لطفا منتظر باشید

حکایت انسان وارسته

یکى از مردان الهى، در تهران، در بهترین نقطه بازار، مغازه‏اى را اجاره کرده بود که شاید سر قفلىِ آن، چهل میلیون تومان بود. ایشان چهل سال پیش این مغازه را از مالک مغازه اجاره کرده بود. مالک مغازه از دنیا رفت و ورثه او نزد مستاجر رفتند و به ایشان گفتند : شما به پدر ما سر قفلى داده‏اید؟ مرد گفت : نه. آنان گفتند : آیا مستاجر پدر ما بوده‏اى؟ مرد گفت : بله. سپس به او گفتند که پدر ما از دنیا رفته است و ما این مغازه را نیاز داریم. مرد گفت : چَشم! آنان هم تشکر کردند و رفتند. نیم ساعت بعد از آن، یک نفر مشترى براى خرید جنس به مغازه آمد ؛ اما فروشنده گفت : نمى‏توانم بفروشم. آن گاه همه جنس‏ها را همان روز جمع کرد و از مغازه بیرون آورد و کلید مغازه را به صاحبان مغازه تحویل داد.پس انسان اگر بخواهد، مى‏تواند به امر پروردگار عمل کند و وارسته شود. مى‏تواند از گناهانى که مرتکب شده است توبه کند. اگر مسیر توبه براى انسان بسته بود، بعثت انبیا، امامت ائمه و آمدن قرآن، بیهوده بود. خداوند انسان‏ها را به آن چه انجام شدنى است، امر کرده است. اگر توبه، امرى ناشدنى بود، هیچ گاه خداوند به آن امر نمى‏کرد. در حالى که در قرآن، بارها بر آن تاکید شده است.

 

برچسب ها :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه