بسم الله الرحمن الرحیم
«الحمدلله رب العالمین الصلاة و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین حبیب الهنا و طبیب نفوسنا ابی القاسم محمد صلی الله علیه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین».
انبی...
251 مطلب یافت شد
دعاى غلام حضرت سجّاد(عليه السلام)
مدینه گفت هرگز حاضر نیستم دخترم را به ازدواج سلطان مملکت و پادشاه کشور درآورم روزی به یکی از شاگردانش گفت چرا چند روز است به کلاس درس نمی آیی ؟ گفت همسرم از دنیا … کلاس درس شد . سعید گفت برای خود همسری اختیار کن . گفت استاد از مال دنیا بیش از دو درهم ندارم . گفت دختر مرا می خواهی ؟ پاسخ داد استاد خود می دانی .
بهرهگيرى از هدايت امام معصوم
کنار حضرت مجتبی علیه السلام نشست و با خود گفت این مخزن علم دانش و بصیرت چند ساعت دیگر از دنیا میرود پس باید همین چند ساعت را به کلاس درس تبدیل
دو دوست حقيقى و دو يار واقعى
مملکت نمیدهمروزی به یکی از شاگردانش که نزد او معارف الهی میآموخت گفت چرا چند روزی است به درس نمیآیی؟ گفت استاد همسر جوانم از دنیا رفت و من در این چند روز سرگرم امور او بودم به این خاطر از کلاس
داستانی از يك قدح شراب
من از توحید بیزارم و در آن حال از دنیا رفت فضیل از مشاهدهی آن وضع بسیار پریشان و بدحال شد از کنار بستر شاگرد به خانهی خود رفت و از خانه بیرون نیامد تا در خواب دید شاگردش را به سوی آتش دوزخ و عذاب دردناک میبرندفضیل به او گفت تو برترین شاگرد کلاس درس
شاگرد فضيل
من از توحید بیزارم و در آن حال از دنیا رفت فضیل از مشاهدهی آن وضع بسیار پریشان و بدحال شد از کنار بستر شاگرد به خانهی خود رفت و از خانه بیرون نیامد تا در خواب دید شاگردش را به سوی آتش دوزخ و عذاب دردناک میبرندفضیل به او گفت تو برترین شاگرد کلاس درس
دو دوست حقیقى و دو یار واقعى
مملکت نمی دهم روزی به یکی از شاگردانش که نزد او معارف الهی می آموخت گفت چرا چند روزی است به درس نمی آیی ؟ گفت استاد همسر جوانم از دنیا رفت و من در این چند روز سرگرم امور او بودم به این خاطر از کلاس
درس تفسیر قرآن ـ جلسه صد و بيست و چهارم
نوشته روی دیوار ممکن است آدم را بیدار میکند.به لقمان گفتند ادب از که آموختی گفت از بی ادبان همه چیز درس است.یک جمله حضرت امیرالمؤمنین ع دارند ما اکثر العبر و اقل الاعتبار خوب همۀ دنیا کلاس
دو دوست حقيقى و دو يار واقعى
مملکت نمی دهم روزی به یکی از شاگردانش که نزد او معارف الهی می آموخت گفت چرا چند روزی است به درس نمی آیی ؟ گفت استاد همسر جوانم از دنیا رفت و من در این چند روز سرگرم امور او بودم به این خاطر از کلاس
تعهد دینی، ضامن پیوند انسانها
درس میگیرند. امیرالمؤمنین ع دنیا را کلاس درس گرفتن میدانند ولی درسگیرنده را کم میدانند ما اکثر العبر و اقل الاعتبار عالم پر از درس است و درسگیرنده خیلی کم … دنیا این است چارهای هم از این بافت نیست. روایات هم بهدنبال قرآن همین مسئله را مطرح کردهاند. این مشکلات گاهی مالی گاهی خانوادگی و گاهی اجتماعی است؛ گاهی خود انسان معمار این مشکلات است و گاهی دیگران مهندس این مشکلات نسبت به انسان هستند. حرفی که خدا درباره مشکلات دارد این است اگر خودتان عامل مشکل هستید به درمانش اقدام کنید و برای رفعش قدم بردارید از آسیب و مشکل هم درس بگیرید و خودتان را برای بار دوم گرفتار نکنید.-طبع دنیا علت برخی از سختیهابعضی از مشکلات را دیگران به انسان تحمیل میکنند و کارگاه بعضی از مشکلات هم طبع دنیاست؛ مثل پیری که یک مشکل و سختی است علاج و درمان هم ندارد و نمیشود بهدنبال جوانی هم گشت چون جوانی برنمیگردد.جوانی گفت با پیری دلآگاه *** که خم گشتی چه میجویی در این راه؟جوابش گفت پیر خوشتکلم *** که ایام جوانی کردهام گمجوانی برای چه کسی پیدا شده است؟ دوران سالخوردگی دوران ضعف دوران بیماریهای مختلف و دیگر مشکلات و دوران نزدیک به خروج از دنیاست.-کلاس
تواضع آيتالله سيد حسين كوهكمرهاى
دنیا به او میگفت حضرت آیه الله العظمی کوهکمرهای یک قدم دیگر مانده بود که نجف را قبضه کند. اما یک روز زود وارد کلاس درس شد. … کلاس درس نشسته است و چهار تا پنج طلبه هم اطرافش هستند و او برایشان درس میگوید. پیش خود گفت گوش بدهم ببینم این شیخ چه میگوید. وقتی او درس این شیخ ژولیده را گوش داد گفت خدایا این شیخ درس خواندۀ کجاست؟ خدایا این شیخ چه کسی است؟ خدایا نکند او فقط امروز دارد عالی درس میدهد؟ حالا فردا هم زودتر میآیم ببینم او چه میگوید. فردا هم زودتر آمد و دید خیر این شخص عالی درس میدهد. فردای آن روز در مقابل چهارصد نفر کوه کمرهای با آن عظمت روی منبر نشست و گفت شاگردان من دیگر از فردا به بعد من روی این کرسی نمینشینم. سه روز زودتر در این کلاس آمدم و دیدم یک روحانی دارد این جا درس میدهد و حس کردم از من بیشتر وارد است و دیدم من به او محتاج هستم من از فردا به بعد میروم و پای درس او مینشینم. هر کسی علم بیشتر میخواهد آزاد است که در درس او شرکت کند و نمیخواهد به درس دیگری برود.این شیخ ژولیده چه کسی بوده که چشمش هم ناراحتی داشت؟ او همان شخصی بود که فردا شیخ مرتضی انصاری شد. کسی که یک قدم مانده به کرسی مرجعیت چرا این کار را کرد و برای چه یک مرتبه از حالت مرجعیت به حالت شاگردی برگشت؟ برای این که او آدم بود.به خدای لاشریک له در بیشتر وقتها که یادم هست دستم را که دراز میکنم که لقمهای را بردارم به خدا گریهام میگیرد. به خودم میگویم خدایا به خودت قسم در این چند سالی که از عمرم گذشته همین لقمهای را که من میخواهم بخورم تو به من زیادی دادهای. برای این که من تا حالا باید نفسم قطع میشد. از خدا میپرسم در این دنیا
تواضع آيتالله سيد حسين كوهكمرهاى
دنیا به او میگفت حضرت آیه الله العظمی کوهکمرهای یک قدم دیگر مانده بود که نجف را قبضه کند. اما یک روز زود وارد کلاس درس شد. … کلاس درس نشسته است و چهار تا پنج طلبه هم اطرافش هستند و او برایشان درس میگوید. پیش خود گفت گوش بدهم ببینم این شیخ چه میگوید. وقتی او درس این شیخ ژولیده را گوش داد گفت خدایا این شیخ درس خواند کجاست؟ خدایا این شیخ چه کسی است؟ خدایا نکند او فقط امروز دارد عالی درس میدهد؟ حالا فردا هم زودتر میآیم ببینم او چه میگوید. فردا هم زودتر آمد و دید خیر این شخص عالی درس میدهد. فردای آن روز در مقابل چهارصد نفر کوه کمرهای با آن عظمت روی منبر نشست و گفت شاگردان من دیگر از فردا به بعد من روی این کرسی نمینشینم. سه روز زودتر در این کلاس آمدم و دیدم یک روحانی دارد این جا درس میدهد و حس کردم از من بیشتر وارد است و دیدم من به او محتاج هستم من از فردا به بعد میروم و پای درس او مینشینم. هر کسی علم بیشتر میخواهد آزاد است که در درس او شرکت کند و نمیخواهد به درس دیگری برود.این شیخ ژولیده چه کسی بوده که چشمش هم ناراحتی داشت؟ او همان شخصی بود که فردا شیخ مرتضی انصاری 1 شد. کسی که یک قدم مانده به کرسی مرجعیت چرا این کار را کرد و برای چه یک مرتبه از حالت مرجعیت به حالت شاگردی برگشت؟ برای این که او آدم بود.به خدای لاشریک له در بیشتر وقتها که یادم هست دستم را که دراز میکنم که لقمهای را بردارم به خدا گریهام میگیرد. به خودم میگویم خدایا به خودت قسم در این چند سالی که از عمرم گذشته همین لقمهای را که من میخواهم بخورم تو به من زیادی دادهای. برای این که من تا حالا باید نفسم قطع میشد. از خدا میپرسم در این دنیا
تحمّل استاد امام در برابر مشکلات دنیا
دنیا رفته باشد. این استاد بزرگ میفرمودند در نجف درس میخواندم به مقاماتی از علم هم رسیده بودم. چهار الی پنج طلبه آمدند و گفتند که آقا برای ما درس بگویید.گفتم چه بگویم؟گفتند شرح لمعه فقه است .گفتم من کلاس ندارم خودتان جایی دارید که برایتان
شهر ری مصلی آستان مقدس حضرت عبد العظیم دهه سوم محرم 94 سخنرانی چهارم
درس پنجم کتاب مشق بنویسید فردا که همه میآمدیم سر کلاس بعضی از بچهها از روی درس پنجم کتاب کلاس مشق نوشته بودند همه را نگاه میکرد براساس درست نوشتن خط خوب نمره میداد بیست هجده شانزده بعضی از بچهها مشق ننوشته بودند جریمهشان میکرد بعضی از بچهها نوشته بودند اما نه از روی درس پنجم دری وری نوشته بودند در کلاس دنیا
جلوهاى از حيات اميرمؤمنان عليهالسلام
خدا این گنج را در دنیا ظاهر کرده است تا که انسانها سرمایهدار شوند اما تا لحظاتی دیگر ما شما را از دست میدهیم آیا نباید بیتابی کنم؟امام جوابی نفرمود. شگفتی مطلب این جا است که امیرالمؤمنین علیهالسلام ضربت دیده و زهر خورده این لحظات را به کلاس موعظه تبدیل کرد. این چه درس
شیطان و اهل تقوا - جلسه نهم - (متن کامل + عناوین)
دنیا و انواع ابزار رفاه را دارند ولی در کنار این همه هم مشکل دارند و هم خود مشکل ساز هستند . یعنی اگر هدایت در دل آنها جلوه داشت با این قدرتی که به دست آوردهاند عامل امنیت در جهان میشدند اما نه تنها با داشتن همه ابزار علمی و رفاه مشکلات درونی و روانی آنها حل نشده بلکه برای کل کره زمین مشکلسازی نیز میکند . این را باید معلم به متعلم قرآن یعنی کسی که در کلاس درس
شیطان و اهل تقوا - جلسه اول - (متن کامل + عناوین)
دنیا و انواع ابزار رفاه را دارند ولی در کنار این همه هم مشکل دارند و هم خود مشکل ساز هستند . یعنی اگر هدایت در دل آنها جلوه داشت با این قدرتی که به دست آوردهاند عامل امنیت در جهان میشدند اما نه تنها با داشتن همه ابزار علمی و رفاه مشکلات درونی و روانی آنها حل نشده بلکه برای کل کره زمین مشکلسازی نیز میکند . این را باید معلم به متعلم قرآن یعنی کسی که در کلاس درس
درسهايي از مکتب عاشورا
درس وارستگی و پارساییاز زیباترین درسهای مکتب امام حسین ع معرفی زشتیهای دنیا و لزوم پرهیز از آن است. از دیدگاه حضرت سیدالشهدا ع دنیا خانه نابودی و ناپایداری و سرایی است که اهل خویش را پیوسته دگرگون میسازد. 8 در واقع کلام نورانی امامان شیعه تفسیر واقعی آیات الهی است؛ آنجا که در قرآن میفرماید زندگانی دنیا چیزی جز کالای فریب نیست 9 و در جای دیگر آن را سرگرمی و بازیچهای بیش نمیداند . 10 بنابراین در کلاس
مرگ و عالم آخرت - جلسه سيزدهم (3) - (متن کامل + عناوین)
درس میگیرند . وقتی اول ماه چشم آنان به هلال شب اول میافتد به آن از روی عقل و تفکر نگاه میکنند . مزرع سبز فلک دیدم وداس مه نویادم از کشته خویش آمد و هنگام درو 348 اما با چه دیدگاهی ؟ دید بیداری ؛ چون ماه شب اول کاملا مانند داس کشاورز است . در دنیا چه چیز کاشتهام که در روز قیامت این کشته را درو کنم ؟ از مکافات عمل غافل مشوگندم از گندم بروید جو ز جو 349 محال است که انسان در دنیا دروغ بکارد ولی در روز قیامت صدق درو کند . دشمنی بکارد محبت درو کند . آتش بکارد و در قیامت درخت بهشتی درو کند . آنچه که اینجا میکارد همان را در قیامت درو میکند . 350 فرصت برنگشتنی جوانی ببینید بیدار چقدر زیبا نگاه میکند . خمیده قد از آن گشتند پیران جهاندیدهکه اندر خاک میجویند دوران جوانی را 351 یعنی مواظب باش که این گوهر جوانی را گم و حرام نکنی . خیلی زود میگذرد . روزی چشم باز میکنی میبینی تار مویی سیاه به سر و صورتت نیست . دیگر قدرت به کمر زانو و بازو نداری . دندانها ریخته سمعک در گوش عینک روی چشم و صدا ضعیف شده است . آن گاه آه میکشی که جوانی کجایی ؟ رفت و دیگر برنمیگردد . آن وقتی که باید جوانی را به پرونده پاک و آباد قیامتی تبدیل میکردی نکردی حال میگویی کجایی ؟ آن دیگر صدای تو را نمیشنود . 352 یاد مرگ بیداران از فرصتها به قدری زیبا استفاده میکنند که گاهی از کنار جوی آبی میرود میبیند آب در جوی میرود همانجا درباره روز قیامت و مرگ فکر میکند میگوید بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببینکاین اشارت ز جهان گذران ما را بس 353 آب میرود و دیگر برنمیگردد . جناده در کنار امام مجتبی علیه السلام یکی از آن چهرههایی بیدار که فرصت را غنیمت میدانست و برای رشد خود به دنبال همه حقایق بود شخصی است به نام جناده بن امیه 354 که لحظات آخر عمر حضرت امام مجتبی علیه السلام به دیدن ایشان میآید . به امام زهری داده بودند که از آن زهر دیگر خوب نشد . چند مرتبه امام را زهر داده بودند حضرت دوا میخورد و شکم خود را روی قبر پیغمبر صلی الله علیه وآله میگذاشت خدا او را شفا میداد اما این دفعه زهری به حضرت داده بودند که تمام درون ایشان را به هم ریخته بود و ایشان خونریزی داخلی شدیدی داشتند . به امام علیه السلام عرض میکنند باز هم بروید شکم خود را به قبر پیغمبر صلی الله علیه وآله بمالید تا دوباره شفا بگیرید . اما حضرت فرمودند مرگ دارو و علاج ندارد . حال در رختخواب افتاده رنگ پریده امعا و احشا از بین رفته و لحظات شهادت است جناده به کنار بستر آمده تا بیداری خود را ثابت کند . جناده انسان بیداری است . از کسانی نیست که کنار بستر دست روی دست بگذارد گریه و ناله کند و بگوید آقا جان مزاحم شما نمیشوم بد وقتی است ؛ چون مریض حوصله ندارد پس برخیزد و برود . اما بعدا گریه کرد ؛ چون آن وقت جای گریهکردن و بر سر زدن نبود . بهرهگیری از هدایت امام معصوم کنار حضرت مجتبی علیه السلام نشست و با خود گفت این مخزن علم دانش و بصیرت چند ساعت دیگر از دنیا میرود پس باید همین چند ساعت را به کلاس
رفع حجابها با ايمان و تقواى مستمر
دنیا بروند. اما آمنوا یعنی مؤمن شدند. انسان که صد مرتبه مؤمن نمیشود. یک بار مطالعه میکند گوش میدهد درس میخواند و خدا و قیامت را باور میکند همه ما این باور را داریم یعنی ما کلاس ایمان را گذراندهایم اما در و کانوا
English