تمسّك به كتاب و اقامه نماز
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَاناً وَعَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ* رَضِىَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذلِكَ لِمَنْ خَشِىَ رَبَّهُ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ] .
مؤمنان، فقط كسانى هستند كه چون ياد خدا شود، دلهايشان ترسان مىشود، وهنگامى كه آيات او بر آنان خوانده شود بر ايمانشان مىافزايد، و بر پروردگارشان توكل مىكنند.* هم آنان كه نماز را برپا مىدارند و ازآنچه به آنان روزى دادهايم، انفاق مىكنند.
[وَ الَّذِينَ يُمَسِّكُونَ بِالْكِتابِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ إِنَّا لا نُضِيعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِينَ].
و آنان كه به كتاب [آسمانى] چنگ مىزنند [و عملًا به آياتش پاى بندند] و نماز را بر پا داشتهاند [داراى پاداشند] يقيناً ما پاداش اصلاح گران را ضايع نمىكنيم.
در اين آيه دو موضوع ريشهدار و يك نتيجه مورد بحث است: تمسّك به كتاب و اقامه نماز.
وامّا نتيجه مصلح شدن انسان به خاطر اتصال به آن دو موضوع، تمسّك به كتاب خدا كه نقشه جامع الهى براى هدايت انسان به سوى هر خير و كمالى است. قرآنى كه درمان دردها، علاج امراض، حلال مشكلات، رافع نيازها و راهبر انسان به سوى خداست.
و اين الصاق و اتصال، حاصل نمىشود مگر با رعايت سه برنامه:
1- قرائت قرآن
2- فهم قرآن
3- عمل به قرآن
چون كسى به قرائت و خواندن قرآن مجيد برخيزد و براى فهم اين كتاب مجاهده كند و در عمل به آيات آن بكوشد و بر اين راه ثابت قدم باشد، مصداق واقعى متمسّك به كتاب است.
در شرح حديث چهاردهم كتاب «مصباح الشريعة»- به خواست حضرت الهى- توضيح بسيار مفصل و قابل توجهى دراين باب خواهد آمد.
آرى، از خصوصيات مهم مؤمن، تمسّك به كتاب و اقامه نماز است، چون عبد در مسير قرآن و نماز قرار گرفت، مصلح خواهد شد، به اين معنى كه در مرتبه اول در اصلاح خويش و سپس اصلاح زن و فرزند، آن گاه اصلاح جامعه برخواهد آمد و اجر چنين مصلحى- كه اصلاحگرى او از قرآن و نماز سرچشمه گرفته- ضايع نخواهد شد.
اين چنين انسان، در پيشگاه خداوند مهربان از اعتبار و قيمت خاصى برخوردار است و انسانى است كه به توفيق حضرت دوست، خير دنيا و آخرتش تأمين است.
تمسّك به كتاب، نتيجه عشق به قرآن و عشق به قرآن نتيجه معرفت انسان به كتاب خداست.
معرفت، مولد همت و عشق است و عشق و همت، مولد حركت و عمل است؛ پيروز و بهروز، انسانى است كه در اين عشق استوار و ثابت قدم است.
|
هر دل كه در او بلاى عشق است |
آن جايگه خداى عشق است |
|
|
هر ناله كه بر دلى نشيند |
از ناى روان فزاى عشق است |
|
|
خوشتر زصفاى صبحگاهى |
شامى كه در او صفاى عشق است |
|
|
تا هست جهان و ملك هستى |
در گوش فلك صداى عشق است |
|
|
باقى است هميشه عشق و عاشق |
زيرا كه بقا بقاى عشق است |
|
|
تا بوده و هست ملك هستى |
در زير پر هماى عشق است |
|
[إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ] «1».
مسلماً كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته انجام دادند، و نماز را به پا داشتند، و زكات پرداختند، براى آنان نزد پروردگارشان پاداشى شايسته و مناسب است، و نه بيمى بر آنان است و نه اندوهگين مىشوند.
[فَإِنْ تابُوا وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ فَإِخْوانُكُمْ فِي الدِّينِ وَ نُفَصِّلُ
الْآياتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ] .
پس اگر [از پيمان شكنى، قطع رحم، كفر و شرك] توبه كنند و نماز را بر پا دارند و زكات بپردازند، برادران دينى شمايند و ما آيات خود را براى گروهى كه [واقعيات را] مىدانند، به صورتهاى گوناگون بيان مىكنيم.
[إِنَّما يَعْمُرُ مَساجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّكاةَ وَ لَمْ يَخْشَ إِلَّا اللَّهَ فَعَسى أُولئِكَ أَنْ يَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِينَ] .
آباد كردن مساجد خدا فقط در صلاحيت كسانى است كه به خدا و روز قيامت ايمان آورده و نماز را بر پا داشته و زكات پرداخته و جز از خدا نترسيدهاند؛ پس اميد است كه اينان از راه يافتگان باشند.
آياتى كه ذكر شد، نمونه هايى از آيات كتاب خداست كه نماز را به عنوان يكى از خصوصيات بارز مردم مؤمن معرفى كردهاست؛ قسمت ديگرى از آيات كتاب خدا كه همين هدف را دنبال كرده، برابر با نام سورهها و شماره آيات بدين قرار است:
انعام، 92؛ توبه، 71؛ رعد، 42؛ ابراهيم، 31؛ حج، 35- 41؛ مؤمنون، 2؛ نور، 37؛ نمل، 3؛ لقمان، 4؛ فاطر، 18- 19؛ شورى، 38؛ بينه، 5؛ معارج، 23؛ روى هم رفته در حدود بيست و پنج آيه در سورههاى مختلف قرآن، نماز را از نشانههاى مردم با ايمان و انسانهاى شايسته قرار داده و بر مبناى اين آيات، اگر مرد و زنى از حوزه با عظمت نماز بىبهره باشند، بايد گفت كه از مدار ايمان واقعى خارج و از مراتب عالى الهى و انسانى دورند و اينان همان مردمى هستند كه خداوند در قرآن مجيد به خاطر عدم ايمان و ضعف عمل از آنان تحت عناوين انعام، شردواب، فاسق و اصحاب نار ياد كرده است!!
English