فيوضات واجبات و مستحبات در روايات
منابع مقاله:
کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه جلد پنجم
نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان
كسانى كه خوشى و ناخوشى در حال آنان نسبت به واجبات الهيّه و سنن اسلاميه اثر مىگذارد، به خاطر غم و اندوهى كه عاقبتش زايل شدنى است خود را از بركات و فيوضات محروم مىنمايند.
در توضيح فراز بالا لازم است به مختصرى از فيوضاتى كه از واجبات و مستحبّات نصيب انسان مىگردد اشاره مىشود.
از امام باقر عليه السلام روايت شده:
عَشْرٌ مَنْ لَقِىَ اللَّهَ بِهِنَّ دَخَلَ الْجَنَّةَ: شَهادَةُ أنْ لا إلهَ إلَّا اللَّهُ، وَ أنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ، وَ الإْقْرارُ بِما جاءَ بِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ، وَ إقامُ الصَّلاةِ، وَ إيتاءُ الزَّكاةِ، وَ صَوْمُ شَهْرِ رَمَضانَ، وَ حِجُّ الْبَيْتِ وَ الْوَلايَةُ لأِوْلياءِ اللَّهِ، وَ الْبَراءَةُ مِنْ أعْداءِ اللَّهِ، وَ اجْتِنابُ كُلِّ مُسْكِرٍ. «1»
ده صفت است كه هر كس خدا را با آنها ملاقات كند داخل بهشت خواهد شد:
شهادت به وحدانيّت خدا و به رسالت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و اقرار و اعتراف به آنچه از جانب خدا آورده و بپا داشتن نماز و دادن زكات و روزه ماه رمضان و انجام حجّ خانه خدا و دوستى با دوستان خدا و بيزارى از دشمنان حضرت ربّ و دورى كردن از هر چه مست كننده است.
حضرت موسى بن جعفر عليه السلام فرمود:
مَنْ تَوَضَّأَ لِلْمَغْرِبِ كانَ وُضُوؤُهُ ذلِكَ كَفّارَةً لِما مَضى مِنْ ذُنُوبِهِ فى نَهارِهِ ما خَلَا الْكَبائِرَ، وَ مَنْ تَوَضَّأَ لِصَلاةِ الصُّبْحِ كانَ وُضُوؤُهُ ذلِكَ كَفّارَةً لِما مَضى مِنْ ذُنُوبِهِ فى لَيْلَتهِ ما خَلَا الْكَبائِرَ. «2»
هر كس براى نماز مغرب وضو بگيرد، اين وضوى او كفّاره گناهان گذشته روز اوست به غير از گناهان بزرگ. و هر كس براى نماز صبح وضو بگيرد اين وضو كفاره گناهان گذشته شب اوست به استثناى گناهان بزرگ.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
ألا أدُلُّكُمْ عَلى سِلاحٍ يُنْجيكُمْ مِنْ عَدُوِّكُمْ، وَ يُدِرُّ رِزْقَكُمْ؟ قالُوا: نَعَمْ، قالَ:
تَدْعُونَ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ، فَإنَّ سِلاحَ الْمُؤْمِنِ الدُّعاءُ. «3»
آيا شما را راهنمايى ننمايم بر اسلحه و ساز و برگى كه شما را از دشمنان نجات بخشد و روزى شما را زياد گرداند؟ گفتند: چرا، يا رسول اللَّه. فرمود:
در شب و روز خدا را بخوانيد و دعا كنيد، چون يگانه اسلحه مؤمن دعاست.
امام صادق عليه السلام فرمود:
مَنْ مَشى إلَى الْمَسْجِدِ لَمْ يَضَعْ رِجْلَهُ عَلى رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إلّا سَبَّحَتْ لَهُ الأْرْضُ إلَى الأْرَضينَ السّابِعَةِ. «4»
هر كس پياده به سوى مسجد روان شود، پاى خود را بر هيچ تر و خشكى نمىگذارد مگر آن كه از آن جا تا زمين هفتم براى او پروردگار را تسبيح مىنمايند.
