پذيرايى خدا از اجابت كنندگان دعوت ماه رمضان
منظور من از دعوت تو اين است كه من به تو يك حيات همه جانبه بدهم؛ حيات علمى، قلبى، عقلى، نفسى و جسمى. و مىخواهم در دستگاه خودم بيايى، چه بسا كه شربت شهادت هم به تو بدهم:
« بَلْ أَحْيَآءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ »
هم نصيبت كنم.
تو بيا، دعوت من را اجابت كن، آن وقت ببين در بارگاه قدس من و در حريم كرم من و سر سفره من چه خبر است و چه چيزهايى نصيبت مىشود.
دنباله آيه مىفرمايد:
« وَاعْلَمُوآاْ أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِه »
خيلى لطيف است؛ اى دعوت شدهها! بدانيد. مگر تا حالا شما خيال نمىكرديد ضربان قلبتان باعث زنده بودنتان است؟ مگر تا حالا خيال نمىكرديد كه پخش شدن خون به وسيله قلب و جمع شدن خون باعث حيات شما است؟ اما از اين خيالتان دست برداريد.
« وَاعْلَمُوآاْ أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِه وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ »
من از قلبت به خودت نزديكتر هستم، آن قلبت نيست كه تو را نگهداشته است، بلكه من هستم. چيزى كه در باطنت كار مىكند، من هستم، گوشت و خون تو نيست. آنها همه در درجه بعد قرار دارند، يعنى بين تو و خون و قلبت يك فاصله هست، آن فاصله خدا است، يكى نزديكتر از خونت به تو هست، كه آن خدا است.
« وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ »
English