روضه حضرت علیاصغر ع یک سؤال از شما بکنم جوابش را همه شما میدانید و قبلا مادرهای ما هم بدون اینکه دکتری به آنها بگوید انجام میدادند.
23 مطلب یافت شد
تکلیف، رحمت خدا
روضه حضرت علیاصغر ع کار شما نسبت به معشوقتان چقدر زیبا بود میدانستید تکلیف این است که ششماههتان را بغل بگیرید و کاری به هیچچیز نداشتید؛ چون اگر
پیشگویی پیامبر(ص) درباره حوادث بعد از خود
روضه حضرت علیاصغر ع آنجا که نشسته بودم نیت کردم یک روضه دلسوز بخوانم ثواب این روضه گریههای شما هدیه این شهید بزرگوار.
تجسم اعمال در آخرت
روضه حضرت علیاصغر ع اما کسی که طرف دادوستدش خدا نباشد حتما غول بیابان شیطان عرقخور قمارباز و اسرائیل خریدارش میشوند و مانند آنها میشود.
اهلبیت(علیهمالسلام)، مفسران حقیقی قرآن
ما عذب فاذکرونی امروز خیلی گریه کردید؛ میخواهید جلسه را ختم بکنم و به برادران دیگر بدهم یا دوسه کلمه ادامه بدهم؟ حضرت سکینه س خواهر علیاصغر ع میگوید در گودال دارم روضه
معرفی کتاب؛ «مروری بر مقتل سیدالشهدا(ع)» در کلام استاد انصاریان
روضه و گریه بر امام حسین ع سفر مسلم بن عقیل به شهر کوفه و شهادت ایشان ورود حضرت اباعبدالله الحسین ع و یاران و اهلبیت ع به سرزمین کربلا در شب عاشورا چه گذشت؟ شهادت مسلم بن عوسجه شهادت حبیب بن مظاهر پیوستن زهیر بن قین به کاروان حسینی در مسیر کربلا و چگونگی شهادت ایشان پیوستن حر به کاروان حسینی توبه و شهادت ایشان اجازه گرفتن حضرت قاسم ع برای رفتن به میدان و نحوه شهادت ایشان به میدان رفتن آینه تمام نمای پیامبر ص حضرت علیاکبر ع و شهادت ایشان از عناوین خواندنی این کتاب است.مخاطبین همچنین میتوانند مطالب دیگری از جمله؛ شهادت کودک شیرخوار سیدالشهدا ع حضرت علیاصغر
قلب در اجاره شیطان یا تملک خدا
حضرت آدم دینش نماز داشته تا اسلام هیچ پیغمبری آئین بینماز نداشته هیچ پیغمبری. ارزش و عظمت نماز را با محبت به بچههایتان بگویید نماز را انتقال دهید اگر انتقال ندهید بعد از شما در نسلتان میبرد قطع میشود. برای نماز بچه را نزنید برای نماز بچه را تلخ بیدار نکنید برای نماز عصبانی نشوید. بیشتر بیدینیها از بددینیهاست. این جمله یادتان بماند بیشتر بیدینها از بددینی دینداران است بددینی دینداران افراد خانواده را از دین فراری میدهد. من به یک جوانی گفتم چرا نماز نمیخوانی؟ گفت دیگر از دستم برنمیآید. گفتم چرا؟ گفت پنج شش سال وقتی میآمد من را بیدار میکرد بلند نمیشدم چنان لگد به پهلویم میزد دو سه متر میافتادم آن طرفتر دو سه تا فحش هم به من میداد نماز برای من خیلی خاطرات تلخی گذاشته. بیدینی برای بددینی است این خیلی بحث دارد. کار دیگر مردان و زنان با ایمان و یؤتون الزکاه است. مردان و زنان با ایمان دست به جیب هستند. خیلی خانمها زمین کشاورزی به آنان ارث رسیده گندم و جو دارند و به آنها زکات تعلق میگیرد خیلی خانمها خیلی طلا به ایشان داده میشود بخشی از آن زکات دارد خیلیها نخلستان دارند زکات دارد خیلیها گاو و گوسفند و شتر دارند. استان قم و سمنان محل پرورش شتر است زکات دارد مردان و زنان مؤمن اهل زکات هستند. این چهار تا ویژگی غیر از قلبشان یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و یقیمون الصلاه و یؤتون الزکاه اینها طرح هزینه کردن عمر است. و یطیعون الله و رسوله مردان و زنان مؤمن سرباز پروردگارند که دستور چه میدهد آنان درجا بگویند روی چشممان و بروند سراغ عمل کردن. ان الله عزیز حکیم این دستورات را خدایی که بر تربیت شما تواناست به شما داده. خدایی که عالم واقعی است و مصلحت شما را در دنیا و آخرت میداند این دستورات را او داده است. حال که عمل کردید آیه دوم را بشنوید وعد الله المؤمنین و المؤمنات من ضمانت قطعی به مردان و زنان مؤمن دادم نه اینکه بعدا میخواهم ضمانت بدهم وعد فعل ماضی است من تعهد قطعی به مردان و زنان مؤمن دادم که در حقشان چه کار کنم؟ چه را تعهد دادم؟ جنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها و مساکن طیبه فی جنات عدن و رضوان من الله اکبر ذلک هو الفوز العظیم توبه 72 من هشت بهشت را وعده دادم قصرهایی که آرامشبخش است مساکن وعده دادم از همه بهشتها و قصرها بالاتر رضوان من الله اکبر است و آنهایی که به این پاداشها میرسند به فوز عظیم رسیدند. روضه علیاکبردرست است شب پایانی مجلس است و معمولا ما تهرانیها شب پایان مصیبت صدیقه کبری را میخوانیم اما دیشب من مصیبت وجود مبارک علیاصغر
نگاهی به منشورات عاشورایی نشر دارالعرفان
حضرت اباعبدالله الحسین ع میپردازد. منزلت امام حسین ع و یاران و خاندان گرامی ایشان آیین اشک و عزا دو بخش اصلی کتاب را تشکیل میدهند بطوریکه در بخش نخست عناوینی همچون؛ منزلت امام حسین ع الگوهای رفتاری و اخلاقی سیدالشهدا ع حقایقی توحیدی از امام حسین ع منزلت یاران و خاندان سیدالشهدا ع و قمربنی هاشم ع عبد صالح خدا را مورد مطالعه قرار خواهیم داد.این گزارش با اشاره به عناوین بخش دوم کتاب میافزاید اشک تمام موجودات در عزای سیدالشهدا ع ارزشمندترین اشکها اهمیت عزاداری بر سیدالشهدا ع و حرارت شور حسینی در جان شیعیان از جمله مطالب خواندنی بخش دوم کتاب میباشد. 3 مروری بر مقتل سیدالشهدا ع این اثر ارزشمند با عنوان حسین جان در واقع تلخیصی از سخنرانیهای استاد انصاریان است که در راستای اهداف الهی و خدمات به اهلبیت ع افزون بر استفاده از سخنرانیهای پر بار و عالمانه استاد انصاریان به رشته تحریر درآمده است.کتاب مروری بر مقتل سیدالشهدا ع در کلام استاد حسین انصاریان که در 158 صفحه به رشته تحریر درآمده است در قالب 21 جلسه سخنرانی پیرامون امام حسین ع کربلا عاشورا قیام شقیترین دشمنان دین مطالب ارزشمندی را ارائه کرده است.شان و شخصیت امام حسین و اهلبیت ع و اهمیت روضه و گریه بر امام حسین ع ؛ سفر حضرت مسلم بن عقیل به شهر کوفه و شهادت ایشان؛ ورود حضرت اباعبدالله الحسین ع و یاران و اهلبیت ع به سرزمین کربلا؛ در شب عاشورا چه گذشت؟؛ شهادت حضرت مسلم بن عوسجه؛ شهادت حضرت حبیب بن مظاهر؛ پیوستن زهیر بن قین به کاروان حسینی در مسیر کربلا و چگونگی شهادت ایشان؛ پیوستن حضرت حر به کاروان حسینی توبه و شهادت ایشان؛ اجازه گرفتن حضرت قاسم ع برای رفتن به میدان و نحوه شهادت ایشان؛ به میدان رفتن آینه تمامنمای پیامبر ص حضرت علی اکبر ع و شهادت ایشان از عناوین خواندنی این کتاب است.مخاطبین همچنین میتوانند مطالب دیگری از جمله شهادت کودک شیرخوار سیدالشهدا ع حضرت علیاصغر
نگاهی به منشورات عاشورایی نشر دارالعرفان
حضرت اباعبدالله الحسین ع میپردازد. منزلت امام حسین ع و یاران و خاندان گرامی ایشان آیین اشک و عزا دو بخش اصلی کتاب را تشکیل میدهند بطوریکه در بخش نخست عناوینی همچون؛ منزلت امام حسین ع الگوهای رفتاری و اخلاقی سیدالشهدا ع حقایقی توحیدی از امام حسین ع منزلت یاران و خاندان سیدالشهدا ع و قمربنی هاشم ع عبد صالح خدا را مورد مطالعه قرار خواهیم داد.این گزارش با اشاره به عناوین بخش دوم کتاب میافزاید اشک تمام موجودات در عزای سیدالشهدا ع ارزشمندترین اشکها اهمیت عزاداری بر سیدالشهدا ع و حرارت شور حسینی در جان شیعیان از جمله مطالب خواندنی بخش دوم کتاب میباشد. 3 مروری بر مقتل سیدالشهدا ع این اثر ارزشمند با عنوان حسین جان در واقع تلخیصی از سخنرانیهای استاد انصاریان است که در راستای اهداف الهی و خدمات به اهلبیت ع افزون بر استفاده از سخنرانیهای پر بار و عالمانه استاد انصاریان به رشته تحریر درآمده است.کتاب مروری بر مقتل سیدالشهدا ع در کلام استاد حسین انصاریان که در 158 صفحه به رشته تحریر درآمده است در قالب 21 جلسه سخنرانی پیرامون امام حسین ع کربلا عاشورا قیام شقیترین دشمنان دین مطالب ارزشمندی را ارائه کرده است.شان و شخصیت امام حسین و اهلبیت ع و اهمیت روضه و گریه بر امام حسین ع ؛ سفر حضرت مسلم بن عقیل به شهر کوفه و شهادت ایشان؛ ورود حضرت اباعبدالله الحسین ع و یاران و اهلبیت ع به سرزمین کربلا؛ در شب عاشورا چه گذشت؟؛ شهادت حضرت مسلم بن عوسجه؛ شهادت حضرت حبیب بن مظاهر؛ پیوستن زهیر بن قین به کاروان حسینی در مسیر کربلا و چگونگی شهادت ایشان؛ پیوستن حضرت حر به کاروان حسینی توبه و شهادت ایشان؛ اجازه گرفتن حضرت قاسم ع برای رفتن به میدان و نحوه شهادت ایشان؛ به میدان رفتن آینه تمامنمای پیامبر ص حضرت علی اکبر ع و شهادت ایشان از عناوین خواندنی این کتاب است.مخاطبین همچنین میتوانند مطالب دیگری از جمله شهادت کودک شیرخوار سیدالشهدا ع حضرت علیاصغر
اهل سعادت و شقاوت در کلام وحی
حضرت رضا ع مرا قبول کرده است چون گفت پیش ما بمان؛ من هم تلفن زدم که شما هم بیایید. چهارتایی بلیط گرفتند و از جاده کناره طرفهای قوچان به مشهد حرکت کردند. من داخل گاراژ رفتم دیدم نیامدند؛ اتوبوس باید این ساعت میرسید اما نرسید سه ساعت گذشت مدیر گاراژ گفت سه ساعت است که در اینجا پرسه میزنی برای چه؟ گفتم زنم دوتا دختر جوانم و پسرم با اتوبوس گاراژ شما از تهران به مشهد میآیند اما هنوز نرسیدهاند گفت متاسفانه اتوبوس از روی پل به پایین افتاده و کل مسافرها مردهاند. من به قوچان رفتم جنازه هر چهارتایشان را به مشهد آوردم و گفتم تو گفتی پیش من بمان زن و بچهام هم آمدند که برای همیشه پیش تو بمانند. من هم دیگر ازدواج نکردم روزی یکبار میآیم و کنار حرم مینشینم هم برای زن و بچهام و هم برای ابیعبدالله ع گریه میکنم؛ چون الآن یک قطعه روضه برای من بخوانی من میفهمم چه شده است من چهارتا داغ دیدهام تو یک کلمه روضه علیاصغر
نگاهی به آثار عاشورایی و حسینی حضرت استاد انصاریان
حضرت سیدالشهدا ع پرداخته شود. یکی از اقدامات ارزرشمند درباره این کتاب برگزاری جلسات نقد و بررسی توسط محققان و عاشوراپژوهان است.از آنجایی که دشمنان اسلام سعی در کمرنگ کردن عبودیت میان جوامع را دارند و با جایگزینی انسانیت قصد دارند انسان معاصر را با عبودیت بیگانه کنند با رصد و آیندهپژوهی در فعالیتهای دشمنان اسلام و شیوع آنها توسط فضاهای مجازی استاد انصاریان بر آن شد تا با نگاهی متفاوت به واقعه عاشورا پاسخ درخوری به این شبهات و دروغ پردازی دشمنان اسلام و تشیع بدهند بنابراین با تکیه بر کلیدواژه عبودیت و تطبیق آن در سیره سیدالشهدا ع سعی کرده سیره و منش قرآن کریم و اهلبیت ع را در این باره به رشته تحریر درآورم. لذا در کتاب سیدالشهدا ع تجلی عبودیت زاویۀ دید و نوع نگاه انحصاری معظم له پس از غنیسازی پژوهشی و بازنویسی با شیوهای روشمند و در قالب ساختاری جدید در معاونت پژوهش مؤسسه دارالعرفان آماده شد. * مروری بر مقتل سیدالشهدا ع 32000تومان* 10درصد تخفیف*28800تومان کتاب مروری بر مقتل سیدالشهدا ع در واقع تلخیصی از سخنرانیهای استاد انصاریان میباشد که در راستای اهداف الهی و خدمات به اهلبیت ع افزون بر استفاده از سخنرانیهای پربار و عالمانه استاد انصاریان به رشته تحریر درآمده است. این کتاب ارزشمند که در ۱۵۸ صفحه به رشته تحریر درآمده است در قالب ۲۱ جلسه سخنرانی پیرامون امام حسین ع کربلا عاشورا قیام شقیترین دشمنان دین مطالب ارزشمندی را ارائه کرده است. شان و شخصیت امام حسین ع و اهلبیت و اهمیت روضه و گریه بر امام حسین ع سفر مسلم بن عقیل به شهر کوفه و شهادت ایشان ورود حضرت اباعبدالله الحسین ع و یاران و اهلبیت به سرزمین کربلا در شب عاشورا چه گذشت؟ شهادت مسلم بن عوسجه شهادت حبیب بن مظاهر پیوستن زهیر بن قین به کاروان حسینی در مسیر کربلا و چگونگی شهادت ایشان پیوستن حر به کاروان حسینی توبه و شهادت ایشان اجازه گرفتن حضرت قاسم ع برای رفتن به میدان و نحوه شهادت ایشان به میدان رفتن آینه تمام نمای پیامبر ص حضرت علیاکبر ع و شهادت ایشان از عناوین خواندنی این کتاب است.مطالب دیگری از جمله؛ شهادت کودک شیرخوار سیدالشهدا ع حضرت علیاصغر
ارزش اندیشه و تفکر در نگاه امیرالمؤمنین(ع)
روضه گذاشته که به فارسی گلستان میشود. واقعا آدم اگر این روایات اهلبیت علیهمالسلام را نبیند هیچچیزی گیرش نمیآید امام باقر ع میگویند اگر کل شرق و غرب هم بروی دانش هدایتگر فقط پیش ماست. امام باقر ع میدانستند که شرق و غرب اینقدر روانکاو و روانشناس و استاد پیدا میکنند؛ ولی حضرت میفرمایند دانش مفید تربیتکننده و آدمساز پیش ماست. اکنون هم حرف امام ثابت شده است اروپا و آمریکا اینهمه دانشمند دارد ولی آدم سازی نمیکنند. هرچه تربیت میشود گرگ و درنده و آدمکش هستند که یک میلیون انسان را در افغانستان درو کرده و در عراق هم یکمیلیونوخردهای را کشتهاند. جالب اینکه تمام آنها هم باسواد هستند افسران سروانها ارتشبدها و رؤسای ناتو همگی دانشگاهدیده هستند و همه هم از گرگ بدتر امام باقر ع میگویند که به کجا میروید؟ اگر همه شرق و غرب را بگردید دانش آدمسازی پیدا نمیکنید. در واقع مکتب سعادتبخش نزد ما اهلبیت است و پیش دینهای دیگر هم نیست. تفکر و تعقل بیشترین عبادت ابوذردر کتاب روضه کافی آمده است که عدهای در محضر حضرت صادق ع نشسته بودند که صحبت از ابوذر به میان آمد. یک نفر گفت روزهدار عجیبی بود یکی گفت نمازخوان عجیبی بود یکی گفت زبان امربهمعروفش بینظیر بود نفر دیگری هم گفت آدم بسیار زاهدی بود. هر کسی یکجور تعریف میکرد و امام صادق ع هم ساکت بودند و فقط تعریفها را گوش میدادند. وقتی تعریفها تمام شد کسی به امام صادق ع گفت یابنرسولالله شما نظری درباره ابوذر ندارید؟ حضرت فرمودند بله نظر دارم. گفتند که نظرتان را میفرمایید. حضرت نیز اینگونه نظر دادند کان اکثر عباده ابی ذر التفکر و الاعتبار 11 بیشترین عبادت دوره عمر ابوذر اندیشهکردن و درسگرفتن از کل جریانات اجتماع و هستی بود. ما فکر میکنیم که یک آدم متدین پابرهنه کتکخورده از حکومت زمانش فقیر و بیچاره و تبعیدی بود؛ اما ببینید امام صادق ع حقیقت ابوذر را چگونه بیان میکنند کان اکثر عباده ابی ذر التفکر و الاعتبار بیشترین عبادت ابوذر اندیشهکردن در تمام جریانات و درسگرفتن بود. او اینگونه ابوذر شد نه با زهد نه با فقر و نه با تبعید. خوشا آنانکه در میزان وجدان ×××××× حساب خویش سنجیدند و رفتندخوشا آنانکه بر این صحنه خاک ××××××× چو خورشیدی درخشیدند و رفتندخوشا آنانکه بذر آدمیت ××××××× در این ویرانه پاشیدند و رفتندخوشا آنانکه پا در وادی حق ×××××××× نهادند و نلغزیدند و رفتندخوشا آنانکه بار دوستی را ××××××× کشیدند و نرنجیدند و رفتند کلام آخر؛ علیاصغر