در شرح اين روايت آمده است:
از آنجايى كه به فرموده قرآن، همه موجودات تسبيح خوان حقّند و شعور توحيد در ذات آنان هست، قدمى كه در راه حق برداشته شود از بس با ارزش است بر روى هر چيزى كه واقع شود از آن نقطه تا طبقه هفتم زمين از روى بهجت و سرور، تسبيح خدا را مىگويند و اين تسبيح را به نفع رونده به سوى مسجد قرار مىدهند.
امام رضا عليه السلام فرمود:
عَلَيْكُمْ بِصَلاةِ اللَّيْلِ، فَما مِنْ عَبْدٍ مُؤْمِنٍ يَقُومُ آخِرَ اللَّيْلَ فَيُصَلّى ثَمانِىَ رَكَعاتٍ وَ رَكْعَتَىِ الشَّفْعِ وَ رَكْعَةَ الْوَتْرِ، وَ اسْتَغْفَرَاللَّهَ فى قُنُوتِهِ سَبْعينَ مَرَّةً إلّا اجيرَ مِنْ عَذابِ الْقَبْرِ وَ مِنْ عَذابِ النّارِ، وَ مُدَّ لَهُ فى عُمْرِهِ، وَ وُسِّعَ عَلَيْهِ فِى مَعيشَتِهِ.
ثُمَّ قالَ عليه السلام: إنَّ الْبَيُوتَ التَّى يُصَلّى فيها بِاللَّيْلِ يَزْهَرُ نُورُها لِأهْلِ السَّماءِ كَما يَزْهَرُ نُورُ الْكَواكِبِ لأِهْلِ الأْرْضِ. «5»
شما را به نماز شب سفارش مىكنم، مؤمنى نيست كه آخر شب برخيزد و هشت ركعت نماز شب و دو ركعت نماز شفع و يك ركعت نماز وتر را همراه با هفتاد مرتبه استغفار در قنوت بجاى آورد مگر اين كه از عذاب قبر و عذاب جهنّم امان داده مىشود و در عمرش اضافه مىگردد و وسعت رزق به او مرحمت خواهد شد.
سپس حضرت رضا عليه السلام فرمودند: خانههايى كه در آن نماز شب بجاى آورده مىشود، نورش براى اهل آسمان همچون نور ستاره پر فروغ براى اهل زمين مىدرخشد.
امام باقر عليه السلام فرمود:
إذا صَلَّيْتَ الْعَصْرَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ فَقُلْ: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الأْوْصياءِ الْمَرْضِيّينَ بِأفْضَلِ صَلَواتِكَ، وَ بارِكْ عَلَيْهِمْ بِأفْضَلِ بَرَكاتِكَ، وَ السَّلامُ عَلَيْهِمْ وَ عَلى أرْواحِهِمْ وَ أجْسادِهِمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ.» فَإنَّهُ مَنْ قالَها بَعْدَ الْعَصْرِ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ مِأةَ ألْفِ حَسَنَةٍ، وَ مَحا عَنْهُ مِأَةَ ألْفِ سَيِّئَةٍ، وَ قَضى لَهُ بِها مَأَةَ ألْفِ حاجَةٍ، وَ رَفَعَ لَهُ بِها مِأَةَ ألْفِ دَرَجَةٍ. «6»
چون نماز عصر را در روز جمعه بجاى آوردى اين دعا را بخوان: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الأْوْصياءِ الْمَرْضِيّينَ بِأفْضَلِ صَلَواتِكَ و بارِكْ عَلَيْهِمْ بِأفْضَلِ بَرَكاتِكَ و السَّلامُ عَلَيْهِمْ وَ عَلى أرْواحِهِمْ وَ أجْسادِهِمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ.»
