لطفا منتظر باشید

دو نعمتی که قدرشان را نمی‌دانیم؛ تندرستی و امنیت

دو نعمتی که قدرشان را نمی‌دانیم؛ تندرستی و امنیت
انسان معمولاً ارزش چیزی را وقتی می‌فهمد که آن را از دست بدهد. بسیاری از مردم، قدر خورشید را نمی‌دانند، چون همیشه در آسمان پیش چشمشان است؛ از آن غافل می‌شوند و تازه وقتی با تاریکی مطلق، سرمای شدید و یخبندان روبرو می‌شوند، می‌فهمند که چه نعمت بزرگی را از دست داده‌اند.

عناوین این مقاله

با کلیک روی هر عنوان به محتوای مربوط به آن هدایت می شوید

بسیاری از نعمت‌های الهی در اختیار ماست و ما از آن‌ها غافلیم. قدر و منزلتشان را نمی‌شناسیم و سپاسگزار نیستیم. اما وقتی این نعمت‌ها از دست برود، تازه می‌فهمیم که چه سرمایه‌های بزرگی داشتیم.

دو نعمت بزرگ: تندرستی و امنیت

از جمله نعمت‌های بسیار بزرگی که در اختیار بشر است، تندرستی و امنیت است. این دو، ارتباط تنگاتنگی با آسایش و آرامش دارند؛ یعنی همان مفهوم سعادت و خوشبختی. زیرا دو مؤلفه اصلی سعادت، آسایش تن و آرامش روان است.

انسان وقتی احساس خوشبختی می‌کند که تنش در آسایش باشد و روانش در آرامش. به همین دلیل، مهم‌ترین دغدغه بشر در زندگی، دست یافتن به آسایش و آرامش پایدار است. اما دنیا، به اقتضای طبیعت خود، نمی‌تواند او را به خوشبختی کامل و مطلق برساند؛ چرا که هر آسایشی را زوالی است و هر آرامشی را پایانی.

اینجاست که انسان مؤمن، تفسیر خود از زندگی را به آخرت پیوند می‌زند؛ یعنی به دنبال زندگی‌ای است که در آن آسایش و آرامش ابدی باشد، بی‌آن که زوال و پایانی داشته باشد. از این رو، خوشبختی و سعادت را در جهان دیگر جست‌وجو می‌کند.

آسایش و آرامش، حقیقت خوشبختی

از آیات و روایات به دست می‌آید که حقیقت خوشبختی را باید در آسایش و آرامش جست که همان تندرستی و امنیت است. از نگاه تمام اندیشمندان، مهم‌ترین دغدغه بشر در زندگی، همین دو موضوع است. اما انسان نمی‌تواند در دنیا به طور کامل و پایدار به این دو نعمت دست یابد. در این نقطه است که اندیشه بشر با کمک وحی به این نتیجه می‌رسد که باید خوشبختی را در سرای دیگر جست‌وجو کند.

در روایات اسلامی، بارها با تعابیر گوناگون از نعمت آرامش و آسایش سخن رفته است.

پیامبر خدا (ص) فرمود:

«دو نعمت است که قدرشان شناخته نمی‌شود: تندرستی و امنیت.»[1]

از نظر امام صادق (ع)، مهم‌ترین نعمت‌های دنیا، دست‌یابی به آسایش و آرامش است. آن حضرت فرمود:

«برخورداری و بهره‌مندی در دنیا، امنیت و تندرستی است.»[2]

این همان مطلبی است که پیامبر (ص) به گونه‌ای دیگر بیان کرده:

«حسنه و خیر نیک برای بشر در دنیا، تندرستی و عافیت و امنیت است.»[3]

کفران نعمت تندرستی و امنیت

این دو نعمت، همان چیزی است که انسان قدرناشناس، شکر آن را به جا نمی‌آورد. او از دو طریق زبانی و عملی کفران می‌ورزد:

به زبان، شاکر و سپاسگزار خدا نیست.

در زندگی، از این دو نعمت به درستی برای رشد، کمال و «متأله شدن» (خدایی شدن) بهره نمی‌گیرد.

امام صادق (ع) از پیامبر (ص) نقل می‌کند که فرمود:

«دو نعمت است که شکرشان به جا آورده نمی‌شود: امنیت و عافیت.»[4]

در این حدیث، «عافیت» به قرینه اینکه در برابر امنیت قرار گرفته، به معنای صحت و تندرستی است.

پنج نعمتی که فقدان هرکدام زندگی را ناقص می‌کند

امام صادق (ع) فرمود:

«پنج چیز است که هرکس یکی از آنها را نداشته باشد، همواره بهره‌اش از زندگی ناقص، عقلش زایل و دلش مشغول خواهد بود:

۱. تندرستی،

۲. امنیت،

۳. وسعت روزی،

۴. انیس موافق.»

راوی می‌گوید: از حضرت پرسیدم: منظور از «انیس موافق» چیست؟

فرمود: «همسر صالح، فرزند صالح، دوست صالح.»

سپس حضرت پنجمین نعمت را که جمع‌کننده چهار نعمت دیگر است، چنین برشمرد:

«رها کردن و کوتاه آمدن و با دیگران درگیر نشدن.»[5]

از نظر امام (ع)، اگر کسی چهار نعمت نخست را هم داشته باشد، اما با دیگران در منازعه و درگیری باشد، لذت آن چهار نعمت نیز مخدوش می‌شود. بنابراین، ترک درگیری و نزاع، و کوتاه آمدن، می‌تواند موجبات بهره‌مندی از نعمت‌های دیگر را فراهم کند. انسانی که اهل بی‌خیالی در برابر درگیری‌ها باشد و صبر و تحمل بالایی داشته باشد، می‌تواند از نعمت‌های چهارگانه بهره‌مند شود.

ارزش و قدر نعمت امنیت

امام صادق (ع) در بیان ارزش امنیت فرمود:

«العافیه نعمه خفیه اذا وجدت نسیت و اذا فقدت ذکرت؛

امنیت، نعمتی پنهان است؛ وقتی وجود دارد، فراموش می‌شود و وقتی از بین می‌رود، به یاد می‌آید.»[6]

و نیز فرمود:

«امنیت نعمتی است که انسان از شکر آن عاجز است.»[7]

امیرالمؤمنین علی (ع) فرمود:

«تندرستی، سرمایه است و تنبلی، ضایع کردن آن است.»[8]

و نیز فرمود:

«صحّت بدنت را غنیمت بدان، پیش از آن که بیمار شوی.»[9]

حضرت عیسی (ع) فرمود:

«مردم دو گروه‌اند: ایمن و گرفتار. برگرفتاران دلسوزی کنید و برای امنیت (خود و دیگران) خدا را حمد گویید.»[10]

چرا آسایش و آرامش اینقدر ارزشمند است؟

با نگاهی به آموزه‌های وحیانی می‌توان فهمید که چرا آسایش و آرامش چنین جایگاه بلندی دارد.

۱. زمینه‌سازی برای تحقیق و کمال

خداوند در قرآن، بخشی از آثار و برکات این دو نعمت را بیان کرده است. در آیه ۶ سوره توبه می‌فرماید: انسان در سایه امنیت می‌تواند درباره حق تحقیق کند و در مسیر متأله شدن (خدایی گشتن) گام بردارد. بنابراین، مهم‌ترین هدف زندگی – یعنی دریافت حق و حرکت در مسیر آن و شکوفایی کمالات – تنها در سایه امنیت امکان‌پذیر است.

۲. زمینه‌سازی برای عبادت

خداوند در آیاتی مانند آیه ۵۵ سوره نور و آیات ۳ و ۴ سوره قریش، امنیت را زمینه‌ساز رویکرد مردم به عبادت خدای متعال معرفی می‌کند. عبادت و حرکت در مسیر متأله شدن، تنها در سایه امنیت و آرامش تحقق می‌یابد.

۳. زمینه‌سازی برای عدالت، آبادانی و شکوفایی اقتصادی

یکی از اهداف میانی دین و دین‌داری، ایجاد شرایط مناسب زیستی در دنیا برای همگان، تحقق عدالت، آبادسازی زمین، و شکوفایی اقتصادی و تمدنی برای بهره‌مندی همگانی بشر است. این هدف مهم نیز تنها در سایه امنیت محقق می‌شود. خداوند در آیه ۷۵ سوره قصص، امنیت را عامل شکوفایی اقتصادی و رفاه معرفی می‌کند. همین رفاه و شکوفایی اقتصادی است که زمینه‌ساز حرکت جامعه به سوی کارهای مهم‌تری چون متأله شدن می‌شود؛ زیرا شکوفایی اقتصادی به مفهوم قرآنی تنها در سایه عدالت فراگیر ممکن است، و وقتی عدالت فراگیر شد، جامعه در مسیر کمالات گام برمی‌دارد.

۴. امنیت اجتماعی به عنوان نعمت الهی

یکی از مصادیق امنیت و آرامش، امنیت اجتماعی است. خداوند در آیاتی مانند آیه ۶۲ سوره انفال و آیه ۲۱۱ سوره نحل، امنیت اجتماعی را از نعمت‌های الهی برمی‌شمارد و در آیات ۴۹ و ۸۹ سوره کهف بیان می‌دارد که امنیت اجتماعی، تبلور رحمت الهی است.

همه جوامع بشری دغدغه دارند که به امنیت و آرامش فردی، اجتماعی، اقتصادی و جمعی دست یابند؛ زیرا امنیت به شکل مطلق آن، مطلوب همه جوامع است[11].

۵. خوشبختی ابدی در آخرت

خداوند در آیات بسیاری به مهم‌ترین دغدغه بشر – یعنی خوشبختی واقعی که همان آسایش و آرامش ابدی است – اشاره می‌کند و می‌فرماید این خوشبختی در آخرت برای کسانی که متأله و خدایی شده‌اند، تحقق می‌یابد. اهل بهشت در آرامش و آسایش کامل و ابدی قرار خواهند گرفت[12].

۶. غذا و تغذیه؛ نخستین مصداق آسایش

آسایش هرچند معنای فراگیری دارد، اما نمی‌توان از این نکته گذشت که غذا و تغذیه، مهم‌ترین و نخستین مصداق آسایش است. انسان دارای بدنی است که نیازمند تغذیه دایم است. بشر چنان آفریده شده که وابسته به خوراک است[13]. وقتی این مصداق آسایش برآورده شد، انسان به سراغ مصادیق دیگر می‌رود؛ زیرا هر یک از اعضا و جوارح بدن، نیازهایی دارند که باید تأمین شود؛ از جمله نیاز جنسی که باید تأمین گردد تا بدن در سلامت بماند.

تندرستی و امنیت، وسیله کمال‌یابی

تندرستی و سلامت تن، به معنای حالت کمالی هر یک از جوارح و اعضاست. بدن، یعنی مجموع اعضا و دستگاه‌های تشکیل‌دهنده یک انسان. هر یک از این اعضا و دستگاه‌ها نیازهایی دارد که برآورده شدن آنها، یعنی آسایش و تندرستی بدن.

هرگونه نقص، کاستی یا بیماری، به معنای ناخوشی و فقدان آسایش است. کسی که از آسایش و تندرستی برخوردار نیست، نمی‌تواند به خوبی کاری انجام دهد؛ زیرا حرکت‌های کمالی انسان، متوقف بر سلامت بدن است.

امیرالمؤمنان علی (ع) در نیایش خود، تندرستی را برای انجام عبادت و پیمودن راه حق و کمال می‌خواهد و می‌فرماید:

«قو علی خدمتک جوارحی»؛

یعنی: «تنم را برای خدمت خود قوی و قدرتمند ساز.»

زیرا هر ناخوشی، به معنای کاهش قدرت بر انجام اعمال عبادی و خدمتی است که انسان با آن به کمال می‌رسد.

هر انسانی برای حرکت در مسیر کمال، نیازمند همه اعضا و جوارح خود است. فقدان هر یک، نقص جدی در ابزارهای شناختی و حرکتی او ایجاد می‌کند. به عنوان نمونه، در کلام مشهوری از فلاسفه آمده است:

«مَنْ فَقَدَ حِسًّا فَقَدْ فَقَدَ عِلْمًا»؛

هر کس حسی را از دست بدهد، در حقیقت علمی را از دست داده است.

زیرا هر یک از حس‌های بشری، منابع شناختی و ابزارهای معرفتی او هستند. فقدان حس چشایی، انسان را از دانش نسبت به مزه‌ها محروم می‌کند. فقدان بینایی، از بسیاری دانش‌ها نسبت به رنگ‌ها، نور و زیبایی‌های طبیعت محروم می‌کند. فقدان شنوایی نیز بسیاری از دانش‌ها را که از طریق شنیدن کسب می‌شوند، از بین می‌برد.

سخن پایانی

باشد که با درک درست از نعمت‌های الهی، به ویژه این دو نعمت بزرگ – آسایش و آرامش، همان تندرستی و امنیت – شکرگزار زبانی و عملی باشیم و از آنها به درستی برای «خدایی شدن» و حرکت در مسیر کمال بهره بگیریم. پیش از آنکه این نعمت‌ها را از دست بدهیم و آنگاه افسوس بخوریم که چه سرمایه‌های ارزشمندی را نشناخته و ناسپاس گذشتیم.

پی نوشت:

[1] روضة الواعظین، ج۲، ص۴۷۲

[2] بحارالانوار، ج۱۸، ص۲۷۱ و معانی الاخبار، ص۳۲۰

[3] بحارالانوار، ج۸۱، ص۴۷۱

[4] بحارالانوار، ج۱۸، ص۱۷۰؛ خصال، ج۱، ص۹۱

[5] الخصال : ج ۳۴، ص ۲۸۴

[6] بحارالانوار، ج۱۸، ص۲۷۱

[7] همان

[8] همان، ص۳۷۱

[9] همان، ص۳۷۱

[10] همان، ص۲۷۱

[11] یوسف، آیه ۹۹

[12] نمل، آیه ۹۸؛ فصلت، آیه ۱۴ و دیگر آیات

[13] انبیاء، آیه ۸

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه