سخن در شناخت بصیر و اعمی بود. … و با صحیح به کار گرفتن نعمتها تبدیل به یک موجود بصیر بشود وصفی که مربوط به حضرت حق است ان الله سمیع بصیر و حقیقتی است که از مشرق وجود پاک انبیای خدا طلوع کرده است مقام بصیرت و مقام آگاهی یک مقام الهی است. دید صحیح نسبت به صاحب عالم دید صحیح نسبت به خود عالم و دید صحیح نسبت به خویشتن اما اگر این استعدادها به کار گرفته نشود و انسان حبس در بدن شود خادم و خدمتگزار و فدای بدن شود راهی را خلاف طبیعت خلقت خودش طی میکند کور میشود و در این تاریکی خطرناک دیگر صاحب عالم را نمیبیند عالم را به حقیقتی که هست مشاهده نمیکند و به قول قرآن مجید خودش را هم از یاد میبرد و لا تکونوا کالذین نسوا الله فانسـهم انفسهم خود فراموشی مادر همه بیماریهاست که جایگاه خودم را از یاد ببرم. مقامات ذاتی خودم را از یاد ببرم.آنگاه قرآن مجید میفرماید در تمام معاملاتی که انجام میدهم دچار خسارت میشوم. چون با کوری معامله میکنم هر کسی طرف مقابل من است میتواند بر سر من کلاه بگذارد و میتواند مرا غارت کند.کتاب خدا آمده و مردم را به دو قسمت تقسیم کرده یک عدهای را میفرماید اعمی
36 مطلب یافت شد
خواسته هاى كوردلان
یک تفاوت دیگر گروه اعمی و بصیر در شکل خواستههاست. خداوند در قرآن هدف بعثت پیامبر اسلام را نجات مردم از خواستههای غلط میداند.
بصيرت از ديدگاه امام على، علیهالسلام
امیرالمؤمنین در یکی از خطبههای خود به موضوع تفاوتهای اعمی و بصیر اشاره کردهاند.
بصيرت از ديدگاه امام على، عليهالسلام
امیرالمؤمنین در یکی از خطبههای خود به موضوع تفاوتهای اعمی و بصیر اشاره کردهاند.
حكمت آفرينش انسان در كلام امام صادق عليه السلام
برای همین است که اعمی و بصیر در هویت با هم مساوی نیستند بصیر سعادتمند و اعمی شقی است.آیه دیگری نیز در این باره در سوره حدید آمده که نظیر آن با
شرح عبارت «قَدْ اَبْصَرَ طَريقَهُ...» از خطبه 86 نهج البلاغه | بخش دوم
در پیشگاه پروردگار اعمی و بصیر در هیچ نقطه ای اشتراک ندارند. … در سوره فاطر آیه 19 که از آیات بسیار مهم قرآن است میفرماید و ما یستوی الاعمی والبصیر امام صادق ع اعمی و بصیر نور و ظلمات ظل و حرور مرده و زنده … تاریکی با نور نمیخواند ظل و حرور با هم نمیخوانند اعمی و بصیر با هم نمیخوانند.مراد از بصائر که در قرآن مجید مطرح است چیست؟ پروردگار عزیز عالم
حكمت آفرينش انسان در كلام امام صادق علیه السلام
برای همین است که اعمی و بصیر در هویت با هم مساوی نیستند بصیر سعادت مند و اعمی شقی است.آیه دیگری نیز در این باره در سوره حدید آمده که نظیر آن
فرق بينا و كوردل در قيامت
فرق دیگر اعمی و بصیر در این است که اهل بهشت فهو فی عیشه راضیه .هستند. یعنی در زندگی خوش و پسندیدهای به سر میبرند و در حیات جاویداناند.
فرق بينا و كوردل در قيامت
فرق دیگر اعمی و بصیر در این است که اهل بهشت فهو فی عیشه راضیه .هستند. یعنی در زندگی خوش و پسندیده ای به سر میبرند و در حیات جاویداناند.
نگاهی به کتاب «جایگاه انسان در نظام آفرینش»
شناخت انسان بصیر و اعمی … و کنترل زبان رحمت خاص پروردگار نسبت به انسانهای مؤمن در دنیا انسان معراج تمام موجودات شکر نعمت؛ شرط انسانیت اثرپذیری انسان از اخلاق حسنه انسان در بازار دنیا انسان مسافر وادی حق عبودیت منتهای کمال انسان نورانیت انسان مؤمن لزوم توجه انسان به نورانیت نعمتهای الهی جایگاه عقل در وجود انسان از جمله برخی از عناوین اصلی کتاب است.سید محمدجواد آصف آگاه ادامه داد انسان مسافر وادی حق تفاوت قلب انسان بصیر با اعمی
استاد انصاریان: مراجعه به اهل ذکر از جمله راههای ارزیابی و شناخت خود/ نتیجهٔ ایستادن در برابر خدا نوعی خودزنی است
حال از قدیمیترین تاریخ تا اعمی و بصیر آیا ابراهیم ع با نمرود موسی ع با فرعون مسیح ع با صهیونیستهای زمان خودش پیغمبر ص با ابولهب امیرالمؤمنین
اندیشه در اسلام - جلسه شانزدهم (1)- (متن کامل + عناوین)
برای همین است که اعمی و بصیر در هویت با هم مساوی نیستند بصیر سعادت مند و اعمی شقی است.آیه دیگری نیز در این باره در سوره حدید آمده که نظیر آن … به معنی قبر است اما نه قبری که بدن را راحت در آن جای دهند زیرا جهنمیها را با فشار در آن جای می دهند.فرق بینا و کوردل در قیامت فرق دیگر اعمی و بصیر … و به او گفتم ابوهاشم کجایی؟ گفت در حرم پیامبر عظیم الشان اسلام. پرسیدم امام باقر علیهالسلام کجاست؟ گفت دو قدمی من ایستاده اند. پرسیدم او را می بینی؟ گفت آیا من امام زمان خود را نمی بینم؟ 2 معنای بصیرت اعمی در اصطلاح قرآن کسی نیست که چشم او کور باشد بلکه کسی است که کانال های قلب او رسوب گرفته و به سبب آن چیزی را درک نمی کند. به تعبیر قرآن مجید چنین شخصی مانند حیوانات است. یعنی همانطور که نمیتوان فقه و تفسیر و فلسفه را به حیوانات آموخت او نیز درکی از کتاب خداوند ندارد.قرآن کلمات بصیر
اندیشه در اسلام - جلسه شانزدهم
جهنمی را با فشار در آن جا میدهند.فرق بینا و کوردل در قیامتیک فرق اعمی و بصیر در قیامت این است که میفرماید وما یستوی الاعمی والبصیر .و فرق دیگر … و حرام کور میکنیم. اگر با این کوری از دنیا بروید قیامت هم با همین کوری محشور میشوید ومن کان فی هذه اعمی .این همان کور باطنی است. علت کوری او هم تماس نداشتن با خدا و پیامبر و ائمه است. اگر چشمهای انسان سالمی را که به دنیا میآید ببندند و پنجاه روز باز نکنند چون چشم در دنیای دیگر که دنیای تاریکی است وقتی باز میکنند یا کور است یا کم میبیند. وقتی دو چشم دل هم رها باشد خود به خود ضعیف میشود تا به کوری برسد بدون درمان با همین کوری میمیرد ومن کان فی هذه اعمی فهو فی الاخره اعمی 41.آدم کور باطن بهشت و رحمت خدا و جوار اولیای خدا را نمیبیند و پس از حساب و کتاب به چشم ظاهر از مشاهده بهشت و نعمت الهی و زن و بچه مؤمن خود و اولیای خدا محروم میشود. کوری در قیامت چه بلایی به سر انسان میآورد ومن کان فی هذه اعمی فهو فی الاخره اعمی . ونحشره یوم القیامه اعمی * قال رب لم حشرتنی اعمی وقد کنت بصیرا در صحرای محشر به خدا میگوید من وقتی از مادر متولد شدم مایه بصیرت در من بوده است قال کذلک اتتک ایاتنا فنسیتها من پیامبر و کتاب آسمانی و امام فرستادم و تو همه را پشت سر انداختی وکذلک الیوم تنسی 43من هم برنامه های خوب قیامت را پشت سر تو انداختم. این متن قرآن است.قیامت روزی است که علی علیه السلام 63 سال خواب نداشت. انبیای خدا نسبت به قیامت دغدغه داشتند. دراحکام است که یک نفر میمیرد و چهار میلیارد تومان ازاو میماند ووصیت هم ندارد. کسی با مدرک میآید و به وارث او میگوید ما بندی نزد او داشتیم به این بند هم علاقه داشتیم ما شنیدهایم که این بند رابه کفن او بستهاید ودفن کردهاید. واجب شرعی است که قبر رابشکافند بند را باز کنند و به صاحب آن بدهند فما تنفعهم شفاعه الشافعین 44 ؛ شفاعت شفیع شامل حال او نشود. ولا تزر وازره وزر اخری 45؛ بار بردار یک ذره بار گناه او را برندارد.امام صادق علیه السلام میفرماید موسی بن عمران علیه السلام قیامت وارد محشر میشود دغدغه دارد که نکند مادرش به او بگوید که من یک روز عمل صالح کم دارم تو به آن بپرداز و مرا نجات بده .اهل قیامت بسیاربه خود مشغول هستند. وما یستوی الاعمی والبصیر * ولا الظلمات ولا النور * ولا الظل ولا الحرور * وما یستوی الاحیا ولا الاموات 46.نابینا و بینا کافر و مؤمن یکسان نیستند و نه تاریکیها و روشنایی و نه سایه و باد گرم سوزان و زندگان و مردگان هم یکسان نیستند .بصیرت از دیدگاه امام علی علیه السلام امیرالمؤمنین علیه السلام در خطبهای به طور کلی بین اعمی و بصیر
اندیشه در اسلام - جلسه شانزدهم (2)- (متن کامل + عناوین)
دنیا مقدمه آخرت است و زندگی در آن زندگیای مقدماتی است.خواسته های کوردلان یک تفاوت دیگر گروه اعمی و بصیر در شکل خواسته هاست. … و اعمی در قیامت در آیه بالا آمده است. گروه اول چهرههایی نورانی دارند و گروه دوم چهرههایی سیاه و غبارآلوده. خداوند در تبیین تفاوت این دو گروه میفرماید وما یستوی الاعمی والبصیر * ولا الظلمات ولا النور * ولا الظل ولا الحرور * وما یستوی الاحیا ولا الاموات ان الله یسمع من یشا وما انت بمسمع من فی القبور . 58 نابینا و بینا کافر و مؤمن یکسان نیستند و نه تاریکی ها و نه روشنایی و نه سایه و نه باد گرم سوزان و زندگان و مردگان هم یکسان نیستند. بی تردید خدا دعوت حق را به هر کس بخواهد می شنواند و تو نمی توانی دعوت حق را به کسانی که در قبرهایند بشنوانی.انسان تنها در پناه قرآن مجید و انبیای خدا و ائمهطاهرین اهل بصیرت شده و بینایی قلبی برای او حاصل خواهد شد و این بینایی است که برای او و دنیا و آخرتش فوق العاده سودمند است. یکی از واقعیتهایی که قرآن مجید پس از معرفی خود به آن میپردازد این است که قد جاکم بصائر من ربکم . 59 بی تردید برای شما از سوی پروردگارتان دلایلی روشن آمده است.این آیه نشان میدهد که بینایی برای مردم بدون قرآن و وحی و نبوت و امامت حاصل نخواهد شد و بدون آن توان درک حقایق را نخواهند یافت. به همین دلیل است که می فرماید قد جاکم بصائر من ربکم .یعنی آیات قرآن مایههای بیداری برای مردم هستند. زیرا اگر مردم تا روز قیامت هم به فکر خود فشار بیاورند نمی توانند چیزی از حقیقت توحید اسما و صفات الهی اراده پروردگار و احوال قیامت و برزخ درک کنند. اصولا کسانی که با معارف الهی سر و کار ندارند افرادی پوچ و سرگردان هستند و زندگی آنان به فرموده قرآن از زندگی چارپایان نیز بدتر و پستتر است. 60 از این رو میان کسانی که در ارتباط با آیات قرآن هستند و از بصائر قرآن استفاده میکنند با کسانی که پوچ مانده اند در همه شئون باطنی و ظاهری تفاوت و اختلاف وجود دارد.بصیرت از دیدگاه امام علی علیهالسلام امیرالمؤمنین در یکی از خطبههای خود به موضوع تفاوتهای اعمی و بصیر … و اگر با این کوری از دنیا برویم در قیامت هم با همین کوری محشور می شویم ومن کان فی هذه اعمی فهو فی الآخره اعمی واضل سبیلا . 50 و کسی که در این دنیا کوردل باشد در آخرت هم کوردل و گمراه است.این نتیجه کورباطنی است که علت آن تماس نداشتن با خدا و پیامبر و ائمه علیهمالسلام است. اگر چشم های انسان سالمی را ببندند و پنجاه روز بعد باز کنند در ابتدا یا کور است یا کم می بیند. به همین قیاس وقتی دو چشم دل بسته باشد خود به خود ضعیف می شود تا به کوری برسد و اگر این بیماری در موقع مقتضی درمان نشود صاحب آن با همین کوری از دنیا میرود ومن کان فی هذه اعمی فهو فی الآخره اعمی .انسانی که باطنش کور باشد بهشت و رحمت خدا و جوار اولیای خدا را نمی بیند. در نتیجه در قیامت از مشاهده بهشت و نعمتهای الهی و اولیای خدا محروم می شود. حال معلوم میشود که کوری باطن در قیامت چه بلایی به سر انسان می آورد ومن اعرض عن ذکری فان له معیشه ضنکا ونحشره یوم القیامه اعمی * قال رب لم حشرتنی اعمی وقد کنت بصیرا . 51 و هر کس از هدایت من که سبب یاد نمودن از من در همه امور است روی گرداند برای او زندگی تنگ و سختی خواهد بود و روز قیامت او را نابینا محشور می کنیم. او می گوید پروردگارا برای چه مرا نابینا محشور کردی در حالی که در دنیا بینا بودم؟کورباطنان در صحرای محشر به خداوند عرضه میدارند که ما وقتی از مادر متولد شدیم بینا بودیم پس چرا در اینجا نابینا هستیم؟ و خداوند پاسخ میدهد قال کذلک اتتک آیاتنا فنسیتها وکذلک الیوم تنسی . 52 خدا می گوید همانگونه که آیات ما برای تو آمد و آنها را فراموش کردی امروز فراموش می شوی.این همه پیامبر و کتاب آسمانی و امام فرستاده شدند تا شما به راه راست هدایت شوید اما همه را پشت سر انداختید و آنها را فراموش کردید. برای همین امروز نیز شما به فراموشی سپرده میشوید. این نص صریح قرآن است.قیامت روزی است که علی علیهالسلام از مهابت آن خواب نداشت 53 و انبیای الهی از آن واهمه داشتند. در احکام اسلامی آمده است که اگر کسی مرد و پول فراوانی از او به جا ماند و وصیتی هم نداشت و شخصی با ارائه مدرک به وارث او گفت که بند کفن او متعلق به من است و آن را میخواهم و وارث هم نتوانست رضایت او را جلب کند باید قبر را بشکافند و آن را باز کنند و به صاحبش باز گردانند. حال قیاس کنید که در قیامت اوضاع آدمی بر چه صورتی است. روزی که به فرموده قرآن - فما تنفعهم شفاعه الشافعین . 54 پس آنان را شفاعت شفیعان سودی نمی دهد.- ولا تزر وازره وزر اخری . 55 و هیچ سنگین باری بار گناه دیگری را برنمی دارد.در قیامت هیچ کس بار دیگری را – ولو به اندازه پر کاهی- بر دوش نمیگیرد و از اعمال نیک خود به دیگری نمیبخشد. از این رو در روایتی آمده است که وقتی موسیبن عمران علیهالسلام وارد صحرای قیامت می شود دغدغه دارد از اینکه نکند مادرش از او ثواب یک روز عمل صالحش را بخواهد. 56 زیرا اهل محشر بسیار به خود مشغول هستند. در قرآن در وصف آن روز و حالات آدمیان نسبت به هم چنین آمده است فاذا جات الصاخه * یوم یفر المر من اخیه * وامه وابیه * وصاحبته وبنیه * لکل امرئ منهم یومئذ شان یغنیه * وجوه یومئذ مسفره * ضاحکه مستبشره * ووجوه یومئذ علیها غبره * ترهقها قتره * اولئک هم الکفره الفجره . 57 پس زمانی که آن بانگ هولناک و مهیب در رسد روزی که آدمی فرار می کند از برادرش و از مادر و پدرش و از همسر و فرزندانش در آن روز هرکسی از آنان را کاری است که او را به خود مشغول می کند تا جایی که نمی گذارد به چیز دیگری بپردازد . در آن روز چهره هایی درخشان و نورانی است؛ خندان و خوشحال . و در آن روز چهره هایی است که بر آنان غبار نشسته و سیاهی آنان را فرا گرفته است؛ آنان همان کافران بدکارند.یکی دیگر از تفاوتهای انسانهای بصیر
معناى بصيرت
اعمی در اصطلاح قرآن کسی نیست که چشم او کور باشد بلکه کسی است که کانال های قلب او رسوب گرفته و به سبب آن چیزی را درک نمی کند. به تعبیر قرآن مجید چنین شخصی مانند حیوانات است. یعنی همانطور که نمیتوان فقه و تفسیر و فلسفه را به حیوانات آموخت او نیز درکی از کتاب خداوند ندارد.قرآن کلمات بصیر
نقش بصيرت در انديشه انسان
و به او گفتم ابوهاشم کجایی؟ گفت در حرم پیامبر عظیم الشان اسلام. پرسیدم امام باقر علیهالسلام کجاست؟ گفت دو قدمی من ایستادهاند. پرسیدم او را میبینی؟ گفت آیا من امام زمان خود را نمیبینم؟معنای بصیرت اعمی در اصطلاح قرآن کسی نیست که چشم او کور باشد بلکه کسی است که کانالهای قلب او رسوب گرفته و به سبب آن چیزی را درک نمیکند. به تعبیر قرآن مجید چنین شخصی مانند حیوانات است. یعنی همانطور که نمیتوان فقه و تفسیر و فلسفه را به حیوانات آموخت او نیز درکی از کتاب خداوند ندارد.قرآن کلمات بصیر
تهران مسجد المجتبی دهه دوم صفر 95 سخنرانی چهارم
را بیان کرده یک دانه از روش های اعمی را بصیر هم آبادکننده آخرتش است هم برزخش است هم آخرت کوردل تخریبکننده دنیا و … و بعد هم دست خالی بمیرد این برای شکم دنیا دارد توشه تهیه میکند بصیر برای پاکی زندگی دنیا و برزخ و آخرتش دارد توشه برمی دارد. یک کسی هشتاد سال ایستاده دارد حمالی میکند برای دنیا دارد جمع میکند یعنی به سود دنیا و الاعمی لها متزود که قیامت بهش میگویند تو هشتاد سال کارت این بوده شکم زمین را پر بکنی شکم زمین را شش تا پاساژ بسازی و چندین هزار هکتار زمین بخری و هر جای خوش آب و هوا ویلا بلند بکنی و کارش پر کردن شکم دنیاست برای خودش هیچی برنمیدارد.اما بصیر از دنیا برداشت میکند به دنیا چیزی نمیدهد کوردل همش دارد حمالی میکند برای شکم دنیا بصیر دارد زحمت میکشد برای این که در دنیا خیرش به همه برسد از دنیا برمیدارد که خیررسانی کند برزخش را آباد میکند و آخرتش را آن وقت مرگ این دو نفر هم با همدیگر خیلی فرق میکند. بصیر وقتی میخواهد بمیرد ملائکه نازل می شوند بالای سرش حالا بیمارستان است یا خانه است بهش میگویند تتنزل علیهم الملائکه الا تخافوا از مردن نترس و لا تحزنوا اصلا غصه نخور که کارت چی میخواهد بشود کارت خیلی خوب است و ابشروا بالجنه التی کنتم توعدون فصلت30 هیچ غصه نخور چون ما آمدیم بهت بشارت بدهیم بهشتی که در دنیا بهت وعده میدادند آماده است نه غصه و نه ترس.اما سورهای که به نام خود رسول خداست آن را ببینید اعمی … میفرماید این فرشتگان من قبل از این که بمیرد با تازیانههای دوزخ هم کل روی بدن را میکوبند هم پشتش را میکوبند بعد ملک الموت میآید جانش رامیگیرد اعمی و بصیر
داوری حکیمانه و عالمانۀ خداوند از انسانها
اعمی و بصیردو آیه را عنایت کنید تا به داوری آخر آیه برسیم؛ در آیات دیگر قرآن مجید هم در میگوید داوری من حق است و مسئله ثابت درست ریشهای حقیقت و واقعیت است. و ما یستوی الاعمی و البصیر سوره فاطر آیه 19 از زمان آدم تا برپا شدن قیامت انسان کوردل با روشنبین یکی نیستند هیچچیز آنها با هم هماهنگ نیست و با هم نمیخواند. حالا شما از قدیمیترین تاریخ تا حالا اعمی و بصیر
علتهاى از بين رفتن بصيرت
و من کان فی هذه اعمی فهو فی الآخره اعمی و اضل سبیلا .و کسی که در این دنیا کوردل باشد در آخرت هم کوردل و گمراه است.این نتیجه کورباطنی است که علت آن تماس نداشتن با خدا و پیامبر و ائمه علیهمالسلام است. اگر چشمهای انسان سالمی را ببندند و پنجاه روز بعد باز کنند در ابتدا یا کور است یا کم میبیند. به همین قیاس وقتی دو چشم دل بسته باشد خود به خود ضعیف میشود تا به کوری برسد و اگر این بیماری در موقع مقتضی درمان نشود صاحب آن با همین کوری از دنیا میرود و من کان فی هذه اعمی فهو فی الآخره اعمی .انسانی که باطنش کور باشد بهشت و رحمت خدا و جوار اولیای خدا را نمیبیند. در نتیجه در قیامت از مشاهده بهشت و نعمتهای الهی و اولیای خدا محروم میشود. حال معلوم میشود که کوری باطن در قیامت چه بلایی به سر انسان میآورد و من اعرض عن ذکری فان له معیشه ضنکا و نحشره یوم القیامه اعمیقال رب لم حشرتنی اعمی و قد کنت بصیرا .و هر کس از هدایت من که سبب یاد نمودن از من در همه امور است روی گرداند برای او زندگی تنگ و سختی خواهد بود و روز قیامت او را نابینا محشور میکنیم. او میگوید پروردگارا برای چه مرا نابینا محشور کردی در حالی که در دنیا بینا بودم؟کورباطنان در صحرای محشر به خداوند عرضه میدارند که ما وقتی از مادر متولد شدیم بینا بودیم پس چرا در اینجا نابینا هستیم؟ و خداوند پاسخ میدهد قال کذلک اتتک آیاتنا فنسیتها و کذلک الیوم تنسی . خدا میگوید همانگونه که آیات ما برای تو آمد و آنها را فراموش کردی امروز فراموش میشوی.این همه پیامبر و کتاب آسمانی و امام فرستاده شدند تا شما به راه راست هدایت شوید اما همه را پشت سر انداختید و آنها را فراموش کردید. برای همین امروز نیز شما به فراموشی سپرده میشوید. این نص صریح قرآن است.قیامت روزی است که علی علیهالسلام از مهابت آن خواب نداشت و انبیای الهی از آن واهمه داشتند. در احکام اسلامی آمده است که اگر کسی مرد و پول فراوانی از او به جا ماند و وصیتی هم نداشت و شخصی با ارائه مدرک به وارث او گفت که بند کفن او متعلق به من است و آن را میخواهم و وارث هم نتوانست رضایت او را جلب کند باید قبر را بشکافند و آن را باز کنند و به صاحبش باز گردانند. حال قیاس کنید که در قیامت اوضاع آدمی بر چه صورتی است. روزی که به فرموده قرآن فما تنفعهم شفاعه الشافعین .پس آنان را شفاعت شفیعان سودی نمیدهد. و لا تزر وازره وزر اخری .و هیچ سنگین باری بار گناه دیگری را برنمیدارد.در قیامت هیچ کس بار دیگری را ولو به اندازه پر کاهی- بر دوش نمیگیرد و از اعمال نیک خود به دیگری نمیبخشد. از این رو در روایتی آمده است که وقتی موسی بن عمران علیهالسلام وارد صحرای قیامت میشود دغدغه دارد از اینکه نکند مادرش از او ثواب یک روز عمل صالحش را بخواهد. زیرا اهل محشر بسیار به خود مشغول هستند. در قرآن در وصف آن روز و حالات آدمیان نسبت به هم چنین آمده است فاذا جات الصاخه* یوم یفر المر من اخیه* و امه و ابیه* و صاحبته و بنیه* لکل امرئ منهم یومئذ شان یغنیه* وجوه یومئذ مسفره* ضاحکه مستبشره* و وجوه یومئذ علیها غبره* ترهقها قتره* اولئک هم الکفره الفجره .پس زمانی که آن بانگ هولناک و مهیب در رسد روزی که آدمی فرار میکند از برادرش و از مادر و پدرش و از همسر و فرزندانش در آن روز هرکسی از آنان را کاری است که او را به خود مشغول میکند تا جایی که نمیگذارد به چیز دیگری بپردازد . در آن روز چهرههایی درخشان و نورانی است؛ خندان و خوشحال. و در آن روز چهرههایی است که بر آنان غبار نشسته و سیاهی آنان را فرا گرفته است؛ آنان همان کافران بدکارند.یکی دیگر از تفاوتهای انسانهای بصیر
قلب بصير، قلب اعمى
کلام در کوری و بینایی انسان بود که هر دو در ارتباط با قلب انسان است. کتاب خدا میفرماید قلب یا قلب اعمی یا قلب بصیر
English