الف گناه حرکت بر خلاف نظام هستی است گناه یعنی حرکت برخلاف حرکت نظام هستی. همه نظام هستی دارای حرکت است. … حرکت نظام هستی نهایتا به کدام سو و به کدام جهت است؟ صریحا در قرآن مجید میبینیم که پروردگار منتهیالیه حرکت نظام هستی است؛ یعنی جهت حرکت در کل … منافعی که نظام هستی تولید میکند از برکت حرکت است.
459 مطلب یافت شد
توبه، لطف عظیم پروردگار به گنهکاران
گناه یعنی حرکت برخلاف حرکت نظام هستی. همه نظام هستی دارای حرکت است. منافعی که نظام هستی تولید میکند از برکت حرکت است. … حرکت نظام هستی نهایتا به کدام سو و به کدام جهت است؟ پروردگار منتهیالیه حرکت نظام هستیصریحا در قرآن مجید میبینیم که پروردگار منتهیالیه حرکت نظام
قرآن و مسئله يقين
هستی به جز حضرت او نیست . او یافت که نظام جهان متکی به اراده اوست و کلمه کن که فعل وجود مقدس آن جناب است در این عرصه هستی حاکم است در چنین دریافتی به هیچ وجه شک و تردید راه ندارد و از این راه انسان مراتب یقین را طی کرده تا به مقام تسلیم و رضا و فنا فی الله و بقا بالله میرسد این آیه نمایانگر یقین ابراهیم علیهالسلام به حضرت اوست .وبالاخره هم یوقنون . و به آخرت ایشان یقین دارند . یعنی در برپایی آن جای که براساس عدل الهی و نظام متقن حرکت
شكستناپذيرى قدرت خداوند
است که هیچ موجودی نمیتواند با آن سر ستیز و رقابت داشته باشد؛ زیرا هر چیزی خواه ناخواه در مسیری حرکت میکند که حضرت رب برای آن ترسیم کرده و سرپیچی از او ناممکن است.بنابراین سراسر نظام هستی … حرکت هماهنگ گوش به فرمان فرمانده کل هستی دارد و در خط اراده مستقیم او میچرخد. هیچ ممکنی قدرت آن را ندارد که با سلطنت و قدرت شکستناپذیر جدال نماید.پس امام معصوم علیهم السلام حکومت خدا را در نهایت اقتدار میداند؛ چرا که هیچ نیازی به پشتیبان و لشکری ندارد و همه آفرینش در تسخیر قدرت اویند و در ادامه بقای خود نیز به افاضه لحظه به لحظه او نیازمندند.اقتدار و چیرگی سلطنت او بر تمام هستی به این معناست که در قوانین کائنات بین موجودات روابط و نظام
خوارى در اسراف بر نفس
نظام صحیح هر گونه تجاوز از حد موجب فساد و از هم گسیختگی میشود به تعبیر دیگر سرچشمه فساد اسراف است و نتیجه اسراف فساد است.البته اسراف معانی گستردهای دارد.گاهی به معنی ساده آن مانند خوردن و آشامیدن کلوا واشربوا ولا تسرفوا 1 بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید.گاهی در انتقامگیری و قصاص بیش از حد فلا یسرف فی القتل انه کان منصورا 2 پس وارث مقتول نباید در کشتن زیاده روی کند؛ زیرا او با قوانین صحیح و درستی چون دیه و قصاص مورد حمایت قرار گرفته است.گاه در انفاق و بذل و بخشش بیش از اندازه اذآ انفقوا لم یسرفوا 3 و آنان که وقتی انفاق میکنند نه از حد معمول و متعارف میگذرند.گاه در داوری کردن و قضاوت نمودنی که منجر به کذب و دروغ شود و قال رجل مؤمن من ال فرعون یکتم ایمنه اتقتلون رجلا ان یقول ربی الله وقد جآکم بالبینت من ربکم و ان یک کذبا فعلیه کذبه وان یک صادقا یصبکم بعض الذی یعدکم ان الله لایهدی من هو مسرف کذاب 4 و مرد مؤمنی از خاندان فرعون که ایمانش را پنهان میداشت گفت آیا مردی را میکشید که میگوید پروردگار من خداست؟ و بیتردید از سوی پروردگارتان برای شما دلایل روشنی آورده است و اگر دروغگو باشد دروغش به زیان خود اوست و اگر راستگو باشد برخی از عذابهایی که به شما وعده میدهد به شما خواهد رسید؛ زیرا خدا کسی را که اسرافکار و بسیار دروغگوست هدایت نمیکند.گاه در اعتقادات است که منجر به شک و تردید میشود و لقد جآکم یوسف من قبل بالبینت فما زلتم فی شک مما جآکم بهحتی اذا هلک قلتم لن یبعث الله من بعده رسولا کذ لک یضل الله من هو مسرف مرتاب 5 بیتردید یوسف پیش از این دلایل روشنی برای شما آورد ولی شما همواره نسبت به آنچه که آورده بود در تردید بودید تا زمانی که از دنیا رفت پس از مرگ او گفتید خدا هرگز بعد از او پیامبری مبعوث نخواهد کرد اینگونه خدا هر اسرافکار تردید کنندهای را گمراه میکند.گاهی به معنی برتری جویی و استکبار و استثمار آمده من فرعون انه کان عالیا من المسرفین 6 از فرعون که متکبری سرکش از زمره اسرافکاران بود.و بالاخره گاهی به معنی هر گونه گناه میآید قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لاتقنطوا من رحمه الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفور الرحیم 7 بگو ای بندگان من که با ارتکاب گناه بر خود زیاده روی کردید از رحمت خدا نومید نشوید یقینا خدا همه گناهان را میآمرزد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.با توجه به آیات فوق رابطه اسراف و فساد به خوبی آشکار میشود. 8 اسراف و فساد در زمین برای روشن شدن بیشتر جا دارد کلام مرحوم علامه طباطبایی رحمه الله در تفسیر گران سنگ المیزان را نیز متذکر شویم که میگوید عالم هستی یک پارچه نظم و صلاح است و حتی با تضادی که گاهی در میان اجزای آن دیده میشود تالیف و التیام و هماهنگی فراوان دارد این نظام به سوی اهداف صالحی در جریان است و برای هر یک از اجزای خود خط سیری تعیین میکند حال اگر یکی از اجزا از مدار خود خارج شود و راه فساد را پیش گیرد میان آن و سایر اجزای این جهان درگیری ایجاد میشود اگر توانستند این جز نامنظم اسرافکار را به مدار اصلیش بازگردانند چه بهتر والا نابودش میکنند تا نظام به خط سیر خود ادامه دهد.انسان که یکی از اجزای این عالم هستی است از این قانون عمومی مستثنی نیست اگر بر اساس فطرت بر مدار خود حرکت
حقایق نهفته در تابلوی هستی
هستی صد و سی میلیون کیلومتر زده بود کره زمین از همان زمان تاکنون یک گلوله آتشین بود و اگر در صد و هفتاد میلیون کیلومتری این نقش را گذاشته بود از همان زمان کره زمین یخبندان کامل بود.اما نقاش ظریف در تابلو هر چیزی را در جای معین خود و با فاصله معین نقاشی کرده و به تمام نقشها هم حرکت و جنبش داده است.هیچ حرکتی درعالم هستی منظم تر از حرکت بخشی نقاش نیست. دلیل آن این است حرکت نظام
مفهوم شش روز در خلقت زمين و آسمانها
روز بوده است ان ربکم الله الذی خلق السمو ت والارض فی سته ایام ثم استوی علی العرش سؤال هنوز که نظام هستی به این شکل در نیامده بود و روزی وجود نداشت.زیرا پدیده روز حاصل گردش زمین به دور خود- حرکت
آثار ایمان به خدا
نظام کلی هستی و قوانین حاکم بر آن خوشبین می سازد.انسان مؤمن در جهان هستی مانند کسی است که در کشوری زندگی می کند که قوانین و ارزشهای آن را درست و عادلانه می داند و به خیرخواهی گردانندگان کشور ایمان دارد و زمینه ترقی و تعالی را برای خود و دیگران فراهم می بیند و معتقد است تنها چیزی که ممکن است موجب عقب ماندگی او شود سستی و کوتاهی خود اوست. از نظر چنین شخصی هر نقصی که هست از آن جاست که او و امثال او وظیفه خویش را انجام نمی دهند. این اندیشه او را به نشاط درمیآورد و با خوشبینی و امیدواری به حرکت
تفاوت جريمه در دنيا و آخرت
حرکت است جریمه پرداخت پول میباشد. اما در پیشگاه مقدس پروردگار و بر اساس نظام عالم هستی جریمه جرم خود جرم است. جریمه جرمی را که مجرم مرتکب آن میشود خود آن جرم است.
تفاوت جريمه در دنيا و آخرت
حرکت است جریمه پرداخت پول میباشد. اما در پیشگاه مقدس پروردگار و بر اساس نظام عالم هستی جریمه جرم خود جرم است. جریمه جرمی را که مجرم مرتکب آن میشود خود آن جرم است.
دو دوست حقيقى و دو يار واقعى
پیامبران و امامان در وادی انحراف قدم میزند باطنش به انواع رذائل آلوده و ظاهرش در انواع گناهان غرق است با همه نظام هستی ناهماهنگ و بلکه وصلهای ناجور در نظام آفرینش است.او دارای حرکت … حرکت کرد او را دنبال کردم تا محل زندگیاش را بشناسم و به او ارادت ورزم نزدیک حرم پیامبر صلی الله علیه و آله وارد خانه امام سجاد علیه السلام شد.به محضر حضرت مشرف شدم و او را از حضرت درخواست نمودم که به من ببخشد و من او را به خانه خود انتقال دهم و در خدمتش باشم.حضرت فرمان داد همه غلامان را حاضر کردند ولی او در جمع آنان نبود گفتم هیچ یک از اینان را نمیخواهم زیرا کسی که مورد نظر من است در میان ایشان نیست به حضرت گفتند تنها غلامی که مانده خدمتکار اصطبل است فرمود او را هم آوردند.به حضرت گفتم این غلام منظور من است حضرت فرمود غلام تو را به سعید بخشیدم به شدت به گریه نشست و گفت سعید مرا از زین العابدین علیه السلام جدا مکن من یک لحظه تاب فراق محبوبم را ندارم.او را رها کردم و رفتم پس از رفتن من سر به سوی خدا برداشته و به خاطر فاش شدن رازش از حضرت حق طلب سفر به آخرت نموده بود چیزی از این داستان نگذشت که امام سجاد علیه السلام برای تشییع جنازه غلام دنبال من فرستاد دوستان و عاشقان اهل بیت علیهم السلام و مطیعان آن بزرگواران که برای هدایت انسان از جانب خدا گمارده شدهاند دارای شخصیتی نوری و ملکوتیاند و وجودشان و منش و رفتارشان چون به محور حق میچرخد در حقیقت هماهنگ با کل نظام هستی
شکیبایی در برابر مشکلات - جلسه بیست و ششم - (متن کامل + عناوین)
هستی صد و سی میلیون کیلومتر زده بود کره زمین از همان زمان تاکنون یک گلوله آتشین بود و اگر در صد و هفتاد میلیون کیلومتری این نقش را گذاشته بود از همان زمان کره زمین یخبندان کامل بود.اما نقاش ظریف در تابلو هر چیزی را در جای معین خود و با فاصله معین نقاشی کرده و به تمام نقشها هم حرکت و جنبش داده است.هیچ حرکتی درعالم هستی منظم تر از حرکت بخشی نقاش نیست. دلیل آن این است حرکت نظام
دو دوست حقیقى و دو یار واقعى
پیامبران و امامان در وادی انحراف قدم می زند باطنش به انواع رذائل آلوده و ظاهرش در انواع گناهان غرق است با همه نظام هستی ناهماهنگ و بلکه وصله ای ناجور در نظام آفرینش است .او دارای حرکت … حرکت کرد او را دنبال کردم تا محل زندگی اش را بشناسم و به او ارادت ورزم نزدیک حرم پیامبر صلی الله علیه وآله وارد خانه امام سجاد علیه السلام شد .به محضر حضرت مشرف شدم و او را از حضرت درخواست نمودم که به من ببخشد و من او را به خانه خود انتقال دهم و در خدمتش باشم .حضرت فرمان داد همه غلامان را حاضر کردند ولی او در جمع آنان نبود گفتم هیچ یک از اینان را نمی خواهم زیرا کسی که مورد نظر من است در میان ایشان نیست به حضرت گفتند تنها غلامی که مانده خدمتکار اصطبل است فرمود او را هم آوردند .به حضرت گفتم این غلام منظور من است حضرت فرمود غلام تو را به سعید بخشیدم به شدت به گریه نشست و گفت سعید مرا اززین العابدین علیه السلام جدا مکن من یک لحظه تاب فراق محبوبم را ندارم .او را رها کردم و رفتم پس از رفتن من سر به سوی خدا برداشته و به خاطر فاش شدن رازش از حضرت حق طلب سفر به آخرت نموده بود چیزی از این داستان نگذشت که امام سجاد علیه السلام برای تشییع جنازه غلام دنبال من فرستاد دوستان و عاشقان اهل بیت علیهم السلام و مطیعان آن بزرگواران که برای هدایت انسان از جانب خدا گمارده شده اند دارای شخصیتی نوری و ملکوتی اند و وجودشان و منش و رفتارشان چون به محور حق می چرخد در حقیقت هماهنگ با کل نظام هستی
دو دوست حقيقى و دو يار واقعى
پیامبران و امامان در وادی انحراف قدم می زند باطنش به انواع رذائل آلوده و ظاهرش در انواع گناهان غرق است با همه نظام هستی ناهماهنگ و بلکه وصله ای ناجور در نظام آفرینش است .او دارای حرکت … حرکت کرد او را دنبال کردم تا محل زندگی اش را بشناسم و به او ارادت ورزم نزدیک حرم پیامبر صلی الله علیه وآله وارد خانه امام سجاد علیه السلام شد .به محضر حضرت مشرف شدم و او را از حضرت درخواست نمودم که به من ببخشد و من او را به خانه خود انتقال دهم و در خدمتش باشم .حضرت فرمان داد همه غلامان را حاضر کردند ولی او در جمع آنان نبود گفتم هیچ یک از اینان را نمی خواهم زیرا کسی که مورد نظر من است در میان ایشان نیست به حضرت گفتند تنها غلامی که مانده خدمتکار اصطبل است فرمود او را هم آوردند .به حضرت گفتم این غلام منظور من است حضرت فرمود غلام تو را به سعید بخشیدم به شدت به گریه نشست و گفت سعید مرا اززین العابدین علیه السلام جدا مکن من یک لحظه تاب فراق محبوبم را ندارم .او را رها کردم و رفتم پس از رفتن من سر به سوی خدا برداشته و به خاطر فاش شدن رازش از حضرت حق طلب سفر به آخرت نموده بود چیزی از این داستان نگذشت که امام سجاد علیه السلام برای تشییع جنازه غلام دنبال من فرستاد دوستان و عاشقان اهل بیت علیهم السلام و مطیعان آن بزرگواران که برای هدایت انسان از جانب خدا گمارده شده اند دارای شخصیتی نوری و ملکوتی اند و وجودشان و منش و رفتارشان چون به محور حق می چرخد در حقیقت هماهنگ با کل نظام هستی
شب و روز
حرکت وضعی که سبب پدید آمدن شب و روز است باعث تولید حوزه مغناطیسی در دو قطب زمین شده طی چرخیدن خود ترکیبات آهنی منتشر در فضا را که کرات دیگر هنگام عبور جا گذاردهاند جذب مینماید چنان که اکثر دانشمندان منظره صبح کاذب را نتیجه وجود ترکیبات آهن در فضا به خصوص نزدیک قطب شمال میدانند. اختلاف به معنای در پی هم آمدن یا گوناگون شدن از آثار بس شگفت و دقیق حرکات منظم عموم کواکب و ستارگان در نظام وسیع و زمین در تنظیم زندگی ما خاکیان میباشد در طول وعرض مکانها و در طول روزها و فصول.