ابیعبدالله ع این از القاب او است که میگوییم یا رحمهالله الواسعه روایتی هم در این زمینه از حضرت رضا ع نقل میکنند که امام فرمود کلنا سفینهالنجاه و سفینه الحسین اوسع و فیاللجج الغامره اسرع 6 همه ما کشتی نجات هستیم ولی خدا کشتی حسین ما را گستردهتر آفریده و در حرکت در تاریکیها و اعماق دریاها سریعتر. یعنی اگر حر نزد ابراهیم ع میرفت ده سال طول میکشید که حر بشود اما نزد حسین ما با یک نگاه حر میشد.داستانی است محبت … ابیعبدالله ع در دلها. من هر وقت یادم میآید میگویم خدایا هرچه را میخواهی از من بگیر حسین را از من نگیر. فکر هم نمیکنم بگیرد علت هم دارد دلیل هم دارد. رسول خدا ص میفرماید ان للحسین فی قلوب المؤمنین محبه مکنونه 7 معنای روایت این است خدا هر مؤمنی را که میخواست در رحم مادر خلق کند در این مسیر عشق به حسین را با خاک او مخلوط کرد.این محبت را بیجهت نمیگیرند خود ما هم نمیگذاریم بگیرند؛ چون ما که آلوده به گناه کبیره نیستیم اصراری بر گناه صغیره هم که نداریم چرا بگیرند؟ دلیلی ندارد که بگیرند.امام ششم ع
517 مطلب یافت شد
سوگوارهای در رثای سالار شهیدان
ابیعبدالله ع هم نگاه میکند.در گیر و داری که اصحاب با اهلبیت حرف میزنند یک مرتبه دیدند یک بچۀ یازده دوازده ساله شمشیرش را به گردنش بستند از خیمه بیرون آمد. اینها چه کسانی بودند؟ جلوی ابیعبدالله ع نیامد ترسید امام حسین ع نگذارد برود پیاده به طرف میدان دوید. امام حسین به قمر بنیهاشم فرمود برو بیاورش. امروز چه خبر بود؟ حسین جانای کاش ما هم آن روز بودیم به خودت قسم اگر ما هم بودیم میرفتیم از وضعمان معلوم است ما را دیوانه کردی؟ بچههایمان را هم دیوانه کردی؟ بگذارید هر کس هرطوری میخواهد گریه کند جلویشان را نگیرید. امروز در زیارتهای امام زمان است که دخترها بچهها و زنها هرطوری توانستند خودشان را زدند جلوی مردم را نگیرید.حسین جان معلوم میشود برای ابیعبدالله ع میشود خودمان را بزنیم. بگذارید هر کس خودش را هرطوری میخواهد بزند مگر در گودال تو را نزدند بزن. حسین جان قربان اسمت بروم.به قمر بنیهاشم فرمود برو این بچه را بیاور حدود بیست قدمی بچه رفته بود قمر بنیهاشم دوید طول میکشد بخواهد دست بچه را بگیرد و بیاورد بچه را بغل گرفت. هر کس حسینی باشد عباس بغلش میگیرد ناراحت قیامت نباشید اگر دست ندارد شما را بغل میگیرد او از طرف ابیعبدالله ع مامور است که ما از قبر بیرون آمدیم از ما استقبال کند. بچه را بغل گرفت و آورد روبهروی ابیعبدالله ع زمین گذاشت. چه حال با محبتی داشتاز محبت
ابیعبدالله(ع)، کانون عشق الهی
ابیعبدالله ع بزرگترین انسان عالمپیغمبر ص همواره میفرمودند حسین سبط من الاسباط حسین نوهای از نوههای دختری است. کدام مادر در دختران عالم مثل مادر ابیعبدالله ع است که فرزند این مادر نوه پیغمبر ص است؟ کدام پدربزرگی مثل پدربزرگ ابیعبدالله ع است؟ کدام پدری مثل پدر ابیعبدالله ع است؟ کدام جدی مانند جد ابیعبدالله ع است؟ مادرش سیده نساالعالمین پدرش ولیاللهالاعظم امیرالمؤمنین ع جدش خاتمالنبیین و خود این نوه بزرگترین انسان در این عالم است. -ابیعبدالله ع کانون عشقاگر بنا باشد من بپرسم عشق چندحرفی است و مستمع به من جواب بدهد که معلوم است سه حرف است عین شین قاف ؛ ولی من به او میگویم که عشق چهار حرفی است. حسین ع کانون عشق است؛ اصلا خود عشق است. پدرش مادرش و جدش معدن محبت … ابیعبدالله ع چه شب عجیبی است شب حزن همه موجودات شب غصه همه مخلوقات شب شکستهشدن دل همه پیغمبران چهارده معصوم اولیای خدا مؤمنین و مؤمنات و شب گریه فرشتگان و تمام موجودات است. با چه زبانی امکان دارد که درباره شخصیت حضرت ابیعبداللهالحسین ع سخن گفت مگر مرغ فکر میتواند به آن بارگاه برسد؟ دست عقل از بیان عظمت او کوتاه است. چهارده قرن است که درباره او کتاب مینویسند و هنوز نتوانستهاند یک لیوان از آب این اقیانوس را هم بچشند. ابیعبدالله ع همۀ وجود پیغمبر ص پیغمبر ص جملهای درباره حضرت حسین ع فرمودهاند که سنی و شیعه نقل کردهاند؛ حضرت میفرمایند حسین منی و انا من حسین این یک معنی ظاهری دارد که حسین از من است و من از حسین؛ ولی مگر معنی این جمله همین است؟ حکمای بزرگ الهی این را باید با قاعده اتحاد عقل عاقل و معقول حل کنند و معنای این جمله به این راحتی بهدست نمیآید. حسین منی و انا من حسین یعنی من با او اتحاد هویتی شخصیتی عقلی روحی عملی و ایمانی دارم. منهای مقام نبوت که مقامی اختصاصی است حسین همه وجود من است. من است دوتا نیستیم دعای رسول خدا ص برای ابیعبدالله ع -خداوند عاشق محبین به ابیعبدالله ع بعد حضرت رو به پروردگار عالم کرده و برای ابیعبدالله ع دعا کردند اللهم انی احبه فاحبه خدایا من پیغمبر تو هستم من با همه وجودم علمم و شخصیتم عاشق حسین هستم تو هم عاشق حسین باش. مستجاب شدن دعای پیغمبر ص زمان ندارد و این یک دلخوشی عجیبی برای همه ماست که هر کس عاشق حسین ع باشد خدا عاشق اوست. سعی کنید عشق و محبت
شرایط استجابت دعا
من اراد الله بعبد خیرا قذف فی قلبه محبه الحسین اگر خدا خیر کسی را بخواهد از جانب خودش محبت به ابیعبدالله ع را به قلبش میاندازد. … نکره گاهی دلالت بر عظمت و تفخیم دارد اگر خداوند خیر جامع و خیر عظیمی و خیر همه جانبهای را برای بندهای بخواهد از جانب خودش محبت به ابیعبدالله ع … چرا؟ چون میبیند این قلب یک قلب شایستهای است یک قلب خوبی است یک قلب کاربردداری است یک قلب باارزشی است حیف است که در ظرف این قلب محبت وجود مبارک ابیعبدالله ع
قلب انسان، معدن همۀ خیرها و شرها
ع محبت دارید این محبت قابلکشیدن و ارزیابی نیست. عجیب است که اهلسنت هم این محبت را نقل کردهاند؛ پیغمبر ص فرمودهاند اذا اراد الله به عبد خیرا اگر خدا برای انسانی خیر بخواهد قذف فی قلبه حب الحسین . قذف یعنی پراندن و افکندن. آیا میشود این را ارزیابی کرد که خدا از بیرون و پیش خودش محبت ابیعبدالله … ع به تمام جهانپیغمبر ص همه اینها را میدانند که قلب با این کوچکیاش معدن ارزشهای غیرقابلارزیابی است و نمیشود آنچه در این معدن از مسائل حقیقی قرار میگیرد ارزیابیاش کرد. حالا من یکدانهاش را برایتان بگویم که اهلتسنن هم نقل کردهاند و من در کتابهای آنها هم دیدهام. پیغمبر ص میفرمایند اگر ایمان علیبنابیطالب را از قلبش دربیاورند و به عنصر تبدیل کنند؛ عنصر یعنی جنسی قابلکشیدن و چون ایمان امری معنوی و کیفی است یعنی کمی نیست؛ اگر ایمان علیبنابیطالب را از قلبش دربیاورند و به جنسی کشیدنی تبدیل کنند در کفه ترازو بگذارند و همه این جهان را در کفه دیگر بگذارند ایمان علی سنگینی میکند. -ارزش بینظیر و غیرقابل ارزیابی محبت به ابیعبداللههمین ایمانی که شما دارید خیلی باارزش است؛ ولو اینکه کم است و در حد ایمان اولیای خدا انبیا و ائمه نیست. همین مقدار که واقعا پروردگار عالم را بهعنوان بنای آفرینش و خودت قبول داری هیچکس نمیتواند وزن همین قبول داشتن را بگوید. همین که تکتک شما البته ثابت هم کردهاید درست و یقینی هم هست به وجود مقدس ابیعبدالله
جایگاه متفاوت بندگان شاکر و بندگان ناسپاس
ابیعبدالله ع خدمت به مردم کمک به مردم یا پولدادن برای کار خیر شکر است. اصلا عمل شکر است و اگر انسان شاکر باشد در این مقام مادون حق و مافوق موجودات میماند؛ حال هر کس که میخواهد باشد. ممکن است یک نفر در این جایگاه بماند که کارگر گچکار خیاط قصاب بقال مهندس یا آخوند باشد. خدا کاری به شغلش ندارد. این هم برایتان عرض بکنم که پروردگار مطلقا به کمیتها کاری ندارد بلکه به کیفیتها کار دارد. برای پروردگار تفاوتی نمیکند که یک پیغمبر در آن مقام بماند یا یک بقال بهاندازه ظرفیت خودش در آن مقام بماند. سقوط از مقام انسانی پیامد ناشکریاین امر با شکر امکانپذیر است؛ اما اگر شاکر نباشد علنا در سوره طه میگوید فقد هوی . 2 این هوی یعنی چه؟ ما ایرانیها به عنصری که تنفس میکنیم هوا میگوییم؛ ولی عرب به این عنصر جو میگوید. یک معنای هوی در لغت عرب عشقورزی است. در سوره ابراهیم آمده که وقتی ابراهیم ع برای ذریهاش دعا میکند میگوید فاجعل افئده من الناس تهوی الیهم . 3 تهوی یک تا ی اضافه دارد و فعل مضارع است. خدایا کل آیندگان را نمیتوانم بگویم و همه در این گردانه نمیآیند؛ ولی بخشی از مردم عالم را عاشق ذریه من قرار بده.میدانید این آیه یعنی چه؟ چندهزار سال قبل ابراهیم ع به شما دعا کرده که عاشق ابیعبدالله ع امیرالمؤمنین ع و پیغمبر ص بشوید. این دعای ابراهیم ع به شماست. چند هزار سال پیش ابراهیم ع شما را در علم خدا میدیده؛ میدیده شما لیاقت دارید که قلبتان عرش محبت
دو گوهر گرانبهای مؤمنین
بالاتر است یا وزن ابیعبدالله ع ؟ ارزش و قیمت حسین ع بالاتر است یا یوسف ع ؟ یوسف ع یک پیغمبر غیراولوالعزم است و سایه رحمت حسین ع بر سر 124 هزار پیغمبر است. تمام انبیای خدا نمره نوزده پروندهشان را با گریه بر ابیعبدالله ع نمره بیست کردند. او بالاتر است یا حسین ع ؟ محبت … ع دید گوهری در قلب بنیامین است که هیچکس نمیتواند قیمتش را معلوم بکند؛ آنهم محبت و عشق به ولیالله است. یوسف ع ولیالله بود. با بودن این گوهر همچنین اینکه عاشق ماندن پیش یوسف ع بود. او حاضر بود که از کنعان پدر و مادرش عمهها و خالهها بگذرد و پیش یوسف بماند. این گوهر عشق و محبت و ارتباط سبب شد که یوسف ع به این ده نفر بگوید معاذ الله ان ناخذ الا من وجدنا متاعنا عنده ؛ 6 معاذ الله در اینجا بهمعنی پناه به خدا نیست بلکه یک اصطلاح است. محال است که من یکی از شما را به جای او بردارم. ببینید چقدر قرآن لطیف است یوسف ع میگوید اگر من این کار را بکنم و دارنده این گوهر محبت به ولیالله را به دست شما بسپارم که آدمهای درستی نیستید انا اذا لظالمون 7 من جز ستمکاران عالم خواهم بود. من این کار را نمیکنم یوسف ع بنیامین را نگه داشت؛ آنها هم با گردن کج و ناامیدی برگشتند. بقیه داستان هم در سوره یوسف هست. سایۀ رحمت ابیعبدالله
ارکان ایمان از منظر امام رضا(ع)
ابیعبدالله ع دست بردار راست بگو و بگو دست برداشتم. شما حاضر هستی یک میلیارد را بگیری و ابیعبدالله ع را رها کنی؟ خیر چون امام حسین ع باورت شده است چون فهمیدی که امام حسین ع کشتی نجات است چون فهمیدی امام حسین ع نور پروردگار در دنیا و آخرت است چون فهمیدی که هشت در بهشت با محبت … ابیعبدالله ع باز میشود.اگر دو میلیارد سه میلیارد صد میلیارد چیزی را که آدم به آن یقین دارد نمیتواند از آن دست بردارد. این معنی عقد بالقلب است. این یک بخش ایمان است همۀ ایمان نیست چون حضرت در پایان روایت میگویند و لا یکونوا ایمان الا ذلک ایمان غیر از این سه چیزی که من گفتم نیست. باور عمیق میثم به امیرالمؤمنین ع یک روز امیرالمؤمنین ع کوفه دست میثم تمار را گرفت میثم ایرانی بود اسم ایرانیش هم سالم بود یعنی وقتی به دنیا آمد پدر و مادرش اسمش را گذاشتند سالم. این برده بود غلام بود با اربابش داشت میرفت امیرالمؤمنین ع هم از روبهرو میآمد حضرت فرمود اسمت؟ گفت سالم. فرمود خیر اسم اصلی تو میثم است. گفت راست میگویی.میثم محبت … ع هم چهار پنج سالش بود این هم قاطی بچهها بود و میدویدند سر کوچه ته کوچه دنبال هم میکردند. یک دفعه اصحاب دیدند پیغمبر حالش تغییر کرد آمد یکی از این بچهها را از بازی گرفت آورد کنار نشست روی خاک بچه را گذاشت در دامنش شروع کرد به این بچه محبت کردن دست به سر و صورتش کشید اعلام محبت کرد به بچه بعد بچه را از روی دامنش بلند کرد و حرکت کرد. اصحاب گفتند آقا که بود این بچه؟ چطور چنین برخوردی با این بچه کردید؟ فرمود این بچه عاشق حسین من است من دیدمش هر جا حسین میدوید این جلوتر نمیرفت پشت سر میآمد آنجایی که حسین من پا گذاشته بود خاک زیر پای حسین را برمیداشت میمالید به خودش این قلب قیمت دارد.عشق محبوب خدا عشق خداست. راه اینکه گره ایجاد بشود معرفت است دانستن است یافتن است وجدان است یقین است که با شنیدن یا با مطالعه کردن به وجود میآید. حقایق نماز در سایۀ ایمانعنصر دوم لفظ باللسان است. یک بخش ایمان گفتن به زبان است مثل نماز خواندن. نماز خواندن گفتن به زبان است البته با خلوص دل. آدم بفهمد چه میخواند همین گفتن بخشی از ایمان است. این نماز که بحثش خیلی طولانی است. من در تهران نزدیک صد و پنجاه تا سخنرانی راجعبه حقایق نماز دارم راجعبه معنویت نماز دارم راجعبه آثار نماز دارم؛ اینها جمعآوری شده و چاپ میشود یک کتابش شاید ششصد هفتصد صفحه بشود.یک نگاهی به معنویت نماز شده است. اول نماز را گوش بدهید بعد از تکبیره الاحرام بسم الله الرحمن الرحیم دو بار یعنی دو بار در محضر پروردگار نمازگزار دل میدهد به رحمان و به رحیم میگوید یعنی من دارم کسی که در قلبم است تکلم به او میکنم لفظ باللسان . بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین دوباره الرحمن الرحیم یعنی ببینید با یک آیه کوتاه فاصله بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین الرحمن الرحیم با یک آیه فاصله دوباره اسم خدا را میبری. به رحمانیت به رحیمیت و دلت هم به این لفظ گواهی میدهد؛ چون یکی از حقایق نماز نیت است یکی از حقایق نماز این است که بفهم چه میخوانی بفهم چه کار میکنی.ما به مقداری که در دنیا عمر داریم شصت هفتاد یا هشتاد سال شبانهروز خیلی است؛ صبح و ظهر و عصر و مغرب و عشا ده بار شبانهروز میگوییم بسم الله الرحمن الرحیم الرحمن الرحیم ده بار دوباره در رکعت دوم الرحمن الرحیم .این وقتی در جان ما جا گرفت و طلوع کرد امام ششم میفرماید قیامت از قبر که درمیآورند آن کسی که عمری است میگوید بسم الله الرحمن الرحیم در همین نماز بهصورت واجب پروندهاش را میدهند دستش حالا هر کیفیتی که پرونده دارد نگاه میکند و میبیند از گناهانش در این پرونده خبری نیست. به پروردگار میگوید که پرونده برای من است؟ خطاب میرسد بله برای خودت است. میگوید من در دنیا مگر گناه نکردم؟ خطاب میرسد بله بالاخره گاهی آلوده شدی گاهی گناه کردی. میگوید پس گناهان من را کجا نوشتی؟ خطاب میرسد مگر همین الان تو وارد محشر شدی طبق عادت دنیایت نگفتی بسم الله الرحمن الرحیم تو من را به رحمانیت و رحیمیت بخوانی بعد من گناه به رخت بکشم من با همین رحمانیت و رحیمیت بخشیدمت. این یک سود نماز است. سه رکن ایمانامام میفرماید ایمان مرکب از سه حقیقت است عقد بالقلب گره دل است. لفظ باللسان یک بخش ایمان هم کار زبان است. امر به معروف لفظ باللسان نهی از منکر لفظ باللسان خواندن قرآن لفظ باللسان خواندن زیارت لفظ باللسان است.ماده سوم ایمان هم عمل بالارکان است. این است که چشمت هم کارش کار ایمانی باشد دستت هم کارش کار ایمانی باشد قدمت هم کارش کار ایمانی باشد شکمت هم کارش کار ایمانی باشد؛ تو میشوی عبدالله و یقین بدان که در برزخ و قیامت اهل نجات هستی. سوگواره در نمازم خم ابروی تو تا یاد آمد حالتی رفت که محراب به فریاد آمد میخواهد نماز بخواند چهار هزار نفر مامور شدند نماز ابیعبدالله
شکوفایی حقایق وجود انسان در پرتو دین الهی
ابیعبدالله ع گریه دوم که در اوج ارزش است گریه بر ابیعبدالله ع است. حالا ببینیم که نگاه ائمه به این گریه چیست؟ ائمه ما در کتاب شریف کاملالزیارات کتاب کمنظیر عالی و مستند قطعی میگویند گریه بر ابیعبدالله ع در بین کارهایی که شما را مقرب به خدا میکند نماز روزه انفاق اخلاق عمل و ایمان؛ هرچه شما را به خدا مقرب میکند از تمام وسایل مقربکننده برتر و افضلالقربات است. کیمیایی است عجب تعزیهداری حسینکه نباید ز کسی منت اکسیر کشیدکیمیا یک ماده تغییردهنده در شیمی بوده است. مس را روکش طلا و نقره میکردند و اسمش را کیمیا یعنی تبدیلکننده میگفتند. این شعر برای قدیمیهاست؛ بارکالله به هرکس که گفته خدا به زبانت گذاشته است.کیمیایی است عجب تعزیهداری حسینکه نباید ز کسی منت اکسیر کشید همه هستی در بند محبت
معرفت و عبادت، دو هدف نهاییِ خلقت انسان
ابیعبدالله ع بدانید غلو نکردهاید؛ اگر توحید نبوت 124هزار پیغمبر و امامت دوازده امام مانده است تمام اینها در کار حضرت سیدالشهدا ع ریشه دارد. من فکر میکنم که حاجمیرزا محسن به این مسئله یقین صددرصد داشت و بهخاطر همین هم در وصینامهاش نوشته بود این را دقت کنید نماز روزه حج زکات و دیگر عبادات واجب با همه شرایط رسالهای انجام بگیرد یعنی کل واجبات مطابق صددرصد فقه اهلبیت انجام بگیرد و عملکننده به این واجبات با ابیعبدالله ع رابطه قلبی و محبتی نداشته باشد کل آنها باطل است؛ نه اینکه وزنش کم است یا در قیامت ارزان میخرند میگوید باطل است یعنی بدون حسین ع خودت را معطل واجبات نکن حمالی مفت هم نکن چون باطل است؛ مثل نمازی که وضو ندارد مثل روزهای که آدم به مفطرات آن توجه نمیکند. -عبادت بدون ارتباط با امام حسین ع معصیتی بزرگحالا این یک فتوایش است فتوای دیگرش که کنار این فتواست؛ ایشان میگوید هر عبادت واجبی بدون ارتباط دل و محبت … ابیعبدالله ع بدانید این حرف اضافهای نیست و غلو هم نیست اگر توحید در عالم مانده از حضرت سیدالشهدا ع مانده است. اگر نبوت انبیا و قرآن مانده از ایشان مانده است. دو فتوای شگفتانگیز از مرجعی بزرگمن فتوایی دیدم که این فتوا برای نزدیک 250 سال پیش و برای عالم بسیار مهمی بهنام حاجمیرزا محسن اردبیلی است. صاحب ضوابط که مرجع فوقالعادهای در نجف بود کاشفالغطا ی بزرگ و مرحوم صاحب جواهر که استاد شیخ انصاری بود برای این عالم اجازه اجتهاد نوشتهاند. صاحب ضوابط در اجازه اجتهادش نوشته است اگر ایشان حکمی داد رد حکم او رد علی الله و علی الرسول رد کردن خدا و پیغمبر است. چنین عالمی بوده است من اجازات روایی و اجتهادی علما را خیلی دیدهام؛ مرحوم مجلسی دو جلد از بحارالانوار ش همین اجازاتی است که بزرگان دین به شاگردانشان دادهاند؛ ولی من هنوز این جمله الراد علیه کالراد علی الله و رسوله را در هیچ اجازهای ندیدهام ایشان در وصیتنامهاش نوشته است من وصیتنامهاش را دارم من هر جا از دنیا رفتم مرا به کربلا ببرید و در کفشکن حرم ابیعبدالله ع دفن کنید. داخل حرم م حجره هم نه جایی مرا دفن کنید که زائر از روی سینه من رد بشود. بعد میگوید اگر در اردبیل مردم چون آنجا زندگی میکرد و پسرانش هم چهار پنجتا از مراجع تقلید مهم بودند و امکان حمل جنازه من برایتان نبود یعنی نشد جنازه مرا به کربلا ببرید جنازهام را مثله کنید؛ یعنی مرا با ساطور تکهتکه کنید داخل کیسهای بریزید و با خودتان به کربلا ببرید. -باطل بودن عبادات واجب بدون محبت
محبت، عشق و مهرورزی از منظر قرآن
ع وقت هزینه میکنیم؟ برای اینکه از ابیعبدالله ع درس محبت و عشق … محبت و عشق است.قرآن چه میگوید؟ من از ششهزاروششصدوشصت و چند آیه یک آیه را برای شما بخوانم. آیه نود سورۀ نحل ان الله یامر ؛ یامر یعنی من از شما بندگان و مهمانانم در کره زمین مردمی که در یک مملکت زندگی میکنید و یک ملت هستید میخواهم. چه میخواهی؟ یامر بالعدل اینکه در هیچ ناحیهای از زندگیتان افراط و تفریط نکنید و میانهرو باشید؛ نه اهل یمین باشید و نه اهل شمال. الیمین و الشمال مضله 11 افراط و تفریط گمراهی است. عدالت داشته باشید به حق خودتان قانع باشید و حق دیگران را هم حفظ کنید و به آن دستبرد نزنید. و الاحسان و اهل نیکوکاری باشید. اصلا وجودتان نیکی باشد. ما درباره پروردگار نمیخوانیم یا قدیم الاحسان ؟ 12 از ازل اهل احسان و نیکیکردن به همه بودی. الان بدکارههای دنیا صبحانه و ناهار و شام را از سفرۀ چه کسی میخورند؟ از سفرۀ پروردگار میخورند. پس خدا به همه نیکی میکند. به هیچکس بدی نکنید؛ نه به پدر نه مادر نه مردم نه همسایه نه همکلاسی نه همراه نه رفیق. بدی کار آنهایی است که وجودشان را به شر تبدیل کردهاند. شر آتش است. نیکیکردن به همه موجودات یامر بالعدل والاحسان قید ندارد و شامل همه میشود. به همۀ زندهها مردهها کوچکها بزرگان زنان و مردان نیکی کنید. گفتار زینالعابدین ع در سحر ماه رمضان را ببینید؛ گریه میکرد و میگفت اللهم اغفر لحینا و میتنا شاهدنا و غائبنا ذکرنا و انثانا صغیرنا و کبیرنا حرنا و مملوکنا . 13 سحر میخواست دعا بکند اما درباره خودش هیچ چیزی نمیگوید؛ فقط به همه مرده زنده زن مرد کوچک بزرگ گرفتار و آزاد دعا میکند. این زیباترین اخلاق است. فراگیری عشق و محبت از مجالس روضهما برای چه محرم و صفر این همه در جلسات ابیعبدالله … ابیعبدالله ع با اوایل مهر ایران یکی بود. هوا نزدیک 48 درجه بود. عدهای هم بدنهایشان قطعهقطعهشده روی خاک افتاده. خودشان از خیمه بیرون میروند و میآیند. یک بار بیرون آمدند دیدند پیرمردی حضرت را نمیشناخت رد میشود. امام ع فرمودند کجا؟ گفت دنبال کمک میگردم. وضعم بد است. حضرت فرمودند صبر کن . حضرت رفتند و از خیمه اندازۀ یک چادرشب رختخواب جنس آوردند گره زدند و فرمودند اگر میخواهی روی کولت بگذاری من بلند میکنم تا روی کولت بگذاری . جنگ است ولی میبینید جای احسان مهر و محبت
قابلیت شگفتآور نفس در تربیت انسان
ع شفیع تو شد. نفس انسان گرسنۀ عالیترین حسنات اخلاقیگفتیم که یک حالت نفس حیات است و یک حالت نفس هم مرگ . قرآن میفرماید کل نفس ذائقه الموت 9 هر جانداری مرگ را با کام نفسش خواهد چشید. فکانما قتل الناس جمیعا و من احیاها فکانما احیا الناس جمیعا 10 حیات هم مربوط به نفس است. ارزش نفس پیش خدا چقدر است که یازده قسم پشتسرهم در قرآن سوره شمس خورده امشب به منزل رفتید در سوره شمس دقت کنید. خدا بعد از بسم الله الرحمن الرحیم میفرماید و الشمس و ضحاها × و القمر اذا تلاها × و النهار اذا جلاها × و اللیل اذا یغشاها × و السما و ما بناها × و الارض و ما طحاها 11 تا آنجایی که میگوید و نفس و ما سواها* فالهمها فجورها و تقواها 12 من نفس شما را با قرآن و زبان انبیائم به تمام خوبیها و بدیهایی که میتواند داشته باشد راهنمایی کردهام. نسخه را کامل نوشتهام. این فجورها و تقواها یعنی نفس ما گرسنه عالیترین حسنات اخلاقی است و با سیئات اخلاقی سازگار نیست. لذا بعد از این یازده تا قسم میفرماید قد افلح من زکاها 13 پیروز و رستگار شد کسی که نفس خودش را تربیت کرد. و قد خاب من دساها 14 بدبخت و تیرهبخت و شقی شد کسی که نفسش را آلوده به رذائل اخلاقی کرد. آیا به این نفس گرسنه باید زباله خوراند و باید آشغالخورش کرد؟ آیا باید لقمه ریا کبر حرص حسد کینه و حالت نفرت در گلویش ریخت؟ اگر نفس این کثافتها و زبالهها را بخورد چه میشود؟ درصورتیکه ادامه بدهد آخرش شمر ابنملجم ترامپ بایدن این حکومت عربستان و شیخکهای خلیج میشود. وقتی نفس زبالهخور و کثافتخور شود اینها میشود. شما شیخکهای خلیج در خلیج روی بیشترین ثروت جهان نشستهاید و پولتان هم گرانترین پول جهان حتی از دلار هم گرانتر است. در این هفتساله برای چه چندهزار نفر از مردم یمن -دختر زن جوان و حامله و بچه- را در عروسیها با پول و اسلحهتان قطعهقطعه کردید و سوزاندید. مگر چه خوردهاید؟ جز کثافت چیزی نخوردهاید شما سعودیها چه خوردهاید؟ شما بدترین زباله اخلاقی را خوردهایدعلیجان خوراک شما چه بود؟ خوراک شما عشق محبت وفا صفا نرمی کرامت شرافت اصالت حقیقت نور ایمان و اخلاق بود. به این خاطر علی شدید اینها هم بهخاطر خوردن کثافات بهوسیله نفسشان اینجور گرگ و سگ و خوک درنده و بیرحم شدند.برادرانم و خواهرانم زندگی امیرالمؤمنین ع و زندگی اینها باید برای ما موعظه عبرت و درس باشد. اینها چندهزار پدر را کشتهاند که فیلمهایش هم هست. همین آمریکاییها با عواملشان روی کشتهها نشستهاند و دارند سیگار میکشند شراب میخورند و قاهقاه میخندند. درحالیکه امیرالمؤمنین ع در کوفه و مدینه همین که یک یتیم را میدیدند اشکشان جاری میشد و بیتاب و بیطاقت میشدند. کرم بینهایت پروردگار و عمل اندک بندگانشما در شبهای گذشته از غذای عقل غذای بدن و غذای قلب شنیدید. امشب هم مقدمتا غذای نفس را شنیدید. حالا فرداشب با خواست خدا و به قول قدیمیها به شرط حیات هیچ چیزی دست ما نیست و هیچکاره هیچکاره هستیم. شاید به خانه رفتیم و پروردگار به قلب ما اشاره کرد که بایست. ما به هیچچیز بند نیستیم و مردم روزگار ما در کره زمین چقدر غافل و بیخبر هستند اگر اشارهای به قلب و مغز نشد و سکته مغزی نیامد سعی میکنم دو قطعه بسیار ناب و باارزش اخلاقی برایتان بگویم. هر دو قطعه هم مربوط به وجود مبارک رسول خداست. هر دو هم چقدر عالی و طلای 24 عیار در عالم معنویت استمن امشب با این بحثی که کردم خودم خیلی خوب فهمیدم که خیلی کم دارم و خجالت میکشم بگویم هیچچیز ندارم؛ میترسم ناشکری شود و پروردگار بگوید تو که نماز و روزه و محبت به ابیعبدالله
مراقبت خداوند از تمام کردارهای بشری
خدایا چقدر به ما محبت کردی؟ چقدر به ما لطف کردی؟ چقدر به ما سرمایه دادی؟ خدایا آنچه که از محبت خودت و پیغمبرت و اهلبیت و ابیعبدالله ع در قلب … محبت کرده دوستت دارم. خداوند به آن آدمهای بیمعنا هم ده بار اعلام کرده اصلا دوستتان ندارم بیست تا آیه است که من این بیست تا آیه را تبدیل کردم به یک کتاب حدود پانصد صفحه چند بار هم چاپ شده به نام محبوبان و منفوران خدا بیست تا آیه است؛ در ده تا آیه میگوید عاشقتان هستم و دوستتان دارم در ده تا آیه هم میگوید اصلا نمیخواهم شما را و دوستتان ندارم. از این مقدمه ترسیدید؟ کسل شدید؟ مگر این حرفها بهطور کامل و بهخصوص عرصۀ قیامتی آن متوجه شماست؟ شما آن ده تا آیه را نگاه بکنید که دوستتان دارند. فردا شب که شب عید فطر است فردایش روز عید فطر است خدا به چه کسی میخواهد عیدی بدهد؟ خدا به روزهخورهای عامد مشروبخورها قماربازها رباخورها زناکارها تهمتزنها حرامخورها عیدی میدهد؟ آنها را که در قرآن میگوید دوستتان ندارم چه عیدی به آنان بدهد؟ مگر آنها عیدی دارند؟ شما را سی شبانهروز دعوت کرده شما سی شبانهروز سر سفرهاش بودید شما سی روز تشنگی و گرسنگی کشیدید و جلوی شهواتتان را گرفتید به چه کسی عیدی بدهد؟ خداوند به شما عیدی ندهد به هیچکس عیدی نمیدهد. الذی جعلت للمسلمین عیدا آن روز را برای آنهایی که تسلیم من بودند عید قرار دادم. چه چیزی عیدی قرار دادی؟ عیدی پول است زمین است ملک است؟ عیدی قرار داده که اگر به شما بگوید این عیدی را اگر نمیخواهی عوض کنم با چه چیزی؟ با دو میلیون متر زمین در بهترین جاهای شهرها؟ با میلیارد میلیارد مال؟ میخواهی عوض کنم؟ اگر آن چهرۀ باطن عیدی را نشان شما بدهد نه اینکه میگویید عوض نکن به او میگویید خدایا میخواهی در حق ما بیمهری کنی که عوض بکنی؟ این روایت از روایاتی است که نمیدانم کجاست از آدم معمولی هم نشنیدم از یکی از اولیای خدا شنیدم آن وقت هفده هجده سالم بود. ایشان میگفت شب معراج به پیغمبر فرمود برمیگردی فقط سلام من را به شیعیان علی برسان و به آنان بگو اگر طاقت داشتید که ندارید من این یک دانه پیراهن کهنه را هم تن شما نمیکردم چون با عطا کردن عشق علی چیزی کم نگذاشتم. شب عید فطر است یعنی مردم شادند و خوشحالند یک ماه خدا را عبادت کردند. شب عید وقت گریه نیست شیرینی پخش میکنند تبریک میگویند و عیدی میدهند اما در روایاتمان دارد شب عید اگر میخواهی یک کار حسابی بکنی زیارت ابیعبدالله ع
جلوهگری عشق برای محبین اهلبیت(ع)
محبت و عشق جمال و جلال شئون وجود مقدس و جلوههای اوست. وقتی چشم دل از آن جمال و جلال آن شئون و جلوهها و بهتعبیر روایات از آن وجهالله میبیند در دل شعلهور و فروزان میشود بر کرسی دل بهعنوان حاکم و فرمانروا مینشیند و به عقل روح اعضا و جوارح گوش و چشم فرمان میدهد.خداوند در حدیث قدسی میفرماید کنت سمعه الذی یسمع به 1 من گوش عاشقان هستم که گوششان میشنود و بصره الذی یبصر به من چشم عاشقان هستم که میبیند یا گریه میکند. من چشم عاشق هستم که میتواند با دیدن جمال جلال جلوهها و حقایق اشک بریزد. در سوره مائده میگوید اعینهم تفیض من الدمع مما عرفوا من الحق 2 اگر اشک جاری میشود از آن ناحیه جاری میشود و کاری به خود چشم ندارد.عشق از معشوق اول سر زند تا به عاشق جلوه دیگر کند 3 یعنی اگر معشوق فهمیده نشود عشقی به وجود نمیآید. اگر جمال جلال و جلوهها دیده نشود عشقی حاصل نمیشود. اگر وجهالله با چشم دل دیده نشود عشق حاصل نمیشود. امام باقر ع امام صادق ع و حضرت هادی ع میفرمایند نحن وجه الله 4 وجه ذات مستجمع جمیع صفات کمال ما هستیم. وقتی که انسان با مطالعه و شنیدن وجهالله را بشناسد و با چشم دل ببیند عشق جلوه میکند و این عشق است که حاکم و فرمانروا و همه کاری در دستش است. ما باید بهدنبال این عشق و تحصیل این محبت برویم. فواید عشق به اهلبیت ع اکنون برای اینکه بدانید همهکاره عشق است این روایت بسیار ناب ملکوتی عرشی و نورانی را که کتابهای مختلف نقل کردهاند از جلد بیستوهفتم بحارالانوار برایتان نقل میکنم. بحارالانوار نیز از کتابهای قرن سوم چهارم و پنجم نقل میکند. پیغمبری که عالم ملک و ملکوت است پروردگار علم جن و انس و فرشتگان را به او هدیه کرد و براساس روایاتمان گذشته و آینده جهان کف دست اوست میفرماید حب اهل بیتی ینفع من احبهم فی سبعه مواطن مهوله 5 عشق به اهلبیت من به هر کسی که عاشقشان باشد در هفت جای بسیار هولناک ترسناک و وحشتناک منفعت میدهد. آن عشق منفعت میدهد فرمانروا و همهکاره است. این متن روایت است که میگوید محبت در هفت جای بسیار هولناک و خطرناک به عاشق سود میدهد. محبت سود میدهد.جایگاه اول؛ مرگموطن اول عند الموت ؛ مرگ وحشتناک است از لغتش همه میترسند. وقتی طبیب به یک بیمار خبر میدهد فلان مرض را گرفتهای از ترس و وحشت بههم میریزد. همه نمیخواهند بمیرند اما میمیرند. مرگ چهرۀ هولناک و وحشتناکی برای مردم دارد. شخصی به امام صادق ع عرض میکند ما چطور میمیریم؟ مرگ برای ما هم یعنی برای ما عاشقان وحشتناک و ترسناک است؟ حضرت میفرماید هنگام مرگ تمثلی برای شما پیدا میشود که در آن عالم تمثل با چشمتان پیغمبر ص امیرالمؤمنین ع امام مجتبی ع و ابیعبدالله … محبت نیست خطاب حکومتی است اقرا کتابک کفی بنفسک الیوم علیک حسیبا 10 پروندهات را بخوان بس باشد که خودت به این پرونده خراب و کثیف نمره بدهی. این خطاب برای دیگران است اما برای ما چیست؟ چهارمین جایی که عشق به فریاد میرسد عند تطایر الصحف وقتی است که پروندهها را پخش میکنند. عشق میگوید پرونده این شخص را به دست راستش بدهید. و اصحاب الیمین ما اصحاب الیمین 27 فی سدر مخضود 28 و طلح منضود 29 و ظل ممدود 30 و ما مسکوب 31 و فاکهه کثیره 32 لا مقطوعه و لا ممنوعه . 11 پیغمبر ص میگوید پروندۀ شما یک تیتر دارد. عنوان صحیفهالمؤمن تیتر پرونده مؤمن یعنی شیعه است. ما دلیل داریم برای همۀ این حرفهایمان کاری هم به حرفهای مخالفین نداریم که هیچ دلیلی ندارند فقط یاوه میگویند. فقط شیعه اهل نجات و موردمحبت خداست. خدا فقط از شیعه رضایت دارد. تیتر پروندۀ شما این است صحیفه المؤمن حب علیبنابیطالب ع .جایگاه پنجم؛ حسابرسی اعمالجایگاه پنجمی که این عشق پادرمیانی میکند عند الحساب وقت رسیدگی به پرونده است. آنجا به شما میگویند که رسیدگی به حساب شما بسیار آسان است. برای شما مته لای خشخاش نمیگذارند. یکپارچه خوبیهای دنیایتان را میبینند و میگویند مهر بزنید. یکپارچه گناهانتان را میبینند و میگویند ببخشید.جایگاه ششم؛ وقت میزانجایگاه ششم و عند المیزان وقتی است که میخواهند پروندهتان را بکشند. به این آیۀ جالب دقت بفرمایید فمن ثقلت موازینه فاولئک هم المفلحون ؛ 12 ثقلت موازینه یعنی کسی که وزن پروندهاش سنگین است. الله اکبر انی تارک فیکم الثقلین... کتاب الله و عترتی 13 ما که اهل قرآن و اهلبیت هستیم فکر بکنید وزن پروندۀ ما چقدر خواهد بود؟ قرآن و اهلبیت چقدر وزن دارند؟ کسی که در حد خودش با حلال و حرام قرآن زندگی میکند یعنی قرآن با اوست عمل به قرآن و اقتدای به اهلبیت در پروندهاش است. فمن ثقلت موازینه فاولئک هم المفلحون روز قیامت تا بهشت و رضای خدا هیچ مانعی سر راهش نخواهد بود. فلاح یعنی برداشتن موانع؛ این سنگینی پروندۀ شیعه است.جایگاه هفتم؛ صراطهفتمین جایگاه هم و عند الصراط است. این عشق فرمانروایی پرقدرتش وقت گذشتن از صراط نشان داده میشود. اینجا خدا و پیغمبر ص میفرمایند علی ع اول جاده ایستاده است تا تمام جهانیان از جاده رد شوند. هر کسی را علی ع اجازه رفتن به بهشت داد میتواند برود. این قدرت محبت است.اول سر و کار ما با علی ع است. دوم یکی از طلبهای ابیعبدالله … محبت فرمانرواست یعنی همهکاره این عشق است. معشوق این عشق چه کسانی هستند؟ اهلبیت. اهل بیتی کسفینه نوح من رکبها نجا و من تخلف عنها غرق 6 مرگ برای عاشق ما هولناک نیست ترس وحشت ندارد. امیرالمؤمنین ع به حارث همدانی فرمود حارث هر شیعهای که در شرق و غرب عالم بخواهد بمیرد تا من را نبیند نمیمیرد.ای که گفتی فمن یمت یرنیجان فدای کلام دلجویتکاش روزی هزار مرتبه من مردمی تا بدیدمی رویتاین عشق است. معشوق میگوید میخواهی عاشق من بمانی شرایطی دارد؛ بالاترین شرطش پاکی است. از این فسادها گناهان جرمها فسق و فجورها پاک بمان و خودت را نگه دار. چقدر ضعیف و بدبخت و کوچک هستیجایگاه دوم؛ برزخجای دومی که این عشق به داد میرسد و فرمانرواییاش را ظهور میدهد و مشکل را حل میکند فی القبر یعنی برزخ است نه این قبر زمین. آنجا این عشق فرمانرواییاش را به کار میاندازد چرا؟ چون تنها وارد برزخ میشویم تنهایی ترس و اضطراب دارد همه من را گذاشتهاند و رفتهاند نمیتوانستند هم بمانند هیچکس نمانده است.وقتی مرحوم آیتاللهالعظمی حاج شیخ مرتضی آشتیانی را بیرون در ورودی حرم حضرت رضا ع دفن کردند شب اول قبرش شب اول برزخش یکی از خانوادهاش از بسکه با ایشان پیوند روحی و قلبی داشت و انگار جدا نشده بود میگوید او را در مکاشفۀ آن شب دیدم. عرض کردم در بهترین مکان دفنت کردهاند و چهارقدمی قبر امام هشتم هستی چه بر تو گذشت؟ گفت همه رفتند یکمرتبه دیدم دو فرشته برای سؤالاتشان در عالم برزخ کنارم هستند. هنوز شروع نکرده بودند دیدم پیغمبر ص تا امام عصر عج بالای سرم ایستادهاند به دو فرشته گفتند او تازه از دنیا رفته و خسته است. هر سؤالی دارید از ما بکنید ما جواب میدهیم. جایگاه سوم؛ محشرسومین جایی که عشق فرمانروایی میکند عند القیام من الاجداث زمانی است که خدا امر میکند قبرهایتان شکافته شود و بدنها به شما برگردد؛ چون میخواهید وارد محشر شوید. میلیاردها جمعیت در محشر است جایگاه ما کجاست؟امام صادق ع به ابراهیم مخارقی فرمود تکونوا معنا با ما هستید وقتی از قبر بیرون آمدید نگران محشر نباشید که کجا شما را سوق دهند و با فرمان بگویند کجا بایست. خداوند در سورۀ رعد میفرماید وقتی شما مؤمنین از قبر بیرون میآیید و الملائکه یدخلون علیهم من کل باب 7 فرشتگان رحمت از روبهرو دست راست پشتسر و بالای سر هجوم میآورند و دست به سینه میگذارند و میگویند سلام علیکم بما صبرتم 8 شما بودید که در راه اهلبیت ایستادگی کردید و تا آخر عمر پای ابیعبدالله
شهادت معصومین به نماز جامع ابیعبدالله(ع)
ابیعبدالله ع برپادارندۀ نمازی جامع و کاملمعصومین علیهمالسلام شهادت جالبی در رابطه با حضرت سیدالشهدا ع دارند؛ یعنی یک اقرار گواهی و اعتراف که تقریبا ما اینها را در فرمایشات حضرت سجاد ع حضرت باقر ع امام صادق ع وجود مبارک حضرت رضا ع و حضرت جواد ع میبینیم. یکی از این اقرارها و گواهیهای امام معصوم این است اشهد انک قد اقمت الصلاه ای حسین عزیز من اعتراف و اقرار میکنم که تو برپادارنده نماز بودهای. نمازی که ابیعبدالله ع میخواندند نمازی به تناسب معرفت علم توحید و شناختشان از پروردگار بوده است. در حقیقت نمازی جامع و کامل بوده است؛ آنجایی که پیغمبر فرمودهاند الصلاه قربان کل تقی نماز مقربکننده هر انسان پاک و باتقوایی است. -دافعۀ نماز ابیعبدالله ع نسبت به بدیهاحالا شما ببینید حضرت ابیعبداللهالحسین ع این مسیر قرب را با نمازی طی کردهاند که کیفیتش مخصوص به خودشان بوده است. نمازی بوده که قرآن مجید میفرماید تنهی عن الفحشا و المنکر سوره عنکبوت آیه 45 و قلعه و حصار است. در واقع نماز حضرت سیدالشهدا ع دافعه عجیبی نسبت به بدیها داشته و چون نمازشان به قول قرآن مجید الذین هم علی صلاتهم دائمون سوره معارج آیه 23 یک نماز دائم بوده و یاد خدا در حضرت همیشگی بوده است. آن یاد نماز باطن نماز قلب نماز روح و نماز نفس ایشان بوده است. اقمت الصلاه یعنی یابن رسولالله تو ساختمان نماز کامل را برپا داشتهای. نمازگزاران واقعی در قلعه و حصاری امن-انبیای الهی عاشق نمازشما برای اینکه آثار نماز را بدانید بهتر است که به سوره مبارکه معارج مراجعه کنید؛ در اواسط سوره از آیه الا المصلین سوره معارج آیه 22 به بعد که پروردگار عالم نمازگزاران واقعی را در قلعه و حصار نماز محفوظ میداند و آثاری از این نماز جامع پدید میآید. ضرورتا خداوند آن آثار را در سوره معارج بیان کرده است؛ حتما ببینید و بخوانید در آن آثار هم دقت کنید. رسول خدا ص و انبیای الهی عاشق نماز بودند. ما آیاتی در قرآن راجعبه نماز انبیا داریم. -کل موجودات هستی در حال تسبیح پروردگارحتی شما به سوره مبارکه نور مراجعه کنید که پروردگار عالم میفرماید ان الله یسبح له من فی السماوات والارض والطیر صافات سوره نور آیه 41 کل موجودات هستی هم نماز و هم تسبیح دارند. این آیه خیلی آیه عجیبی است تسبیح در نماز ما هم هست سبحان ربی العظیم وبحمده سبحان ربی الاعلی وبحمده سبحان الله والحمد لله ولا اله الا الله والله اکبر . نمازی که ما میخوانیم هم نماز میخوانیم و هم خدا را تسبیح میگوییم. تسبیح یعنی اقرار قلبی و عقلی میکنم که پروردگار عالم بدون عیب و نقص است. -معرفت موجودات به تسبیح پروردگاراین متن آیه قرآن است که میفرماید همه موجودات هم نماز و هم تسبیح دارند سپس پروردگار در ادامه میفرماید کل قد علم صلاته و تسبیحه سوره نور آیه 41 علاوهبر اینکه همه موجودات نماز و تسبیح دارند به نماز و تسبیح خودشان هم معرفت دارند؛ یعنی موجودات میفهمند که در پیشگاه پروردگار نماز میخوانند و خدا را تسبیح میگویند. این ممکن است که ما حقیقت این آیه را درک نکرده و نماز و تسبیح موجودات را حس نکنیم؛ ولی پروردگار مهربان این خبر را در قرآن داده و انکار قرآن مساوی با کفر است. عشق بیمثال ابیعبدالله ع به نمازحالا این قد اقمت الصلاه نماز ابیعبدالله ع چه نمازی بوده است؟ زینالعابدین ع میفرمایند پدرم عاشق نماز بود و در نماز از خودش بی خود بود. وقتی نماز میخواند آدم حس میکرد که به پروردگار وصل است و همه موجودات با او نماز میخواندند. حضرت تا چه وقتی این نماز را داشتند؟ وقتی بیشتر یارانشان در روز عاشورا شهید شده بودند یکی از یارانشان آمد و به حضرت گفت دوست دارم که نمازمان را در این لحظات آخر عمر به جماعت و با شما بخوانیم. حضرت فرمودند خدا تو را جز نمازگزاران بهحساب بیاورد.این یعنی امام تا لحظه آخر عمرشان به نمازوصل بودند. برادران خواهران جوانها از نماز کوتاهی نکنید؛ پدر و مادرها بچههایتان را با مهر و محبت
دشمنی با اهلبیت(علیهمالسلام)، خسرانی آشکار
ابیعبدالله ع ابیعبدالله ع در روز عاشورا به آنها فرمودند تا زمانی در توبه به روی کل شما باز است که خون گلوی من به زمین نریخته باشد؛ اما اگر گلوی مرا باز کنید و این خون با زمین آمیخته شود در توبه تا ابد به روی شما بسته است. به این خاطر توبه نکردند و اگر توبه هم میکردند چه فایده داشت اگر میخواستند توبه کنند باید این 72 نفر را زنده کرده و آن آتش زدن خیمهها را جبران میکردند؛ اما اینها دیگر میدانستند که راه توبهای برایشان نیست و بهطور کلی درهای الطاف فیوضات و عنایات الهی بسته است. برادرانم خواهرانم جوانان کشور اگر سعادت کامل میخواهید رابطهتان را با ابیعبدالله ع صددرصد کنید. رابطه با ابیعبدالله ع طبق روایاتمان یعنی دنبال کردن فرهنگ ابیعبدالله ع ؛ این یعنی حسود حریص بخیل شیطانپرست بینماز بیزکات و بدون کمک به مردم نباشید. شما باید کریم رحیم بامحبت دستبهجیب و قلب صاف داشته باشید. این پیروی از ابیعبدالله ع است. آدم در خیلی از جاها خسارت میکند که توبه دارد؛ ولی دشمنی و مخالفت با ابیعبدالله ع در روایاتمان هم داریم که توبه ندارد. خیلی مواظب باشید که همیشه با ابیعبدالله ع در ارتباط باشید گریه بر او را تا آخر عمر کم نکنید و این گریه را به زن و بچهها و دوستانتان هم انتقال بدهید؛ چون امام صادق ع میفرمایند این گریه سبب رحمت مغفرت و شفاعت است و سرمایه خیلی بزرگی است. کلام آخر؛ شب جمعه شب گدایی و توسلشب جمعه است اول دست گدایی بهطرف پروردگار برداریم و از او برای دل و قلبمان محبت … ابیعبدالله ع روز دوم محرم در اولین برخوردش با ابیعبدالله ع سخن آنها تا اذان ظهر طول کشید تمام نشد و باید ادامه پیدا میکرد. امام به او فرمودند وقت ظهر و اقامه نماز است. امام و یارانشان بسیار به نماز اهمیت میدادند کسی که به نماز اهمیت ندهد شیعه ابیعبدالله ع نیست. امام در عصر تاسوعا اعلام کردند و فرمودند پروردگار میداند که من عاشق قرائت قرآن استغفار و نماز هستم. امام به حر فرمودند من نماز جماعت ظهر را با یاران خودم میخوانم و شما هم با یاران خودت بخوان؛ دوباره بعد از نماز بیا تا به صحبت ادامه بدهیم. این یک روزنه باز قابلیت است؛ حر گفت با بودن شما من جلو بایستم و بگویم به من اقتدا کنید؟ این ادب حر به حضرت همان روزنه قابلیت است که بسته نشده بود. -بیادبی قوم یهود در مقابل مائدۀ الهیاز خدا جوییم توفیق ادب ××××××××× بیادب محروم گشت از لطف رببیادب تنها نه خود را داشت بد ×××××××× بلکه آتش در همه آفاق زد مائده از آسمان در میرسید ×××××××××× بیشری و بیع و بیگفت و شنید در میان قوم موسی چند کس ××××××××× بیادب گفتند کو سیر و عدساین مطلب در سوره بقره است؛ در مقابل مائده الهی که بدون رنج و زحمت به آنها میرسید بیادبی کردند و به موسی ع گفتند به پروردگار بگو که وقتی این مائده آسمانی را میفرستد سیر و عدس هم قاتی آن بکند. در میان قوم موسی چند کس ××××××××× بیادب گفتند کو سیر و عدسمنقطع شد خوان و نان از آسمان ×××××××× ماند رنج زرع و بیل و داسمانخداوند بهکل مائده آنها را برید و به موسی ع فرمود اگر اینها پیاز و سیر و عدس میخواهند بگو بیل و کلنگ بردارند و زمین را آماده کنند بکارند و بخورند. دیگر به آنها محبت
امربهمعروف و نهیازمنکر از اخلاق سیدالشهدا(ع)
ابیعبدالله ع و حضرت مجتبی ع در جایی دیدند که پیرمردی وضو میگیرد اما وضوی او غلط است و هیچکس هم نیست. شما ببینید چطوری امربهمعروف کردند؛ جلو آمدند هر دو سلام کردند محبت … ابیعبدالله ع اقتدا کرده باشیم. شرایط امربهمعروف و نهیازمنکر-شناخت معروفها و منکرها و عمل به آنهامعروف یعنی خوبی و امور پسندیده منکر هم یعنی زشتی و بدی؛ ما اولا باید خوبیها را بشناسیم بدیها را هم باید از طریق مطالعه در قرآن و روایات در حد خودمان بشناسیم. در مرحله اول خودمان به امور پسندیده آراسته و از امور زشت پاک باشیم. این کار خوبی که میخواهیم زن و بچه مردم و دوستانمان را دعوت کنیم در خود ما ببینند. اگر میخواهم شخص بینمازی را به نماز دعوت کنم نماز را در خودم ببیند. اگر بخواهم کسی را به راستگویی دعوت کنم یقین کند که خود من راستگو هستم. اگر میخواهم کسی را از دروغ غیبت و تهمت نهی کنم باید عملا ببیند که من خودم نه اهل دروغ نه اهل غیبت و نه اهل تهمت هستم. پس اول لازم است که معروف یعنی امور پسندیده و خوب را بشناسم و منکر یعنی امور زشت را هم بشناسم؛ بعد وارد دعوت به خوبیها و بازداشتن از بدیها شوم. -حفظ آبروی شخص در امربهمعروف و نهیازمنکرشرط دوم اینکه وقتی میخواهم امربهمعروف و نهیازمنکر کنم اگر میخواهم عمومی امربهمعروف و نهیازمنکر کنم و دعوت من از طریق تریبون منبر رادیو و تلویزیون است عمومی و بهصورت کلی امربهمعروف و نهیازمنکر کنم نمیخواهم که اسم کسی را ببرم. اگر بخواهم در جمع مثلا دوسه نفره امربهمعروف و نهیازمنکر کنم باید آبروی طرف را حفظ کنم. این خیلی مهم است پیغمبر ص دراینباره میفرمایند عرض المؤمن کدمه آبروی مؤمن همقیمت با خون اوست. اسمی از او نبرم و کلی حرف بزنم او خودش میفهمد. -زبانی خوش و بامحبت در گفتوگوسومین شرط زبان امربهمعروف و نهیازمنکر باید زبان محبت
مهرورزی
محبت امام حسین ع روایتی هم بگویم حرف امشب تمام. مطالب زیادی یادداشت کرده بودم که نشد بگویم؛ اما این روایت را بگویم. عجب روایتی است قبل از اینکه این روایت را بگویم تنها کسی که تمام جهان از زمان حضرت آدم ع تاکنون برایش گریه کردهاند ابیعبدالله ع است. … محبت و عشقورزی میشوم.گفت روزی پدرم گفت پسرم آن خان مرد دیروز بردند در همین قبرستان دفنش کردند اینجا چشم این بزرگوار پر از اشک شد دست روی پیشانی گذاشت و گفت من صبح زود بعد از نماز به قبرستان رفتم. دیدم از آن قبری که برای خان بود تا جایی که چشمم کار میکند آتش به طرف آسمان میرود. چشم و گوش باز و حواس جمع این است. گفت چنان ترسیدم که به سرعت به خانه برگشتم و به پدرم گفتم اجازه میدهی به دنبال علم و فهم بروم؟ گفت پسرم من حرفی ندارم ولی پولی ندارم به تو بدهم. وضع مرا میبینی. گفتم من خرجی نمیخواهم. مادرم چند نان داد داخل سفره روی دوشم انداختم از دهاتها و بیابانهای اصفهان پیاده تا حرم ابیعبدالله ع … ابیعبدالله ع فرمودند بله عزیزانم چرا نمیشوم. آمد روی خاک نشست. نه اینکه سر بچهها را گرم کند دو لقمه نان گوشهای بگذارد. نشست با آنها نان خالی خورد. بعد که تمام شد فرمود عزیزانم دیدید من به حرف شما گوش دادم؟ گفتند بله. فرمود حال شما به حرف من گوش میدهید؟ گفتند بله. فرمود همگی بلند شوید به خانۀ ما برویم. خیلی زیباست امام حسین ع کسی را دعوت کند.بچهها راه افتادند. امام به اهل خانه فرمود هرچه غذا و لباس دارید بیاورید. آوردند. لباسهای آنها را نو کرد. داخل خانه برای همین روزها وسیله داشتند. بعد هم به آنها غذا داد سپس بلند شدند خداحافظی کردند. حضرت فرمودند شگفتا این بچهها از من سخیتر بودند؛ چون هرچه داشتند به من دادند. آنان فقط نان خشک داشتند؛ اما من هرچه داشتم به آنها ندادم. عیادت ابیعبدالله ع از مخالف خودروایت دیگر شنید اسامه بن زید که مخالفش بود مریض است. چه عیبی دارد؟ اگر شنیدید کسی که با شما قهر است مریض شده برای خدا به دیدنش بروید. این قدمها عبادت است. امام حسین ع به دیدن مخالفش رفت. تا در اتاق را باز کرد ابیعبدالله ع را دید گریه کرد. امام هنوز ننشسته بود فرمود اسامه چرا گریه میکنی؟ گفت من میدانم این بیماری من بیماری مرگم است. شش هزار درهم بدهکارم؛ اما ندارم بدهم. ناراحتم با این بدهی چه کنم. فرمود من نمینشینم. اکنون میروم تمام بدهیات را میدهم که خیالت راحت باشد.اگر کورم خدا را میشناسم*** علی مرتضی را میشناسمدلم دیوانۀ عشق حسین است*** شهید کربلا را میشناسمز بس بر سفرۀ فیضش نشستم*** غم و درد و بلا را میشناسمگدایش را به شاهی میرساند*** من این مشکلگشا را میشناسمپریشان گرچه در شهری غریبم*** هزاران آشنا را میشناسم روضۀ سر بریده در مجلس یزیددر خرابه هر ده نفر به ده نفر را با طناب به هم بستند. اول صبح همه را به طرف مجلس یزید بردند. بچهها پابهپای خانمها نمیتوانستند راه بروند. آنها را با تازیانه میزدند. خانمها میخواستند رعایت حال بچهها را بکنند آنها را هم میزدند. به بارگاه یزید رسیدند. همه را سرپا نگهداشتند. حضرت سکینه س دختر سیزده سالۀ ابیعبدالله ع که دنیای محبت
دین مهر و رحمت
ابیعبدالله ع خودش وارد قبر شد. چه کار باید میکرد؟ باید بدن را رو به قبله میگذاشت زیر صورت امام مجتبی ع خاک میریخت صورت را روی خاک میگذاشت. بنیهاشم دیدند که حضرت از قبر بیرون نمیآید گفتند برویم و زیر بغلش را بگیریم. آنها آمدند دیدند صورت روی صورت برادر گذاشته است و کنار بدن مصیبت میخواند. خودش روضه میخواند. بالاخره زیر بغلش را گرفتند و بیرون آوردند و به خانه بردند. این یک دفن بود که ابیعبدالله ع برادر را دفن کرد؛ اما لا یوم کیومک یا ابا عبد الله دفن خودش؛ اولا نگذاشتند این بدنها را روز دهم دفن کنند. بدنها تا شب سیزدهم ماند زنان بادیهنشین دیگر بیطاقت شدند و به مردهایشان گفتند یا این 72 بدن را دفن کنید یا ما خودمان آنها را دفن میکنیم. مردها گفتند هرچه خطرناک باشد ما دفن میکنیم. آمدند؛ اما چگونه این بدنها را دفن کنند؟ نمیدانند بدن حبیب کدام است بدن علیاکبر ع کدام بدنها قابل شناخت نیستند. متحیر بودند که ناگاه دیدند سواری به سرعت میآید. ترسیدند که مامور دولت باشد میخواستند فرار کنند که از بالای شتر فرمود فرار نکنید من تکتک این بدنها را میشناسم. امام سجاد پیاده شد و این 71 نفر را دفن کرد. آخرین نفر ابیعبدالله ع بود. چقدر زینالعابدین ع محبت … ع در شبهای جمعه دعای کمیل است. به خدا چند قسم میدهد بعد میگوید ان تسامحنی و ترحمنی خدایا بر من آسان بگیر من طاقت سختگیری را ندارم و به من محبت کن. و تجعلنی بقسمک راضیا قانعا مرا نسبت به آنچه نصیبم کردهای قانع و راضی قرار بده. این دعای خیلی مهمی است که من خودم هم باید آسانگیر باشم تا خدا به من آسان بگیرد. اگر من به مردم و زن و بچهام سختگیر باشم خدا نیز به من نباید آسان بگیرد. باید بگیرد؟ ارحم ترحم مهربان باش تا با تو مهربانی کنند. آسان بگیر تا بر تو آسان بگیرند. این قاعدۀ ارحم ترحم خیلی عجیب است. مصیبت بیستوهشتم صفربرای اهلبیت امیرالمؤمنین ع چه روز سختی بود روزی که به جنازۀ پیغمبر ص گفتند ان الصبر لجمیل الا عنک 8 صبر در مصیبتها و بلاها زیباست و خدا به ما دستور داده است صبر کنیم؛ اما چگونه ما بر مصیبت تو صبر کنیم؟ وان الجزع لقبیح الا علیک داد کشیدن بر سر زدن و گریبان پاره کردن زشت است؛ اما نه برای تو وان المصاب بک لجلیل وانه قبلک و بعدک لجلل این مصیبت مرگ تو بسیار عظیم و هر مصیبتی قبل و بعد از تو اندک است؛ چیزی نیست و قابل تحمل است. این برای مصیبت پیغمبر ص بود؛ اما در مصیبت حضرت مجتبی ع امام به ابیعبدالله … ابیعبدالله ع و گریۀ بر حضرت است. من فقط به این کتاب امید دارم ولی از 150 کتاب دیگر نه یکی دیگر از کتابهایم اسلام دین آسان است که چاپ و پخش شده است. وقتی انسان وارد دین میشود میبیند تمامش مهربانی است. اغلب ما در این چهل سال انقلاب به مردم دین آسان ارائه نکردیم؛ نه با زبان و نه با رفتار. لذا بر اثر اشتباه تلخی و سختگیریهای ما خیلیها از دین فرار کردند. ما باید نرم و مهربان باشیم. حکایت قحطی بروجرد و مهرورزی آیتاللهالعظمی بروجردی ره در قحطی بروجرد آیتاللهالعظمی بروجردی ره تاجرها و پولداران را جمع کرد تا به مردم قحطیزده سخت نگذرد. ایشان تا جایی که توان داشت از شخصیت و آبرویش مایه گذاشت که مردم از گرسنگی نمیرند و مثل برگ درخت روی زمین نریزند. نهایتا وقتی دید کم آورده و هنوز فقیر گرسنه و مستحق در بروجرد دست و پا میزند خانۀ شخصی خود را که باید با زن و بچهاش آنجا آرام باشند خودش کتاب بنویسد و مطالعه کند فروخت و پول آن را داخل کیسۀ پشت سرش روی طاقچه گذاشت. هر روز چند کیسه پشت سرش میگذاشت که وقتی مستحقهای آبرودار میآمدند دست مبارکش را میبرد یک کیسه بر میداشت و به آن مستحق میداد. روزی مرد متدین فقیری خدمت ایشان آمد. آن وقتها گداها و مستحقها راست میگفتند و افراد خوب متدین و باانصافی بودند. ایشان هشتاد نود سال پیش آن خانه را در بروجرد به شش هزار تومان فروخته بودند. کیسۀ حاوی پول فروش خانه کنار همان کیسههایی بود که یکی دو تومان برای کمک به مستحقها داخلش بود. ایشان نگاه نکرد دست برد و آن کیسهای را برداشتند که پول خانه داخلش بود و به آن مستحق دادند. او رفت. قدیم گداهای خیلی خوبی بودند حتی دزدها هم خوب بودند. دزدهای قدیم آفتابهدزد بودند شب هم میدزدیدند؛ اما دزدهای امروزی میلیاردی میدزدند در روز هم میدزدند. هر روز در تلویزیون یا روزنامهها مینویسند که چند میلیارد بردند. دزدهای قدیم تمام زندگی مردم را جمع نمیکردند که ببرند یک مملکت را هم نمیدزدیدند. این فقیر رفت؛ اما یک ساعت بعد برگشت. دست آیتاللهالعظمی بروجردی ره را بوسید و با گریه گفت کل مشکل من با دو تومان حل میشد من این کیسه را بردم و دیدم شش هزار تومان پول داخل آن است. شما با دست مبارک خودتان دو تومانش را به من بدهید بقیه را بردارید. ایشان با متانت فرمودند ما چیزی را که در راه خدا دادهایم پس نمیگیریم. موعظۀ خدا به پیغمبر رحمت ص دین ما دین مهر آسانگیری و رحمت است. موعظۀ خدا به پیغمبر ص را ببینید فاعف عنهم 6 حبیب من این مردم قابل گذشت هستند. اینها تا دیروز بتپرست و گناهکار بودند اکنون مسلمان شدهاند ولی هنوز پخته نشدهاند. گاهی کارهایی میکنند که ممکن است جریمه داشته باشد؛ اما از آنها گذشت کن. ما به اندازۀ سلولهای بدنمان و کل این دنیا از مردم مدینه و مکه گلایه داریم. سیزده سال در مکه چقدر به شما محبت
انسان، امانتدار امانت پروردگار
ابیعبدالله ع زحمات ائمه طاهرین علیهمالسلام و علمای شیعه تشکر و سپاسگزاری میکنید. خدا هم میداند که این مجالس برای دنیا برزخ و آخرت ما چقدر سودمند است. آنجا آدم ارزشش را میفهمد. من یک گریهکن داشتم که واقعا در روضهها عین مادر داغدیده برای ابیعبدالله ع گریه میکرد ناله و فریاد میزد و اشک از چشمش میپرید. این وقتی از دنیا رفت من خیلی غصهدار شدم. گریهکن خیلی نابی بود یک شب در فکرش هم نبودم؛ ولی خوابش را دیدم و به او گفتم کجایی؟ گفت آن طرف هستم. گفتم میدانم آن طرف هستی؛ کجایی؟ جواب نداد گفتم تو را به دنیا برگرداندند؟ گفت نه مرا برنگرداندند؛ ولی از بس عاشق ابیعبدالله ع و جلساتش هستم هفتهای یک بار به من اجازه میدهند که پای منبرت بیایم گریه کنم و برگردم. بیایید وقتی از دنیا رفتیم حسرت نخوریم و پشیمان نشویم. پیوندتان را با ابیعبدالله ع بتونآرمه کنید به خدا و ائمه بهویژه ابیعبدالله ع دل بدهید. من به عالمی گفتم که این روایت را شنیدهام اما نمیدانم کجاست؛ گفت من میدانم کجاست برایت مینویسم و میآورم. با آدرس نوشت و آورد. در کتاب یکی از بزرگترین علمای بیرجند جنوب خراسان بود که شخصیت خیلی والایی داشت. روایت این است کسی به امام صادق ع گفت میخواهم چیزی به شما بگویم اما خجالت میکشم. حضرت فرمودند چرا خجالت میکشی؟ خیلی راحت حرفت را بزن گفت یابن رسولالله من همه شما اهلبیت را دوست دارم و عاشق شما هستم؛ ولی محبت … ع است که فرمودند اگر از اول علی شدم علیشدنم بهخاطر این بوده که در دل نشستم و بیگانه از خدا و ضدارزشها را در این دل راه ندادم. این عاقبتش همانی است که دیشب در سوره شعرا برایتان خواندم یوم لا ینفع مال و لا بنون × الا من اتی الله بقلب سلیم 5 خودت باید بیاوری؛ یعنی باید از اول مواظب دلت باشی و ظرف عشق باطل عشق به نامحرم عشق افراطی به پول عشق افراطی به تجارت عشق افراطی به فرزند عشق افراطی به برادر اینها که دارم میشمارم در قرآن هست عشق افراطی به قوموخویش و قبیله و عشق افراطی به تجارت نشو؛ چون این عشق با این افراطش جادهای به تو میدهد که در آن جاده به هر گناهی آلوده بشوی و ناراحت هم نشوی قرآن میگوید اگر عشقت بهخاطر پول تجارت خانه قوموخویش برادر بچه و همسرت افراطی بشود گمراهی میآورد؛ اما نمیگوید عشق نداشته باش. خدا یک دل به ما داده است که محبت در آن میجوشد. من مادرم پدرم مغازهام خانهام رفیقم معلمم عروسم و دامادم را دوست دارم؛ اما این محبت در حدی است که مرا در چاله جهنم و گناه نیندازد. دوست داشته باش؛ اما متعادل و درست دوست داشته باش. این محبت منحرفت نکند عشق حقیقی بزرگترین سرمایۀ انساناما خدا را هرچه میخواهی دوست داشته باش. در قرآن میخوانیم والذین آمنوا اشد حبا لله 6 این عشق تو را در جاده قرب و لقا رضایت مغفرت و رحمت میاندازد. عشق واقعی هم همین است عجب آیهای است در این عشق شدید به خدا آدم از عبادت خسته نمیشود نسبت به هزینهکردن پول در راه خیر بخیل نمیشود شوقش نسبت به خدمت به بندگان خدا کم نمیشود و برای آبادکردن آخرتش عاشقانه میدود؛ در مغازه است مغازه را دروازه آخرت کرده؛ در خانه است خانه را دروازه آخرت کرده؛ در سفر است سفر را دروازه آخرت کرده؛ اصلا دنیایش را به یک آخرت آباد تبدیل میکند بهخاطر عشق به خدا شما هرچه دلت میخواهد پیغمبر ص و اهلبیتش را دوست داشته باش؛ شما وقتی دوست داشته باشی مورد دعای پیغمبر ص قرار میگیری. حضرت میفرمایند احب الله من احب حسینا 7 هر که عاشق حسین من است خدا عاشقش است. این خیلی سرمایه استیک کتاب داریم بزرگان و برادران اهل علم میدانند که در شیعه و در باب زیارت و گریه قویتر و صحیحتر و مهمتر از این کتاب نداریم. صاحب کتاب ابنقولویه است که قبر وی بغل قبر شیخ مفید قرار دارد. قبر شیخ مفید و ابنقولویه تا قبر موسیبنجعفر ع و حضرت جواد ع من این دفعه که کاظمین بودم کاملا بررسی کردم چهار قدم است. تمام روایات این کتاب کاملالزیارات با سند است؛ مثلا در یک روایت دارد حالا من نقلبهمعنا میکنم که امام صادق ع میگویند هر مجلسی که برای ابیعبدالله
English