دنیا، محل اخلاص و گرهگشایی از کار مردم
روضه حضرت عباس ع من از مقام قمربنیهاشم ع کمترین خبری ندارم؛ چون حدم نیست. فقط از این جمله دورنمایی از عظمت این انسان ۳۲ساله را فهمیدم. قمربنیهاشم ع روز عاشورا همسن خیلی از شما جوانها بودند.ابیعبدالله ع کاری را به او میخواستند واگذار کنند. نویسندۀ مطلب مرجع بزرگ شیعه و کمنظیر شیخ مفید است که یک شاگردش سیدرضی نویسنده نهجالبلاغه بود. ایشان مینویسد امام حسین ع صدایشان زدند. امام حسین ع در کربلا 57 سالشان بود. امام و واجبالاطاعه بودند؛ امام حسین ع کسی بودند که قبلاز تولدشان عالم آدم ع و انبیا علیهمالسلام بعداز تولدشان اهلبیت علیهمالسلام و بعداز شهادتشان هم تا حالا شیعیان دنیا گریه کردهاند.امام ع با یک دنیا احترام به قمربنیهاشم ع که کاری را میخواستند به او واگذار کنند فرمودند بنفسی انت 4 عباس حسین فدای تو دیگر من هیچ مطلبی راجعبه ایشان ندارم که بگویم؛ بگویم هم جای این مطلب را نمیگیرد. ایشان دو تا دستشان قطع شد و عمود آهن به فرقشان خورد. شدت مصیبت قمربنیهاشم ع با این 72 نفر فرق میکرد؛ چون حرفهای ابیعبدالله ع بالای سر شهدا تفاوت داشت. بالای سر حر فرمودند بخ بخ یا حر انت حر کما سمیت فی الدنیا و الآخره . 5 بالای سر غلامسیاهشان فرمودند انا لله و انا الیه راجعون 6 . 7 بالای سر بعضیهایشان فرمودند فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر 8 . 9 بالای سر علیاصغر
بعثت پیغمبر(ص)، فضل کبیر پروردگار بر مردم
حضرت گره خورده مجانی به مردم عطا کرده باشد. اصلا نه در ازل و نه در ابد سابقه ندارد و جا دارد چند خط شعر ناب دربارهشان بخوانم. یکخرده روشنتر از بیستخط شعری است که دیشب خواندم؛ اما چون در چهارپنج خطش نام مبارک ایشان آمده است شما در دلتان درود بفرستید تا من شعر را روان بخوانم. هر کس این نام را بشنود مستحب است که بلند آهسته یا قلبا درود بفرستد؛ ولی شما ساکت باشید و با قلبتان درود بفرستید.محمد فروغ فروزان عشق نخستین تجلای تابان عشقمحمد سفیر سرافراز غیبوجودی مبرا ز هر نقص و عیباین را میگویند تعریف منطقی که یک مسئله علمی است؛ فارسیاش این است پیغمبر ص دارای همه کمالات و فاقد همه نواقص بودند. هیچ کمالی در ایشان کم نبود و هیچ نقصی در ایشان پیدا نمیشد.محمد به معنا همان عقل کلکه بوجهل خصمش همان جهل کلمحمد گل گلشن اصفیامحمد مه محفل انبیابه دریای انوار حق منغمس 7 شعاع خدا بر دلش منعکسخدا را نشان داد با بیناتبههم ریخت اوهام لات و مناتبشر را فرا خواند بر کشف رازمه مکه در آسمان حجازحقیقت برو چشم دل باز کن به آهنگ او نغمه را ساز کناول آیه سوره احزاب این است که به قول سعدی مجلس تمام گشت و به آخر رسید عمر ما همچنان اندر اول وصف تو ماندهایم . این جمله اول آیه است یا ایها ٱلنبی انا ارسلناک ؛ 8 اما مطالب آیه شاهدا و مبشرا و نذیرا × و داعیا الی الله باذنه و سراجا منیرا 9 این پنج تا ویژگی در تو هست و از تو میخواهم و بشر المؤمنین بان لهم من الله فضلا کبیرا 10 به کسانی که تو را قبول کرده و پذیرفتهاند و ایمان به تو دارند مژده بدهی و به آنها بگویی که از طرف خدا برای شما فزونبخشی کبیر است. این فزونبخشی چیست که خدا میگوید کبیر است؟ خدا مگر کوچک است؟ خدا که بینهایت است این فضلا کبیرا چیست که خدای بینهایت میگوید فزونبخشی کبیر ؟ خدا این فزونبخشی را چه میبیند که میگوید کبیر ؟ سه مسئلۀ مهم در جملۀ انا ارسلناک این دو آیه به هم وصل است؛ در این انا ارسلناک باید سه مسئله را واقعا با چشم دل ببینیم الف هویت فرستندۀ پیغمبر ص فرستنده پیغمبر ص چه کسی است؟ انا است. این انا چیست؟ انا به همین سادگی یعنی ما ؟ من بیسواد هم این را بلدم که انا ی عربی یعنی ما ؛ اما همه حرف در این انا است که انا چیست و کیست و فرستنده پیغمبر ص که انا است چه کسی است؟ ب هویت و شخصیت فرستادهشدهفرستادهشده چه کسی است که خدا در قرآن اینقدر روی او سرمایهگذاری کرده؟ یک انسان است. حاج ملاهادی سبزواری در کتاب شرحالاسما خود میگوید دو تا میم در اسم پیغمبر ص هست ما در تشهد هم میخوانیم؛ اسمشان دو تا میم دارد یک میم در اول آمده و یک میم هم بعد از ح وسط کلمه و بعدش هم دال است. خود این اسم ترکیب کامل نماز عرفانی عرشی و الهی است که بهصورت اکمل این نماز در وجود پیغمبر بوده؛ یعنی خود اسمشان حقیقت نماز است ؛ یکی از آن میم ها میم ملک است اگر رسیدم در سوره علق برایتان میگویم و دلیل میآورم . این یعنی خدا تمام دانش ظاهر عالم را در قلب پیغمبر ص قرار داده. یک میم هم میم ملکوت است؛ یعنی خدا تمام دانش غیب الا دانش منحصر به خودش را که سر الاسرار است در وجود پیغمبر ص ریخته. ج سرمایۀ همراه فرستندهفرستنده چه کسی است؟ یک نگاه به او باید کرد؛ فرستادهشده چه کسی است؟ یک نگاه باید به او کرد؛ چهچیز را همراهش فرستاده؟ جواب این را در آیه اعراف میگوید. سهتا مسئله هست فرستنده چه کسی است؟ فرستاده کیست؟ سرمایهای که با او فرستاده چیست؟ کلام آخر؛ گرهگشایی انگشتان کوچک اما قوی علیاصغر ع شهیدی را به شما معرفی کنم؛ ثابت یقینی شده که انگشتان این شهید قویترین گرهها را بهراحتی باز میکند. یک دانشمند عرب درباره این شهید کتابی هم نوشته که در حرم امیرالمؤمنین ع به من داد. کتاب او الرضیع نام دارد و حدود چهارصد صفحه است. خدا چه قدرتی از طریق پدرش ابیعبدالله ع به این طفل شیرخواره داده که علامه مجلسی صاحب 110 جلد کتاب بحارالانوار و هفتاد جلد کتاب دیگر بعضی از آنها 25 جلد است هر شب جمعه زن و بچهاش را جمع میکرد یک متکا میگذاشت و منبر میرفت. ده دقیقه سخنرانی میکرد و بعد هم بیست دقیقه روضه
مؤمنین، شایستگان خطاب ویژهٔ پروردگار
حضرت صورت میت را روی خاک گذاشتند و لحد چیدند. وقتی میخواستند لحد آخر را بگذارند یک نگاه به صورت عرب کردند و فرمودند چقدر راحت به بهشت رفتی؛ اما اگر میماندی و زحمت میکشیدی چه بهشتی به تو میدادند حالا توجه فرمودید چه بهشتی به شما که کلاس آمادگی را رد کردهاید خواهند داد؟ مگر ما در کلاس آمادگی نبودیم؟ وقتی تازه میخواستیم زبان دربیاوریم مادرمان میگفت بلند شو یا علی بگو وقتی هم که به روضه میرفت پدرمان نمیتوانست ما را ببرد مادرمان ما را میآورد و یا در دامنش بودیم یا بغلدست خودش؛ او گریه میکرد و اشکش روی ما میریخت. ما کلاس آمادگی دبستان و دبیرستان را گذراندهایم و الآن همه ما در دانشگاه عبادت و عشق به خدا هستیم. چهچیزی به ما میدهند؟ پروردگار میگوید هیچکس خبر ندارد که به شما چه میدهند؛ نه گوشی شنیده و نه چشمی دیده است. حرف ناتمام ماند؛ اگر مهلت زندهماندن به من داد دنبالهاش برای فردا باشد. کلام آخر؛ قابل شه ارمغان کوچک استمیان عاشق و معشوق رمزی استچه داند آنکه اشتر میچراندحضرت بچه را بغل گرفتند. سیهزار نفر چه میفهمیدند که این کودک ششماهه در بغل ابیعبدالله ع با پدر چه میگویدقابل شه ارمغان کوچک استکو به قیمت بیش و در وزن اندک استشاهباز وحدتم من در نشستعیب نبود شاهم ار گیرد به دستنیست دست از بهر دفع دشمنتدست آن دارم که گیرم دامنتگر ندارم گردن شمشیرجوتیر عشقت را سپر سازم گلو 25 وقتی تیر سهشعبه آمد امام سرشان را به جانب پروردگار بلند کردند و فرمودند خدایا شاهد باش که این مردم به کوچک و بزرگ من رحم نکردند . بزرگان از دانشمندان تاریخنویس نوشتهاند تیر سهشعبه درجا سر را از بدن جدا کرد. حضرت از اسب پیاده شدند سر بریده را برداشتند و روی سینه بچه گذاشتند. سپس بچه را در دست نگه داشته آرامآرام به کنار خیمه آمدند و خواهر را صدا زدند؛ قنداقه را با سر بریده به دست خواهر دادند خودشان روی زمین نشستند و صدا زدند خدایا این ششماهه را ذخیره قیامت من قرار بده. دعای پایانیخدایا به خون گلوی علیاصغر
ذكر مصيبت و روضه خوانی در بیانات مقام معظم رهبری(6)
روضه بخوانند. آنطور که از مجموع قراین به دست میآید از مردان رزمآور - غیر از کودک شش ماهه یا بچه یازده ساله - اباالفضل العباس آخرین کسی است که قبل از امام حسین به شهادت رسیده است؛ و این شهادت هم باز در راه یک عمل بزرگ - یعنی آوردن آب برای لبتشنگان خیمههای اباعبدالله الحسین - است. در زیارات و کلماتی که از ائمه علیهمالسلام راجع به اباالفضل العباس رسیده است روی دو جمله تاکید شده است یکی بصیرت یکی وفا. بصیرت اباالفضل العباس کجاست؟ همه یاران حسینی صاحبان بصیرت بودند؛ اما او بصیرت را بیشتر نشان داد. در روز تاسوعا مثل امروز عصری وقتی که فرصتی پیدا شد که او خود را از این بلا نجات دهد؛ یعنی آمدند به او پیشنهاد تسلیم و اماننامه کردند و گفتند ما تو را امان میدهیم؛ چنان بر خورد جوانمردانهای کرد که دشمن را پشیمان نمود. گفت من از حسین جدا شوم؟ وای بر شما اف بر شما و اماننامه شما نمونه دیگر بصیرت او این بود که به سه نفر از برادرانش هم که با او بودند دستور داد که قبل از او به میدان بروند و مجاهدت کنند؛ تا اینکه به شهادت رسیدند. میدانید که آنها چهار برادر از یک مادر بودند اباالفضل العباس - برادر بزرگتر - جعفر عبدالله و عثمان. انسان برادرانش را در مقابل چشم خود برای حسینبنعلی قربانی کند؛ به فکر مادر داغدارش هم نباشد که بگوید یکی از برادران برود تا اینکه مادرم دلخوش باشد؛ به فکر سرپرستی فرزندان صغیر خودش هم نباشد که در مدینه هستند؛ این همان بصیرت است. وفاداری حضرت اباالفضل العباس هم از همه جا بیشتر در همین قضیه وارد شدن در شریعه فرات و ننوشیدن آب است. البته نقل معروفی در همه دهانها است که امام حسین علیهالسلام حضرت اباالفضل را برای آوردن آب فرستاد. اما آنچه که من در نقلهای معتبر - مثل ارشاد مفید و لهوف ابنطاووس - دیدم اندکی با این نقل تفاوت دارد. که شاید اهمیت حادثه را هم بیشتر میکند. در این کتابهای معتبر اینطور نقل شده است که در آن لحظات و ساعت آخر آنقدر بر این بچهها و کودکان بر این دختران صغیر و بر اهل حرم تشنگی فشار آورد که خود امام حسین و اباالفضل با هم به طلب آب رفتند. اباالفضل تنها نرفت؛ خود امام حسین هم با اباالفضل حرکت کرد و به طرف همان شریعه فرات - شعبهای از نهر فرات که در منطقه بود - رفتند بلکه بتوانند آبی بیاورند. این دو برادر شجاع و قویپنجه پشت به پشت هم در میدان جنگ جنگیدند. یکی امام حسین در سن نزدیک به شصت سالگی است اما از لحاظ قدرت و شجاعت جزو نامآوران بینظیر است. دیگری هم برادر جوان سیوچند سالهاش اباالفضل العباس است با آن خصوصیاتی که همه او را شناختهاند. این دو برادر دوش به دوش هم گاهی پشت به پشت هم در وسط دریای دشمن صف لشکر را میشکافند. برای اینکه خودشان را به آب فرات برسانند بلکه بتوانند آبی بیاورند. در اثنای این جنگ سخت است که ناگهان امام حسین احساس میکند دشمن بین او و برادرش عباس فاصله انداخته است. در همین حیص و بیص است که اباالفضل به آب نزدیکتر شده و خودش را به لب آب میرساند. آنطور که نقل میکنند او مشک آب را پر میکند که برای خیمهها ببرد. در اینجا هر انسانی به خود حق میدهد که یک مشت آب هم به لبهای تشنه خودش برساند؛ اما او در اینجا وفاداری خویش را نشان داد. اباالفضل العباس وقتی که آب را برداشت تا چشمش به آب افتاد فذکر عطش الحسین ؛ به یاد لبهای تشنه امام حسین شاید به یاد فریادهای العطش دختران و کودکان شاید به یاد گریه عطشناک علیاصغر
طلوع خیر در پرتو عنایت خداوند به بنده
حضرت در شهادت علیاصغر ع فرمودند من راحت هستم که آنچه اتفاق افتاد در برابر نگاه تو اتفاق افتاد؛ نگاه حکیمانه تو که کشتن بچه را ظلم سنگین برای دشمن ثبت کردی و اجر قیامتی همین شهادت را برای من ثبت کردی.بهخاطر وابستگی شدید حضرت صدیقه س به قرآن عرض کردم که چند شب را با خواست خدا وارد مباحث قرآنی میشویم. حالا یک مبحث آن را امشب گفتیم؛ آنچه از خدا صادر میشود خیر است و جای شکر دارد؛ اما آنچه شر است یا از خودم صادر است که قرآن میگوید و ما اصابک من سیئه فمن نفسک یا از آدمهای منحرف و کمظرفیت به من میرسد که برای او گناه و برای من هم پاداش مینویسند و قابلجبران هم هست. -جبران پروردگار برای بندگان ضرردیده از شر دیگراناینهم آیه عجیبی است؛ خدا میفرماید که اگر چیزی را از دست تو گرفتند عسی ربنا ان یبدلنا خیرا سوره قلم آیه 32 منتظر باش که خدا بهتر از آن چیزی را برایت بیاورد که از دست تو گرفتهاند. این مسئله نیز در دنیا خیلی اتفاق افتاده است که چیزهایی را از عباد خدا گرفتهاند و خدا بهتر از آن را نصیبشان کرده است. گاهی هم خود پروردگار از آدم میگیرد که به مصلحت انسان است اینهم در قرآن است که بهنظر من واقعا بحث عجیب و غریبی است. حکایتی شنیدنی از موسی ع و مرد عالمطبق قرآن وقتی آن بچه هفتهشت ساله به دست آن عالم زمان موسی ع کشته شد موسی ع از کوره در رفت و گفت اقتلت نفسا زکیه سوره کهف آیه 74 تو چرا این بچه بیگناه را کشتی؟ عالم به موسی ع گفت من از همان اول کار به تو گفتم که تو طاقت کارهای مرا نداری موسی ع گفت نه طاقت میآورم ایرادی ندارد؛ ولی بعد از تمام شدن آن سه جریان در سوره کهف آمده است مرد عالم فلسفه هر سه کار را بیان کرد که یکی هم کشتن بچه بود. او به موسی ع گفت موسی من خودم بچه را نکشتم بلکه به امر پروردگار کشتم و خدا هم ظلمی نکرده؛ چون تصرف در مال غیر نکرده است و خودش بچه را آفریده بود حالا هم به من گفت که او را در همین سن به آخرت بفرست. موسی ع پرسید چرا؟ عالم در جواب گفت پروردگار عالم به من خبر داد که اگر این بچه بزرگ بشود از آن بیدینهای درجه یک میشود؛ پدر و مادر این بچه دو آدم شایسته هستند و حیفم میآید که این بچه بعدا به دین پدر و مادرش ضربه بزند. خداوند هم برای همین مسئله او را کشت. امام صادق ع میگویند بعد از آن بچه خدا دختری به این پدر و مادر داد که جای خالی آن پسر را پر کند؛ اما این دختر کجا آن پسر کجا امام صادق ع میگویند دختر بزرگ شد و ازدواج کرد از نسل این دختر هم هفتاد پیغمبر بهوجود آمد گاهی خدا چیزی از آدم میگیرد ولی در خیری که به جای آن به انسان میدهد غوغایی میکند. ما همیشه باید چند آیه قرآن در نظرمان باشد تا خیلی راحت و شاد زندگی کنیم. کلام آخر؛ روضه
همبستگی حجت باطنی و حجت ظاهری
