فارسی
سه شنبه 29 خرداد 1403 - الثلاثاء 10 ذي الحجة 1445
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه

0
نفر 0

قافله عشق حق ازفریبرز کلانتری

قافله عشق حق جانب دشت بلاست
قافله‌سالار آن بنده و خون خداست

همدم زینب کنون اشک بصرها شده
جایگه اطهرش عرش معلا شده

می‌رود و رفتنش خون به دل می‌کند
عشق بر این قافله در دل جا می‌کند

اکبر سیمین بدن فکر شهادت بود
قاسم شیرین سخن روح شهامت بود

ساقی طفلان او ماه بنی‌هاشم است
دخت سه ساله کنون خسته دل و نائم است

ای دل خسته بیا تا که پریشان شویم
تشنه و افسرده از سوز بیابان شویم

همدم این قافله جانب دشت بلا
پیش رویم در پی دختر خیرالنساء

خوب تماشا کنی گریه زینب کنون
سوز دعایش خرد را بکشد تا جنون

یاد کنیم ز آن زمان قافله خستگان
بار نهادند در این دشت بلاخیز جان

گفت برادر دمی گوش نما زینبا
می‌کند این کربلا ما دو تن از هم جدا

فصل جدایی بلبل شده از بوستان
وه که چه خون کرده این داغ دل دوستان


منبع : فریبرز کلانتری
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

بر شانه های مضطربش آفتاب بود ازمریم حقیقت
غزل عاشورایی از بابا فغانی شیرازی
خواهر حلالم کن از سید حبیب حبیب پور
کوفه ازغلامعلی رجایی
از زبان حضرت سکینه(سلام الله علیها) از امیر تیموری
زخم‏هاى شعله‏ور از سیداکبر میرجعفرى
مشتاقمت ای مردی ای بوسه‌ی بی‌خنجر از علیرضا ...
ماه گیسوی پریشان بلندی دارد از رضا نیکوکار
حسين آتش عشق خدا
چون مشک اگر چه نا‌امیدم کردی از محسن حسن زاده ...

بیشترین بازدید این مجموعه

غزل عاشورایی از بابا فغانی شیرازی
کوفه ازغلامعلی رجایی
بر شانه های مضطربش آفتاب بود ازمریم حقیقت
خواهر حلالم کن از سید حبیب حبیب پور

 
نظرات کاربر

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز



گزارش خطا  

^