برخورد حضرت شعيب عليه السلام با قوم خويش
نمونه منيب ديگر، حضرت شعيب عليه السلام در ميان مردم «مدين» بوده است، كه از نسل ابراهيم عليه السلام است. قرآن مجيد مىفرمايد: مردمى كه به فساد و دزدى در روز روشن به كم فروشى آلوده بودند، يعنى جنس مردم را از مردم با قيمت اندك بخرند، و فروشندگان مجبور شوند به قيمتى كه اينها مىگويند بفروشند. آلوده به تبهكارى، فتنه و آشوب بودند.
شعيب عليه السلام به اين مردم گفت: «إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلحَ مَا اسْتَطَعْتُ» من در ميان شما تا جايى كه قدرتم اجازه بدهد، هيچ نيتى جز اصلاح وضع شما را ندارم. آيه مىخواهد بگويد كه: مردم! نيت شما فقط نيت اصلاح باشد.
«وَ مَا تَوْفِيقِى إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ و إِلَيْهِ أُنِيبُ» همه نيرو، توان و قدرت من در ميان شما، به پروردگار من است. من به اندازه شما نيرو، پول و سلاح ندارم. تمام نيرو و تكيهام به پروردگار است.
من هرگز قدم جاى قدم شما نمىگذارم. در فساد و دزدىِ روز روشن و تبهكارى و فتنه و آشوب شما وارد نمىشوم. فقط با قدم طاعت و عبادت به سوى پروردگارم در حركت هستم. شما هر چه و هر كه مىخواهيد باشيد و هر كارى مىخواهيد بكنيد. من آن آدمى نيستم كه تحت تأثير شما به خودم بگويم: «خواهى نشوى رسوا، همرنگ جماعت شو» نه، هيچ همرنگى با شما ندارم، رسوا نيز نمىشوم، بلكه عزّت پيدا مىكنم.
منظور از بيان منيبين- مانند ابراهيم و شعيب عليهما السلام- اين آيه است كه خداوند مىفرمايد:
«وَ اتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَىَّ»
امرِ واجب است؛ كسانى كه تخصّص در ادبيات عرب و اصول فقه دارند، مىدانند كه اين امر «وَ اتَّبِعْ» مثل امر به نماز و روزه واجب است.
مىفرمايد: اى مرد و زن! در اين دنيا فقط راه كسانى كه با قدم عبادت و اطاعت به جانب من آمدهاند، مثل ابراهيم و شعيب و ديگر انبيا عليهم السلام را متابعت كنيد:
«ثُمَّ إِلَىَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ»
بازگشت همه شما به سوى من است و من تمام اعمال پرونده شما را در قيامت به شما آگاهى مىدهم.
English