به حقيقت كه هر كس اين دعا را بخواند، خداوند براى او صدهزار حسنه مىنويسد، صدهزار گناه محو مىكند و صدهزار حاجت او را برآورده مىنمايد و صد هزار درجه به او مرحمت مىنمايد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
ما مِنْ صَلاةٍ تَحْضُرُ وَقْتُها إلّا نادى مَلَكٌ مِنْ بَينِ يَدَىِ النّاسِ: قُومُوا إلى نيرانِكُمُ الَّتى أوْقَدْتُمُوها عَلى ظُهُورِكُمْ، فَأطْفِئُوها بِصَلاتِكُمْ. «7»
وقت نمازى نمىرسد مگر اين كه ملكى در برابر مردم فرياد مىزند: به سوى آتشى كه براى خود برافروختهايد و آن را به پشت مىكشيد برخيزيد و براى خاموش كردنش با نماز خويش اقدام كنيد.
امام صادق عليه السلام فرمود:
صَلاةُ فَريضَةٍ خَيْرٌ مِنْ عِشْرينَ حِجَّةٍ، وَ حِجَّةٌ خَيْرٌ مِنْ بَيْتٍ مَمْلُوٍّ مِنَ الذَّهَبِ يُتَصَدَّقُ بِهِ حَتّى يَفْنى. «8»
يك نماز واجب بهتر از بيست حج است و يك حج بهتر از خانهاى است كه از طلا پُر باشد و همه آن را در راه خدا صدقه بدهند.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
مَنْ كانَ الْقُرْآنُ حَديثَهُ، وَالْمَسْجِدُ بَيْتَهُ بَنَى اللَّهُ لَهُ بَيْتاً فِى الْجَنَّةِ. «9»
هر كس، قرآن سخنش و مسجد خانهاش باشد خداوند در بهشت خانهاى براى او بنا كند.
|
اى غم تو راحت و ريحان من |
ياد رُخَت همنفس جان من |
|
|
لعل لبت پسته خندان من |
دانه خال تو سپندان من |
|
|
اين من و تو خيزد اگر از ميان |
هر چه بود زانِ تو هست آنِ من |
|
|
لعل لبت مُهر سليمان من |
ديو و پرى جمله به فرمان من |
|
|
عرصه شش سوى زمين كردهاند |
تا به فلك ساحت زندان من |
|
|
ساحت زندان كه چنين دلگشاست |
تا چه بود صحن گلستان من |
|
|
از ازل آميخته در يكدگر |
با دل و جان تو دل و جان من |
|
|
فاتحه و خاتمه در مدح توست |
هر چه نوشته است به ديوان من |
|
|
دُرّ معانى كه در او سفتهام |
از لب لعل تو سخن گفتهام |
|
روايات در باب فرائض و سنن بسيار زياد است، آنچه نقل شد قطرهاى از دريا بود. در اين زمينه مىتوانيد به كتابهاى «مجموعه ورّام»، «روضة الواعظين»، «بحار الأنوار»، «وسائل الشيعة»، «ثوابالاعمال»، «المحجّة البيضاء» مراجعه نماييد.
در هر صورت از خداوند مهربان بخواهيم كه به سبب غم و اندوه، از رعايت واجبات و اجراى سنّتها باز نمانيم كه بازماندن از فرايض و جدايى از سنّتها، محروميّت از فيض الهى و رحمت خاصّه حضرت ربّ العزّة است و مؤمن را نشايد كه بين خود و بين آن همه فيوضات ملكوتيّه حايل ايجاد كند.
انسان نبايد خود را در حوادث و مكاره و غم و غصّهها حبس نمايد، او بايد در فضاى الهى زندگى كند تا حوادث وى را از مسائل الهى به خصوص واجبات و سنّتها محروم ننمايد.
واجبات بدنى و مالى و حقوقى، منافع بسيار سنگينى در دنيا و حسنات غير قابل شمارشى در آخرت نصيب انسان مىنمايد. چه قبيح است كه آدمى به خاطر هجوم شدايد و مكاره از آن همه منافع دنيايى و آخرتى بازبماند.
اجراى حقوق زن و فرزند، پدر و مادر، اقوام و نزديكان، رسيدگى به يتيم و مريض، زيارت مردم مؤمن، تشييع جنازه، دستگيرى از مردم، از سننى است كه راه انسان را به بهشت و خشنودى حضرت محبوب نزديك مىكند، غم و غصّه و شدّت و حدّت و مكاره و رنجها چيزى نيست كه ما را از اين همه فيوضات محروم سازد.
[ «10» فَقَدْ ضِقْتُ لِمَا نَزَلَ بِي يَا رَبِّ ذَرْعاً وَ امْتَلَأْتُ بِحَمْلِ مَا حَدَثَ عَلَيَّ هَمّاً وَ أَنْتَ الْقَادِرُ عَلَى كَشْفِ مَا مُنِيتُ بِهِ وَ دَفْعِ مَا وَقَعْتُ فِيهِ فَافْعَلْ بِي ذَلِكَ وَ إِنْ لَمْ أَسْتَوْجِبْهُ مِنْكَ يَا ذَا الْعَرْشِ الْعَظِيمِ.]
پرورگارا! به سبب بلايى كه بر من نازل شده، درمانده شدهام و از تحمّل آنچه براى من پيش آمده، دلم از اندوه و غصه پر شده، و تو به برطرف كردن آنچه كه به آن گرفتار شدهام، و دور كردن بلايى كه در آن افتادهام، توانايى؛ بنابراين قدرت و تواناييت را درباره من به كار گير؛ اگر چه از جانب تو سزاوار آن نيستم. اى داراى عرش بزرگ!
لطف خداوند در رفع گرفتارى بدون استحقاق عبد
حزن، حالتى از حالات روحى روانى است كه به طور طبيعى در شرايط ويژهاى براى آدم پيش مىآيد. البته با توجّه به روحيات و مراتب وجودى انسانها، ظروف ويژه براى بروز و ظهور چنين حالتى نسبت به افراد انسانى متفاوت است، به گونهاى كه مىتوان با توجه به اين تفاوتها به مرتبه وجودى افراد پىبرد.
بنابراين مىتوان گفت: ظروف خاص براى بروز و ظهور چنين حالتى در دنيا خواهان با ظروف خاص اهل آخرت و اهل كمال و معرفت تفاوت اساسى دارد.
اهل دنيا پيوسته در پى رسيدن به خوشىها و لذتهاى ناپايدار نفسانى هستند و چون شالوده دنيا با اندوه و خوارى پيچيده است پس آنان به سرعت نااميد مىشوند.
همچنانكه امام صادق عليه السلام مىفرمايد:
الرَّغْبَةُ فى الدُّنيا تُوْرِثُ الْغَمَّ وَ الْحَزَنَ وَ الزُّهْدُ فى الدُّنيا راحَةُ الْقَلْبِ وَ الْبَدَنِ. «10»
ميل به دنيا موجب اندوه و ناراحتى مىشود و پارسايى در دنيا سبب آسايش دل و بدن است.
ولى چنين ظرفى براى اهل آخرت، شوق رسيدن به نعمتها و لذّتهاى معنوى اهل بهشت و شدت حب و عشق به وصال حق مىباشد.
اهل معرفت به مرتبهاى از شدت حب و عشق به وصال حق مىرسند كه به حزن و اندوه دچار مىشوند. حضرت يعقوب عليه السلام از فراغ يوسفش محزون مىشود كه به درگاه خداوند شكايت مىكند:
قَالَ إِنَّمَآ أَشْكُواْ بَثّى وَ حُزْنِى إِلَى اللَّهِ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ مَا لَاتَعْلَمُونَ» «11»
گفت: شكوه اندوه شديد و غم و غصهام را فقط به خدا مىبرم و از خدا مىدانم آنچه را كه شما نمىدانيد.
شكايت انبياى الهى عين بندگى و ابراز عشق به ذات مقدس خداوند است.
بنابراين اگر انبيا و اولياى الهى اهل صبر و استقامت و تسليم و رضا هستند شكايت و حزن آنان براى چيست؟
براساس احاديث نبوى و معصومين عليه السلام آنچه كه با مقام صبر و بندگى خداوند ناسازگار است كه بنده در گرفتارىها و بلاها كه از طرف خدا براى او پيش مىآيد، بىتابى نمايد و بيش از مصيبتى كه به او رسيده است به خدا شكوه كند، ولى اگر گرفتارى و مشكلات خود را به نزد حق ببرد، بدون آن كه بىتابى كند، همان عبوديت و بندگى است.
امام على عليه السلام اين حالت را براى مسلمانان چنين وظيفه مىداند و مىفرمايد:
هر گاه مسلمانان در تنگنا و سختى قرار گيرد نبايد با حالت بىتابى از خدا شكايت كند بلكه تنها بايد به سوى كسى كه كليد دار امور و گشاينده كارهاست شكايت برد. «12» پس نبايد خداوند بزرگ را متهم ساخت و او را محكوم كرد كه تو مرا آزار مىدهى و از نعمتها محروم مىكنى، بلكه بگو به من لطف مىكنى و مرا مستحق ثواب و پاداش آخرتى قرار مىدهى حتى از گناهان من گذشت مىكنى كه من سزاوار عفو و بخشش بسيار تو نيستم.
درمواعظ امام صادق عليه السلام آمده است كه:
شخصى از حضرت صادق عليه السلام پرسيد: با كرامتترين خلق خدا كيست؟
حضرت فرمود: كسى كه بيشترين ذكر و ياد حق تعالى را داشته باشد. پرسيد:
منفورترين خلق در نزد خدا كيست؟ حضرت فرمود: كسى كه خداوند را متهم مىكند. گفت: آيا كسى هست كه خدا را متهم سازد؟ فرمود: بله، كسى كه از خداوند خير و بركت درخواست كند پس خير براى او در شكل بلا و گرفتارى بدى پيش مىآيد و او خشمگين مىشود. اين همان متّهم ساختن حق تعالى است.
پرسيد: چه كسى اين گونه است؟ حضرت فرمود: كسى كه به خداوند شكوه مىكند. پرسيد: آيا كسى هست كه از خدا شكايت كند؟ حضرت فرمود: بله، كسى كه هنگام گرفتارى، شكايتش بيش از آن گرفتارى و بلاست كه به او رسيده است.
پرسيد: چه كسى اين گونه است؟ حضرت فرمود: كسى كه هرگاه به او نعمتى داده شود سپاسگزارى نمىكند و در هنگام بلا و گرفتارى صبر و بردبارى نمىنمايد .... «13» در سوره انبيا به تسبيح گويى حضرت يونس در شكم نهنگ و نجات يافتنش پرداخته است و مىفرمايد:
وَ ذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَى فِى الظُّلُمتِ أَن لَّآإِلهَ إِلَّآ أَنتَ سُبْحنَكَ إِنّى كُنتُ مِنَ الظلِمِينَ* فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ نَجَّيْنهُ مِنَ الْغَمّ وَ كَذَ لِكَ نُنجِى الْمُؤْمِنِينَ» «14»
و صاحب ماهى [حضرت يونس] را [ياد كن] زمانى كه خشمناك [از ميان قومش] رفت و گمان كرد كه ما [زندگى را] بر او تنگ نخواهيم گرفت، پس در تاريكىها [ى شب، زير آب، و دل ماهى] ندا داد كه معبودى جز تو نيست تو از هر عيب و نقصى منزّهى، همانا من از ستمكارانم.* پس ندايش را اجابت كرديم و از اندوه نجاتش داديم؛ و اين گونه مؤمنان را نجات مىدهيم.
خداوند سبحان، چند شبانه روز حضرت يونس عليه السلام را زنده و سالم در شكم نهنگ نگه داشت. حضرت يونس مىدانست حبس بلايى است كه خداوند او را، به خاطر ترك محل مأموريت، بدان گرفتار نموده است؛ حتى اعتراف به ستمكارى خويش نمود. ولى خداوند منان به لطف خود دعاى يونس را اجابت نمود و او را از اندوه و عذاب وجدان رهانيد و دوباره به سوى قومش رفت و نجات حتمى نصيب خود او و قومش گرديد. اگر گذشت و لطف پروردگار به دادش نمىرسيد به يقين پس از حادثه دريا با نكوهش به خشكى مىافتاد و همه زحمات رسالت او به هدر مىرفت. پس پروردگار او را برگزيد و از صابرين قرار داد.
بنابراين گاهى پروردگار بر اساس حكمتها و مصلحتها، بلايا و اندوههايى بر انسان وارد مىسازد كه سزاى اعمال او نيست، بلكه حق تعالى بلا واندوه را وسيله ارتباط و سازندگى نفس او قرار مىدهد تا به درجات عاليه برسد. پس درجه شايستگى انسان با ميزان شناخت او از حقايق معين مىشود.
امام صادق عليه السلام مىفرمايد:
راههاى نجات و نابودى خودت را بشناس تا مبادا از خدا چيزى را به گمان اين كه نجات تو در آن است بخواهى، حال آن كه سبب نابودى تو مىشود خداى عزّوجل فرموده است:
«و انسان به همان صورت كه نيكىها را مىطلبد [بدون توجه به عواقب امور و به سبب جهل به مصالح و مفاسد خويش، گزند و آسيب و] بدىها را مىطلبد و انسان بسيار شتاب زده و عجول است. «15»» «16» بسى جاى تعجب است كه اهل نجات بسيار اندك هستند ولى اهل گمراهى و تباهى به وفور يافت مىشوند پس بايد چارهاى انديشيد!؟
امام على عليه السلام درباره روح مؤمن مىفرمايد:
إِذا صَعَدَتْ رُوْحُ الْمُؤْمِنِ إِلى السَّماءِ تَعَجَّبَتِ الْمَلائِكَةُ وَ قَالَتْ: عَجَباً! كَيْفَ نَجا مِنْ دارٍ فَسَدَ فِيها خِيارُنا. «17»
آن گاه كه روح مؤمن به آسمان بالا رود فرشتگان تعجّب كنند و گويند:
شگفتا! چگونه از سرايى كه نيكان در آن تباه شدند، نجات يافت.
بنابراين خواسته امام سجّاد عليه السلام و حكمتِ بارش غم و اندوه را درياب تا شايستگى رهايى از آنها را به لطف الهى كسب نمايى.
پی نوشت ها:
______________________________
(1)- بحار الأنوار: 65/ 377، باب 27، حديث 24؛ ثواب الاعمال: 14- 15.
(2)- بحار الأنوار: 77/ 231، باب 2، حديث 4؛ ثواب الاعمال: 17.
(3)- بحار الأنوار: 90/ 291، باب 16، حديث 14؛ ثواب الاعمال: 26.
(4)- بحار الأنوار: 81/ 13، باب 8، حديث 91؛ ثواب الاعمال: 27.
(5)- مستدرك الوسائل: 6/ 331، باب 33، حديث 6933؛ روضة الواعظين: 2/ 320.
(6)- الأمالى، شيخ طوسى: 440، حديث 986؛ روضة الواعظين: 2/ 323.
(7)- روضة الواعظين: 2/ 318؛ بحار الأنوار: 79/ 209، باب 1، حديث 21.
(8)- روضة الواعظين: 2/ 318؛ الكافى: 3/ 265، حديث 7، با كمى اختلاف.
(9)- وسائل الشيعه: 5/ 198، باب 3، حديث 6321؛ روضة الواعظين: 2/ 337.
(10)- بحار الأنوار: 75/ 240، باب 23، حديث 108؛ تحف العقول: 358.
(11)- يوسف (12): 86.
(12)- بحار الأنوار: 69/ 326، باب 119، حديث 5؛ الخصال: 2/ 624، حديث 10.
(13)- بحار الأنوار: 75/ 247، باب 23، حديث 108؛ تحف العقول: 364.
(14)- انبياء (21): 87- 88.
(15)- اسراء (17): 11.
(16)- مصباح الشريعة: 132، باب 62؛ بحار الأنوار: 90/ 322، باب 17، حديث 36.
(17)- غرر الحكم: 143، حديث 2555.
English