پیوسته اشعهای از آفاق مختلف میدرخشد و گسترده میشود و برمیانگیزد و میدان زندگی را باز مینماید و آفاق آسمانها را میپوشاند سپس پرده تاریکی روی میآورد و چشمانداز زندگی را میپوشاند و آفاق دور آسمانها را مینمایاند و فرمان سکون میدهد همین اختلاف است که قسمتی از زمین را با حرارت بهاری و تابستانی سرسبزی و خرمی میبخشد و ناحیه دیگری با سرمای زمستانی میبندد و پیوسته به خواب و سکون و حرکت و بیداری میبرد و زمان سیال و یک نواخت را تقسیم مینماید. از پی هم آمدن شب و روز در همه سال و در تمام نواحی زمین و در جمیع فصول بر اساس حسابی دقیق و منظم و با احتساب ثانیه و کمتر از ثانیه به راستی از نشانههای قدرت و حکمت و علم و عدل و ربوبیت حضرت حق است و هر صاحب خرد و انصافی را به تسلیم در برابر حق و وحدانیت آن ذات مقدس وامیدارد و او را در گردونه فرمان برداری و اطاعت از آن محبوب ازل و ابد قرار میدهد و همه حرکات درون و برون انسان را بر اساس نظام متقن جهان هستی
استاد انصاریان: عشق به حسین(ع) عامل رسیدن به مغفرت و بهشت الهی/ نیروی محرک تمام هستی، عشق است
میگویند که این عشق و این مایه دو طرف دارد یک طرف آن معشوق و طرف دیگر آن عاشق است؛ نیروی حرکت تمام هستی عشق است پس همه هستی عاشق هستند و همه هستی یک معشوق بیشتر ندارند؛ اگر دو یا سه معشوق بود این نظام
اخلاق در اسلام
نظام اخلاقی دینی متکی بر وحی است و این ویژگی باعث می شود راهنمایی های اخلاقی آن مصون از خطا باشد. احکام اخلاقی را در حقیقت بیان کننده راه های تحقق کمال انسان می دانیم یعنی هر دستور یا رهنمود اخلاقی در واقع بیان می کند که اگر فلان فعل را انجام دهیم به کمال وجودی خود نزدیک تر می شویم و یا اگر فلان عمل را ترک کنیم از دوری نسبت به کمال خویش مصون می مانیم بنابراین هر آمر یا ناهی که حکمی اخلاقی صادر می کند زمانی می تواند حکمی درست صادر کند که ماهیت انسان و ضعف ها و قوت های او را به خوبی بشناسد و بداند که کمال حقیقی انسان چیست و از چه راه هایی می توان این کمال را محقق ساخت. با توجه به این دیدگاه اگر آمر و ناهی احکام اخلاقی خداوند عالم مطلق باشد خدایی که آفریننده انسان است و همه ابعاد وجود او و چگونگی رابطه او با همه هستی را می شناسد اطمینان خواهیم داشت که عمل به دستورات او ثمربخش و محقق کننده کمال انسان است؛ در حالی که اگر حکم اخلاقی از سوی موجودی محدود صادر شود چنین اطمینانی را نخواهیم داشت. 2 - پیروی از هر حکم اخلاقی نیازمند انگیزه است. انسان ها در صورتی برای انجام عملی برانگیخته می شوند که به طریقی بر درستی آن واقف شوند. راه وقوف بر درستی احکام اخلاقی یا وجدان اخلاقی انسان هاست یا توصیه ای که از سوی توصیه کننده ای آگاه و دلسوز صادر شود. احکام اخلاقی دینی از منبع وحی صادر می شود و هیچ تردیدی در خصوص آگاهی و خیرخواهی خداوند در دل مؤمنان وجود ندارد؛ در نتیجه انگیزه و اطمینانی قوی در پیروزی از آن احکام در جان مؤمنان پدید می آید. 3 - اخلاق دینی ضامن اجرایی قوی درونی و همیشگی دارد؛ انسان مؤمن با اعتقاد به وجود خداوند و باور به معاد تعهد بیشتری با اجرای احکام اخلاقی پیدا می کند. 4 - اخلاق دینی از طریق جهان بینی دینی در جان انسان مؤمن تحکیم می شود در جهان بینی دینی همه عالم هدفدار آفریده شده است و به سوی غایتی حکیمانه در حرکت … نظام هستی هماهنگ می کند و به سوی سرانجامی خوشایند و مطمئن رهسپار می شود. او انجام تکالیف اخلاقی را بیهوده و مخالف با مقتضای طبیعت و سرنوشت خود نمی شمارد بلکه اطمینان دارد هر دشواری که در طریق التزام اخلاقی برای او پیش می آید مقدمه راحتی مهمتری است که گاه خود از آن بی خبر است؛ زیرا انجام تکالیف اخلاقی برای او به معنای همسویی با همه هستی است به نظر انسان مؤمن اگر انجام وظایف اخلاقی کاستن از تزاحم کمتر باشد رکت به سوی کمال آسان تر سریع تر و مطمئن تر صورت می گیرد. اخلاق اسلامی در میان نظام های اخلاقی دینی این ویژگی ها و امتیازات حداقل از دید متدینان به آن دین کم و بیش وجود دارد اما در این میان نظام اخلاقی اسلام افزون بر داشتن همه این امتیازات برجستگی های زیر را نیز دارا می باشد 1 - اخلاق اسلامی همه عرصه های حیات را در بر می گیرد. برخی از ادیان جهان نظام اخلاقی خود را به تنظیم بخشی از روابط انسان محدود کرده اند این ویژگی تکلیف اخلاقی افراد را در عرصه های دیگر نامعلوم می گذارد. در حالی که اسلام به همه ابعاد وجودی انسان توجه دارد و تمامی روابط انسان را تحت پوشش هدایت اخلاقی خود می گیرد. 2 - تکالیف اخلاقی اسلامی قابل اجراست و از سختگیری های طاقت فرسا به دور است در روایتی از پیامبر اکرم ص این گونه نقل شده است محبوب ترین دین در نزد خداوند دینی است که معتدل و آسان گیر باشد. 1 و نیز فرمودند من به دینی معتدل آسان گیر رسالت یافتم. 2 در روایتی از امام سجاد ع نقل شده است که امیرالمؤمنین ع فرموده اند همانا محبوب ترین دین در نزد خداوند دین معتدل آسان و آسان گیر است. 3 3 - منابع اخلاقی اسلامی غنی و گسترده است قرآن سرچشمه زاینده معارف اخلاقی است و جوامع روایی و سیره عملی زندگی پیامبر اکرم ص و اهل بیت عصمت و طهارت تفسیر گویایی بر آیات نورانی قرآن هستند که شرایط و چگونگی تطبیق معارف کلی اخلاقی اسلام بر موقعیت های گوناگون زندگی فردی و اجتماعی را آموزش می دهند. 4 - یکی از ویژگی های نظام اخلاق اسلامی قابلیت تطبیق آن با شرایط زمانی و مکانی مختلف است این ویژگی از برجسته ترین جنبه های اخلاق اسلامی است زیرا هر نظام اخلاقی در صورتی پاینده و برقرار می ماند که به نیازهای اخلاقی انسان بهتر پاسخ دهد. این نیازها در عین ثباتی که در همه زمان ها و مکان ها دارند همراه با شرایط و ویژگی های هر عصر و هر مکان مصادیق و مظاهر گوناگونی می یابند. اخلاق اسلامی به جهت آن که معطوف به نیازهای اخلاقی انسانی است جنبه ثابت و پاینده ای را در خود دارد و چون در طی زمانی طولانی توسط معصومین با شرایط متفاوت اجتماعی و تاریخی تطبیق شده است وجه انعطاف پذیر ظواهر و مظاهر آن نیز شناسایی شده است بنابراین بی آن که به ورطه نسبیت مبتلا شود می تواند پاسخگوی انسان در همه زمان ها و جوامع باشد. 5 - در فرهنگ اسلامی وجود امامان معصوم به عنوان نمونه های عینی و حقیقی انسان مسلمان تجسم واقعی اسلامی است. وجود چنین اسوه هایی که در بدترین شرایط تاریخی بر تعهدات اخلاقی خویش پایداری کرده اند امکان پذیر بودن عمل به دستورات اخلاقی اسلام را اثبات می کند. انسان مسلمان با نظر در چهره معصومین در آینه صفحات تاریخ شوق کمال معنوی را در خود می یابد و با امید و اطمینان به امکان پذیر بودن کمالات معنوی روی به تلاش می آورد. افزون بر سنت و سیره معصومین شاگردان برجسته مکتب ایشان نیز قله های بلند فضایل اخلاقی هستند که به لطف الهی در طول تاریخ سلسله های پرشماری از تربیت یافتگان مکتب اهل بیت را تشکیل داده اند و در همه زمان ها عالمان و صالحان بزرگ نمونه های عینی اخلاق اسلامی بوده اند. این نمونه های عینی جان مشتاقان را بر می انگیزد و اطمینان به سرانجام خوش تکاپوی اخلاقی را تقویت می کند. 6 - یکی از ویژگی های اخلاق اسلامی این است که مسیر رشد اخلاقی را بر همه انسان ها به طور مساوی گشوده می داند این ویژگی ناشی از انسان شناسی اسلامی و تربیت اسلامی است تربیت اسلامی شرایطی سنی و محیطی و معرفتی افراد را در نظر دارد به همین دلیل و پاداش و کیفر هر فرد به تناسب شرایط اوست تناسب پاداش و کیفر با شرایط هر فرد موجب می شود هیچ گاه انسان حرکت
داستان عزير
محصول اراده و حکمت خدا بود شد کوزهای از افشره انگور و مقداری نان و انجیر برداشت و با چارپای خود به طرف خانهاش حرکت کرد.در میان راه به فکر اسرار خلقت و نظام آفرینش و عظمت جهان هستی
داستان عزير
محصول اراده و حکمت خدا بود شد کوزهای از افشره انگور و مقداری نان و انجیر برداشت و با چارپای خود به طرف خانهاش حرکت کرد.در میان راه به فکر اسرار خلقت و نظام آفرینش و عظمت جهان هستی
آفرينش، نمايش پروردگار
نظام هستی حق را از پیدایش تا پایان راه تدبیر عالمانه حکیمانه عادلانه و رحیمانۀ حق میداند. محکومیت همه موجودات عالم در سیطره نظام هستی با هزاران دلیل و برهان قاطع نشاندهندۀ حاکمیت یک نفر است.خاکساری و ذلت همۀ موجودات نشاندهندۀ تسلیم محض تحت ارادۀ یک عزیز است. فقر و نیازمندی موجودات غنای مطلق و ابدی حق را نشان میدهد.کتاب آفرینش با زبان هویت و حال خود به انسان میگوید فرمانبر کسی باش که فرمانروای همۀ هستی است؛ و سر به پیشگاه کسی فرود آر که همۀ موجودات به پیشگاه او سر فرود میآورندخداوند متعال از زبان موجودات در قرآن با بندگانش سخن میگوید. نظم آفرینش اعلام میکند که هستی ناظم دارد. وجود موجودات نشان میدهد که دانایی مخلوقات را از عناصر مختلف بر آورده است. حرکت
English