ريشههاى سيّئات اخلاقى
منابع مقاله:
کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه جلد دوم
نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان
عارفان بيدار، عاشقان آگاه و آنان كه در مقام تزكيه نفوسند با تكيه بر آيات و سنّت رسول اسلام ومعارف اهل بيت فرمودهاند: اصول و ريشههاى سيّئات اخلاقى سه مورد است:
شهوت- غضب- هوا.
و از اين سه مورد هفت گياه تلخ برويد: حرص و بخل، عجب و كبر، بدعت و كفر و حسد.
علاج سيّئات اخلاقى
سوره مباركه حمد در صورت توجّه به حقيقت آن، براى علاج اين موارد است.
در « بِسْمِ اللَّه الرحمن الرحيم » سه نام است:
اللَّه- رحمان- رحيم. كسى كه در مقام معرفت اللَّه بر آيد و اين معنى در قلبش تجلّى كند كه اللَّه ذات مستجمع جميع صفات كمال است و معبود و محبوب و معشوق و كارگردانى جز او نيست و مُلك و ملكوت هستى به دست اوست، از عبادت هوا خلاصى يابد و جز خلوص و تسليم در برابر عظمت حق و فرمانهاى او در كارگاه وجودش نماند، كه هوا پرستى معلول دورى از معرفت و محصول خودبينى و بى توجهى به حضرت معبود است.
يا مُوسى! خالِفْ هَواكَ فَإنّى ما خَلَقْتُ خَلْقاً نازَعنى فى مُلْكى إلَّا الْهَوى. «1»
اى موسى! با هواى نفس مخالفت كن، كه در تمام هستى براى من مخالفى جز هوا نيست.
بريدن از حق نتيجهاى جز پيوستن به هوا ندارد. چون هوا بر وجود حاكم گردد در درون و برون طوفانها بپا كند كه چيزى در برابرش سالم نماند!
كسى كه به حقيقت رحمانيّت توجه كند، قلبش به اين صفت آراسته گردد و جانش به اين حقيقت نورانى شود و عقلش از اين واقعيت روشنايى گيرد؛ آن زمان جايى براى آتش غضب در ظرف نفس نمىماند و در آن صورت عقل و روح و قلب و جان از عوارض خطرناك اين آتش شيطانى در امان مىماند.
از عوارض غضب، ولايت خواهى و برترى جويى است. چون توجه شود به:
الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ لِلرَّحْمنِ» «2»
در آن روز فرمانروايى مطلق براى [خداى] رحمان ثابت است.
ديگر غضب و خشمى جز در راه او و براى او و محض او براى انسان نمىماند.
كسى كه به حقيقت رحيميّت برسد و سعى كند اين وصف جميل را در عرش دل تجلّى دهد، از ظلم به خود و به ديگران مصون شود.
با توجه به حقيقت «
الْحَمدُ لِلّهِ
» كه نشان دهنده مختص بودن تمام سپاسها به خداست، به مقام شكر مىرسد كه خرج نعمت در همان راهى است كه منعم دستور داده؛ در اين صورت از شهوت غلط مىرهد. و چون شاكر برده شهوت نيست از خطر بخل و حرص محفوظ مانده و از اين دو آفت شهوت در امان مىماند.
با الرَّحْمن الرَّحيم» «3» و مالِكِ يَوْمِ الدّين» «4» ريشه غضب كنده مىشود و با إِيِّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» «5» دو شاخه خطرناك كبر و عجب بريده مىگردد!
چون به صراط مستقيم رسد، از شرّ هوا راحت مىشود و چون هوا برود آفت كفر و بدعت نابود گردد. و با توجه به وضع خطرناك مغضوبين و ضالّين كه بر اثر حسد به اولياى خدا دست به مخالفت با حقايق الهيّه زدند و به غضب حق و گمراهى دچار شدند، مرض سهمناك حسد چون مرغى از قفس قلب پريده و فرار مىنمايد.
راستى، اگر مواظب وضع نفس نباشيم كار را به جايى مىرساند كه به تمام رذايل گرفتار شود و از همه حسنات دور بماند، آنوقت تمام روزنههاى نجات به روى انسان بسته مىشود و از آدمى جز شرّ و ضرر و خسارت و زيان بر جا نماند.
بر ما واجب است كه در شبانه روز ساعتى را با نفس خود خلوت كرده و به وضع او برسيم و با او سخن گفته وى را محاكمه كنيم.
مواظبت بر نفس
ابن سِماك هر روز به نفس خود خطاب مىكرد:
يا نَفْسُ تَقولينَ قَوْلَ الزّاهِدينَ و تَعْمَلينَ عَمَلَ الْمُنافِقينَ و فِى الْجَنَّةِ تَطْمَعينَ! هَيْهاتَ، إنَّ لِلْجَنَّةِ اقَواماً آخَرينَ و لَهُمْ أعْمالٌ غَيْرُ ما تَعْمَلينَ. «46
اى نفس! گفتارت، گفتار زاهدان ولى كردارت كردار منافقان است، در اين صورت به بهشت حق طمع مىورزى! چه اندازه از حقيقت دورى! بهشت را مشتريان ديگرى است و براى آنان عملى غير از عمل توست.
اگر از نفس مواظبت نشود اسير شياطين داخلى وخارجى گشته و آدمى را از خداى مهربان دور نموده تبديل به هيزم جهنّم مىكند.
قرآن در اين زمينه مىفرمايد:
قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ* ثُمَّ لَآتِيَنَّهُم مِن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ* قَالَ اخْرُجْ مِنْهَا مَذْءُوماً مَدْحُوراً لَمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكُمْ أَجْمَعِينَ» «7»
گفت: به سبب اين كه مرا به بيراهه و گمراهى انداختى، يقيناً بر سر راه راست تو [كه رهروانش را به سعادت ابدى مىرساند] در كمين آنان خواهم نشست.* سپس از پيش رو و پشت سر و از طرف راست و از جانب چپشان بر آنان مىتازم و [تا جايى آنان را دچار وسوسه و اغواگرى مىكنم كه] بيشترشان را سپاسگزار نخواهى يافت.* خدا فرمود: از اين جايگاه و منزلتت نكوهيده و مطرود بيرون شو كه قطعاً هر كه از آنان از تو پيروى كند، بىترديد جهنم را از همه شما لبريز خواهم كرد.
تفسير آيه فوق از كلام امام باقر عليه السلام
امام باقر عليه السلام اين آيه را به احسن وجه تفسير فرموده:
پيش رو، پشت سر، راست و چپ، اصطلاح است. مىگوئيم فلانى از چهار طرف محاصره شده. بنابر اين معناى آيه اين مىشود:
مِنْ بَيْنِ أيْديهِمْ: مَعْناهُ اهَوِّنُ عَلَيْهِمْ أمْرَ الْآخِرَةِ.
«از پيش رو» يعنى مسأله آخرت را نزد آنان آن چنان سبك مىكنم كه آن را از ياد ببرند، چون از ياد بردند به انواع معاصى آلوده مىشوند.
وَمِنْ خَلْفِهِمْ: آمُرُهُمْ بِجَمْعِ الْأمْوالِ وَالْبُخْلِ بِها عَنِ الْحُقوقِ لِتَبْقى لِوَرَثَتِهِمْ.
«از پشت سر» يعنى آنان را تشويق به جمع كردن ثروت و بخلورزى از حقوق مالى مىكنم، تا همه ثروت به ورثه برسد و آنان از منافع اخروى مال محروم بمانند!
وَعَنْ أيْمانِهِمْ: افْسِدُ عَلَيْهِمْ أمْرَ دينِهِمْ بِتَزْيينِ الضَّلالَةِ وَتَحْسينِ الشُّبْهَةِ.
«از طرف راست» يعنى با زينت دادن گمراهى و نيكو جلوه دادن شبهه، مسأله دين را بر آنان فاسد مىكنم.
وَعَنْ شَمائِلِهِمْ: بِتَحْبيبِ اللَّذّاتِ إلَيْهِمْ و تَغْليبِ الشَّهَواتِ عَلى قُلُوبِهِمْ. «8»
«از طرف چپ» يعنى لذّات غلط و شهوات بىجا را محبوب قلب آنان مىنمايم تا چون ماهى در آب، غرق در مادّيگرى شوند. آن وقت است كه از دايره شكر بيرون مىروند و تمام نعمتهاى مادّى و معنوى را در غير راه خدا به خرج مىگذارند و چون اين شود خانواده و جامعه به فساد و تباهى كشيده شوند.
|
گذشت عمر و نشد شاد جانِ خسته دمى |
غمى نرفته ز دل بر دلم نشست غمى |
|
|
ز سوز سينه ما ساز را حكايتهاست |
به پردهاى كه برآرد زير و بمى |
|
|
مگر فسرده دلم زندگى ز سر گيرد |
كجاست زنده دلان همدم مسيح دمى |
|
|
مرا به جام جهان بين نياز نيست كه هست |
درون سينه دل روشنم چو جام جمى |
|
|
زبان دل نتوان با هزار افسوس بست |
چه غم شكست به دست ستم اگر قلمى |
|
(مشفق كاشانى)
پی نوشت ها:
______________________________
(1)- التفسير الكبير، فخر رازى: 1/ 267.
(2)- فرقان (25): 26.
(3)- فاتحه (1): 3.
(4)- فاتحه (1): 4.
(5)- فاتحه (1): 5.
(6)- روضة الواعظين، نيشابورى: 2/ 415.
(7)- اعراف (7): 16- 18.
(8)- ترجمه تفسير مجمع البيان: 2/ 403، ذيل آيه 17 سوره اعراف؛ بحار الأنوار: 11/ 132، باب 2.
English