمؤمنین ع بوده. اصلا عشق
پیوند با ابیعبدالله(ع)، تنها راه پیروزی در سلوک الیالله
به رحمت خدا پیدا کنند؛ اما امیرالمؤمنین ع میدیدند که خداوند رحمتاللهالواسعه را در دامنشان گذاشته است. حالا بهدنبال چه لذتی بگردند؟ بهدنبالش نمیدویدند پیش ایشان بود در دامنشان و کنارشان بود. الا ان اولیا الله و نظروا الی باطن الدنیا ؛ یقینا ابیعبدالله ع برای امیرالمؤمنین ع کل باطن دنیا بود و اذا نظر الناس الی ظاهر الدنیا یعنی دیگر چشمی برای علی ع نمانده بود که به ظاهر دنیا نگاه کند چون چشم ایشان با حسین ع پر بود. ماهیت ویژه حسین ع -حسادت ابلیس به انسانای کاش بعید و دور هم نیست به ما هم میفهماندند -البته نه بهاندازه آنها بلکه بهاندازه خودمان- تا از خیلی لذتها متنفر بشویم؛ نه اینکه بخواهیم و بهدنبالش نرویم بلکه از هرچه خدا نمیخواهد نفرت پیدا میکنیم. همه این لذتهایی که در دنیا موج میزند شیطان همه را میخواهد برای خودش هم نمیخواهد؛ چون ابلیس جسم نیست که برای خودش بخواهد. شیطان کمال حسادت را نسبت به انسان دارد و برای انسان میخواهد تا انسان را از هفت حقیقتی که خدا برای او قرار داده است اگر خدا بخواهد بعدا میگویم انسان را محروم کند؛ چون خودش محروم است و خودش خودش را محروم کرد نمیخواهد یکنفر به آن هفت حقیقتی برسد که در آیات قرآن است. -ابیعبدالله ع راه میانبر در رسیدن به هفت حقیقتنزدیکترین راه به آن هفت حقیقت و به تعبیر دیگر راه میانبر؛ الآن جادههایی را میزنند که میانبر میگویند. الآن یک جاده جدید زدهاند و یک شهر را به شهر دیگری 150 کیلومتر نزدیک کرده است. فاصله آن شهر به این شهر نزدیک چهارصد کیلومتر بوده و الآن 150 کیلومتر کم کردهاند. مقصد فرقی نکرده و همان است ولی جاده میانبر شده است. از دو راه میشود به این هفت حقیقت رسید که یک راهش همان سیصد کیلومتر است اما یک راهش بسیار راه میانبری است و آدم از آن هفت حقیقت کم هم نمیآورد. آن راه میانبر حالا به حق خودش که بالاترین قسم ابیعبدالله ع است آن را بعدا میگویم . این راه میانبر را هم پروردگار قرار داده است چون کار کس دیگری نبود. او باید حسین ع را خلق میکرد که این راه میانبر تحقق پیدا میکرد و اگر او نبود این راه میانبر در 124هزار پیغمبر و یازده امام دیگر وجود نداشت؛ لذا همهچیز او انگار یک گونه دیگر و یک ماهیت دیگری است. -با کریمان کارها دشوار نیستیکبار ظاهرا گفته باشم دوبار هم نه؛ یکبار در این چهل سال گفته باشم که به حضرت صادق ع عرض کرد میخواهم چیزی بگویم اما شیعهام و حریم و احترام قائلم خجالت میکشم. امام فرمودند وقتی به ما میرسید نگویید حیا میکنیم و خجالت میکشیم حرفتان را بزنید و ما هم راحت قبول میکنیم؛ یا میگوییم درست است یا اینکه میگوییم نه درستش این است. این انبیا و ائمه هستند که به صدق به ما میگویند با ما راحت باشید ولی دیگران صادقانه نمیگویند با ما راحت باشید.تو مگو ما را به آن شه بار نیست××××× با کریمان کارها دشوار نیستمیشد همه ما امروز یهودی باشیم یا نه؟ میشد؛ میشد مسیحی باشیم؟ میشد؛ میشد لائیک باشیم؟ میشد؛ اما چرا اینطوری شدیم؟ چه شده است که ما به رحمهاللهالواسعه راه پیدا کردهایم؟ حسین جان چقدر هم ما را راحت راه دادهاند. -عشق
کاروان ابیعبدالله(ع) و شهود قلبی حق
به سه ساعت در آفتاب برای تو گریه میکنیم. این چیز دیگری هم غیر از عشق هست؟ الآن به میلیاردرهای تهران بسیاری از صاحبمنصبان و صندلیدارهای تهران بگو که نیمساعت زیر آفتاب بنشین و برای ابیعبدالله … دیوانه بدم عشق تو دیوانهترم کردحسین جان عشق آمد و از هستی خود بیخبرم کرد میبینی که بهخاطر تو از خواب و خوراکمان کم میگذاریم لباسهای زیبای خودمان را کنار میگذاریم و سیاهپوش میشویم. به ما میگویند به زیر طاق مسجد و حسینیه نرو و برای ابیعبدالله … عشق تو دیوانهترم کردوصل تو ز فردوس مرا کرد حکایت ×××××××× شبهای فراق تو ز دوزخ خبرم کردصیاد گرم در قفس انداخت ننالم ×××××××× فریاد از آن است که بیبالوپرم کردگفتی که تو را یار طلب کرده صفایی ×××××××× این است اگر هست که آه سحرم کرد ارزش گریۀ بر ابیعبدالله ع -گریه سبب عبادت و تقرب حقحسین جان گریه بر تو عبادت است و به
عاقبت گریهکنان بر حسین(ع)
عاشقانهچقدر زیباست وقتی خبر شهادت قیس را که یک جوان حدود 28 ساله بود که از بالای دارالعماره با جدا کردن سرش پایین انداختند؛ فقط به جرم عشق به ابیعبدالله … به عشق خودنمایی خون داد نه به عشق حسین دادن خون داد هیچ چیزی قاطی نداشت بذل محجته فیک این یک حقیقتی است که فهمش خیلی کار مشکلی است خیلی مشکل است.خبر شهادت قیس با آن کیفیت آن هم یک جوان بیست و هفت هشت ساله وقتی به امام میرسد حالا جلسهاش را با ابنزیاد یک سال کاملا توضیح دادم آنها را نمیخواهم تکرار بکنم امام هنوز به کربلا نرسیده بود امام با شنیدن خبر او یک آیه را خواند اصلا خود این کلمه رجال یک مسالهای است رجال اینجا به نظر میآید به معنی مردان نباشد به معنای نیروی فاعله انسانیت باشد. رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه احزاب 23 یعنی این شهید کمال وفاداری را نسبت به خدا انجام داد. تهدید و تشویق یاران کربلااین باران وقتی ببارد آدم مستقیم میشود وفادار میشود صابر میشود ذاکر میشود در برابر حوادث سپر میشود در برابر مفاسد دافع میشود؛ یعنی آنچه که این باران در وجود انسان میرویاند یک کار دفعی است. شما زندگی این هفتاد و دو نفر را غیر از ابیعبدالله … به جرم این که نامه ابیعبدالله ع را که از مکه برای سران شیعه آورده بود به دشمن نداد به جرم این که حاضر نشد نام افرادی که در آن نامه مخاطب امام بودند به دشمن بگوید. این استقامت است این صبر است. گفت چرا ده نفر کشته شوند یک نفر کشته شود؛ چرا من اسرار محبوبم را فاش بکنم اسرار را با خودم میبرم برزخ؛ چرا من نسبت به محبوبم بیوفایی بکنم من قول وفاداری دادم به خدا و به دین و به امام؛ جان من را میخواهند ـ جان چه باشد که فدای قدم دوست کنم ـ بخواهند آن هم پرداخت جان صادقانه خالصانه و عاشقانه این مهم است.یک وقت وارد میدان میشوم برای نشان دادن پهلوانیام؛ این صادقانه نیست عاشقانه هم نیست. من یک خودی دارم پنهان است میخواهم خودم را نشان بدهم این ارزشی ندارد. در زیارت اربعین یک جملهای امام باقر ع دارند که تا حالا من این جمله را نفهمیدم میگویم نفهمیدم شب جمعه است روی منبر پیغمبر باید راست بگویم نفهمیدم. بذل خونامام باقر ع به ما یاد میدهد بذل مهجته فیک ؛ یعنی امام باقر حتی قید فی سبیل الله را هم نیاورده که بگوید امروز روز زیارت کسی است که خونش را در راه تو هزینه کرده است؛ فی سبیل الله و الذین یقاتلون فی سبیل الله برای من و شماست امام آنقدر مرحله را برده بالا که از همه عقول مردم عالم بالاتر رفته؛ یعنی معطل نشوید نمیفهمید یک دورنمایی برایتان میگویم نمیگوید صدق خونش به صورت زکات نبود انفاق نبود عطا نبود بذل بود خونش را بذل کرد برای شخص تو نه در راه تو. بذل یعنی چی؟ یعنی وقتی که خونش را میداد در نیتش جز وجود مقدس تو چیزی نبود؛ نه به عشق
خسارتهای انسان در دوری از خداوند
این مجالس ما را عارف به حق امامت و روش ابیعبدالله ع میکند؛ همچنین قلبها را نسبت به ابیعبدالله ع عاطفی و رقیق کرده و اشک مردم را براساس عشق به
انسان، ظرف هدایت و خلیفةاللّهی
همچنین عشق به اهلبیت علیهمالسلام است و چربترش عشق به ابیعبدالله ع است. … به مغفرت و بهشت را قبول کردهای. مگر شما نبودید در دنیا که صدای عاشقانه او را که گفت هل من ناصر ینصرنی جواب دادید؟ شما دعوت من ابیعبدالله ع پیغمبر ص فاطمه زهرا س و امیرالمؤمنین ع را قبول کردهاید. ما سرمایهدار خیلی عجیبی هستیم و خوشحال هم هستیم. خدایا سرمایه ما یک مغازه دویستمیلیاردی نیست. حالا به ما هم میدادی میخواستیم چهکار کنیم؟ یک جای دویستمیلیاردی حتما چهارصدمیلیارد هم ثروت میخواست و این ثروت هم ما را به هوسهایی میانداخت. حتما هم این ثروت به گردن ما مهاری میشد و ما را به جهنم میکشید. ما این ثروت را نداریم. صندلی هم که محبت کردهای و گیر ما نینداختهای. بهراستی چه محبتی کردهای صندلی به ما ندادهای که مست کنیم و پست مغرور و خودبین شویم. خودمان را هم به غلط آقابالاسر و مولای مردم بدانیم و مردم را بردگان خود. خدایا ما نمیتوانیم به آنچه که به ما ندادهای شکر کنیم. خیلی چیزها به ما ندادهای که نمیتوانیم شکرش را بهجا بیاوریم. مجالس روضه و وعظ خوشگذرانی مؤمنین در دنیابله ما هم یقینا جز خوشگذرانهای دنیا هستیم. خوشگذرانی ما برای محرم و صفر ماه رمضان و دعای عرفهمان است. ما از این خوشگذرانی حظ و لذت میبریم و خسته نمیشویم. اگر یکی از ما بپرسد از دهدوازده سالگی هر سال دو ماه گریه کردهای خسته نشدهای؟ میگویم نه به خدا خسته نشدهام و بعد هم خسته نشدهام بعد هم نشدهام و بعد هم نمیشوم این خوشگذرانی ماست. خبر رسول خدا ص از پشتپرده عالمپیغمبر ص یک بار چنین جلسهای را در مسجد خودشان دیدند. البته جلسه عزاداری نبود ولی مؤمن بامعرفتی نشسته بود و برای مردم معارف الهی را میگفت. پیغمبر ص پشتپرده را واقعا میدیدند. یک تفسیر قرآنی در دو جلد هست که علیبنابراهیم قمی نوشته است. روایتی هفتصفحهای در جلد دوم عربی دارد که میگوید پیغمبر ص در سال آخر عمرش دستش را به حلقه در کعبه گرفت و بخشبخش تمام اوضاع امروز جهان را خبر دادند. سلمان کنار دستشان بود و هر بخش را که پیغمبر ص میگفتند با تعجب میگفت آیا شدنی است؟ حضرت نیز میفرمودند به آنکسی که جانم در دست اوست شدنی است مثلا یک خبرش این بود که انواع وسایل لهوولعب و زمینههای زنا در مدینه کنار مسجد من و مکه کنار مسجدالحرام فراوان میشود. ادب منبر اقتضا نمیکند که خبر مکه و مدینه را به شما بدهم و بگویم الآن چه خبر است گناهی در کره زمین نیست مگر در این دو شهر انجام گرفته است. یک روز در خیابان مدینه منتظر ماشین بودم که یک وانت جلوی من ترمز کرد. من با یک پیراهن عربی بودم. به من گفت کجا میروی؟ گفتم به منزلمان میروم. گفت بیا بالا بالا رفتم و حرکت کردیم. راننده وانت گفت کجایی هستی؟ گفتم ایرانیام. گفت دینت چیست؟ چون چهار دین دیگر حنفی حنبلی شافعی و مالکی غیر از شیعه در ایران است. گفتم شیعهام. گفت کدام شیعه؟ گفتم دوازده امامی. راه هم دور بود راننده وانت گفت یک روضه برایت بخوانم؟ گفتم بخوان. گفت چه روضهای بخوانم؟ گفتم هر روضهای که میخواهی بخوان. گفت دوست دارم روضه فاطمه زهرا س را برایت بخوانم. گفتم بخوان. شعرهایی را به عربی در مصیبت خواند و من داشتم از گریه میمردم. نزدیک محلهمان که رسیدیم گفتم کرایهات چقدر میشود؟ گفت روضهام را گوش دادی مزد کرایهات است. بعد به من گفت تو شیعهای یک سؤال از تو دارم؛ میتوانی جواب بدهی؟ گفتم بگو گفت چرا زمین این مدینه و مکه دهان باز نمیکند که کل مردم مدینه و مکه را فرو ببرد؟ تو نمیدانی چرا؟ گفتم نه نمیدانم گفت برای اینکه گناهی در دنیا نیست مگر اینکه کنار حرم پیغمبر ص و حرم خدا انجام گرفته است. مجالس ذکر خدا در نظر پیغمبر ص پیغمبر ص اینها را خبر دادند و میدیدند برای همین وقتی چشمشان به این جلسه افتاد میدانید چه نظری دادند؟ چهچیزی دیدند که چه گفتند فرمودند این جلسات روضه من ریاض الجنه 8 باغی از باغهای بهشت است. خوشگذرانی ما که در کافه کاباره و کنار سایتها و ماهوارهها نیست. ما خودمان در همین دنیا و قبل از مردن قطعهای از باغ بهشت را داریم. این جلسات روضه من ریاض الجنه است. اگر با چشم پیغمبر ص ببینید اینقدر لذت میبرید که کجا نشستهاید برای چه نشستهاید برای چه کسی نشستهاید و دعوت چه کسی را اجابت کردهاید خدا میفرماید والله یدعو الی الجنه والمغفره باذنه . خدایا ما از ایمان بالایی برخوردار نیستیم ولی خیلی دوستت داریم و خودت هم میدانی از طریق امام صادق ع هم به ما پیغام دادهای و گفتهای به عزت و جلالم سوگند اگر کسی در دنیا با من پیوند داشته و مرا قبول داشته باشد او را به جهنم نمیبرم. مگر میشود ما را به جهنم ببرد؟ میدانید در دل ما چه خبر است؟ در دل ما توحید و عشق
تهران/ حسینیه هدایت/ دهه اول محرم/ پاییز 1396هـ.ش.سخنرانی اول
به نظر او میآید که مظلومیت حضرت ابیعبدالله الحسین علیه السلام کم شده و یا تمام گشته است اما چنین نیست.درسالهای گذشته بین بیست روز بیشتر وکمتر به محرم مانده صداهایی بلند میشود که تنها سود آن خوشحالکردن دشمن بخصوص وهابیت خبیث است. لکه ننگی که انگلستان بر دامن ملت اسلام گذاشت.این مطالب را کسانی می گویند که از عرفان و معارف اهلبیت بیاطلاع هستند. گویا این روایت که از رسول خدا نقل شده شامل حال آنها نشده است که حضرت فرمودهاند عشق … به مردم هم سفارش کردهاند اینگونه نباشید. البته معنویت ابیعبدالله علیه السلام درحدی است که یک انسان هم به این صداها گوش نمیدهد و ارزش هم قائل نیست. آنان کمبودی دیگری هم که دارند جامعهشناس نیستند و جامعه ایرانی را نمیشناسند. پیامبر اکرم و امیرالمؤمنین علیه السلام از آنها به شدت تعریف کرده و پیامبر و ائمه اطهار خبر عزاداریهای این امت را دادهاند. کدام یک از ما را میتواند از محبوب و معشوق خود حتی از نام شان دور کنند؟ مگر این روایت را نخواندهاند که اهلسنت از عایشه نقل کردهاند او میگوید از پیامبر شنیدم که عشق … ابیعبدالله را خدا در دل هر مؤمنی با قلم خود ثبت کرده است. 2 این عشق ثبت شده است چگونه آن مطالب را گسترده پخش کردید حداقل قلب امام زمان را رنجانیدیکی از آن بیانات این بود نگویید ای حسین ما نوکر تو هستیم؛ نگویید ما غلام تو هستیم؛ نگویید ما عبد تو هستیم؛ بگویید ما عبد خدا هستیم و این حرفها را نزنید. چرا ؟ ما با توجه به
تهران/ حسینیهٔ هدایت/ دههٔ اول محرم/ پاییز 1396هـ.ش./ سخنرانی اول
معشوقمان حتی از اسم خالیاش دور بکنند؟ مگر این روایت را نخواندهاند که اهلسنت نقل کردهاند و راوی آن هم عایشه است که میگوید از پیغمبر شنیدم عشق به ابیعبدالله … فرمودهاند عشق به اهلبیت من روزی است رزق است و من امیدوار هستم با بحث امروز صاحبان این صداها که متاسفانه اهل لباس هم هستند به عرفان اهلبیت سری بزنند به روایات و معارف ناب اهلبیت سری بزنند در این مسئلهای که منکر شدهاند و به مردم هم سفارش کردهاند اینگونه نباشید؛ البته معنویت ابیعبدالله … عشق ثبتشده را با این صداهایی که دل وهابیت را خوشحال کرد چون گسترده پخش شد و حداقل قلب امام زمان را رنجاندیکی از آن صداها این بود نگویید یاحسین ما نوکر تو هستیم؛ نگویید ما غلام تو هستیم؛ نگویید ما عبد تو هستیم؛ شما بگویید ما عبد خدا هستیم و این حرفها را نزنید. چرا نزنیم؟ ما به بیش از دهدلیل با توجه به لغت عبد که گوینده از معنای این لغت غفلت داشته و این صدا از او درآمده عبد در لغت بهمعنای پرستش است و در یک مرحله دیگر بهمعنی اطاعت است. ما هیچوقت غیر از خدا را معبود خود نمیگیریم که به غیر خدا بگوییم عبد تو هستیم. خب چنین حرفی را نمیگوییم عبد یعنی مطیع خب من مدارکم را بگویم که یقین شما به این مسئله نسبت به خودتان قویتر بشود و با کمال افتخار و سرافرازی در هر جا که دلتان خواست بگویید من عبد حسین هستم من نوکر حسین هستم من غلام حسین هستم. شما دلتان میخواهد غلام ابیعبدالله
فلسفه محرمات و واجبات در اسلام
