راه يافتگان به نور الهى
منابع مقاله:
کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه جلد چهارم
نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان
حضرت سجاد عليه السلام در اين فراز از دعا «انَّما يَهْتَدِى المُهْتَدُونَ بِنُورِ وَجْهِكَ» به هدايت بندگان در پرتو نور خداوندى اشاره دارد كه ابزار آن را خداوند فراهم مىسازد.
«حضرت موسى عليه السلام بعد از دريافت فرمان رسالت و دستور همه جانبه درباره چگونگى برخورد با فرعون از آن سرزمين مقدس حركت كرد و با برادرش هارون در مصر همراه شده و هر دو به سراغ فرعون مىآيند و با مشكلات زيادى مىتوانند به درون كاخ افسانهاى فرعون كه افراد كمى به آن راه داشتند، راه پيدا كنند.
موسى در برابر فرعون فرمان رسالت را چنين بازگو مىكند:
ما فرستادگان پروردگار توايم، بنى اسرائيل را با ما بفرست و آنها را شكنجه و آزار مكن، ما دليل و معجزه روشنى با خود از سوى پروردگارت آوردهايم.
سلام بر كسى كه از هدايت پيروى كند و اين را نيز بدان كه به ما وحى شده است كه عذاب در انتظار كسانى است كه تكذيب كنند و از فرمان خدا روى بگردانند.
هنگامى كه فرعون اين سخنان را شنيد، گفت: اى موسى! پروردگار شما كيست؟
موسى معرفى كوتاه و جامعى از پروردگار اعلام كرد:
قَالَ رَبُّنَا الَّذِى أَعْطَى كُلَّ شَىْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى» «1»
گفت: پروردگار ما كسى است كه به هر موجودى، آفرينش [ويژه] او را [آن گونه كه سزاوارش بود] به وى عطا كرده، سپس هدايت نمود.
در اين سخن كوتاه موسى عليه السلام اشاره به دو اصل اساسى آفرينش مىكند؛
اول: خداوند به هر موجودى، آنچه نياز داشته، بخشيده است.
دوم: هدايت و رهبرى موجودات را به آنها آموخته است.
انسانها داراى هدايت تكوينى هستند ولى چون انسان، موجودى برتر و داراى عقل و شعور است، خداوند هدايت تكوينيش را با هدايت تشريعى او به وسيله پيامبران همراه و همگام كرده است.» «2»
تفسير آيه در كلام علامه طباطبايى
«بازگشت معناى آيه به اين مىشود كه خداوند بين هر پديدهاى به سبب نيروها و ابزارهايى كه در وجودش قرار داده و بين آثار آن كه او را به غايت وجودش مىرساند، رابطه برقرار كرده است. براى مثال، جنين انسان كه يك نطفه شكل يافته در صورت انسان است در درون خود مجهز به نيروها و ابزارهايى است؛ متناسب با افعال و آثارى كه جنين را در جان و جسم به كمال مىرساند. پس به نطفه آدمى، با استعدادى كه در آن قرار داده شده، خلقت خاص يعنى همان وجود خاص انسانى داده است كه به وسيله نيروها و ابزار در او به سوى مطلوب و غايت وجود انسانى و كمال نهايى مخصوص اين نوع هدايت و حركت داده شده است.» «3»
هدايت و اراده خداوند
خداوند در آيات بسيارى به اين حقيقت اشاره مىفرمايد كه هدايت به اراده ماست حتى پيامبرش هم نمىتواند كارى كند؛ مگر ابزار آن را خداوند براى ايشان فراهم سازد.
خداوند متعال به پيامبرش مىفرمايد:
إِنَّكَ لَاتَهْدِى مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِى مَن يَشَآءُ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ» «4»
قطعاً تو نمىتوانى هر كه را خود دوست دارى هدايت كنى، بلكه خدا هر كه را بخواهد هدايت مىكند؛ و او به هدايتپذيران داناتر است.
او مىداند چه افرادى لايق پذيرش ايمانند يا چه قلبهايى براى حق مىتپد. او مىماند در چه سرهائى، سوداى عشق خدايى است، اين افراد شايسته را خوب مىشناسد و به آنها توفيق مىدهد و لطفش را رفيق راه آنها مىسازد.
مقصود از هدايت در آيه فوق رسانيدن به سر منزل مقصود است و اين تنها كار خداست كه بذر ايمان را در دلها بپاشد و به دلهاى آماده نظر افكند سپس با نور آسمانى شكوفا سازد. و نتيجه اين عنايت در بهشت هم نمايان شود كه خداوند در وصف بهشتيان فرمود:
اوّل نعمتهاى روحانى را نصيبشان مىسازد كه سينهها و دلهايشان را از كينه و حسد و صفات ناپسند پاك مىسازد؛ سپس نعمتهاى جسمانى مانند: باغ و حوريه را به آنها عطا مىكند و آنگاه بهشتيان رضايت و خشنودى كامل خويش را چنين بازگو مىكنند:
وَقَالُواْ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى هَدانَا لِهذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِىَ لَوْلآَ أَنْ هَدانَا اللَّهُ لَقَدْ جَآءَتْ رُسُلُ رَبّنَا بِالْحَقّ وَنُودُواْ أَن تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ» «5»
و مىگويند: و همه ستايشها ويژه خداست كه ما را به اين [نعمت ها] هدايت كرد، و اگر خدا ما را هدايت نمىكرد هدايت نمىيافتيم، مسلماً پيامبران پروردگارمان حق را به سوى ما آوردند، و ندايشان مىدهند به پاداش اعمال شايستهاى كه همواره انجام مىداديد، اين بهشت را به ارث برديد.
آرى، آرامش حقيقى و جاويدان در سايه نور هدايت و راهنماى الهى است. و بلاى حقيقى، جدايى و گمراهى از راه سعادت و كمال است. از اين رو پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و معصومان هم از خداوند، ماندگارى در هدايت را درخواست مىكردهاند؛ زيرا كه او هادى مطلق است.
پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله فرمود:
قالَ اللَّهُ جَلَّ جَلالُهُ: عِبادى كُلُّكُمْ ضالٌّ إِلَّا مَنْ هَدَيْتُهُ وَ كُلُّكُمْ فَقِيرٌ إِلَّا مَنْ أَغْنَيْتُهُ، وَ كُلُّكُمْ مُذْنِبٌ الَّا مَنْ عَصَمْتُهُ. «6»
خداوند جلّ جلاله فرمود: اى بندگان من! همه شما گمراهيد، مگر كسى كه من هدايتش كنم و همه شما نيازمنديد مگر كسى كه من توانگرش سازم و همه شما گنهكاريد، مگر كسى كه من او را حفظ نمايم.
روايت شده است كه:
«داوود عليه السلام تنها به صحرا رفت. پس خداوند به او وحى فرمود: اى داود! چه شده است كه تو را تنها مىبينم؟ عرض كرد: معبودا، شوق ديدار تو در جانم شدت گرفته و ميان من و خلق حايل گشته است. خداوند به او وحى فرمود:
به ميان مردم بازگرد؛ زيرا اگر تو يك بنده گريز پا را نزد من بياور، تو را در لوح تقدير با صفت ستوده ثبت كنم. «7» اين است كه ائمه اطهار عليهم السلام كه دليل نور هدايت هستند، راه توفيق را هم به ما مىآموزند.
حضرت على عليه السلام در نهجالبلاغه فرمود:
ايُّهَا النَّاسُ، انَّهُ مَنِ اسْتَنْصَحَ اللَّهَ وُفِّقَ وَ مَنِ اتَّخَذَ قَوْلَهْ دَليلًا هُدِىَ لِلَّتى هِىَ اقْوَمُ. «8»
اى مردم، بدون شك آن كه خير خود را از خدا خواهد موفق گشته، و هر كه گفتار حق را دليل خود قرار دهد به استوارترين راه هدايت شده.
پس ما هم بايد به مانند مولاى متقيان على عليه السلام به حق پناه بريم كه ما را هم در پناه هدايت خود پيوسته مستدام بدارد.
و نيز فرمود:
اللَّهُمَّ إنِّى اعُوذُ بِكَ أَنْ أَفْتَقِرَ فى غِناكَ اوْ أَضِلَّ فى هُداكَ اوْ اضامَ فى سُلْطانِكَ اوِ اضْطَهَدَ وَالْامْرُ لَكَ. «9»
الهى، به تو پناه مىبرم از اين كه در بىنيازى تو فقير شوم، يا در هدايتت گمراه گردم، يا در سلطنتت مورد ستم واقع شوم، يا به خوارى نشينم و حال اين كه امر به دست توست.
الهى! ما را از رحمت و عنايت و لطف و محبّت و كرامت و مغفرت خود دور مكن و راه دور شدن از خودت را كه جز گناه و آلودگى و عصيان و پليدى چيزى نيست به روى ما ببند، كه دورى از تو بدترين بلا و سنگينترين مرض و شديدترين عذاب است، چنانكه حضرت مولى الموحّدين در دعاى كميل اشاره فرموده:
فَهَبْنى يا إلهى صَبَرْتُ عَلى عَذابِك فَكَيْفَ أصْبِرُ عَلى فِراقِك؟! «10»
الهى! گيرم كه بر عذاب دوزخت صبر كنم، امّا بر دورى و هجرانت چگونه طاقت بياورم؟!
|
هر آن نصيبه كه پيش از وجود ننهادست |
هر آن كه در طلبش سعى مىكند باد است |
|
|
كليد گنج اقاليم در خزانه اوست |
كسى به قوّت بازوى خويش نگشاد است |
|
|
سر قبول ببايد نهاد و گردن طَوع |
كه هر چه حاكم كند نه بيداد است |
|
|
به چشم طايفهاى كج همى نمايد نقش |
گمان برند كه نقّاش آن نه استاد است |
|
|
چو نيك درنگرى آن كه مىكند فرياد |
ز دست خوى بد خويشتن به فرياد است |
|
|
تو پاك باش و مدار اى برادر از كس باك |
به ياد دار كه اين پندم از پدر ياد است |
|
|
رضا به حكم قضا اختيار كن سعدى |
كه هر كه بنده حق شد ز خلق آزاد است |
|
(سعدى شيرازى)
پی نوشت ها:
______________________________
(1)- طه (20): 50.
(2)- تفسير نمونه: 13/ 217- 219، ذيل آيه 50 سوره طه.
(3)- تفسير الميزان: 14/ 166، ذيل آيه 50 سوره طه.
(4)- قصص (28): 56.
(5)- أعراف (7): 43.
(6)- بحار الأنوار: 5/ 198، باب 7، حديث 16؛ من لايحضره الفقيه: 4/ 397، حديث 5848.
(7)- بحار الأنوار: 14/ 40، باب 3، حديث 26؛ ارشاد القلوب، ديلمى: 1/ 171.
(8)- نهج البلاغه: خطبه 147.
(9)- نهج البلاغه: خطبه 206(10)- مصباح المتهجّد: 847، دعاى كميل؛ البلد الأمين: 190.
English