روضه حسین جان نمیدانم کدام مصیبت تو را بگویم؟ فرزندت امام صادق ع خطاب به خواهرت زینب س میگوید عمه جان عصر عاشورا تمام فرشتگان از ماندنت با حسین ع تعجب کردند. چطور یک گلایه نکردی؟ آنهمه بدن قطعهقطعه را دیدی و حرف نزدی؟من اول دو کلمه از سکینه س راجعبه عمویش بخوانم بعد بگویم چه خبر شد. قمربنیهاشم ع آخرین شهید قبل از علیاصغر ع است و تنها به میدان رفته؛ چهارهزار نفر به یک نفر حمله کردهاند. یوسف ما تک و تنهاست خدا رحم کند چقدر گرگ به صحراست خدا رحم کندموجی از نیزه و خنجر به سوی علقمه رفت نوح ما در دل دریاست خدا رحم کندشورچشماند دل اهل حرم شور زند بس که او خوشقدوبالاست خدا رحم کنداگر برادرزادهات سکینه س میگوید خوشقدوبالا هستی پس چرا قبرت کوچک است؟ چه کار کردند؟چقدر کرده کماندار کمین و از دور قد عباس هویداست خدا رحم کندهدف خنجر و شمشیر و سنانی که رسد نکند پیکر سقاست خدا رحم کندنکند دست علمدار ز تن افتادهکه چنین هلهله برپاست خدا رحم کندچه بلایی شده نازل که پدر گریهکنان دست بر دامن زهراست خدا رحم کندپدرم به مادرش متوسل شده است.خصم خندد به پدر چشم عمویم روشن این چه هنگامه و غوغاست خدا رحم کندعموجان بلند شو و ببین به برادرت میخندندکار عباس تمام است و نه فقط کار اودگر کار همه خواندن فاتحۀ ماست خدا رحم کندفاتحۀ همه ما را میخوانند عمو که نداریم خیمهها رفت.عباس ع به آب گفت برادرم تشنه است بچههایش تشنه هستند؛ موج نزن نمیخورم و تشنه میروم. یک نفر در محاصرۀ چهار هزار نفر دلم دارد کنده میشود چهار هزار نفر دایرهوار او را گرفتهاند نمیداند به کدام طرف بجنگد؟ گرم جنگ است و یک هدف هم بیشتر ندارد؛ میخواهد این آب را به خیمهها برساند. در این محاصره دست راستش را قطع کردند سریع بند مشک را داخل سرش کرد و به آن دستش گرفت گفت آب را میبرم بچهها منتظرند. الان همۀ ما در این گرما تشنه هستیم. دست چپش هم افتاد سریع با دندان مشک را گرفت. دیگر دست ندارد که اسب را جهت بدهد و مهار اسب را بگیرد. حرمله آمد در پنجششمتری عباس ع یکی از آن تیرها را به کمان گرفت فقط به یک چشمش تیر خورد معلوم است که تیر با چشم چهکار میکند. پایش را از رکاب خالی کرد زانوهایش را بالا آورد و خم شد که با زانو تیر را بیرون بکشد. روی اسب افتاده بود کاش با شمشیر زده بودند به فرقش اگر با شمشیر زده بودند میشد سرش را جدا کنند و به نیزه بزنند؛ اما با عمود زدند و سر را با تیغه یکی کردند. 1 . الکافی ج1 ص16. 2 . سورۀ بقره آیۀ 164. 3 . سورۀ کهف آیۀ 18. 4 . امالی طوسی ص633. 5 . سورۀ کهف آیۀ 28. 6 . مثیرالاحزان ج1 ص41. 7 . سورۀ کهف آیۀ 28. 8 . همان. 9 . همان. 10 . رجزخوانی حضرت
فهم قرآن در سایهسار واسطههای الهی
حضرت ابیعبداللهالحسین ع تطبیق دارد و مصداق اتم اکمل و جلوه واقعیاش ابیعبدالله ع است. این انسان در اول آیه یعنی چه؟ یعنی انسان کامل؛ انسان کامل کیست؟ شما باید کتابها را بخوانید تا بدانید. کسی که عقاید اخلاق اعمال و افکارش صددرصد درست و پاک است یک انسان کامل است. آیا انسان کامل را میتوان به این راحتی پیدا کرد؟ -حقیقت معنایی مسلمین من یک نکته از خود آیه برایتان بگویم که خیلی عجیب است شاید خیلیها به این نکته توجه نکرده باشند. آخر آیه به ما نشان میدهد که این انسان در اول آیه انسان کامل است؛ یعنی انسانی که از تمام ارزشها و کمالات برخوردار است و نمیشود یک عیب بهاندازه سر سوزن در کشور وجودش پیدا کرد. آخر آیه را ببینید که پروردگار از قول ابیعبدالله ع نقل میکند انی تبت الیک وانی من المسلمین من از مسلمین هستم. آیا این مسلمین یعنی امت اسلام؟ یعنی من هم جز همین مسلمانها هستم؟ آیه ابدا چنین معنایی را نمیدهد و نمیگوید من جز این مسلمانها هستم؟ کدام مسلمانها؟ این مسلمین یعنی من جز آنهایی هستم که همه وجودشان تسلیم توست و مثل مرده روی سنگ غسالخانه هستند که همهچیز خودشان را در اختیار غسال گذاشتهاند. من تسلیم هستم یعنی اراده و خواست من اراده و خواست توست. هر کاری تو بگویی من انجام میدهم و از خودم هیچچیز ندارم. این مقام تسلیم است. نامگذاران معصومین علیهمالسلام به مسلمحالا عجیب است که خدا در آیه آخر سوره حج میفرماید چه کسی شما را به تسلیمشدگان در برابر خدا نامگذاری کرده است؟ منظورش مسلمان معمولی نیست بلکه میگوید که چه کسی شما را به مسلم نامگذاری کرده است. دونفر شما را به مسلم نامگذاری کردهاند -ابراهیم ع مله ابیکم ابراهیم هو سماکم المسلمین من قبل سوره حج آیه 78 چندهزار سال پیش ابراهیم شما چهارده نفر را به تسلیمشدگان کامل در برابر پروردگار نامگذاری کرد و از او درخواست هم کرد ربنا و اجعلنا مسلمین لک و من ذریتنا امه مسلمه لک سوره بقره آیه 128 . پس ابراهیم ع شما را به همان مسلمینی نامگذاری کرد که در آخر آیه مربوط به ابیعبدالله ع آمده است. -پروردگارنفر دیگر چه کسی بود که شما را به مسلمین نامگذاری کرد؟ من بودم که شما را در این قرآن به مسلمین نامگذاری کردم. حالا متوجه شدید که انسان اول آیه یعنی چه؟ یعنی انسان کامل که بهتنهایی همه است و کتاب هستی در وجود او تجلی کرده است. دراینزمینه خیلی حرف دارم که زمان اقتضا ندارد؛ اگر خدا محبت کند فردا دنبال میکنم. کلام آخر؛ کربلا مهماندار عترت اطهار در روز اربعینمن نمیدانم که از چه وقتی رسم شد اما فکر کنم از روز اربعین اول که برای شهید و شهدا اربعین گرفتند بعدا این اربعین گرفتن به اربعین اموات کشیده شد و عمومیت پیدا کرد. این اربعین اول به عالم آتش زد و هیچ قلب پاک و مؤمنی را نگذاشت مگر اینکه شعلهور کرد. صدای این اربعین اول ماند و اگر آدم گوش داشته باشد همین الآن صدای اهلبیت علیهمالسلام را میشنود. یک نفر جلسه اربعین کربلا را خیلی زیبا تصویر کرده است؛ فکر کنم که خدا عنایتی به او کرد تا اربعین را تصویر کند. مجلسی تشکیل شد در کربلا ××××××××××× در حضور انبیا و اولیاکربلا آن روز مهماندار بود ×××××××××××× مهمانش عترت اطهار بودصاحب مجلس علی مرتضی ×××××××××××× ناظم مجلس امام مجتبیصدر مجلس جای پیغمبر بود ×××××××××× با دلی خونین و چشم تر بودمیزبان مجلس پرشور و شین ×××××××××××× بود نور چشم پیغمبر حسینکس شنیده میزبان بیسر بود ××××××××× پارهپاره پیکر از خنجر بودمیزبان دیگرش عباس بود ××××××××××××نور رویش چلچراغ ناس بودحالا خودتان هم اگر میخواهید روضه بخوانید بخوانید؛ فاطمه س روضهخوانها را دوست دارد.زینت مجلس سر اکبر بود ×××××××××× یا که قنداق علیاصغر
انحصاری نبودن مقام عصمت
حضرت مریم دلالت دارد؛ یعنی مریم تا وقتی زنده بود نه گناه کرد و نه فکر گناه کرد. آیه بعد میفرماید یا مریم ان الله یبشرک بکلمه منه اسمه المسیح سوره آلعمران آیه 45 این خانم به جایی رسید که این بچهاش است ان الله یبشرک بکلمه منه اسمه المسیح عیسی ابن مریم وجیها فی الدنیا و الآخره و من المقربین بچهات آبرودار دنیا و آخرت و از مقربین است. -توقع بالای مادر شیخ جعفر شوشتریبه مادر آیتاللهالعظمی حاجشیخ جعفر شوشتری کشته و مرده ابیعبدالله ع گفتند مادر خوشبهحالت بچهات مرجع تقلید شده است. مادر گفت هیچ هم خوشبهحالم نیست؛ برای اینکه در نه ماهی که من به او حامله بودم دائم وضو داشتم و دو سالی که به او شیر دادم یکبار بدون وضو به او شیر ندادم این خانم روی حساب فکر زنانهاش آنهم زنهای قدیمی میگفت من فکر کردم این بچه من امام جعفر صادق ع میشود؛ حالا تازه شیخ جعفر شده توقعها باید اینطوری بالا برود. -حسن ختام بحثاز عنوان روضهخوانی به جاهای خوب قرآن و روایات کشیده شدیم؛ مطلب دومی که میخواستم بگویم این بود این جوان بزرگوار قاری محترم و گلوی پاک آیاتی از سه سوره قرآن خواند که آیات اولش از سوره فصلت بود. چه آیات عجیبی است در این چند آیهای که خواند عشق موج میزند؛ آنهم عشق خدا به بندههایش البته بندههای بهدردبخور بعد یک آیه هم از سوره مبارکه فجر خواند که امام صادق ع میفرمایند سوره فجر یک اسم دیگر هم دارد و به آن سوره الحسین هم میگویند. اصلا این سوره بهخاطر گل جمال ابیعبدالله ع نازل شده است. ایشان یک سوره کامل هم خواند که سوره کوثر بود. فردا شب به سراغ این سه بخش برویم و ببینیم پروردگار چهچیزی نصیب ما میکند کلام آخر؛ تا ابد جلوهگه حق و حقیقت سر توستتا ابد جلوهگه حق و حقیقت سر توست ××××××××× معنی مکتب تفویض علیاکبر توستای حسین ای که تویی مظهر آیات خدا ×××××××× این صفت از پدر و جد تو در جوهر توستحسین جان حسین جان حسین جاندرس آزادگی عباس به عالم آموخت ×××××××× زانکه شد مست از آن باده که در ساغر توستطفل ششماهه تبسم نکند پس چه کند ×××××××× آنکه بر مرگ زند خنده علیاصغر توستخواهر غمزدهات دید سرت بر نی و گفت ××××××××× آنکه باید به اسیری برود خواهر توستبرادران و خواهران وقتی امروز صبح کنار گودال آمد و بدن قطعهقطعه را نگاه کرد مجبور شد سه سؤال داشته باشد ا انت اخی آیا تو برادر من هستی؟ و ابن والدی تو پسر پدر من امیرالمؤمنین ع هستی؟ و ابن امی تو پسر فاطمه زهرا س مادر من هستی؟ تو را از چهچیزی بشناسم؟ سر نداری پیراهنت را غارت کردهاند و بدنت جای درستی هم ندارد چگونه دلم را آرام کنم؟ دو دستش را در دو طرف بدن گذاشت و لبها را به گلوی بریده گذاشت... -دعای پایانیبه خدا یک قسم مهم بدهیم که رد نکند؛ خدایا به حقیقت قلب زینب کبری س به اشکهای چشم زینب کبری س در شب یازدهم این بیماری را اولا بهطور عام از همه دنیا و بهطور خاص از بلاد شیعه بردار. خدایا این مردم با امشب دوازده شب و روز است که در همه شهرها برای رفع این بیماری با گریه روضه
English