حج امام صادق عليه السلام
امام جعفر صادق عليه السلام در سفرى از سفرهاى حج خود افتخار هم سفرى خود را به مالك بن انس داد.
وقتى كه به ميقاتگاه رسيدند مالك مىگويد:
هنگام احرام كه راحله شتر امام عليه السلام به صحرا برسيد هرچه مىخواست لبيك را به صداى بلند بگويد صدا در گلوى او گلوگير و متقطع مىشد و نزديك بود از راحله بيفتد.
من گفتم: اى پسر رسول خدا! لبيك بگو، چارهاى نيست از اين كه بگويى، فرمود:
اى پسر ابو عامر! چسان جسارت و جرأت كنم كه بگويم: «لَبَّيْكَ اللّهُمَّ لَبَّيْكَ».
ترس و هراس و وحشت از آن دارم كه خداى عزت و جلال به من بگويد:
«لالَبَّيْكَ» .
امام عليه السلام است كه با معرفت كامل در ميقاتگاه حريم الهى است، البته مشاعر آن انسان الهى مستغرق معنويات وحى آسمانى مىشود و تمام اسرار حرم را در ميقاتگاه درمىيابد و حد و حدود خود را با حد و حدود اين بارگاه تطابق مىدهد، او از حد و حدود اين سرحد واقف است و از همه جهات به حد و حدود خويشتن هم مو به مو آگاه است، البته وقتى با حد و حدود حريم كبريايى خود را مقابل مىبيند، لكنت در زبان مىآيد و وقفه به او رخ مىدهد و مالك خود نيست.
ديدهايد كه در مقابل كوه، انسان چقدر خود را كوچك مىبيند، عظمت كبريايى را كوه كوه از همه جانب فرض كنيد كه انسان از همه طرف كوچك مىشود.
در مقابل آن عظمت بىنهايت در بىنهايت، اين موجود كوچك چه كند و چگونه بايستد و چه بگويد؟
امام صادق عليه السلام در سفر حج ديگر، افتخار هم كجاوگى خود را به ابان بن تغلب داده بودند- كه بزرگ اصحاب امام باقر عليه السلام بود و سى هزار حديث از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده وقتى به مدينه وارد مىشده يك ستون از مسجد الرسول را اختصاص به او مىدادهاند كه جلوس كرده، تدريس كند، امام عليه السلام به او فرموده بود:
اى ابان! در مسجد مدينه جلوس كن و فتوى بده كه من دوست دارم مثل تو در شيعيان من باشد «1»- ابان مىگويد:
وقتى كه امام صادق عليه السلام به سرحد حرم رسيد، ميلههاى اعلام حرم پيدا شد، دستور فرمود:
شتر را نگه داشتند و پياده شد، ابان هم پياده شد، ابان مىگويد: امام براى ورود به حرم غسل كرد، من هم غسل كردم، بعد امام دعاى ورود به حرم را خواند و گريست، سپس براى ورود به حرم پاها را برهنه كرد و با پاى برهنه در حال تواضع قدم در حرم نهاد و قدم برداشت و فرمود:
اى ابان! هر كس اين عمل را بجا آورد، براى خدا، اينطور كه من بجا آوردم و تو ديدى، خداى سبحان صد هزار سيئه از او محو مىكند و صد هزار حسنه براى او مىنويسد و صد هزار درجه براى او ترفيع دهد و صد هزار حاجت او را برآورد
English