معنای وجودی قطرۀ آب قطرهای کز جویباری میرود از پی انجام کاری میرود برو دنبالش بببین آن کاری که میخواهد انجام بدهد چیست؟ این قطره میآید با خاک … معنای وجودی خورشیدشما در یک کتاب اروپایی به نام علم و زندگی در یک بخشش که بحث راجعبه انرژی و حرارت است مسئلۀ خورشید را ببینید که این کرۀ آتشین … معنای عملیاش کمک داد را میخورند. اینجا دیگر سراغ دانشمندان بیرون و بیگانه نمیروم سراغ سورۀ نحل میرویم. این علف سبز و گلهای قرمز و زرد مرغزار چمنزار و بیابانهای خرم در معدۀ گاو و گوسفند میرود. معده با این علف هزار تا کار میکند خون میسازد عصب میسازد رگ میسازد پی میسازد.قطرۀ آب را ببینید دنبالش بکنید و ببینید کجا میرود و چه کار میکند این یک کلمات الهی است. قطرۀ آب و این یک مقدار خاک طبق فرمایش قرآن از کلمات الهی هستند. فرآیند تولید شیر از منظر قرآنبدن گوسفند و گاو سهم خودش را که از این علف سبز خوشرنگ و گلهای مخلوط با این علف برداشت بقیه میشود شکمبه که زرد و بدبو است و از پشت بدن گوسفند و گاو بیرون میریزند. کشاورزها میگویند کود دیگران میگویند زبالۀ حیوانی و از این تعبیرات. علف در بدن گاو و گوسفند کار خودش را کرده و مازادش شده شکمبه که وقتی گوسفند و گاو را میکشند با چاقو معده را پاره میکنند و شکمبه را بیرون میریزند شما هم از بغل قصابخانه میخواهی رد شوی بینیات را میگیری که بوی شکمبه به تو نزند قیافهای هم ندارد. پروردگار میگوید رد شکم این گاو و گوسفند و شتر و بز و این شکمبه که دماغت را میگیری در میروی بینیات را میگیری از بوی بدش اخمهایت به هم کشیده میشود از این شکمبه با آن خون قرمز پررنگ با آن رنگ زرد از میان این خون و شکمبه چه کار میکند او؟ ما که متوجه نیستیم و نمیدانیم چه کار میکند؟ چون کار او را بیرون اگر بخواهند انجام بدهند با هیچ ماشین دقیقی در این عالم انجام نمیگیرد. او در تاریکی این بدن گاو و گوسفند و بز و شتر از این شکمبه با مخلوطی از آن خون قرمز چه کار میکند؟ من بین فرث و دم نحل 66 فرث یعنی سرگین گاو و گوسفند که میگویند کود و زباله است من بین فرث و دم لبنا خالصا سائغا شیر سپید خوشگوار پر از ویتامین سر سفرۀ شما میگذارم. حتی اگر خانمی برای بچه شیر ندارد شیر او را نزدیک با شیر انسان ماده قرار دادم که به جای آن به بچه شیر بدهید و بچه خوب رشد میکند خیلی با شیر خشک فرق میکند. لبنا خالصا سائغا و تو جنس دوپا همین کلمه را از من میگیری شیر کلمه من کلمات الله است و قانع به این نیستی که سر سفرهات یک لیوان شیر باشد. شیر را پنیر میکنی خامه میکنی کره میکنی روغن میسازی همینطور مواد دیگر از آن میگیری و سر سفرهات میگذاری.یک شیر را حساب کن که قبلا سرگین بود و خون حالا من با این شیر چه کار کردم که هم ماست میشود هم دوغ میشود هم کشک و خامه و سرشیر میشود هم پنیر میشود؛ این معنی کلمه است. مصادیق کلمۀ بیمعنا در قرآنشما ببینید علف چقدر معنی خوبی داشت خاک چقدر معنی خوبی داشت خورشید چقدر معنی داشت شیر چقدر معنی دارد؛ انسان هم کلمه من کلمات الله که استعداد معنا شدن به معانی مختلفی را دارد در صورتی که کلمۀ وجودی
614 مطلب یافت شد
استاد انصاریان: برگشت از قیامت امکان پذیر نیست/ بهشتیان و دوزخیان هر دو در جادۀ ابدیت در حرکتند
ما خیلی اطلاع از کتاب هستی نداریم از تحولات هم خبر دقیقی نداریم ولی از آیات و روایات میتوانیم استفاده کنیم که هر یک کلمه با معنای صحیح وجودی … معنای خودشان هم این آفرینش را خوب و منظم میگردانند و وجودشان برای کل این کارخانه منفعت است. پروردگار عالم حقبین است باطلبین و باطلنگر نیستمبلغ برجسته عرصه بین الملل ادامه داد هر موجودی را در جایگاه خاص خودش ببینی عالی نیکو زیبا درست و حقیقت است. به تعبیر خود پروردگار وما خلقنا السماوات و الارض و ما بینهما الا بالحق حجر 85 یعنی پروردگار عالم حقبین است باطلبین و باطلنگر نیست هستی و خلقت را حق آفریده و حق هم میبیند. استاد انصاریان با بیان اینکه کلمۀ وجود انسان در عالی ترین جایگاه آفرینش است و عالی ترین معنا را میتواند از خودش طلوع دهد گفت اگر هر کلمه وجودی … وجودی پروردگار هیچ کلمهای جایگاهش موقعیتش مورد توجه بودنش به پیشگاه او مانند وجود انسان نیست. کلمه یعنی حقیقتی که معنا دارد. پروردگار این معنایی که برای کلمه وجود انسان مقرر کرده تحقق ظهور و آشکار شدنش را به خود انسان سپرده است. درصد بالایی از موجودات عالم در جایگاهی هستند که اختیاری از خودشان ندارندوی با بیان اینکه طبق آیات قرآن هر کلمهای در این خلقت جایگاهی دارد اظهار کرد اگر این کلمه بالاختیار یا بالاجبار در جایگاه خودش قرار داشته باشد و در آن جایگاه خودش به حرکتش ادامه دهد معنی میشود. درصد بالایی از موجودات عالم در جایگاهی هستند که اختیاری از خودشان ندارند اجبارا در آن جایگاه قرار دارند و نمیتوانند منحرف شوند. روزی که اینها را در جایگاه خاص و با معنای
دستگیری تعدادی از شیعیان در مصر
وی افزود مذهب تشیع در مصر جایگاه وجودی ندارد. ولی معنای شیعه در مصر این است که انسان تعلق عاطفی به اهل بیت داشته باشد منبع ابنا
معناى خسران در قرآن
کلمه خسران در قرآن مجید به معنای تباه شدن همه سرمایه وجودی انسان است. خسران غیر از ضرر است.
استاد انصاریان: بهترین عمل در ماه رمضان حفظ خود از آلودگی ها و حرام هاست/ اجازه ندهیم شهوت ها وجود خدایی مان را نابود کند
منبر فرمودند علی جان الورع عن محارم الله اینکه دامنت را از همه آلودگیها و حرامها پاک نگاه بداری در ماه رمضان این بهترین عمل است این حفظ معنای کلمۀ وجودی
دلیل ضرورت تشكیل حكومت اسلامی چیست ؟
تشکیل حکومت نمی توان به همه اهداف اسلامی نائل شد, به روشنی ضرورت حکومت ثابت می شود.2 جامعه بودن شریعت ; جامع بودن اسلام که به معنای توجه دین به همه زوایای وجودی
جراحی پای حضرت علی (ع) در نماز
میپرسیدند شما را چه شده است؟ میفرمود وقت ملاقات است.چقدر خدا علی را دوست داشت و چقدر علی خدا را دوست داشت خدا وجودی است که معنای بینهایت دارد
واژهی کلام در قرآن
است اعتباری برای معنای آن؛ و تکلم وجودی است اعتباری برای معنایی که در ضمیر متکلم وجود دارد تا … اشاره به ارجاع معنای کلام است- که به ظاهر صفتی است فعلی و متاخر از ذات - به صفت ذاتی که عین ذات است؛ به طوری که بر دیگری با اعلام آنچه که در باطنش دارد تاثیر میگذارد؛ و در حقیقت به حیثیت ذاتی برمیگردد که همان قدرت و عین ذات است. علامه طباطبایی در شرح بخش دوم میگوید لفظ وجودی
کلمۀ وجود انسان
بهتر است یعنی از کار خیر بهتر است.امیرالمؤمنین ع پرسید برترین عمل در این ماه مبارک چیست؟ و پاسخ این بود الورع عن محارم الله این حفظ معنای کلمۀ وجودی
بخش پانزدهم- ما گدایان خیل سلطانیم
و اینکه امکان فقری و امکان وجودی نامیده می شود در برابر امکان ماهوی است که وصف برای ماهیت است. وجودهای امکانی به معنای … معنای ظاهری و مشتقی فقیر عبارت است از شی له الفقر. چیزی که دارای ناداری است ولی در اینجا به مناسبت رابطه وجودی آدمیان با خداوند مشتق و مبدا اشتقاق یعنی فقیر و فقر عین یکدیگرند و این همان فقر مطلوب … وجودی است که از جای دیگر آمده و وابستگی ذاتی به دیگری دارد. برای همین فیلسوفان می گویند علت نیاز ممکن به علت امکان آن است نه حدوث آن و مقصودشان از این امکان همان امکان فقری به معنای فقر در اصل هستی است
جایگاه جبری و اختیاری کلمات در هستی
ما خیلی اطلاع از کتاب هستی نداریم تحولات را هم خبر دقیقی نداریم ولی از آیات و روایات میتوانیم استفاده بکنیم که هر یک کلمه با معنای صحیح وجودی … معنای خودشان هم این آفرینش را میگردانند خوب هم میگردانند منظم هم میگردانند وجودشان هم برای کل این کارخانه منفعت است. البته ما اگر تکبین بشویم دو میلیون ایراد برایمان پیش میآید مثلا در کل موجودات عقرب را تک ببینیم ایراد بر ذهنمان پیش میآید که خدا این را برای چه خلق کرده؟ خدا خرس را برای چه خلق کرده؟ خدا چرا به گاو شاخ داده و به الاغ شاخ نداده؟ اما بیاییم دفتر آفرینش را با نگاه خود پروردگار نگاه بکنیم آن وقت نگاهمان به این نتیجه میرسد جهان چون چشم و خط و خال و ابروست که هر چیزی به جای خویش نیکوست . هر موجودی را در جایگاه خاص خودش ببینی عالی و نیکوست زیباست درست است حقیقت است. به تعبیر خود پروردگار ـ چه نگاه عالی دارد ـ و ما خلقنا السماوات و الارض و ما بینهما الا بالحق حجر 85 یعنی پروردگار عالم حقبین است باطلبین نیست باطلنگر نیست هستی را حق آفریده و حق هم میبیند خلقت را حق آفریده و حق هم میبیند. هر کلمه وجودی
این همه خوش ها زدریایى ست ژرف
به تعبیر فلسفی تر آن فقر به معنای تعلق وجودی است نه فقدان کمالی از کمالات. … وجودی برای کاینات هستی بدین خیال که در ادامه هستی اش به برپا دارنده ای نیاز ندارد و می تواند با نیروی نهفته در نهاد نهان اش بقا و دوام خود را در گذرگاه هستی تضمین نماید به همان اندازه تصوری بی اساس است که دوام و بقا جریان برق در سیم ها و لامپ ها بی آن که از منبع مولد برق فیضی مداوم دریافت کنند. از مرکز مولد برق به وسیله کابل ها و سیم ها نیرو توزیع می شود ظرف چند ثانیه میلیون ها چراغ و نورافکن روشن می شوند هزارها بلندگو به صدا می آیند صدها ماشین ساکن در کارخانه ها به کار می افتند و کارگران در رشته های گوناگون فعالیت صنعتی خود را آغاز می کنند و جریان برق گویی حیاتی در سراپای وجود جامعه می دمد و شور و غوغای تمدن صنعتی همه جا را فرا می گیرد. روشن است که تنها با روشن شدن چراغ ها و به صدا در آمدن بلندگوها و به کار افتادن ماشین نیاز ما آدمیان از مرکز نیرو تمام نمی شود؛ بلکه دوام و بقای این حالت و ادامه روشنی و فعالیت وابسته به فیض مداوم و پی گیر کارخانه برق است. به گونه ای که اگر به مقدار یک ثانیه از منبع برق نیرو نرسد بی درنگ همه ماشین ها از حرکت می ایستند بلندگوها بی صدا و چراغ ها خاموش و دوباره تاریکی و رکود و خمود حاکم می گردد و گویی سکوت مرگباری به همه جا سایه افکنده است. و این رکود و خمود مرگبار برای آن است که ماشین ها در کارخانه ها و چراغ ها و... همچنان که در اصل و حدوث حرکت و روشنی نیازمند فیض نیروی برق از منبع آن هستند در بقا و دوام آن نیز به فیض مداوم آن نیازمندند. کاینات هستی و همه پدیده های جهان با نظامات حیرت زای آن از نور وجود الله نور السموات والارض روشنی یافته و با فیض نامحدود و مداومش خلعت هستی پوشیده اند. و اما نیاز آن ها به خداوند توانا در همین جا تمام نمی شود؛ بلکه این فیض هستی باید همواره مستمر و پایدار برسد تا سازمان عظیم جهان برقرار بماند و آفرینش به حرکت تکوینی خود ادامه دهد. از این رو در آموزه های قرآنی در توصیف خداوند آمده است الله لا اله الا هو الحی القیوم. آل عمران آیه 2. خداوند است که هیچ خدایی جز آن زنده بر خویش استوار مترجمان قرآن قیوم را به تفاریق بسیار پایدار پایدارنده پاینده و قائم به ذات معنی کرده اند. ترجمه دکتر سید علی گرمارودی. نیست. در معنای … وجودی نیست. و اگر موجودی دارای کمالی است؛ چه کمال اولی اصل هستی و چه کمال ثانوی کمالات هستی از خداوند است. و این خداوند است که این همه را به او تملیک کرده است. به تعبیر دقیق تر همه موجودیت کاینات هستی در همه مراتب خود وابسته خداوند است که غنی مطلق است یا ایها الناس انتم الفقرا الی الله والله هو الغنی الحمید. فاطر آیه 15. ای مردم شما نیازمندان درگاه خداوند هستید و تنها خداوند است که بی نیاز ستوده است. در توضیح فقر و غنا در سخن خداوند لازم است به دو نکته اساسی اشاره شود. یکم این که فقر در انحصار آدمیان است؛ یعنی تنها آدمیان اند که فقر همه وجودشان را فراگرفته است و جز فقر چیزی ندارند. و این تنها خداوند است که بی نیاز است. همه گونه های فقر در آدمیان است و همه گونه های بی نیازی در خداوند. و چون فقر و غنا همان فقدان و وجدان نادارای و دارایی است و این دو متضاد و برابر یکدیگرند و موضوعی هیچگاه از هر دو خالی نیست؛ یعنی هر چه هست و هر چه به تصور آید یا فقیر است و یا غنی و لازمه انحصار فقر در آدمی و انحصار غنا در خداوند قهرا انحصار دیگری را به دنبال دارد و آن این که آدمیان جز فقر و ناداری چیزی ندارند. و خداوند جز غنا حتا داشتن ناقص هم ندارد. دوم این که فقیر در اصطلاح عرفی آن؛ یا فقیر اقتصادی است یا فقیر علمی یا... بدین معنا که چیزی را ندارد. و اما مراد از فقیر در کلام الهی به دلیل الله تعالی که در آیه مذکور آمده است و نام مقدس ذاتی است که همه کمالات را یک جا داراست و نقص و ناداری به ساحت قدس آن به هیچ روی راه ندارد معنای
خیر از منظر قرآن کریم
وی در جای دیگر خیر را امری غیر مادی میشمارد و میگوید این که گفته میشود واجب الوجود خیر است به معنای وجودی است که از هرگونه آمیختگی با استعداد
مگر نمی گویید خدا عادل است؟
بنابراین کمال به معنای وجود بدون محدودیت است. خداوند وجودی است که هیچ گونه محدودیتی ندارد.
دعا به هنگان پیش آمد اندوه و غصه ى اشتباهات
البته باید توجه داشت که غالب در این جا به مفهوم غلبه ی یک قهرمان بر فرد ضعیف یا یک فرد مسلح آماده نسبت به فرد بی سلاح نیست بلکه غالب به معنای سلطان وجودی … ارتباط معنوی برقرار سازد و با آنان سنخیت روحانی یابد در همان حد به راز آفرینش آگاه خواهد شد و معنای حقیقی شفاعت هم همین است که انسان بتواند در نظام تربیتی در کنار معصومان باشد و در حد گستره ی وجودی … بنابراین قهار بودن حضرت حق به معنای سلطه وجودی است ؛ یعنی دستگاه آفرینش قائم به اراده و خواست او است و نگهبانان و نگهدارندگان ما همان نیروهای
صفات الهى
بنا بر این همه مفاهیمی را که حکایت از کمالات وجودی مینمایند و متضمن معنای نقص و محدودیتی نیستند میتوان بعنوان صفات ثبوتیه برای خدای متعال اثبات … جهل از ساحت الهی سلب میگردد و تصور این معنای عدمی بدون تصور مقابل آن علم ممکن نیست پس بایستی در رتبه مقدم علم را اثبات کرده باشند صفات ذاتیه و فعلیه صفاتی که به خدای متعال نسبت داده میشود یا مفاهیمی است که از ذات الهی با توجه به نوعی از کمال وجودی … وجودی آنها حکایت میکند و یک دسته مفاهیمی است که با فعالیتخود عقل بدست میآید و هر چند از نوعی ادراک شخصی و حضوری مایه میگیرد ولی در چارچوبه حدود آن محدود نمیگردد و قابل توسعه و تضییق میباشد . همه شناختهای عقلانی در باره وجود و مراتب آن و هر چیزی که از سنخ ماهیات نیست و همچنین در باره ماورا طبیعت به کمک این مفاهیم حاصل میشود چنانکه مفاهیم عدمی و سلبی هم از همین قبیل میباشد . با توجه به این نکته روشن میشود که مفاهیم ماهوی که نشانگر محدودیتهای موجودات امکانی هستند قابل اطلاق بر خدای متعال نیستند و اما دیگر مفاهیم عقلی در صورتی که از وسعت و کلیت کافی برخوردار و از شوائب نقص و امکان برکنار باشند میتوانند وسیلهای برای شناخت صفات و افعال الهی قرار بگیرند چنانکه مفاهیم واجب الوجود و خالق و رب و سایر اسما حسنای الهی از همین قبیلاند ولی باید توجه داشت که این مفاهیم نوعا مشکک و دارای مصادیق مختلف هستند و مصداق این مفاهیم در مورد خدای متعال با سایر مصادیق تفاوت دارد تفاوتی که به هیچ وجه قابل سنجش و اندازهگیری نیست زیرا تفاوتی است بین متناهی و نامتناهی . و به همین جهت پیشوایان معصوم علیهم السلام در مقام تعلیم صفات خدای متعال این مفاهیم را با قید تنزیه و نفی مشابهت با صفات مخلوقین بکار میبردهاند و مثلا میفرمودهاند عالم لا کعلمنا قادر لا کقدرتنا و همین است معنای
استاد انصاریان: دنیا تجارت خانه مؤمنین/ معرفت انسان به خویشتن دروازه تمامی ارزشهاست
بالاخسرین اعمالا کهف 103 و تمامی عمر با همۀ زحماتی که میکشند جزو خسارتبارترین مردم هستند.استاد انصاریان کلمه خسارت در قرآن را به معنای نابود کردن همۀ سرمایههای وجودی
گمراهی انسان بدون راهنمایان واقعی
وجودی. این معنای کلمه تقواست.
هنوز فرصت باقیست، بشتابید!!
به روشنایی کشید فقط یک توبه ی واقعی بود.در واقع استغفار توقف در مسیر گناه و شستشوی خویشتن است و توبه بازگشت به سوی اوست که وجودی است بی انتها. استغفار به معنای
سلام در تحلیل قرآن
نیست بلکه تخلق به آن اسما و صبغه گرفتن به آن نام هاست.انسانی می تواند به بهشت و دارالسلام در آید که خود را سالم و سلیم سازد و معنای سلام را درهمه ابعاد وجودی … وجودی آنان از تباهی و فساد عقیده و رفتار و کردار و گفتار می شوند. چنان که حضرت ابراهیم ع با آزر بت پرست کرد مریم آیه ۴۷ و ۴۸ و مومنان نیز در هنگام مواجه با کافران و مشرکان جاهل این گونه رفتار می کنند. در ادبیات اسلامی و فرهنگ قرآنی انسان مومن هم در آغاز دیدار و هم در هنگام خروج سلام می کند و از مهم ترین آداب اسلامی سلام کردن در هنگام ورود و خروج است؛ زیرا هم یاد کرد خداوند است و هم این که اعلام می کند که در بود و نبود تو من به سبب سلامت نفس خویش حافظ منافع تو هستم و در نزد تو تهمت و دشنام نمی دهم و در پشت سرت غیبت نمی کنم و کار و یا گفتار به زیان تو انجام نمی دهم. این همان معنای
English