غل و زنجير جهنم در انتظار معاملهگران باطل
« فَمَآ أَصْبَرَهُمْ عَلَى النَّارِ »
اينها چگونه مىخواهند در عذاب جهنم طاقت بياورند؟ غير از يك بدن هشتاد نود كيلويى كه بيشتر نيستند.
قرآن مجيد يكى از عذابهايى كه بيان مىكند، اين است كه ما براى اهل جهنم، غُل و زنجير آماده كردهايم، كه اين غير از آتش و شعله و عصبانيت و غيظ آتش و كارگردانهاى جهنم است بلكه از كل عذابها وحشتناكتر است:
« إِنَّـآ أَعْتَدْنَا لِلْكَـفِرِينَ سَلَـسِلاَ وَ أَغْلَـلاً وَ سَعِيرًا »
براى هر كسى هم يك زنجير كه هفتاد ذراع است ـ متر كمتر از ذرع است ـ اينها هم عين زنجيرهاى دنيا، حلقههاى در هم هستند، كه ائمه عليهمالسلام فرمودند: هر حلقهاى از آن با آن كوچكى، سنگينى و وزنش از كره زمين بيشتر است، و چون مرگى هم در جهنم وجود ندارد كه شما بگوييد: حالا اين زنجير را به گردنشان بياندازند، اينها زير اين بار سنگين مىميرند، نه، مرگ وجود ندارد.
بگيريد او را پس او را بكشيد بسوى وسط جهنم، پس از آن بريزيد بر فرق سر او از عذاب حميم، آب جوشيده جهنم و بگوييد بر او بچش بدرستى كه تو بودى خودت بسيار عزيز و محترم در نزد مردم محققا اين است آنچه كه بوديد شما باور نمىكرديد، در جاى ديگر مىفرمايد: «خُذُوهُ فَغُلُّوهُ ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ ثُمَّ فِي سِلْسِلَةٍ ذَرْعُها سَبْعُونَ ذِراعاً فَاسْلُكُوهُ» الحاقه آيات 30 ـ 32.
خُذُوهُ امر به ملائكه عذاب است كه مىآيند بالاى قبر او به مجرد آنكه از قبر بيرون مىآيد او را مىگيرند.
فَاعْتِلُوهُ اعتلاء كشيدن به عنف و شدت و سختى است.
إِلى سَواءِ الْجَحِيمِ به سوى وسط آتش و از اين جمله استفاده مىشود كه بدون حساب و پرسش و سوءال و نامه عمل او را مياندازند وسط جحيم كه آتش افروخته است چنانچه بعضى بدون حساب وارد بهشت ميشوند و بدون ميزان و بيانش اين است كه اهل محشر سه دسته مىشوند. يك دسته كسانى هستند كه هيچ خطايى و معصيتى از آنها سر نزده، در عقائد معتقد به جميع عقايد حقه بودند، در اخلاق و صفات نفسانيه متصف بصفات حميده و منزه از ملكات رذيله، در افعال عامل به اعمال صالحه و متقى از جميع افعال سيئه اينها نه حساب دارند و نه ميزان بدون حساب وارد بهشت مىشوند، دسته دوم كسانى كه نه معتقد به عقايد حقه بودند و نه صفات حميدهاى داشتند و نه عمل نيك، بلكه غرق معاصى و صفات خبيثه و عقايد فاسده اينها هم بدون حساب و ميزان در جهنم آنها را مياندازند دسته سوم كه عمل نيك و بد داشتند و در عقايد سستى يا جدى بودند و در اخلاق هم پارهاى از صفات حميده و قسمتى از صفات خبيثه داشتند اينها را پاى حساب و ميزان مىبرند.»
English