امیرالمؤمنین علیه السلام میفرمایند اگر در گوشهای زن و مرد نامحرمی را در گناه ببینم عبای خود را روی هر دو میکشم که کسی اینها را نبیند و بدون این که نگاه کنم دور میشوم. یعنی گناه را میپوشانم.نقل میکنند که در ایام حکومت
371 مطلب یافت شد
درس عدالت از محضر امام علي (ع)
در زندگی جمعی و حکومتی امیرالمؤمنین نقطه ی بارزتر از همه چیز عدالت است. همچنان که در عمل فردی امیرالمؤمنین نقطه ی بارز تقواست در عمل حکومتی و سیاسی و شان خلافت امیرالمؤمنین بارزترین نقطه عدالت است. این برای ما که خود را پیرو امیرالمؤمنین می دانیم نقطه ی بسیار با اهمیت است. ملاحظه ی عدالت اجر نهادن به عدالت و عمل کردن به آنچه مقتضای عدالت است وظیفه ی ماست و باید شاخصه ی نظام اسلامی به حساب بیاید. همه چیز تحت الشعاع عدالت قرار می گیرد ؛ این منطق امیرالمؤمنین علیه الصلاه و السلام است. اگر به زندگی امیرالمؤمنین و حوادث دوران تقریبا پنج ساله ی حکومت آن حضرت نگاه
استاد انصاریان: نگاه جامعه شناسی و حکومت داری علی(ع) در تمام عالم یگانه است
در مسجد حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام تهران طی سخنانی اظهار داشتند امیرمؤمنان علی علیه السلام به لطف خداوند متعال از چنان پرواز فکر و اندیشهای بهرهمند بودند که به تمام ملکوت و غیب و شهود راه داشتند.ایشان فرمودند مردم زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به قدری پرورش نیافته بودند که اقیانوس معارف الهی در وجود مقدس رسول خدا به قالب لفظ درآمده و درکی از آن داشته باشند؛ از این رو حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام خدا را به گونهای در نهج البلاغه معرفی کرده است که احدی از گذشتگان و آیندگان چنین وصفی از خدای رحمان را نداشته و نخواهند داشت.استاد انصاریان با اشاره به قرآن کریم ابراز کردند خدای رحمان میفرماید من از آنچه که وصفم میکنند منزه هستم و وصف عالمان علوم متعدد همچون فلاسفه و حکما و شاعران از خدا همواره ناقص باطل یا اشتباه است؛ من خدای همانم که بندههای مخلص بیان میکنند و بنده مخلص کسی جز امیرمؤمنان علی علیه السلام نیست.ایشان خاطرنشان کردند علم و عرفان علی علیه السلام مدرسهای نیست؛ مدرسه علی فیوضات بینهایت پروردگار است طوری که خودشان بیان میکنند و لکن بمشاهده القلوب؛ با چشم دل خدا را آنگونه که هست دیدم .استاد حوزه علمیه قم با بیان اینکه همای اندیشه امیرمؤمنان علی علیه السلام به تمام جهان راه داشته است افزودند آخرین کتابها و مطالب علمی درباره خلقت جهان را که ببینید درمییابید که هنوز هم کسی مازاد بر حضرت علی علیه السلام درباره خلقت سخنی نگفته است.ایشان با اشاره به تفسیر آیه ربنا آتنا فی الدنیا حسنه وفی الآخره حسنه یادآور شدند امام صادق علیه السلام در خصوص این آیه مبارکه میفرمایند قسم به خدای متعال حسنه دنیا و حسنه آخرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام است ؛ این دعای قرآنی یعنی خدایا مرا در دنیا به علی علیه السلام وصل کن تا به او اقتدا کنم؛ اقتدا به معنای دوست داشتن بدون عمل نیست.استاد انصاریان با اشاره به اهمیت مطالعه نهجالبلاغه ادامه دادند نگاه جامعه شناسی و حکومت
آثار مثبت عمل - جلسه بیستم (2) - (متن کامل + عناوین)
السلامامیرالمؤمنین علیه السلام میفرمایند اگر در گوشهای زن و مرد نامحرمی را در گناه ببینم عبای خود را روی هر دو میکشم که کسی اینها را نبیند و بدون این که نگاه کنم دور میشوم. یعنی گناه را میپوشانم.نقل میکنند که در ایام حکومت امیرالمؤمنین
مختار؛ خونخواه کربلا
در زندگی شخصی خود نیز روحیهای عبادی داشت. او پس از بهدستگرفتن حکومت و مجازات قاتلان امام حسین علیهالسلام بسیاری از روزها را به شکرانه این توفیق روزه میگرفت و میگفت این روزهها برای شکرگزاری است. پس از مجازات حرمله قاتل طفل شیرخوار امام حسین علیهالسلام مختار از اسب پیاده شد دو رکعت نماز بهجا آورد و سجدهای طولانی کرد. این رفتار نشان میداد که او موفقیت خود در انتقامگرفتن از جنایتکاران کربلا را صرفا یک پیروزی سیاسی یا نظامی نمیدانست بلکه آن را نعمتی الهی و توفیقی برای یاری خاندان پیامبر صلیاللهعلیهوآله به شمار میآورد.مختار در نگاه اهلبیت علیهمالسلامبا مراجعه به روایات و گزارشهایی که درباره برخورد ائمه علیهمالسلام با مختار و خاندان او نقل شده است میتوان دریافت که قیام و اقدامات مختار مورد توجه و تایید اهلبیت علیهمالسلام قرار داشته است. در ادامه به برخی از این روایات اشاره میشود.پیشگویی امیرالمؤمنین … در نگاه اهلبیت علیهمالسلامنسب و خاندان مختارمختار فرزند ابوعبید بن مسعود ثقفی در سال نخست هجرت متولد شد. پدرش ابوعبید از بزرگان اصحاب رسول خدا صلیاللهعلیهوآله بود که در سال سیزدهم هجری از سوی خلیفه دوم به فرماندهی سپاه مسلمانان در عراق منصوب شد.اصبغ بن نباته از اصحاب وفادار امیرالمؤمنین علی علیهالسلام میگوید روزی امیرالمؤمنین علیهالسلام را دیدم که مختار را درحالیکه طفل کوچکی بود بر زانوی خود نشانده بود و با محبت و مهربانی دست بر سر او میکشید و میفرمود یا کیس یا کیس؛ ای هوشمند و زیرک. در برخی منابع آمده است که به همین مناسبت پیروان مختار را کیسانیه نامیدهاند؛ بااینحال مختار را نمیتوان وابسته به عقاید این فرقه دانست؛ زیرا او به امامت اهلبیت علیهمالسلام اعتقاد داشت و در سخنان و عملکرد خود بارها وفاداریاش به خاندان پیامبر صلیاللهعلیهوآله را نشان داد.مادر مختار دومه بنت وهب نیز از زنان برجسته و بافضیلت تاریخ اسلام به شمار میرفت. درباره او گفتهاند که زنی سخنور خردمند باتدبیر و برخوردار از شخصیتی استوار بود.حضور مختار در میدان نبردمختار از دوران نوجوانی با میدان جهاد و مبارزه آشنا شد. او در سیزدهسالگی در جنگی بزرگ شرکت کرد. هنگامی که سپاه اسلام برای نبرد با لشکر کسری از مدینه بهسوی عراق و ایران حرکت کرد فرماندهی این لشکر از طرف خلیفه دوم به ابوعبید پدر مختار سپرده شد.ابوعبید فرزند سیزدهساله خود را نیز در این بسیج عمومی شرکت داد. بدین ترتیب مختار در نوجوانی در شمار رزمندگانی قرار گرفت که برای نخستین بار در جنگی بزرگ و سرنوشتساز حضور پیدا میکردند.ویژگیهای فردی و اخلاقی مختارمختار مردی شجاع و دلیر بود که بهآسانی از چیزی هراس به دل راه نمیداد. او از عقل درایت و قدرت پاسخگویی بالایی برخوردار بود و در موقعیتهای دشوار حاضرجواب و هوشمندانه سخن میگفت.سخاوت فراست زیرکی بلندهمتی و تیزبینی از دیگر ویژگیهای او بود. مختار مسائل را بهسرعت درک میکرد و در میدانهای نبرد استوار و مقاوم بود. دوستی او با اهلبیت علیهمالسلام و دشمنیاش با دشمنان آنان نیز در میان مردم شهرت فراوان داشت.اعتراض شجاعانه به عبیدالله بن زیادپس از واقعه عاشورا و تسلط عبیدالله بن زیاد بر شهر کوفه شیعیان و طرفداران اهلبیت پیامبر صلیاللهعلیهوآله بهشدت سرکوب شدند. ابن زیاد بر فراز منبر مسجد کوفه به امیرالمؤمنین علی علیهالسلام و فرزندان آن حضرت اهانت کرد.ازآنجاکه در روزهای پیش از آن شماری از معترضان به شهادت رسیده بودند کسی جرئت پاسخگویی به ابن زیاد را نداشت. سکوتی سنگین بر مسجد حکمفرما شده بود که ناگهان فریاد خشمآلود مختار از گوشه مسجد برخاست و ابن زیاد را به وحشت انداخت.مختار همچون شیری خشمگین بر فرزند سمیه فریاد زد وای بر تو ای ابن زیاد آیا به علی و حسین علیهماالسلام اهانت میکنی؟ دهانت شکسته باد تو اصلا کیستی؟ آن تهمتهایی که بر زبان آوردی شایسته خودت و امیرت یزید است نه حسین و خاندان پیامبر صلیاللهعلیهوآله. این اعتراض شجاعانه در شرایطی صورت گرفت که کوچکترین مخالفت با حکومت
آثار ایمان- جلسۀ چهارم
در این حکومت حقی را به حق دار برسانم و باطلی را خاموش کنم. اگر هم قبول کنند که کمند قبول کنندگان لله قبول می کنند. ترسم دارند تا روی صندلی هستند تمام که شود یک نفس راحت می کشند تمام که شود یک فزت و رب الکعبه جانانه می گویند. نه این که وقتی تمام شود بنشینند توی سرشان بزنند که چه حق هایی را ناحق کردم چه باطل هایی را سوار کار کردم چه ظلم هایی را روی این صندلی به مردم کردم. نه آن ها صندلی که تمام می شود فزت و رب الکعبه می گویند و عاشقانه و با یقین هم می گویند. مؤمن فقط مجذوب الله است. عجیب هم در این حوزۀ جاذبه به آن ها خوش می گذرد. شما انسانی را در مصیبت زدگی مانند وجود مبارک زین العابدین کم پیدا می کنید. امام دو سال آخر حکومت امیرالمؤمنین به دنیا آمده بیست و دو سال تا روز عاشورا زیر بار سنگین ترین مصائب و فتنه ها و جریانات بود. سی و سه سال هتم بعد از حادثۀ کربلا زیر فشار جریانات زمان بنی امیه بود اما وقتی حضرت را در فضای مجذوبیت خدا نگاه … در قرآن خمس قرار داده همان آن چهل میلیون تومان را رد می کنم. چون احساس مالکیت نمی کند. آن کس که احساس مالکیت می کند بخیل می شود حسود می شود ممسک می شود حریص هم می شود. ولی مؤمن خالی از امساک است خالی از بخل است خالی از حسد است خالی از غرور است. به امیرالمؤمنین یک نفر گفت علی جان واقعا من نیازمند راست هم می گویم. گداهای قدیم آدم های خیلی خوبی بودند. امیرالمؤمنین به علی ابن ابی رافع فرمودند کمکش کن. چه قدر برایت بس است؟ گفت علی جان هزار تا کافی است. علی ابن ابی رافع به امیرالمؤمنین عرض کرد پول طلا به او بدهم یا پول نقره؟ فرمود پیش من طلا و نقره با این ریگ هایی که در کوچه ریخته هیچ فرقی نمی کند. آن که بیشتر به دردش می خورد به او بده. علی آزاد از مال است علی خیلی هم ثروت از طریق کشاورزی به دست آورد اما دیناری از آن را به عنوان ملک خودش نگاه نکرد گفت نعمت خداست که به من داده راه هزینه هم قرار داده. شبی که ضربت ابن ملجم را خورد در نهج البلاغه است وصیتش نه به زمین وصیت کرده نه به پاساژ نه به گاراژ و نه به طلا و نقره خارج از آن وصیت نامۀ معنوی و نورانی و عرشی به امام مجتبی فرمود ششصد در هم بعد از شصت و سه سال عمر بدهکارم آن را ادا کن و تمام شد. پول جاذبۀ سنگینی دارد برای چه کسی؟ برای کسی که مجذوب خدا نیست. ولی آن کس که معرفت به حق دارد بعد از معرفت عشق به حق دارد و یقین به حق دارد خودش را عبدالله می داند برای او جاذبه ندارد. صندلی هم برای اهل خدا اصلا جاذبه ندارد. اگر صندلی شان آن ها نباشد دفع می کنند اگر به حقیقت وظیفۀ آن ها باشد کمند در دنیا آن هایی که به حقیقت صندلی شانشان است. این که ما گاهی می شنویم کسانی پستی را قبول کردند بعد با آن ها مصاحبه می کنند با گردن کج می گویند وظیفۀ شرعی ماست. راست گفتن این حرفت خیلی سخت است. که آیا عشق به صندلی بود هوا و هوس صندلی بود یا نه می خواستی با قبول صندلی عملگی برای خدا بکنی؟ کمند آن هایی که بگویند پسر عباس حکومت
استاد حسین انصاریان : امروز روز انسانی است كه همه آيات قرآن عملاً در وجود او تحقق داشته است
در این روز تحقق پیدا کرد یعنی ولایت امیرالمؤمنین ع نبود اکمال دین و اتمام نعمت صورت نمیگرفتایشان افزودند امروز روز انسانی است که همه آیات قرآن عملا در وجود مقدس او و در همه شئون زندگی او تحقق کامل داشته است تا جایی که از آن حضرت به قرآن عینی تعبیر شده است. وجود مقدسی که شاهد وحی بود وجود مقدسی که خداوند در کتابش او را دانای به همه کتاب معرفی کرده است.استاد حسین انصاریان در بخش دیگری از سخنان خود اظهار کردند وجود مقدسی که طی چند سال از حکومتش حکومت را بر اساس آیات قرآن نظام داد. وجود مقدسی که آنقدر برای قرآن دغدغه داشت که در آخرین لحظات مانده به شهادتش به فرزندانش سفارش به عمل قرآن میکرد و فرمودند الله الله فیالقرآن.وی تصریح کرد وجود مبارکی که نگاهش به قرآن نگاه
محافظانی از جنس ملائک
در غذا خوردن رسول خدا دستورات معجزهآسایی دارد شب را گرسنه نخوابید برای غذای شب به چند لقمه اکتفا کنید که وقتی خواب هستید دستگاه گوارش شما کار بکند. این روایت صبح که یک روز من کلمه به کلمهاش را دقت میکردم نصف صفحه است خیلی عجیب است. گاهی روایاتشان دو خط است گاهی یک خط است گاهی دو کلمه است. امیرالمؤمنین هم همینطور ائمه دیگر هم همینطور. ابزار حکومت از نگاه … امیرالمؤمنین دارند درباره کسانی که به حکومت میرسند البته این سفارش برای آنهایی است که حرف دین را گوش بدهند امیرالمؤمنین به کافر که نمیگوید او که راضی به حکومت کافران و ظالمان و ستمگران و متجاوزان نبوده ولی حالا یک آدم خوبی استاندار میشود یک آدم خوبی وزیر میشود یک آدم خوبی مدیر میشود حضرت در حکمتهای نهج البلاغه میفرماید آله الریاسه این یک کلمه است چون در عربی این کلمه مضاف و مضاف الیه است آلت مضاف است ریاست مضاف الیه است. آلت الریاسه در حکم یک کلمه است سعه الصدر هم یک کلمه است. ابزار حکومت تحمل است از کوره در نرفتن است . کسی که حاکم میشود قدرت دارد اگر بخواهد از کوره در برود خب باید هر روز هفتهای یک روز ماهی دو روز این را بگیر این را بیرون کن حقوق این را قطع کن آن را تبعید کن این ادارهاش را بفرست در دهاتهای بندرعباس خب این خیلی ظلم به مردم میشود که حضرت میفرماید ابزار حکومت یعنی اگر صندلی گیرت آمد گنجایش داشته باش صندلی تو را در تنگنا قرار ندهد مغرورت نکند متکبرت نکند با نخوتت نکند زیردستهایت را تحقیر نکنی. در حکومت آدم باش حاکم شدی خلاصه. نور علم در عصر جاهلیتاما برای صبحانه روایت پیغمبر نصف صفحه کتاب روایتی است و آن این است که میفرماید قبل از شروع صبحانه یک مقدار آب ولرم بخورید که حالا پیرمردها یا آنهایی که حدود پنجاه سالشان است یادشان است قدیم حتی در مهمانیها در خانهها صبح اول یک آب گرم میخوردند حالا من که دکتر تغذیه نیستم اما همین خوردن آب گرم را شما برو از یک دکتر تغذیه بپرس ببین چه میگوید برای معده برای روده برای دستگاه گوارش چه کار میکند. اینها حرفهای معجزهآسایی است. هزار و پانصد سال پیش در مکه دکتر گوارش نبوده در مکه اصلا دکتر نبود. مکه یک نفر که در خانواده مریض میشد زن و مرد و جوان و بچه شیرخواره پدر شوهر برادر حالا هر کسی سریع میآمد آتش روشن میکرد یک دانه سیخ را در آتش سرخ میکرد و میگذاشت روی گرده یک شتر تا پوستش را میسوزاند میگفت مریضم خوب میشود. حالا شما فکر کن خوب شدن بیماری چه ربطی به آتش دارد چه ربطی به شتر و سیخ سرخ کرده دارد؟ این مردم مکه. کسی آنجا طب بلد نبود چیزی بلد نبودند. امیرالمؤمنین میفرماید یک نفر در مکه نبود که نوشتههای روی صفحه را بتواند بخواند. اصلا خواندن بلد نبودند نوشتن هم بلد نبودند.پیغمبر اکرم بود که آمد گفت ن و القلم و ما یسطرون قلم 1 قسم به قلم و نوشتن قلم این رسول خدا بود آمد گفت اقرا باسم ربک الذی خلق خلق الانسان من علق اقرا و ربک الاکرم الذی علم بالقلم علق 1تا4 این رسول اکرم بود که آمد اعلام کرد طلب العلم فریضه علی کل مسلم که مرد و زن را میگیرد حالا بعضی روایات مسلمه هم دارد اما نیازی نیست مسلم یعنی امت اسلامی مردشان زنشان اینها واجب است اهل معرفت بشوند. دو کتاب ضروری؛ قرآن و تحف العقول من چند روز پیش شاهنامه میخواندم بالاخره ما اهل گشت و گذار هستیم هم قرآن را میبینیم و در آن دقت میکنیم و هم شاهنامه را هم سراغ اصول کافی میرویم هم سراغ بینوایان ویکتور هوگو هم سراغ فلسفه ابن سینا میرویم هم سراغ فلسفه کانت و دکارت ما به هر باغی سر میزنیم و با این سر زدنمان فهمیدیم که هیچ فرهنگی در این عالم استوارتر بهتر قیمتیتر مؤثرتر از فرهنگ اسلام که در قرآن و روایات اهل بیت تجلی دارد نیست.همه جا نقص به چشم میخورد الا اسلام نازل شده خدا نه اسلامی که این یک میلیارد جمعیت در کشورهای دیگر و یک بخشی هم در کشور ما دارند. اسلام اموی نه اسلام عباسی نه اسلام وزارت خارجه انگلیس به نام وهابیت نه اسلام نازل شده یعنی مردم اگر به خودشان زحمت بدهند دو تا کتاب یکی قرآن مجید یکی هم تحف العقول حالا نمیگویم بروید صد و ده جلد بحار را بخوانید بروید سی و چند جلد وسائل الشیعه را بخوانید بروید بیست و پنج جلد وافی فیض را بخوانید این را نمیگویم نه یک جلد تحف العقول با ترجمه بخرید. اسلام بخشی از آن روایات است یک بخشی قرآن کنار همدیگر دین کامل است الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی مائده3 همان وقت که پیغمبر اعلام عمومی کرد طلب العلم فریضه علی کل مسلم. انوشیروان از نگاه
قم حسینیهٔ حضرت آیتالله وحید خراسانی وفات حضرت زینب (س)
در طواف به یک خانم جوانی بد نگاه میکرد و معلوم بود نگاه نگاه آلوده است؛ آنهم در مسجدالحرام آنهم در مطاف آنهم در داخل مطافی که داخل مقام ابراهیم است این نگاه آلوده چنان امیرالمؤمنین را رنجاند و ناراحتشان کرد که دید راهی برای خاتمهدادن به این کار در طواف جز این وجود ندارد و با زبان نمیشود؛ پس یک چک در گوش این جوان هرزه زد که سرش گیج رفت. حاکمیت در آن روزگار برخلاف خدا و قرآن و پیغمبر و در اختیار دومی از سقیفه بود برخلاف قرآن و پیغمبر و روایات جوان با صورت قرمز دردآلود پیش او آمد که دیگران میگویند خلیفه دوم اما من از اینها به شاه اول شاه دوم سلطان اول تعبیر میکنم؛ چون هیچ مدرکی هم خود اهلسنت ندارند که پیغمبر اینها را بهعنوان خلیفه بیان کرده باشد و ما هم باید کلمه خلیفه را در منبرهای شیعه حذف بکنیم. خلافت برای امیرالمؤمنین است نه برای دیگران بگویید شاه اول شاه دوم اینها هم مثل بقیه شاهان دنیا هستند.پیش شاه آمد گفت صورت من را ببین چه کسی زده است؟ این دیه دارد این جریمه دارد این تازیانه دارد چه کسی زده است؟ گفت علیبنابیطالب. گفت جوان خیلی خوشحال باش؛ دستی که به صورت تو خورده یدالله است من که با دست خدا کاری نمیتوانم بکنم؛ یعنی دشمن هم او را میشناخت که یدالله است جنبالله است عینالله است اذنالله است علم الله است میشناخت.من بدون اینکه روایتی را بخوانم آیهای را بخوانم یک جمله که به این جمله خیلی علاقه دارم دوست دارم تکجمله است شاهبیت جملات قصار غیرانبیا و ائمه است آن را برایتان میگویم. خلیلبناحمد یک عالم اهلسنت است وقتی میخواهد امیرالمؤمنین را تعریف بکند اینجور تعریف میکند. بارکالله غوغا کردهای خدا به زبانت انداخته و کار خودت نبوده است احتیاج الکل الیه نیاز کل انسانها -قید هم ندارد- نیاز کل انسانها در دنیا و آخرت و استغنائه عن الکل و محتاجنبودن علی به یک نفر در این عالم دلیل علی انه امام الکل این دلیل بر این است که علی امام کل است؛ امام فرشتگان امام جن امام انس. یک نفر هم خدا در عالم اجازه داد که این لقب به او داده بشود و برای هیچ پیغمبری هم اجازه نداد. امیرالمؤمنینخب مؤمنین چه کسانی هستند؟ من هیچ ترسی از این حرفهایم ندارم چه کسانی مؤمن هستند؟ تمام انبیا مؤمناند همه ائمه مؤمن هستند همه اولیا مؤمن هستند. خدا او را امیر کل قرار داده است؛ یعنی اگر پیغمبری هم در روز قیامت بخواهد کاری بکند هیچ مشکلی نیست. بیاید و به امیرالمؤمنین بگوید شما اجازه میدهید من این کار را انجام بدهم؟ وجود مقدس او دارای همه ارزشهاست و وقتی زینب کبری در رحم مادر حالت جنینی داشت نصف 24 ژن نصف از کل ارزشهای امیرالمؤمنین و نصف از کل ارزشهای صدیقه کبری به او منتقل شد زینب علی و فاطمه است؛ یعنی علی و فاطمه یکجا در وجود او جمع شدند؛ لذا برای تعریف حضرت زینب خیلی راحت میشود یک تعریف منطقی گفت زینب جامع همه کمالات و فاقد همه نواقص است این زینب کبری است.چه کسی بودی؟ شناخته که نیستی ولی چه کسی بودی که از پیغمبر و علی و زهرا علم گرفتهای؛ ولی فوق علمی که از این سهتا منبع گرفتهای؟ چه کسی بودی که امام معصوم سر بازار کوفه برمیگردد و به تو میگوید عمتی الحمدالله انت عالمه غیر معلمه به تو علمی غیر از آنهایی داده شده است که از پیغمبر و علی و زهرا گرفتهای. دارای علم لدنی است و معلوم است که این انسان دارای مقام عصمت است معلوم است چطور مقام عصمت ندارد که امام صادق میگویند عمهجان عصر عاشورا از ایمان و تحمل و شکیبایی و صبر تو تمام فرشتگان عالم حیرتزده شدند. تو یک نفر کل فرشتگان را شگفتزده کردی و او دوبار هم از علم غیرخودش ظهور داد دوبار یکبار آنجایی بود که از کنار بدن ابیعبدالله چشمش بر روی شتر به زینالعابدین افتاد و دید دارد جان میدهد بدن را رها کرد و جلوی زینالعابدین آمد و گفت برادرزادهجان به این بدنهای قطعهقطعه نگاه نکن به این بیابان نگاه نکن اینجا یک روزی شهر میشود اینجا یکروزی جهت قبله عاشقان عالم میشود اینجا یکروزی میآید که خاک قبر پدرت را برای نماز برمیدارند و میبرند؛ این خبر غیبی است.و یک خبر غیبی هم به یزید پلید داد و آن خبر چه خبر عجیبی بود نگاه کردم کشوری که این سگ هار به آن حکومت
آموزههای نصیحت پذیری در قرآن
در بدی برای ماندگاری. گفتار امیرالمؤمنین ع است حالا نیکان در این دنیا شصت هفتادسالی که هستند آدمهای باانصاف متواضع هم به خدا تواضع دارند قبول میکنند دستوراتش را هم در امور زندگی تواضع دارند. خدا بر خودش واجب کرده به اینها واجب کرده ولی دنیا پاداش آنها را نمیتواند در خودش جا بدهد گنجایش ندارد. هیچوقت هم نگو خدایا پاداش خوبیهای من را همینجا بده پاداش خوبیها را اگر بخواهند اینجا بدهند هزار تومان است چون جایش نمیشود. اما قیامت پاداش بینهایت است للذین اتقوا عند ربهم جنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها آلعمران 15 این پاداش به هیچ عنوان نهایت ندارد اینجا فقط پیغمبر ص میفرماید باید عمل کرد. فانکم الیوم فی دار عمل و لا حساب و انتم غدا فی دار حساب و لا عمل . جانشینی پیامبر ص خب این حرفها را ما برای چه امروز زدیم؟ چون جلسات گذشته یک حرف دیگری داشتیم. در جلسات گذشته بحث درباره جانشینی پیغمبر ص بود که خدا به او امر کرد جانشین معین کن و این شخص را معین کن امیرالمؤمنین ع . چرا؟ چون جانشین پیغمبر باید کسی باشد که تمام کمالات الهیه در او وجود داشته باشد. تمام کمالات الهیه خداوند هم میداند در وجود مبارک امیرالمؤمنین ع کل کمالات هست. معرفی شد خب این یک کار عظیمی بود که خداوند به پیغمبر ص فرمود انجام بدهد پیغمبر ص هم انجام داد. چرا ایشان را معرفی کرد؟ برای اینکه بعد از مرگ پیغمبر ص دین نازلشده پروردگار به وسیله این جانشین تداوم پیدا کند دین بماند. اما با مرگ پیغمبر ص جای این جانشین را مردم به یکی دیگر دادند اگر مردم جلو نیامده بودند این اتفاق نمیافتاد. داخل حرم مشهد که خواندهاید؛ خطاب به حضرت رضا ع لعن الله من قتلک بالایدی و الالسن خدا لعنت کند آن جمعیتی که تو را با امضا کردنشان و با زبانشان کشتند. در حالی که شما میگویید امام رضا ع را مامون کشت مامون مجری دست و زبان مردم بود مردم حضرت رضا ع را کشتند. اگر مردم در کوفه به ابنزیاد میگفتند نمیرویم کربلا یک نفر نمیرفت. ابنزیاد چه غلطی میتوانست بکند؟ ابنزیاد یک نفر بود و کمک مردم. امام صادق ع میفرماید بنیامیه را از جا بلند کرد و مسلط به سر ملت پیغمبر کرد .برادرانم خواهرانم من روزهای قبل حرفهایم را با دلیل همراه کردم اما امروز فرصت بیان دلایلم را ندارم. بعد از مرگ پیغمبر ص این تغییر ایجاد شد؛ یعنی امیرالمؤمنین ع را از جایگاه خودش کنار زدند یکی دیگر را گذاشتند در آن جایگاه یکی دیگر را که عمری در مکه شغل این یکی دیگر نه علم بوده نه عمل بوده نه تقوا بوده نه درستی بوده نه مدیریت بوده ایشان در بازار مکه تا آمد مدینه دلال فروش الاغ بوده. حالا از شما میپرسم گناه این جابهجایی چقدر است؟ گناهی که جریان پیدا کرده و تا حالا رسیده این چقدر است؟ من این را داخل یک کتاب دیدم خیلی برایم شگفتآور نبود دیدم نویسنده کتاب که انگلیسی است یکچیز درستی را نوشته از بس قشنگ بود حرفش را در تفسیر قرآنم آوردم. آدرس هم دادم یازده سال طول کشید تا من با لطف خدا با رحمت خدا این تفسیر را نوشتم. تمام نشده دارد چاپ میشود چهل جلد است هر جلدی هم هفتصد صفحه است. اگر ما مجسمه معاویه را با طلای بیستوچهار عیار بسازیم و در مهمترین میدان لندن نصب کنیم حقش را ادا نکردیم چون اگر او این کارها را نمیکرد الآن خبری از هیچ دینی در دنیا جز دین اسلام نبود. گناه را متوجه شدید چقدر است آنهم به اقرار یک مسیحی لندنی. جناب مسیحی تو الآن خوب حرف زدی؛ که چهارده قرن است گناه دارد در پرونده معاویه میرود اما بیا از ما بپرس معاویه را چه کسی استاندار شام کرد که آنجا زمینهسازی کرد که حاکم شد بر کل ممالک اسلام چه کسی او را حاکم کرد؟ آن شاه دوم سقیفه آن خرفروش که خیلی زود مرد دو سال بیشتر روی صندلی حکومت بهجای امیرالمؤمنین ع نبود. جهان جهان گناه بار کرد و رفت بعد از او این دومی که آمد سرکار او معاویه را فرستاد شام و ماندگار هم شد. بار گناه او چقدر است؟ ولی بار گناه اولی بار گناه دومی بار گناهان تمام بنیامیه بعد از سقیفه بار گناهان بنیعباس در ششصد سال حکومت همینطوری بیا جلو بیا جلو تا بار گناهان آلسعود خبیث و بار گناهان حاکمان جنوب ایران؛ عمارات تمام این بارهای گناهان یک طرف جابجا کردن امیرالمؤمنین گناهش یک طرف اصلا قابل مقایسه نیست. حالا اگرخدا میخواست اینها را در دنیا عذاب کند دنیا که ظرفیت نداشت. میرویم قیامت به پروردگار میگوییم اگر ما را میخواهی ببری بهشت یک ساعتی ما را ببر لب جهنم ما نگاه
اهمیت اخلاص در دینداری
در تمام جهان خلقت چنین دامادی نصیب احدی نشده است. امیرالمؤمنین ع هم چند داماد داشت که یکی از آنها مسلمبنعقیل ع است؛ ولی دامادی که نصیب طلحه شد نصیب هیچ پیغمبر و امامی نشد که خدا میداند تا الآن از نسل این داماد که خانمش دختر طلحه بود چقدر مرجع تقلید عارف شاعر نویسنده عالم و اولیای خدا به دنیا آمدهاند. داماد طلحه چهکسی بوده است؟ وجود مبارک حضرت ابیعبداللهالحسین ع شما پدرزنی در دنیا سراغ دارید که چنین دامادی داشته باشد؟ اینکه امیرالمؤمنین ع از او دختر میگیرد برای این است که این دختر یک شایستگی شدیدی در شخصیت و گرایش قلبی و عملی به فرمانهای پروردگار داشته است. ولی سی سال بعد از پیغمبر ص معلوم شد که طلحه و زبیر اتصال به دین پیدا کردهاند تا روزی اعلیحضرت و شاه مملکت شوند. فقط یک مانع جلویشان بود که نمیتوانستند شاه بشوند و آن مانع هم امیرالمؤمنین ع بود. ارزش حکومت نزد امیرالمؤمنین ع امیرالمؤمنین ع نمیفرمودند که شاه نشوید؛ بلکه ملت با امیرالمؤمنین ع بیعت کردند و حکومت بهعنوان یک مسئولیت الهی به عهده ایشان افتاد. امیرالمؤمنین ع اصلا نظری به حکومت و صندلی نداشتند بلکه نظر داشتند که از این مسند به دین و به جامعه خدمت کنند. خود ایشان فرمودند که اگر مسئلۀ مسئولیت و خدمت به جامعه و نجات مردم نبود ارزش حکومت بر شما برای من از آب دماغ خوک جذامگرفته کمتر بود. برای کسی که یکچنین حالی دارد صندلی ریاست حکومت و شاهنشاهی چه ارزشی دارد. کسی که گرایش قلبی و عملیاش به پروردگار اینقدر شدید است که همهچیز را در خدا میبیند وقتی حکومت منهای دین و منهای خدمت را ارزیابی میکند میگوید که ارزشش از آب گندیده دماغ خوک جذامی پیش من پستتر است اخلاص معیار سنجش عمل این را باید پیدا کرد و الا اگر آدم در حد وسعت وجودی خودش به این نقطه نرسد به هیچجا نمیرسد و بهرهای نمیبرد و آخرت آبادی پیدا نمیکند. من باید خودم را بسنجم که کجا و چهکاره هستم. خودم را بسنجم که اگر پرده کنار رفت و ولیاللهالاعظم عج بین مردم آمدند من هم وسط منبرم بود ایشان داخل جلسه آمدند و خیلی با محبت و آرام به من فرمودند که بیا پایین تو صلاحیت دینی علمی و اخلاقی نداری و باطنت با ظاهرت یکی نیست من قبول میکنم یا نه. -گرایش به حق مانع بداخلاقی و بدزبانی امیرالمؤمنین ع میفرمایند امام عصر عج برای حکم اصلا شاهد و دلیل نمیخواهد فقط نگاه
حال عاشق در احوال مختلف
نگاه میکردند و هیچ وقت عاشق ابزار نبوده و معطل آن نمیشدند به خاطر معرفت آنان بوده است.از امیرالمؤمنین علیه السلام پرسیدند اوج لذت زندگی شما و اوج محنت زندگی شما چه وقت بود؟ گفت اوج لذت زندگی من آن روزی بود که روی دست پیغمبر صلی الله علیه و آله به مردم نشان داده شدم و حضرت مرا به رهبری حکومت معرفی کردند و اوج محنت من آنجایی بود که صدای ناله حضرت زهرا علیها السلام بین در
قابلیت شگفتآور نفس در تربیت انسان
در قرآن میخوانیم لا الشمس ینبغی لها ان تدرک القمر و لا اللیل سابق النهار و کل فی فلک یسبحون . 6 علم امیرالمؤمنین ع به راههای آسمانهاحیف که امیرالمؤمنین ع زود از دنیا رفتند حیف که امیرالمؤمنین ع خودشان پیشنهاد کردند و کسی بهدنبال این پیشنهاد نرفت حضرت روی منبر کوفه فرمودند من به جادههای همه آسمانها آگاهتر از جادههای زمین هستم. 7 هیچکس بلند نشد که بپرسد در عالم بالا چه خبر است خودشان فقط در نهجالبلاغه بهاندازه سه صفحه از عالم بالا خبر دادهاند که خبرهای ایشان از عالم بالا از علوم نجومی آمریکا اروپا و روسیه جلوتر است و اینها با تلسکوپهای قوی هنوز به علم امیرالمؤمنین ع نرسیدهاند. یک میکروسکوپ هم در دست علی ع نبود چه برسد به تلسکوپ شخصیت ناشناختۀ امیرالمؤمنین ع در روزگارشانعلی ع در کوفه چند ساعت حکومت میکردند و بقیه روز را هم یک زنبیل بیل و تیشه میبرداشتند و سر زمین کار میکردند. تلسکوپ و میکروسکوپشان کجا بود زمانی که حاکم بودند کشورشان هم ده برابر امروز ایران بود. اصلا کشورها استان کشورشان بودند مثلا مصر یک استان ایران یک استان عراق یک استان شام یک استان و خلیج یک استان کشورشان بودند. این حاکم که اینهمه کشور در اختیارشان بود و از همه جای کشور هم برایشان مالیات میآمد. گفته بودند که بخشی از مالیاتها را خودتان در منطقه خودتان خرج کنید و اضافه آن را به کوفه بفرستید تا من دنیای این مردم را آباد کنم. خودشان نمیخوردند تا همه را سیر کنند؛ خودشان نمیپوشیدند تا همه را بپوشانند؛ خودشان نمیآشامیدند تا همه را سیراب کنند؛ خودش استراحت نداشتند تا همه مردم مملکت استراحت کنند. با این حال خیلی مزاحم داشتند. آنقدر مزاحمهایشان زیاد بودند که یک روز روی منبر مسجد کوفه اشکشان ریخت و گفتند شما مردم قلب مرا در سینهام مانند نمکی که در آب آب میشود آب کردید.بهراستی چه کسی گرفتار چه کسانی شده بود بعضی از دانشمندان مسیحی من در نوشتههایشان دیدهام حالا مطابق با فکر خودشان نوشتهاند علی جان 1500 سال زود بهدنیا آمدی. اگر امروز بهدنیا آمده بودی جهان تحول عجیبی پیدا میکرد. الآن هم در تمام کشورها حتی کشورهایی که تقریبا دولت خوب دارند من نمیدانم کجا دولت خوب دارند نهتنها مثل خودشان بلکه هیچکس مانند حکومتشان هم حکومت ندارد مثل خودشان را که مگر جهان خواب ببیند. شاعر عرب در شعری میگوید مادر دهر از زاییدن کسی مثل علی عقیم است ؛ 8 یعنی منتظر نباشید مادر روزگار مثل علی ع را بزاید که در اوج یک حکومت بسیار پرقدرت خودش را گرسنه نگه دارد تا دیگران سیر شوند خودش را تشنه نگه دارد تا دیگران سیراب شوند. ارزش حکومت از منظر امیرالمؤمنین ع من خیلی طاقت ندارم که وضع زندگی شخصی ایشان و خوراکشان را بگویم. ما که کار و صندلیای در دستمان نیست واقعا وظیفهای مانند علی ع در خوراک و پوشاک آشامیدن و خانه نداریم؛ ولی حاکمان جهان مسئول ملتها هستند. خیلی از آنها را باید با سوز دل بگوییم خدا لعنتشان کند ؛ خیلی از آنها را باید بگوییم خدا هدایتشان کند ؛ خیلی از آنها را باید بگوییم خدا بیدارشان کند ؛ تعدادی را هم نمیدانیم چه بگوییمروزی حضرت در زمان حکومتشان نشسته بودند و کفشهایشان را وصله میکردند. ما اصلا رئیسجمهوری در عالم داریم که بنشیند و کفشش را وصله کند ابنعباس هم یک طرف نشسته بود و داشت نگاه
استاد انصاریان: وابستگی به خدا، ارتباط با خدا و تکیه کردن به او؛ بهترین نوع تجارت/ ریشه و علت گناه و معاصی جهل و تحیّر است
در یک توکل عظیمی به سر میبرد چراکه میدانست حرکتش من الله بوده اینجا هم یک تجارتخانه است با پیوند با پیغمبر به امیرالمؤمنین ع موفق به تجارت بسیار بالایی شده که محصول آن تجارت در همین تبعید ربذه با او بود و چون میدانست با دست پر میرود او نگران این وضع زندگی و مرگ خود بود.استاد انصاریان اضافه کرد ابوذر با این دیدگاه زندگی می کرد که قل لن یصیبنا الا ما کتب الله لنا توبه 51 هر طرحی که خدا برای من ریخته من به آن شادم و غیر از طرح پروردگار هیچ چیز حمله به من نمیکند و به ما نمیرسد. وی نگاه ابوذر به دنیا را محلی برای ساختن مؤمن ذکر کرد و بیان داشت ابوذر چنین می اندیشید که طرح حق این بود که من یک مؤمن درست باشم و با ظلم و ظلم اقتصادی حکومت
استاد انصاریان: انسان طغیانگر اسکلتی است که هیزم دوزخ خواهد شد
در قرآن کریم فرموده است فکانوا لجهنم حطبا الجن 155 چون همه غارت میشود. غیر خدا از آدم کم میکند و خدا به آدم میافزاید غیر خدا آدم را غارت میکند و خدا فضل و احسان به جانب انسان سرازیر میکند. چقدر زیباست که همه ما از بزرگ و کوچک مرد و زن عالم و عامی وزیر و وکیل اداری و صاحب منصب و صندلیدار و بیصندلی این موضوع را به خودمان بقبولانیم که حقیقت وجود ما این چیزی است که امیرالمؤمنین ع شب جمعه در دعای کمیل بیان کرده است و ما غیر این نیستیم و هر کس خودش را غیر این نشان دهد دروغ نشان میدهد و پروردگار عالم هم نظر لطفش را از او برمیدارد.استاد انصاریان یادآور شد این کلام امیرالمؤمنین ع در کمیل است که شب جمعه در حالیکه در تاریکی صورتش روی خاک بود تمام کمیل را در آن حال خواند و وقتیکه تمام شد خاک زیر صورتش از گریه گل شده بود. انسان این است و غیر از این نیست و اینکه من قدرت دارم و من ثروتمندم دروغ است چون ما مالک ذاتی نسبت به ثروت و قدرت نیستیم. این استاد اخلاق حوزه علمیه قم ادامه داد ما اینی هستیم که امیرالمؤمنین ع معرفی کرده است که من استقلالی ندارم. حضرت علی ع در دعای کمیل میفرماید بنده مخلوق ضعیف هستم و هیچ توانی ندارم. یک ذره توانی هم که دارم برای توست که اگر بخواهی بگیری آن را میگیری. من هیچ قدرتی ندارم و من ذلیل هستم. من یک تکه گوشت پوست و استخوانم که اگر عنایت تو نباشد هیچ و پوچ هستم. من یک آدم تهیدستی هستم و این را حضرت زهرا س در این دعایش تعلیم داده است.وی افزود نه اینکه ما بگوییم حضرت فاطمه زهرای مرضیه س دارای مقام عصمت بود. این را ما نمیگوییم بلکه پروردگار در سوره احزاب میفرماید. نه ما شیعه این آیه را درباره اهل بیت ع معنا کنیم و بگوییم مصداقش اهل بیت ع هستند بلکه بزرگترین علمای اهل سنت این آیه را درباره پیغمبر ص امیرالمؤمنین ع صدیقه کبری س و حضرت مجتبی و ابیعبدالله ع میدانند که میفرماید انما یرید الله لیذهب الاحزاب 33 اگر میگفت لیذیل یعنی در پیغمبر ص و این چهار نفر آلودگی بود و من به میدان آمدم و آلودگی را پاک کردم.این مفسر برجسته قرآن کریم تاکید کرد وقتی خداوند متعال میفرماید انما یرید الله لیذهب یعنی من از اول پلیدی شرک بد فکری بد دلی سو اخلاق و سو عمل را از این پنج نفر فراری دادم و اصلا نگذاشتم که آلودگی بر دامن آنها بنشیند و آنها را پاکیزه نگاه داشتم. این استاد اخلاق حوزه علمیه قم با بیان اینکه هیچ وقت برای توبه کردن دیر نیست عنوان کرد اگر دیر بود حر نمیتوانست توبه کند. حر حدود پنجاه تا شصت سالش بود و دائم در ادارات بنیامیه بود بعد هم سرلشگر شد و هزار سوار زیر دستش بود اما در روز عاشورا توبه کرد یعنی پشت به مال حرام و پشت به حکومت
احیاء قرآن کریم برنامه دولت امام مهدی(علیه السلام)
حکومت جهانی اماممهدی عج است. در پاسخ به این پرسش باید گفت حکومتی که درمدینه فاضله اسلامی و در عصر حاکمیت امام مهدی عج مستقر خواهد شد در تمام جهات با حکومتهای موجود در عالم فرق دارد. حاکم نوع حکومت قوانین و نظامات جاری در آن؛ برنامهها و فعالیتهای آن؛ هیچ شباهتی با حکومتهای موجود عالم ندارد حاکم این حکومت قاری حافظ معلم مفسر معصوم قرآن ناطق حضرت مهدی عج میباشد و نوع حکومت او حکومت قرآنی است همان حکومتی که قرآن وعده و نوید آن را به بشریت داده است و قوانین و نظامات جاری در این حکومت و برنامهها و فعالیتهای حکومتی حول محور قرآن کریم و از متن قرآن میباشد. در این حکومت قرآن در تمامی شؤونات زندگی مردم و در متن برنامههای آنها قرار خواهد گرفت و دستورات قرآنی از جانب امام معصوم ع صادر میشود وجامعه اسلامی در سایه این دستورات و عمل به آیات نورانی قرآن به رشد و کمال نائل میشود. توجه تام وکامل حکومت و دولت جهانی امام مهدی عج به احیا قرآن و احکام و ارزشهای قرآنی است. در حیات معنوی که امام زمان عج براساس قرآن کریم برای انسانها بنا میکند تمامی ارزشها و احکام و اصول قرآنی حاکمیت مییابد.قرآن کریم قرآن؛ کتاب معرفت الله است که آیات نورانی آن برای هدایت رشد و کمال بخشی بشریت بر وجود نازنین پیامبر گرامی اسلام ص نازل شده است.قرآن کلام الهی و حقیقت متصل به خداوند است و از سوی او و عالم غیب و از لوح محفوظ آمده است بل هو قرآن مجید فی لوح محفوظ 1 قرآن کریم معیار و الگو و محک درستی و نادرستی اندیشهها و احکام و رفتار است. آنچه با قرآن مخالف باشد بیاعتبار است و تطبیق و هماهنگی هرکلام و فکری با وحی الهی دلیل حجت و اعتبار آن است. قرآن کریم کتاب قوانین و نظامات سیاسی اجتماعی فرهنگی تربیتی و خانوادگی است که آیاتش ما را به علم و بصیرت حکمت و اندیشه امامت و نبوت و توحید حضرت حق تبارک وتعالی میرساند. این قانون نامه الهی وقتی در کتار مفسر واقعی خود قرار میگیرد و زمینه اجرایی مییابد عطر حکومت قرآنی بر سرتاسر عالم حاکم خواهد شد.حاکم قرآنی حاکم قرآنی حاکمی است که از هر جهت قرآن را میشناسد و بر بواطن آن آگاهی دارد و قرآن با تمام زوایای آن در زندگی او تجلی دارد. ظهور آیات نورانی قرآن در سیره حاکم قرآنی آنچنان مشعشع است که همه فعل و انفعالات حاکم را دربر میگیرد استحقاق امام مهدی عج بهعنوان حاکم قرآنی حکومت جهانی از جهات مختلف قابل اثبات است. یکی از آن جهات این است که آن حضرت از اهل بیت عصمت و طهارت ع بوده و هرچه در باره استحاق آن ذاتهای مقدس رسیده باشد شامل حضرت مهدی عج خواهد بود و دیگر از جهت نصوص ویژهیی است که در باره صلاحیت علمی و عملی آن حضرت وارد شده است.اما جهت اول استحقاق امام مهدی ع به عنوان حاکم قرآنی؛ علاوه بر حدیث ثقلین 2 که شیعه و سنی به سند و متن آن ایمان و اذعان دارند سخنان مولا امیرالمؤمنین علی ع در باره عظمت اهل بیت عصمت و طهارت است که فرموده هم موضع سره و لجا امره و عیبته علمه و موئل حکمه وکهوف کتبه و جبال دینه . 3 و فرموده بنا یستعطی الهدی و یستجلی العمی 4 منهم کرائم القرآن و هم کنوز الرحمان 5 ان الله تبارک و تعالی طهرنا و عصمنا و جعلنا شهدا علی خلقه و حججا علی عباده و جعلنا مع القرآن و جعل القرآن معنا لا تفارقه ولا یفارقنا 6 اهل بیت عصمت و طهارت حامل اسرار خدا و صندوق دانش او و قرارگاه کتابهای آسمانی خدا و سلسله جبال دین او هستند به وسیله اهل بیت عج هدایت عطا میشود و کوری باطنی انسانها علاج میشود حقیقت قرآن کریم و آیات کریمهی او در بارهی آنها است و رموز آن در آنها مستقر است و اینان گنجهای خدای رحمانند. خداوند آنان را از گزند گناه نگاه
عبادت انسان در برابر خدا
در عبادت بهترین حال را از این بخش دعای کمیل استفاده کنیم که امیرالمؤمنین از زبان خود عرضه داشته است و انا عبدک الضعیف الذلیل الحقیر المسکین المستکین این شناسنامه واقعی ما است.حضرت یوسف وقتی از زندان آزاد میشود و حکومت مصر به او میرسد و برتخت فرمانروایی استقرار پیدا میکند به پروردگار عالم میگوید رب قد آتیتنی من الملک خدایا اندکی از فرمانروایی را به من دادی. و علمتنی من تاویل الاحادیث اندکی از علم باطن را به من عنایت کردی.اصلا کسی در مقابل او غنا و هستی و جولانی ندارد. قرآن مجید اسم آنانی را که این حالتها را احساس میکنند خیالاتی گذاشته است. با کلمه یحسبون آنان را وصف میکند. حسب یعنی خیال و گمان؛ یعنی حالتی که هیچ ریشه و حقیقتی ندارد. کسراب بقیعه یحسبه الظمآن ما نگاه
استاد انصاریان: هیچ وقت برای توبه کردن دیر نیست/ مناجات های صدیقه طاهره و علی(ع)
در قرآن کریم فرموده است فکانوا لجهنم حطبا الجن ۱۵۵ چون همه غارت میشود. غیر خدا از آدم کم می کند و خدا به آدم می افزاید غیر خدا آدم را غارت می کند و خدا فضل و احسان به جانب انسان سرازیر می کند. چقدر زیباست که همه ما از بزرگ و کوچک مرد و زن عالم و عامی وزیر و وکیل اداری و صاحب منصب و صندلیدار و بیصندلی این موضوع را به خودمان بقبولانیم که حقیقت وجود ما این چیزی است که امیرالمؤمنین ع شب جمعه در دعای کمیل بیان کرده است و ما غیر این نیستیم و هر کس خودش را غیر این نشان دهد دروغ نشان می دهد و پروردگار عالم هم نظر لطفش را از او برمی دارد.استاد حسین انصاریان یادآور شد این کلام امیرالمؤمنین ع در کمیل است که شب جمعه در حالیکه در تاریکی صورتش روی خاک بود تمام کمیل را در آن حال خواند و وقتیکه تمام شد خاک زیر صورتش از گریه گل شده بود. انسان این است و غیر از این نیست و اینکه من قدرت دارم و من ثروتمندم دروغ است چون ما مالک ذاتی نسبت به ثروت و قدرت نیستیم.این استاد اخلاق حوزه علمیه قم ادامه داد ما اینی هستیم که امیرالمؤمنین ع معرفی کرده است که من استقلالی ندارم. حضرت علی ع در دعای کمیل میفرماید بنده مخلوق ضعیف هستم و هیچ توانی ندارم. یک ذره توانی هم که دارم برای توست که اگر بخواهی بگیری آن را میگیری. من هیچ قدرتی ندارم و من ذلیل هستم. من یک تکه گوشت پوست و استخوانم که اگر عنایت تو نباشد هیچ و پوچ هستم. من یک آدم تهیدستی هستم و این را حضرت زهرا س در این دعایش تعلیم داده است.وی افزود نه اینکه ما بگوییم حضرت فاطمه زهرای مرضیه س دارای مقام عصمت بود. این را ما نمی گوییم بلکه پروردگار در سوره احزاب می فرماید. نه ما شیعه این آیه را درباره اهل بیت ع معنا کنیم و بگوییم مصداقش اهل بیت ع هستند بلکه بزرگترین علمای اهل سنت این آیه را درباره پیغمبر ص امیرالمؤمنین ع صدیقه کبری س و حضرت مجتبی و ابیعبدالله ع می دانند که میفرماید انما یرید الله لیذهب الاحزاب ۳۳ اگر می گفت لیذیل یعنی در پیغمبر ص و این چهار نفر آلودگی بود و من به میدان آمدم و آلودگی را پاک کردم.این مفسر قرآن کریم تاکید کرد وقتی خداوند متعال میفرماید انما یرید الله لیذهب یعنی من از اول پلیدی شرک بد فکری بد دلی سو اخلاق و سو عمل را از این پنج نفر فراری دادم و اصلا نگذاشتم که آلودگی بر دامن آنها بنشیند و آنها را پاکیزه نگاه داشتم.این استاد اخلاق حوزه علمیه قم با بیان اینکه هیچ وقت برای توبه کردن دیر نیست عنوان کرد اگر دیر بود حر نمی توانست توبه کند. حر حدود پنجاه تا شصت سالش بود و دائم در ادارات بنیامیه بود بعد هم سرلشگر شد و هزار سوار زیر دستش بود اما در روز عاشورا توبه کرد یعنی پشت به مال حرام و پشت به حکومت
مرگ و فرصتها - جلسه شانزدهم
امیرالمؤمنین علیه السلام بشنوید حق الولد علی الوالد ان یحسن اسمه حق واجب پدر بر فرزند در این چند حرف است؛ اول زمانی که به دنیا آمد اسمهای زشت و اسامی دشمنان خدا را بر فرزندش نگذارد بلکه نام نیک برای او انتخاب کند.به قدری انتخاب نام مهم است که پدر و مادر امیرالمؤمنین علیه السلام تا سه روز برای مولود کعبه اسم انتخاب نکردند. گویا منتظر بودند که کسی مافوق آنها برای این مولود اسم انتخاب کند. در حال طواف کعبه ابوطالب متوجه شد که صفحه ای مقابل روی او افتاد. نفهمید که این صفحه را چه کسی انداخته است ولی فکر کرد چیزی که در این صفحه نوشته شده است نکند اسم خدا باشد؟ آن را برداریم که زیر دست و پا نماند.وقتی برداشت دید که این نوشته را به او و همسرش نوشتهاند و با این جمله شروع شده است خصصتما بالولد الزکی والطاهر المطهر الرضیای ابوطالب و فاطمه بنت اسد من در بین مردم عالم شما را انتخاب کردم که این فرزند پاک و پاکیزه امین را به شما بدهم اما این که منتظر نام گذاری او هستید خودم اسم او را انتخاب کردهام. 2 پروردگار سه هزار اسم دارد که هزار اسم او در دعای جوشن کبیر است و هزار اسم نزد انبیا علیهم السلام بوده و هزار اسم دیگر نیز نزد خود پروردگار است که هیچ کس نمیداند چیست و به کسی اعلام نکرده است. ما خبر نداریم که خداوند این اسمها را چه زمانی برای خود انتخاب کرده است اما در روایات هست که در این سه هزار اسم اولین اسمی که برای خود انتخاب کرد علی بود. 1 روی این صفحه نوشته شده بود که شما پدر و مادر اسم این فرزند را علی بخوانید چون من این اسم را از اسم خودم گرفتهام. این حق- ان یحسن اسمه - بر پدران و مادران واجب است. روز قیامت بر فرزندان ایراد میگیرند که چرا اسم تو مانند کفار یهودیها مسیحیها و زرتشتیها است؟فرزندان شما نیز میگویند خدایا آن زمانی که ما طفل بودیم اسم ما را این گونه گذاشتند. ما از پدر و مادرمان چند شکایت داریم که یکی از آنها همین است. آنها را بخواهید و بپرسید که چرا این اسم را برای ما گذاشتهاند؟ چرا مرا در مدرسه خوبی نگذاشتند؟ چرا مرا با خودشان در جلسات خوب نبردند؟ چرا در خانه راجع به تو برای من حرف نزدند؟ چرا قرآن و اهل بیت علیهم السلام را به من معرفی نکردند؟ چرا ما را جاهل نگهداشتند؟ نه حرف تو را زدند و نه گذاشتند که ما از تو خبردار شویم.مسئولیت والدین در تربیت فرزندپیغمبر صلی الله علیه و آله میفرماید شش طایفه در قیامت بی محاکمه به جهنم میروند؛ یکی از آن شش طایفه پدران و مادرانی هستند که مایه بی دینی فرزندشان بودهاند. بعضی از این پدر و مادرها به من گفتهاند فرزندمان از خوبیها خیلی بدش میآید. این بچه مریض است و بهترین دکتر او پدر و مادرش هستند که باید مقداری هنر محبت و نوازش به خرج دهند. خوبیها را برای فرزند خود هزینه کنید تا تعلیم بگیرد و دلش عوض شود؛ یا مقلب القلوب والابصار دل قابل عوض شدن است.پیغمبر صلی الله علیه و آله جملهای درباره قلب دارند؛ دل طبع زیر و رو شدن را دارد مانند برگ درخت در بیابان که به محض این که نسیم میوزد برگ زیر و رو میشود قلب نیز این گونه است. قلب با سخن محبت تعلیم و شرکت در جلسات خوب زیر و رو میشود.مگر اشخاص بد در عالم چگونه خوب شدند؟ با دیدن و شنیدن. مگر پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله با اجبار مردم عصر جاهلیت را به آن مؤمنان واقعی تبدیل کرد؟ پیغمبر زبان نرم به کار بست و آنها نیز گوش دادند و این گونه قلب آنها زیر و رو شد و هدایت شدند. قلب در مقابل زبانهای هنرمند هدایت زیر و رو میشود.شما برای خانواده خود نرم و به صورت داستان از خوبیهای امیرالمؤمنین علیه السلام تعریف کنید بعد از چند جلسه به او بگویید آیا علی علیه السلام را دوست داری؟ فورا میگوید آری او انسان بزرگواری است که نمونه ندارد. وقتی که مخزن وجود او را به علی علیه السلام وصل کردی و او محب علی علیه السلام شد بعد از اخلاق حکومت برخورد تواضع و علم بی نظیر علی علیه السلام را برای او بیان کن و به او بگو بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله بالاتر از علی علیه السلام در عالم وجود ندارد. معرفی الگوی مناسب برای تربیتزمانی که علی علیه السلام حکومت قدرت ارتش خزانه و مملکت در دست او بود شبی تنها بیرون شهر کوفه میرفت شخصی را دید که کنار مرکب خود نشسته و باز نیز از روی مرکب افتاده است. امام جلو آمد و سلام کرد. پرسید چرا اینجا نشستهای؟ او که علی علیه السلام را نمیشناخت نگاه
مرگ و عالم آخرت - جلسه هفدهم (1) - (متن کامل + عناوین)
در بصره کشته بودند استاندار ایشان را زجر داده و بیت المال را غارت کرده بودند ولی خیلی زحمت کشیدند که آتش جنگ شعلهور نشود اما طرفهای مقابل حاضر نشدند . وقتی بین ارتش جمل صفآرایی شد امیرالمؤمنین علیه السلام جوان متدینی را صدا زدند فرمودند آیا حاضری بروی با اهل جمل طبق قرآن صحبت کنی ؟ شاید برگردند بیدار بشوند و جنگ برپا نشود . عرض کرد من حاضرم . حضرت فرمودند اگر بروی ممکن است زنده برنگردی . باز هم حاضری ؟ عرض کرد بله . اگر بنا باشد ابلاغ دین و اتمام حجت خدا بر مردم به قیمت از دست رفتن جان من تمام شود حاضرم . رفت و طبق قرآن با آنها صحبت کرد . متاسفانه مردمی که ادعای دینداری داشتند اهل نماز و روزه بودند ولی مقام پرستی و هوای نفس بر عبادت و ایمانشان غلبه داشت جوان را تیرباران کردند و او قطعه قطعه شد . 409 گریه بر دشمن ویژگی امیرالمؤمنین علیه السلام با این که آن جوان برنگشت باز هم امیرالمؤمنین علیه السلام جنگ را شروع نکردند . بالاخره دشمن آتش جنگ را شعلهور کرد و امیرالمؤمنین علیه السلام در مقام دفاع و جهاد برخواستند . بعد از این که پیروز شدند برخلاف همه فرماندهان نظامی پیروز جهان بالای سر کشتههای دشمن آمدند و بلند گریه کردند که چرا اینها به جهنم رفتند . 410 انسان عالم اکبر پروردگار این دیدگاه امیرالمؤمنین علیه السلام به انسان است . ایشان انسان را سرمایهای عظیم میدانست و اعتقادش این بود که انسان جرم صغیر نیست . بلکه دنیای بزرگی در وجود این انسان نهفته است که این دیدگاه را در نهج البلاغه کلمات قصار و حکمتها که بیش از یازده هزار کلمه میباشد و دیوان منسوب به ایشان میتوانید دریابید و تحسب انک جرم صغیرو فیک انطوی العالم الاکبر 411 ای انسان تو واقعا خیال کردهای که وجود تو همین وجود عنصری قابل کشیدن با ترازو است و تو مجموعهای از عناصر مادی کموزن هستی ؟ اگر این گونه فکر کنی بدان که دیگر لازم نبود خدا انبیا علیهم السلام و قرآن را برای تو بفرستد و در بهشت را برای تو باز کند . تو نیز مانند حیوانات بودی . آنها نیز همه وزنشان به همین جنس عنصریشان است . یعنی وقتی که میخواهند گوسفندی را قیمت بگذارند در ترازو میگذارند هر چند کیلو باشد بعد طبق آن به تو میگویند که قیمتش چند است . به قول سعدی اگر آدمی به چشم است و دهان و گوش و بینیچه میان نقش دیوار و میان آدمیت 412 اگر ارزش تو به عنصر بدنی است با نقاشی روی دیوار چه فرقی دارد ؟ تفاوت انسان و حیوان خدا در قرآن میفرماید اولئک کالانعم 413 چه کسانی هستند ؟ آنهایی که لهم قلوب لایفقهون بها ولهم اعین لایبصرون بها ولهم اذان لایسمعون بهآ 414 وقتی چشم و گوش مانند چشم و گوش حیوان باشد یعنی دیده حق بین و گوش حقشنو نباشد فکر نیز حرکتی برای یافتن حقایق نداشته باشد اولئک کالانعم 415 میشود . وقتی خدا در قرآن مجید مواد غذایی را اسم میبرد بعد میفرماید متعا لکم و لانعمکم 416 تمام این خوراکیها برای بدن شما و حیوانات است ؛ یعنی در جنبه بشری سر این سفره شما میخورید چهارپایان نیز میخورند . امتیاز شما نه به خوراک است نه به پوشاک و نه به عنصر جسمی . 417 انسان کتاب ظاهر و مضمر پروردگار این دیدگاه امیرالمؤمنین علیه السلام است آیا خیال کردهای که تو ماده فیزیکی متراکمی از عناصری کم وزن و کم حجم هستی ؟ آیا شناسنامه تو این است ؟ تو از نظر ظرفیت به قدری بزرگ هستی که پروردگار عالم اکبر را در تو قرار داده است و انت الکتاب المبین الذیباحرفه یظهر المضمر 418 تو دست نوشته خدا و کتاب الهی هستی که آیات وجود تو نشان دهنده اسرار متراکم خدا در تو است . تو توان و استعدادهای عظیمی داری . استعداد علم ایمان و اخلاق بالا . تو استعداد برتر شدن از ملائکه داری . آن گاه شما خود را همین جسم و خوراک ببینید و برای صندلی مقام و هوای نفس در جنگ جمل دور هم جمع شوید و بخواهید امام علی علیه السلام را بکشید ؟ اگر میخواستی به عدل حکومت کنی من که حکومت به عدل دارم . آن هم با علم بیشتر اخلاق بهتر و پاکی بیشتر . شما میخواهید مقام را بگیرید که چه کاری بکنید ؟ من اگر روی صندلی حکومت بنشینم تغییر نمیکنم همان علی بن ابیطالب هستم اما اگر شما روی صندلی حکومت بنشینید چون خود را نساختهاید صندلی شما را بدتر خراب میکند . ولی آنها گوش ندادند جنگیدند پیروز نشدند و کشته شدند . گناه جنگ با امیرالمؤمنین علیه السلام نیز معلوم است که چه گناهی است . جهالت انسان در تعارض با هدایتگران این دیدگاه ایشان درباره انسان است که انسان را به همان شخصیت و همان گونهای که خدا آفریده است نگاه
English