به هرکدام شما ده میلیون دلار بدهم که از امشب دست از ابیعبدالله ع بردارید هرکدامتان حاضر هستید خجالت نکشید و بلند شوید شما حاضر هستید ابیعبدالله ع را با این مبلغ عوض کنید؟ ممکن است بگویید صد میلیارد هزار میلیارد آنکه ترمز باطنی دارد نه گول پول را میخورد و نه گول شهوات و هوای نفس و فرهنگهای بیگانه را میخورد. ایمان عشق … عشق به خدا ریشه تمام حرامها فرض کنید بچهای تشنه است و میداند که آب در آشپزخانه است. پدر و مادر یادشان رفته که شیشه سفید شبیه آب در آشپزخانه الکل است. بچه هم نمیداند و تشخیص نمیدهد که این آب نیست. با آن شدت تشنگی وارد آشپزخانه میشود و شیشه را برمیدارد اما نخورده از دستش میگیرند. بچه هم گریه میکند و ناراحت میشود. آیا کسی در دنیا این پدر یا مادر را ظالم ستمگر و بیرحم میداند؟ ایراد هم میگیرد که برای چه شیشه را از این بچه گرفتی؟ تشنه است بچه الکل بخورد تشنگیاش رفع میشود یا میمیرد؟ اگر پروردگار عالم اموری را حرام کرده و دستور ترک و حذف داده این ستم و ظلم است یا عشق؟ تمام حرامها در عشق ریشه دارد؛ عشق پروردگار به بندگانش. خداوند بندگانش را دوست دارد و به آنها محبت دارد. علت خلقت انسانهاپروردگار در قرآن حرف عجیبی دارد میگوید من برای اینکه محبت بکنم و محبتم معطل نباشد لذلک خلقهم 1 انسانها را آفریدهام. عشقم بوده که خاک را به موجود زنده تبدیل کنم و ظرف باارزشی قرار بدهم. در این ظرف نیز عقل میوه واقعی هستی فطرت قطبنمای جهتدهی انسان بهسوی خدا و نفس صفحه گیرنده تمام مسائل عالی اخلاقی بگذارم؛ بهوسیله این خاک به انسان بدن بدهم که بتواند هر کار خیر و مثبتی را انجام بدهد. اینکه کار خیلی خوب عاشقانه و براساس محبت است. میگوید مشروبات الکلی نخورید. قرآن میگوید حرام نجس و ناپاک است. شما به این خالق عاشق مهربان بگو چرا نخورم؟ جواب میدهد ضرر دارد. صدور قتل امیرکبیر با یک لیوان شراب من در اظهارنظرهای دانشمندان آلمانی دیدهام و نمیدانم جاهای دیگر هم این اظهارنظر هست یا نه؟ آن باانصافهای باسوادشان میگویند هر انسانی مرد زن جوان پیر یک بار که مشروب بخورد و مست کند دو هزار سلول زندۀ فعال مغزش کشته میشود این کار درستی است؟ ضرر مشروب فقط یک بار مستکردن و کشتن دو هزار سلول مغز نیست حدود دویست سال پیش یک شب برای ناصر قاجار در 21سالگی بزم شبانه درست کردند و افراد را آوردند تا بزنند بکوبند برقصند بخوانند و مشروب نابی به نام خلر من در کتابها خواندهام که ساخت یکی از شهرهای جنوب شرقی ایران بود آن زمان آنها بهترین مشروب را میساختند آوردند و در اوج لذت و بزن و بکوب و بخوان و شادی یک لیوانش را به ناصر قاجار دادند. مستی این شراب زیاد بود. او خورد و در حالت مستی حکم قتل بهترین نخستوزیر آن دوران ایران را حتی بهتر از نظامالملک و قائممقام فراهانی به او دادند و گفتند امضا کن. او هم مست بود ندید و امضا کرد. آنهایی که مامور کشتن امیر بودند باسرعت زیاد با اسبهایراهوار هشتنه فرسخ از تهران دور شده بودند. وقتی از مستی درآمد پرسید آنچه من امضا کردم چه بود؟ وقتی فهمید حکم قتل امیرکبیر بوده است گفت بفرستید مامورها را برگردانند؛ ولی حاجبالدوله این حکم را به فین کاشان برده بود و رگ امیرکبیر را در حمام زده بودند اگر دلتان میخواهد از من طلبه هم نه از اهل سیاست و تاریخ سؤال کنید و ببینید که از دویست سال پیش تا الان در این مملکت ضرر کشتهشدن امیر جبران نشده است این هم یکی از ضررهای مشروب. چرا میگوید حرام است؟ اسلام به نفع مردم زن و مرد میگوید. خدا بخیل نیست که چیزی را حرام کرده باشد. آن پدر و مادری که شیشه الکل را از دست بچه میگیرند بخیل هستند یا عاشق؟ اگر بخیل باشند که میایستند تا بچهشان شیشه الکل را بخورد و یک ساعت بعد هم پرپر بزند و بمیرد اما پدر و مادر هرچه کافر مشرک میخواهند باشند بخیل نیستند؛ عاشق بچهشان هستند و نمیخواهند به بدنش سر سوزنی ضرر بخورد. تبعات قتل امیرکبیر بر ایران در آرشیو وزارت خارجه انگلستان آمده است و من این را در کتابهای ایران متن آرشیو را چاپ کردهاند دیدهام که انگلیسیها میگویند اگر آن روز امیرکبیر را نکشته بودیم اول به اشاره انگلیسها و بعد روسها بوده و عامل آن هم مادر ناصر قاجار و میرزا آقاخان نوری الان ایران صد سال از ژاپن جلوتر بود این ضرر است. از کجا به ما ضرر خورد؟ از یک آدم مشروبخور بیدین. آدمی که مشروب میخورد دین ندارد؛ دین ترمز است. مقاومت در عشق به ابیعبدالله … به خدا بگویم؛ چون سرووضعم اینگونه است و نمیتوانم دعا بکنم. شما دعا میکنی تا مشکل من حل بشود؟ گفتم حتما. امام صادق ع میگویند برای گنهکاران دعا کنید. وجوب چهار چیز بر امت پیامبر اکرم ص یک روایت هم از پیغمبر اکرم ص برایتان بخوانم خیلی جالب است؛ جزو انتخابکردنیهاست. من خیلی این روایت را دوست دارم. فکر کنم سی سال پیش در یکی از دفترچههای منبرم نوشتهام. این دو روز هم سهچهار بار روایت را نگاه کردهام. روایت عجیبی است؛ یعنی در این زمینهها روایات ما در عشق و محبت ریشه دارد. اصلا واجب و حرامی در اسلام نیست که در عشق و محبت ریشه نداشته باشد. اگر پیدا کردید فرداشب برای من بنویسید. پیغمبر اکرم ص میفرمایند بر امت من چهار چیز لازم و ضروری است. در روایت یلزم دارد. لازم یعنی چه؟ عجب چیزی است نمیدانم به آن عمل میشود یا نه؟ مثلا فرض کنید در زندان یک نفر اینگونه بشود به او محبت میشود یا اینکه به او میگویند تقلبکننده دروغگو میخواهی سر ما را کلاه بگذاری کسی از گناهانش پشیمان شده و واقعا توبه کرده است. در جهان خیلی توبهکننده هست و خیلی هم بوده است. مگر بتپرستان مکه توبه نکردند؟ مگر پیغمبر ص توبه آنها را قبول نکردند؟ 1. لازم و حق است کلمه حق هم در روایت است که امت من به توبهکنندگان محبت کنند. گنهکاری توبه کرده و در جلسه و مسجد آمده و میگوید مردم من بدکار عرقخور زناکار و بینماز بودم. حالا فهمیدم زندگیام اشتباه بوده توبه کردم و به شما پناه آوردهام هیچچیزی پول هم نمیخواهد. حضرت میگویند به این توبهکننده محبت کنید. 2. بر امت من لازم است به هر ناتوانی پیرمرد پیرزن بیپول رحم و محبت کنند. 3. اگر نیکوکاری را دیدند در جایی که نیاز است مدرسه برای بچههای مملکت درمانگاه بیمارستان محل علمی دانشگاه و مسجد میسازد این را دقت کنید نیاز است نه اینکه در یک محله ده تا مسجد ساخته بشود و خالی بماند لازم است به او کمک کنند. شما هم بگو من برای این بیمارستان یک دستگاه یونیت دندان ده تخت بیمارستانی میدهم یا ده کلاس از این دبیرستانی را که میسازی مجهز میکنم یا یک قسمت از این مسجد را که نمیتوانی تمام کنی تمام میکنم. اینها چیزهای انتخابکردنی است. یک بخش از دین انتخابکردن و یک بخش هم حذفکردن است. 4. چهارمی هم خیلی عجیب است پیغمبر ص میفرمایند عدهای گناه کردهاند و یادشان نمیآید که از خدا طلب آمرزش کنند. کارشان و سرگرمیشان زیاد است حضرت میفرمایند یستغفرون للمذنب 6 به جای او شما برای گنهکار طلب مغفرت کنید. حق گنهکار بر عموم مردمروایتی دیدهام آن را هم بخوانم. قیامت یک نفر کم دارد و گیر است. میتوانسته بهشتی بشود اما نشده ملائکه میگویند پروندهات کامل نیست کم داری و باید به دوزخ بروی. خودش باادب راه میافتد بهطرف دوزخ برود میلیونها نفر در محشر فریاد میزنند او را نبرید گفته میشود چرا نبریم؟ میگویند برای اینکه این بر ما حق دارد. گفته میشود چه حقی بر شما دارد؟ میگویند همیشه عادت و دعایش این بود اللهم اغفر للمؤمنین و المؤمنات و المسلمین و المسلمات . 7 او دعا میکرد و خدا ما را میبخشید. این بر ما حق دارد. پروردگار میفرماید راهش را باز بگذارید تا بهطرف بهشت برود. خدا دینش حرامهایش واجبات و حلالهایش عشق محض است. شما هم برای او عشق محض هستید. صنعتکار صنعتش را دوست دارد. انت اکرم من ان تضیع من ربیته 8 تو بزرگوارتر از این هستی تا بندهای را که تربیت کردهای ضایع تکهپاره و تباه کنی. مگر عبد و بندهای بگوید من کاری به کار خدا ندارم و با انواع گناهان خودش را تکهپاره کند؛ وگرنه خدا احدی را تباه و ضایع نمیکند. عظمت حضرت عباس ع وجود مبارک قمربنیهاشم با منابع عظیمی در ارتباط بود. روز عاشورا در کربلا 33ساله بود. پانزده سال را که از نظر قرآن مکلف نبوده کنار بگذارید. ایشان در دنیا هجده سال مکلف بود. ببینید این انسان هجدهساله چه کار کرده که قمربنیهاشم و بابالحوایج شده است. در این 33 سال چه کار کرده که ابیعبدالله
عقل انسان، نیازمند علم کامل و الهی
به ما بگویی توقع بیجا داری. چه توقع بیجایی دارم؟ میگویم وقتی در حال نماز هستم ملکالموت را بفرست. این را که توقع بیجا نمیگویند خدایا مرگ ما را در دعای کمیل قرار بده. خدایا مرگ ما را در دعای عرفه قرار بده. دیگر خودت هر کدامش را برای ما انتخاب کنی عشق است. خدایا مرگ همه ما مرد و زن پیر و جوان را در حال گریه بر ابیعبدالله … عشق به خدا یک علامت مؤمنین واقعی عقل غذا میخواهد و غذایش علم است. قلب غذا میخواهد و غذایش ایمان است؛ ایمان به قیامت خدا قرآن و انبیا بهعلاوه محبت مثبت. در قرآن است و الذین آمنوا اشد حبا لله 8 یک علامت مؤمنین واقعی این است که عاشق خدا هستند و با خدا کیف میکنند. آنها با این عشق زندگی میکنند. من نمیدانم اگر بعضی از نکات را در این روزگار بگویم واقعا کسی باور میکند یا نه شما که به این نوع منبرها عادت دارید باور میکنید؛ اما وقتی پخش میشود بعضیها که بشنوند باور میکنند یا نه آیا باور میکنند که آیت حق ولیالله عارف عامل کامل و اخلاقی معلم و پرورشدهنده عالمان بینظیر شیعه در این 150 سال اخیر مرحوم حاج سید علی قاضی طباطبایی گاهی مثل مادر داغدیده گریه میکرد من خودم در احوالاتش خواندهام. کسی هم که احوالاتش را جمع کرده یک کتاب بهنام کهکشان نیستی در احوالات این مرد نوشته که حدود هشتصد صفحه است. حتما بخرید و بخوانید. این کتاب آدم را دیوانه میکند مؤلفش در نجف پیش من آمد. شاگردان عجیبی هم داشت که بعضی از آنها در تهران بودند؛ مثل آیتاللهالعظمی حاج محمدتقی عاملی و آقا شیخ علیاکبر برهان. هر کدام از اینها یک آیت و از آدمهای حق بودند. من اینها شاگردان مرحوم قاضی را دیده بودم. نفسشان را دیده بودم از آنها درس گرفته و پای درسشان نشسته بودم. نشان میدادند که معلم چه بوده استمرحوم قاضی وقتی مثل آدم داغدیده گریه میکرد خانواده دوستان و شاگردانش به ایشان میگفتند آقا چرا گریه میکنی؛ آنهم مثل مادر و پدر داغدیده؟ چه شده و چه پیش آمده است؟ ایشان میگفت گریهام از این است که در بهشت نماز نیست. چهکار کنم من میخواهم دائم رکوع و سجده کنم و بنالم؛ اما آنجا نیست. از حالا گریهام برای این است که آنجا دیگر این توفیق را ندارم. این دیگر چیزی غیر از عشق نیست. عاشق محبوب و عبادت برای محبوب است. خدایا سه شب گذشت کاری برایم بکن. برادران و خواهران بیایید به خودمان بباورانیم که دستمان خالی است. دعای پایانی الهی قلبی محجوب و نفسی معیوب و عقلی مغلوب و هوائی غالب و طاعتی قلیل و معصیتی کثیر و لسانی مقر بالذنوب فکیف حیلتی 9 چاره درد من چیست؟ چهکار کنم؟ با این دست خالی به کجا بروم و به چه کسی روی بیندازم؟ همه دلخوشی من برای همه عمر گناهم همین است یا ستار العیوب و یا علام الغیوب و یا کاشف الکروب اغفر ذنوبی خدایا هرچه را به تو ارائه بدهم حق توست که بگویی قبول ندارم؛ اما آیا اگر عشق به ابیعبدالله … عشق به اهلبیت علیهمالسلام یک کارگر برای امیرالمؤمنین ع در کوفه روی زمین کار زراعت میکرد. کارگر بود و فقیر. ایرانی هم بود. تازه آمده بود. حضرت فرمودند خانهات کجاست؟ گفت من با زنم و یک پسربچه چهارپنجساله همین یک گوشه میخوابیم. حالا هوا خوب است و کنار زمین زیر یک درخت میخوابیم. این کارگر خوب بود انبیا و ائمه عاشق خوبان بودند و کاری به فقرشان نداشتند. حضرت فرمودند خانه من یک اتاق خالی دارد. زن و بچهات را به خانه من بیاور.این کارگر و خانوادهاش به خانه امیرالمؤمنین ع آمدند. این بچه چهارپنجساله که هر روز رفتار کردار اخلاق و قیافه آسمانی امیرالمؤمنین ع را میدید اصلا دلباخته و عاشق علی ع شد. روزها بهدنبال حضرت در زمین وقت زراعت و درو میدوید. بعد هم که حضرت زیاد در کوفه نماندند دوسه سال بیشتر نبودند و شهید شدند امام مجتبی ع آن خانه را که امیرالمؤمنین ع در آن مستاجر بودند پس دادند و بساط زندگیشان را به مدینه بردند. این کارگر با زن و بچهاش هم در کوفه ماندند و عملگی میکردند. پدر هم بعد از مدتی مرد و این پسر دیگر بیستساله شده و به ثمر رسیده بود. اگر توفیق پیدا کردید که انشاالله پیدا میکنید و به کربلا رفتید قبل از اینکه وارد حرم بشوید ضریحی را میبینید که برای 72 تن است. یک پنجره است که بالای سرش اسم 72 نفر نوشته شده یکی از آنها هم پسر همین کارگر است. سعدی چقدر خوب گفته است اگر آدمی به چشم است و دهان و گوش و بینیچه میان نقش دیوار و میان آدمیتخور و خواب و خشم و شهوت شغب است و جهل و ظلمتحیوان خبر ندارد ز جهان آدمیتبه حقیقت آدمی باش وگر نه مرغ باشدکه همین سخن بگوید به زبان آدمیترسد آدمی به جایی که بهجز خدا نبیندبنگر که تا چه حد است مکان 6 آدمیتنه بیان فضل کردم که نصیحت تو گفتمهم از آدمی شنیده است بیان آدمیتآدم عمله باشد و مستاجر یک اتاق کاهگلی هم باشد. آنوقت بچهاش از اولیای خدا در کربلا بشود. بچه این کارگر عاشق ابیعبدالله
مغفرت و بهشت پروردگار در انتظار مؤمنین
ابیعبدالله ع در قلوب مؤمنیناین پاسخ خدا به محبت شماست. حالا ما که نصرانی نبودیم خدایا ما در رحم مادرمان که بودیم امام صادق ع میفرمایند من اراد الله به الخیر قذف فی قلبه حب الحسین علیه السلام و حب زیارته 10 خدا اگر برای کسی خوبی بخواهد محبت حسین را در دلش میاندازند. این معلوم میشود که خدا خیلی خوبی برای این آدم خواسته است. همچنین عایشه نقل میکند که پیامبر ص فرمودهاند ان للحسین محبه مکنونه فی قلوب المؤمنین 11 در دل مردم مؤمن برای حسین من یک محبت و عشق … به او گفتم آقای دکتر خدا این گریه را در قرآن فرموده در روایات شیعه آمده و دعاهای اهلبیت علیهمالسلام هم آمده است. ما دعای کمیل داریم که مردم در کنارش کلی گریه میکنند. همچنین دعای عرفه و ابوحمزه ثمالی داریم. مردم بیشترین گریه را هم کنار ابیعبدالله ع دارند. این دوست دکترم گفت در این روزگار اینها خیلی از مرضها را باید بگیرند اما نمیگیرند. این برای گریه است. گریه بر هر درد بیدرمان دواستچشم گریان چشمه فیض خداستتا نگرید ابر کی خندد چمنتا نگرید طفل کی نوشد لبنتا نگرید طفلک حلوافروشبحر رحمت درنمیآید به جوش 9 کودکی پدرش مرده بود و پول خیلی کمی برای آنها مانده بود. مادرش آرد خرید و دیگ حلوایی درست کرد. بعد به بچهاش گفت از پدرت که چیزی نمانده است. این سینی حلوا را بردار و به سر چهارراه ببر خردهخرده بفروش تا با پولش زندگی کنیم و با سودش هم دوباره حلوا درست کنیم. بچه سر چهارراه آمد و نشست. چند ساعت گذشت اما هیچکس نیامد که حلوا بخرد. بچه بود و دهدوازده سال بیشتر نداشت نشست و زارزار گریه کرد. آدمی آمد که رد شود گفت چرا گریه میکنی؟ بچه گفت مادرم این حلوا را به من داده که برای اداره زندگیمان بفروشم. مرد گفت گریه نکن و کل این حلوا چند میشود؟ دیگ حلوایت را در ظرف من خالی کن و به خانه برو.تا نگرید طفلک حلوافروشبحر رحمت درنمیآید به جوشحالا خدا هم میگوید من برای این چند نصرانی چهکار کردم و محبتشان را چه جوابی دادم؟ با این اقرار و اعتراف ایمان و اشک چشم و با این تواضع و فروتنی به آنها پاداش دادم. چه پاداشی؟ میفرماید جنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها . آیه عجیب است نمیفرماید یک دانه بهشت بلکه میفرماید به این چند تا نصرانی جنات بهشتها را دادم. اگر میخواست که میگفت جنه ولی خدا گفته جنات ؛ یعنی هرچه بهشت دارم در آن را به روی این چند تا نصرانی باز کردهام. روز قیامت بهسوی هر بهشتی که میخواهید بروید. عشق … عشق را در ما ریخته است. بعد هم از مادر بهدنیا آمدیم و یواشیواش اسم و رسمش را شنیدیم و جلساتش را دیدیم حالا دیوانهاش شدیم. برادران و خواهرانم وقتی به چهار تا نصرانی بهشتها میدهد روز قیامت به شما چه میخواهد عطا کند حساب این را تا حالا کردهاید؟ با این چند آیه حسابش را بکنید که خدا میخواهد به شما چه بدهد من هم تجربه 55ساله بودنم در مردم و هم در منبر هم اینکه خیلی سختم است بگویم اما برای خاطر ابیعبدالله
دریافت اسلام الهی از دو منبع قدرتمند
به علی ع دست میدهد. اگر گریه جز دین نبود علی ع چرا اینقدر گریه میکردند؟ پروردگار نخستین روضهخوان ابیعبدالله ع دین نازلشده خدا دو تا گریه دارد یک گریه دین خدا من خشیه الله است؛ یک گریه دین خدا هم که هموزن همین گریه است هنوز وقت نکردهام به وعدهای که دادم عمل بکنم و ثابت کنم گریه بر ابیعبدالله ع است. اولین کسی که برای ابیعبدالله ع گریه کرده چه کسی بوده؟ جبرئیل ع اولین گریهکن بوده. چه کسی از کربلا به او خبر داده و چه کسی اولین روضهخوان بوده که جبرئیل روضهاش را شنید و گریه کرد؟ خدا اولین روضهخوان بوده. دومین گریهکن برای ابیعبدالله ع چه کسی بوده؟ آدم ع . برای آدم چه کسی روضه خوانده؟ جبرئیل روضه خوانده است. مدرکش هم مهمترین کتابهای شیعه است. جبرئیل ع چه روضهای خوانده است یک بار هم خود خدا مستقیم و بدون فرشته برای موسی ع روضه خوانده؛ روضهای که برای موسی ع خوانده یک صفحه آ چهار است. خدا برای کلیمالله روضه مفصل خوانده و ما هم این خواندن روضه مفصل را از خدا یاد گرفتهایم. مادران و پدران بچهها و جوانها برادران و خواهران یادتان نرود که گریه برای خدا و ابیعبدالله ع جز دین است. پدران و مادران در خانهها این گریه را به بچههایتان انتقال بدهید. حکایتی شنیدنی از اثر عشق … به ابیعبدالله ع در قلوب مؤمنینمادران و پدران بچهها و جوانها برادران و خواهران یادتان نرود که گریه برای خدا و ابیعبدالله ع جز دین است. پدران و مادران در خانهها این گریه را به بچههایتان انتقال بدهید. البته این کار را دارید میکنید؛ چون من هر روز میبینم این بچههای سهچهارساله جوری در جلسه گریه میکنند که ما هم به گریه آنها گریه میکنیم. آنها هنوز نمیدانند که چه خبر شده و فقط گریه میکنند. چرا بچههایی که نمیدانند چه خبر شده گریه میکنند؟ چون پیغمبر ص فرمودهاند ان للحسین محبه مکنونه فی قلوب المؤمنین 21 خدا هر مؤمنی را که خلق میکند چاشنی عشق … به من گفت از این سیاهپوشی تعجب نکن. من از وقتی این خانه را خریدهام اینجا را سیاهپوش کردهام. جمع هم نمیکنم تا بمیرم. این اتاق برای ابیعبدالله ع است. بعد به من گفت خیال کردی که خودت به اینجا. آمدهای؟ گفتم نمیدانم به اینهایی که مرا دعوت کردند گفتم من را به چنین جایی ببرید. گفت این کار خودت نیست یکیدو ماه پیش در مشهد دعای عرفه میخواندی. من هم تو را ندیده بودم پشت سرت نشسته بودم و خیلی گریه کردم. اشک هنوز روی صورتم بود به حرم حضرت رضا ع دویدم و ضریح را گرفتم و گفتم اگر یک زمانی این آقا به تبریز وعده داد او را به خانه من بفرست.بعد به من گفت که چرا اینقدر حسینی شده است؟ گفت پدرم از وقتی چهار سال داشتم بعد از نماز شبش کنار رختخواب من میآمد و مرا نوازش میکرد به سر و صورتم دست میکشید و خیلی با محبت بیدارم میکرد. مرا بلند میکرد و روی تشک مینشستم. یکخرده که چشمم باز میشد مثل اینکه نوکر و خادم من بود میگفت عزیزم بزرگم یک سر با من تا لب حوض میآیی؟ میگفتم بله بابا. پدرم میگفت نمیخواهم نماز بخوانی چون سهچهار سالم بود . با من میآمد و میگفت وضو بگیر. وقتی وضو میگرفتم و به اتاق میآمدیم میگفت روبهروی من بنشین. من تو را نگاه میکنم و تو هم مرا نگاه کن؛ فقط پنج دقیقه دونفری برای ابیعبدالله ع گریه کنیم و بعد بخواب. چاشنی عشق
اهلبیت(علیهمالسلام)، مصداق آیات قرآن
به تمام ارزشها بر جهانیان پیشتاز شدم. یرید الجاحدون لیطفئوه و یابی الله الا ان یتمه ستمگران جمع شدند که نور مرا خاموش بکنند خدا کنار نور من قرار داشت و اینها فکر نکردند که میتوان خورشید را با فوت دهان خاموش کرد. و لاح بحکمتی نور الهدی فی لیال فی الضلاله مدلهمه من کسی هستم که تمام تاریکیها را با نور حکمتم فرار میدهم. رفتار عجیب ابیعبدالله ع با پدر و مادراکنون به آیه شریفه عنایت کنید ووصینا الانسان بوالدیه احسانا ما به انسان یعنی به یک نفر که همه است سفارش کردیم که به والدین خود احسان کند. اللهاکبر خدا به حسین ع میگوید؛ چون نه روایت میگوید که آیه درباره ابیعبدالله ع است. من خدا به حسین سفارش کردم که هر گونه نیکی را به پدر و مادرت انجام بده؛ یعنی به ابیعبدالله ع گفتم حسین من مادرت زهراست. حسین من پدرت امیرالمؤمنین ع است. بهراستی برای فاطمه زهرا س و امیرالمؤمنین ع چه کرد چند سال کنار مادر بود؟ مردم مدینه نمیدانم شما میخواهید جواب خدا را در قیامت چه بدهید؟ این چهار بچه را که بزرگترینشان هشت سال داشت بین در و دیوار یتیم کردید حقیقتا شما چه کردید مردم مدینه زهرا س چه جرم و تقصیری داشت و چهکار کرده بود؟ شما چه جوابی دارید که در محکمه تاریخ بدهید؟ قاضی این محکمه خداست و شاهد این محکمه پیغمبر ص و امیرالمؤمنین ع هستند. شما چه جوابی دارید که بدهید؟ شما چهارتا بچه هشتساله تا پنجساله را در شهر مدینه یتیم کردید. این هفت سالی که ابیعبدالله ع کنار مادر و 37 سالی که کنار پدر بود اگر کسی واقعا نمیشناخت که حسین ع پسر زهرا س و علی ع است و رفتار ابیعبدالله ع را با پدر و مادر میدید فکر میکرد ایشان غلام این خانم یا آقاست. این رفتار رفتار عجیبی بود که ابیعبدالله ع با تمام وجودشان به این مسئله عمل کردند. غصۀ حضرت زهرا س در بارداری و وضع حمل ابیعبدالله ع حملته امه کرها 8 خیلی عجیب است شما میدانید و در خانوادههای همه ما هست. وقتی عروس حامله میشود هم خودش خیلی خوشحال است و هم افراد خانواده خیلی خوشحال هستند. همچنین این دختری که حامله شده منتظر است چه موقع بچه بهدنیا بیاید چه اتاقی برای بچه درست میکنند چه سیسمونیای تهیه میکنند چه رنگ و نقاشیای میکنند و چه لباسهایی میدوزند اما آیه میگوید زهرا س با رنج و غصه به ابیعبدالله ع حامله شد. از وقتی به ابیعبدالله ع حامله شد کرارا به پدرش پیغمبر ص میگفت نمیدانم چرا اینقدر ناراحت هستم انگار من تحمل این بچه را در باطنم ندارم و رنج میکشم غصهام میشود و ناراحت هستم. انگار این بچه در رحم من مرتب غصه و حزن و اندوه به من تزریق میکند. پیغمبر ص ایشان به صبر امر میکردند و چیزی نمیفرمودند تا بهدنیا بیاید بعد حادثه کربلا را برای زهرا س بگویند؛ اما تا وقتی مادر حامله بود حرفی نزدند. ووضعته کرها کل خانواده در لحظه بهدنیاآمدن بچه باید شاد باشند؛ اما روز بهدنیاآمدن این بچه وقتی بچه را بهدنیا میآورد جهانی از اندوه و غم به فاطمه س هجوم کرد. بچه بهدنیا آمد و همان لحظه به بچه لباس پوشاندند. پیغمبر ص کنار بستر زهرا س آمدند. ابتدا چیزی نگفتند بچه را بلند کردند و در بغل گرفتند. مادر است دیگر یکمرتبه دید که به پهنای صورت پیغمبر ص اشک ریخت. پیش خودش گفت در دنیا سابقه ندارد که بچهای بهدنیا بیاید و پدربزرگ مثل آدم داغدیده گریه کند بعد گفت بابا چه شده است؟ حضرت فرمودند دخترم جبرئیل الآن برای تبریکگفتن آمد و گفت خدا میگوید که این مولود مبارک باشد؛ ولی کنار تبریک به من تسلیت هم گفت من به جبرئیل گفتم تسلیت برای چه گفت یا رسولالله این بچه و بچههایش را را بین دو نهر آب میکشند. زهرا س گفت یا رسولالله این بچه به چه درد ما میخورد؟ این بچه را چهکار کنم؟ حضرت فرمودند دخترم جبرئیل به من خبر داد که نه امام از نسل این بچه است و امام آخرشان عدل جهانی است که تمام زمین را اصلاح و آباد میکند. آنگاه زهرا س گفت بابا راضی شدم و دلم خوش شد؛ اما یک مطلبی بپرسم کجا او را میکشند؟ فرمودند در عراق میکشند. گفت کجای عراق؟ حضرت فرمودند جبرئیل به من گفت که در منطقهای به اسم کربلا. گفت وقتی بچهام را میکشند شما هستی؟ حضرت فرمودند هیچکدام نیستیم؛ نه من نه پدرش نه تو و نه برادرش. گفت یعنی حسین مرا میکشند و گریهکن ندارد؟ اگر ما باشیم که گریه میکنیم و داغدار میشویم حضرت فرمودند غصه گریه بر بچهات را هم نخور؛ قرن به قرن مرد و زن میآیند که این زنان و مردان مانند داغدیدگان برای حسین تو گریه میکنند. پیغمبر ص آن روز کنار بستر زهرا س همه شما را به فاطمه س نشان دادند و گفتند گریهکن میآید آنهم چه گریهکنهایی عشق
شهادت معصومین به نماز جامع ابیعبدالله(ع)
ابیعبدالله ع میخواندند نمازی به تناسب معرفت علم توحید و شناختشان از پروردگار بوده است. در حقیقت نمازی جامع و کامل بوده است؛ آنجایی که پیغمبر فرمودهاند الصلاه قربان کل تقی نماز مقربکننده هر انسان پاک و باتقوایی است. -دافعۀ نماز ابیعبدالله ع نسبت به بدیهاحالا شما ببینید حضرت ابیعبداللهالحسین ع این مسیر قرب را با نمازی طی کردهاند که کیفیتش مخصوص به خودشان بوده است. نمازی بوده که قرآن مجید میفرماید تنهی عن الفحشا و المنکر سوره عنکبوت آیه 45 و قلعه و حصار است. در واقع نماز حضرت سیدالشهدا ع دافعه عجیبی نسبت به بدیها داشته و چون نمازشان به قول قرآن مجید الذین هم علی صلاتهم دائمون سوره معارج آیه 23 یک نماز دائم بوده و یاد خدا در حضرت همیشگی بوده است. آن یاد نماز باطن نماز قلب نماز روح و نماز نفس ایشان بوده است. اقمت الصلاه یعنی یابن رسولالله تو ساختمان نماز کامل را برپا داشتهای. نمازگزاران واقعی در قلعه و حصاری امن-انبیای الهی عاشق نمازشما برای اینکه آثار نماز را بدانید بهتر است که به سوره مبارکه معارج مراجعه کنید؛ در اواسط سوره از آیه الا المصلین سوره معارج آیه 22 به بعد که پروردگار عالم نمازگزاران واقعی را در قلعه و حصار نماز محفوظ میداند و آثاری از این نماز جامع پدید میآید. ضرورتا خداوند آن آثار را در سوره معارج بیان کرده است؛ حتما ببینید و بخوانید در آن آثار هم دقت کنید. رسول خدا ص و انبیای الهی عاشق نماز بودند. ما آیاتی در قرآن راجعبه نماز انبیا داریم. -کل موجودات هستی در حال تسبیح پروردگارحتی شما به سوره مبارکه نور مراجعه کنید که پروردگار عالم میفرماید ان الله یسبح له من فی السماوات والارض والطیر صافات سوره نور آیه 41 کل موجودات هستی هم نماز و هم تسبیح دارند. این آیه خیلی آیه عجیبی است تسبیح در نماز ما هم هست سبحان ربی العظیم وبحمده سبحان ربی الاعلی وبحمده سبحان الله والحمد لله ولا اله الا الله والله اکبر . نمازی که ما میخوانیم هم نماز میخوانیم و هم خدا را تسبیح میگوییم. تسبیح یعنی اقرار قلبی و عقلی میکنم که پروردگار عالم بدون عیب و نقص است. -معرفت موجودات به تسبیح پروردگاراین متن آیه قرآن است که میفرماید همه موجودات هم نماز و هم تسبیح دارند سپس پروردگار در ادامه میفرماید کل قد علم صلاته و تسبیحه سوره نور آیه 41 علاوهبر اینکه همه موجودات نماز و تسبیح دارند به نماز و تسبیح خودشان هم معرفت دارند؛ یعنی موجودات میفهمند که در پیشگاه پروردگار نماز میخوانند و خدا را تسبیح میگویند. این ممکن است که ما حقیقت این آیه را درک نکرده و نماز و تسبیح موجودات را حس نکنیم؛ ولی پروردگار مهربان این خبر را در قرآن داده و انکار قرآن مساوی با کفر است. عشق
English