علامت اهل باور و يقين
رسول خدا عليها السلام در برابر جمعيت مسجد به او فرمودند:
«انَّ لِكلِّ يَقينٍ حَقيقةً فَما حَقيقةُ يقينِكَ؟»
دليل، نشانه و برهان تو بر اين كه نسبت به همه حقايق در اوج باور هستى چيست؟ او عرض كرد:
«كأنّى أَنْظُرُ إلى عَرْشِ رَبّى»
يا رسول الله! خودم را در عرش خدا مىبينم. يعنى تمام درها باز و ساختمان انسانيت من، از اين گنبد دوّار نيز بالا زده و به پشت اين پرده و حجابها رفته و به عرش رسيده است.
يا رسول الله! بهشتيان را غرق در نعمت و دوزخيان را غرق در عذاب مىبينم و نزد من طلا با ريگهاى بيابان يكى است؛ يعنى دل او به كلى از چيزى كه تمام مردم دنيا بر سر آن جنگ و دعوا دارند و به خاطر آن ربا مىخورند، مىدزدند، غصب مىكنند، رشوه مىگيرند و حق را ناحق و پايمال مىكنند، كاملًا پاك شده و آزاد است.
رسول خدا صلى الله عليه و آله به مردم رو كرده، فرمودند:
«هذا عَبْدٌ نَوَّر اللهُ قَلْبَه بِالايمان» «1» اين كسى است كه خدا قلب او را از نور ايمان روشن كرده است. مگر قلبهاى ديگر چه قلبى است؟ قلبهاى ديگر توسط پول، هواى نفس، شيطان و شهوات دستكارى شده است، لذا به آنها هر چه مىگويى، مىگويند: دلمان مىخواهد. اما اين طرفىها مىگويند: آن چه را كه خداى من مىخواهد. بين اينها خيلى فرق است. البته اينها به دل تهمت مىزنند؛ چون دل به خاطر فطرت، هرگز خواهان اين چيزهايى كه اينها مىگويند نيست.
تخريب ساختمان عقل با بىادبى
از جمله كسانى كه مصالح ساختمان انسانيت را تأمين كرد، وجود مبارك حضرت مجتبى عليه السلام است.
كه در گفتارى بسيار باارزش، آسمانى و ملكوتى اين مصالح را شرح داده و چقدر زيبا فرمودهاند. اى كاش تمام مردم به همين روايت عمل مىكردند؛ چون براى تبديل شدن زمين به بهشت و خاموش شدن آتش جهنمى كه كل جهان را فراگرفته است، كافى مىباشد. طبق آيات و روايات، نشانهاى از بهشت پروردگار در زندگى مردم دنيا نيست و همه جا آتش، كينه، نزاع، اختلاف و پس زدن همديگر است.
اغلب سفرهها به حرام آلوده است. مگر جهنم غير از اين است؟
حضرت مجتبى عليه السلام مىفرمايد:
«لا أدب لمن لا عقل له» كسى كه از عقلش استفاده نمىكند ادب ندارد.
اينجا امام به جنايت تعطيل شدن عقل اشاره مىكنند. بالاترين گناهى كه بشر در تاريخ مرتكب شده است، زندان كردن، عقب راندن، پنهان كردن عقل و ميدان دادن به هواى نفس است.
رعايت عقل، بار سنگينى به دوش مردم جهان است. اين طورى كه مردم با آن معامله كردهاند، از زير بار سنگين آن فرار كرده و هنوز قصد برگشتن به سوى عقل را ندارند.
English