لطفا منتظر باشید

ماجراى پول نفت!


يكبار، كارمند يكى از ادارات را ديدم كه با اين‏كه ماهى صد هزار تومان حقوق مى‏گرفت، ماشين گران‏قيمت و خانه مجللى داشت كه آن روزها 70- 80 ميليون تومان مى‏ارزيد. در اثناى صحبت، كسى از او پرسيد:

شما چطور با اين حقوق اين چيزها را خريده‏ايد؟ گفت: اين‏ها از حقوقم نيست، از حق نفتم است! بعد هم توضيح داد كه چون اداره حق واقعى ما را نمى‏داد، ما حقمان را خودمان از بار اداره بلند كرديم و برداشتيم. از او پرسيدم: شما نماز هم در اين خانه مى‏خوانيد؟ گفت: آرى! گفتم:

چطور؟ گفت: چطور ندارد. مى‏خوانيم ديگر!

به راستى، چقدر آن‏ها كه اهل فكر و تعقل هستند ارزش دارند! يكبار روايتى ديدم كه خيلى برايم جالب بود و آرزو كردم اى كاش يك ذره از آن حقيقتى كه براى ديگران اتفاق افتاده براى من هم اتفاق مى‏افتاد!

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه