لطفا منتظر باشید

حقيقت دوم: قرآن‏

حقيقت ديگرى كه در دسترس مردم بودو اكنون نيز هست‏قرآن است. پروردگار خطاب به مردم مى‏فرمايد: چرا در آيات الهى، در اين وحى منزل، و در مجموعه كلماتى كه بر پيغمبر نازل شده، تدبر و تفكر نمى‏كنيد؟

«أفلا يتدبرون القرآن أم على قلوب اقفالها».

آيا در قرآن نمى‏انديشند تا حقايق را بفهمند يا بر دل‏هايشان قفل‏هايى قرار دارد؟

مگر بر دل‏هاى شما قيدوبندها و قفل‏هايى زده شده است كه نمى‏توانيد فكر كنيد؟ قرآن در پاسخ به سخن آن عده كه راجع به پيغمبر مى‏گفتند قلب و فكر ما نسبت به ايشان بسته است، مى‏گويد: آن‏ها دروغ مى‏گويند. فكر يا دلشان در اين‏باره بسته نيست، بلكه از سر عناد و لجبازى و كبر و حسادت اين سخن را مى‏گويند. قرآن مى‏فرمايد آن‏ها نمى‏خواهند حق را قبول كنند، لذا اين‏كه مى‏گويند:

«قلوبنا غلف».

دل‏هاى ما در پوشش است و قدرت ندارد كه حقيقت را بفهمد.

دروغ است. قرآن در يكى از آيات سوره مباركه بقره مى‏فرمايد: اين گروه از بت پرستان داناى به توحيد بوده و جاهل به آن نيستند. آن‏ها آگاهند كه تمام چرخ‏هاى عالم به اراده يك نفر مى‏چرخد و او خداست.

بااين‏حال، در برابر پروردگار مشتى بت جاندار يا بيجان را علم كرده‏اند و در امور زندگى به آن‏ها متوسل مى‏شوند؛ درحالى‏كه مى‏دانند هيچ كارى از آن‏ها برنمى‏آيد. در اين ميان، عده‏اى به مجسمه‏هاى مختلف متوسل مى‏شوند؛ گروهى به چوب و آهن و ...، و عده‏اى به به پول.

قرآن در اين‏باره مى‏فرمايد:

«أم كان ذا مال و بنين».

(سركشى و ياغى‏گرى اين افراد) براى آن است كه داراى ثروت و فرزندان فراوان‏اند.

همه دلخوشى آنان اين است كه پولدار هستند و چون فكر مى‏كنند كه پول همه جا و همه وقت كليد حلّ مشكلات است، تكيه‏شان به پول است. در قرآن مجيد، سرنوشت تعدادى از اين پولدارها آمده است كه پروردگار عالم تا نابود شدن و مرگشان، از بندى كه درونش افتاده بودند نجاتشان نداد.

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه