قم بیت آیتاللهالعظمی بروجردی دهه اول ذیالحجه تابستان1396هـ.ش.
19 مطلب یافت شد
قم/ بیت آیتاللهالعظمی بروجردی/ دههٔ اول ذیالحجه/ تابستان1396هـ.ش./ سخنرانی دوم
بسم الله الرحمن الرحیم
«الحمدلله رب العالمین الصلاة والسلام علی سید الانبیاء والمرسلین حبیب الهنا وطبیب نفوسنا ابی القاسم محمد صلی الله علیه وعلی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین».
در جلد د...
قم/ بیت آیتاللهالعظمی بروجردی/ دههٔ اول ذیالحجه/ تابستان1396/ سخنرانی سوم
قم بیت آیتاللهالعظمی بروجردی دهه اول ذیالحجه تابستان1396هـ.ش.
راهکار قرآن برای آشنایی با معارف الهی
قم بیت آیتاللهالعظمی بروجردی ایام شهادت امام باقر ع تابستان1399ه.ش. سخنرانی اول
گریه، از نشانههای اثبات ایمان
الکرام و ادفعوا عن حرم الرسول الطغاه اللئام بلند شوید و ببینید که یکمشت پست به زن و بچه من حمله میکنند این حمله را برگردانید قم بیت آیتاللهالعظمی بروجردی
شناخت پروردگار با تعقل در آیات الهی
این کشته فتاده به هامون حسین توست ××××××× زین صید دستوپا زده در خون حسین توست قم بیت آیتاللهالعظمی بروجردی ایام شهادت امام باقر ع تابستان1399ه.ش
گسترهٔ معنایی تقوای الهی
-ارزش نماز در کلام امام صادق ع اینقدر نماز ارزش دارد که در کتاب وسائلالشیعه یکبار به دستور آیتاللهالعظمی بروجردی در بیست جلد و بعد با بیت آیتاللهالعظمی
حیات طیبه و الهی آیتالله بروجردی
درون و برون آیتالله بروجردی سرشار از عشق خداوندسعدی یک قصیده تربیتی و عالمانه باارزش دارد که در یک بیت آن قصیده میگوید عالم و عابد و صوفی همه طفلان رهاندمرد اگر هست بهجز عالم ربانی نیستیک بار به شخصیت علمی بزرگی که حدود پانزده سال در درس آیتاللهالعظمی … آیتاللهالعظمی بروجردی تمام هشتاد سال عمرش را سعی کرد که آدم بسازد گنهکار توبه بدهد و منحرف را از انحراف دربیاورد. من اگر با علمم بیتقوا باشم نهتنها دزدان را آدم نمیکنم بلکه آدمها را دزد میکنم. متاسفانه عدهای این کار را کردهاند شما ببینید که چه در گذشته و چه در زمان خودمان چقدر آدم بهخاطر انحراف در این لباس دولتی بوده که دزد و بیدین شدهاند د ورود در عمل صالحبعد از این علم این نور از همان ابتدا وارد عمل صالح شد. قرآن میفرماید من عمل صالحا من ذکر او انثی و هو مؤمن فلنحیینه حیاه طیبه و لنجزینهم اجرهم باحسن ما کانوا یعملون 16 واقعا هشتاد سال حیات طیبه معجزه دین خدا در وجود انسان و تقوای الهی است در آیه دیگری هم میفرماید ان الذین آمنوا و الذین هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله اولئک یرجون رحمه الله و الله غفور رحیم ؛ 17 همچنین در این آیه میفرماید ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن ودا . 18 این آیه را دو جور معنی کردهاند؛ امام صادق ع میفرمایند ودا یعنی وقتی تو دارای ایمان و عمل صالح باشی عشق آتشین امیرالمؤمنین ع را در چراغدان دلت برافروخته میکند.. یک معنا هم حضرت میفرمایند محبت تو را در قلب تمام مردم مؤمن میریزد. درسی بزرگ از زندگی آیتالله بروجردیایشان نزدیک شصت سال است که در این دنیا نیست؛ اما در این دنیا عاشقان زیادی دارد سیجعل لهم الرحمن ودا براساس تقوای قلب اعضا و جوارح و نیز براساس علمی که نور الهی در قلبش بود عمل کرد. بعد از برگشتن از نجف هم این نور و علم و تقوا را به مدت سی سال در بروجرد پخش کرد. البته آن سی سال از جاهای مختلف ایران برای دستبوسی دیدن جمال الهی او و استفاده از علم و تقوا و نور او به بروجرد میرفتند. بعد از مدتی هم به قم آمد. البته خودش هم نیامد و او را آوردند. آنوقتی که در بروجرد بود اولین نفر بود که بر عروه حاشیه زد و حاشیه عروه پخش شد. عالمان بادقت دیدند و دریافتند عجب دریای علمی در بروجرد قرار دارد آنها فهمیدند که او در آن روزگار حاشیه بر عروه اعلم علمای نجف و ایران است. عالم بزرگی از تبریز به او در بروجرد نامه نوشت و گفت من حاشیه عروه شما را بهدقت دیدم و برای من ثابت شد که شما اعلم علمای شیعه در این روزگار هستید. مردم تبریز هم حرف مرا میخوانند و من میخواهم همه را به تقلید شما برگردانم. مگر آن قلب باتقوا و پر از نور اجازه داد به آن عالم تبریز نوشت امروز علمدار رهبر و مرجع شیعه آیتاللهالعظمی اصفهانی است. در این وحدت شکست ایجاد نکنید راضی نیستم یک نفر را مقلد من کنید. حالا در روز باید چراغ برداشت و دنبالش گشت نه شبدی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهرکهاز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست 19 گفتند چراغ برای چه؟ گفت بهدنبال آدم میگردم ایشان با وجود مرحوم سید اجازه نداد که یک نفر به تقلید او برگردانده شود. علمای بزرگ شیعه و درسخوانده خدمت مرحوم آیتاللهالعظمی حائری او را به قم کشاندند و با پای خودش به قم نیامد وسیق الذین اتقوا 20 اهل تقوا را به قم کشیدند.به اینجا آمد و از قلب علم عمل عبادت دانش و فکر همچنین از محسنات دریافتهایش از قرآن و روایات شروع به تعلیم کرد. در این پانزده سال به چه شخصیتهای بزرگی نفس زد و اینها چقدر بزرگ شدند حضرت امام آیتاللهالعظمی گلپایگانی و بسیاری از بزرگان چند سال نفس ایشان به آنها خورد که چنین شدند. بارکالله به سعدی با این بیت … آیتاللهالعظمی بروجردی گذراندهای ایشان را در یک جمله کوتاه به من معرفی کن. کمی فکر کرد و بعد اینگونه پاسخم را داد آیتاللهالعظمی بروجردی مرد الهی و مرد خدا بود. او مرد دنیا مرد پول مرد هوای نفس مرد صندلی و مقام و مرجعیت در شان ظاهرش نبود. تمام درون و برون او از خدا پر بود. برای خدا زنده بود عبادت کرد خدمت کرد و مرجعیت داشت. قرآن میفرماید ان صلاتی ونسکی ومحیای ومماتی لله رب العالمین 1 جز این حرکت هر حرکتی شیطانی تحریک هوای نفس و شیطان و ابلیس است. تنها حرکت درست درونی و برونی همین است که درست و صراط مستقیم باشد و پروردگار عالم هم امضا کرده ان صلاتی ونسکی ومحیای ومماتی لله رب العالمین . برای خدا زندهام و برای خدا هم میمیریم؛ نه اینکه ملکالموت مرا بکشد و ببرد بلکه او یک واسطه است.مرگ اگر مرد است گو نزد من آیتا در آغوشش بگیرم تنگتنگمن از او عمری ستانم جاوداناو ز من دلقی ستاند رنگرنگ 2 مرا نمیبرند بلکه من برای خدا میروم. وقتی به نقطه مرگ میرسم با همه وجودم در محراب عبادت قلبم با واسطهگری زبانم فریاد میکند فزت و رب الکعبه . 3 لحظات آخری هم که حمله قلبی برای این مرد الهی شروع شد صبح پنجشنبه ساعت هفتونیم چهاردهم شوال سه دکتر متخصص قوی از تهران و قم سینه الهی او را فشار میدادند تا قلب به حالت طبیعی برگردد؛ ولی ایشان در همان حال به هر سه دکتر گفت مرا رها کنید. مرگ است مرگ شخصیت معنوی فراگیر آیتالله بروجردی در جهانحالا باید پرسید چه شد که یک نفر در شهر بروجرد بیش از صد سال گذشته متولد میشود و بعد از مدتی وجودش عالم معنا جهان نور جهان علم آسیا اروپا آمریکا آفریقا و اقیانوسیه را پر میکند که در مرگش تسلیتهای سنگینی از پنج قاره جهان بهطرف ایران سرازیر میشود همچنین پرچم سازمان ملل و بسیاری از سفارتها با مرگ او نیمهافراشته میشود او که در بروجرد بهدنیا آمد چه شد که بدون اسلحه مادی و فیزیکی و بدون بهکار گرفتن زور و تزویر جهانگیر شد و فقط با بهکارگرفتن معنویت جهان زمان خودش را پر کرد و بعد از درگذشتش هم این معنویت باقی ماند. چهار بعد اصلی زندگی آیتالله بروجردیشما امشب گوشهای از آن معنویت بزرگی کرامت و ربانیبودن را میبینید. این مسئله یک پرونده مفصل دارد؛ ولی من با مطالعاتی که در کتابهای مختلف از زندگی ایشان داشتهام چهار تا مسئله را از مجموعه زندگیشان انتخاب کردهام که برایتان میگویم. الف پاسداری از حرم الهی قلبایشان از ابتدای نوجوانی دم در قلبش نشست و بیگانه را در این خانه خدا راه نداد. از نوجوانیاش نه از جوانیاش همان وقتی که در بروجرد بود خودش پاسدار قلبش شد و بیگانه را در این حرم الهی راه نداد. امام صادق ع در روایت فوقالعادهای میفرمایند القلب حرم الله فلا تسکن حرم الله غیر الله 4 دل مؤمن حرم خداست. معمار دل خود پروردگار است معمار کعبه ابراهیم و اسماعیل علیهماالسلام هستند و معمار مسجدالاقصی هم احتمالا یک پیغمبر غیر اولوالعزم است؛ ولی معمار دل که حرم خاص کبریاست خود پروردگار است. دانشمندان در جنینشناسی ثابت کردهاند که وقتی بدن میخواهد ساخته شود اولین عضو ساختهشده در بدن قلب است؛ چون خانه خودش است. قرآن میفرماید ان اول بیت
کسب فیوضات ربانی
آیتاللهالعظمی بروجردی ره فکر میکنم در این صد سال اخیر پانزده سالگرد مرحوم آیتاللهالعظمی بروجردی ره در مسجد اعظم منبر رفتهام. پانزده منبر مختلف در شخصیت علمی زهدی اعتقادی ایمانی اخلاقی و معنوی ایشان. بنا دارم این سخنرانیها را جمع کنم تا به یک کتاب تبدیل بکنند تحت عنوان نگاهی به شخصیت آیتاللهالعظمی بروجردی زندگی ایشان را نگفتهام که چه زمانی متولد شده پدر و مادرش که بودند طایفهاش چه کسانی بودند فقط در آن پانزده سخنرانی هر سال بعد از ماه رمضان شخصیتشناسی ایشان را داشتهام. به طور یقین در این صد سال اخیر در مراجع شیعه شخصیت علمی معنوی و نفسدار مثل ایشان پیدا نشده است. شما نفس او را ببینید که شش سال امام آیتاللهالعظمی گلپایگانی و مراجع بعد از خودش رحمهم الله محضرش شاگردی میکردند. شخصیت عجیبی بوده که من وارد مرگ دفن و تلقینش نمیشوم میترسم جوانها فکر کنند من افسانه میگویم. نه افسانه نیست. من خودم وقت دفن ایشان بودم که چه اتفاقی افتاد. آن کسی که دفنش کرد چند ماه بعد از مردنش فرزندانم را خدمتش بردم گفتم حاج آقا روز دفن آیتاللهالعظمی بروجردی ره من بالای قبر ایشان بودم. جریانی که در قبر اتفاق افتاد من که آن وقت 13-14 ساله بودم نفهمیدم. شما که در جریان بودید برای فرزندانم تعریف کنید نمیخواهم خودم بگویم شاید باورشان نشود. در حرکت بودن آیتاللهالعظمی بروجردی ره این انسان باعظمت که وقتی به قم آمد تعداد طلبهها در قم 700 نفر بود؛ اما وقتی ایشان از دنیا رفت قم نزدیک به هشت هزار طلبۀ باسواد داشت که عدهای مرجع تقلید شدند. یکی از خصوصیات ایشان این بود که منیت و خودیت نداشت. خودش را بین خود و خدا حجاب نکرده بود و سایه نینداخته بود. راه آمدن فیوضات به رویش باز و دائم در حال فیض گرفتن بود. جوانها ایشان تا سورۀ توبه را حفظ بود تمام الفیۀ ابن مالک هزار بیت
برترین و باارزشترین عبادت
آیتاللهالعظمی بروجردی کتاب کمنظیر و خیلی فوقالعادهای دارند که این روایت در این کتاب نقل میکنند. این کتاب هم در ایران و هم در بیروت چاپ شده و بسیار مورد نیاز فقها و محدثین شیعه است. ما منبریها هم به این کتاب خیلی نیاز داریم. من خیلی به این کتاب مراجعه داشته و دارم یادداشتبرداری هم کردهام. برادران و خواهران این روایت بسیار وحشتناک است. آیتاللهالعظمی بروجردی سند روایتیاش به ائمه میرسد؛ یعنی اگر زنده بودند و امشب در مسجد بودند از ایشان میپرسیدید که شما این روایت را از چه کسی نقل میکنی میگفت از استادم آخوند خراسانی استادم سید محمدباقر درچهای در اصفهان شیخالشریعه اصفهانی شیخ انصاری و صاحب جواهر؛ همینطور برایتان میشمرد تا به کلینی میرسید و از کلینی هم به ائمه طاهرین علیهمالسلام . این روایت اینقدر بتونآرمه است پیغمبر ص میفرمایند یا علی درهم ربا اعظم من سبعین زنیه کلها بذات محرم فی بیت
شجرۀ طیبه در پرتو استقامت در سرزمین تکلیف
آیتاللهالعظمی بروجردی چاپ این کتاب در بیست جلد هشتصدصفحهای بود. کتاب بسیار مهمی است که بخش عمدهای از رسالههای مراجع تقلید نزدیک نود درصد از روایات وسائلالشیعه برگرفته شده است. امیرالمؤمنین ع در وسائلالشیعه از قول رسول خدا ص نقل میکنند یا علی درهم ربا اعظم من سبعین زنیه کلها بذات محرم فی بیت
آیت الله بروجردی از نگاه استاد انصاریان
بروجردی زعیم عالیقدر جهان تشیع پس از عمری تلاش و مجاهدت در راه نشر معارف دین و اهل بیت ع چشم از جهان فروبست. به مناسبت شصت و چهارمین سالگرد درگذشت آیت الله بروجردی در این مطلب به برخی از ویژگیهای شخصیتی و ابعاد وجودی این مرجع عالیقدر جهان تشیع از کلام استاد حسین انصاریان میپردازیم. * شخصی حدود 15 سال در درس آیت الله العظمی بروجردی قدس سره شرکت داشت و خود از مراجع تقلید دوره ما شد و بنده چند سالی دروس حوزه را در محضر ایشان تلمذ کردم؛ بنده به این استاد خود عرض کردم که شما که حدود 15 سال محضر آیت الله بروجردی قدس سره بودید ایشان را در جمله ای به من معرفی کنید. این استاد بعد از کمی فکر کردن بیان کرد که آیت الله العظمی بروجردی قدس سره مرد الهی بود؛ مرد هوای نفس و سروری و مقام در شان زائل آن نبود؛ تمام درون و برون او از خدا پر بود؛ زنده بود برای خدا عبادت کرد برای خدا خدمت کرد برای خدا مرجعیت داشت برای خدا. آیت الله بروجردی قدس سره در قلب خود بخل حرص ریا کینه عصبیت و حسد را راه نداد و تمام رذائل اخلاقی مربوط به قلب را دفع کرد. نشستن مقابل قلب و جز خدا را نپذیرفتن تقوای همه جانبه عمل صالح علمی که نورالله است و تبلیغ دین خدا مجموعه ارزشمندی از زندگی پربرکت آیت الله بروجردی قدس سره است. شوال 1401- قم مسجد اعظم *کسانی که پیرو پیغمبر ص هستند بهطور عجیبی مورداعتماد مردم هستند. هشتاد سال پیش از پاکستان عراق ایران افغانستان و اروپا میلیونها تومان پول برای آیتاللهالعظمی
یاد خدا، کلید رستگاری
بیت دوم همانی است که در سوره اسرا مطرح است بود قدر تو افزون از ملائک . شما میدانید که این انسان فرشتۀ مقرب را از جایگاه ملکوتیاش تا روی زمین کشانده که برایش کار کند. نمونهاش کم نیست. سلمان به پیغمبر ص گفت من دیدم گهوارۀ حسین میجنبد اما دست کسی کنار گهواره نیست. این گهواره خودکار است؟ به قول ما برقی هم نبود که کلیدش را بزنند و حرکت کند سلمان گفت یا رسولالله داستان خودگشتن این گهواره چیست؟ فرمودند زهرا خسته بوده و خوابش برده حسین گریه میکرد جبرئیل گهوارهاش را میگردانده و برایش لالایی هم میخوانده است ان فی الجنه نهرا من لبن **** لعلی و حسین و حسناین ارزش انسان است. ارزشها متناسب با ظرفیتهاالبته ارزشها به تناسب ظرفیتهاست. یک ارزش ارزش من است و یک ارزش ارزش ولیالله است. یک ارزش ارزش شیخ طوسی علامه حلی و آیتاللهالعظمی بروجردی
ضرورت دین شناسی(متن سخنرانی استاد حسین انصاریان در سالگرد ارتحال آیت الله العظمی فاضل لنکرانی)
آیتاللهالعظمی بروجردی را نوشته بود همراه پدر فقیه و عالمش این جوان 22-23 ساله میآید خدمت آیت الله العظمی بروجردی به محضر مبارک ایشان عرض می کند تقریرات درس شما را به عربی نوشتهام. می فرمایند بده مطالعه کنم. نمی دانم چند روز خدمت ایشان بود. پدرش را میخواهد. قضیه مال پنجاه و چند سال پیش است. 20 هزار تومان به پول آن زمان آیت الله العظمی بروجردی به پدر آیت الله العظمی فاضل می گوید پسر شما همسر دارد بچه دارد خانه شما تنگ است این پول را ببر برایش یک خانه بخر. 20هزار تومان یک خانه 500متری در قم میدادند. پدر پول را میگیرد میآید خانه پسر جوانش را صدا می کند آن موقع پسر جوانش 2تابچه داشت توی 2 اتاق تیرچوبی گلی در خانه پدر زندگی می کرد. انسان دلش میخواهد با زن و بچه اش مستقل باشد. حالا پدرش هر کسی باشد مادرش هرکسی که باشد. به پسر می گوید عزیز دلم مقروضم مشکل دارم این پول را آیت الله العظمی بروجردی برای تو داده به تشویق درست. این را من بابت قرضهایم بدهم؟ با کمال میل بی خودی آدم به جایی نمی رسد می گوید بله پدر پول مال شماست شما ولی من هستید اختیار دار من هستید. چند سال دیگر باز در همان دو اتاق تیرچوبی گلی زندگی را ادامه میدهد تا خدا اینگونه به او لطف بکند بشود یک چهره جهانی. در سایه اخلاقش منشش علمش فقهش و به حق بشود مرجع تقلید و به حق شایسته لقب آیت الله العظمی بشود. حرفم تمام گرچه حرفم خیلی ناتمام است. با ساختن مرکز عظیم فقهی چه حیاتی به علم فقه داد؛ و با آثار این مرکز فقهی آینده شیعه چه آینده روشنی خواهد شد. آثار درسهای سطح و خارجش با نوار و کتاب ماندگار شد. او رفت ولی چه سفره جامعی را برای شیعه و حوزههای شیعه و مکتب اهل بیت
پرتوی از منفعت وجودی امام مجتبی(ع)
بیت ابراهیم ع با چشم ملکوتیاش که یکی از بالاترین چشمهای باز بوده همه ما را میدیده و برای ما دعا کرده است. دعایش هم در حق ما و در حق خیلیها مستجاب شده است. این مقدمه مطلب که عرض شد. ذریه و نسل با برکت امام مجتبی ع امام مجتبی ع که دلهای پاک با دعای ابراهیم ع 1500 سال است به عشق او گره خورده یک فرزند پسر دارند که خود حضرت مجتبی ع او را حسن یعنی حسنبنحسن نامیدهاند. حضرت دو پسر دیگر هم دارند که در کربلا شهید شدند. حسنبنحسن در زخمیها بود. اهلبیت علیهمالسلام او را از بین جنازهها بیرون کشیدند و با خودشان به کوفه شام اربعین و مدینه بردند.حسنبنحسن انسان خیلی والایی بود. یک روز در کمال حیا شرم ادب کرامت و بزرگواری به خانه عمویش ابیعبدالله ع آمد. با این حالتهایی که از شرم و حیا ادب و سکوت در چهره او بود وجود مبارک حضرت ابیعبداللهالحسین ع فرمودند برادرزاده جان برای خواستگاری دختر من آمدهای؟ گفت بله عمو. حضرت فرمودند کدامشان را میخواهی؟ گفت سکینه را میخواهم. ابیعبدالله ع یک جمله درباره سکینه س سیزدهچهارده ساله فرمودند که من خیلی متوجه نمیشوم؛ اما نقل میکنم. حضرت به برادرزادهشان فرمودند که برادرزاده جان سکینه به مقام انسلاخ رسیده و همکفوی در این کره زمین ندارد؛ اما اگر دختر دیگرم فاطمه را بخواهی برایت عقد میکنم. حسن گفت عمو جان شما امام زمان من هستید؛ آنگونه که خیر و مصلحت من را میدانید عمل کنید. حضرت فرمودند من فاطمه را به نکاح تو درمیآورم. فاطمه همسر حسنبنحسن شد. حالا برکت وجود امام مجتبی ع و عظمت مبارکبودن حضرت را ببینید. از این زن و شوهر یعنی حسنبنحسن و فاطمهبنتالحسین بچه و نوه و نبیره بهدنیا آمد. ای کاش محققین رجالشناس نسل حسنبنحسن و فاطمه را مینوشتند. تا امروز میلیونها فقیه مرجع تقلید عارف حکیم شاعر ادیب نویسنده عابد و زاهد از این زن و شوهر بهوجود آمدهاند. حالا ما از آینده خبر نداریم.یک نمونه از نسل این زن و شوهر خاندان طباطبایی زواره خاندان طباطبایی عراق و خاندان طباطبایی بروجرد است که در نسل زوارهشان شهید سید حسن مدرس و در خاندان بروجردشان نمونه اعلای قرن ما آیتاللهالعظمی بروجردی
حضرت معصومه(س)، از راویان روایات اهلبیت
آیتاللهالعظمی بروجردی اوج گرفت. الآن هم معارف قم و حوزه قم به سراسر دنیا پخش میشود؛ چون مرکز دانشمندان خطیبان نویسندگان مفسران و مربیان شیعه است. امام صادق ع از این مسئله هم خبر دادهاند که روزی علوم ما اهلبیت از قم به سراسر دنیا پخش میشود تا جایی که زنان پردهنشین در دورترین نقاط زمین با فرهنگ ما آشنا میشوند و الآن هم این اتفاق افتاده است. شخصیت علمی والای زنان اهلبیت علیهمالسلام وجود مبارک حضرت معصومه س خودشان از راویان روایات اهلبیت علیهمالسلام است؛ فکر نکنید که فقط مردان راویان روایات بودهاند در بین زنان اهلبیت علیهمالسلام و زنان شیعه هم شخصیتهای علمی مهمی بودند که راوی روایت از پیغمبر ص و ائمه طاهرین علیهمالسلام بودهاند. من برای نمونه یکی از روایات حضرت معصومه س را که روایت مهمی است برایتان نقل میکنم. البته این روایت باعظمت با اندکی تفاوت در کتابهای اهلسنت هم آمده است؛ ازجمله در جلد چهارم صفحه 225 کتاب کشاف زمخشری از علمای بزرگ اهلسنت. در کتب شیعه هم میتوان به صفحه 267 کتاب طرائف نوشته سیدبنطاووس و جلد بیستوسوم با چاپ ایران صفحه 233 کتاب بحارالانوار اشاره کرد. مرگ شیرین و باارزش محبین اهلبیت علیهمالسلام حالا روایت این است فاطمه معصومه س دختر موسیبنجعفر ع از فاطمه دختر حضرت صادق ع فاطمه دختر حضرت صادق ع از فاطمه دختر حضرت باقر ع فاطمه دختر امام باقر ع از فاطمه دختر حضرت زینالعابدین ع فاطمه دختر حضرت