حرام خورى و پنج خطر آن
وجود مبارك پيامبر عظيم الشأن اسلام صلى الله عليه و آله، پنج خطر بسيار سنگين را براى اميرالمؤمنين عليه السلام بيان مىكنند، كه اين پنج خطر ميوه تلخ يكى از گناهان است.
گناهى كه در طول تاريخ، رواج داشته و متأسفانه در اين روزگار در كشور ما هم رواج دارد و تعدادى از مردان و زنان دچار اين گناه و اسير اين برنامه شيطانى هستند.
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله با توجه به بصيرتى كه خدا به ايشان عطا كردهاند و طبق آيه شريفهاى كه در اواخر سوره يوسف است، به اميرالمؤمنين فرمود: «يا على من أكل من الحرام» يا على، هر كسى مال حرام بخورد، پنج خطر متوجه او خواهد شد. يعنى اين پنج خطر در ذات مال حرام است. كسى نمىتواند از بيت المال دزدى كند، يا مال مردم را بياورد و نيت او هم اين باشد كه پول آن را ندهد. بگويد: چك مىدهم بگذار برگشت بخورد. نمىتوان ميوههاى تلخ حرام را از حرام جدا كرد و به لقمه حرام گفت: من تو را مىخورم، اما تو اين پنج خطر را ايجاد نكن، مثل اينكه بگوييم: آفتاب، بتاب، اما كره زمين را روشن نكن. كسى نمىتواند اين پنج خطر را از مال حرام جدا بكند. پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد:
نه اينكه در تمام عمرش حرام خور باشد، بلكه اگر گرفتار اندكى حرام خورى شود. مقدار حرام خورى را از كجا مىفهميم؟ از كلمه «من» كه بر سر «الحرام» آمده است. «مَنْ أَكَلَ مِنَ الحرامِ»
هر كسى كه مقدارى از حرام را بخورد،
1- خطر مرگ قلب
خطر اول سنگينترين خسارت و زيان است. متن فرمايش رسول خدا صلى الله عليه و آله درباره سنگينى خطر اول اين است:
خطر اول: «مات قلبه»
به آرامى حيات الهى از قلب حرام خوار خارج مىشود و قلب او مىميرد. ممكن است فرد حرام خوار صد سال زندگى كند. منظور از مرگ قلب، مرگ آن قلبى است كه صفاتى همچون: رقت، عاطفه و ايمان را از دست بدهد.
اميرالمؤمنين عليه السلام در «نهج البلاغه» مىفرمايد:
«فالصورة صورة انسان و القلب قلب حيوان» قيافه آدميزاد است ولى قلب گرگ است. امام زين العابدين عليه السلام در «مناجات تائبين» مىفرمايند: «امات قلبى عظيم جنايتى» خدايا! اين گناه بزرگ، قلبم را نابود كرده است. به علت تعفّن باطنى، صاحب قلب مرده، بخيل، مغرور، حسود، متكبر، كينه توز و دورو مىشود، اينها تعفّنهاى قلب مرده است. اين يك خطر است.
2- خطر كهنه شدن دين
خطر دوم: «خرق دينه»
دين انسان حرام خوار كهنه مىشود. تعبير بسيار عجيبى است. دين ديگر براى او تازگى ندارد، در جواب آنها كه مىپرسند: چرا بىدين شدى؟ مىگويد: روزگار تمدن است، اين حرفها ديگر كهنه شده، من اگر ديندار بودم از قافله تمدن و متجدد بودن عقب مىماندم، دنياى الكترونيك است، ديگر دنياى نماز، روزه، مسجد، روضه، گريه، حلال و حرام نيست. دين كهنه مىشود.
3- خطر ضعف يقين
خطر سوم: «ضعف يقينه»
باورش هم سست مىشود. مىگويد: نمىدانم قيامت واقع مىشود يا نه، نبوت انبيا و امامت على عليه السلام را قبول بكنم؟
4- خطر سست شدن در بندگى
خطر چهارم: «قلّت عبادته»
در بندگى خدا، كند مىشود. نماز اول وقت به آخر وقت و آخر وقت هم رو به نابودى مىرود. روزه ماه رمضان را با بهانههاى واهى نمىگيرد.
5- خطر مستجاب نشدن دعا
خطر پنجم: «حُجِبَتْ دعوته»
انسان ممكن است انواع گرفتارىها را پيدا بكند و كليد حل گرفتارىهاى او، پول، پارتى، وكيل، وزير، رئيس، سرهنگ و سرتيپ نباشد، تنها راه حل، دعا به درگاه خداوند است. ولى پيغمبر به اميرالمؤمنين مىفرمايد: «حُجِبَتْ دعوته»
هر چقدر دعا كند، خدا دعاى او را مستجاب نمىكند، خداوند مىفرمايد: آنقدر در گرفتارى بمان تا نابود شوى. دعايت براى من ارزش ندارد.
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته
English