اینجا کجاست؟ جای پیشرفت تا کجا؟ تا اولئک هم خیر البریه جای این پیشرفت تا این نقطه در اینجاست. این جاده … که برای پیشرفت قرار داده شده و آن مقام یعنی اولئک هم خیر البریه کار پروردگار است و این سبک ساختن دنیا کار اوست. جادهاش هم او نشان داده مقصد را هم او برای بهترین شدن نشان داده است. اما جاده … معمار جاده پیشرفت و پسرفتراه عقبگرد تا اولئک کالانعام بل هم اضل هم باز است ولی شما عزیزانم شما برادرانم شما مادران و خواهرانم از این دریچه به
39 مطلب یافت شد
خير در قضا و قدر الهى
به کفران و یکسونگری بشر به طبیعت این است که نیروهای گوناگون جهان آفرینش در پرتو هوش و ابتکار خدادادی بشر به دست انسان مهار شده و در جاده سودمندی و پیشرفت
نقطه آغازین حرکت اصلاحی آخرین منجی
همه و همه احساس برابری و برادری کنند و اموالشان را به هم ببخشند به کسی حتی به زنی تنها در جاده ای دور دست تعدی نکنند و همه دغدغه ی آبادانی زمین نه شهر و کشور من و پیشرفت
همپیمانهای متزلزل
داشتندعـدهای بـودند کـه سابقه ی ممتدی در ایمان و اسلام داشتندو این بیعت و پیمان؛به منظور تحکیم علل پیشرفت در جنگ صورت گرفت؛و گاهی پیـامبر از زنـان مؤمنه پس از ایمان آوردن بیعت می گرفت که از جاده … داشتندعـدهای بـودند کـه سابقه ی ممتدی در ایمان و اسلام داشتندو این بیعت و پیمان؛به منظور تحکیم علل پیشرفت در جنگ صورت گرفت؛و گاهی پیـامبر از زنـان مؤمنه پس از ایمان آوردن بیعت می گرفت که از جاده
اهمیت تلاش در کسب معرفت و شناخت
شرح را دید فرمود این شرح الآن یک مقدمه است برای آیندگان که آنها وارد این اقیانوس شوند و با پیشرفت علوم ببینند در صحیفه چه خبر است در ابتدای این هفتهزار صفحۀ من با قلم خودش نوشت این اول جاده
شرح دعای اول(بخش چهارم)
حدید اشاره به این معنی باشد که ما پرده از کار تو برداشتیم و چشم بصیرتت امروز تیزبین است و حقایق را درک می کند هر چند پیشرفت های علمی که امروز نصیب بشر گردیده تا حدودی جاده
شیطان پرستی، یهود و جوانان
جاده ای که در آن قرار دارد پر از خط کشی های در هم و بر هم است. و او در یافتن راه خروج تا سر حد جنون و دیوانگی پیش می رود و سر انجام مطمئن می شود راه بازگشتی وجود ندارد.احیا اخلاق مصیبت بار قوم لوط امروز از طریق گروههای شیطان پرست و وابسطه به آن ترویج می شود. پیشرفت
اسلام يگانه راه نجات
پیشرفت و انجام نقشه ها به تصرف آورد. در اضمحلال ایران باید تسریع کرد وبر خلیج فارس دست یافت در صورت امکان راه تجارتی قدیم مشرق رااز طریق سوریه تا هندوستان که به منزله انبار دنیاست دایر کرد وقتی به آنجا رسیدیم می توانیم از طلای انگلستان صرف نظر کنیم. خوانندگان عزیز نادانی زمامداران آن روز و بیدار نبودن مردم بیشتر به برنامه های استعماری کمک کرد تا استعمارگران که خود فاقد اخلاق و فضیلت بودند توانستند چراغ انسانیت را نیز در ممالک اسلامی خاموش کنند. جامعه مغرب حیاتش تبدیل به حیات مادی محض و جامعه مشرق هم زیر یوغ استعمار فضایل روانی را باخت در نتیجه جهان یک پارچه تبدیل به جهنمی سوزان شده امنیت و آسایش از زندگی رخت بست امروز کم و بیش جهان دریافته که مبارزه با اسلام و با اخلاق و فضیلت کار احمقانه ای بوده. جهان می بیند که نسل جدید در گردابی مهلک از رذائل و جاده
« اسلام یگانه راه نجات »
پیشرفت و انجام نقشه ها به تصرف آورد. در اضمحلال ایران باید تسریع کرد وبر خلیج فارس دست یافت در صورت امکان راه تجارتی قدیم مشرق رااز طریق سوریه تا هندوستان که به منزله انبار دنیاست دایر کرد وقتی به آنجا رسیدیم می توانیم از طلای انگلستان صرف نظر کنیم. خوانندگان عزیز نادانی زمامداران آن روز و بیدار نبودن مردم بیشتر به برنامه های استعماری کمک کرد تا استعمارگران که خود فاقد اخلاق و فضیلت بودند توانستند چراغ انسانیت را نیز در ممالک اسلامی خاموش کنند. جامعه مغرب حیاتش تبدیل به حیات مادی محض و جامعه مشرق هم زیر یوغ استعمار فضایل روانی را باخت در نتیجه جهان یک پارچه تبدیل به جهنمی سوزان شده امنیت و آسایش از زندگی رخت بست امروز کم و بیش جهان دریافته که مبارزه با اسلام و با اخلاق و فضیلت کار احمقانه ای بوده. جهان می بیند که نسل جدید در گردابی مهلک از رذائل و جاده
مشهد حسینیه همدانیها شوال 94 سخنرانی نهم
جاده یهود و نصاری بودند خیلی از کارگزاران بنی عباس یهودی و مسیحی بودند خیلیها از زمان پیغمبر اینها در ا مت جاسوس داشتند فراماسیونر داشتند افراد پنهان داشتند افراد خط بده داشتند اینها را در تاریخ بخوانید مییابید که چه بلاهایی این یهود و نصاری به سر ما آوردند چه بلاهایی الان ببینید سر انرژی هستهای سی سال است با ما دارند چی کار میکنند ا لان هم تازه مردم یقین ندارند یهود و نصاری بگذارند این کار به سامان برسد حاضرند ما هفتاد میلیون نابود شویم و علم در ما پیشرفت
استاد انصاریان: کسی که بهشت و جهنم پیشِ روی اوست، به هیچچیز دیگری مشغول نیست
جاده را با عینک یقین خود میبیند گفت کسی که بهشت و جهنم پیش روی اوست به هیچچیز دیگری مشغول نیست و تلاش می کند که خود را به بهشت برساند.به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل مؤسسه علمی فرهنگی دارالعرفان استاد حسین انصاریان در سخنرانی خود در بیت حضرت آیتالله العظمی بروجردی ره اظهار کرد جامعترین تعبیری که از سخن کلام و روایات اهلبیت ع شده تعبیری است که از وجود مبارک حضرت هادی ع نقل شده است. تعبیر در زیارت بینظیر جامعه کبیره است که به زبان امروزیها میتوان گفت زیارت جامعه شناسنامه عقل روح قلب عمل و اخلاق ائمه طاهرین ع و اهلبیت عصمت و طهارت ع است.معرفت به اهلبیت ع حصار الهی استوی ادامه داد کاش در کتابهای درسی و آموزشی کتابهای علوم انسانی و دانشگاهی بخشهایی از زیارت جامعه کبیره بهعنوان درس شناخت اهلبیت ع قرار داده میشد؛ کاش متخصصین مسائل الهی در حوزههای علمیه هفتهای دو یا سهبار جامعه کبیره را درس میدادند؛ چراکه انسان با شناخت واقعی اهلبیت ع یقینا از گمراهی مصون خواهد ماند و دزدان راه انسانیت به فرموده امام صادق ع - که یک گوشه آن را شیخ اعظم در رسائل نقل کرده - شیعه بدون معرفت را نمیدزدیدند. معرفت به اهلبیت ع حصار الهی است چنانکه در روایت معروف آمده است ولایت علی ابن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی .استاد انصاریان با بیان اینکه یک عذاب دنیا گمراهی و افتادن در فساد و گناهان کبیره هست که سبب عذاب آخرت است گفت پروردگار در این حدیث قدسی ولایت امیرالمؤمنین ع را صریحا اعلام فرموده که حصار من است و هیچ شیطانی ابلیسی ضالی مظلی به درون این حصار راه ندارد و نمیتواند گوهرهای قرارگرفته در این حصار را - که شیعیان بامعرفت و اهل عمل هستند - بدزدد. وجود مبارک امام هادی ع مجموعه فرمایشات اهلبیت ع را میفرمایند کلامکم نور . هیچکسی در این دنیا شناختش نسبت به اهلبیت ع کاملتر از امام معصوم ع - که عقل کل و علم محض است - نیست. شما در فرمایشات امام موحدان و چراغ قلب عاشقان حقایق وجود مبارک امیرمؤمنان ع میخوانید که درباره اهلبیت ع میفرمایند هم عیش العلم اهلبیت ع حیات علم هستند یعنی بدون آنها هر علمی علم مرده علم بدن و علم جسم است و خیلی که آن علم مرده قدرت داشته باشد و برای شما هواپیمای هزارنفره قطار با سرعت و... بسازد باز هم ائمه طاهرین ع حیات علم هستند. عیش العلم و موت الجهل دانش ائمه طاهرین ع ریشهکن کننده نادانی و جهل است لذا امام صادق ع میفرمایند هر علمی غیر از علم ما فضل است و علم نیست به غلط اسم علم روی علوم غیر از علم ما نگذارید و بگویید فضل یعنی یک امتیازی برای بشر بر حیوانات؛ علم در این خانواده است و این خانواده وقتی وارد علوم مادی هم میشوند عمق طبیعت را برای مردم شرح میدهند و شرح دادهاند.وی افزود یک گوشه از نگاه به عالم طبیعت ائمه طاهرین ع توحید مفضل است که هنوز هم حرف اول را میزند و با اینهمه پیشرفت
خطرات عابدان جاهل برای سلامت فکری و سیاسی جامعه
جاده های رشد و کمال برای نیل به مقصد فلاح و رستگاری ندارند و همواره در رکود و سکون و واماندگی به سر می برند. تمثیل بسیار عمیق و بیداری زای ذیل از امیر مومنان ع توصیف کننده این حالت در عبادت کنندگانی است که از علم و آگاهی بی بهره اند و ذکر و پرستش و نماز و مناجاتشان آمیخته به جهل و نادانی است و هرگز نمی خواهند به دانایی و آگاهی در عبادت نائل آیند تا به این وسیله به معرفت و شناخت و بینش در پرستش حضرت حق دست یابند المتعبد بغیر علم کحمار الطاحونه یدور و لایبرح من مکانه عبادتگر بی علم و بینش همچون خر آسیاب است که همواره در یک جا می چرخد و گامی به پیش نمی رود . ۹ این روایت عبادت کنندگان فاقد علم و آگاهی را به خر آسیاب تشبیه می کند. خر آسیاب به گرد خویش می چرخد و هرگز حرکت رو به جلو ندارد و همواره در یک محدوده خاص و به صورت متوالی دور می زند تا به این وسیله گندم ها آرام آرام خرد شوند و به آرد تبدیل گردند. این حیوان به ساعتی می ماند که آن را کوک کرده اند و مرتب در حال کار کردن است و جز چرخش عقربه ها چیزی از آن مشاهده نمی شود. آیا برای ساعت و چرخش عقربه های آن می توان علم و شعوری قائل شد هرگز. به همین ترتیب خر آسیاب همواره به گرد خویش می چرخد و گامی به جلو نمی نهد و همچنان در رکود و سکون باقی می ماند. عبادتگری که از علم و آگاهی بی بهره است و نمی داند در مقابل چه کسی ایستاده و چه می گوید و حرکاتش از چه فلسفه ای برخوردار است و واژه ها و کلمات و عباراتی که بر زبان جاری می کند چه مفهوم و ژرفا و عمقی دارد در سکون و ایستایی به سر می برد و همچون خر آسیاب همیشه به گرد خویش می چرخد و هیچ رشد و پیشرفت
خطرات عابدان جاهل برای سلامت فکری و سیاسی جامعه
جاده های رشد و کمال برای نیل به مقصد فلاح و رستگاری ندارند و همواره در رکود و سکون و واماندگی به سر می برند. تمثیل بسیار عمیق و بیداری زای ذیل از امیر مومنان ع توصیف کننده این حالت در عبادت کنندگانی است که از علم و آگاهی بی بهره اند و ذکر و پرستش و نماز و مناجاتشان آمیخته به جهل و نادانی است و هرگز نمی خواهند به دانایی و آگاهی در عبادت نائل آیند تا به این وسیله به معرفت و شناخت و بینش در پرستش حضرت حق دست یابند المتعبد بغیر علم کحمار الطاحونه یدور و لایبرح من مکانه عبادتگر بی علم و بینش همچون خر آسیاب است که همواره در یک جا می چرخد و گامی به پیش نمی رود . ۹ این روایت عبادت کنندگان فاقد علم و آگاهی را به خر آسیاب تشبیه می کند. خر آسیاب به گرد خویش می چرخد و هرگز حرکت رو به جلو ندارد و همواره در یک محدوده خاص و به صورت متوالی دور می زند تا به این وسیله گندم ها آرام آرام خرد شوند و به آرد تبدیل گردند. این حیوان به ساعتی می ماند که آن را کوک کرده اند و مرتب در حال کار کردن است و جز چرخش عقربه ها چیزی از آن مشاهده نمی شود. آیا برای ساعت و چرخش عقربه های آن می توان علم و شعوری قائل شد هرگز. به همین ترتیب خر آسیاب همواره به گرد خویش می چرخد و گامی به جلو نمی نهد و همچنان در رکود و سکون باقی می ماند. عبادتگری که از علم و آگاهی بی بهره است و نمی داند در مقابل چه کسی ایستاده و چه می گوید و حرکاتش از چه فلسفه ای برخوردار است و واژه ها و کلمات و عباراتی که بر زبان جاری می کند چه مفهوم و ژرفا و عمقی دارد در سکون و ایستایی به سر می برد و همچون خر آسیاب همیشه به گرد خویش می چرخد و هیچ رشد و پیشرفت
روايات تقيه
جاده را برای پیدایش دولت حق و روی کار آوردن آن که از پرتو این تقیه و برکتش و در سایه آن جهاد علنی و اسلحهای پدید میآید باز میکند و خلاصه مرحله اول از این جهاد جهاد در شرایط نامساعد است که عاقبت منتهی به مرحله دوم یعنی تشکیل دولت حق میشود.در حدیثی آمده که حضرت رضا جماعتی از شیعه را به خانه خود راه نداد در حالی که دو ماه کنار خانه حضرت برای ملاقات با امامشان معطل بودند پس از آن که در اثر سماجت و اصرار فراوان موفق به دیدار امام شدند عرض کردند ای فرزند رسول خدا علت این جفای عظیم بر ما چیست؟ فرمود ادعای شما مبنی بر این که خود را شیعه امیرمؤمنان میپندارید در حالی که شما در بسیاری از اعمال خود با آن حضرت مخالفت میکنید و در بسیاری از فرائض و واجبات مقصر هستید و در ادای حقوق برادران خدائی و اسلامی خود که حقوقی بس عظیم است اهمالکاری و سستی به خرج میدهید علاوه تتقون حیث لا تجب التقیه و تترکون التقیه حیث لابد من التقیه و دیگر این که شما تقیه میکنید آنجا که نباید تقیه کرد و تقیه را ترک میکنید آنجا که تقیه ضرورت دارد. 1 از این حدیث ناب چند نکته استفاده میشود 1- تقیه کردن در غیر موردش و تقیه نکردن در موردش در ردیف جرمهائی است که مستحق چنین مجازاتی از طرف حضرت رضا ع بوده است.2- تقیه چنان که در سطور گذشته تحریر شد یک تاکتیک موقتی و یک اصل استثنائی است لذا کسی نمیتواند با سو تعبیر و سو تفسیر مانعی از آن سر راه پیشرفت
روايات تقيه
جاده را برای پیدایش دولت حق و روی کار آوردن آن که از پرتو این تقیه و برکتش و در سایه آن جهاد علنی و اسلحهای پدید میآید باز میکند و خلاصه مرحله اول از این جهاد جهاد در شرایط نامساعد است که عاقبت منتهی به مرحله دوم یعنی تشکیل دولت حق میشود.در حدیثی آمده که حضرت رضا جماعتی از شیعه را به خانه خود راه نداد در حالی که دو ماه کنار خانه حضرت برای ملاقات با امامشان معطل بودند پس از آن که در اثر سماجت و اصرار فراوان موفق به دیدار امام شدند عرض کردند ای فرزند رسول خدا علت این جفای عظیم بر ما چیست؟ فرمود ادعای شما مبنی بر این که خود را شیعه امیرمؤمنان میپندارید در حالی که شما در بسیاری از اعمال خود با آن حضرت مخالفت میکنید و در بسیاری از فرائض و واجبات مقصر هستید و در ادای حقوق برادران خدائی و اسلامی خود که حقوقی بس عظیم است اهمالکاری و سستی به خرج میدهید علاوه تتقون حیث لا تجب التقیه و تترکون التقیه حیث لابد من التقیه و دیگر این که شما تقیه میکنید آنجا که نباید تقیه کرد و تقیه را ترک میکنید آنجا که تقیه ضرورت دارد. 2 از این حدیث ناب چند نکته استفاده میشود 1- تقیه کردن در غیر موردش و تقیه نکردن در موردش در ردیف جرمهائی است که مستحق چنین مجازاتی از طرف حضرت رضا ع بوده است.2- تقیه چنان که در سطور گذشته تحریر شد یک تاکتیک موقتی و یک اصل استثنائی است لذا کسی نمیتواند با سو تعبیر و سو تفسیر مانعی از آن سر راه پیشرفت
تفسیر قرآن ـ جلسه هفتم
پیشرفت آن در دنیا نداشتند که روزی حرف ما را با قواعد علمی آن روز باطل بکنند با کمال شجاعت مسائل عالم را مسائل فیزیکی مسائل بدن مسائل خلقت مسائل آفرینش را بیان کردند و هر چه بر علم میگذرد عظمت نگاه ائمه طاهرین ع به کل مسائل مادی و معنوی بیشتر روشن میشود.امام باقر ع میفرمایند همان آبی که خداوند متعال با باد مثل شیر در مشک زد یا مثل دوغ در مشک و سالها گذشت تا به صورت یک کف یک خمیر نرم در آمد از همان طبق آیات قرآن هفت آسمانها و زمین را به وجود آورد. زمین به این صورت نبود بلکه به صورت یک خمیر نرمی بود که اول به اراده او منطقه مسجد الحرام زیر کعبه ساخته شد و بعد همین خمیر را کشید و گستراند تا کره زمین به این صورت درآمد به این خاطر محلی که کعبه و مسجد الحرام هست و ریشه کل زمین است ام القری نام گرفته از اینرو به کتاب خدا ام الکتاب در ام القرآن میگویند برای این که ریشه همه معارف قرآن است شما کل قرآن مجید را در همین اصول میبینید که بالای دو هزار آیه در قرآن درباره پروردگار عزیز عالم است که شناسنامه حقیقی خداست بالای هزار آیه درباره معاد بخشی از آیات درباره جاده
جایگاه تقیه
جاده را برای پیدایش دولت حق و روی کار آوردن آن که از پرتو این تقیه و برکتش و در سایه آن جهاد علنی و اسلحهای پدید میآید باز میکند و خلاصه مرحله اول از این جهاد جهاد در شرایط نامساعد است که عاقبت منتهی به مرحله دوم یعنی تشکیل دولت حق میشود. در حدیثی آمده که حضرت رضا جماعتی از شیعه را به خانه خود راه نداد در حالی که دو ماه کنار خانه حضرت برای ملاقات با امامشان معطل بودند پس از آن که در اثر سماجت و اصرار فراوان موفق به دیدار امام شدند عرض کردند ای فرزند رسول خدا علت این جفای عظیم بر ما چیست؟ فرمود ادعای شما مبنی بر این که خود را شیعه امیرمؤمنان میپندارید در حالی که شما در بسیاری از اعمال خود با آن حضرت مخالفت میکنید و در بسیاری از فرائض و واجبات مقصر هستید و در ادای حقوق برادران خدائی و اسلامی خود که حقوقی بس عظیم است اهمالکاری و سستی به خرج میدهید علاوه تتقون حیث لا تجب التقیه و تترکون التقیه حیث لابد من التقیه و دیگر این که شما تقیه میکنید آنجا که نباید تقیه کرد و تقیه را ترک میکنید آنجا که تقیه ضرورت دارد. 2 از این حدیث ناب چند نکته استفاده میشود 1- تقیه کردن در غیر موردش و تقیه نکردن در موردش در ردیف جرمهائی است که مستحق چنین مجازاتی از طرف حضرت رضا ع بوده است.2- تقیه چنان که در سطور گذشته تحریر شد یک تاکتیک موقتی و یک اصل استثنائی است لذا کسی نمیتواند با سو تعبیر و سو تفسیر مانعی از آن سر راه پیشرفت
چگونه می توان اثبات کرد که قرآن کلام خدا است، نه سخن پیامبر؟ اعجاز قرآن در چیست؟
جاده علم ودانش گذارده ایم پرده های جهل و تعصب نا به جا از بین می رود و به زودی این کتاب توصیف ناپذیر عالم را به خود جلب نموده و تاثیر عمیقی در علم و دانش جهان کرده , سرانجام محور افکار مردم جهان می گردد... ما درابتدا از قرآن رو گردان بودیم , اما طولی نکشید که این کتاب توجه ما را به خود جلب کرد و ما را دچار حیرت ساخت تا آن جا که در برابر اصول و قوانین علمی و بزرگ آن سر تسلیم فرود آوردیم .ـ ویل دورانت مورخ معروف می گوید قرآن در مسلمانان آن چنان عزت نفس و عدالت و تقوایی به وجودآورده که در هیچ یک از مناطق جهان , شبیه و نظیر نداشته است .ـ ژول لابوم اندیشمند و نویسنده فرانسوی در کتاب تفصیل الایات می گوید دانش و علم برای جهانیان ازسوی مسلمانان به دست آمد و مسلمین علوم را از قرآنی که دریای دانش است گرفتند و نهر از آن برای بشریت در جهان جاری ساختند.ـ دینورت , مستشرق دیگری می نویسد واجب است اعتراف کنیم که علوم طبیعی و فلکی و فلسفه وریاضیات که در اروپا اوج گرفت , عموما از برکت تعلیمات قرآنی است و ما مدیون مسلمانانیم ; بلکه اروپا از این جهت شهری از اسلام است .ـ دکتر بانو لورا واکسیا واگلبری استاد دانشگاه ناپل در کتاب پیشرفت
نماز، بازدارنده از فحشا و منکر
پیشرفت نکرده بود در تفسیرهای قرآن نوشته بودند آفتاب که از پشت شیشه در اتاق میتابد یک لولهمانندی از ذرات در آن شعاع آفتاب شناور است و یک ذره یک دانه از آن ذرههای شناور است. 5 اما الان این حرف را نمیزنند بلکه میگویند ذره عنصر بسیار کوچکی است که با چشم دیده نمیشود. میکروسکوپ بعضی از ذرات را باید پنج هزار برابر کند تا آدم یک چیز کوچک را مشاهده بکند ذره از این هم کمتر است که باید به مجلات علمی مراجعه بکنید . یک لیوان آب مرکب از اکسیژن و هیدروژن است. اکسیژن دو اتم و هیدروژن یک اتم دارد. میگویند یک لیوان آب در این روزگار اصلا عدد اتمهای اکسیژنش قابلشمارش نیست.قرآن میگوید اگر ترازوداری شما به وزن و اندازۀ ذره باشد و کار بدی بکنید این کار بد را در قیامت با چشم خودتان بهصورت کیفر و جریمه خدا خواهید دید. اگر آدم حرفهای قرآن و انبیا مثل حضرت شعیب ع را باور بکند یک زندگی پاک خواهد کرد. آنهایی که اهل باورند در جاده
واژه شيعه در قرآن مجيد
جاده انسانیت بهره میگرفتند و خیر دنیا و آخرت خود را تامین نموده به قله سعادت و خوشبختی و رشد کمال و نهایت کار به رضایت الله و جنت الله میرسیدند.ولی این نابکاران نادان که خانه توحید را با نصب سیصد و شصت بت تبدیل به بتکده کرده بودند و خود را متولیان آن به وکالت از سیصد و شصت قبیله میدانستند و هر سال آن قبایل به ویژه در ایام مخصوص انواع نذورات را به پای بتها میریختند و میرفتند و مدعیان تولیت بتخانه مفت و مجانی از آن همه نذورات که در آن زمان ثروت کمی نبود نصیب میبردند به خاطر اندکی مال و ثمن نجس بر ضد دین بخصوص در میان عوام قبایل سخنپراکنی کرده و بدون این که اجازه تفکر به مستمعان بدهند آئین اسلام را مورد حمله زبانشان و سخنان واهی و باطلشان قرار میدادند و مانع از پذیرش اسلام به وسیله زائران و حاضران میشدندآنان میدانستند که اگر اسلام به توده مردم مخصوصا قبایل بتپرست برسد و جامعه فرصت اندیشه در حقایق آن داشته باشد دسته دسته و گروه گروه به مکتب الهی ایمان میآورند و از بتپرستی دست برمیدارند و به جای هزینه کردن نذورات برای بتهای بیجان و جاندار مال خود را برای رفع مشکلات همنوعان خرج کرده و به مصرف امور خیر میرسانند و آن بیخردان و نادانان و جاهلان و سبک و مغزان از مفتخوری و پر کردن جیب خود به ناحق بیبهره میشوند به این خاطر برای حفظ بت و بتپرستی متوسل به تهمت و افترا به دین حق میشدند و فرصت تفکر و اندیشه به قبایل و مسافران و حاضران نمیدادند. داوری خدا در قیامت میان اهل اختلافروز قیامت که وقوعش حتمی و برپا شدنش یقینی است روز عدل و داد و انصاف و حساب است.دادگاههای قیامت بر اساس قسط و عدالت برپا میشود و معیار سنجش و میزان ارزیابی اعمال در آن روز جز حق چیزی نیست.داور آن روز و حسابرس در آن دادگاهها فقط خداست که بر پایه عدالت داوری میکند و هر کس را پس از پایان داوری به هر پاداش یا کیفری که سزاوار آن است میرساند.آن روز یهود و نصاری و مشرکان نادان نسبت به اتهاماتی که به حق زدند و مانع پیشرفت
English