اتصال به صراط مستقیم جز از طریق ولایت و حکومت امیرالمؤمنین ع ممکن نیست. برگرفته از کتاب بربال اندیشه نوشته استاد حسین انصاریان
615 مطلب یافت شد
ریزش ها و رویش ها در حکومت امیرالمؤمنین (ع)
«ریزش» و «رویش»، دو واقعیت تلخ و شیرینی است که در دوران حکومت امیرالمؤمنین علیه السلام پدیدار شد. در آن عرصه، گروهی از نام آوران در گرداب گمراهی کشانیده شدند و از آن سوی، تعدادی سیر صعودی داشته، بر ستیغ...
برخورد امیرالمؤمنین(ع) با دشمن دردمند
محل داوری امیرالمؤمنین ع در کاخ و باغ و روی مسند و پشت میز خاتمکاری و گرانترین صندلی دستساز و گل و بتهدار نبود؛ تمام حکومت علی روی یک گلیم پاره … امیرالمؤمنین ع بود. وقتی شنید معاویه آمده صفین برای جنگ با ولی الله الاعظم رفت در لشکر معاویه خیلی هم تحویلش گرفتند. معاویه گفت تو هم آمدی با من شرکت کنی علی را بکشی؟ گفت بله. سه ماه جنگ با امیرالمؤمنین ع طول کشید بعد که جنگ تمام شد به معاویه گفت من دیگر نمیتوانم کوفه برگردم کوفه محل حکومت
استاد انصاریان در روز شهادت امیرالمؤمنین(ع) عنوان کردند؛ داستانهایی از کرامت و اخلاق زیبای مولای متقیان
امیرالمؤمنین ع فرمودند ذاذان مردی ایرانی بود که صدای بسیار زیبایی داشت؛ روزی امیرالمؤمنین ع از کنار این فرد میگذشتند که متوجه شعرخوانی او شدند؛ فرمودند که ذاذان چرا قرآن نمیخوانی؟ گفت من ایرانی هستم. حضرت علی ع در گوش او عبارتی خواندند و مقداری آب دهان مبارکشان را در دهانش ریختند و آن فرد به یک مرتبه حافظ کل قرآن کریم شد. سالها بعد شخصی نزد امام باقر ع میرسد و از حقیقت داشتن داستان این مرد ایرانی سؤال میکند؛ امام باقر ع میفرمایند او راست میگوید مطلبی که امیرالمؤمنین در گوش او گفتند استعاذه به اسم اعظم الله بود.استاد انصاریان با بیان اینکه انصاف داشتن و پرداخت حقوق مردم در برخی موارد کار بسیار سختی است ابراز کردند امیرالمؤمنین حضرت علی ع در روایتی هفت خصلت برای مؤمن شمردند که یکی از آن خصلتها انصاف داشتنش در برابر تمامی انسانها است.ایشان با اشاره به داستانی از انصاف یک دزد سیاه چهره خاطرنشان کردند دزدی سیاه چهره دزدی کرده بود و نزد امیرالمؤمنین ع اقرار به دزدی خود کرد؛ آنقدر اعتراف به دزدی خود کرد تا امیرالمؤمنین ع به عنوان حاکم دین چهار انگشتش را قطع کردند؛ او دست قطع شده خود را بالا گرفت و در بازار به حرکت درآمد و فریاد زد که دست من را امیرالمؤمنین امام المتقین یعسوب الدین سید الوصیین قطع کرده است امیرالمؤمنین ع به سبب این انصاف دزد به فرزندشان امام حسن ع فرمودند که برو عموی سیاه چهرهات را بیاور . آن دزد هنگامی که نزد امیرالمؤمنین ع آمد عشقش به امام علی ع را علت تعریف کردن از ایشان یاد کرد و گفت که اگر شما بدن مرا قطعه قطعه هم بکنی من عشقم به شما را از دل بیرون نمیکنم امیرالمؤمنین هم دست او را زیر عبا برده و دعایی کردند و دست آن فرد به روز اولش بازگشت.استاد حوزه علمیه قم افزودند همه محبان اهلبیت معصومین ع اهل بهشتند اما هنگام جان دادن و در برزخ امکان عذابهای فراوانی برای آنان وجود دارد. این عذابها از لحظه جان دادن تا برزخ به سبب ایراد در نماز و روزه و عبادات نیست بلکه عذابهای ما به عدم رعایت مسائل اخلاقی و نیز رعایت نکردن حقوق دیگران باز میگردد.ایشان با بیان اینکه امیرالمؤمنین علی ع سراسر رحمت و عشق و محبت است یادآور شدند روزی دخترکی در دوران حکومت
تفسير قرآن ـ جلسه هشتاد و هفتم
حکومت همسایگان برای خودش تدارک ببیند.پول و رفیق زیاد در زمان هجرت پیامبر داشت ولی مردم مدینه متوجه رسول خدا شدند و برنامه ایشان برچیده شد.آنان ابوعامر را که یکی از کشیشان مسیحی و باسواد و زرنگی بود بکار گرفتند و یک گروه جاسوسی خطرناکی علیه پیغمبر و اهل ایمان و حتی بعد پیغمبر ص تشکیل دادند که این نکته شاید به نظر خیلیها نیاید که در غدیر خم میگویند حداقل 12 هزار حداکثر 100 هزار نفر با پیغمبر شرکت داشتند و همه میگویند امیرالمؤمنین مورد حسادت بود درست است.از امیرالمؤمنین بخاطر اینکه اقوامشان را کشته بود دل خوشی نداشتند آنان نمیخواستند زیر بار حکومت امیرالمؤمنین ع … امیرالمؤمنین بچرخد ولی پروردگار از باطن این مردم خبیث خبر میدهد که نفاق از مدینه با ابوعامر و کلیساهای شام در ارتباط بود.ابوعامر پلید خبیث فرزندی داشت که در دین و ایمان بسیار چهره پرقیمتی بود نام او حنظله غسیل الملائکه است این کشیش پلید با منافقین و همکاری یهود و مسیحیت افراد مدینه پیش پیغمبر میآمدند. بعضی از چهرهها اگر مسلمان میشدند تقویت جامعه بود نه تقویت دین چون اهل تسنن دروغ به بعضیها بستهاند که چون خلیفه دوم مسلمان شد دین اسلام تقویت شد.یعنی دین اسلام را ابوذر تقویت نکرد. دین اسلام با حمزه تقویت نشد دین اسلام با خدیجه تقویت نشد این عمربن خطاب بود که وقتی از شرک و بت پرستی دست برداشت گفت اشهد ان لا اله الا الله دین تقویت شد.از این رو مسئلۀ سقیفه ریشه در زمان پیغمبر دارد که با همکاری منافقین و یهود و نصاری این مثلث خطرناک با همدیگر قرار گذاشته به پیغمبر اکرم ص سران بعضی از قبایل میگفتند ما مؤمن میشویم بشرط این که به ما یک ضمانت بدهی که بعد مرگ تو حاکم ما باشیم. پیغمبر اسلام ص میفرمود حکومت دست من نیست؛ یک امر الهی است و پروردگار هر که را که معرفی میکند من باید معرفی بکنم. آنان قرار گذاشتند که بعد از مرگ پیغمبر ص نگذارند حکومت بیت المال و اسلحه در حوزه اهل بیت علیهم السلام قرار بگیرد.در هر صورت آنان سه طایفه بودند اهل سقیفه منافقین یهود که بازوی این منافقین و مسیحیت طراح حرکت منافقین است اینها میگویند و من الناس من یقول آمنا بالله و بالیوم الاخر .دروغ میگویند باطل خودشان را حق نشان میدهند میگویند ما هر وقت که با شما نماز میخوانیم لذت میبریم.وقتی روزۀ ماه مبارک رمضان تمام میشود غصه میخوریم وقتی حج تمام میشود ناراحت هستیم اینها باطل خودشان را حق نشان میدهند دروغ میگویند و دروغ خودشان را با هنرمندی در بین مردم جا میزنند که مردم باور کنند و اسرار را در اختیارشان میگذارند آنها هم و اذا خلوا الی شیاطینهم اسرار را پیش آنها میبرند.دروغ این است که آدم هر کار خود را که باطل است حق نشان بدهد ولی دروغ را باید از این منظر بررسی کرد.از مرحوم آیت الله حاج شیخ عبد الکریم حائری من به یک واسطه از یکی از شاگردانش نقل میکنم که گفت مرحوم آیت الله نائینی بعد از مرگ مرحوم میرزای شیرازی خدمت آقا سید احمد فشارکی گفتند ما را مجتهد میدانید؟ گفت بله. گفت ما شما را اعلم علمای شیعه میدانیم شما باید کرسی مرجعیت را قبول کنید. گفت لیاقت قبول این کرسی در من نیست چون خبر مرگ میرزا را که شنیدم رفتم حرم امیرالمؤمنین ع
استاد انصاریان: گناهان ظاهری و باطنی عامل ایستایی/ انسان ناسپاس از رحمت خدا محروم خواهد شد
به زمانهای دورتر برگردیم مسجد در زمان حکومت امیرالمؤمنین ع چهار دیوار معمولی بود سقف آن از چوب خرما پوشش با لیف خرما بود و فرش آنچنانی نداشت.
اهمیت اخلاص در دینداری
نزد امیرالمؤمنین ع امیرالمؤمنین ع نمیفرمودند که شاه نشوید؛ بلکه ملت با امیرالمؤمنین ع بیعت کردند و حکومت بهعنوان یک مسئولیت الهی به … امیرالمؤمنین ع اصلا نظری به حکومت و صندلی نداشتند بلکه نظر داشتند که از این مسند به دین و به جامعه خدمت کنند. … امیرالمؤمنین ع هم چند داماد داشت که یکی از آنها مسلمبنعقیل ع است؛ ولی دامادی که نصیب طلحه شد نصیب هیچ پیغمبر و امامی نشد که خدا میداند تا الآن از نسل این داماد که خانمش دختر طلحه بود چقدر مرجع تقلید عارف شاعر نویسنده عالم و اولیای خدا به دنیا آمدهاند. داماد طلحه چهکسی بوده است؟ وجود مبارک حضرت ابیعبداللهالحسین ع شما پدرزنی در دنیا سراغ دارید که چنین دامادی داشته باشد؟ اینکه امیرالمؤمنین ع از او دختر میگیرد برای این است که این دختر یک شایستگی شدیدی در شخصیت و گرایش قلبی و عملی به فرمانهای پروردگار داشته است. ولی سی سال بعد از پیغمبر ص معلوم شد که طلحه و زبیر اتصال به دین پیدا کردهاند تا روزی اعلیحضرت و شاه مملکت شوند. فقط یک مانع جلویشان بود که نمیتوانستند شاه بشوند و آن مانع هم امیرالمؤمنین ع بود. ارزش حکومت
استاد انصاریان: انبیا و ائمه(ع) دریای بیکران محبت/ با اخلاق و رفتار نیکو انسان ها را عاشق پروردگار کنیم
دریای بیکرانی از محبت بودند و این محبتشان مردم را اسیر خودشان میکرد در آخر جلد دوم اصول کافی و در ترجمه آخر جلد پنجم آمده است زمان حکومت امیرالمؤمنین ع
سه دشمنی که مانع ورود به بهشت میشوند
در ایام حکومت امیرالمؤمنین ع حضرت نماز مغرب و عشا را در مسجد کوفه خواندند و از در مسجد بیرون آمدند.
تفاوت قلب مریض و قلب سلیم
محل داوری امیرالمؤمنین ع در کاخ و باغ و روی مسند و پشت میز خاتمکاری و گرانترین صندلی دستساز و گل و بتهدار نبود؛ تمام حکومت علی روی یک گلیم پاره … امیرالمؤمنین ع با دشمن دردمندیک شخص جنگجوی قدرتمند نترس مشهوری بود به نام عبیدالله ابنحر جوعفی کوفه زندگی میکرد زیر سایه امیرالمؤمنین ع بود. وقتی شنید معاویه آمده صفین برای جنگ با ولی الله الاعظم رفت در لشکر معاویه خیلی هم تحویلش گرفتند. معاویه گفت تو هم آمدی با من شرکت کنی علی را بکشی؟ گفت بله. سه ماه جنگ با امیرالمؤمنین ع طول کشید بعد که جنگ تمام شد به معاویه گفت من دیگر نمیتوانم کوفه برگردم کوفه محل حکومت … امیرالمؤمنین ع یک نگاهی کرد و فرمود عبیدالله بیا جلو. آمد نشست. امام خیلی با محبت فرمود به چه علت سه ماه آمدی به روی من شمشیر کشیدی؟ گفت علی جان من برای محاکمه شدن نیامدم من درد دارم. فرمود محاکمه را گذشتم دردت را بگو. این کرم و اخلاق خداست. رفع موانع انسانیتمن هر شب مدام به شما فشار عاطفی میآورم اول هم به خودم که ملکالموت آمد حیوان نبرد آن وقت کار سخت میشود چون خیلی تفاوت است بین این جنس و جنس ضد آن خیلی تفاوت است. ا فمن کان مؤمنا کمن کان فاسقا لا یستوون سجده 18 این قرآن است. ا فنجعل المسلمین کالمجرمین قلم 35 این قرآن است. خدا خوان با خدا دان فرق دارد که حیوان تا به انسان فرق دارد محقق را مقلد نمیتوان گفت که دانا تا به نادان فرق دارد مخوان تو هر کسی را آلوده دامن که دامان تا به دامان فرق دارد این فرقها را خدا لحاظ میکند طوری نباشد روح من را که گرفتند و بردند به پیشگاه خدا به ملائکه موت بگوید این چیست آوردید برگردانید به زمین این لایق اینجا نیست. موانع را باید تا نمردیم برطرف کنیم موانع همه معنی حیوانیت دارد. انوار ایمان و اخلاق همه معنی انسانیت دارد. بیداری پادشاه از حرف فقیرپادشاهی یک شهر خیلی زیبایی را بنا کرد که همه چیزش تمام بود. به یک نفر گفت کنار دروازه بایست من میخواهم با یک ناهار دادن به مردم محل افکار و آرائشان را نسبت به این شهر بفهمم. همه آمدند ناهار آخرین مرحله دو نفر آمدند چشمشان که به شهر افتاد چیزی هم نخوردند بازپرس به این دو تا گفت نظرتان راجعبه این شهر چیست؟ گفتند ما دو تا نظر داریم؛ یکی اینکه عاقبت خراب بشود یکی اینکه صاحبش میمیرد. این دو نفر را گرفتند بردند پیش سلطان و گفتند اعلیحضرت میگویند این شهر آخرش خراب میشود و صاحبش هم میمیرد. شاه به ایشان گفت کدام شهر و دیار است که خراب نمیشود؟ گفتند قیامت آباد است و اصلا خرابی ندارد جنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها صاحب قیامت هم که نمیمیرد خداست. پادشاه گفت کهنهپوشان پابرهنه اصلا خدا شما را فرستاده من را بیدار کنید. حکومت
حلالخوری در همه ابعاد زندگی
امیرالمؤمنین ع دولتی بیخرج و بدون کاخ ساختمان ده طبقه و صندلی گرانقیمت داشتند. محل حکومت … امیرالمؤمنین ع کشاورزی آبادی داشتند و از بیتالمال و سهم امام نمیخوردند. محل درآمد امیرالمؤمنین ع خیلی عجیب است امیرالمؤمنین ع چهار سال و هفت ماه رئیسجمهور مملکت بودند اگر حاکم بگویم جوانها ممکن است معنی وسیع حاکم را نفهمند؛ به زبان امروز برایشان گفتم . حضرت ع نخلستانی را آباد کردند که خوب هم خرما میداد. آنوقتی که مدینه بودند خرماها را میچیدند میفروختند با پول آن به قناعت زندگی میکردند و اضافهاش را هم به مستحق میدادند. وقتی از مدینه میخواستند بهسمت کوفه حرکت کنند باغ را به شخص امینی سپردند و فرمودند سالبهسال خرمای این باغ را بفروش پولش را به مسافری بده که در کوفه به من بدهد.خرج امام ع دستشان بود؛ کنار نانجو گاهی دوغ کدو خرما یا شیر خالی میخوردند. وقتی پول سال اول را آوردند ارزیابی کردند با این پول رسیده و هزینهای که دارند تا سال دیگر جواب هزینه زندگیشان را میدهد یا نمیدهد؟ اگر کافی بود خرج و اگر نبود صرفهجویی میکردند. شیوه حکومت
شناخت کامل امیرالمؤمنین(ع) از معشوق حقیقی
باز دستش را به امیرالمؤمنین ع داد و گفت همای حکومت بالای سرت پر میزند بگو بله حضرت فرمودند حکومت من به روش قرآن و سنت پیغمبر ص است. … ع اظهارنظر بکند که مسند حکومت بر شما برای من از آب دماغ گندیده خوک گرفتار بیماری جذام کمارزشتر است؟ امیرالمؤمنین ع … امیرالمؤمنین ع را نکرده است جلسه تشکیل شد و عبدالرحمنبنعوف به این پنج نفر گفت من حالوحوصله شاهنشاهی را ندارم. شما به من وکالت بدهید که با یکی از شما بیعت کنم و او حاکم بشود جلسه را تمام کنیم و برویم. همه گفتند تو وکیل هستی. عبدالرحمنبنعوف دستش را در دست امیرالمؤمنین ع گذاشت و گفت ابایعک علی کتاب الله وسنه رسوله وسیره ابی بکر وعمر 1 من از طرف این جمعیت وکیل هستم که تو را حاکم کنم؛ ولی شرط حکومت
جلوههایی از شخصیت امیرالمؤمنین(ع)
امیرالمؤمنین ع برادرانم و خواهرانم آیهای که قرائت میکنم زمانی که نازل شده است امیرالمؤمنین ع هنوز بیست سال نداشتند. خدا در این آیه به پیغمبر ص میگوید الذین کفروا لست مرسلا سوره رعد آیه 43 حرف کفار این است که تو از جانب خدا فرستاده نشدهای؛ به آنها بگو کفی بالله شهیدا بینی وبینکم ومن عنده علم الکتاب بین من و شما دو شاهد است که میگوید من پیغمبر هستم؛ یکی خدا و دیگری هم کسی است که علم کتاب نزد اوست. اینجا دیگر من ندارد و آیه نمیگوید کسی که یکخرده از علم کتاب پیش اوست؛ بلکه میگوید کسی که کل علم کتاب پیش اوست. آیا برای شما بس نیست که خدا و علیبنابیطالب ع شاهد نبوت من باشد که کل علم کتاب پیش اوست؟ این برای علم زمان هفدههجده سالگی امیرالمؤمنین ع است که اصلا آدم بهتزده میشود؛ اما لحظه درگذشت پیغمبر ص که آنوقت 30-33 ساله بودند چه شد؟ رسول خدا ص ایشان را صدا کردند و گفتند علی جان گوشت را کنار دهان من بگذار. پیغمبر ص در بستر افتاده بودند حضرت خم شدند و گوش مبارکشان را کنار دهان پیغمبر ص گذاشتند. هفتهشت ثانیه طول نکشید که بلند شدند. -اتصال امیرالمؤمنین ع به علماللهبعد از دفن پیغمبر ص به حضرت گفتند پیغمبر ص در آن لحظه چه گفتند؟ فرمودند یکمیلیون در علم به روی من باز کردند. این غیر از علمی است که در هفدههجده سالگی داشتند. در حقیقت رسول خدا ص ایشان را به علمالله وصل کردند و این غیر از علمی است که وقف ذات خودش و پیش خودش است. رسول خدا ص امیرالمؤمنین را به علمالله وصل کردند و برای همین است که حضرت به مردم اعلام کردند هرچه میخواهید قبل از آن بپرسید که از دنیا بروم؛ من جواب بلد نیستم ندارم. نصیحتهای بینظیر و دریاوار امیرالمؤمنین ع اما جنبه نصیحتگری امیرالمؤمنین ع چگونه بود؟ نهجالبلاغه که یک دریاست هشت برابر نهجالبلاغه را هم چاپ کردهاند؛ آن هشتتا هم نامهها سخنرانیها و کلمات قصارشان است. کتابی هم در شش جلد بهنام غررالحکم در زمان صفویه نوشته شده که حدود یازدههزار کلمه حکمتآمیز است. غیر از همه اینها امیرالمؤمنین ع بعد از پیغمبر ص در مقام نصیحت نمونه نداشتند. یک نصیحتش را بگویم؛ چون ما امروز نمیتوانیم از همه میوههای این باغ بچینیم و از هر شجره طیبهشان یک میوه میچینیم. -بهترین نوع زندگی در نظر امیرالمؤمنین ع یک نفر به امیرالمؤمنین ع گفت چگونه زندگی کنیم؟ بارکالله به او سؤال خیلی عالیای است حضرت فرمودند ان تعبد الله بقدر حاجتک الیه بهاندازهای که به خدا نیازمند هستی عبادت کن. و ان تعصیه بقدر صبرک علی النار بهاندازهای که طاقت جهنم را داری گناه کن. و ان تعمل لدنیاک بقدر عمرک فیها بهاندازه همین هفتادهشتاد سال برای معاشت تلاش کن. و ان تعمل لآخرتک بقدر بقائک فیها و برای آخرتت بهاندازهای که ماندگار هستی کار کن. شیوه حکومتداری امیرالمؤمنین ع امیرالمؤمنین ع در مقام انتخاب استاندار و فرماندار هم در این عالم غوغا کردهاند کمیلبنزیاد نخعی عثمانبنحنیف انصاری از نمونههای از استاندارانش هستند. در حقیقت حضرت به حاکمان هر کشوری میگویند که جمعیت بیتالمال دین و فرهنگ یک استان را به دست هر کسی ندهید؛ شما را در قیامت بیچاره میکنند. به عثمان فرمودند اگر ظلمی در دورترین نقطه کشور اتفاق بیفتد غیر از اینکه در پرونده ظالم مینویسند در پرونده تو هم مینویسند. چرا یک شخص ظالم یا دزد برای یک استان فرستادهای؟خودشان در انتخاب استاندار غوغا کردهاند کمیل و عثمانبنحنیف آدم کمی نبودند. مالکاشتر در راس همه استاندارانش است که وقتی خبر شهادتش به کوفه رسید در منبر گفتند مردم مادری را در روزگار سراغ ندارم که مانند مالک را بزاید. جایگاه مالک برای من جایگاه من برای پیغمبر ص بود. اللهاکبر از این تربیت همچنین گفتند مالک با شهادت تو یک کشور چراغانی شد که کشور معاویه است؛ یک کشور هم کمرش شکست که مملکت من بود.حضرت وقتی میخواستند مالک را به مصر بفرستند در اول عهدنامهای که برایش نوشتند این جمله را نوشتند امره بتقوی الله مالک من به تو دستور میدهم که تقوا را کنار پروردگار مراعات کنی؛ هیچچیز را جابهجا نکنی و هر چیزی را سر جای خودش قرار بدهی. و ایثار طاعته و اتباع ما امر به فی کتابه مالک اطاعت از خدا را بر همهچیز مقدم بدار و قرآن مجید دستورالعمل تو در استانداری و زندگیات باشد. این شکل حکومت … امیرالمؤمنین ع اما چه عاشقانی داشتند؟ چه موقع؟ زمان زندهبودنشان؟ زمان زندهبودنشان که معلوم است؛ آنهایی که حضرت را دیدند عاشق امام شدند و برای ایشان جان دادند. این عاشقان برای بعد از خودشان است؛ چهل سال شصت سال یا صد سال بعد از خودشان. آنهایی که اوصاف حضرت را فقط از ائمه یا راویان شنیدند بهطور عجیبی عاشق شدند. یکی از عاشقانشان یحییبنامطویل است. زینالعابدین ع در شبی که بهدنیا آمدند مادرش سر زا از دنیا رفت. حالا امام حسین ع چه کسی را باید برای شیر دادن به این بچه انتخاب کنند؟ آیا شیر هر زنی برای کسی که در آینده زینالعابدین میشود لیاقت دارد؟ یحییبنامطویل تازه بهدنیا آمده و مادرش هم پرشیر بود. ابیعبدالله ع به او فرمودند این بچه را ببر و دو سال شیر بده. یحییبنامطویل برادر رضاعی زینالعابدین ع است. ابیعبدالله ع و زینالعابدین ع بهطرز عجیبی به این مادر رضاعی احترام میکردند زینالعابدین ع هر وقت او را برای ناهار یا شام دعوت میکردند اصلا در ظرف این مادر رضاعی با او همغذا نمیشدند. به حضرت میگفتند آقا او مادر است و دوست دارد دست شما هم در این کاسه آبگوشت یا آش برود؛ اما امام میفرمودند او مادر است و من میترسم لقمهای را در نظر بگیرم که مادرم قبل از من در نظر گرفته باشد من آن لقمه را بخورم و حسرتش در دل مادرم بماند. من در قیامت گرده جواب ندارم با اینکه مادرشان نبود که از او بهدنیا آمده بودند. -عشقورزی در سختترین شرایطدر سختترین شرایط زمان که بدتر از قوم مغول سر میبریدند میکشتند تبعید میکردند و آتش میزدند وقتی مردم در جایی جمع بودند یحییبنامطویل به آنها میگفت مردم علیبنابیطالب ع میزان و معیار دنیا و آخرت است. من با همه وجودم از غیر علی ع غیر از مکتب و راه علی ع بیزار هستم. حجاجبنیوسف حاکم کوفه بود و سربازانش یحیی را گرفتند. این ستمگری که یکی از علمای اهلسنت دربارهاش میگوید اگر تمام امتهای گذشته ظالمانشان را بیاورند و ارائه بدهند ما هم فقط حجاج را ارائه بدهیم برنده میشویم. حجاج به یحیی گفت جلوی روی من به علیبنابیطالب ناسزا بگو یحیی گفت من به علی ع ناسزا بگویم؟ علی ع همه وجود و عشق من است. امام باقر ع میفرمایند کل ما اهلبیت عاشق یحییبنامطویل هستیم. همچنین امام صادق ع میفرمایند عشق او به علی ع مرز نداشت. او شهید ویژهای در پیشگاه خداست. حجاج گفت دست راست و پای چپ او را قطع کنید دست و پا قطع شد و خون میریخت حجاج گفت یک ناسزا به علی بگو تا تو را پانسمان کنند؛ بعد برو و بقیه عمرت را هم زندگی کن. باز گفت من عاشق علی ع هستم و حرف بدی به علی ع نمیزنم. این بار حجاج گفت اره بیاورید دست چپ و پای راستش را هم قطع کنید. یحیی همانجا شهید شد. -عشق به امیرالمؤمنین ع در عملاینجوری باید با علی ع بود نه اینکه مدام بگویم علی فدایت بشوم اما وقتی آیه خمس سر سال به من گفت که خمس به تو تعلق میگیرد بگویم این یکی را معذرت میخواهم؛ مدام بگویم علی اما اگر به من گفتند که جهیزیه ده دختر لنگ است و شما میتوانی تامین بکنی بگویم این یکی را معذرت میخواهم؛ اگر به من بگویند که دنیا تشنه است و فرهنگ علی باید تبلیغ بشود بگویم این یکی را معذرت میخواهم؛ پس آن علاقه به علی ع در این آدم چه معنایی دارد؟ عشق و محبت امیرالمؤمنین ع به انسانهااما محبت و عشقش به انسانها و رقت و نازکی دلشان؛ با آنهمه جنگی که رفتهاند بهطور عجیبی دلنازک بودند. ایام حکومتشان است و تازه به کوفه یعنی پایتخت حکومت
حرکت ظاهری و باطنی
امیرالمؤمنین ع در روایتی لذت اولیای الهی اهل معرفت و اهل دل را بشنوید و با لذت این حیوانصفتان مقایسه کنید این مسجد از نظر مهندسی ساختمان برقکشی فرش در و پنجره و محراب خیلی عالی است. اگر از پیرمردها بپرسید که مسجدهای 70ـ80 سال قبل که گلی بودند با فرش حصیری پنجرههای مناسبی نیز نداشتند زمستانها هم اگر بامغلتان نمیانداختند از همه جای سقفش آب سرازیر میشد. روشناییاش با چراغ موشی بود. برگردید به زمانهای قبلتر تا زمان حکومت
جهان هستی در سیطرهٔ قدرت پروردگار
فقط سه بار اتفاق افتاد حکومت سلیمان ع حکومت یوسف ع و چهار سال و هفت ماه هم حکومت امیرالمؤمنین ع . … امیرالمؤمنین ع به مردم کوفهامیرالمؤمنین ع این هشدار را چند بار در منبرهای کوفه به مردم کوفه دادهاند که با من اینگونه منفی معامله نکنید بعد از مرگ من به کسانی دچار میشوید که روز روشن با چراغ بهدنبال من بگردید و دیگر کار از کار گذشته باشد. مردم بعد از امیرالمؤمنین ع به چه کسی گرفتار شدند؟ کاری به بیرون از عراق نداریم در همان منطقۀ عراق گرفتار حجاجبنیوسف شدند که در احوالات او نوشتهاند صدهزار مرد و زن زندانی از منطقۀ عراق داشت و به زندانبان گفته بود که خیلی روی دست ما خرج نگذار به نانواها بگو که وقتی برای زندان نان میپزند آرد را با خاکستر قاتی کنند. این غذای زندانیها شده بود. شبانهروز یک بار اجازۀ قضای حاجت به این زندانیها میدادند و بعد هم دستور داد خیلی از آنها را سر بریدند و کشتند. این پیشبینی را امیرالمؤمنین ع بود که چند بار روی منبر کردند و فرمودند دلم را آب و مرا رنجیده کردید. به حرفم گوش ندادید بدانید بعد از من به افرادی گرفتار میشوید که راه نجات از دست آنها به روی شما بسته خواهد بود. حالا هم میبینید که بدنۀ عظیمی از مسلمانها گرفتارند مشکل دارند و حل نمیشود. من وقتی در نماز بسم الله میگویم باید با فهم حروف و کلمات جلو بروم و مفاهیم این حروف و کلمات را به خودم القا کنم. الله یعنی من حق ندارم که با بودن او برای زندگی یا گرهگشایی یا حل مشکلم به کسی استقلال بدهم اگر چنین نیتی داشته باشم خدا میفرماید آنکسی که امید صددرصد به او داری وادار میکنم که از او ناامید شوی یا وادارش میکنم که کارت را انجام ندهد و مشکلت بماند. الآن این مسئله در جامعۀ ما فراوان است خیلیها دلشان به یک مدیر وکیل یا رئیسجمهور خوش است و میگویند مشکل ما حل میشود؛ اما هیچکدام از آنها هم حل نمیشود. پروردگار پیغام داده که اگر به غیر از من امید ببندی تو را در همان ناحیه ناامید میکنم. با حال خوش به او مراجعه میکنی و میگویی من مشکل دارم این مشکل را برای من حل کن؛ اما او میگوید حالا ببینم. این یعنی حل نمیکنم -مشاهدات هدهد در دوره غیبتشحالا این پرنده هم به بارگاه سلیمان ع نیامد. زمانی که پیدایش شد جریمه باید بشود یا باید ذبح شود؟ قبل از اینکه صحبت جریمه و ذبحشدن به میان بیاید طبق صریح قرآن پرنده به سلیمان گفت من در پروازی که داشتم از فضای مملکتی عبور میکردم دیدم که مردم این مملکت خورشیدپرست هستند. این مملکت هم شاهی دارد که زن است. شاه این مملکت نیز تختی دارد که در جهان از نظر ساختمان ابزار و آلات و زینت نمونه ندارد. تخت او هم اینقدر سنگین است که آن را نصب کردهاند قابلحرکت نیست و ثابت است. این ولی و پیغمبر خدا فرمود برای من باید ثابت شود که چنین تختی چنین شاه و ملت خورشیدپرستی را دیدهای. منتظر باش تا مسئله برای من ثابت شود. کتاب خدا میفرماید سلیمان رو به بارگاهنشینان کرد که هر کدام عامل کار مثبتی بودند و مفتخور نبودند. بارگاهنشینان همیشه آدمهای مفتخور دزد و کلاش بودند؛ ولی بارگاهنشینان سلیمان همگی مؤمن اهل خدا و کار برای مردم بودند. در تمام تاریخ بشر این نوع حکومت
پایانی نیکو در انتظار نمازگزاران
حکومت امیرالمؤمنین ع که حق الهی بود و پیغمبر ص هم اعلام کرده بودند امیرالمؤمنین ع هم آدم ریاستطلبی نبود و خلوص محض بود؛ راه باز شد و امیرالمؤمنین
گدایی صراط مستقیم، سودمندترین گدایی
-حکایت امیرالمؤمنین ع و مرد قصابالبته این دشمنترین دشمنان را میتوان به دوستترین دوستان تبدیل کرد؛ آن هم با مواظبت خودداری و شجاعت. ایام حکومت
تبلیغ دین بدون سخن گفتن
زمان حکومت امیرالمؤمنین ع است به عبارت امروزی زمان رئیسجمهوری ایشان است.
نماز، مهمترین دستگیرهٔ نجات بشر
کنارش به جان پروریدفلک او را به جایی رسانید کار ×××××××××× که شد نام در لؤلؤ شاهوار وجود امیرمؤمنان ع کفایتکننده بر اثبات خداوندزمان حکومت امیرالمؤمنین ع
دنیا و آخرتِ آباد
امیرالمؤمنین ع باید افلاطون ارشمیدس فیثاغورث سقراط ابو اسحاق کندی ابونصر فارابی صدرالمتالهین حاج ملاهادی سبزواری و خواجه نصیرالدین طوسی رحمهم الله باشند امام برای این مستمعین منبری رفته که من فکر نمیکنم آن روز یک کلمه از حرفهای حضرت را درک کرده باشند. همین امشب صفحۀ اول نهج البلاغه را باز کنید خطبۀ اول دربارۀ آفرینش است. کتابهای اروپا آمریکا و روسیه را دربارۀ خلقت مقابل خودتان باز کنید ببینید با این دوربینهای عظیم نجومی مؤسسات عریض و طویل علمی در کلیات مطلب یک واو اضافهتر از سخنان حضرت علی ع دارند؟ روی منبر کوفه غیر از این خطبه خطبههای دیگری نیز به مردم فرموده است. ستارگانی که آن زمان هیئت بطلمیوس در دانشگاههای ایران هند یونان و اسکندریه درسش را میدادند که آسمان مانند طاق است و ستارگان میخهای نقرهای هستند که به این طاق کوبیدهاند این نهایت دانش بشر در زمان امیرالمؤمنین ع دربارۀ ستارگان بود؛ اما امام فرمود هذه النجوم التی فی السما مدائن مثل المدائن التی فی الارض 10 هرکدام از این ستارگان کرۀ زمینی آباد چون کرۀ زمین شما هستند. مدینه یعنی مرکز آباد.این حرفها برای کتابهای جدید نیست. من خودم از اواخر قرن سوم تاکنون کتابهای نوشته شدۀ علمی را جمع کردهام. این حرفها در کتابهای 1200 سال پیش است که امیرالمؤمنین ع دست یکی از یارانش را گرفت کنار شط کوفه آورد آب موج میزد به یارش فرمود اگر بخواهم اما زمینه نبوده؛ چون مردم اهلش نبودند. در چهار سال و نه ماه حکومت … امیرالمؤمنین ع حضرت را درگیر سه جنگ کردند بعد هم ایشان را در محراب کشتند. از این آب برای مملکت روشنایی بگیرم میگیرم. امام میدانستند که آب ترکیبی از اکسیژن و هیدروژن است و هر دو نور هستند. اگر اتم اکسیژن و هیدروژن را بشکنند جرقه بیرون میزند. امام علی ع میدانست که اگر زیر این رودخانه در جای عمیقی توربین کار بگذارد و این آب سنگین روی توربینها بریزد کشور را روشنایی میدهد. بالاترین ظلمی که از زمان حضرت آدم ع تا قیامت به جامعۀ بشری علم کرامت و بزرگی شده از طریق سقیفه شده است که بعد از پیغمبر ص جمع شدند و در خانۀ اهلبیت علیهم السلام را بستند 25 سال حضرت علی ع را خانهنشین کردند بعد هم ده سال امام مجتبی ع را در محاصره گذاشتند سپس کشتند. سپس در کربلا ابیعبدالله ع و یارانش را قطعهقطعه کردند. اگر این منابع علوم مانع نداشتند مرکب سرکش جهان امروز از نظر علمی از عرش بالاتر میرفت و معلومات ما بیشتر میشد. افول علمی مسلمانان و چپاولگری اروپااین مقداری هم که علم برای ما مانده است از صفویه در ایران و حکومت
English