زینالعابدین ع از فاطمه دختر حضرت سیدالشهدا ع دختر ابیعبدالله ع از امکلثوم دختر فاطمه زهرا س و امکلثوم از صدیقه کبری س دختر پیغمبر ص نقل میکند که خود حضرت زهرا س این روایت را از پیغمبر ص شنیده است -ارزش مرگ بر پایۀ عشق به آلمحمد قال من مات علی حب آل محمد کسی که بمیرد و عاشق آلمحمد باشد بر محبت آلمحمد هم بمیرد مات مؤمنا مستکمل الایمان مؤمنی از دنیا میرود که ایمانش را با این محبت کامل کرده است. من مات علی حب آل محمد مات شهیدا کسی که بر پایه عشق به آلمحمد بمیرد شهید از دنیا رفته است. -بشارت بهشت از سوی سه نفر الا و من مات علی حب آل محمد آگاه باشید و بدانید که هرکس براساس محبت آلمحمد از دنیا برود سه نفر به او بشارت بهشت میدهند یکی ملکالموت است که وقتی برای گرفتن جانش میآید به او میگوید مژده باد بر تو که اهل بهشت هستی. چقدر محبت به اهلبیت علیهمالسلام مایه بالا و ارزش والایی دارد که سبب میشود انسان در معرض مژده ملکالموت به بهشت قرار بگیرد. دو نفر دیگری که پیغمبر ص میفرمایند دو فرشته سؤالکننده هستند. اینها در برزخ از عقاید مسافر واردشده در برزخ سؤال میکنند و میگویند من ربک من نبیک من امامک ما کتابک ما قبلتک . اصلا قبل از اینکه از او بپرسند هر دو به او مژده بهشت میدهند. چرا این محبت اینقدر باارزش است؟ چون محبت به معصومین علیهمالسلام حافظان دین معادن علم اخلاق و کرم و ارزشهاست. محبت به معصوم و اهلبیتی است که یک عیب هم در آنها نبوده و از ارزشها نیز یک ارزش کم نداشتهاند. به این خاطر خداوند آنها را به امامت و ولایت انتخاب کرد. -حرکت بهسوی بهشت با شادی و نشاطباز پیغمبر ص میفرمایند الا و من مات علی حب آل محمد یزف الی الجنه کما تزف العروس الی بیت
مشهد/ حسینیهٔ همدانیها/ تابستان 1396 هـ. ش./ دههٔ سوم شوال/ سخنرانی پنجم
آیتاللهالعظمی بروجردی داشتیم که مدتی هم در مشهد بود مدتی در کربلا بود مدتی در نجف بود. آیتالله العظمی حاجآقاحسین قمی این شخصیت فوقالعاده ای بود. یکی از علمایی که با ایشان همنفس بود خیلی دیگر پیر بود فکر میکنم او برایم نقل کرد و گفت. یکبار خصوصی به من گفت که کارم به جایی رسیده و دیگر نگفته بود در ایمان من میگویم کارم در ایمان به جایی رسیده که هر وقت خواب هستم اگر در خواب زن نامحرم جوانی را ببینم در خواب درجا در عالم خواب عقد موقت میخوانم که چشمم به نامحرم نیفتد. خب چشمت را هزینه قرآن کن هزینه تماشای عالم کن هزینه نگاه به عالم بکن هزینه نگاه به پدر و مادرت بکن هزینه نگاه به رفیقهای خوبت بکن و نگذار هرز برود حیف است خب قرآن را ببینید خدا را ببینید. آیه را بخوانم چه آیهای است لیس البر ان تولوا وجوهکم قبل المشرق و المغرب و لکن البر -انگشتهای من را ببینید- من آمن بالله و الیوم الآخر و الملائکه و الکتاب و النبیین و آتی المال علی حبه ذوی القربی و الیتامی و المساکین و ابن السبیل و السائلین و فی الرقاب و اقام الصلاه و آتی الزکاه و الموفون بعهدهم اذا عاهدوا و الصابرین فی الباسا و الضرا و حین الباس چندتا شد؟ پانزدهتا یعنی آیه شریفه دین را -کاملش را- در پانزده حقیقت بیان میکند و بعد آخر آیه میگوید هرکسی اینگونه است اولئک الذین صدقوا در مؤمنبودنش راست میگوید و اولئک هم المتقون البقره 177 . حضرت رضا در روایت چهچیزی فرمودند سعادت لمن آمن و التقی آمن و التقی تفسیرش همین آیه 177 سوره بقره است. انشاالله خدا لطف بکند تا فردا یک توضیح مختصری برای هرکدامش میدهم و سعی میکنم کل آیه توضیح داده شود که یک چیز خوبی یک مایه حسابی گیر همه ما بیاید. لا اله الا الله امروز روز شنبه است و یک ذکر مصیبت از زبان صدیقه کبری برایتان بخوانم که بدانید صدیقه کبری هم روضهخوان ابیعبدالله بوده است. بدانید اولین کسی هم که برای امام حسین روضه خوانده پروردگار است. اولین کسی که روضه خوانده صدیقه کبری میفرمایند من و امیرالمؤمنین و حسن و حسین در خانه بودیم که در زدند. در زدن اینجا بهمعنی بلندکردن چفت و روی گل میخ کوبیدن نیست بلکه آن که داشت در میزد پیغمبر بود و در زدن پیغمبر هم اینجوری بود. با یک دنیا وقار روبروی در میایستادند جوری که صدایش در خانه برسد -چون خانه هفتاد هشتاد متر بود کاخ که نبود- و میفرمودند السلام علیکم یا اهل بیت
نگاهی کوتاه به زندگی و شخصیت علمی استاد حسین انصاریان
آیتاللهالعظمی حاج سید محمد تقی خوانساری رحمه الله برای قدم نهادن در مسیر کسب علم و پوشیدن ردای مقدس تبلیغ دین و معارف اهل بیت ع تصمیم گرفت. مهاجرت خانوادۀ استاد از خوانسار به تهران و سکونت وی در خیابان خراسان که یکی از مهمترین محلههای مذهبی بود فصل جدیدی را در زندگی او رقم زد. آشنایی استاد انصاریان در این منطقه با عالم ربانی و متخلق به اخلاق الهی آیتالله حاج شیخ علی اکبر برهان رحمه الله و تحصیل در مدارس ابتدایی و راهنمائی و دبیرستان تحت پوشش اندیشههای این عالم نقش محوری را در شکل گیری شخصیت علمی و معنوی وی ایفا کرد شخصیتی که با گذشت سالیانی دراز و ارتباط استاد با عالمان و فرهیختگان متعدد هنوز از آن اسطوره اخلاق و تقوی به یگانه دوران یاد میکنند.ارتباط تنگاتنگ خاندان استاد با عالمان طراز اول شهر خوانسار از جمله آیتالله حاج سید محمد علی ابنالرضا خوانساری و آیتالله حاج سید محمد تقی غضنفری و آیتالله حاج سیدحسین علوی خوانساری و ارتباط استاد در ایام کودکی با آن عالمان ربانی و جذابیت معنوی آیتالله العظمی حاج سید محمد تقی خوانساری و عنایت و دعای ویژه ایشان در حق استاد انصاریان و سیره و سلوک آیتالله حاج شیخ علی اکبر برهان در ایام نوجوانی در کنار جذبه های معنوی و اخلاقی حکیم آیتالله الهی قمشه ای که در دوارن دبیرستان در درس اخلاق وی شرکت می نمودند موجب شد تا علاقه استاد به کسب علم و معارف آلالله روزافزون گردد و پس از مشورت با حکیم الهی قمشهای دروس طلبگی را آغاز نماید و با ورود به حوزۀ علمیه به آرزوی دیرینه خود جامۀ عمل بپوشاند. خبر طلبه شدن استاد برای برخی از روحانیون منطقۀ خوانسار به قدری خوشایند بود که ایشان را مورد تقدیر و تشویق قرار دادند. استاد انصاریان در حوزۀ علمیۀ تهران پس از گذراندن دروس ادبیات و اتمام معانی و بیان و بدیع نزد حجت الاسلام و المسلمین جوادی درس خصوصی معالم الاصول را نزد عالم ربانی حضرت آیتالله میرزا علی فلسفی به پایان برد و پس از اتمام این مقدمات آمادۀ هجرت به شهر جهاد و علم و اجتهاد قم و همجواری بارگاه نورانی حضرت فاطمه معصومه س شدند. استاد انصاریان در حوزه علمیه قم از دروس معنوی و عرفانی آیتالله حاج شیخ عباس طهرانی رحمه الله و حاج آقا حسین فاطمی بهره مند شده و به دست مبارک آیتالله حاج شیخ عباس طهرانی ملبس به لباس روحانیت شدند. در حوزۀ علمیۀ قم رسائل مکاسب و کفایه را نزد آیات عظام فاضل لنکرانی اعتمادی صالحی نجف آبادی و صانعی فراگرفتند و پس از اتمام سطوح عالیه در درس خارج آیات عظام سید محمد محقق داماد حاج شیخ حسینعلی منتظری حاج شیخ ابوالفضل نجفی خوانساری حاج میرزا هاشم آملی حاضر شد و مباحث حکمت را از محضر آیتالله انصاری شیرازی و مرحوم اشکوری آموخت.استاد انصاریان مباحث حکمت را از محضر اساتید بزرگ معقول و فلسفه آموخت. از اساتید ایشان در دانش فلسفه این چنین میشود یاد کرد مباحث ابتدایی فلسفه و مباحث معقول در محضر حضرت آیتالله حاج شیخ مهدی الهی قمشه ای و سپس مباحث تخصصی فلسفه و حکمت را از محضر اساتید بزرگی چون آیت الله انصاری شیرازی و آیت الله سید ضیا الدین اشکوری فراگرفت.استاد انصاریان مباحث عرفان نظری را در تابستانهای ایام تحصیلی خویش از محضر آیات محترم حاج شیخ علیمحمد بروجردی
بنای انسانیت، باارزشترین بنا
آیتاللهالعظمی بروجردی بود در اصفهان به منبر کشیدم. آنجا هم او را نمیشناختند؛ چون یکی دو نسل گذشته مرده بود و خبری از ایشان نداشتند. به تخت فولاد آمدم و جستوجو کردم تا قبرش را پیدا کردم دیدم سنگ قبر سهچهار تکه شده قبر هم فرو رفته و دیگر نزدیک نابودی کامل است. بعد سر قبر که ایستاده بودم یاد این حرف جهانگیر خان افتادم که اگر قبر مرا گم کردید در قبرها بگردید هر کجا نمک بیشتری از خاک بیرون زده بود قبر من آنجاست؛ چون من عمری از بس نان و ماست و نان و پنیر در این حجره مدرسه صدر خوردهام در متلاشی شدن بدنم نمک از قبرم بیرون میزند. شما که از دنیا رفتی نمک علم در شیعه بودید؛ شما نمک بودید که نگذاشتید علم در شیعه بگندد شما نمک بودید که گوشت شیعه و کتابهای شیعه تازه مانده است. -علوم اهلبیت علیهمالسلام کیمیاگر وجود انسانشیخ عبدالنبی گفت بهدنبال کیمیا بودم و بعد آدم خدمت مرحوم حاج ملاهادی آمدم و نشستم. حاجی نگاهی به من کرد و گفت طلبه شمال هستی؟ گفتم بله. اول یک دو ریالی از جیبش درآورد و به من داد و گفت آن پنج قرانی که برای خودت آماده کردهای برای سفر مشهد کم میآوری؛ چون یکخرده گرانی شده است. این دو ریالی را بگیر و به کاروانتان بده که بتوانی با هفت ریال از تهران تا مشهد بروی و برگردی؛ اما اینکه در پستوی حجرهات بهدنبال یافتن کیمیا هستی به خودت زحمت نده و رنج نکش اینهمه کتاب مطالعه نکن آتش روشن نکن و مواد را با هم ترکیب نکن؛ من آدرس یک کیمیا را به تو میدهم که آن کیمیاست. گفتم بفرمایید استاد. گفت این حرف حاجی سبزواری است که هشتاد سال در علوم اهلبیت علیهمالسلام شنا کرده کیمیا علوم اهلبیت علیهمالسلام است که مس وجود را طلا میکند. آقا شیخ تو بهدنبال این هستی که روکش طلا به یک تکه مس بزنی بیا و مس وجود خودت و دیگران را طلا کن؛ کیمیای این طلا کردن هم علوم اهلبیت علیهمالسلام است. دعای ندبه از عناصر سازندۀ بنای انسانیتقرآن عرشی و ملکوتی است و یا به قول علما از سوق علم ربوبی تجلی کرده است. کل فرمایشات پیغمبر ص که از حضرت صادر شده و کل فرمایشات امیرالمؤمنین ع تا امام عصر عج همه من الله است. اینها ساختمان انسانیت را میسازند و هر کسی از این عناصر استفاده کرد انسان شد یا بالاتر انسان کامل شد. یکی از این عناصر دعای ندبه انشای وجود مقدس حضرت باقرالعلوم ع است. من یکوقتی با دکتر متدینی قرار گذاشتم که در این دعای ندبه تحقیق بکنیم و ببینیم چند مسئله ریشهای در این دعا بهکار گرفته شده است. یکی از ضررهای سنگینی که در دوره عمرم داشتم همین است چند سال دونفری زحمت کشیدیم البته یکی دو نفر دیگر هم بخشی را کمک کردند به این نتیجه رسیدیم ردهبندی کردیم و نوشتیم؛ چهارصد مطلب اصولی الهی در این دعا گنجانده شده که اگر آن چهارصدتا شرح داده بشود به ده جلد بیشتر میرسد. متاسفانه آنچه تنظیم شده بود در یک اثاثکشی گم شد و از دست رفت. آن دکتر هم از ایران رفت من هم به کارهای دیگر پرداختم و آن سرمایه بسیار مهم الهی از بین رفت. بنا بود که من امروز یک جمله این دعا را بگویم که تقریبا مقدمات نگذاشت. انشاالله و به خواست خدا اگر بحثی که برای فردا دارم همان را ارائه کردم که این جمله ندبه میماند و اگر فردا این جمله را ارائه کردم که در این جمله هم مسائل بسیار مهمی قرار دارد. کلام آخر؛ لا یوم کیومک یا ابی عبداللهبیخانمانی از سر کویت کجا رود ×××××××××× دولت در این در است از این در کجا رودمحروم هر قبیله و مطرود هر دیار ×××××××××××× بیدولتی که از این در دولتسرا رودچشم و چراغ ماست شبافروز عارضت ××××××××× آن روز ظلمت است که از چشم ما رودجامی که غیر ذوق تو بخشد مباح نیست ××××××××××××× گامی که غیر راه تو پوید خطا روداز سلطنت چه کم شود آن پادشاه را ×××××××××××××× کز مرحمت به پرسش حال گدا رود -روز شنبه متعلق به وجود مقدس نعمت اعظم الهی پیغمبر عظیمالشان اسلام ص است. من با توضیحی که خودم اضافه میکنم روایت را از کتاب شریف کاملالزیارات میخوانم. حضرت هر وقت میخواستند به خانه صدیقه کبری س بیایند حلقه به در نمیزدند و در نمیکوبیدند بلکه با یک دنیا ادب روبهروی در میایستادند و اینجوری در میزدند السلام علیکم یا اهل بیت
English